وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

آلت به عنوان ابزار قدرت خون به عنوان زبان قدرت: چرا مرگ در شعر ما، هیچ پایانی ندارد؟

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ مقاله

`

خون به عنوان <a href="https://idealistic-world.com/glossary/zban/" class="glossary-link" target="_blank">زبان</a> <a href="https://idealistic-world.com/glossary/ghdrt/" class="glossary-link" target="_blank">قدرت</a>: چرا <a href="https://idealistic-world.com/glossary/mrg/" class="glossary-link" target="_blank">مرگ</a> در شعر ما، هیچ پایانی ندارد؟

در شعر حکمت، خون تنها یک مایع بدنی نیست. خون، در اینجا، زبانی است که قدرت برای بیان مالکیت و تقدیس خشونت از آن استفاده می‌کند. هر قطرهٔ خون، یک جملهٔ دیگر از این زبان است. هر لکهٔ خون روی خاک، یک سند حقوقی است. هر جانی که می‌میرد، نه یک پایان بلکه یک انتقال است. این مقاله، به تحلیل فلسفی و تاریخی این نماد می‌پردازد: چگونه مرگ، در جهان‌بینی این شعر، نه یک پایان، بلکه یک روند ادامه‌دار از تصرف و مالکیت است؟

خون نه نشانهٔ مرگ، بلکه نشانهٔ مالکیت

در تمام فرهنگ‌های بشری، خون، نماد حیات است. اما در این شعر، این نماد معکوس می‌شود. خون، نه زندگی را نشان می‌دهد بلکه مالکیت بر زندگی را. وقتی شعر می‌گوید «به خون تن بگو آتش از آن باد»، در واقع می‌گوید «خون، منبع قدرت است». خون، نه فقط زندگی را می‌گیرد بلکه آن را به مالک منتقل می‌کند. هرگاه مردی، زنی را می‌کشد، او تنها یک جان را نمی‌گیرد او یک منبع انرژی را از دست می‌دهد. و این انرژی، در این جهان، به صورت خون تجسم می‌یابد.

در تاریخ، همواره خون، به عنوان یک نماد مقدس و تقدیس‌شده، در مراسم تسلیم و تفویض مالکیت استفاده می‌شد. در جنگ‌های باستانی، خون اسیران، در مراسم تقدیس به خداوندان جنگ ریخته می‌شد. در سیستم‌های اسارت، خون زنان و کودکان، به عنوان «هنرهای جانبی» تأیید می‌شد یعنی، هزینهٔ طبیعی مالکیت. این شعر، همان روند را با زبانی بسیار دقیق و خشن تکرار می‌کند: خون، نه یک پیامد خشونت بلکه جزء ضروری آن است. خون، تأیید می‌کند که مالکیت انجام شده است. بدون خون، مالکیت، نامعتبر است. بدون خون، قدرت، ناموجود است.

مرگ: انتقال، نه پایان

یکی از ترسناک‌ترین بخش‌های شعر، جملهٔ پایانی است: «هزار سال از آن روزها رفت… همه جان و زن و فرزند و هرسان، از آن دیگری بود است ارزان». این جمله، نه تنها یک توصیف تاریخی است بلکه یک تحلیل فلسفی از ابدیت خشونت است. مرگ، در این شعر، هیچ‌گاه پایان نمی‌یابد. هر جانی که می‌میرد، جای خود را به جان دیگری می‌دهد. هر زنی که اسیر می‌شود، جای خود را به زن دیگری می‌دهد. هر فرزندی که متولد می‌شود، جای خود را به فرزند دیگری می‌دهد.

این، یک چرخهٔ بی‌پایان است. یک چرخه که هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود زیرا هیچ‌گاه خون، به عنوان یک نماد مالکیت، نابود نمی‌شود. مرگ، در این جهان‌بینی، نه یک پایان بلکه یک فرآیند تکراری است. هر قربانی، یک ابزار برای تولید قربانی بعدی است. هر خونریزی، یک سند برای مالکیت بعدی است. این، دقیقا همان چیزی است که در تاریخ، در جنگ‌های صلیبی، در حملات مغول، و در اسارت‌های مستعمراتی، رواج داشت: مردم، به عنوان «ذخیرهٔ انسانی»، تولید می‌شدند تا مالکیت، ادامه یابد.

در اینجا، مرگ، نه یک تنبیه بلکه یک وظیفه است. وظیفهٔ قدرت است که خون را جمع‌آوری کند تا بتواند مالکیت را تأیید کند. و این وظیفه، هیچ‌گاه تمام نمی‌شود. هزار سال از آن روزها گذشت اما خون، هنوز می‌ریزد. هزار سال از آن روزها گذشت اما مالکیت، هنوز زنده است.

خون و عبا: دو نماد یکسان، دو زبان یکسان

در شعر، خون و عبا، به طور متناوب و همزمان، به عنوان نمادهای اصلی تقدیس قدرت ظاهر می‌شوند. «عبا را او کشید و رفت بر جای»، «به خون تن بگو آتش از آن باد». این دو نماد، یکسان هستند. عبا، نماد تصرف بدن است خون، نماد تصرف جان است. اما در این جهان‌بینی، بدن و جان، یکی هستند. هرگاه عبا بر بدن کشیده می‌شود، جان از آن جدا می‌شود و این جدا شدن، خون است. هرگاه عبا بر بدن کشیده می‌شود، جان به مالک منتقل می‌شود و این انتقال، خون است.

این، یک تقابل فلسفی است: در فلسفهٔ غربی، از دکارت تا فوکو، بدن و روح، دو موجودیت متمایز هستند. اما در این شعر، بدن و روح، یکی هستند. هرگاه بدن، تحت مالکیت قرار می‌گیرد، روح نیز از آن جدا می‌شود و این جدا شدن، خون است. خون، در اینجا، نماد تلفیق بدن و روح است. خون، همان چیزی است که می‌گوید «این زن، دیگر یک انسان نیست او یک دارایی است. و این دارایی، از طریق خون، به من منتقل شده است».

خون در امروز: نمادی که هنوز زنده است

آیا این شعر، تنها دربارهٔ جنگ و اسارت گذشته است؟ آیا خون، فقط یک نماد تاریخی است؟ پاسخ، واضح است: خیر. در امروز، خون، هنوز زنده است فقط با نام‌های دیگر. در بعضی جوامع، خون، یک مایع است. در جوامع دیگر، خون، یک قانون است مانند قوانین ممنوعیت ازدواج، یا قوانین اجباری نکاح. در جوامع دیگر، خون، یک نگاه است نگاهی که می‌گوید «زن، مال من است». در جوامع دیگر، خون، یک فضای مجازی است جایی که زنان، با نام‌های دیگر، به عنوان «مصدر خشونت» تعریف می‌شوند.

در اینترنت، زنانی که به عنوان «هدف» یا «موجودات قابل تخریب» تعریف می‌شوند نه به عنوان انسان‌هایی با هویت همین خون را می‌پوشند. در کتاب‌های تاریخ، زنانی که به عنوان «همسر فلان رهبر» ذکر می‌شوند نه به عنوان نقشی در انقلاب همین خون را می‌پوشند. در خانه‌ها، زنانی که از زندگی خود به عنوان «خدمت به مرد» تعریف می‌شوند نه به عنوان موجودی با خواسته‌های مستقل همین خون را می‌پوشند.

خون، امروز، دیگر فقط یک مایع نیست بلکه یک سیستم است. یک سیستم که هرگز به پایان نمی‌رسد زیرا هرگز به عنوان یک خشونت شناخته نشده است. ما خون را به عنوان «هزینهٔ جانبی» می‌پذیریم نه به عنوان یک ابزار سلب هویت. و این، دقیقا همان چیزی است که شعر ما به ما می‌گوید: خطرناک‌ترین خشونت، خشونتی است که شما آن را خشونت نمی‌دانید.

فلسفهٔ خون: از تلفت به انتقال

در فلسفهٔ تلفت، انسان، با مرگ، به جهان می‌رود و با مرگ، مالکیت بر خود را از دست می‌دهد. اما در این شعر، انسان، با خون، مالکیت را به دیگری می‌دهد. این یک معکوس فلسفی است: در جهان آرسطو، مرگ، آزادی است. در جهان این شعر، مرگ، اسارت است. خون، در اینجا، نماد این انتقال است. زن، نه چیزی را از دست می‌دهد بلکه همه چیز را به دیگری می‌دهد: صدایش، نامش، خاطراتش، و حتی حقش به اینکه بگوید «من هستم».

این فلسفه، دقیقا همان فلسفه‌ای است که در جنبش‌های امروزی برای مقابله با «فیمینیسم نوین» و «حقوق جنسیتی» مطرح می‌شود. آن‌ها می‌گویند «حقوق زن، از طریق تسلیم و اطاعت به دست می‌آید». این شعر، به ما می‌گوید: خیر. حقوق، فقط از طریق مقاومت در برابر تسلیم به دست می‌آید. خون، نماد تسلیم است. و هرگاه خون بر بدن ریخته شود هویت، نابود می‌شود.

نقد الهیات خون: آیا نماد خدا است؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های شعر، جملهٔ پایانی است: «به ملکش بر پیمبر نیش بود است». این جمله، یک ارتباط مستقیم بین مالکیت بدن و خدا را تأسیس می‌کند. اگر خدا، مالک جان است پس چرا مرد، مالک بدن است؟ اگر خدا، مالک زن است پس چرا مرد، می‌تواند خونش را بر زمین بریزد؟ این شعر، یک نقد ضمنی از الهیات مالکیت‌محور انجام می‌دهد: خدایی که جان را مالک خود می‌داند، همان خدایی است که مرد را به عنوان نمایندهٔ خود، به مالکیت بدن زن می‌سپارد.

در اینجا، خون، نه تنها نماد مالکیت مرد است بلکه نماد مالکیت خدا است. مرد، در این شعر، نه یک فرد، بلکه یک نیابت الهی است. او، همان «پیمبر» است نه پیغمبری که الهام می‌گیرد بلکه پیمبری که مالکیت را اعمال می‌کند. این نگاه، تقابلی تاریخی را نشان می‌دهد: در دین‌هایی که خدا را مالک جان می‌دانند، زن، همواره به عنوان یک دارایی تلقی شده است نه به عنوان یک موجود مستقل. خون، در این سیستم، یک نماد مقدس است نه یک نماد خشونت. و این، دقیقا همان چیزی است که شعر ما به ما می‌گوید: هر نماد مذهبی که بدن را مالکیت کند، یک نماد خشونت است.

نتیجه‌گیری: وقتی خون، یک جرم است

این شعر، تنها یک شعر نیست بلکه یک گزارش جنایی است. گزارشی که از یک جرمی می‌نویسد که هیچ کس آن را جرم نمی‌داند. جرمی که در هر خانه، در هر مسجد، در هر مجلس، در هر خبر، تکرار می‌شود. جرمی که با نام «عادت»، «معتقدات»، «مذهب»، و «فرهنگ» توجیه می‌شود.

خون، در اینجا، یک مایع نیست بلکه یک سند قانونی است. یک سندی که بدون امضای زن، بدون رأی دادن، بدون نظریهٔ حقوقی، مالکیت بدن را تأیید می‌کند. و این، دقیقا همان چیزی است که در امروز، در جوامعی که زنان را به عنوان «موجودات ناقص» تعریف می‌کنند، تکرار می‌شود.

راه خروج از این چرخه، تنها یک چیز دارد: عدم پذیرش خون به عنوان نماد مالکیت. اگر ما بخواهیم بدن را دوباره به انسان تحویل دهیم باید خون را از بدن زن برداریم نه به عنوان یک مایع، بلکه به عنوان یک نماد. نه به عنوان یک رسم، بلکه به عنوان یک جرم. نه به عنوان یک فرهنگ، بلکه به عنوان یک خشونت.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی |
پادکست‌های جهان آرمانی |
حکمت و تحلیل جهان آرمانی

سوالات متداول

۱. آیا این شعر تنها دربارهٔ اسلام یا جوامع مسلمان است؟

خیر. این شعر، نه یک نقد مذهبی، بلکه یک نقد بنیادین از مالکیت بدن در هر سیستم قدرتی است از امپراتوری‌های باستانی تا دیکتاتوری‌های مدرن، از جوامع مسیحی تا سکولار. خون، در اینجا، نمادی از هر ابزاری است که بدن را از مالکیت فردی سلب می‌کند.
۲. چرا خون، نماد مالکیت است و نه مرگ؟

زیرا مرگ، یک اتفاق است خون، در این شعر، یک فرمان است. مرگ، می‌تواند یک پایان باشد اما خون، در اینجا، یک ابزار تصرف است. تفاوت کلیدی، «اختیار» است. هرگاه بدن، بدون ارادهٔ فرد، خونریزی کند آنگاه، هر قطرهٔ خون، یک سند مالکیت می‌شود.
۳. چگونه می‌توانیم از این سلب هویت فرار کنیم؟

با اینکه بدن را به عنوان یک دارایی تصور نکنیم. با اینکه زن را به عنوان یک «موجود قابل تخریب» یا «همسر» تعریف نکنیم بلکه به عنوان یک موجود مستقل با هویت، خواسته، و صدای خاص خود ببینیم. با اینکه هر نمادی که بدن را مالکیت می‌کند، را به عنوان یک جرم بشناسیم نه یک فرهنگ.

{
“@context”: “https://schema.org”,
“@type”: “FAQPage”,
“mainEntity”: [
{
“@type”: “Question”,
“name”: “۱. آیا این شعر تنها دربارهٔ اسلام یا جوامع مسلمان است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “خیر. این شعر، نه یک نقد مذهبی، بلکه یک نقد بنیادین از مالکیت بدن در هر سیستم قدرتی است از امپراتوری‌های باستانی تا دیکتاتوری‌های مدرن، از جوامع مسیحی تا سکولار. خون، در اینجا، نمادی از هر ابزاری است که بدن را از مالکیت فردی سلب می‌کند.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “۲. چرا خون، نماد مالکیت است و نه مرگ؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “زیرا مرگ، یک اتفاق است خون، در این شعر، یک فرمان است. مرگ، می‌تواند یک پایان باشد اما خون، در اینجا، یک ابزار تصرف است. تفاوت کلیدی، «اختیار» است. هرگاه بدن، بدون ارادهٔ فرد، خونریزی کند آنگاه، هر قطرهٔ خون، یک سند مالکیت می‌شود.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “۳. چگونه می‌توانیم از این سلب هویت فرار کنیم؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “با اینکه بدن را به عنوان یک دارایی تصور نکنیم. با اینکه زن را به عنوان یک «موجود قابل تخریب» یا «همسر» تعریف نکنیم بلکه به عنوان یک موجود مستقل با هویت، خواسته، و صدای خاص خود ببینیم. با اینکه هر نمادی که بدن را مالکیت می‌کند، را به عنوان یک جرم بشناسیم نه یک فرهنگ.”
}
}
]
}

اگر این مقاله شما را به تأمل دعوت کرد آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. چون آزادی، تنها وقتی شروع می‌شود که یکی از ما، به این سوال پاسخ دهد: «چه کسی حق دارد خون من را به عنوان یک سند مالکیت تلقی کند؟»

`

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 27 آبان 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند
آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند

در پهنه گسترده ادبیات جنایی نوردیک، که به سبب لحن تأمل‌برانگیز و گاه مالیخولیایی خود، فراتر از قلمروهای جغرافیایی اسکاندیناوی طنین‌انداز شده است، آرنالدر ایندریداسون، نویسنده ایسلندی، جایگاهی متمایز را به خود اختصاص داده است. آثار او فراتر از صرفاً…

مطالعه بیشتر...
**راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی**
راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی

هالدور لاکسنس، که با رمان‌هایش از اعماق روح ایسلند و بشریت سخن می‌گوید، در میان نویسندگان برجسته قرن بیستم جایگاهی ویژه دارد. او نه تنها یک داستان‌گو، بلکه فیلسوفی است که از طریق روایت‌هایش به کندوکاو در پیچیدگی‌های وجود، اخلاق،…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
آلت به عنوان ابزار قدرت خون به عنوان زبان قدرت: چرا مرگ در شعر ما، هیچ پایانی ندارد؟

در شعر حکمت، خون تنها یک مایع بدنی نیست. خون، در اینجا، زبانی است که قدرت برای بیان مالکیت و تقدیس خشونت از آن استفاده می‌کند. هر قطرهٔ خون، یک جملهٔ دیگر از این زبان است. هر لکهٔ خون روی...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.