وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

همه چی حل شد: بی‌معنایی به عنوان حالت طبیعی جهان در شعر نیما شهسواری

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ متفرقه

در لحظه‌ای که تخت یزدان نابود شده، جام جهان ادرار می‌ریزد، و کودکان را مالش داده‌اند آن‌وقت است که آخرین ساختار معنا هم فرو می‌ریزد. «همه چی حل شد و در دام خلأ او افتاد» این مصرع، نه تنها پایان یک جهان، بلکه آغاز یک وضعیت جدید است: وضعیتی که در آن، بی‌معنایی، دیگر یک عارضهٔ موقت نیست، بلکه حالت طبیعی وجود است. نیما شهسواری، با این چند کلمه، تمامی تلاش‌های انسان برای ساختن معنا، تبدیل کرده به یک جنازهٔ زنده. ما دیگر نمی‌توانیم به خدا باور کنیم. دیگر نمی‌توانیم به عدالت باور کنیم. دیگر نمی‌توانیم به عشق، به دین، به آینده، حتی به خودمان باور کنیم. اما نیما، در اینجا، نه تنها این نفی را توصیف می‌کند؛ او این نفی را به عنوان یک واقعیت اصیل، ثابت می‌کند. بی‌معنایی، در این شعر، نه یک ضربهٔ تاریخی، بلکه یک حالت دائمی است مثل نفس آخر یک موجودی که مرده، اما هنوز حرکت می‌کند.

حل شدن همه چیز: فروپاشی ساختارهای متافیزیکی

«همه چی حل شد» این عبارت، یکی از ساده‌ترین و عمیق‌ترین جملات شعر است. «حل شد»، نه به معنای «پایان یافت»، بلکه به معنای «به‌طور کامل و بدون باقی‌مانده، از بین رفت». نیما هیچ گونه جایگزینی را پیشنهاد نمی‌دهد. او نمی‌گوید: «همه چیز خراب شد» که نشان‌دهندهٔ امکان ترمیم است. او نمی‌گوید: «همه چیز از بین رفت» که نشان‌دهندهٔ یک فاجعهٔ قابل تصور است. او می‌گوید: «حل شد». این کلمه، یک عمل منطقی است: یک معادلهٔ که به صفر رسیده، یک معنای که به صفر رسیده، یک ارزش که به صفر رسیده. همهٔ ساختارهایی که انسان برای تفسیر وجود خود ساخته بود دین، سیاست، فرهنگ، عشق، حتی خاطره همهٔ آن‌ها، به‌طور کامل، «حل» شده‌اند. نه به دلیل جنگ، نه به دلیل انقلاب، نه به دلیل فاجعهٔ طبیعی. بلکه به دلیل اینکه هر کدام از آن‌ها، از ابتدا، یک تقلب بوده‌اند. وقتی انسان‌ها متوجه می‌شوند که همهٔ آنچه را که برای معنا می‌خواستند، فقط یک داستان ساختگی بوده، آن‌وقت است که همه چیز حل می‌شود.

این فروپاشی، نه یک رویداد تاریخی، بلکه یک فرآیند تدریجی است که در شعر نیما، به شکلی نهایی و بی‌رحم تجلی می‌یابد. «صحبت از فسق و فجور است، صحبت صد من غاز» این مصرع، نه تنها به فساد اشاره دارد، بلکه به تلاش انسان برای توجیه فساد اشاره دارد. ما دیگر نمی‌توانیم به جهان باور کنیم چون همهٔ توضیحات ما، فقط یک «صد من غاز» هستند: تکرار بی‌معنایی که نه معنا می‌دهد، نه شفا می‌دهد، نه نجات می‌دهد. «صحبت از مدخل و صد غسل و طهارت انباز» این خط، نقد دینی را به اوج می‌رساند: ما نه فقط به دین باور نداریم، بلکه به تظاهرات دینی هم باور نداریم. ما می‌دانیم که هر غسل، هر مدخل، هر تلاش برای «طهارت»، تنها یک ریا است یک ریایی که خود انسان را تبدیل به یک ابزار تقلید می‌کند. و وقتی همهٔ این ریاها حل می‌شوند چه چیزی باقی می‌ماند؟

دام خلأ: نه تاریکی، بلکه نابودی فعال

«و در دام خلأ او افتاد» این بخش، یکی از عمیق‌ترین تصاویر فلسفی معاصر است. نیما نه از تاریکی صحبت می‌کند که یک حالت عدم نور است بلکه از «خلأ» صحبت می‌کند. خلأ، نه یک جای خالی، بلکه یک موجودیت فعال است. خلأ، یک چیز است که می‌بلعد. خلأ، یک چیز است که می‌آورد. خلأ، یک چیز است که می‌گیرد. این خلأ، نه نتیجهٔ یک فروپاشی، بلکه علت آن است. نیما به ما می‌گوید: ما نه در تاریکی گرفتاریم، بلکه در یک نیروی فعال نابودی گرفتاریم. این خلأ، همان است که همه چیز را حل کرده است. و حالا، ما در دام همان خلأ افتاده‌ایم. و این دام، نه یک دام فیزیکی است، بلکه یک دام وجودی است. ما نمی‌توانیم از آن فرار کنیم چون خود ما، بخشی از آن هستیم.

این تصویر، نه یک نیهیلیسم سنتی است که می‌گوید: «هیچ چیز معنا ندارد». این تصویر، یک نیهیلیسم فعال است که می‌گوید: «همه چیز معنا داشت و همهٔ آن‌ها حل شدند». ما نه در یک جهان بی‌معنا زندگی می‌کنیم ما در یک جهان پس از معنا زندگی می‌کنیم. جهانی که همهٔ معناهایش را از دست داده، اما هنوز هم، به شکل یک خلأ، وجود دارد. و این خلأ، نه یک سکوت، بلکه یک فریاد بی‌صدا است. هر کلمهٔ ما، در این جهان، به این خلأ می‌افتد و هیچ واکنشی نمی‌گیرد. هر دعا، هر اعتراض، هر عشق همهٔ آن‌ها، به خلأ می‌افتند. و خلأ، بدون هیچ تغییری، ما را می‌بلعد. این، ترسناک‌ترین بخش شعر است: ما نه از خارج نابود می‌شویم ما از داخل نابود می‌شویم. و این نابودی، نه با خشونت، بلکه با یک سکوت بی‌پایان، انجام می‌شود.

خود بی‌معنایی: نه یک حالت، بلکه یک هویت

نیما در این شعر، نه تنها بی‌معنایی را توصیف می‌کند بلکه آن را به عنوان هویت اصلی انسان معرفی می‌کند. «همه چی حل شد» این جمله، نه یک تشخیص، بلکه یک اعتراف است. ما دیگر نمی‌توانیم به خدا باور کنیم چون خدا، حل شده است. ما دیگر نمی‌توانیم به عدالت باور کنیم چون عدالت، حل شده است. ما دیگر نمی‌توانیم به خودمان باور کنیم چون خودمان، حل شده‌ایم. اینجا، نیما به ما می‌گوید: ما، دیگر نه انسان‌هایی هستیم که در جهانی بی‌معنا زندگی می‌کنند ما، خود بی‌معنایی هستیم. ما، دیگر نه یک موجودیت در جهانی بی‌معنا هستیم ما، خود جهان بی‌معنا هستیم.

این نگاه، یکی از ترسناک‌ترین نگاه‌های فلسفی است. چرا؟ چون اگر بی‌معنایی، فقط یک حالت باشد می‌توانیم از آن فرار کنیم. می‌توانیم به دین بگوییم: بیاور معنا. می‌توانیم به عشق بگوییم: بیاور معنا. می‌توانیم به خودمان بگوییم: بیاور معنا. اما اگر بی‌معنایی، هویت ما باشد آنگاه، هیچ راهی برای فرار وجود ندارد. ما نمی‌توانیم از خودمان فرار کنیم. ما نمی‌توانیم از خودمان نجات بگیریم. ما نمی‌توانیم از خودمان انتقاد کنیم چون خودمان، همان انتقاد است. اینجا، نیما به ما می‌گوید: ما، دیگر نه یک موجودیت انسانی هستیم ما، یک خلأ هستیم. و این خلأ، دیگر نه یک جای خالی است این خلأ، خود ما است.

ناتوانی زبان: چرا هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند نجات دهد

در جهانی که همه چی حل شده، زبان چه کار می‌کند؟ نیما در اینجا، به ما می‌گوید: زبان، دیگر نه یک ابزار ارتباط، بلکه یک ابزار تسلیت است. «وای دیوانه‌تر از گویش و دیوان مضراب» این مصرع، نه تنها به جنون اشاره دارد، بلکه به ناتوانی زبان در بیان حقیقت اشاره دارد. گویش، آن چیزی است که ما می‌گوییم. اما دیوانه، آن چیزی است که ما را مجبور می‌کند بگوییم. دیوانه مضراب، آن چیزی است که صدا را می‌سازد اما نه برای معنا، بلکه برای تولید صدایی که هیچ معنایی ندارد. در این جهان، هر کلمهٔ ما، یک نوع تقلید است. هر جملهٔ ما، یک نوع ریا است. هر دعا، یک نوع ادای فریب‌آمیز است. و این تقلیدها، هیچ چیزی را نجات نمی‌دهند چون همهٔ آن‌ها، به خلأ می‌افتند.

نیما، در اینجا، به ما می‌گوید: ما نمی‌توانیم با زبان، نجات بگیریم. چرا؟ چون زبان، خودش، بخشی از همان ساختارهایی است که حل شده‌اند. هر کتاب، هر دین، هر فلسفه همهٔ آن‌ها، تنها تکرارهایی از همان معناهایی هستند که حل شده‌اند. و این تکرارها، نه نجات می‌دهند بلکه خلأ را تقویت می‌کنند. بنابراین، تنها راه مقاومت، نه گفتن، بلکه سکوت است. اما حتی سکوت هم، در این جهان، یک نوع دیوانگی است. چون سکوت، همچنان یک گفتار است گفتاری که به خلأ می‌افتد. ما نمی‌توانیم بگوییم چون گفتن، یک ریاست. ما نمی‌توانیم سکوت کنیم چون سکوت، یک اعتراف است. این دوگانگی، بزرگ‌ترین زخم انسان در این شعر است: ما در یک دام زبانی افتاده‌ایم که هیچ راه فراری ندارد. هر حرکت، یک تله است. هر سکوت، یک اعتراف است.

چرا این شعر، هنوز زنده است؟

چرا این شعر، در سال ۲۰۲۴، هنوز زنده است؟ چرا هنوز ما به جای معنا، تکرار می‌کنیم؟ چرا هنوز ما به جای فکر کردن، تبلیغات را می‌خوانیم؟ چرا هنوز ما به جای زندگی کردن، شبکه‌های اجتماعی را می‌بینیم؟ چرا هنوز ما به جای عشق، تجارت را می‌بینیم؟

نیما، در این شعر، نه یک شاعر است، بلکه یک گواه است. او می‌گوید: من دیدم. من دیدم که چطور همه چیز حل شد. من دیدم که چطور جهان، به خلأ تبدیل شد. من دیدم که چطور ما، به خود بی‌معنایی تبدیل شدیم. و من هنوز زنده‌ام. و این زنده بودن، تنها به این معناست که من می‌توانم این را بگویم. این شعر، هیچ راه‌حلی نمی‌دهد. هیچ آینده‌ای را پیش‌بینی نمی‌کند. اما آنچه می‌دهد، چیزی است که هیچ نظامی نمی‌تواند بدهد: واقعیت. واقعیت بی‌فریب. واقعیت بی‌پناه. واقعیت بی‌نور.

در جهانی که همه چی حل شده، تنها چیزی که باقی مانده، این شعر است. و این شعر، دیگر نه یک شعر است این شعر، یک گواهی است. گواهی برای آنچه که ما از دست داده‌ایم. گواهی برای آنچه که ما نتوانسته‌ایم بسازیم. گواهی برای آنچه که ما هستیم: یک خلأ. و این خلأ، دیگر نه یک جای خالی است این خلأ، خود ما است.

پرسش و پاسخ

آیا نیما شهسواری در این شعر، نیهیلیسم را تبلیغ می‌کند؟

نه. او نیهیلیسم را تبلیغ نمی‌کند او آن را توصیف می‌کند. نیما نه یک فیلسوف است که می‌خواهد جهان را تغییر دهد او یک گواه است که می‌گوید: جهان، این‌طور است. این شعر، نه یک دعوت به تغییر است بلکه یک دعوت به دیدن است. دیدن آنچه که دیگر نمی‌توانیم نادیده بگیریم.

آیا این شعر، نسبت به امید، بی‌احترام است؟

نه. این شعر، نسبت به امید، احترام می‌گذارد چون آن را به صورت واقعی‌اش می‌بیند. نیما، امید را نمی‌کشد او امید را از روی چهرهٔ ما می‌کند. او می‌گوید: امید، دیگر یک چیز نیست امید، یک تقلب است. و این دیدن، تنها راه است که می‌توانیم از امید، رهایی یابیم.

چرا این شعر برای جهان امروز مهم است؟

چون ما هنوز هم، همه چیز را حل می‌کنیم. هنوز هم، همه چیز را تکرار می‌کنیم. هنوز هم، همه چیز را به خلأ می‌اندازیم. هر پست شبکه‌های اجتماعی، هر تبلیغ، هر کتاب خودکمکی، هر برنامهٔ تلویزیونی همهٔ آن‌ها، یک نوع «صد من غاز» هستند. نیما، در این شعر، به ما می‌گوید: این تکرارها، نه نجات می‌دهند بلکه خلأ را تقویت می‌کنند. و اگر می‌خواهیم زنده بمانیم باید این تکرارها را بشناسیم.

نتیجه‌گیری: بی‌معنایی، آخرین گواهی

نیما شهسواری، در این شعر، یک مراسم جنازه را برگزار می‌کند جنازهٔ معنا. او هیچ آیینی را جایگزین نمی‌کند. او هیچ مسجدی را بنا نمی‌کند. او تنها می‌گوید: همه چی حل شد. و این شدن، نه یک فاجعه، بلکه یک اعلامیه است. چون تا زمانی که ما به معنا باور داریم، ما نمی‌توانیم به خودمان باور کنیم. تا زمانی که ما به امید باور داریم، ما نمی‌توانیم به واقعیت باور کنیم. تا زمانی که ما به آینده باور داریم، ما نمی‌توانیم به حال خود باور کنیم.

نیما، با این شعر، ما را به یک چالش بزرگ دعوت می‌کند: آیا می‌توانیم بدون معنا، انسان باشیم؟ آیا می‌توانیم بدون امید، زندگی کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون تکرار، وجود داشته باشیم؟

این سؤالات، در این شعر، هیچ پاسخی ندارند. اما این عدم پاسخ، خودش یک پاسخ است. چون نیما، به ما می‌گوید: پاسخ، نه در آسمان است، بلکه در زمین است. پاسخ، نه در کتاب‌های مقدس است، بلکه در چشمان کودکان است. پاسخ، نه در تخت یزدان است، بلکه در تنهایی آدمی است. و این تنهایی، اگر بتوانیم آن را بپذیریم نه به عنوان تهیه، بلکه به عنوان آزادی ممکن است، تنها راه نجات باشد.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

کتاب‌های جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 30 مهر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟
هوش مصنوعی و تولید محتوا: چگونه روح و اصالت انسانی را حفظ کنیم؟

در دوران کنونی که هوش مصنوعی به مثابه نیرویی عظیم و بی‌سابقه، گستره‌های وسیعی از زندگی بشر را تحت‌الشعاع قرار داده است، وسوسه استفاده از آن برای تولید محتوا، به ویژه در حجم بالا و با سرعت خیره‌کننده، امری اجتناب‌ناپذیر…

مطالعه بیشتر...
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه
پادکست برای نویسندگان مستقل: استراتژی صدای شما برای خلق حضور و جامعه

در عصر حاضر که هیاهوی دیجیتال به اوج خود رسیده و هر صدایی برای شنیده شدن با انبوهی از صداهای دیگر به رقابت می‌پردازد، نویسندگان مستقل با چالش منحصر به فردی روبرو هستند: چگونه می‌توانند آثار خود را، که غالباً…

مطالعه بیشتر...
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟
پادکست و کتاب صوتی: کدام برای برندسازی نویسنده در عصر دیجیتال ابزاری قوی‌تر است؟

در هزاره سوم، با انفجار بی‌سابقه محتوای دیجیتال، صدای انسان به مثابه بستر جدیدی برای انتقال دانش، روایت و تجربه ظهور کرده است. در این میان، دو قالب برجسته که در نگاه اول شاید شباهت‌هایی سطحی داشته باشند، یعنی پادکست…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
همه چی حل شد: بی‌معنایی به عنوان حالت طبیعی جهان در شعر نیما شهسواری

در لحظه‌ای که تخت یزدان نابود شده، جام جهان ادرار می‌ریزد، و کودکان را مالش داده‌اند — آن‌وقت است که آخرین ساختار معنا هم فرو می‌ریزد. «همه چی حل شد و در دام خلأ او افتاد» — این مصرع، نه...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.