در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
احترام به باور دیگران؛ عبارتی که همچون ملکه ذهنهای بیفکر، جایگزین هر پاسخ درستی شده است. در این قسمت از پادکست به نام جان، با نگاهی عمیق و مانیفستگونه، به واکاوی این پرسش حیاتی میپردازیم که آیا هر عقیدهای، صرفاً به دلیل «باور بودن»، شایسته احترام است؟
نیما شهسواری در این گفتار بداهه، پرده از رخوتِ روشنفکری کاذبی برمیدارد که احترام به باور دیگران را تا سرحد پذیرشِ نابرابری و توجیه خشونت تقلیل داده است. این متن، نه یک مقدمه، که فریادی برای بازپسگیری مفهوم «جان» از چنگال قوانینی است که به نام امر الهی، حق حیات و انتخاب را از انسانها، زنان و جانداران سلب میکنند.
ما در وبسایت «جهان آرمانی» بر این باوریم که سکوت در برابر باوری که تیغ بر گلوی آزادی میکشد، نه احترام، که خیانت به ساحتِ آگاهی است. دعوت میکنیم تا در این واکاوی فلسفی، همراه ما باشید تا مرز دقیق میان حقِ زیستن و توهمِ مقدس را بازشناسیم.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان پیش از اینکه ما بخوایم در باب این قسمت صحبت بکنیم یه توضیح مختصری رو پیرامون این مسئله داشته باشیم و بعد وارد بحث مشخص مون توی این قسمت بشیم.
نکته ابتدا این هستش که ما قراره در یک ویژه برنامه ای در آتی پیرامون آزادی بیان صحبت بکنیم که این ویژه برنامه قاعدتا چند قسمتی خواهد بود و ما بیشتر و بیشتر پیرامون این احترام به باور دیگران و آزادی بیان و گره خوردن این مسائل صحبت بکنیم.
و نکته دیگه هم این هستش که ما در این قسمت مشخص خیلی موجز سعی میکنیم در باب این مساله صحبت کنیم و کلیات این مساله رو مطرح کنیم.
در این ویژه برنامه مشخص سعی میکنیم بیشتر و بیشتر وارد جزییات و مصادیق بشیم و اینبار هم سعی میکنیم که بیشتر در باب معانی صحبت بکنیم.
همانگونه که در تمام قسمت های برنامه ای بنام جان سعی شده در باب معانی صحبت بشه و کمتر ما نگاه داشته باشیم به مصادیق و مثال ها برای بهتر درک کردن تمامی مباحث ما سعی میکنیم که اون معانی ابتدایی رو به نوعی بشکافیم و بعد وارد مصادیق در آتی و آینده هم بشیم.
خب در این ابتدا بهتر هستش که ما یک تعریفی اول نسبت به باور داشته باشیم.
ما وقتی در باب باور صحبت میکنیم این باورها میتونه از نقاط مختلفی از المان های مختلفی تشکیل بشه.
یعنی ما با باورهایی روبه رو میشیم که باور های دینی و مذهبی هست.
همه ما در جهان با آن روبه رو هستیم.
زندگی همه ی انسان ها را درگیر خودش کرده.
عقاید و باورهایی که برگرفته از ادیان ابراهیمی است.
ادیان ابراهیمی که امروز بیشترین تعداد دنبال کننده را در سراسر جهان تقریبا به خودشان اختصاص می دهند.
یعنی اگر ما در نظر بگیریم که جمعیت جهان هشت میلیارد باشد، بیش از چهار میلیارد در جهان باورمند به مسیحیت، اسلام و کمتری هم به یهودیت باور دارند.
خب این باورها، باورهایی هستند که در جهان ما امروز رشد و نمو بسیار داشته و در همه جای دنیا هم باهاش روبه رو هستیم و اصلا زیست بشری رو هم درگیر خودش کرده.
یعنی شما مواجه میشی در سراسر جهان به ویژه برای ما ایرانی ها که امروز باهاش دست به گریبان هستیم.
یک باوری تحت عنوان اسلام شیعی، همه زندگی ما، زندگی فردی ما، زندگی اجتماعی ما، قانون گذاری ما شرایط مدنی و اجتماعی ما را تحت تاثیر قرار داده است.
اینها باورهایی هستند که به نوعی در زندگی ما نقش آفرینی می کنند.
اصلا زندگی فردی ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد و حالا ما مواجه می شویم با باورهای بیشمار دیگری که حالا از نگاه های عرفانی گرفته شده باشد، از نگاه های به وطن و مفهوم این نگاه باستانی وطن و میهن گرفته شده باشد یا نگاه هایی که به واسطه فلسفه و نگاه های فیلسوفان در سراسر تاریخ اتفاق افتاده و یا نگاه های دیگری که ما تحت عنوان نگاه های سیاسی می شناسیم، نگاه های اقتصادی و الی آخر هم می شناسیم.
باور به مجموعه نگاه هایی گفته می شود که یک شکل اجتماعی به خودش می گیرد.
یعنی ما وقتی در باب این باورها صحبت می کنیم، المان هایی که در کنار هم جمع می شود و این باور را می سازد آن اون جماعت باورمند رو به نوعی نگرش و رفتارهای اجتماعی وامیداره.
اصولا باور یک مساله فردی و شخصی نیست.
گاها ما مواجه میشیم با جماعتی که در باب این مسایل صحبت میکنن.
از همون ابتدا از اون نگاه لایکی که در جهان به وفور هم باهاش روبه رو هستیم.
در جهان صحبت از این میشه که این باورها، باورهای شخصی است و هر کس میتونه این باورها رو در خونه خودش نگه.
اما وقتی به ماهیت و اصالت این باورها برخورد میکنیم میبینیم که این باورها اصولا به وجود اومده.
برای این که شرایط اجتماعی رو تغییر بده.
گاها ما مواجه میشیم با یک نگاهی مثل نگاه اسلامی که اصلا یک نگاه کاملا سیاسی هست.
اصلا نگاهی است که از همون ابتدا توسط پیامبرش هم وارد وادی حکومت و سیاست شده.
اصولا در نهایت ما با محمدی رو به رو میشیم که قدرت رو در مدینه و در نهایت در مکه و مدینه و در عربستان و بعد از اون هم با حمله ها و وحشیگری های خودش در بخشی از جهان به دست گرفت و اصولا این باور مشخص آمده تا شرایط سیاسی و اجتماعی رو تغییر بده.
اصولا این باورها، باورهای قانون گذار هستن.
شما از یهودیت در نظر بگیرید با ده فرمان موسی در سرتاسر تورات مواجه میشید با قانون گذاری و قانون گذاری که قرار هست قواعد مابین انسان ها رو در زیست اجتماعی شون تعریف کنه.
قواعد و قوانینی که اصولا این زندگی اجتماعی رو معنا می بخشه.
پس وقتی ما نزدیک به مباحث باور میشیم اصولا داریم در باب یک مسئله ای صحبت میکنیم که در زیست اجتماعی ما به شدت پررنگ و قدرتمند هست.
یعنی اون مسئله ابتدایی که در نگاه لائیک داره دربارش بحث میشه.
اصولا یک نگاه دور از واقعیتی هست.
یک حقیقت ساخته شده به دست یک جماعتی است که به اون باورمند هستند و بیشتر جنبه توهمی و خیالی داشته.
اینکه شما بخواهید به باورمندان به دین اسلام بگویید که باورهای خودشان را در خانه خودشان نگه دارند، این باورها را وارد صحنه سیاسی نکنند.
باوری که اصلا شکل گرفته برای اینکه وارد وادی حکومت و سیاست بشود، وارد زیست اجتماعی بشود، قوانینی وضع بکند تا شرایط زیست و زندگی انسان ها در کنار هم را معنا ببخشد، مجازات هایی تعیین بکند برای رفتارهای انسانی.
حالا شما چگونه می خواهید از این جماعت که این باورها را در دل خونشون نگه دارند؟
خب در دل ادیان ما با اون مواجه هستیم.
با یک سری عناوینی که تحت عنوان مناسک مثلا میشناسیم.
خب این مناسک خیلی قابل لمس هست.
اگر ادیان و باورها خلاصه به همین مناسک می شدند، خلاصه به همین نمادها و نمادگرایی ها می شدند.
اینجا می شد در باب این نگاه های لاییک صحبت کرد.
این نگاه های مدرن صحبت کرد که این جماعت این مناسک را برای خودشان نگه دارند.
اما آنجایی که شما مواجه می شوید با قانون گذاری که توسط اسلام اتفاق میافتد، اینجا دیگر شما نمیتوانید باورمند به این موضوع باشید که حالا اینها میتوانند باورهای خودشان را در پستوی خانه های خودشان نگه دارند.
اینها اصولا برای زندگی اجتماعی خودشان تعاریفی مشخص کردند.
اصولا با قرار دادن این قوانین در دل خودشان هست که میخواهند وارد صحنه سیاسی بشوند و وارد صحنه اجتماعی بشوند.
میخواهند قوانین را به دست بگیرند.
به عنوان مثال شما به ایرانی نگاه میکنید که تمامی قوانین آن از قانون اساسی در نظر بگیرید تا قوانین جزایی و مدنی.
توسط همین نگاه دارد شکل میگیرد که قوه ای تحت عنوان.
قوه مقننه دارد که با صلاحدید شورای نگهبانی که قرار است چند عالم فقیه در راستای قانون گذاری شرط را بر اسلامی بودن قوانین بدانند، این قوانین را قبول کنند.
حالا با توجه به این نگاه ها و باورهایی که سراسر نگاه های اجتماعی به جهان دارد، نگاه سیاسی به جهان دارد و چشم امیدش برای رسیدن به حکومت از همان دیرباز بوده.
شما نمی توانید فرض را بر این بگذارید که این باورها را مردم در خانه های خودشان نگه دارند.
مناسک را شاید بتوانند.
اما خود این مناسک هم جنبه های باز اجتماعی دارد.
یعنی شما همین اسلام را در نظر بگیرید که به عنوان مثال چیزی تحت عنوان نماز جماعتی دارد که باز هم یک کنش اجتماعی هست.
باز هم قرار نیست این نماز جماعت یا به عنوان مثال نماز جمعه ای که در دل اسلام به ویژه در اهل تسنن یک واجب شرعی شناخته شده، یک اکت سیاسی و اجتماعی است.
شما در خانه های خودتان نگه دارید.
پس این نگاه اصولا از ریشه در یک هپروتی داره به سر می بره.
یعنی اصولا بر پایه یک توهماتی ساخته شده که با نشناختن نگاه به صورت درست داره ما رو به یک وادی از هپروت میکشونه.
نگاهی که مستقیما داره اکت های سیاسی از خودش انجام میده.
نگاه به حکومت و سیاست داره، نگاه به قانون گذاری داره و حتی مناسک اش در راستای یک فعل و انفعال اجتماعی هست رو شما خلاصه بکنید و تقلیل بدید در راستای اینکه این ها رو ما در خانه های خودمون میگیم.
پس قاعدتا یک فرد از ابتدا اشتباهی بوده.
اما حالا در کنار این باوری که ما میدونیم و میشناسیم و باهاش زندگی کردیم و زندگی شخصی ما رو هم تحت شعاع خودش قرار داده مواجه میشیم.
با احترام بر این باور.
واژه ای که به کرات میشنویم و امروز هم بیانگر به نوعی یک روشنفکری کاذبی هست که حالا باید جماعت احترام بزارن، به این باورها احترام بزارن و اونها رو محترم بشمارند.
ما وقتی در باب این احترام صحبت میکنیم یعنی حق حیات دادن به این باورها.
یعنی این باورها حق حیات دارن و ما اونها رو محترم میدونیم.
ما محترم میدونیم تا اونها زنده و جاری و ساری باشن و از خودشون صحبت بکنن در باب این افکار و عقاید و به نوعی اطلاع رسوندن به اون آزادانه حرکت بکنن، مناسک خودشون رو انجام بدن، قوانین و قواعد خودشون رو حکمفرما بکنن.
در برابر اون میاد و یک نگاهی تحت عنوان لائیسیته صحبت از این میکنه که این احترام رو ما به این باورها داریم.
اما این باورها نمیتونن وارد چرخش سیاسی بشن.
در صورتی که این فرض یک فرض اشتباهی هست.
یک درختی است که ما در میان آب کاشتیم.
ریشه اش رو در دل دریا گذاشتیم.
یک فرضی که با واقعیت وجودی ذاتی و فطری این نگاه ها در تضاد است.
نگاه اسلامی که پیرامون قدرت گیری سیاسی شکل گرفته و حالا جماعتی در این راستا قدم بردارند.
این رو ببرید در خونه های خودتون قرار بدید تا ما هم اونها رو محترم بشوند.
این اعتقاداتی که آمده تا در زندگی فردی ما تاثیرگذار باشه، زندگی اجتماعی ما رو به چالش بکشه.
قرار هست که در راستای حاکمیت و سیاست قدم بردارد را آیا می توان محترم شمرد؟
آیا می توان در برابر این ها سکوت کرد و احترام گذاشت تا اینها وارد این چرخه مشخص بشن؟
برای قدرت گیری، برای قانون گذاری؟
برای ساختن رفتارهای اجتماعی، قواعدی که قرار هست بر زندگی شخصی ما حکومت بکنه همونطور که امروز هم داره میکنه.
یعنی شما مواجه میشید با نابرابری های بی شماری که در ایران تحت لوای جمهوری اسلامی وجود داره در راستای اجحاف و تبعیض در برابر حقوق زنان.
در راستای اینکه اینها حق طلاق ندارن، حق حضانت کودکان خودشون رو ندارن.
و الی آخر.
چیزهایی که همه می دونیم.
آیا ما باید این نگاه رو محترم بشماریم؟
وقتی ما نزدیک به این واژه احترام می شیم، حق حیات رو برای این باورها در نظر می گیریم.
حالا ما باید اینها رو محترم بشماریم تا اینها وارد اون وادی که می خوان بشن.
اگر قرار بر این باشه که اینها رو محکوم به در حصر ماندن بکنیم که باز هم منافات داره با این احترام.
چون این احترام در راستای این هست که این ها بتونن آزادانه وارد میدان برای ابراز باورهاشون بشن.
مثل قضیه ایست که در ایران وجود داره و در جمهوری اسلامی وجود داره.
مردم آزادی بیان دارن اما آزادی بعد از بیان ندارن.
یعنی شما می تونید هر حرفی رو در ایران بزنید.
خب این رو که همه می تونن بزنن.
مثل فکر کردن هستش که شما همواره می میتوانید به همه چیز فکر کنید.
اما روزی که وارد وادی عملی این موضوع شدید که حالا تبعات خودتان را میبینید.
حالا شما اگر در ایران تحت کنترل جمهوری اسلامی پیرامون نقد به اسلام صحبت کردید، میتوانید این صحبت را بکنید.
آزادی بیان برای گفتن آن دارید اما اینکه آیا بالای دار بروید یا نروید یا حبس ابد بگیرید یا نگیرید، آیا شلاق بکشید توأمان تا زمان مرگتون؟
این موضوعی است که موضوع قابل بحث است.
حالا در راستای آن نگاه، لائیسیته هم ما را نزدیک میکند.
به همین معنا دیگر حالا دارد به ما میگوید که شما میتوانید باور داشته باشید باور شما هم از نظر ما محترم است، اما شما نمیتوانید وارد این وادی بشوید.
پس این احترام هم یک معنای دو لبه بی معنایی دارد چرا که اصولا این افکار بر پایه یک توهمی چیده شده و حالا وقتی ما برسیم به آن نگاه واقعی و واقعیتی که در جهان وجود دارد، حالا باید با توجه به چیزی که ما تحت عنوان احترام میشناسیم بیاییم وارد این وادی بشیم و بحث کنیم.
ما رو به رو هستیم با یک باوری.
حالا هر باوری مثالش را میتوانیم اسلامی بکنیم تا قابل لمس و درک برای همگان باشد و بعد از او ما می رویم یک مثال ماورایی می زنیم، یک مثال خیالی می زنیم تا باز هم درباره اش صحبت بکنیم.
حالا شما مواجه هستید با عقاید اسلامی و باورهای اسلامی که پیرامون این تبعیض ها به کرات صحبت می کنند.
در دل این باور صحبت از اینکه شما می توانید چهار همسر داشته باشید می کند.
صحبت از این می کند که شما می توانید کنیزان بی شمار را به دست بگیرید.
می توانید اینها را برای خود بکنید و ازشون لذات جنسی ببرید.
حالا اینها کنیزها انسان های آزادی هستند، انسان هایی هستند، موجودات و جاندارانی هستند که زندگی داشتن می کردند به واسطه ضعفی که در قوای ارتش شان داشتند در برابر شما دلاوران مسلمان به چنگ افتادند.
حالا اینها تبدیل به اسیر و برده و کنیز شده اند.
حالا شما میتوانید به اینها تجاوز بکنید.
میتوانید تجاوز جنسی ای بکنید که برگرفته از قانون الهی هست.
خداوند هست که شما را مجاز بر این رفتار وحشیانه کرده.
حالا شما روبرو میشوید با باوری که در باب ارتداد داره صحبت میکنه میگه شمایی که مسلمان زاده هستید، اگر قرار بر روزی شد که دین خودتون رو تغییر بدید حتی در دل ادیان ابراهیمی یعنی حتی از دل اسلام به مسیحیت رو بیارید جانتون رو از میان خواهید برد.
حالا این قواعد و قوانین داره در راستای این از بین بردن شما صحبت میکنه.
حالا اگر شما قرار باشه که به خداوند نقدی داشته باشید در برابر خداوند صحبتی بکنید، یک نگاه تازه متفاوت از خدا و یا در برابر خدا رو تصویر بکنید و دربارش صحبت بکنید.
شما محارب شناخته میشید.
حالا اگر قرار باشه شما در نقدی به ساحت قدسی پیامبر اسلام توهین بکنید شما سب النبی کردید حالا اعدام می شید.
جان شما رو از شما می گیرن.
و حالا با این تصویر کمدی ای که از این نگاه وحشیانه که جان شما رو داره از بین می بره، تمام هستی شما رو داره از میان می بره.
آزادی شما رو لکه دار می کنه.
شما رو تا آخر عمر به زندان خواهد انداخت.
حق نفس کشیدن، حق حیات، حق بیان، حق وجودیت رو از شما می گیره.
شما باید این باور رو محترم بشید.
یعنی یک مهمل بی انتهایی که هیچ معنایی رو در دل خودش نداره.
آیا شدنی است کسی که در پی قتل شماست شما او رو محترم بشمارید.
وجودیت او رو محترم بشمارید.
یک قاتلی اومده تا شما رو بکشه.
حالا شما در یک وادی ای قرار گرفتید که می دونید این قاتل تا چند دقیقه دیگه چاقو رو به گلوی شما خواهد برد و شما رو تکه و پاره خواهد کرد.
حالا به شما بگن آیا شما او رو محترم بشمارید؟
آیا باور و هدف او رو محترم بشمارید؟
یعنی شما یک مثال اسلامی رو مطرح کردید که حالا در دل این مثال اسلامی نابرابری هست که میدان دار هست.
حق حضانت نیست که برای زنان محترم شمرده نشده.
حق طلاقی است که برای زنان محترم شمرده نشده.
شهادتی است که نیمی به حساب خواهد آمد.
از زنان ارثی است که نیمی به زنان عطا خواهد شد.
حالا آیا زنی وجود داره که بخواد این نگاه آلوده رو محترم بشمره؟
فرای اینکه حالا زنانی هم هستند که اینگونه فکر بکنند؟
اما آیا همه زنان جهان همچین تبعیض و نابرابری و وحشیگری رو قبول میکنند؟ کنند؟
آیا می توانند محترم بشمارند؟
احترامی که در راستای زیست آنها هست در راستای میدانداری آنها هست؟
حالا این زنان اگر این باورها را محترم بشمارند حق حیات به این باورها می دهند تا روزی بیاید و این جماعت این حقوق را از آنها دریغ کند.
این نابرابری و تبعیض را میدان دار بکند.
حالا فردی که باورمند هست تا عقاید خودش را تغییر بدهد.
او که مسلمان زاده بوده حالا سنگی به سرش خورده و خواسته که برود در یک کلیسایی.
خدای پرتوان، پرقدرت، علیم و مهربان شما را بپرستد.
جان خودش را دارد در میدان می گذارد.
حالا شما به عنوان ارتداد این آدم را می کشید.
حالا آیا باوری که بر پایه قتل دیگران، تبعیض بر دیگران، اسارت دیگران، نیستی و نابودی دیگران هست آیا محترم هست؟
آیا می شود این باورها را رو محترم شمرد.
آیا میشه قاتلی که قصد کرده تا شما رو از میان ببره تا شما رو شکنجه کنه تا به شما تجاوز کنه رو، اهدافش رو، هدفش رو و خواستش رو و نیتش رو شما محترم بشمارید؟
این مثال خیلی مثال ساده ای است.
شما در نظر بگیرید که یک جماعتی فردا به میان آمدند و گفتند که ما جماعت مثلا مسلمان کش هستیم.
ما باوری داریم در راستای اینکه این مسلمون ها رو باید یک به یک کشت و تکه پاره کرد و خورد و این حرفا.
چیزی که خیلی هم رایج میشه دیگه در دل این انتقام جویی ها و این نگاه های آلوده ای که مدام انسان در حال تکرار کردن یک سیکل بیمار و وحشیانه در دل انتقام و کینه هست.
فردا یک جماعت مسلمان کشی به میان اومدن عقاید و باورهایی هم ساختند و گفتند خدایی هست که داره به ما تلگراف میزنه ما این تلگراف ها رو میبینیم و با ما در ارتباط.
ما تلفنی با خدا صحبت می کنیم و گفته که باید بیاین و این مسلمون ها رو از میان برداریم.
کسی که مسلمان بمونه بعد از این که ما باورهامون رو مطرح کردیم این ها لایق مرگ هستن.
آیا جماعت مسلمان قرار هست که آن ها را محترم بشمارد؟
حالا همین مثال رو به کرات به اشکال مختلف در نظر بگیرید.
حالا فکر کنید در باب هر کدوم از باورها، در باب کمونیسم، در باب نمیدونم یهودیت، مسیحیت و الی آخر همچین باورهایی در برابرشون به وجود بیاد یا اصلا باوری به وجود بیاد که فارغ از این نگاه ها، باوری داشته باشه که انسان هایی که رنگین پوست هستند مثلا زردپوست چشم نازک هستند رو ما اومدیم که از بین ببریم.
این ها اصلا حق زیستن ندارن.
اینا نباید تو دنیا باشن.
ما باورمون اینه ما فکر می کنیم که این ها حق زیست و حیات ندارن.
خدا به ما گفته پیغمبر به ما گفته حسن آقا گفته هر کسی گفته یه یک کسی به ما گفته و ما به این باور رسیدیم.
فکر بکنید که این نگاه احمقانه و وحشیانه یک جماعت احمقی رو هم پشت خودش داشته باشه که باورمند بشن به این نگاه.
حالا آیا جماعتی هست که بخواد از دل اون زرد پوستان به قول مثال حالا همه مردم جهان هم وجدانهای خوابی دارن اخلاقیات در کفن کرده ای دارن اما خود اون زردپوست ها آیا این نگاه رو محترم میشمارند؟
حق حیات به این نگاه میدن؟
پس اینجا اون نقطه ایست که ما وقتی داریم در باب احترام صحبت میکنیم نباید یک بار سر در هپروت ببریم و وهم و خیال همه دنیای ما رو بگیره و وارد یک وادی از جنون بشیم که بله همه چیز محترم هست.
هر اعتقادی محترم هست.
خب اگر هر اعتقادی محترم هست شما به قاتل ها هم احترام بزارید.
به باور های قاتل های زنجیره ای هم احترام بذارید هم یه قصد و نیتی داشتن.
شما هم باید این ها رو محترم بشمارید.
آیا تفاوت و تمایزی بین این نگاه های اسلامی با قاتل های زنجیره ای هست.
آیا یک نگاهی که صرفا در راستای جبر به میدان آمده و در برابر شما یک تیغ تیزی گذاشته که یا این تیغ تیز بر گردن شما کشیده خواهد شد و شما را از میان خواهد برد و یا شما هم باور ما می شوید؟
حالا اگر هم باور ما شدید، اگر روزی خواستید این نگاه را عوض کنید دوباره گردن شما بریده خواهد شد.
حالا شما اگر در آن جماعتی بودید که این باور رو نپذیرفتید زنتون، فرزندتون، دخترتون به دست ما در میاد.
حالا مای مسلمون میتونیم هر کاری با این ها بکنیم.
اینا کنیز ما هستن، برده ما هستن، غلام ما هستن.
انواع تجاوزات جنسی به این ها میشه.
حالا ما در دل این نگاه پر فروغی که به میان آوردیم هیچ حقی برای زنان، برای کودکان، برای حیوانات، برای گیاهان، برای تمام جان های جهان، برای دیگر باورمندان به خدا و اهل کتاب، برای کافران، برای هیچ کس ما هیچ حقی قائل نیستیم.
همه رو با تیغ تیز تبعیض مون از میان میبریم.
همه رو سلاخی میکنیم.
ما اومدیم که همه رو از میان ببریم.
حالا باید جماعتی در جهان باشن که این عقاید گوهربار ما رو احترام بزارن.
این رو ذره ای خارج از نگاه متعصبانه، ذره ای دور از اون نگاه وراثتی که به شما امر کرده و این جبر رو برای شما ساخته نگاه بکنید.
یک بار تصور کنید که شما درگیر این وادی از این افکار نبودید و افکاری که بیشتر این آدم ها هم در باره اش نه میدونن نه میخونن.
نه باری قران رو مطالعه کردن نه باری زیست گهربار پیغمبر و اون سیرت نبوی رو مطالعه کردن، نه احادیث بیشمار رو مورد مطالعه قرار دادن، نه فقه هایی که افاضات فضل کردن در طول تاریخ رو خوندن، نه قوانین کشور ها و شرایط رو زیر نظر داشتن.
یکبار دور از تمام این تعصبات و نادانی ها و حماقت ها به این جهان تصویر شده نگاه بکنید.
تصور بکنید که جماعتی آمده اند و به شما می گویند که ما آمدیم تا شما ها رو از بین ببریم، زن هاتون رو به کنیزی بگیریم، ما صاحب این کنیزان میشیم، شما رو هیچ حقی نمیدیم و فردا اگر خواستید در برابر ما بایستید هم شما رو سر خواهیم برد.
آیا شما این ها را محترم میشمارید؟
آیا احترام در این وادی اصلا معنایی داره؟
احترامی که همتای حق زیستن و حق حیات دادن به این جماعت است؟
آیا شما به عنوان یک انسان به دور از تعصب به کسی که برای قتل شما دندان تیز کرده و می خواد که شما رو از میان ببره برای این هدف او برای این قصد و نیت او احترامی قائل هستید؟
ما داریم در باب این مسئله مشخص صحبت می کنیم که وقتی صحبت از احترام بر دیگران میشه.
اونجایی که قرار باشه خط قانون آزادی آزار نرسوندن به دیگران از میان بره.
هیچ چیزی برای احترام وجود نداره حتی موزه.
موزه از کنار اون گذشتن نیست.
موضع یک آزاده و یاغی از میان بردن اون باورها هست.
یک قاعده کلی، یک نگاه مشخص، یک قانون مشخص تحت عنوان قانون آزادی، احترام به دیگر جوانان جهان، احترام به همه جانداران هر جا و هر نگاهی که اومده تا برای از میان بردن این حقوق پا به میدان بزاره، نه تنها احترامی نیست، نه تنها سکون و سکوتی نیست بلکه مبارزه در پیش هست.
بلکه باید به میدان اومد تا این افکار رو از بین برد.
اصلا صحبت از احترام کردن احمقانه هست.
اگر باوری به میان بیاد که این باور رو بر پایه های تجاوز به کودکان تصویر کند.
حالا باید یک جماعت بی شماری باشند که در برابر اون بایستند تا آخرین قطره خون در برابر این زشتی و لکه ی ننگ بایستند که اسلام باز هم هیچ موضوعی رو رها کرده نگذاشته.
اگر ما صحبت از تجاوز به کودکان بکنیم باز هم اسلامی هست که ید طولایی در این جنون هم داره.
حالا میاد صحبت از این میکنه که دختران 18 ساله رو به عقد در بیارید.
حالا یک پیامبری داره که دندان تیز کرده برای یک بچه ی هفت ساله اومده تا او رو به. زفاف ببره.
اومده تا او رو به این جنون بکشونه و در 18 سالگی هم این کار رو می کنه.
تا حالا ما عایشه رو در برابر دیدگان داریم.
حالا وقتی داریم در باب این احترام صحبت می کنیم، این احترام نه تنها محلی از اعراب نداره بلکه سکوت هم در برابرش ظلمت است. سکوت.
هم پیاله شدن با این جماعت آلوده و وحشی هست.
تنها راه ایستادگی و مبارزه برای از میان بردن هست.
ما میتونیم تمام باورهای جهان رو محترم بشماریم.
حق حیات بهشون بدیم.
تا جایی که به حقوق دیگران اجحاف نکنن.
تا جایی که حقوق دیگران رو لگدمال نکنن.
تا جایی که موجبات آزار دیگران رو فراهم نیارن.
تا جایی که در دل باورهای اونها آزار به دیگران ارزشی نباشه.
حال هر باوری در هر جای جهان.
صحبت از آزار به دیگران بکنه.
ارزشی رو تعریف کنه در راستای آزار رساندن به دیگران.
دیگرانی که همه موجودات رو تصویر میکنه.
چه انسان، چه حیوان و چه گیاهان.
نه تنها نمیشه احترامی بهش گذاشت.
نه تنها نمیشه از کنارش در سکون و سکوت گذشت.
که باید در برابرش ایستاد و جنگید.
پس صحبت از احترام یک صحبت مشخصی است.
باور های بیشماری در جهان وجود دارند.
این باورها برای بقا باید تمامی عناوینی که در راستای ظلمت به دیگران وجود داره رو از میان ببرن.
یعنی باید ما روزی با اسلامی روبرو بشیم که در دل اون کودک همسری رو زشتی بپندارد.
ما باید با اسلامی رو به رو بشیم که حقوق زن و مرد رو مساوی تصویر بکنه.
ما باید با اسلامی رو به رو بشیم که مبحثی مثل قربانی کردن، آزار به حیوانات، اینکه انسان اشرف مخلوقات هست، اینکه انسان حق داره هر کاری با حیوانات بکنه رو از میان ببره.
اون روز هم دیگه اسلامی در میان نیست.
اسلام همه بنیان های خودش رو از همین ظلمت و نابرابری و زشتی ها داره میگیره.
دیگه چیزی ما تحت عنوان اسلام نخواهیم در برابر داشت که بخوایم بهش احترام کنیم.
اما هر گاه هر نگاهی در جهان در راستای این ظلم و آزار رساندن به دیگران وجود داشته باشه، باید در برابرش ایستاد و جنگید.
باید از میان بردش که وجودیت ما و دیگر جانداران رو لکه دار میکنه.
ما رو در این خطر و تهدید قرار میده.
حال یک انسانی که در این کشور به دنیا اومده به راحتی میتونه به واسطه تغییر دادن باورش.
به واسطه انتقاد کردن از این سیستم حاکم از اون.
نگاه مریض و آلوده ی هزاران ساله.
به واسطه انتقاد از زیست.
پیامبری که در طول حیاتش از کشتار و قتل و جنگ و بیدادگری و غارت و تجاوز و زنبارگی کرده اگر انتقادی از او بشه.
او به مرگ محکوم خواهد شد.
حال این احترام کجا میدان دار است؟
حال این احترام همتا این است که شما سکوت کنی در برابر ظلم.
شمایی که دارید این ظلمت ها رو میبینید باید مسکوت و خموش و منفعل در جای خودتون باشید.
تو یک تصویری از یک دنیایی در دل روشنفکری تصویر بکنید که بله ما همه باور ها رو محترم میشماریم.
همه باور ها حق حیات دارن.
حالا باید سر در این هپروت بکنید.
باوری که اومده تا میدان دار سیاسی بشه تا زیست اجتماعی انسان ها رو تغییر بده حالا در دل خودش هزار باورهای آلوده داره.
حالا آیا میشه از کنار اون گذشت؟
آیا میشه بی تفاوت در برابر اون بود؟
آیا میشد در برابر نگاه های همتای نگاه های نژاد پرستانه هیتلر سکوت کرد؟
ایستادگی نکرد و نجنگید؟
گفت ما این نگاه ها رو هم محترم میشماریم.
حالا این که مثلا ما یهودی نیستیم که بذارید یهودی ها رو بکشند اشکال نداره.
حالا روزی که به ما رسید ما به میدان خواهیم آمد.
همون چیزی که ما در شرایط اجتماعی هم همواره باهاش روبرو هستیم.
وقتی به ایران خودمون، به شرایط ایران هم نگاه میکنیم مدام داریم با این رو به رو میشیم که بیش ترین و بیش ترین اتفاقی که باعث این در خود ماندن شده همین نگاهیست که امروز با ما که کاری ندارند.
اینکه دختر ما نبود که کشته شد، اینکه برادر ما نبود، پدر ما نبود، ما در امانیم اشکالی نیست.
وقتی ما در باب این احترام و حق زیستن صحبت میکنیم باید اون رو محترم بشماریم که به دیگران آزاری رسونده نمیشه.
هر باوری در هر جای جهان در برابر زیست و جان دیگران موضعی داشته باشه.
ما باید موضعمان تنها و تنها جنگیدن باشه.
تصویری که ما در جهان آرمانی پیرامون این مسئله احترام میدیم خیلی قابل درک هست.
برای از میان بردن جبر در جهان هست، برای به اختیار گذاشتن این نگاهها در جهان هست.
خب این مساله، مساله خیلی پیچیده و بزرگی است که ما در کتاب جهان آرمانی پیرامونش صحبت کردم.
در آتی در این ویژه برنامه هایی به نام جان هم سعی می کنم درباره اش صحبت بکنم.
قاعدتا ویژه برنامه ای تحت عنوان جهان آرمانی خواهد بود که در آن خیلی کاملتر در بابش صحبت خواهیم کرد.
یک اشارت موجزی خواهم داشت در همین انتهای برنامه.
اینکه ما وقتی در باب جهان آرمانی صحبت میکنیم، منظور مشخص ما این هست که ما محترم خواهیم شمرد تمامی باورها را در جهان حتی با این افکار آلوده.
این افکار آلوده را میتوانند در قبال کسانی داشته باشند که به آنها معترف و معتقد هستند.
یعنی ما میتوانیم جهانی را تصویر بکنیم که در دلش این مسلمانان افراطی هم زندگی بکنند.
اما کسانی که دارند درش زندگی میکنند اون قواعد رو قبول کردند نه به واسطه اینکه به وراثت برده اند، نه به واسطه ای که جبرا در آن کشور به دنیا آمده اند.
این قاعده برای حیوانات مستثنا هست.
این قاعده برای گیاهان برای دیگر جاندارانی که حق انتخاب ندارند مستثنی بنا هست قاعدتا مصون از قانون بیمار اون ها کودکان خواهند بود.
مجانین خواهند بود کسانی که حق انتخاب ندارند.
اما حال این جماعت دوست دارن در دیوانگی و جنون خودشون پیش برن و همدیگه رو بکشن، سنگسار کنن، دار بزنن، آتیش بزنن، دست همو ببرن. آزادن. مختارند.
اختیار برای اونهاست تا اینگونه زندگی کنند.
چرا که رستگاری و آزادی رو در همین نگاه هایی که از نظر من آلوده هست می بینند.
اما در جهان امروز که در این حد ما در جبر فرو رفتیم، احترام بی معناست.
تنها میانه دار بین ما و این عقاید مسموم که در راستای آزار به دیگر جانداران تصویر شده جنگ هست.
قاعدتا پیرامون این مساله میشه ساعت ها صحبت کرد.
در یک ویژه برنامه ای تحت عنوان آزادی بیان.
من سعی می کنم بیشتر و بیشتر پیرامون این مباحث صحبت کنم.
اما در اینجا به واسطه اینکه این برنامه طولانی نشه سعی می کنیم همین جا برنامه رو خاتمه بدیم.
در این انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه به نام جان نمیشه.
من بیشتر از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم تمامی آرا و افکار و عقاید خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآورده ام.
تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر و دگرگونی شکل بگیره اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
آیا احترام به باور دیگران در دنیایی که برخی باورها مستقیماً بر نفیِ «دیگری» بنا شدهاند، امکانپذیر است؟ این پرسشی است که زیربنای تحلیل ما در این مقال را تشکیل میدهد. ریشه بسیاری از خفقانهای اجتماعی در این است که ما میان «انسان» و «عقیده» تفاوتی قائل نمیشویم. در حالی که انسان دارای حقوق ذاتی است، عقاید باید در ترازوی نقد و اخلاق سنجیده شوند.
وقتی از احترام به باور دیگران صحبت میکنیم، در واقع به آن باور «حق حیات» میدهیم. اما تکلیف ما با باوری که ارتداد را با مرگ، نقد را با شلاق و نیمی از جامعه (زنان) را با سلب حقوق اولیه مجازات میکند چیست؟ اینجا همان نقطهای است که از آن به عنوان «بوسیدن دست جلاد» یاد میشود. باوری که برای زیستِ اجتماعی قانون وضع میکند و به دنبال قدرت سیاسی است، دیگر یک امر شخصی در پستوی خانهها نیست؛ بلکه کنشی عمومی است که باید پاسخگوی پیامدهای خود باشد.
در تحلیل ساختار ادیان ابراهیمی و به ویژه نگاههای توتالیتر، مشاهده میکنیم که مفاهیمی چون «مناسک» تنها لایهی رویین هستند. لایهی زیرین، «قانونگذاری» و کنترلِ تام بر زیستِ بشری است. در چنین ساختاری، احترام به باور دیگران به معنای پذیرشِ تبعیض و اجازه دادن به بازتولیدِ وحشیگری است. آیا میتوان به باوری که تجاوز یا سلب مالکیت بر جان را تحت لوای الهی توجیه میکند، احترام گذاشت؟
تحلیل فلسفیِ جاری در آثار نیما شهسواری به ما میگوید که آزادی، تنها زمانی معنا مییابد که به آزارِ دیگری منجر نشود. لذا، هر نگاهی که «آزار» را به عنوان یک ارزش تعریف کند، از دایرهی احترام خارج است. مبارزه با چنین افکاری، نه یک انتخاب، که ضرورتی برای صیانت از جان است. ما باید به جای احترام کورکورانه، به دنبال برابری و آگاهی باشیم.
در نهایت، تغییر نه از طریق سکوت، که از مسیر نقدِ بیرحمانهی ساختارهای قدرت و باورهای مسموم میگذرد. برای مطالعه بیشتر در باب مفاهیم آزادی و ساختار جهان آرمانی، میتوانید به بخشهای زیر مراجعه کنید:
آگاهی، نخستین قدم برای در هم شکستن زنجیرهای باورهای آلوده است. بیایید بیاموزیم که به انسانها عشق بورزیم، اما در برابر عقایدی که بوی خون و اسارت میدهند، یاغی باقی بمانیم.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.