اطلاعیه و اخبار

وب‌سایت جهان آرمانی شروع به فعالیت کرد

در این وب‌سایت تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، کتاب صوتی و پادکست به نام جان به صورت رایگان منتشر می‌شود و شما می‌توانید این آثار را دریافت کنید

همچنین شما می‌توانید با ما همکاری کنید، آثار خود را در این وب‌سایت منتشر کنید و در تالار گفتمان دیالوگ آرا و افکار خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

قطعا اولین همراهی شما با ما اطلاع‌رسانی به دیگران پیرامون این وب‌سایت و آثار نیما شهسواری است

تالار گفتمان دیالوگ کار خود را آغاز کرد تا بستری آزاد را برای همفکری و در میان گذاشتن آرا و افکار متفاوت فراهم کند 

شما نیز می‌توانید با ثبت‌نام در وب‌سایت جهان آرمانی – دیالوگ در این راه همراه ما باشید

صفحات رسمی نیما شهسواری در شبکه‌های اجتماعی راهی است برای دسترسی به آثار و ارتباط با ما

این صفحات در تمامی پلتفرم‌ها در اختیار شما است در برنامه‌های پادکست‌گیر برای دسترسی به آثار صوتی و در دیگر پلتفرم‌ها برای ارتباط و دریافت رایگان آثار
صفحات رسمی نیما شهسواری در شبکه‌های اجتماعی
پادکست جهان آرمانی در فضای مجازی
پرتال دسترسی به آثار

 

قوانین انجمن

برای استفاده بهتر از انجمن می‌توانید در انجمن مذکور عضو شوید.
شما با ثبت‌نام در تالار گفتمان دیالوگ، قانون آزادی را پذیرفته و ملزم به رعایت آن خواهید بود.
این قوانین شامل آزار کلامی اعم از تهدید، تحقیر، دشنام، نشر اکاذیب، درج مطلب اشخاص بدون ذکر منبع و … است.
با توجه به شرایط مذکور و قوانین به درج مطلب مبادرت کنید و سعی کنید مطالب مرتبط با هر عنوان را در مکان مناسب درج کنید،
در صورت فقدان عنوان مناسب برای درج مطلب می‌توانید موضوع را با ما در میان بگذارید.

با ما همراه شوید

برای درج مطالب و پرسش و پاسخ در تالار گفتمان دیالوگ باید عضو شوید 
با ما همراه باشید تا با کمک هم جهان بهتری بسازیم 
بی‌شک بهترین راه برای ساختن جهانی بهتر دیالوگ برقرار کردن است
بیایید تا با یکدیگر صحبت کنیم

نقد الهیات و قدرت: …
 
آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

نقد الهیات و قدرت: چرا هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت — همه می‌خواهند تو را فدا کنی

1 ارسال‌
1 کاربران
0 واکنش
17 نمایش‌
بینش نوین
(@binesh)
مشهور در دیالوگ
ملحق شده: 3 سال قبل
ارسال‌: 1809
شروع کننده موضوع  

نقد الهیات و قدرت: چرا هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت — همه می‌خواهند تو را فدا کنی

در دل هر نظامی که بر پایهٔ افسانه‌های نجات ساخته شده، یک الگوی تکراری وجود دارد: یک آستان، یک ضریح، و یک طلب فداکاری. این آستان، در ظاهر، دروازهٔ نزد خدا، رهبر، ملت یا ایدئولوژی است؛ و ضریح، جایی است که فداکاری به عنوان تقدیمی مقدس، تمجید می‌شود. اما در واقع، هر دین، هر ایدئولوژی، و هر حکومت — بدون تفاوت — با یک هدف مشترک عمل می‌کنند: تبدیل انسان به یک قربانی. شعر «بر ضریح و آستان می‌درد جامه و تن»، با بیت‌هایی که می‌گوید: «او تمام هَم توسل در چنین دد زور بود / او کُند خود را فدا و بر جهانش کور بود»، دقیقاً به این مکانیسم عمیق و مخرب اشاره می‌کند. این مقاله، به دنبال آن است که بفهمد چرا هر ساختار قدرتی، چه مذهبی، چه سیاسی، چه اجتماعی، نیازمند فداکاری شماست — و چگونه می‌توانیم از این تله، خارج شویم.

آستان و ضریح: نمادهای یکسان در همهٔ نظام‌ها

«بر ضریح و آستان می‌درد جامه و تن» — این دو واژه، صرفاً مفاهیم مذهبی نیستند. «ضریح»، در فرهنگ اسلامی، مکان دفن عارفان و مقدسان است؛ جایی که مردم برای نزدیکی به الهیات، قربانی می‌کنند. «آستان»، دروازهٔ معنوی است؛ آستانهٔ مسجد، حرم، یا حتی خانهٔ رهبر. اما این مفاهیم، دقیقاً همان نقش را در سیاست ایفا می‌کنند: آستانهٔ مجلس، آستانهٔ قانون، آستانهٔ ملت. ضریح، همان مجسمهٔ رهبر است، یادبودِ شهدا، یا حتی نمادِ «پیشرفت» و «انقلاب».

هر نظام قدرت، برای تثبیت خود، به دنبال ایجاد یک آستان و یک ضریح است. آستان، برای جذب امیدواران است: «با ورود به این آستان، نجات خواهی یافت». ضریح، برای تثبیت تسلیم است: «همانجا که قربانی می‌شوی، مقدس می‌شوی». این دو، یک چرخهٔ بسته را تشکیل می‌دهند: ورود به آستان → تقدیم خود → تبدیل به نماد در ضریح → تقویت افسانه → جذب نسل بعدی. این چرخه، نه فقط در مساجد، بلکه در مدارس، در تلویزیون، در مطبوعات، و حتی در شبکه‌های اجتماعی تکرار می‌شود. هرگاه یک فرد، خود را به نام «ملت»، «دین»، یا «آزادی» فدا می‌کند، او در واقع، به آستانی می‌رسد که هیچ‌کدام از این نام‌ها، نمادی از یک قدرت بیرونی هستند — قدرتی که نیازمند جان اوست تا زنده بماند.

فداکاری: نیازمندی ساختار، نه ارزش اخلاقی

«او کُند خود را فدا» — این فعل، کلیدی است. «کُند»، به معنای «کردن»، «انجام دادن»، «تکرار کردن» است. فرد، خود را «می‌کند» — یعنی خودش را به یک ابزار تبدیل می‌کند. این فداکاری، نه یک انتخاب اخلاقی است — بلکه یک نیازمندی ساختاری. هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، برای حفظ خود، نیازمند یک قربانی است. نیازمند یک شخصیت است که بتواند به عنوان نمادی از «وفاداری»، «صبر»، یا «قربانی»، مورد استفاده قرار گیرد. وقتی فرد، خود را فدا می‌کند، او نه تنها جان خود را نمی‌دهد — بلکه عقلش، عملش، و اراده‌اش را نیز به ساختار واگذار می‌کند.

در شعر، شاعر می‌گوید: «او تمام هَم توسل در چنین دد زور بود». اینجا، «همه توسل»، شامل تمامی اعتقادات، دعاها، و امیدهایی است که فرد به منبع خارجی می‌سپارد. «چنین دد زور»، مرگی بی‌معنا و بی‌پاسخ است — مرگی که هیچ نتیجه‌ای ندارد، مگر اینکه به عنوان یک نماد، تقویت شود. این مرگ، نه برای نجات فرد است — بلکه برای تقویت افسانهٔ ساختار است. این، دقیقاً همان چیزی است که در پادکست دلایل شکست جنبش‌ها تحلیل شده است: «هر جنبشی که به جای تغییر ساختار، به دنبال ایجاد قهرمانان است، خودکشی اجتماعی است — چون قهرمان، همیشه نیازمند قربانی است.»

توسل و کوری: چگونه قدرت، عقل را می‌دزدد

«او زِ خود دنیا و ظلم و زشتی اما کور بود» — این بیت، نقدی عمیق به هرگونه ایدئولوژی است که فرد را از واقعیت دور می‌کند. وقتی فرد، خود را به آستان تقدیم می‌کند، او به طور خودکار، جهان را نمی‌بیند. او، دیگر نمی‌تواند ببیند که ظلم، نتیجهٔ همان ساختاری است که او به آن تقدیم شده است. او، دیگر نمی‌تواند ببیند که «عمران» یا «پیشرفت» یا «عدالت»، فقط افسانه‌هایی هستند که برای توجیه فداکاری ساخته شده‌اند.

این کوری، یک کوری انتخابی است. فرد، نه به خاطر نادانی — بلکه به خاطر ترس از اینکه «اگر ببینم، باید عمل کنم» — چشمانش را می‌بندد. این، دقیقاً همان چیزی است که در شعر با بیت «عقل را اینان فدا و هیچ دارد او عمل» توصیف می‌شود. «اینان»، همان ساختارهای قدرت هستند که عقل را فدا می‌کنند. چرا؟ چون عقل، پرسش می‌کند. عقل، دلیل می‌خواهد. عقل، نمی‌پذیرد که «همه اینطوری می‌کنند» به عنوان پاسخ کافی باشد. بنابراین، هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، برای حفظ خود، نیازمند سرکوب عقل است. و سرکوب عقل، همان تسلیم به توسل است. وقتی می‌گوییم: «خدایا کمک کن»، ما عقل خود را فدا می‌کنیم. وقتی می‌گوییم: «رهبر ما را حفظ کن»، ما عقل خود را فدا می‌کنیم. وقتی می‌گوییم: «تاریخ عدالت را خواهد داد»، ما عقل خود را فدا می‌کنیم.

در مقالهٔ تحلیل علمی و فلسفی شکست جنبش‌ها، این مفهوم به این صورت بیان شده است: «جنبش‌هایی که به جای تغییر ساختار، فقط به دنبال تغییر نمادها هستند، هیچگاه نمی‌توانند پیروز شوند — چون آن‌ها، هنوز در میان توسل هستند.»

آرتفل: یک جهنمی که با خون ساخته می‌شود

هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، یک جهنمی دارد — جهنمی که با خون ساخته می‌شود. هر کسی که فدا می‌شود، یک سنگ به این جهنم اضافه می‌کند. هر نامی که در یادبودها ثبت می‌شود، یک نور در این جهنم روشن می‌کند. و این نور، نه برای رهایی است — بلکه برای ترساندن است. «او تمام هَم توسل در چنین دد زور بود» — اینجا، «چنین دد زور»، یک مرگ بی‌معناست — مرگی که هیچ معنایی ندارد، مگر اینکه به عنوان یک نماد، استفاده شود. این مرگ، نه به جهان کمک می‌کند — بلکه به افسانه کمک می‌کند. این مرگ، نه به انسان می‌آید — بلکه به افسانه می‌آید.

در جهان مدرن، این جهنم، همینجا است. هر کسی که برای «پیشرفت»، ۸۰ ساعت در هفته کار می‌کند — فدا می‌شود. هر کسی که برای «ملت»، جان خود را می‌دهد — فدا می‌شود. هر کسی که برای «خانواده»، خواب و عشق خود را از دست می‌دهد — فدا می‌شود. هر کسی که برای «دین»، خود را به آستان می‌کشاند — فدا می‌شود. و همهٔ این‌ها، با یک افسانهٔ مشترک: «عمران»، توجیه می‌شوند.

اما این افسانه، یک جهنم است — و هر فداکاری، یک نفر از جمعیت آن جهنم است. و این جهنم، نه به دنبال نجات است — بلکه به دنبال تکرار است. تکرار فداکاری. تکرار خودکشی. تکرار افسانه.

چرا همه می‌خواهند تو را فدا کنند؟

چرا هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، نیازمند فداکاری شماست؟ چون فداکاری، تنها چیزی است که ساختار را زنده نگه می‌دارد. وقتی فرد، خود را فدا می‌کند، او به ساختار می‌گوید: «من بی‌ارزش هستم. من نمی‌توانم تغییر کنم. من فقط یک قربانی هستم.» و این پاسخ، دقیقاً همان چیزی است که قدرت‌ها می‌خواهند. آن‌ها نمی‌خواهند تو را بکشند — آن‌ها می‌خواهند تو، خودت را بکشی. و این کار، دقیقاً همانطور انجام می‌شود: با افسانهٔ «عمران».

هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، یک افسانهٔ مشترک دارد: «اگر تو فدا شوی، جهان بهتر خواهد شد». این افسانه، نه نجات می‌دهد — بلکه مرگ را به عنوان نجات تبلیغ می‌کند. این افسانه، نه به جهان کمک می‌کند — بلکه به خودش کمک می‌کند. این افسانه، نه به انسان می‌آید — بلکه به قدرت می‌آید.

در شعر، شاعر می‌گوید: «وصل و موصول تو و ابزار هیچ است این بدن». اینجا، «ابزار»، نماد تبدیل انسان به یک وسیله است. وقتی فرد، خود را فدا می‌کند، او دیگر انسان نیست — او یک ابزار است. ابزاری که می‌تواند از بین برود، اما ساختار، ادامه خواهد یافت. این، دقیقاً همان چیزی است که در تحلیل منبع اصلی بیان شده است: «نه به دنبال تمجید از انسان، بلکه به دنبال بیداری ‘آن’ ظرفیت است.» هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، می‌خواهد تو را از ظرفیت خود محروم کند — تا بتواند تو را به عنوان ابزار، استفاده کند.

چگونه از این تله خارج شویم؟

خروج از این تله، نه با فداکاری — بلکه با توقف است. توقف در لحظهٔ فدا. توقف در لحظهٔ تقدیم. توقف در لحظهٔ تمسک به افسانه.

اینجا، چند قدم عملی وجود دارد:

    • هر روز یک بار، به خودت بپرس: «من امروز برای چه چیزی فدا می‌کنم؟» آیا برای شغل؟ برای خانواده؟ برای ملت؟ برای خدا؟ آیا این فدا، به من کمک می‌کند — یا فقط به افسانه کمک می‌کند؟

    • هر روز یک بار، یک کار کوچک برای خودت انجام بده. نه برای کسی دیگر — برای خودت. یک کتاب بخوان. یک قدم برو. یک نفس عمیق بکش. یک لحظه را بدون هیچ هدف، تجربه کن. این کار، یک مقاومت است — مقاومت علیه افسانهٔ «عمران».

    • هر روز یک بار، یک نام را از یادبود حذف کن. نه یک نام واقعی — بلکه یک نام افسانه‌ای. نام «عمران». نام «پیشرفت». نام «تقدیم». نام «فداکاری». این حذف، یک عمل شجاعانه است — چون نشان می‌دهد: «من دیگر نمی‌خواهم در این جهنم باشم.»

این راه، سخت است. چون خروج از جهنم، به معنای خروج از افسانه است. و افسانه، تنها چیزی است که ما را زنده نگه داشته است. اما این راه، تنها راهی است که می‌تواند ما را از خودکشی اجتماعی نجات دهد.

نتیجه‌گیری: هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت — همه می‌خواهند تو را فدا کنند — چون این فداکاری، یک نیازمندی ساختاری است

هر دین، هر ایدئولوژی، هر حکومت، یک جهنمی دارد — جهنمی که با خون ساخته می‌شود. هر فداکاری، یک سنگ به این جهنم اضافه می‌کند. هر نامی که در یادبودها ثبت می‌شود، یک نور در این جهنم روشن می‌کند. و این نور، نه برای رهایی است — بلکه برای ترساندن است.

شعر، به ما یاد می‌دهد: «چاره بر این اختگی و بر چنین افکار خواب — زیستن در کام دنیا دیدن ظلم و عذاب». اینجا، «چاره»، نه فداکاری است — بلکه زیستن است. زیستن در کام دنیا — یعنی زندگی در واقعیت. دیدن ظلم و عذاب — یعنی بیدار بودن. و این زیستن، تنها راهی است که می‌تواند ما را از جهنم نجات دهد.

اگر می‌خواهی جهان را تغییر دهی — نه فدا شو. زنده بمان. نه تقدیم کن — بیدار شو. نه بگو: «من برای عمران می‌میرم» — بگو: «من برای زنده بودن، می‌زنم.»

سوالات متداول (FAQ)

آیا این نقد، به معنای نفرت از دین یا سیاست است؟

نه. این نقد، به معنای نفرت از دین یا سیاست نیست — بلکه به معنای نفرت از ساختارهایی است که از دین، سیاست، یا هر ایدئولوژی دیگری، برای تبدیل انسان به قربانی استفاده می‌کنند. این نقد، علیه تبدیل انسان به ابزار است — نه علیه دین، سیاست، یا ایدئولوژی به خودی خود.

آیا می‌توان بدون فداکاری، جهان را تغییر داد؟

بله. تمامی تغییرات اصیل در تاریخ، از طریق بیداری، عمل مستمر، و ساختن جهان جدید — نه از طریق فداکاری — اتفاق افتاده‌اند. فداکاری، ساختار را تقویت می‌کند — نه تغییر می‌دهد.

چگونه می‌توانم تشخیص دهم که در جهنم «عمران» هستم؟

اگر هرگز نمی‌پرسی: «چرا من این کار را می‌کنم؟»، اگر هرگز نمی‌گویی: «من نمی‌خواهم»، و اگر هرگز نمی‌بینی که تقدیم خود، به جای نجات، یک تکرار است — آنگاه، در جهنم «عمران» هستی. نشانهٔ خروج، این است که شروع کنی به پرسیدن.

اگر این مقاله به شما کمک کرد، لطفاً آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید — چون نجات، یک راه تک‌نفره نیست. نجات، یک سفر جمعی است — و اولین قدم آن، این است که ببینیم: ما هنوز زنده‌ایم.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

آرشیو مقالات جهان آرمانی

کتاب‌های جهان آرمانی



   
نقل‌قول
اشتراک:

تازه‌ترین کتاب نیما شهسواری

می‌توانید با کلیک بر روی تصویر تازه‌ترین کتاب نیما شهسواری، این اثر را دریافت و مطالعه کنید

به جهان آرمانی، وب‌سایت رسمی نیما شهسواری خوش آمدید

cropped-tt-1.png

نیما شهسواری، نویسنده و شاعر، با آثاری در قالب  داستان، شعر، مقالات و آثار تحقیقی که مضامینی مانند آزادی، برابری، جان‌پنداری، نقد قدرت و خدا را بررسی می‌کنند

جهان آرمانی، بستری برای تعامل و دسترسی به تمامی آثار شهسواری به صورت رایگان است

راهنمای تکمیل پروفایل

📖

زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍

اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱

راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

در دسترس نبودن لینک

در حال حاضر این لینک در دسترس نیست

بزودی این فایل‌ها بارگذاری و لینک‌ها در دسترس قرار خواهد گرفت

در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید

راهنما

راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این صفحه دارای لینک‌های بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.

در پیش روی شما چند گزینه به چشم می‌خورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان می‌دهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخش‌ها دسترسی داشته باشید،

شما می‌توانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینک‌های مختلف دریافت کنید.

بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.

فرای این بخش‌ها شما می‌توانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرم‌ها بشنوید و یا تماشا کنید.

بخش نظرات و گزارش خرابی لینک‌ها از دیگر عناوین این بخش است که می‌توانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال می‌توانید در بهبود هر چه بهتر وب‌سایت در کنار ما باشید.

شما می‌توانید آدرس لینک‌های معیوب وب‌سایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسان‌تر عمومی وب‌سایت تلاش کنیم.

در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسش‌های بیشتر می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید.

ثبت آثار

توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است

بخش ارتباط، راه‌هایی است که می‌توانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است می‌توانید در بخش توضیحات شبکه‌ی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.     

شما می‌توانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمت‌هایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،

در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحله‌ی ابتدایی فرم پر کرده‌اید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.

پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعه‌ی قوانین و شرایط وب‌سایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینک‌های زیر اقدام کنید.