در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در قسمت پنجم از پادکست به نام جان، نیما شهسواری پرده از مکانیزم بازتولید خدا برمیدارد. موضوع دیگر تنها یک موجود در آسمانها نیست؛ بحث بر سر خداوند عالمگیری است که در تمام ارکان زندگی ما، از بدو تولد تا عالیترین سطوح سیاسی و اجتماعی، تکثیر شده است. در این واکاوی عمیق، میآموزیم که چگونه «فرهنگ خداوندی» حتی ذهنِ کسانی که ادعای بیخدایی دارند را نیز تسخیر کرده و آنها را به مجریانِ همان نظامِ استبدادی تبدیل نموده است. این اپیزود، فراخوانی است برای درکِ چرخه تحقیر و تلاش برای شکستنِ تاح و تختهای زمینی که ریشه در توهمات آسمانی دارند.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت خاص قرار هست که ما در باب این خدایان بیشمار در زندگی ما و جایگاه خدا در زندگیمون صحبت بکنیم.
با توجه به قسمت گذشته و تاثیراتی که وجود این خدا از نظر فرهنگی بر زندگی ما داشت صحبت کردیم.
حالا توی این قسمت بهتر هستش که حالا در باب این خدایان بر زمین صحبت بکنیم.
یعنی این فرهنگ و این تاثیر خداوندی بر زندگی ما نهایتا یک نتیجه و ثمری هم خواهد داشت.
یک فرهنگی که به ما یک نوع زیستی رو میده.
همون طور که توی قسمت های گذشته هم دربارش صحبت کردیم.
این حس مالکیت رو به ما میده و این قدرت پرستی رو میده.
این برتری طلبی رو میده.
این عناوین بی شمار رو با ما مطرح میکنه و حالا با توجه به فرهنگی که به ما خورانده حالا قرار هست که یک نتیجه و ثمری هم داشته باشه.
قاعدتا نتیجه و ثمرش در وهله ی اول این باور به خدا هست.
این معنای خدا که این فرهنگ رو ساخته و باعث شده ما یک سری رفتار هایی داشته باشیم.
این رفتار های ما نوع زندگی ما رو در آینده رقم میزنن.
یعنی شما مواجه میشید با این نوع از زیست که درگیر اون هستید.
در برابر خیلی از عوامل یک رفتارهای مشخصی رو انجام میدید.
چرا که این فرهنگ مشخص به شما این رفتارها رو آموزش داده.
آموزه هایی هست که شما از این معنای مشخص گرفتید.
اما تنها و تنها قضیه به همین جا ختم نمیشه.
فرای این شما مواجه میشید با این معنای مشخص از خدا در آسمان ها که حالا قرار است مابه ازایی هم بر زمین داشته باشد.
به نوعی از خودش بازتولید داشته باشد.
دوباره شما این خدا را بر زمین در اشکال مختلف هم ببینید.
حالا این خدا شکل تازه ای بگیرد باز به میدان بیاید.
یک شکل تازه در یک نقش تازه در یک جایگاه تازه.
و حالا شما مواجه میشوید با این خدایان بیشمار بر زمین.
آن خدای تصویرشده در آسمان ها که با شما مطرح کرد یک فرهنگی را به وجود آورد.
یک معنای خاصی داشت که به واسطه آن معنا فرهنگی را با شما در میان گذاشت.
حالا قرار است که از خودش تولید بکند.
حالا قرار است که در شکل های مختلفی هم وارد زندگی شما بشود.
قاعدتا آموزش های بیشماری که در این فرهنگ ما میبینیم تا در نهایت به این خدا سازی ها به این باور به خدایان برسیم.
آموزش هایی که از همان ابتدا هم همراه ماست همیشه و همیشه باهاش زندگی میکنیم.
یعنی شما در نظر بگیرید یک کودک ایرانی در یک خانواده ایرانی وقتی متولد میشه تا چه اندازه ای درگیر این معانی مشخص از خداست، از همون ابتدا تا چه اندازه با او مطرح میشه؟
اون خانواده تحت سیطره هر دین و باوری که باشند حتی بی دین حتی بی خدا.
حتی ما در کمی پیشتر در همین برنامه در باب این نگاه بی خدایی هم صحبت خواهیم کرد.
اما نزدیک به بحث خودمون باشه.
در نظر بگیرید این کودکی که ما داریم دربارش صحبت میکنیم در بستر ایران به دنیا میاد حالا با چه آموزه هایی روبه رو میشه؟
چه آموزه هایی به او فرهنگ زیستن رو خواهد داد؟
چگونه او را آزموده می کنند که خدای قدرتمندی مالک بر جهان در جهان هستی وجود دارد و او فرمانده است و فرمانبرداری؟
تو برده و عبد و عبید او هستی.
تو باید فرامین او را به گوش جان بسپاری.
او مالک بر توست.
مالک بر روز جزاست و الی آخر.
که تمام این عناوین رو قاعدتا همه ی شما هم شنیدید و باهاش هم درگیر بودید.
همون طوری که توی قسمت های گذشته هم پیرامون این معنای خدا و فرهنگ سازی ها هم ما صحبت کردیم.
حالا این کودک تا چه اندازه درگیر این مفاهیمی که با او مطرح میشه خواهد شد؟
تا چه اندازه تعلیم و تربیت در راستای قبول این خدا شکل میگیره و به پیش میره؟
در همون نقطه ابتدایی پدر و مادر هستند که با او مطرح میکنند.
بعد از اون وارد مدرسه میشه.
معلمان، مدیران، حتی همکلاسی ها، دوستان با او مطرح میکنند.
همین عناوین و همین صحبت ها و همین آموزه ها و آموزه هایی که تحت عنوان معنای خدا و فرهنگ خدا با او در میان گذاشته میشود، پیرامون مالکیت خدا و قدرت خدا و برتری خدا و فرمانبردار بودن در برابر خدا، بردگی در برابر خدا داشتن، ترس، نادانی، ناتوانی در برابر این خدا.
تمامی این عناوین یک به یک از سوی پدر و مادر، معلمان، مدیران، دوستان و بعد از دانشگاه، استادان دانشگاه حتی بالاتر، همکاران، همراهان، دوستان معمول در بزرگی هم محله ای ها، فلان عالم دینی، مرجع دینی، هر کسی حتی بالاتر از آن در دل فرهنگ شما اگر شعری میخوانید، اگر کتابی می خوانید، اگر فیلمی میبینید، اگر موسیقی ای گوش میکنید، باز هم همین ندای پرتکرار گاها به صورت مستقیم و گاها هم به صورت غیر مستقیم باز با شما مطرح میشه.
همین فرهنگ به شما خورانده میشه.
همین فرهنگ مشخصی که پیرامون معنای خدا ما درباره اش بحث کردیم مدام داره به شما تکرار میشه که شما در برابر این خدا پست و حقیر هستید.
او فرمانده بر جهان هست.
شما در برابر او بنده و عبد و عبید هستید.
نافرمانی در برابر او بدترین عقوبت ها رو در پی خواهد داشت.
طغیان و یاغی گری بدترین صفات از صفات شیطانی است.
و الی آخر.
این آموزه ها یک به یک داره به گوش شما خوانده میشه.
نه فقط توسط پدر و مادر، نه فقط توسط معلم ها، دوستان، همراهان و همکاران.
حتی توسط هنر.
حتی توسط فیلم. سریال. کتاب. شعر.
هر عنوانی که بتونه فرهنگ انسان ها رو تغییر بده، بتونه تاثیری بر نوع تفکر اون ها و باور اون ها داشته باشه.
همین معانی رو به صورت مستقیم و غیر مستقیم با انسان ها مطرح میکنه.
حالا شما تصور کنید این کودک انسانی با این تعالیم بزرگ میشه و همین تعالیم در او گسترش پیدا میکنه.
نکته ابتدایی در برابر اون خدا فرمانبردار هست.
اون معنا رو قبول کرده.
به این معنای بزرگ باورمند هست.
اما این معنای بزرگ در خلال خودش یک فرهنگی به او داده.
فرهنگ داده شده نسبت به او چیست؟
اینکه یکی از این خدایگان قاعدتا پدر و مادر او هستند.
او جایگاه قدسی اون خدا رو قبول کرده.
پس باز هم این جایگاه رو قبول خواهد کرد.
او قبول کرده که فرمانبردار باشه.
پس باز هم فرامین رو قبول خواهد کرد.
او این مالکیت رو و این برتری رو و این قدرت رو و این عناوین بیشماری که در معنای خدا در فرهنگ خدا وجود داره رو قبول کرده پس قاعدتا در دل دیگران هم قبول خواهد کرد.
جایی که قدرت دیگری رو بالاتر و برتر از خودش بدونه اون رو به عنوان خدا قبول خواهد کرد.
این معنای مشخص از خدا، این فرهنگ مشخص از خدا در نهایت قرار هست که بازتولیدی از این خدا داشته باشه.
انسان هایی که خدایی رو به وجود میارن مطرح میکنن تا در نهایت خودشون هم خدا باشن.
خودشون هم جا پای اون خدا بذارن.
انسان ها رو به قبول این خدا، قبول این قدرت سوق بدن تا در نهایت قدرت اون ها هم تنفیذ بشه. قبول بشه.
یعنی شما مواجه هستید با این نظام ساختارمند ساخته شده تا در نهایت بعد از در میان گذاشتن اون معنای خدا، خدایگان بیشماری هم بر زمین وجود داشته باشن.
این بستر باز شده فراهم شده تا فرماندهی وجود داشته باشد.
یک روز خدایی در آسمان ها.
یک روز خلیفه الله بر زمین.
یک روز پیامبر خدا.
یک روز پدر و مادر تو.
و الی آخر.
و این چرخه و این بازتولید خدا هم در حال تکرار است.
شما مواجه می شوید که دارد مدام تکرار می شود و انسان ها با آن درگیر هستند.
این آن نقطه ایست که ما داریم درباره اش صحبت می کنیم.
وقتی از فرهنگ خداوندی صحبت کردیم.
به چند مورد میشه درباره اش اشاره کرد.
یکی این هست که اون انسانی که این مطالب رو میگیره و می شنوه.
همچین روحیاتی در او زنده میشه. روحیه فرمانبرداری.
روحیه قبول کردن.
بزرگی و برتری دیگران.
اصلا باور به این برتری و بزرگی.
روحیه ی قدرت پرستی تمام او زنده خواهد شد.
اما مرحله دوم این است که او قبول می کند که این فرهنگ و این فرهنگ بخشی از زندگی او می شود.
حالا بعد از خدا در آسمان ها شاید پدری هم جای اون خدا رو بگیره.
حالا اون پدر هم در همون نگاه قرار می گیره.
حالا همون رده های خدا رو می پوشه.
جا پای همون خدا می ذاره.
قرار هست که در نقش او فرو بره.
قرار هست که جای او رو بازی کنه.
و حالا این فرزند آموزش دیده قبول می کنه اون جایگاه رو.
چرا که این جایگاه رو این اصل رو پذیرفته.
اما این انسان پر از تحقیر میشه.
در برابر اون خدا پر از تحقیر میشه.
حتی نقطه ابتدایی.
ما گفتیم این معنای خدا و این فرهنگ خدا شکل می گیره.
اما انسان ها چرا در پی بازتولید این خدا هستند؟
چرا دوباره خدا رو می سازن؟
چرا که خودشون هم در برابر اون خدا تحقیر میشن.
انسان که برده در برابر اون خدا هست در برابر اون خدا حق صحبت کردن نداره، نقد کردن نداره، بدترین عقوبت ها در برابرش هست.
او بزرگ بزرگان هست.
او خوار و خفیف و ذلیل در برابر این خدای قدسی و بزرگ است.
آیا پر از حس تحقیر نیست؟
آیا نباید جواب و سرپوشی بر این تحقیر خود بگذارد؟
چه چیزی می تواند این تحقیر وجودی او را آرام کند به جز اینکه دیگران را تحقیر کند به جز اینکه خودش را در مرتبت بزرگی ببیند؟
وقتی شما کوچک و پست و نا توان شدید و حقیر شدید، حالا چگونه میتوانید این حقارت خودتان را سرپوش بگذارید با بزرگ شدن.
بزرگ شدن نیازمند این است که حقیرانه در برابر شما باشند.
کوچکان در برابر شما باشند.
همان طور که ما در باب معنای خدا هم صحبت کردیم و گفتیم بزرگی معنایی ندارد مگر به واسطه کوچکی دیگران.
قدرت معنایی ندارد مگر به واسطه ضعف دیگران و حال انسانی که پر از حس حقارت است باید سرپوشی بر این حقارت خود بگذارد تا به این چرخه، تا به این سیستم باورمند بماند تا چشم امیدی داشته باشد به این سیستم.
سیستمی که به او نوید بده اگر تو در برابر این خدای قدسی سر تعظیم فرود میاری، دو فردای دیگه خودت هم میتونی جا پای همون خدا بزاری.
همون ردا رو به تن بکنی.
گاه میتوانی مبدل به خدای فرزند خود، خدای همسر خود و یا خدای مردمان کشور خودت بشی.
این حس تحقیر در اون نقطه ابتدایی باید براش سرپوشی گذاشته بشه و با تحقیر دیگران بزرگ خوانده شدن خود به این حس خواهی رسید.
و این چرخه، این فرهنگ خداوندی به تو نوید این رو خواهد داد که تو خلیفه اللهی، تو جانشین خدا بر زمین هستی و تو خود خدا بر زمین خواهی بود و این اون فلسفه خداوندی و اون فرهنگ خداوندی است که دائم در حال بازتولید خدا بر زمین هست و شما مواجه میشوید با این آموزش های بیکران در جهان که در نهایت خدایان بیشماری را هم پدید می آورد.
یعنی شما وقتی به جهان پیرامون خودتان نگاه میکنید، مواجه میشوید با خدایگان بی شماری که در جهان هستی وجود دارند.
یک بار خدای در آسمان ها ست، یک بار پیامبر خدا ست، یک بار پدر شماست و یک بار مادر شماست.
یک بار معلم در مدرسه است، استاد دانشگاه است، رییس کارخانه است.
رییس جمهور، پادشاه، امیر، خلیفه و الی آخر.
هزاران هزار عنوان برای آن خدا تراشیده میشود و شما مواجه میشوید با خدایگان بی شماری که در حال بازتولید هم هستند.
دوباره همدیگر را زایش می کنند.
یک بار اون خدای اینقدر قدرتمند هست که بر تمام موجودات زنده حکمفرماست.
یک بار در حد بسیار کوچکی بر دوست خود که از او ضعیف تر هست.
یعنی شما به این چرخه نگاه کنید.
به این نظام و نگاه کنید این نظام چگونه به پیش می رود.
چرخه های او با چی قابل چرخیدن هستند؟
با همین باورمندی، با همین امید به خدا شدن.
انسانی که در این چرخه قرار میگیرد با میل به رسیدن به این جایگاه خداوندی است که آن جایگاه را می پرستد و حالا به او این اجازه داده میشود تا مدام در حال بازتولید باشد تا تلاش کند برای رسیدن به آن جایگاه قدسی در پیش رو.
و اوست که با هر توانی که در اختیار دارد قدم برمیدارد برای رسیدن به آن جایگاه قدسی و بزرگ.
برای رسیدن به خدا شدن.
و اتفاقا هم در این راه موفق میشود چرا که جا پای خدا میگذارد و تبدیل به خدای در برابر میشود.
شما تصور کنید در یک کارخانه مشخص رییس کارخانه میشود خدای بزرگ آنجا اما باز هم خدایگان تولید میشوند.
یکی از آن اشخاص میشود سرکارگر.
سرکارگر که آنجا یک خدای برتر در آسمان داره، اون خدا رییس اون کارخونه است.
او در برابر او تحقیر میشه.
کوچک میشه اما بلافاصله با بازتولید خودش هم مبدل به یک خدا میشه.
حالا سرکارگر دیگران هست.
او خدای بر این کارگران هست.
حالا در برابر این کارگران می تونه اون احساس تحقیر شدن رو پاسخ بده.
می تونه با تحقیر دیگران خود رو بزرگ کنه.
اما یکی از اون کارگران رو در نظر بگیرید که پر از تحقیر در برابر این خدا فرمانبردار باید تمام اون فرهنگ ها و معانی رو به پیش ببره.
حالا پر از اون تحقیر به دنبال یک کارگر ضعیف تر از خود خواهد گشت تا این احساس پر از تحقیر خودش رو پاسخ بده.
و این چرخ دوار در حال گردش هست و این خدایگان بیشمار در حال بازتولید.
و این ها همه و همه برگرفته از همون فرهنگ خداوندی همان معنای خداوندی ست که درباره اش صحبت کردیم.
عناوین بی شمار قدرت پرستی.
این برتری طلبی همه و همه در حال بازتولید هستند و این خدایگان هم در حال تکرار هستند.
شما نگاه بکنید ما با معنایی به اسم خدا رو به رو هستیم که در نهایت در پی ساختن جایگاه این خدا بر زمین هست.
به تمامی این جایگاه ها نگاه بکنید.
تمام جایگاه هایی که از ابتدا ساخته شده برای این خدا فرای خدای در آسمان ها.
ما تا چه اندازه خدا بر زمین داریم؟
آیا پادشاهان خدا نیستند؟
آیا امیران، رییس جمهورها، رییس ها، کارخانه ها، اینها همه و همه اشل و نمونه ای از آن جایگاه خداوندی نیستند؟
آیا در دل ارتش ها شما وقتی رو به رو می شوید با این ارزش گذاری ها، با این تقسیم بندی ها باز هم شاهد این خدایگان بیشمار نیستید؟
باور به این فرهنگ خداوندی نیستید؟
آیا قرار نیست این ها بازتولید بشود و این یک فرهنگ غالبی باشد که همه به آن پایبند باشند و این آن نقطه ای است که ما با این خدایگان بی شمار روبه رو هستیم. هستید.
یکی از اون المان های مشخصی که ما درباره اش صحبت کردیم گفتیم احساس مالکیت.
حس مالکیت رو یکی از عناوین و معانی ای هستش که ما باهاش خدا رو میشناسیم.
یکی از فرهنگ هاییست که خدا غالب بر جهان میکنه.
حالا شما مواجه هستید با پدری که مالک بر فرزند خود است، با همسری که مالک بر همسر خود هست، حتی با رییس کارخانه ای که مالک بر کارگر خود است و این ارباب ها و رعیت ها و بردگان بی شمار که مدام در حال تولید هستند و این فرهنگ غالبی است که داره هی تکرار میشه، هی از خودش بازتولید میکنه و خدایگان بی شمار رو هم شما در جای جای جهان میبینید و قاعدتا این ها همه و همه برگرفته از همون آموزه هاست.
انسان ها الگویی از اون خدای در آسمان میگیرند.
نگاهی به اون خدای در آسمان میکنند.
تحقیری که شدن رو حالا پاسخ میدن با الگوی در برابر و خود رو به جای خدا مینشونه.
بسته به اینکه چه جایگاهی داشته باشن، چه قدرتی داشته باشن، با چه موجوداتی در ارتباط باشن، جا پای همون خدا و ردای اون خدا رو به تن میکنن.
یک بار در اشلی قدرتمند و بزرگ تحت عنوان رهبر یک کشور که سرنوشت میلیون ها انسان در اختیارشون باشه، یک بار در یک جایگاه کوچک در کنار دوست خودشون که از او ضعیف تر هست در کنار کارگری که همکار او هست ولی از او ضعیف تر هست، از نظر جسمانی، از نظر فکری و یا از هر نظر دیگری و او جایگاه رو به دست میاره با الگویی که از خدا گرفته و تحقیری که در وجودش داشته.
برای پاسخ به این تحقیر.
اما فرای این الگو گرفتن شما مواجه میشید با این فرهنگ.
این تاثیر حتی بر دل جامعه بی خدایان.
یعنی شما روبرو هستید با جماعتی که خود رو بی خدا می دونه؟
با توجه به همان ایمانی که ما در قسمت اول درباره اش صحبت کردیم نه از نظر علمی، از نظر ایمانی باور دارد که خدایی در جهان وجود ندارد اما باورمند به فرهنگ خداست.
خدا را در شکل فیزیکی خودش قبول ندارد.
میگه خدایی وجود نداره.
خدایی در آسمان ها نیست.
الله یک توهمه و یک داستانه.
اما به این فرهنگ، به این چهارچوب باور داره.
باور داره که باید برتری وجود داشته باشه.
قدرت وجود داشته باشه، بزرگی وجود داشته باشه، فرمان وجود داشته باشه.
به تمام عناوینی که معنای خدا رو ساخته اند باورمند هست اما به فیزیک اون خدا باور نداره.
هیچ تفاوتی میان این جماعت و جماعتی که به خدا باور دارند و به ادیان باور دارند نیست.
چرا که هر دو به دنبال یک معنای مشخصند.
معنایی که ما با او درگیری داریم معنای خدا از فرهنگ خداست نه شخص خدا.
حالا شما مواجه میشید دست و پا زدن جماعتی برای تغییر سر در میان تاج.
حالا این جماعت دارن دست و پا میزنن که سر در میان تاج رو تغییر بدن نه تاج و تخت رو واژگون نمیکنن.
حالا میخوان دست و پا بزنن تا فلان شاه بره و فلان شاه بیاد فلان خدا بره تا فلان خدا بیاد، فلان باور بره تا فلان باور بیاد.
موضوع سر تغییر جایگاه ها هست.
این جماعتی که به خدا باور ندارن و خود رو تحت عنوان بی خدا می شناسند به فرهنگ خدا به معنای خدا باور دارند.
فرهنگ خدا در وجود اونها رسوخ کرده.
خیلی از اونها منظور کلیت و همه بی خدایان نیست.
اما جماعت غالب در میان بی خدایان هم به همین شکل هستن.
یعنی با اون معنا و فرهنگ خداوندی هیچ تناقضی ندارن، هیچ ایستادگی در برابر اون ندارن.
موضوعی که برای اونها وجود داره مصادیق این خدا هست.
مصادیق این خدا رو به صورت فیزیکی و جسمی رد میکنن.
حالا شما مواجه میشید با حکومتی که در جهان تشکیل میشه بر پایه ی همین نظام مشخص فکری.
خداوندی بر پایه ی همین فرماندهی و فرمانبرداری اربابی و رعیتی.
مالکیت بر دیگران.
برتری، یگانگی، قدرت پرستی و الی آخر.
عناوینی که خدا رو تشکیل میده.
اما این جماعتی که این قدرت رو تشکیل دادن ادعای بی خدایی دارن.
چه تفاوتی در این موضوع هست که اونها به خدایی در شکل الله باور داشته باشن یا نداشته باشن که باور و معنا و فرهنگی که اونها تعقیب میکنن همین فرهنگ خداوندی ست؟
همین باور به خداست.
تفاوتی نمیکنه که شما به الله باور دارید یا ندارید.
آیا به این معنا باور دارید؟
آیا این فرهنگ روی شما تاثیر گذاشته؟
آیا شما در پی ساختن خدایان تازه هستید؟
آیا با این فرهنگ درگیری دارید؟
با این فرهنگ زندگی میکنید یا نه؟
این فرهنگ رو رد کردید و کنار گذاشتید و یک فرهنگ تازه ای را پدید آوردید، ارزش ها را دگرگون کردید.
ما مواجه می شویم با بی خدایانی که اتفاقا معتاد به همین نگاه و همین نظریه هستند.
اتفاقا حتی به مراتب بزرگتر از حتی خداپرستان هم باورمند به این نگاه هستند.
حتی میان جایگاه هم عوض می کنند.
حالا انسان را در معنای کلی خودش جای خدا مینشانند.
اصلا تمام مفاهیم الهی و فرازمینی کنار گذاشته می شود.
انسان با کرامتی می آید که دقیقا جا پای خدا گذاشته.
حالا خود خداست که بر زمین.
حالا دیگر در لفافه گفته نمی شود که مردم بخوان خودشون رو برسونن به اون جایگاه.
اینبار این گوی و این میدان در اختیار شماست تا خدا بشید تا این خرقه رو به تن بکنید تا خودتون رو جای خدا بزارید.
شما مواجه میشید با نظام های دیوانه واری که در جهان هم شکل گرفته تحت عنوان همین نگاه های سکولار دور از خدا به نوعی دور از حقیقت.
اما به گفته ی خود بیخدایان که اتفاقا بیشتر درگیر همین معانی خداوندی هستند چرا که بی پرواتر اورتر دارند این تصویر را ارائه می کنند و ما این گره خوردن فرهنگ رو با بیخدایی هم میتونیم ببینیم.
یعنی فرهنگ خدا گره خورده با همان معنای مشخص از پرستش خدا.
اما فرای این موضوعات دیگه ای هم داریم.
یکی اینکه یک میدان داری می بینیم از این تفکر الهی در زندگی خودمون، در زندگی روزمره ی ما خدا همواره ما باهاش درگیری داریم در همه اتفاقات ما یعنی این خدا در جای جای زیست ما هست.
فرای این خدایان بیشماری که به وجود میان و ما باهاشون درگیر هستیم در همه جا می بینیم.
همه در پی این هستن که خود رو به اون جایگاه خدا برسونن.
ما با معانی و مفاهیمی که خدا مطرح میکنه، با فرامینی که خدا مطرح می کنه درگیری روزمره داریم.
یعنی به عنوان یک انسان گاها با این مضامین رو به رو میشویم.
در زندگی عادی خود فرمانی که او داده را ما باید در زندگی خودمان اجرایی بکنیم.
بسته به زندگی روزمره ماست.
بحث های ماست.
اگر ما قرار است در باب یک موضوع مشخص صحبت بکنیم، حالا مواجه میشویم با این بحثی که به خدا پیوندش میدهد.
یعنی به عنوان مثال خود من از خودم صحبت میکنم.
من باور مشخصی به آزادی و جان دارم، به برابری دارم، به باوری که در دل آن صحبت از این میکند که آزادی به مفهوم آزار نرساندن به دیگران هست.
برابری همه جان ها هست.
این باور من وقتی مطرح بشود، در یک مباحثه مشخص بلافاصله درگیری با معنای خدا پیدا میکند.
یعنی اگر شما به عنوان یک انسان در یک بحث مشخص پیرامون این موضوع مشخص و برابری جان ها صحبت بکنید، یک علم بزرگی را در برابر خود دارید به اسم خدا.
حال این خدا به شما خواهد گفت که من برابری رو قبول نمی کنم.
انسان اشرف مخلوقات است.
انسان با دیگر جانداران برابر و همتا نیست و این برابری جان های شما بی ارزش است چرا که یک کلام قدسی و الهی وجود دارد که این رو به کنار می بره.
دلیل اصلی که من در برابر اسلام، در برابر خدا، در برابر قرآن، در برابر این نگاه ها قد علم کردم و باور های خودم رو مطرح می کنم این هستش که این باور ها در برابر من ایستادگی می کنند.
یعنی ما مواجه میشیم با معنا و مفهوم خدا.
این خدایگان بی شمار که در زندگی روزمره ی ما، در بحث های ما، در قانون گذاری ما، در زندگی اجتماعی ما دخیل هستند، همه زندگی ما رو تحت تاثیر خود قرار میدن.
اگر ما چشم امید داشته باشیم برای زندگی بهتره همه جانداران برای اینکه انسان ها رو به سمت و سوی گیاهخواری سوق بدیم.
حال یک علم بزرگی وجود دارد که خدا فرموده است که ما حیوانات را آفریده ایم تا شما از آن ها استفاده کنید.
حالا شما باید در این نقطه ی ابتدایی در برابر این خدا ایستادگی کنید و این خدا را محو و نابود کنید تا بتوانید باور خودتان را با دیگران مطرح کنید چرا که این خدا یک خط بطلانی بر تمام بحث ها فصل الخطاب است بر تمام بحث ها.
این نظام دیوانه وار دیکتاتوری که هیچ نوع نگاه نقادانه ای را در خودش جای نمی دهد و هیچ صحبتی را قبول نمی کند که اگر شما فلان موضوع را با او مطرح کنی در نهایت می گوید که این گونه خواسته این گونه امر کرده و موضوع تمام می شود.
هیچ جایی برای بحث جایی برای پیشرفت، جایی برای دگرگونی باز نخواهد گذاشت و شما مواجه می شوید با این نگاه دگم و بسته و خشک که قرار است همه چیز را برای خود بکند.
این نگاه خداوندی که قرار است فصل الخطاب تمام موضوعات باشد.
شما اگر بحثی را مطرح می کنید پیرامون گیاهخواری در نهایت با یک جمله ای که خدا اینگونه فرموده است.
همه چیز باید تموم بشه.
این نقش خدا در زندگی ماست.
این اون خدایگان بی شمار در زندگی ما هستن که حتی در یک شکل کلی تحت عنوان فرامین هم زندگی ما رو تا این اندازه تحت تاثیر خودشون قرار میدن.
زندگی روزمره ی ما رو.
زندگی قانونی ما رو.
زندگی ای که در آن پیشرفت قرار باشه اتفاق بیفته.
در باب پیشرفت هامون، در باب قانون گذاری هامون و در باب زندگی معمول خودمون.
یعنی شما تصور بکنید ما در کشوری زندگی میکنیم که قوانین بیشماری ضد انسان ها و جانداران وجود داره.
بر ضد یک جنسیت خاص به اسم زنان وجود داره.
اگر شما صحبتی پیرامون تغییر این قانون ها و پیشرفت در این قانون ها و دگرگونی ها بزنید بلافاصله یک خط بطلانی به اسم خدا وجود داره که خدا اینگونه فرموده.
خدا گفته که شهادت زنان نیمه مردان به حساب میاد.
خدا در دل قرآن پیرامون چهار همسر داشتن مردان صحبت کرده.
این یک فصلالخطاب است برای تمام کردن اوضاع.
این آن فرهنگ خداوندی است که حال غالب میشود.
حال تمام معانی را در خود جای میدهد و جا برای هیچ دگرگونی نخواهد گذاشت.
و وقتی ما در باب این خدایگان بیشمار صحبت میکنیم، فرای آن نگاهی که این خدایان را در حال بازتولید است و این نظام بیمارگونه را به وجود میاره، فرای اینها ما مواجه میشویم با این معانی و مفاهیم و قوانین و فرامین خداوندی که زندگی عادی ما، قوانین ما، زیست ما رو تحت تاثیر خودش قرار میده، همه چیز ما رو تحت تاثیر خودش قرار میده و اصولا این خدایی رو ما میشناسیم که به عنوان محوریت اصلی همه زندگی ما قرار میگیره.
حال همه چیز رو انسانها از دل او میخوان.
تمامی توانایی ها و دانایی های خودشون رو لعن میکنن، به دور میندازن تا شاید به واسطه این خدا به هر چیزی برسن.
حتی شما نگاه بکنید کنید ما جهانی را ساختیم در دل این باور خداوندی که به واسطه نادانی ها و ناتوانی ها حتی انسان ها میل به پیشرفت هم نخواهند داشت.
جهان پر از زشتی و فلاکت است.
پر از ظلم و بدبختی ست.
اما جماعتی هستند که به خدا دل بستن خود را نادان و ناتوان می دانند تا در نهایت ولی و نماینده او جهان را تغییر دهد.
حالا محوریت همه چیز این خداست.
این خدایان بی شمار، این خدایان بی شمار بازتولید شده ای که حالا قرار است در آینده شما کاری نکنید نادان و ناتوان در آن لاک پر از حماقت و بلاهت خودتان فرو برید تا شاید آن ها به شما مددی برسانند.
حالا شما هر جایی که نگاه می کنید خدای تازه ای سر بر میاره.
خدای تازه ای موضوع تازه ای رو مطرح می کنه و شما باید در برابر او فرمانبردار باشید.
باید فرامین او رو با جان و دل قبول کنید و این خدایان بی شمار دائم در حال تولید هستند چرا که این فرهنگ خداوندی، فرهنگ غالب در میان جوامع ما هست.
تنها به کشور های اسلامی هم ختم نمیشه و در همه جای جهان هم شاهدش هستیم.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
مفهوم خداوند عالمگیر اشاره به تکثیرِ ساختارِ قدرت الهی در تمام ابعاد زیست بشری دارد. نیما شهسواری معتقد است که فرهنگ خداوندی، انسانی را تربیت میکند که در برابر قدرتِ برتر (خدا)، عبد و عبید است. اما این حقارت در همینجا متوقف نمیشود؛ انسانِ تحقیر شده برای جبرانِ درونیِ خود، نیازمند آن است که جای پای خدا بگذارد و برای کسانی که از خودش ضعیفتر هستند، خدایی کند. اینگونه است که پدر در خانواده، رئیس در کارخانه و حاکم در جامعه، هر کدام به خدایگان بیشمار بر روی زمین تبدیل میشوند.
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این تحلیل، بررسی وضعیت بیخدایانِ فرهنگزده است. نیما شهسواری تأکید میکند که رد کردن فیزیکی یا وجودیِ «الله»، لزوماً به معنای رهایی از «فرهنگ خدا» نیست. بسیاری از جوامع سکولار یا افرادی که خود را بیخدا مینامند، همچنان به ارکانِ اصلیِ این معنا یعنی:
وفادار ماندهاند. آنها تنها نامِ صاحبِ تاج را عوض کردهاند، اما اصلِ «تاج و تخت» و ساختارِ استبدادی را حفظ نمودهاند.
در حوزه قانونگذاری و زیست روزمره، این خداوند عالمگیر به عنوان «فصلالخطاب» عمل میکند. هر جا که سخن از برابری حقوق زنان، گیاهخواری یا آزادیهای فردی به میان میآید، سدِ محکمی به نام «فرمان خدا» قد علم میکند. این نگاهِ دگم، هرگونه نقد و دگرگونی را با برچسبِ کفر و ارتداد سرکوب کرده و مانع از پیشرفتِ اخلاقی و اجتماعی بشر میشود.
نهایتاً، ثمرهی این فرهنگِ عالمگیر، چیزی جز انفعال و بلاهت نیست. جوامعی که به جای تکیه بر دانایی و تواناییِ خویش، چشم به آسمان یا منجیهای زمینی دوختهاند، در لاکِ نادانی فرو میروند. نیما شهسواری با ایستادگی در برابر این نگاه، ما را به سوی باوری فرا میخواند که در آن هیچ جانی بر جانِ دیگر برتری ندارد و «آزادی» تنها با ویران کردنِ این بتهای ذهنی و عینی میسر میشود.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.