وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

کتابِ مکتوب و اثرِ اندیشه‌محورِ

کتاب اغوا؛ تبارشناسیِ استبدادِ نرم، نقدِ تخدیرِ دیجیتال و مانیفستِ رهایی از بردگیِ داوطلبانه | اثر نیما شهسواری

«اغوا» عریان‌ترین واکاویِ نیما شهسواری از قدرتِ نوینی است که نه با اجبار، بلکه با «لذت» حکم می‌راند. این کتاب افشا می‌کند که چگونه «جاندارِ ابزارساز» توسطِ ابزارهایِ خود بلعیده شده و در زندانی از «نور و کالا» به اسارتِ داوطلبانه تن داده است. اغوا، دعوتی است به شکستنِ «جامِ شوکرانِ مطبوعِ تجدد» و بازگشت به «تقدسِ جان»؛ راهی برای عبور از انزوایِ دیجیتال به سویِ اتحادِ جان‌ها.

این کتاب، تجلیِ دیگری از باور به جان و برابری است که توسط نیما شهسواری نگاشته شده و به صورتِ رایگان جهتِ واکاوی در دسترسِ پویندگانِ راهِ آزادی قرار گرفته است.

پدیدآور نیما شهسواری
تاریخ نگارش خلق‌شده در سالِ 1398
حق انتشار دسترسی رایگان برای عموم
کتاب اغوا؛ تبارشناسیِ استبدادِ نرم، نقدِ تخدیرِ دیجیتال و مانیفستِ رهایی از بردگیِ داوطلبانه | اثر نیما شهسواری
بُریده‌ای از جانِ کتاب

«باید جام شوکران را جلا داد، باید عطر مست‌کننده بر آن نشاند، باید آن‌چنان مطبوعش کرد که مستانه سر بکشند که چوب دیروز نوازش امروز است»

حقِ انتشار و امانت‌داری
کدِ اختصاصیِ اثر: 9798201278878

این اثر بخشی از میراثِ عمومیِ جان‌گرایی است. به موجبِ باور به برابری در آگاهی، دسترسی به این محتوا جهت دانلود و تکثیر رایگان و آزاد است. بازنشرِ آن با حفظِ اصالتِ کلمات و بدونِ تغییر در جانِ کلام، یک کنشِ اخلاقی در مسیرِ بیداری است.

گام ۳۱ 69٪

عصرِ تصویر و توهم؛ نقدِ نقشِ رسانه در شکل‌دهی به سوژه‌یِ مدرن

کتاب فعلی: کتاب اغوا

راهنمای بارگیری، مطالعه و اشتراک‌گذاری آثار

دسترسی به نسخه الکترونیکی

در این بخش، امکان دانلود نسخه الکترونیکی آثار به صورت فایل PDF با لینک‌های مستقیم فراهم شده است. لینک‌های ارائه‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما بتوانید به‌سرعت به محتوای موردنظر دسترسی پیدا کنید.

مطالعه آنلاین اختصاصی

اگر به دانلود فایل نیازی ندارید، می‌توانید از امکان مطالعه آنلاین بهره‌مند شوید. این ویژگی به شما اجازه می‌دهد نسخه کامل کتاب‌ها را مستقیماً در مرورگر خود بخوانید و در فضای وب به محتوا دسترسی داشته باشید.

گزارش خرابی و پشتیبانی

برای تضمین بهترین تجربه، در صورت وجود مشکل در لینک‌های دانلود یا مطالعه آنلاین، لطفاً از فرم گزارش خرابی استفاده کنید. تیم ما در سریع‌ترین زمان ممکن نسبت به رفع مشکلات اقدام خواهد کرد.

حمایت و اشتراک‌گذاری

حمایت از این آثار با اشتراک‌گذاری آن‌ها ممکن است. اشتراک‌گذاری محتوا، راهی ارزشمند برای معرفی و گسترش فلسفه‌های ارائه‌شده است. دکمه‌های اشتراک‌گذاری در پایین همین صفحه قرار دارند.

نیما شهسواری
شناخت‌نامه

نیما شهسواری

نیما شهسواری؛ از پانزده‌سالگی نوشتن را راهی برای پرسش از ساختارهای قدرت و واکاوی مفاهیمِ آزادی یافت. آثار او، از شعر تا مقالات تحلیلی، بر بنیانِ «جان‌گرایی» و برابری تمامی موجودات استوار است. او با باور به لزومِ دسترسی همگانی به آگاهی، نوشته‌های خود را به دور از چرخه‌های تجاری و به صورت آزاد منتشر می‌کند. شهسواری با جایگزینی نشر دیجیتال به جای کاغذ، تلاش دارد تا کلماتش بدون آسیب به طبیعت، تنها تپشی برای بازخوانیِ معنایِ حیات باشند.

ژانر و موضوع اثر
فلسفه سیاسی-اجتماعی مدرن | نقدِ تکنولوژی، روان‌شناسیِ توده‌ها و تبارشناسیِ قدرتِ نرم
هویت کالبدی اثر
نام اثر اغوا
نویسنده نیما شهسواری
سال انتشار 1399
آخرین ویرایش 20 اردیبهشت 1405
تعداد صفحات 217
فرمت PDF | EPUB | Audio Book
شابک دیجیتال 9798201278878

دانلود رایگان کتاب، بارگیری مستقیم و مطالعه نسخه دیجیتال اثر

ریشه‌هایِ این رزم

به نام آزادی یگانه منجی جانداران

بر خود وظیفه می‌دانم تا در سرآغاز این کتاب چنین نگاشته‌ای به چشم بخورد. نیما شهسواری، دست به نگاشتن زد تا قشری را به آزادگی دعوت کند. بر خود، ننگ دانستم تا به‌واسطه رزمم تجارتی برپا دارم و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازم.

«هدف و آرمان من از کسی پوشیده نیست؛ به پا خاستم تا برابر ظلم‌های بی‌کران خداوند، انسان و هر قدرتی که غایت را با ستم تلاقی داده است، فریاد برآورم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است: احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها.»

با مدد از فناوری امروزی، می‌توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر برای نشر از کاغذ استفاده نکرد. من هیچ‌گاه نگاشته‌هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم. اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی می‌دانید، به قتل طبیعت دست نخواهید زد.

به اشتراک‌گذاری لینک دانلود مستقیم این کتاب در شبکه‌های اجتماعی:

اغوا؛ وقتی زنجیرها از جنسِ نور می‌شوند؛ تحلیلِ مکانیسمِ «بردگیِ شیک» در تمدنِ کالا‌محور

در این مقاله‌ی تحلیلی، لایه‌هایِ عمیقِ کتاب «اغوا» را واکاوی می‌کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه نیما شهسواری با ابداعِ مفهومِ «سطحِ نورانی»، نشان می‌دهد که قدرتِ نوین چگونه با «لالاییِ رسانه» آگاهی را سلاخی کرده و تنها راهِ خروج را در تخریبِ بتِ فردیت و بازگشت به اصالتِ جان می‌جوید.

تحلیل و نقد عمیق اثر

سیاستِ اغوا؛ از تازیانه‌یِ سخت تا لذتِ سمی

نیما شهسواری در کتاب «اغوا»، پارادایمِ جدیدی از استبداد را معرفی می‌کند: قدرتی که دیگر نیازی به دار و شکنجه ندارد، بلکه از طریقِ «اغوایِ نرم» حکمرانی می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که تمدنِ مدرن با تبدیل کردنِ آزادی به یک «کالایِ ویترینی»، انسان را در توهمِ داشتنِ حقِ انتخاب غرق کرده است. در این نگاه، «جامِ شوکرانِ مطبوع»، استعاره‌ای از زندگیِ پرزرق‌وبرقی است که در باطن، چیزی جز استثمارِ سازمان‌یافته نیست. شهسواری معتقد است که خطرناک‌ترین نوعِ اسارت، اسارتی است که فرد با لبخند و رضایت به آن تن می‌دهد، چرا که دیوارهایِ این زندان از جنسِ لذت و مصرف ساخته شده‌اند.

جاندارِ ابزارساز؛ وقتی خالق، مخلوقِ خود می‌شود

یکی از مفاهیمِ محوری در این اثر، بازخوانیِ تکاملِ بشر به عنوانِ «جاندارِ ابزارساز» است. شهسواری نشان می‌دهد که چگونه تمرکزِ بشر بر «ساختن» و «تولید»، او را از حقیقتِ «بودن» دور کرده است. در عصرِ حاضر، تکنولوژی و ابزارهایِ ساخته‌یِ دستِ بشر، به جایِ خدمت به او، به ابزاری برایِ بلعیدنِ هویت و زمانِ او تبدیل شده‌اند. نویسنده با کالبدشکافیِ رابطه‌یِ انسان با «سطحِ نورانی» (نمایشگرها)، افشا می‌کند که چگونه انزوایِ دیجیتال جایگزینِ پیوندهایِ عمیقِ انسانی شده و فرد را به یک «کالایِ سیاسی» یا مصرف‌کننده‌ای مسخ‌شده تقلیل داده است.

آناتومیِ تخدیرِ دیجیتال؛ لالاییِ دیوِ درونِ قلب‌ها

شهسواری در لایه‌هایِ عمیق‌ترِ کتاب، به تحلیلِ نقشِ رسانه در مدیریتِ توده‌ها می‌پردازد. او معتقد است که «دیوِ درونِ غارِ» قدیم، اکنون به درونِ ذهن و قلبِ انسان‌ها رسوخ کرده است. این دیو با استفاده از جریانِ مداومِ اطلاعات و سرگرمی‌هایِ سطحی، تفکرِ انتقادی را فلج کرده و انسان را در وضعیتی از تخدیرِ دائمی نگاه می‌دارد. در «اغوا»، دموکراسی‌هایِ نمایشی و همه‌پرسی‌ها، تنها ابزارهایی برایِ مشروعیت بخشیدن به سلطه‌یِ ثروت و تزویر هستند؛ نمایشی سحرآمیز که در آن حقیقتِ قدرت در پشتِ تصاویرِ زیبا پنهان می‌ماند.

رستاخیزِ آرمانِ جان؛ راهِ رهایی از بن‌بستِ تمدن

پایان‌بندیِ کتاب، فراخوانی برایِ یک بیداریِ رادیکال است. شهسواری راهِ رهایی را نه در صندوق‌هایِ رأی، بلکه در «تخریبِ بتِ فردیتِ غارتگر» و بازگشت به «اتحادِ جان‌ها» می‌بیند. او مفهومِ «آرمانِ جان» را در مقابلِ «ارزشِ کالا» قرار می‌دهد و تأکید می‌کند که تنها با بازپس‌گیریِ حرمتِ جان است که می‌توان از این چرخه‌یِ اغوا خارج شد. نویسنده با پایبندی به «قانونِ رهایی» و امتناع از چاپِ کاغذی، بارِ دیگر بر این حقیقت تأکید می‌کند که آگاهیِ حقیقی نباید به بهایِ غارتِ طبیعت و قتلِ درختان تمام شود.

نتیجه‌گیری؛ گذار از مجازِ زیبا به واقعیتِ جان‌دار

کتاب اغوا به ما هشدار می‌دهد که تا زمانی که مسخِ درخششِ ویترین‌ها باشیم، برده‌ای بیش نیستیم. نیما شهسواری با این اثر، ما را به چالشی سخت فرامی‌خواند: گذار از «جاندارِ ابزارسازِ برده» به سویِ «انسانِ آگاهِ جان‌گرا». رهایی یعنی درکِ این مطلب که آزادیِ واقعی در مصرفِ بیشتر نیست، بلکه در بریدن از چرخه‌یِ اغوایی است که جانِ ما را برایِ پایداریِ ساختمانِ قدرت می‌طلبد. این کتاب، مانیفستی برایِ تمامِ کسانی است که می‌خواهند از تخدیرِ دیجیتال عبور کرده و جهانی بر پایه‌یِ مهر و برابریِ تمامِ جانداران بنا کنند.

کتاب صوتی
نسخه‌ی کاملِ شنیداری

کتاب صوتی «کتاب اغوا»

این اثر فراتر از یک متن، روایتی است که با جان و صدا درآمیخته تا تجربه‌ای عمیق‌تر از کلمات را به شما هدیه دهد. در این بخش می‌توانید به فصول کتاب گوش فرا دهید یا برای واکاوی کامل‌تر، وارد تالار اختصاصی شوید.

ورود به تالارِ کتاب صوتی

آماده‌ی پخش...

01 کتاب صوتی اغوا – بخش اول – اثر نیما شهسواری
02 کتاب صوتی اغوا – بخش دوم – اثر نیما شهسواری
03 کتاب صوتی اغوا – بخش سوم – اثر نیما شهسواری
04 کتاب صوتی اغوا – بخش چهارم – قسمت پایانی – اثر نیما شهسواری
تحلیل بصری
جستار شناختی

واکاویِ لایه‌هایِ پنهان

کتاب «اغوا» اثر نیما شهسواری، واکاویِ عمیق و فلسفیِ مکانیسم‌هایِ قدرت در عصرِ دیجیتال و کالا‌محور است. این اثر با نقدِ پارادایمِ «استبدادِ نرم»، نشان می‌دهد که چگونه قدرت‌هایِ نوین با استفاده از «اغوایِ رسانه‌ای» و تخدیرِ دیجیتال، انسان‌ها را به پذیرشِ داوطلبانه‌یِ اسارت وامی‌دارند. نویسنده با ابداعِ مفاهیمی چون «جاندارِ ابزارساز» و «سطحِ نورانی»، روندِ مسخ‌شدگیِ بشر و تبدیل شدنِ او به مهره‌ای در ماشینِ تولید و مصرف را ترسیم می‌کند. اغوا، راهِ نجات را در شکستنِ آیینه‌هایِ دروغینِ تمدن و بازگشت به «تقدسِ جان» می‌جوید. این اثر به صورتِ رایگان و دیجیتال، با رسالتِ صیانت از محیط‌زیست منتشر شده است.

گشودنِ گره‌ها

پرسش‌هایِ متداول

چرا در کتاب اغوا، آزادی مدرن به «جام شوکران مطبوع» تشبیه شده است؟

زیرا نویسنده معتقد است آزادی‌هایِ امروزی (مانندِ مصرف‌گرایی و انتخاب‌هایِ نمایشی) تنها پوششی لذت‌بخش برایِ پنهان کردنِ اسارت و استثمارِ عمیقِ انسان هستند.

مفهوم «سطح نورانی» در اندیشه‌ی نیما شهسواری به چه معناست؟

سطحِ نورانی نمادِ نمایشگرها و گوشی‌هایِ هوشمند است که با جذبِ تمامِ توجهِ انسان، او را از واقعیتِ جان‌دار و پیوندهایِ انسانی دور کرده و به انزوایِ دیجیتال می‌کشانند.

آرک‌تایپ «جاندار ابزارساز» در این رمان چه پیامی دارد؟

این مفهوم به انسانی اشاره دارد که تمامِ هویتش در «ساختن» و «تولید» خلاصه شده و در نهایت، خودش قربانی و بنده‌یِ ابزارها و تکنولوژی‌هایی می‌شود که ساخته است.

منظور از «سیاستِ اغوا» در مدیریت توده‌ها چیست؟

اشاره به شیوه‌یِ نوینِ حکمرانی دارد که به جایِ زور و اجبار، از طریقِ تحریکِ لذت، مصرف و ایجادِ نیازهایِ کاذب، مردم را به سمتی که قدرت می‌خواهد هدایت می‌کند.

چرا نویسنده کتاب اغوا را به صورت کاغذی منتشر نکرده است؟

بر اساسِ فلسفه‌ی جان‌گرایی، نیما شهسواری قطعِ درختان برایِ تولیدِ کاغذ را «قتلِ طبیعت» می‌داند و معتقد است پیامی که به دنبالِ بیداری است، نباید خود عاملِ غارتِ تنِ درختان باشد.

بخشی از متن کتاب اغوا

هر چه که هست باید بیشتر از این با خود کلنجار بروم، شاید با چنین کلنجارهایی زاده شده‌ام، حال که برای اندک زمانی است، حواسم را به سر جای آورده‌ام نمی‌توانم به درستی تعریف مشخصی از جهان پیرامون خود بدهم

چه قدر ماندن در میان این افکار جان‌فرسا و دنباله‌دار است در پی اولین سؤال باز دریایی از سؤال‌ها به اشکال مختلفی بر ذهنم تداعی می‌شود و دل بستن به این افکار می‌تواند جهان را در آن غرق کند

شاید باید بیشتر از این دنیای درونی فاصله بگیرم و شاید باید به کمی دورتر سرک بکشم، شاید نیاز است برای شناخت بهتر، دیگران را بشناسم،

صدایی مهیب مرا به خویشتنم فراخواند!

چه چیز باعث شد تا دوباره سر بر این جهان برآورم،

شاید صداهای دنباله‌داری مرا به خویشتنم فراخواند، وای که باز این چراهای بیشمار مرا احاطه کرده‌اند، باید کمی از این دنیای درونی‌ام فاصله بگیرم، شاید با به پیش رفتن بتوانم از جهان خویشتنم چیزهای بیشتری فراگیرم، شاید این دید و شنیده‌ها دنیای مرا نقش دادند و مرا به خویشتنم رساندند

از کمی بالاتر و با فاصله‌ای دورتر به زمین نگاه می‌کنم،

هوا تاریک است اما در فضایی دورتر از جایی که من قرار دارم و در تیر رأس دید من، نورهای فراخ و دل‌فریبی چشم‌نوازی می‌کنند، این نورهای متراکم مرا به خود فرا می‌خوانند، این نورها در کنار هم به نوری یکپارچه بدل می‌شوند که به شدت اغواگر است،

باید خویشتن را به سوی این نور متراکم بر جهان پیرامونم برسانم شاید پاسخ تمام چیستی‌های دنیای من در همین نور خلاصه باشد،

آری بدین گونه است، باز ذهنم در حال تراوش افکار بسیاری است، حال این افکار دوباره به من می‌فهمانند که جستن هر چرایی در جهان در دل نور خلاصه شده است، پس باید خود را به منشأ این نورها برسانم و پاسخ پرسش‌هایم را از میان همان که پرسش آفرید دریابم.

تعقیب این نور دنباله‌دار مرا به صحنی برده است، صحنی زیبا و با شکوه، وای که چه دنیای عظیمی است، وای که چه رنگ و رونق سرشاری به خود دارد

ساختمان‌های سر به آسمان کشیده که دل کبود را در نوردیده و به پیشگاه ابرها رسیده است، نور متراکم این دنیا که مرا به خود فرا خواند از دل این شهر آمده بود، شهری زیبا و بزرگ، مغازه‌های بیشماری سطح این شهر را فرو خورده‌اند، آن‌قدر نورانی و جذاب هستند که هر عابری را شیفته‌ی خود کنند، نگاهم را به یک‌یک آنان می‌دوزم، وای که چه قدر زیبا است،

ویترین‌هایی برازنده با اشکال مختلف و گوناگون، با نور بسیار که هر بیننده‌ای را در حسرت خویش اسیر خواهد ساخت، فراتر از این مغازه‌ها و کمی بالاتر از آن‌ها، تابلوهای بزرگی در دل این شهر خودنمایی می‌کند، تمثیل چهره‌های بسیاری بر آن است که هرکدام گونه‌ای از احساس را به دل زنده خواهند کرد، از زن‌های زیبا و خوش‌رو تا مردان آراسته و جذاب، از اجسامی که هر کاری را به سهل به پیش خواهند برد تا اشیایی که برای رفاه با هم به ستیز برآمده‌اند، همه نور می‌پرورانند و آسمان و ماه هم در سکون به نور پر فروغ آنان دل بسته است،

آنان باید که نورافشانی کنند و دل‌های بیشماری را به دست آورند، آنان آمده‌اند تا اغوا کنند و حال فرصت در اختیارشان است، حال گوی و میدان را به دستان آنان سپرده‌اند تا هر چه می‌خواهند را به پیش برند و من در این دنیای دیدنی‌ها افسون شده‌ام، قدرت تکان خوردن را هم ندارم، دوست دارم به مانند عابران بیشمار این خیابان‌ها بر جای خود خشک بمانم و ساعت‌ها چشم به این ویترین‌های زیبا بدوزم و از آن لذت ببرم، دوست دارم خویشتن را در بالاترین طبقه از این برج‌های با شکوه و فرا برای ثانیه‌ای هم که شده مجسم کنم، اما شاید خویشتن هم بتوانم سر بر آسمان برم، شاید در خویشتن چنین توانی داشته باشم که پرواز کنم به آسمان پرکشم،

در بالای آن برج‌ها و در پشت پنجره‌ی آن‌ها چه افق نامعلومی در اختیار ما است و به چه فضای دوری می‌توان دل سپرد باید در اعماق آن افق خیره شد و برای چند صباحی دل به دریای دید آن سپرد، وای که چه قدر زیاد مرا به خود می‌خواند، می‌خواند تا به پیش روم و آن نگاه‌ بر دوردست‌ها را تجربه کنم،

اما فراتر از این برج‌های عظیم این مغازه‌های زیبا این تابلوهای چشم‌نواز و این نور به تسخیر آمده باز هم فراتر چه بسیار دنیای قابل روئیتی است، این اتومبیل‌ها که هر جای این شهر را پرکرده‌اند آمده‌اند تا هر سرا از این دایره‌ی گردون بر گیتی را به تسخیر آدمیان در آورند، از زمین و دریا، آسمان تا کرات و تمام سیارات از آن همینان است و حال آن‌قدر ساخته‌اند که بر همه جای حکومت برانند و مغرور در جهان خویشتن را صاحب و مالک بینگارند

صدایی آرام در گوشم طنین‌انداز است، شاید نجوایی است که مرا می‌خواند شاید از درون سینه‌ای است و شاید از درون سینه‌ی خویشتن است، هر چه هست می‌گوید از اشرف بودن از حرمت و کرامت از بزرگی و والایی‌ات از در اختیار داشتن و از سلطه و حال آنجایی است که باید چشم بر این لایق‌ترین جان‌ها دوخت و دوباره دنیای آنان را نظاره کرد.

باید آنان را دریافت که چگونه در این دنیای گام برمی‌دارند و پیش می‌روند، چه بسیارند، تمام سطح این توپ گرد را گرفته‌اند، جای‌جایش را تصاحب کرده‌اند و حال مالک بر آن در همه‌جا حکمرانی می‌کنند،

مالکان چه مغرورانه بر جهان هستی گام برمی‌دارند، آن‌قدر اشیا و اجسام ساخته‌اند تا هر کار که می‌خواهند را به سهل‌ترین صورت ممکن پیش ببرند، آن‌قدر ابزار ساختند تا پادشاه جهان شوند، ندایی درونم مرا فرا می‌خواند و می‌گوید اینان همان جانداران ابزارساز بودند، حال در این چرخه‌ی دوار ببین به کجای رسیده‌اند، ببین تا کجای را فتح کرده‌اند و ابزار پیش‌پاافتاده‌ی دیروز را تا به کدامین قله‌ها رسانده‌اند

ابزار بسیار در گوشه و کنار دنیای آن‌ها است اما در صورتی از آن همه مشترک‌اند، آنچه بیشتر مرا به خود فرا ‌خواند و در این نگاه‌های دنباله‌دار مرا مجذوب به خود کرده است، سطحی است نورانی در آغوش آنان، از هر چیز بیشتر به چشم می‌خورد، هرکدام حداقل یکی از آن را در آغوش گرفته و به او عشق می‌ورزد، او را آرام در آغوش می‌فشرد، لمس می‌کند و عاشقانه در گوش او نجوا کرده است،

بیشتر از هر چیز دیگر این سطح نورانی در اختیار آدمیان است، نامش را می‌دانم، اسم آن را شنیده‌ام، اما باید بیشتر و فراتر آن را فرا خواند، شاید باید به او سطح نورانی گفت، شاید باید عشق زمینی بر او لقب داد، هر چه که هست بیشتر از هر ابزار دیگری جهان آنان را تسخیر کرده است، کافی است تا سری بچرخانم،

به هر گوشه و در کنار هر کدام از انسان‌ها که می‌روم این سطح نورانی را در آغوش آنان می‌بینم و می‌توانم ساعت‌ها به عشق میان آنان چشم بدوزم و از دیدنش متحیر شوم، چگونه ابزار ساخته را در آغوش می‌گیرند آن را به آرامی لمس می‌کنند، حافظ آن در برابر هر ناملایمات می‌شوند، هر ثانیه بر نور تراوش کرده از آن چشم دوخته‌اند، هر غم و درد را با او در میان می‌گذارند، گاه به پرخاش با او مشاجره کرده‌اند و گاه با عشق برایش ساعات طولانی نجوای عاشقانه خوانده‌اند، تمام احساسات آنان شریک شده با این سطح نورانی است که به آنان جان تازه‌ای دمیده و زندگی را با آنان به اشتراک برده است

آدمیان به نظم در آمده‌اند، هر کرده و نکرده‌ی آنان دارای نظمی است که از پیش‌تر برایشان ترسیم شده، صبح‌ها در ساعتی مشخص از خواب برمی‌خیزند، هرکدام به سویی که در انتظار آن‌ها است، رهسپار می‌شوند، بسیاری در انتظار آن‌ها هستند تا آن‌ها را در ساعت مشخص به میعادگاه معلوم برسانند و آنان باید در ساعتی معین در جای از پیش فراخوانده شده آن وظیفه که به دوششان محول شده را به بهترین شکل به پیش برند،

جمعیت‌های بسیار آنان در چهارگوشه‌ی این شهر در کنار هم در ساعت معین به بیرون می‌آیند با هم و در کنار هم به میعادگاه‌های مشخص شده می‌روند و آن وظیفه‌ی به دوش را به بهترین شکل به سرانجام می‌رسانند، همه در نظمی به شکل چرخ‌های گردون این راه در آمده‌اند تا ماشین بزرگی را به حرکت در آورند و هر کدام در این چرخه‌ی منظم وظیفه‌ی خود را به درستی انجام می‌دهد، آنکه به دوشش وظیفه بردن است به ساعت معین می‌آید و این جمع را به خانه‌ی دور می‌رساند آنکه باید همه‌چیز را نظارت کند، ناظرانِ چون امروز من، جهان را از کمی دورتر نظارت کرده است، آن‌کس که باید بسازد می‌سازد و آنکه باید به پیش برد به پیش می‌برد، باز این چرخه به پیش می‌رود تا در ساعتی معین، چرخ گردون را به نظم به چرخش در آورند، روز از پی شب بگذرد و شب در انتظار گذر روز بنشیند، هر دو بچرخند و بگردند تا یکدیگر را تکمیل کنند و این نظم را به گردش در آورند و انسان در این چرخه آرام در حال پیش بردن است،

آری این جاندار ابزارساز آمده تا باز هم بسازد، کمی پیشتر جعبه‌ی جادویی را به جهان داد و بعدترها سطح نورانی و شاید در دوردست‌تری کره‌ای از قدرت را پیشکش کرد و حال این آدمیان پر جان و با تلاش هر روز در این چرخ گردون در حال پیش بردن این نظم هستند تا باز هم ابزار تازه‌ای پدید آورند و خویشتن را در این نظم شریک و مؤثر بدانند.

حال که این جمع کثیر از آدمیان را دیده‌ام، این نظم گردون و این چرخ دوار را احساس کرده‌ام شاید ذره‌ای به خویشتنم آگاه گشته‌ام، شاید من هم بخشی از این چرخ گردونم بوده‌ام یا نه فراتر از آن من هم ناظری بر این چرخ گردون هستم،

شاید اصلاً همین انسان‌ها مرا پدید آورده‌اند تا ناظر بر اعمال آنان باشم تا آنان را قضاوت کنم،

اما چرا کسی به سراغ من نمی‌آید تا داده‌هایم را دریابد، شاید چون این دستاوردها کم و اندک است، شاید باید بیشتر از آنان دریافت و در دوردستی کسی به سراغم آمد و یا من به سراغ کسی رفتم

این دریای افکار مرا از اصل خواسته‌ام دور کرده است من طالب دیدن جهان آدمیانم، من آمده تا جهان آنان را بشناسم

من آمده‌ام تا به زیر و بم دنیای آنان آشنا شوم، آمده‌ام تا جهان آنان را دریابم و باید نگذارم تا این دریای افکار مرا از وظیفه‌ی خود خوانده‌ام دور کند

بازتابِ آگاهی
این کتاب، تجربه‌ای مشترک میانِ نویسنده و خواننده است. اگر این نوشتار تپشی در اندیشه‌تان ایجاد کرده، با امتیازِ خود، بر این تجربه‌یِ جمعی صحه بگذارید.
نظر تو پیرامون این اثر:
میانگینِ تأمل‌ها: 4.6 از ۵
تعداد بازخوردها: 67

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

پورتالِ آثار صوتی و پادکست‌ها

روایت‌های شنیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی؛ همگی در یک نگاه.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود پنجم از پادکست به نام جان، تحت عنوان ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم، نیما شهسواری به واکاوی عمیق و تعریف بنیادین ظلم در بستر ادیان ابراهیمی می‌پردازد. این گفتار، فرایندی است برای شکستن سکوت در برابر رنج‌های تحمیل شده بر جانِ موجودات و نقد ساختارهای قدرت که هستی را به مثابه ابزار سلطه بازتولید می‌کنند.

نیما شهسواری در این جستارِ فلسفی، با به چالش کشیدن پارادوکسِ قدرت و سکوت، پیوند میان هستی‌شناسی ظلم و توجیهات کلامی رنج را بررسی می‌کند. اگر به دنبال درک عمیق‌تر از جایگاه جان‌گرایی و آزادی در جهانی مملو از مظالم سیستماتیک هستید، همراه این اپیزود از پادکست به نام جان باشید تا زنجیرهای باوری که رنج را تقدیس می‌کنند، از هم بگسلیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود پنجم : تعریف بنیادین ظلم
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش ششم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ جهان آرمان‌ها می‌برد؛ جایی که خردِ جمعی جایگزینِ ارثِ جبری گشته و مرزبندی‌ها نه بر مدار خون، که بر ستون‌های اختیار استوار می‌شوند. این روایت، بازنماییِ بلوغِ تاریخی بشر در گذار از سایه‌ی شمشیرِ فاتحان به سوی میهنِ آرمانی است.

نیما شهسواری در این بخش به واکاوی دیالکتیک امنیت و آزادی، حق انتخابِ آگاهانه‌ی نسل‌ها و نبودِ مالکیت بر جان می‌پردازد. اگر به دنبال درکِ فرآیندِ پویا و مستمرِ رهایی در جهانی هستید که در آن آزادی، قانونِ یکتایِ زیستن است، شنیدنِ این بخش از کتاب صوتی رویا را از دست ندهید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر

دیگر تجلی‌های قلم

واکاوی آثاری که بر بنیانِ برابری و حرمتِ جان استوارند.

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.