قسمت اول : پیشگفتار
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص قرار هست که ما در باب حکومت و حکومت استبدادی با هم صحبت بکنیم و توی این قسمت ابتدایی هم قرار بر این هست که یک مقدمه ای رو داشته باشیم نسبت به این موضوعات.
در ابتدای این بحث بهتر هست که یک توضیح مختصری پیرامون حکومت داشته باشیم.
هر چند که در یک ویژه برنامه مجزایی سعی میشه بیشتر در باب حکومت صحبت بکنیم که یک پیش درآمدی بشه به برنامه هایی که پیرامون قلمروی آرمانی ساخته خواهد شد.
اما فرای اون یک توضیحاتی.
یک ویژهبرنامه پیرامون این حکومت استبدادی قاعدتا برای ما خیلی راهگشا خواهد بود چرا که زندگیمان به نوعی درگیر شده با این حکومت استبدادی حکومتی که در ایران وجود دارد و اصولا حکومت هایی که در طول تاریخ بر ایران حاکم بوده اند و ما یک مملکت استبداد زده را در طول تمام این تاریخمان داشتیم.
یعنی ما هیچ وقت نتوانستیم به آن مرحله ای که تحت عنوان دموکراسی و به نوعی مردم سالاری میشناسیم در سراسر جهان و بلوغ سیاسی انسان ها بوده برسیم.
پس قاعدتا ما بیشتر از هر جای دنیا شاید با این مبحث حکومت استبدادی درگیر بودیم که به اشکال مختلف در طول تاریخ بر زندگی ما به نوعی سیطره داشت.
حالا توی این پیشگفتار و این ابتدای بحث و این ویژهبرنامه بیشتر سعی میکنیم در باب خود حکومت صحبت بکنیم.
اینکه انسان ها قاعدتا برای این زندگی جمعی و اجتماعیشون تصمیم گرفتن که حکومت تشکیل بدن.
یعنی پیش از این زندگی انسان ها به دور از داشتن حکومت ها.
اون چیزی که ما امروز تحت عنوان آنارشیسم میشناسیم که حتی تبدیل به یک ایده و آرمان هم شده، در بین برخی از مردم که باورمند به نوعی زندگی انسان ها بدون حکومت هستند، زندگی هاشون اداره میشده و زندگی جمعی.
اما به مرور زمان انسان ها تلاش کردن برای اینکه به زندگیشون به نوعی قاعده و قانونی بدن و حکومت هایی رو تشکیل بدن و این در طول تاریخ هم ادامه پیدا کرده تا رسیدیم به امروز که حالا اشکال مختلفی از این حکومت ها رو میشناسیم.
اشکالی که میشه به نوع های مختلفی تقسیم بندی کرد از اون تقسیم ابتدایی که توسط افلاطون و ارسطو و سقراط اتفاق افتاده تا حتی تقسیم بندی هایی که امروز هم اتفاق می افته.
افتد اما شاید بشود یک تقسیم بندی ساده و موجزی نسبت به این موضوع حکومت داشت، آن هم همین حکومت استبدادی و حکومت های مردم سالاری یا دمکراسی تقسیم بندی کرده.
اما تعریف اصلی و نقطه ابتدایی در باب وجودیت این حکومت هاست که چرا انسان ها خواسته اند که حکومت تشکیل بدهند.
خب زندگی انسان ها به واسطه این جمعی بودنش و اجتماعی بودنش نیازمند یک سری قواعد و قوانین بوده.
یک کارهایی را در جامعه باید توسط یک قدرت بالاتری اتفاق می افتاد.
یعنی ما برای داشتن امنیت، برای داشتن آرامش، برای داشتن آزادی، برای داشتن رفاه قاعدتا نیازمند بودیم که یک قدرت بالادستی ای را پدید بیاوریم که ما را در این کارها کمک بکند.
این زندگی جمعی ما را کمک بکند.
پس قاعدتا هدف اصلی از تشکیل حکومت رسیدن به این آمال ها و نیاز ها بوده.
یعنی اینکه اگر فردی در اجتماع داره زندگی میکنه حالا دچار مشکلی میشه، مصائبی به زندگیش هجوم میاره.
دچار پیری میشه.
از کار افتادگی میشه.
حالا یه قدرتی باشه که به اون بتونه کمک بکنه.
یا اینکه در برابر قوای بیگانه خارجیان وقتی حمله ای صورت میگیره حالا یه قدرتی باشه که بتونه از مردم دفاع بکنه.
یا در باب مسائل دیگه اینکه اصلا زندگی جمعی ما نیازمند قانون هست.
یعنی باید قوانینی نگاشته بشه تا بتونن انسان ها اون نظم رو حاصل بکنن، عدالت رو به وجود بیارن.
پس قاعدتا باید قانونی وجود داشته باشه.
مطالعهیِ ادامهیِ متن…