در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
مفهوم جمهوریت و دموکراسی، در حقیقت پاسخِ خرد جمعی انسان به قرنها رنج و خفقان تحت سلطه خدایگانِ زمین بوده است. در این قسمت از پادکست به نام جان، نیما شهسواری به واکاوی این پرسش میپردازد که چگونه بشر توانست از پیوند نامقدس میان «تعصب دینی» و «قدرت سیاسی» عبور کند؟ ما از تمایز میان قوانینِ ایستا و ازلی با قوانینِ عرفی و پویا سخن میگوییم و بررسی میکنیم که چرا دموکراسی، فراتر از یک فرم حکومتی، تمرینی برای «قدسیتزدایی» از قدرت است. برای درک مسیر دشوارِ گذار از استبداد به آزادی، با ما در وبسایت جهان آرمانی همراه باشید.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص که ما در باب حکومت های استبدادی صحبت کردیم.
قاعدتا به این مرحله می رسیم که حالا یه مقداری در باب جمهوریت و دموکراسی صحبت بکنیم و گذر از این نگاه استبدادی.
که خب قاعدتا این نگاه جمهوریت و این نگاه دموکراسی راهی بوده برای دور شدن از اون معانی که پیرامون استبداد وجود داشته.
اما در این ویژه برنامه و در این قسمت مشخص حالا قصد بر این هستش که ما در باب نکات مثبت و منفی صحبت بکنیم و این سیر رو به نوعی درباره اش صحبت داشته باشه.
همون طوری که توی قسمت های گذشته صحبت کردیم گفتیم که انسان ها به واسطه باور هایی که در خودشون به وجود آوردن و فرهنگی که برای خودشون پدیدار کردن، میلی به این استبداد داشتن و میل به این استبداد درشون شکل گرفت و به نوعی تبدیل به اون آمال و آرزوهاشون شد، تبدیل به نوع زندگی شون شد، فرهنگ غالب شون رو ساخت.
وقتی نگاه تاریخی هم به این مسئله داشتیم گفتیم که خب از همون ابتدا هم این نگاه استبدادی وجود داشت و در طول تاریخ هم بشر با این دست به گریبان بود.
اما از همون ریشه های تاریخیش هم حتی اگر بخواهیم نگاه بکنیم صحبت کردیم و گفتیم که خب یک نگاه متفاوتی هم نسبت به سیاست و حکومت داری وجود داشت.
نگاهی که شاید توی یونان بیشتر به چشم میاد آید و بعد از آن هم در رنسانس و اروپا که تکامل پیدا کرد و پیشرفت کرد تا در نهایت دموکراسی که امروز می شناسیم در جهان در بخشی از جهان حاکم شد و به نوعی این دموکراسی هم گذر از آن نظام های استبدادی و آن سیستم های فاسد، استبداد زده و دیکتاتوری بود.
ریشه ها بر می گردد به همان دوران یونان باستان.
حالا یونانیان که بیشتر توانستند جدل بکنند، بحث بکنند، صحبت بکنند، تفکر بکنند، اندیشه بکنند و در پی این اندیشه هایی که کردند یک نگاه متفاوتی را نسبت به مباحث سیاسی داشته باشند.
ما با یونانی روبه رو بودیم که قاعدتا همه درباره اش کم و بیش شنیده اند و می دانند که حالا فلاسفه ای داشته که می توانستند صحبت بکنند.
در باب موضوعات مختلف تا آن اندازه غرق در تعصبات نبودند.
این ریشه های مذهبی و دینی نتوانسته تا این حد آنها را غرق در خود بکند که جای تامل و تفکر را ازشون بگیره.
خب ما توی قسمت های گذشته هم در باب این فرهنگ خداوندی صحبت کردیم.
چه در ویژه برنامه مشخصی که پیرامون خدا بود، چه در همین ویژه برنامه حکومت که در قسمتی که پیرامون فرهنگ استبدادی بود صحبت کردیم، گفتیم یکی از نشانه های قدرتمند این فرهنگ استبدادی و پیدایش و قدرتمند شدنش در بین مردم، این نگاه به یگانگی و وحدانیت خدا بود که خب در ادیان سامی بیشتر و قدرتمند تر هست.
اما وقتی شما مواجه میشید با ادیان باستانی که در میان مردم یونان به عنوان مثال وجود داشته حالا مواجه میشید با یک چندخدایی.
یه توضیح مختصری پیرامون این موضوع داشته باشیم تا بیشتر وارد بحث بشیم.
خب قاعدتا فرهنگ خدا و این برتری طلبی ها مالکیت، قدرت.
این ها هر کدوم یه فرهنگی رو برای جامعه میسازه.
فرهنگ هایی که قاعدتا به ضرر زندگی جمعی ما هست و باعث خیلی از اتفاقات وحشتناک هم میشه که پیرامونش مفصلا صحبت کردیم.
اما یه نقطه تفاوت و تمایزی هست که در نگاه های یکتا پرستانه وجود داره اما در نگاه های مشرکانه خیلی کمرنگ تر و ضعیف تر هست.
یعنی شما با ادیانی رو به رو میشید که حالا این قدرت رو انحصارا در اختیار یک خدای واحد تصویر میکنه.
مثل چیزی که داره اسلام به ما عرضه میکنه.
یا پیش تر از اون یهودیت و مسیحیت تصویر کردن یک خدای واحد و قدرتمندی که همه قدرت از آن اوست.
خب در این فرهنگ مشخص خب قاعدتا خدای بر زمینی هم جانشین اون خدا خواهد شد.
ما به ازای این خدای در آسمان ها خواهد داشت که در این نگاه یکتا پرستانه به شاه و امپراطور ختم میشه.
حالا کسی که جا پای همون خدا می ذاره و با همون نگاه یگانگی، با همون نگاه وحدانیت و حالا بر اون اریکه ی قدرتی که ساخته شده تکیه میکنه، همه قدرت را قبضه میکنه.
اما وقتی مواجه میشیم با این نگاه مشرکانه، حالا این قدرت رو تقسیم و تقسیط میکنه.
حالا مثلا در یونان باستان شما مواجه میشید با خدایگان بیشماری که در کنار هم اون قدرت رو میسازن.
یعنی دیگه قدرت در اختیار یک فرد نیست.
یک خدای واحدی نیست که همه قدرت رو در اختیار داشته باشه.
حالا خدای جنگ هست نمیدونم خدای دریا هست، خدای صاعقه هست، خدای باران هست و الی آخر.
خدایگان بیشماری که با قدرت هایی که در اختیار دارند این نظام حاکم رو می سازند.
حالا این ها باید مابه ازاء داشته باشه در جهان پیرامون ما.
یعنی فرهنگ هایی که به ما خورانده میشه.
در نهایت قرار هست که یک برآیندی در زندگی اجتماعی ما داشته باشد.
پس یکی از نکات عطف و مهمی که در نگاه به یونان میشه داشت همین نگاه چندخدایی هست.
همین نگاه مشرکانه است.
در برابر این وحدانیت و این قدرت واحد هست.
یعنی از همون ابتدا در نگاه به خدا هم سعی شده این قدرت تقسیم بشه و قدرت در اختیار یک فرد قرار نگیره.
حالا وقتی میاد در مابه ازای خودش در جهان اجتماعی اون ها، در جهان سیاسیشون هم اون قدرت سعی میکنه تقسیم بشه.
سعی میکنه بین افراد بیشتری تقسیم بشه تا اون قدرت اون نگاه لجام گسیخته ی مطلق خودش رو نداشته باشه.
پس یکی از نکات مهم و کلیدی هم در نگاه به این فرهنگ ساخته شده.
این نگاه سیاسی که در آینده توسط اروپائیان بال و پر گرفت و به شکل دموکراسی امروزی رسید شاید همین نکته مهم باشه.
همین نگاه مشرکانه ای باشه که در دل یهودیان وجود داشت که این قدرت رو تقسیم می کنند.
اما فرای این نگاه، ما مطمئنا در برابرمان یک قومیتی رو داشتیم که حالا زمان بیشتری رو برای تامل و تفکر داشتند.
حالا از اون تعصبات و ترس های وحشتناکی که در بین مسلمانان، مسیحیان و یهودیان وجود داره دورتر بودند.
حالا نگاهشون یک مقداری واقع گرایانه تر به جهان پیرامون بود و از دل همین نگاه هایی که دورتر از تعصب بود و حالا زمانی داشت برای تفکر کردن، برای تعقل کردن، برای جر و بحث و جدل کردن، می تونست نگاه های تازه ای رو هم پدید بیاره.
پس یکی از عوامل مهم دیگه هم در میان این یونانیان همین موضوع بود.
یعنی زمان برای تفکر کردن، احترام به این اندیشیدن و فکر کردن و در عین حال دور بودن از این تعصبات و تعصباتی که باعث میشد شما اجازه فکر کردن نداشته باشید و اجازه تشکیک کردن نداشته باشید، به چیزی نمی توانستید شک بکنید.
شما در دل یهودیان یا در دل مسلمانان و مسیحیان نمیتوانید تفکری بکنید و تفکر منتقدانه داشته باشید.
به موضوعی شک بکنید.
موضوعی را به نوع دیگری نگاه بکنید.
تمام پرسشها از همان ابتدا پاسخی برایش وجود دارد.
پاسخها در اختیار شماست و شما باید همین راه را به پیش بروید.
اما وقتی مواجه میشویم با این نگاه در یونان حالا متفاوت است.
حالا باید به دنبال پاسخ ها بگردند.
حالا قرار است به دور از تعصب به دنبال پاسخ ها باشند.
در همین نقطه عطفی میشود در این نگاهی که در یونان وجود داشته.
حالا میآید و صحبت از این میکند که یک اتفاق جمعی است.
یعنی ما صحبت کردیم در باب حکومت.
در قسمت ابتدایی که این حکومت تشکیل شده تا زندگی جمعی انسان ها یک نظم و قاعده ای داشته باشد.
نظم و قاعده ای که قرار است در نهایت آزادی بیشتر را برای مردم فراهم بکند، آزادی قانونمندی را فراهم بکند تا تعداد بیشتری بتوانند از این آزادی ها بهره ببرند.
ما را نزدیک تر به مفهوم عدالت و برابری بکند.
قرار است آرامش در زندگی انسان ها جاری و ساری باشد.
حالا این نگاه ما را به این سمت می برد که خب باید بیشتر تفکر کرد به این موضوع و نگاه کرد که این یک اتفاق جمعی است.
این یک حرکت جمعی است پس می تواند جمع هم برایش احاطه بیشتری داشته باشد.
از همین جا شما ریشه های این تفکر و این باور به دموکراسی به نوعی مردم سالاری شکل می گیرد.
اینکه مردمی که در این زندگی جمعی همه و همه درگیر هستند قاعدتا باید در باب این مسائل هم بیشتر فکر کنند، بیشتر حرکت داشته باشند و فعل بیشتری داشته باشند و ما مواجه می شویم با این تفکرات اینکه در میان همان یونانیان باستان هم در بین همان افلاطون و ارسطو و سقراط هم نظریات موافق و مخالف پیرامون این موضوع بوده.
اینکه این تقسیم بندی حتی در دل دموکراسی هم دموکراسی خوب و بد رو تقسیم بندی میکردن.
در دل دیکتاتوری هم دیکتاتوری خوب و بد رو تقسیم بندی میکردن.
موضوعی که میشه دربارش صحبت کرد.
اما موضوع مهم ما رسیدن به این مرحله از دموکراسی هست.
رسیدن به گذر از این نگاه استبدادی است.
اینکه تا چه اندازه نگاه اونها به خطا بوده و میشه دربارش صحبت کرد.
در تقسیم بندی اونها قاعدتا این نکته وجود داشته که خب این دموکراسی هم میتونه دموکراسی خوب و بد داشته باشه که در نهایت این دموکراسی بد ما رو میتونه به حکومت آنارشیسم برسونه و حکومت نادان و نادانان برسونه.
اینکه انسان هایی که دانایی لازم رو ندارند تا بتونن امور رو به درستی به پیش ببرند.
حال این که مثلا باوری باشه به این که یک فیلسوف عاقل و دانایی بتونه تمام قدرت را به دست بگیره.
این که ایده آل های اون ها در باب حکومت داری چه بوده، موضوع بحث ما نیست.
موضوعی است مجزا که میشه دربارش صحبت کرد.
اما موضوع مهم این تفکر و تعقل به این نگاه مشخص است که حالا ما یک زندگی جمعی داریم و قرار هست یک نظم جمعی را بوجود بیاریم.
قوانینی را وضع کنیم برای آزادی بیشتر و همگانی، برای رسیدن به برابری و عدالت بیشتر، برای آرامش بیشتر، برای رفاه بیشتر.
و این نگاه جمعی باید توسط همین آحاد ملت هم شکل بگیره.
ما این ریشه رو در اون ابتدا می بینیم و این یک دوران سکوت هزارساله ای رو در خودش میبینه.
دیگه بیشتر از هزار سال.
حالا یک دوران سکوتی است که سراسر جهان دوباره غرق در اون سکوت بزرگ میشه.
دوران، دوران قدرت گیری ادیان مختلف است.
اروپا در اختیار مسیحیان هست.
مسلمانان از این سمت قدرت را می گیرند و با توجه به آن تعاریفی که پیرامون فرهنگ استبداد کردیم و گفتیم که ریشه هایش تا چه اندازه وابسته به وجودیت خداست، به معنای خداست.
خب حالا ما مواجه می شویم با یک دوران تاریکی که سراسر جهان غرق در این استبداد است.
جای هیچ تفکری وجود ندارد.
شما نگاه بکنید به حکومت های مختلفی که در سراسر جهان بوده اند، جنگ های بی پایانی که کرده اند چگونه حقوق همگان را پایمال کردند برای یک آرمان و ایده.
صحبت هایی که پیرامون این حکومت های استبدادی کردیم که چگونه یک هدف غایی را تصویر می کنند و همه را مبدل به وسیله می کنند، چگونه یک شخص را همتای خدا در جایگاه خدا به کرسی قدرت می نشاند و ما مواجه می شویم با این دوران سکون و سکوت.
این دوران سکون و سکوتی که قاعدتا زندگی بشری را بدتر و بدتر کرد، وحشتناک تر کرد.
شما مواجه میشید با قرون وسطی و قرون دیوانه واری که حالا درش بدترین اتفاق می افته.
تفتیش عقاید اتفاق می افته.
جنگ های صلیبی اتفاق می افته.
از این طرف در جهان اسلام به همین شکل، جنگ های بی پایانی که اتفاق می افته برای کشورگشایی، قدرت گیری سلسله های مختلف در جای جای کشور های اسلامی، از عثمانیان، از صفویان، از پیش تر از اون امویان، عباسیان.
و این نگاه دگم همواره هم قدرتمند بوده.
این نگاه استبدادی قدرت یکتا رو داشته و یا در اروپا دوران سیاهی که اروپاییان پشت سر گذاشتند از نادانی، از این تسلیم بودن در برابر قدرت واحد.
ما در باب معنای خدا صحبت کردیم و گفتیم بارها در باره اش در قسمت های مختلف هم صحبت کردیم.
گفتیم این وجودیت خدا وابسته به نادانی ها، ناتوانی ها و ترس های انسانی ست.
حالا ما مواجه میشیم با دورانی که انسان ها بیشتر و بیشتر خودشون رو در این نادانی و ناتوانی و در ترس ها و وحشت های خود غرق می کنند.
یعنی اگر یک بیماری قرار بود که شیوع پیدا کند بین مردم پخش می شد و تعداد بیشماری از مردم در اروپا هم از بین بروند.
و این اون دوران استبدادی قدرتمند هستش که حالا از بعد سیاسی، از بعد اجتماعی، از بعد فرهنگی، از بعد اقتصادی همه چیز در تنگنا بوده تا اینکه حالا این مردم اروپا سعی می کنند که یک نگاه دوباره ای داشته باشند به این مشکلات برای رفع این مشکلات یک نگاه تازه ای را پدید بیاورند و ما مواجه می شویم با رنسانس و رنسانسی که تحت عنوان رستاخیز هم شناخته می شود.
یعنی مسلمانانی که این کتاب های فلاسفه یونانی را و آن دوران روشن یونان را ترجمه کرده بودند، حالا به دست اروپایی ها هم می رسد و اروپایی ها با خواندن به نوعی آن تفکرات و ریشه های تفکری سعی می کنند یک بازیابی دوباره ای داشته باشند و ما می دانیم که غربی ها فرهنگ خودشان را برگرفته از فرهنگ یونانی می دانند و به نوعی با آن رستاخیزی که در آن فرهنگ انجام می دهند و بعد از آن با عصر روشنگری و اینکه سعی می کنند آن را پویاتر و به پیش ببرند، یک فرهنگ تازه ای را پدید می آورند و یک تمدن تازه ای را پایه ریزی می کنند و ما مواجه می شویم با این افکاری که در گذشته وجود داشته، حالا دوباره زنده می شود و حالا مردم را به این سمت و سو می رساند که در باب موضوعات مهم دوباره بیندیشند.
خب در باب حکومت و حکومت داری، این استبداد مطلقه ای که در همه جا حاکم بوده، حالا قرار است نگاه بر این باشد که این حکومت استبدادی باید تغییر بکند.
آحاد ملت در این اتفاق و این قرارداد اجتماعی به نوعی سهیم هستند زندگی همگان رو در بر گرفته پس باید آنها هم در آن نظری داشته باشند.
اینکه یک حکومت قدرتمندی که همه قدرت خودش و همه باور خودش را از یک خدای در دوردست ها می داند، قوانین چندین هزاران ساله را به وجود آورده و به آنها پایبند هست و حاضر نیست که این قوانین را تغییر بدهد هم باید تغییر پیدا بکند.
حالا ما مواجه می شویم با علمای بیشماری که سعی می کنند این نگاه را تغییر بدهند و سعی می کنند یک تعریف دوباره ای نسبت به قانون داشته باشند.
اینکه بگویند باید قانون از دل روابط انسانی به وجود بیاید، کشف بشود، استخراج بشود، ما باید قانون ها را مطابق با شرایط خودمان تدوین بکنیم.
قوانینی که باید عرفی باشد و نه شرعی.
قرار نیست که شریعتی که هزاران سال قدمت دارد و برای مردم در آن دوران بوده، حاکم بر ما برای تمام دوران باشد و حالا ما مواجه می شویم با این جرقه ها که در دوران روشنگری هم بیشتر و بیشتر به پیش میرود و در نهایت ما را به این سمت و سویی می رساند که حالا قرار باشد دموکراسی حاکم بر جهان ما بشود، جهان اجتماعی ما بشود.
یکی از نکات مهم شرطی کردن حکومت است.
حالا قرار است حکومتی که باید خدمتگزار این مردم باشد یعنی ما در تعریف کلی حکومتی را تشکیل دادیم برای زندگی بهتر.
اینکه ما قرار است شرایط رفاهی بهتری داشته باشیم، شرایط اجتماعی بهتری داشته باشیم، آزادی های بیشتری را به صورت همگانی بتوانیم کسب بکنیم.
خب قاعدتا صحبت کردیم و گفتیم آزادی بدون برابری معنایی نخواهد داشت.
قرار است این آزادی همپوشانی با همه مردم داشته باشد.
همه انسان ها و در باور ما همه جان ها.
خب ما باید بیشتر و بیشتر نزدیک به این معنا بشویم.
حالا ما مواجه هستیم با اینکه برای رسیدن به این معانی برای رسیدن به برابری نیاز داریم که این حکومت خدمتگذار رو نسبت به خودمون پاسخگو کنیم.
حکومتی که هیچگاه پاسخگو به ملت نبوده.
حکومتی که قرار بوده خدمت بکنه اما پادشاهی میکنه، سلطنت میکنه و قدرت رو در اختیار میگیره.
به نوعی آقایی بر ملت میکنه، پادشاهی میکنه، جایگاه والا رو به دست میاره و از اون جایگاه استفاده و سوءاستفاده میکنه.
اما پاسخگوی به ملت نیست.
هیچ شرط و شروطی برای قدرت داشتنش وجود نداره.
حالا ما میرسیم به اون مرحله ای که باید شرط بر این حکومت گذاشت.
همون اتفاقی که مثلا در مشروطه ما می افته.
در اون نگاه ها از همون ابتدا هم جرقه هاش زده میشه که حالا ما باید حکومت رو موظف بدونیم که در برابر ما پاسخگو باشه و انتقادهای ما گوش بده و در خودش تغییری بوجود بیاره.
این قدرت یکتا و مطلق وجود نداشته باشه بلکه برای این قدرت داشتن شروطی لازم باشه.
حالا آرای مردم دخیل باشه در این.
خیلی بزرگتر و مهم تر از اون پیرامون قانونی این اتفاق می افته.
اینکه این قانون قرار نیست ابدی و ازلی باشه.
قرار نیست یک قدرت ماورایی برای انسان ها قانون به وجود بیاره.
اینکه خود انسان ها بسته به شرایطشون قرار هست که قانون رو به وجود بیارن.
اون چیزی که ما تحت عنوان حکومت قانون میدونیم این برابری ای که در برابر قانون همگان باید براشون اتخاذ بشه.
اینکه حالا شما چه وزیر باشی، چه وکیل باشی چه پادشاه باشی باید در برابر قانون پاسخگو باشید.
قانون برای همه آحاد ملت نگاشته بشه.
قانونی که با شرایط اون ها با موقعیت اونها همخوانی و همپوشانی داشته باشه، وابسته به شرایط تغییر کنه و به پیش بره.
پس ما میرسیم به یک سری اصولی که در این نگاه به وجود میاد.
یکی از اون اتفاقات هم قاعدتا گذر از این نگاه پادشاهی بوده.
حالا ما وقتی در باب گذر از این شاهنشاهی که نماد و نشانه آن خدا و استبداد بر زمین است به دو گونه با آن رفتار می شود، یک گونه قاعدتا در قبال پادشاهانی است که حالا در نقطه ضعف بیشتری هم قرار دارند و قبول می کنند این تغییرات را و این تغییراتی که قرار بوده پله پله اتفاق بیفتد از دل همین حرکات اتفاق می افتد و این حکومت ها سعی می کنند پادشاهی این پادشاه را مشروطه کنند.
همان اتفاقی که در ایران ما افتاد در انگلستان افتاد و این قدرت مطلقه پادشاه ضعیف و ضعیف تر شد.
تقسیم و تشریع شد.
حالا برگشتند و این قدرت را کمرنگ کردند تا در نهایت به آن مرحله ای برسد که یک جنبه تشریفاتی داشته باشد.
یک مقامی باشد که یک مقامی است شبیه به یک نماد و نشانه ای.
در آن هرم قدرت، قدرت اجرایی از او سلب شود.
اینها پله پله اتفاق افتاد.
خب یک بخش برای تقابل و گذر از این شاهنشاهی و این حکومت استبدادی همین نگاه مشروطه خواهی بوده و یک نگاه دیگر هم از میان برداشتن این سد بزرگ و عظیم.
همان اتفاقی که در فرانسه و انقلاب کبیر افتاده.
اینکه حالا این مردم با توجه به باورهایشان به این مرحله می رسند که باید این نقطه برداشته شود و این قدرت مطلقه برداشته بشود تا بتوانند انسان ها به آن حد از آزادی و دموکراسی که به آن باور دارند برسند.
این یک سد بزرگ و عظیمی است در برابر رسیدن که هر بار می تواند باز هم لجام گسیخته در برابر آنها صف آرایی کند و دوباره قدرت را قبضه کند.
به عنوان مثال وقتی به انقلاب مشروطه ایران نگاه می کنید، خب مردم ایران هم خواستند همین کار را انجام بدهند.
خواستند حکومت را شرطی بکنند، گام هایی را برای رسیدن به دموکراسی بردارند اما مواجه شدند با پادشاهی که حالا دست در دست دشمنان و اجانب حاضره که حتی مجلس را به توپ ببندند یا بعد از اون پادشاه قلدری که حاضر هست تمام دستاوردهای مشروطه را از آن خودش بکنه، به نام خودش بکنه.
و کسانی که برای این راه تلاش کردن رو هم قلع و قمع بکنه و در نهایت پادشاهی که هیچ صدایی رو برنمی تابد و همه رو به سکوت و سکون و خفقان وا میداره و در نهایت مشتی مجیزگو رو برای خودش بوجود میاره تا دوباره اون نگاه و فرهنگ استبدادی و این تسلیم بودن رو پدید بیاره.
در خیلی از کشورها هم به همین صورت اتفاق می افته تا در نهایت با گذر از این سیستم به یک سیستم تازه ای دست پیدا بکنن.
سیستمی که در نهایت قرار هست قدرت رو تقسیم بکنه، حکومت رو پاسخگو بکنه، قوانین رو عرفی بکنه، قوانین رو با توجه به شرایط به پیش ببره و در نهایت مهم ترین نکته درون خودش ایستا نبودن باشه.
پویایی باشه، پیشرفت باشه.
یعنی قرار هست حکومت به مرحله ای برسه که با تفکر و اندیشیدن بیشتر راه و رویه بهتر و بیشتری رو هم به پیش ببره.
قرار هست همتای ادیان تفکری ایستا و درخودمانده نباشه.
اینکه شما به یک موضوعی باور داشته باشید و تا آخر دنیا هم به همون باور داشته باشید.
قوانینی برای شما وضع شده باشه و تا آخر دنیا هم به همون قوانین پایبند باشید.
نقطه تفاوت و تمایزی که در بین نگاه به دموکراسی و میل به دموکراسی وجود داره همین نقطه پویایی هست که ما باید در نهایت به این پویایی هم برسیم.
پس قاعدتا ما با مبحث گذر از شاهنشاهی رو به رو میشیم که به دو صورت اتفاق می افته رسیدن به یک حکومت مشروطه.
اینکه تا چه اندازه اون پادشاه با این موضوع کنار میاد و حاضره که تمکین بکنه این خواسته های مردم را و یا در برابرشان می ایستد و در نهایت نابود خواهد شد و از میان برداشته خواهد شد.
اتفاقی که در مثلا انقلاب کبیر فرانسه می افتد و این شاهنشاهی از میان برداشته می شود و یا این کنار آمدنی که در پادشاهی های اروپا مثل پادشاهی انگلستان و بریتانیای کبیر که می شناسیم.
این باعث شد که آن قدرت کمتر و کمتر بشود تا یک حکومت پارلمانی تحت عنوان دموکراسی هم شکل بگیرد و به پیش برود.
با توجه به رفتاری که این پادشاهان انجام دادند، این اتفاقات در آن کشورها افتاده یا با توجه به خواست ها و امیالی که اندیشمندان در آن اجتماع داشتند و تا چه اندازه این نگاه و این باور به پادشاهی را مقابل دموکراسی و خواست جمعی مردم می دانستند.
در نهایت ما قرار است که به آن جمهوریت برسیم، به آن دموکراسی برسیم در این نگاه ها از ابتدا که صحبت کردیم در نهایت ما را به این جایگاه میرسونه که حالا به یک مرحله ای برسیم که جمیع مردم برای زندگی اجتماعی خودشون تصمیم بگیرند.
حالا چه با انتخاب شخصی است که قدرت رو قرارهست به دست بگیره چه با انتخاب افرادی است که قرار است قانون گذاری بکنند و قوانین و عدالت رو به پیش ببرند.
قرار هست که اینها فعال بشن.
در این اتفاقات قرار هست که اون حکومت وقت پاسخگویی در برابر مردم باشه.
قرار هست که این قوانین نگاشته شده بر اساس روابط و شرایط بین انسان ها شکل بگیره، دائما پویا باشه و به پیش بره.
اما گفتیم یکی از نکات مهم و بزرگ در بین دموکراسی همین ایستا نبودن هست.
همین در پی پویایی و پیشرفت هست.
ما از همون ابتدا هم زمانی که روبه رو میشیم با افکار افلاطون و افکار یونانیان باستان.
که خیلی پیشتر از افلاطون هم بهش باورمند بودند و به نوعی او راوی این اتفاقات هست، شما مواجه می شوید با دموکراسی مستقیم که حتی در آن دوران هم وجود داشته.
مفهوم از دموکراسی مستقیم یعنی گذر از این دموکراسی که امروز در بیشتر کشورهای دنیا جاری و ساری هست. هست.
یعنی اینکه حتی شما در باب موضوعاتی که به زندگی جمعی انسان ها مرتبط است باز هم به آرای جمعی رجوع بکنید.
مثل اتفاقی که در سوییس هم می افتد.
اینکه شما مواجه می شوید حالا یک کشوری تحت عنوان سوییس هست که خیلی نزدیک هست به این دموکراسی مستقیم.
اینکه اگر قرار باشه یک موضوعی رو مطرح بکنند، یک قانون کلی که در زندگی افراد دخیل هست حالا سعی می کنند از این دموکراسی مستقیم استفاده بکنند، رفراندوم بزارن تا مردم آراء شون رو بدهند.
یا حتی شما می توانید با جمع کردن یک تعدادی امضا از مردم یک قانون تازه ای را به مجلس ببرید و این قانون را تصویب بکنید.
این ها از نشانه های دموکراسی مستقیم هست که گذر از آن دموکراسی ست که در ابتدا شکل میگیره و اون پویایی است که قرار هست در دل دموکراسی وجود داشته باشه.
قرار هست هر روز ایده های تازه ای مطرح بشه برای زندگی بهتر جمعی.
یعنی ما یک نهایتی رو داریم، یک هدف غایی رو داریم که برای تشکیل حکومت بهش فکر کردیم.
اینکه قرار هست زندگی جمعی ما از نظر اقتصادی بهتر باشه، رفاه بیشتری داشته باشیم، آزادی های بیشتری رو در اختیار بگیریم، بیشتر و بیشتر به مفهوم عدالت و برابری برسیم.
خب این هدف غایی مشخص هست.
حالا هیچ تعصب و ترس و نادانی و ناتوانی ای هم در میان نیست که ما درجا بزنیم و مدام همون حرف گذشتگان رو به پیش ببریم.
قاعدتا با میل به این پیشرفت و پویایی و گذر از این ایستا بودن حالا سعی میکنیم که این تغییرات رو بوجود بیاریم.
حالا مواجه میشیم با اینکه اگر دموکراسی در ابتدا اشکالاتی داره که قاعدتا داره اشکالات بیشمار که میشه ساعتها هم درباره اش صحبت کرد که شاید در آتی هم در باب این مسائل هم صحبت کردیم.
اما این موضوع مهم در دل دموکراسی هست که حالا شما فارغ از نادانی، ناتوانی و ترس ها و تعصبات می تونی در باب اونها صحبت کنی و ایده هایی رو مطرح کنید تا هر روز پویاتر از گذشته باشه.
این نگاه که هدف غایی اش هم همون خواسته های مشخص از زندگی جمعی انسان هاست و شما مواجه میشید با همون دموکراسی مستقیمی که حالا سعی میکنه بوجود بیاره.
حالا اینکه درباره اش صحبت میشه اینکه این دموکراسی مستقیم نیازمند شرایط مشخصی است.
مثلا یه کشوری مثل سوییس با تعداد جمعیت پایین قابل قیاس با یک کشور مثلا بزرگ با تعداد بالایی مثل مثلا هندوستان یا آمریکا و روسیه و کشورهای دیگه چین و اینها نیست.
اینها صحبت هاییست که میشه درباره اش حرف زد و ساعت ها صحبت کرد.
اما موضوع مهمی که مطرح میشه در این وادی این هستش که میل به پیشرفت که حالا وقتی ما حتی می رسیم به دموکراسی که امروز با ما مطرح میشه حالا باز هم باید ایستا نبود، باز هم باید بهش تفکر کرد.
باز هم باید در پی پویایی اون بود و بزرگ ترین المانی که می تونه ما رو امیدوار به نگاه دموکراسی بکنه و اصولا نگاه های مدرنی که در بین مردم شکل گرفته بعد از رنسانس و بعد از دوران روشنگری همین ایستا نبودن بوده.
یعنی نقطه ی تمایزی که ما قرار میدیم.
بارها هم در موردش صحبت کردیم میان ادیان و میان افکار انسانی.
افکاری که از دل انسان ها برون اومده دیگه جنبه های الهی نداره.
یکی این قدوسیت زدایی هست دیگه.
یعنی هیچ قداستی برای صحبت ها قائل نیست.
اینکه قرار نیست اگر کسی فلان نظریه رو دربارش صحبت می کنه پیرامون مباحث سیاسی این صحبت، صحبت مقدسی باشه غیرقابل تغییر.
هرجایی که آلوده به این قداست بشه ما باز دچار اشکال و مشکل میشیم و دوباره قرار هست درجا بزنیم و نقطه عطف نگاه به دموکراسی و نگاه به نوعی انسانگرایی اومانیستی با تمام اشکالاتی که میشه دربارش صحبت کرد همین موضوع پویایی هست که حالا قرار هست ما مشکلات رو ببینیم اما برای رفع اون تلاش کنیم چرا که دیگه کسی باور به این نداره که نادان هست، ناتوان هست.
قاعدتا ناتوانی ها در انسان ها وجود داره.
نادانی ها به وجود وجود داره اما قرار هست که ما در برابر این نادانی و ناتوانی تلاش بکنیم.
قرار هست راه های تازه ای رو به وجود بیاریم.
پس قاعدتا گام هایی به سمت دموکراسی از همون ابتدا شروع میشه و هر روز هم در حال پویایی و پیشرفت هست.
هر روز برای این راه تازه پیش آمده روش های مختلفی اتخاذ میشه.
انسان ها به راه های دیگری میرسند تا به اون هدف غایی برسند و این نقطه عطف هست.
حالا میتونه دموکراسی در شکل مثلا پادشاهی مشروطه باشه.
تا رسیدن به یک دموکراسی ریاستی.
تا گذر از این دموکراسی ریاستی تحت عنوان دموکراسی شورایی.
تا رسیدن به دموکراسی مستقیم و الی آخر.
تا رسیدن به باورهای تازه ای که کلیت این نگاه رو هم تغییر بده.
پس نقطه عطف در همین موضوع مشخص است.
در باب جمهوریت میشه ساعتها صحبت کرد در باب نکات مثبت و نکات منفی.
در باب نکات منفیش هم.
خب در این برنامه خیلی صحبت نکردیم چون ما بیشتر در این ویژه برنامه در باب حکومت استبدادی صحبت میکنیم.
در ویژه برنامه ای که در آتی قاعدتا پخش خواهم کرد پیرامون جهان مدرن و این نگاه دنیای امروزی پیرامون دموکراسی هم صحبت خواهیم کرد.
اما در این ویژه برنامه به نظرم نکات مهم و کلیدی دربارش صحبت شد و در قسمت های آتی هم سعی میکنیم در باب مسائل دیگری این نگاه استبدادی صحبت بکنیم و در نهایت گذر از این نگاه استبدادی و رسیدن به آزادی و برابری.
گذار از استبداد به جمهوریت، پیش از آنکه یک تغییر سیاسی باشد، یک دگردیسی فرهنگی است. نیما شهسواری در این اپیزود تبیین میکند که ریشههای استبداد در وحدانیتِ قدرت نهفته است؛ مدلی که در آن یک خدای واحد در آسمان، مابهازایی به نام شاهِ مطلق در زمین دارد. در مقابل، خرد یونانی با تقسیم قدرت میان خدایگان (تکثرگرایی)، نخستین جرقههای تقسیم قدرت سیاسی را برافروخت. دموکراسی در این نگاه، نه یک هدیه از سوی حاکمان، بلکه محصول بازپسگیری حق تفکر از چنگال تعصب و ترس است.
نکته عطف در گذار به مدرنیته، انتقال منبع قانونگذاری از شریعتِ تغییرناپذیر به «عرفِ پویا» بود. در نظامهای جمهوری واقعی، هیچ قداستی برای هیچ نظریهای وجود ندارد و همین «پویایی»، ضامن بقای آزادی است. شهسواری به دو الگوی اصلی در این مسیر اشاره میکند:
غایت دموکراسی، رسیدن به «دموکراسی مستقیم» است؛ جایی که مردم نه فقط در انتخاب حاکمان، بلکه در تمامی تصمیماتِ سرنوشتساز زندگی جمعی خود (مانند تجربه سوئیس) دخالت مستقیم دارند. این مسیر، از بین برنده آن نظام طبقاتی است که در قسمتهای قبل به عنوان ریشه بندگی معرفی شد. برای مطالعه بیشتر پیرامون اومانیسم، رنسانس و مفاهیم دموکراسی مدرن، میتوانید به پرتال آگاهی یا بخش مقالات جهان آرمانی مراجعه کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری