وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

کتابِ مکتوب و اثرِ اندیشه‌محورِ

کتاب رسوخ؛ مجموعه داستان‌هایِ بیداری، کالبدشکافیِ تروما و مانیفستِ وجدانِ فرادینی | اثر نیما شهسواری

«رسوخ» مجموعه‌ای از ۱۸ داستانِ کوتاه و تکان‌دهنده است که به لایه‌هایِ پنهانِ رنج، خشونت‌هایِ خانگی و تزویرهایِ مذهبی رسوخ می‌کند. نیما شهسواری در این اثر، با واسازیِ مفاهیمی چون «قصاص» و «غیرت»، نشان می‌دهد که چگونه شریعت‌هایِ کیفری در برابرِ شکوهِ «بخششِ آگاهانه» رنگ می‌بازند. این کتاب، دعوتی است به بریدن از چرخه‌ی خشونت و بازگشت به «قانونِ رهایی»؛ جایی که جانِ تمامِ جانداران، حرمتی فراتر از تمامِ کتاب‌هایِ قانون دارد.

این کتاب، تجلیِ دیگری از باور به جان و برابری است که توسط نیما شهسواری نگاشته شده و به صورتِ رایگان جهتِ واکاوی در دسترسِ پویندگانِ راهِ آزادی قرار گرفته است.

پدیدآور نیما شهسواری
تاریخ نگارش در امتدادِ سال‌هایِ 1390 تا 1395
حق انتشار دسترسی رایگان برای عموم
کتاب رسوخ؛ مجموعه داستان‌هایِ بیداری، کالبدشکافیِ تروما و مانیفستِ وجدانِ فرادینی | اثر نیما شهسواری
بُریده‌ای از جانِ کتاب

«این بار نه مسخ نه به دل‌فریبی نه به آواز نه دیوانگی که به استدلال بخواند بگوید و هر چه گفت همان که گفته است معنا شود»

حقِ انتشار و امانت‌داری
کدِ اختصاصیِ اثر: 9798201539122

این اثر بخشی از میراثِ عمومیِ جان‌گرایی است. به موجبِ باور به برابری در آگاهی، دسترسی به این محتوا جهت دانلود و تکثیر رایگان و آزاد است. بازنشرِ آن با حفظِ اصالتِ کلمات و بدونِ تغییر در جانِ کلام، یک کنشِ اخلاقی در مسیرِ بیداری است.

گام ۱۴ 30٪

نقدِ دیالکتیکِ سنت و بازخوانیِ هنجارهایِ عرفی در جوامعِ در حال گذار

کتاب فعلی: کتاب رسوخ

راهنمای بارگیری، مطالعه و اشتراک‌گذاری آثار

دسترسی به نسخه الکترونیکی

در این بخش، امکان دانلود نسخه الکترونیکی آثار به صورت فایل PDF با لینک‌های مستقیم فراهم شده است. لینک‌های ارائه‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما بتوانید به‌سرعت به محتوای موردنظر دسترسی پیدا کنید.

مطالعه آنلاین اختصاصی

اگر به دانلود فایل نیازی ندارید، می‌توانید از امکان مطالعه آنلاین بهره‌مند شوید. این ویژگی به شما اجازه می‌دهد نسخه کامل کتاب‌ها را مستقیماً در مرورگر خود بخوانید و در فضای وب به محتوا دسترسی داشته باشید.

گزارش خرابی و پشتیبانی

برای تضمین بهترین تجربه، در صورت وجود مشکل در لینک‌های دانلود یا مطالعه آنلاین، لطفاً از فرم گزارش خرابی استفاده کنید. تیم ما در سریع‌ترین زمان ممکن نسبت به رفع مشکلات اقدام خواهد کرد.

حمایت و اشتراک‌گذاری

حمایت از این آثار با اشتراک‌گذاری آن‌ها ممکن است. اشتراک‌گذاری محتوا، راهی ارزشمند برای معرفی و گسترش فلسفه‌های ارائه‌شده است. دکمه‌های اشتراک‌گذاری در پایین همین صفحه قرار دارند.

نیما شهسواری
شناخت‌نامه

نیما شهسواری

نیما شهسواری؛ از پانزده‌سالگی نوشتن را راهی برای پرسش از ساختارهای قدرت و واکاوی مفاهیمِ آزادی یافت. آثار او، از شعر تا مقالات تحلیلی، بر بنیانِ «جان‌گرایی» و برابری تمامی موجودات استوار است. او با باور به لزومِ دسترسی همگانی به آگاهی، نوشته‌های خود را به دور از چرخه‌های تجاری و به صورت آزاد منتشر می‌کند. شهسواری با جایگزینی نشر دیجیتال به جای کاغذ، تلاش دارد تا کلماتش بدون آسیب به طبیعت، تنها تپشی برای بازخوانیِ معنایِ حیات باشند.

ژانر و موضوع اثر
مجموعه داستان کوتاه (رئالیسم انتقادی) | نقد اجتماعی-الهیاتی و روان‌شناسیِ تروما
هویت کالبدی اثر
نام اثر رسوخ
نویسنده نیما شهسواری
سال انتشار 1399
آخرین ویرایش 20 اردیبهشت 1405
تعداد صفحات 245
فرمت PDF | EPUB | Audio Book
شابک دیجیتال 9798201539122

این اثر به سیستم هوشمند حافظه پایدار مجهز است. شما می‌توانید با ذخیره‌سازی مکتوبات در مرورگر خود، در غیاب کامل شبکه اینترنت و به صورت آفلاین به خوانش متون بپردازید.

جهت مدیریت آثار ذخیره‌شده یا دسترسی متمرکز به نسخه‌های الکترونیکی (PDF و EPUB)، از دریچه‌های زیر استفاده نمایید:

دانلود رایگان کتاب، بارگیری مستقیم و مطالعه نسخه دیجیتال اثر

ریشه‌هایِ این رزم

به نام آزادی یگانه منجی جانداران

بر خود وظیفه می‌دانم تا در سرآغاز این کتاب چنین نگاشته‌ای به چشم بخورد. نیما شهسواری، دست به نگاشتن زد تا قشری را به آزادگی دعوت کند. بر خود، ننگ دانستم تا به‌واسطه رزمم تجارتی برپا دارم و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازم.

«هدف و آرمان من از کسی پوشیده نیست؛ به پا خاستم تا برابر ظلم‌های بی‌کران خداوند، انسان و هر قدرتی که غایت را با ستم تلاقی داده است، فریاد برآورم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است: احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها.»

با مدد از فناوری امروزی، می‌توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر برای نشر از کاغذ استفاده نکرد. من هیچ‌گاه نگاشته‌هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم. اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی می‌دانید، به قتل طبیعت دست نخواهید زد.

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

رسوخ؛ سفری به اعماقِ رنجِ پنهان؛ وقتی سنگ‌ها برایِ انسان اشک می‌ریزند

در این مقاله‌ی تفصیلی، به واکاوی ساختارِ روایی و فلسفیِ کتاب «رسوخ» می‌پردازیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه نیما شهسواری با عبور از مرزهایِ شریعتِ کیفری، اخلاقِ وجدانی را به عنوانِ تنها راهِ رهایی از چرخه‌ی خشونت معرفی کرده و برابریِ جان‌ها را در قابِ داستان ترسیم می‌کند.

تحلیل و نقد عمیق اثر

آناتومیِ تروما؛ رسوخ به ریشه‌هایِ خشونتِ خانگی

نیما شهسواری در کتاب «رسوخ»، برخلافِ آثارِ نظری‌اش، از دریچه‌ی داستان به کالبدشکافیِ ظلم می‌پردازد. او در بخشِ نخستِ کتاب، نشان می‌دهد که چگونه ساختارهایِ کلانِ استبداد، ریشه در «جلادانِ روح» در محیطِ خانواده دارند. داستان‌هایی نظیر «شهلایِ رعنا» و «سوختنِ پاکی»، به واکاویِ تروماهایی می‌پردازند که در آن سنت و قدرتِ مردسالار، جان و هویتِ فرد را پیش از جسمش به مسلخ می‌برند. شهسواری معتقد است که جامعه‌ی بیمار، محصولِ خانه‌هایی است که در آن «غیرت» جایگزینِ «مهر» شده و «سوزن و نخِ سنت» برایِ دوختنِ عصمت‌هایِ اجباری به کار می‌رود. این رسوخ به لایه‌هایِ زیرینِ روان، اولین قدم برایِ بیداریِ جمعی است.

نقدِ تئوکراسیِ کیفری؛ وقتی قصاص به بن‌بست می‌رسد

یکی از درخشان‌ترین بخش‌هایِ این مجموعه، واسازیِ مفاهیمی چون «قصاص» و «سنگسار» است. در داستانِ «سنگ‌زار»، شهسواری با ابداعِ آرک‌تایپِ «سنگِ شاهد»، جایگاهِ جماد و انسان را عوض می‌کند؛ سنگ‌هایی که برایِ مظلومیتِ قربانی اشک می‌ریزند، در حالی که انسانِ مدعیِ «اشرفِ مخلوقات»، در حالِ پرتابِ همان سنگ‌هاست. نویسنده در داستان‌هایی چون «فرزاد»، دستگاهِ قضایِ مبتنی بر شریعت را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که انتقام، تنها تکرارِ همان خشونتی است که قصدِ مجازاتش را دارد. راهِ حلِ شهسواری در «رسوخ»، رسیدن به یک «وجدانِ فرادینی» است که در آن بخشیدن نه از موضعِ ضعف، بلکه از سرِ آگاهی به «قانونِ رهایی» و حرمتِ جان صورت می‌گیرد.

زبانِ قدرت و مسخِ توده‌ها؛ نبردِ کلمات در جهانِ آرمانی

شهسواری در لایه‌هایِ پایانیِ کتاب، به سراغِ «زبان» می‌رود. او در داستانِ «زبان»، نشان می‌دهد که چگونه قدرت با استفاده از «زبانِ ناطق»، توده‌ها را به سویِ ویرانی یا صلح هدایت می‌کند. در نگاهِ او، پروپاگاندا ابزاری است که با کلماتِ قدسی، قساوت‌هایِ بشری را توجیه می‌کند. اما در مقابل، نویسنده از زبانی سخن می‌گوید که رسالتش بیداری و کاشتنِ نهالِ آگاهی است. «رسوخ» ثابت می‌کند که برایِ تغییرِ حاکمان، ابتدا باید زبانِ آن‌ها را در ذهنِ خود منهدم کرد و کلماتی را بازیابی نمود که بویِ «مهر» و «برابریِ تمامِ جانداران» را می‌دهند.

قانونِ رهایی و مسئولیتِ دیجیتال؛ چرا رسوخ کاغذی نیست؟

مانندِ تمامِ آثارِ نیما شهسواری، «رسوخ» نیز پیوندی ناگسستنی با اخلاقِ زیست‌محور دارد. نویسنده چاپِ کاغذی را «غارتِ تنِ درختان» و امتدادِ همان نگاهی می‌داند که جانِ جانداران را ابزار می‌پندارد. نشرِ دیجیتال و رایگانِ این اثر، خود یک «داستانِ بلندِ اخلاقی» است؛ پیامی به مخاطب که آگاهی نباید به بهایِ خونِ طبیعت تمام شود. این کتاب در وب‌سایتِ «جهانِ آرمانی»، به عنوانِ یک منبعِ متن‌باز، در دسترسِ همگان است تا نشان دهد که دانش و هنر، کالایِ تجاری نیستند، بلکه ابزاری برایِ بیداریِ همگانی و رسیدن به جهانی بدونِ آزار هستند.

نتیجه‌گیری؛ رسوخ به سویِ بیداریِ وجدان

کتاب رسوخ به ما می‌آموزد که ظلم، نه یک اتفاقِ دوردست در سیاست، بلکه حضوری موذیانه در کوچکترین رفتارهایِ روزمره‌ی ماست. نیما شهسواری با این ۱۸ داستان، آیینه‌ای در برابرِ ما می‌گیرد تا تزویر، خشونت و توهماتِ قدسیِ خود را ببینیم. رهایی در رسوخ، یعنی بریدن از پرچم‌هایِ تکراری و بازگشت به وجدانی که در آن جانِ یک گیاه یا حیوان، با جانِ انسان برابری می‌کند. این کتاب، مانیفستِ نسلی است که می‌خواهد از «شهوتِ قدرت» عبور کرده و به اتمسفرِ پاکِ «مهر» رسوخ کند.

کتاب صوتی
نسخه‌ی کاملِ شنیداری

کتاب صوتی «کتاب رسوخ»

این اثر فراتر از یک متن، روایتی است که با جان و صدا درآمیخته تا تجربه‌ای عمیق‌تر از کلمات را به شما هدیه دهد. در این بخش می‌توانید به فصول کتاب گوش فرا دهید یا برای واکاوی کامل‌تر، وارد تالار اختصاصی شوید.

ورود به تالارِ کتاب صوتی

آماده‌ی پخش...

01 کتاب صوتی رسوخ داستان کوتاه صوتی سر به خاک اثر نیما شهسواری
02 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه از جان گذشته – اثر نیما شهسواری
03 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه از جلاد روح – اثر نیما شهسواری
04 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه از خون در برابر خون – اثر نیما شهسواری
05 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه دیده – اثر نیما شهسواری
06 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه عقوبت کنندگان – اثر نیما شهسواری
07 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه فرزاد – اثر نیما شهسواری
08 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه من در او – اثر نیما شهسواری
09 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه می‌دانند – اثر نیما شهسواری
10 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه آزمون – اثر نیما شهسواری
11 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه پابرجا – اثر نیما شهسواری
12 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه پریسا – اثر نیما شهسواری
13 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه زبان – اثر نیما شهسواری
14 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه سراپا – اثر نیما شهسواری
15 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه سنگ‌زار – اثر نیما شهسواری
16 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه سوختن پاکی – اثر نیما شهسواری
17 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه شهلای رعنا – اثر نیما شهسواری
18 کتاب صوتی رسوخ – داستان کوتاه همان – اثر نیما شهسواری
تحلیل بصری
جستار شناختی

واکاویِ لایه‌هایِ پنهان

کتاب «رسوخ» اثر نیما شهسواری، مجموعه‌ای از ۱۸ داستانِ کوتاه و انتقادی است که با نگاهی فیلسوفانه به واکاویِ رنج‌هایِ انسانی و تضادهایِ میانِ سنت و وجدان می‌پردازد. این اثر با رسوخ به لایه‌هایِ پنهانِ جامعه، موضوعاتی چون خشونت‌هایِ خانگی، نقص‌هایِ دستگاهِ قضا، و ضرورتِ بازنگری در مفاهیمی مانند قصاص و غیرت را مطرح می‌کند. شهسواری در این کتاب، برتریِ «اخلاقِ وجدانی» بر قوانینِ صلبِ مذهبی را به تصویر کشیده و راهِ نجاتِ بشریت را در پایبندی به «قانونِ رهایی» و احترامِ مطلق به جانِ تمامِ جانداران می‌بیند. رسوخ به صورتِ رایگان و دیجیتال، با تعهد به صیانت از محیط‌زیست منتشر شده است.

گشودنِ گره‌ها

پرسش‌هایِ متداول

چرا در کتاب رسوخ، نقدِ قصاص و شریعتِ کیفری مطرح شده است؟

زیرا نویسنده معتقد است انتقام و مجازات‌هایِ خشن، تنها چرخه‌ی خشونت را بازتولید می‌کنند و راهِ رهاییِ واقعی در رسیدن به بیداریِ وجدانی و بخششِ آگاهانه است.

مفهوم «قانون رهایی» در داستان‌های نیما شهسواری به چه معناست؟

این قانون بر پایه‌ی عدمِ آزار به تمامِ جانداران (انسان، حیوان و گیاه) استوار است و به عنوانِ یگانه ملاکِ اخلاقیِ جهانِ آرمانیِ نویسنده معرفی می‌شود.

آرک‌تایپ «سنگِ شاهد» در مجموعه‌داستان رسوخ نماد چیست؟

نمادی از شعورِ نهفته در طبیعت است که برخلافِ قساوتِ انسان‌ها در لحظه‌ی سنگسار، شاهدِ مظلومیتِ قربانی است و بر بی‌عدالتیِ حاکم گواهی می‌دهد.

نقش تروماهای خانگی در شکل‌گیری استبداد اجتماعی از نگاه نویسنده چیست؟

شهسواری معتقد است ساختارهایِ بزرگِ ظلم از خشونت‌هایِ پنهان در خانواده تغذیه می‌کنند و تا زمانی که «جلادانِ روح» در خانه حضور دارند، آزادیِ اجتماعی محقق نخواهد شد.

چرا کتاب رسوخ تنها به صورت دیجیتال و رایگان منتشر شده است؟

بر اساسِ فلسفه‌ی جان‌گراییِ نویسنده، قطعِ درختان برایِ چاپِ کاغذ «قتلِ طبیعت» محسوب می‌شود؛ لذا او برایِ وفاداری به پیامِ کتاب، تنها به نشرِ دیجیتال متعهد مانده است.

بخشی از متن کتاب رسوخ

در میان کودکانش یکی متفاوت از دیگران بود، حتی شبیه به خودش هم نشده بود، پرهایش رنگ‌های زیادی در خود داشت، زیر نوکش سپید بود و در پیشانی خطی به موازات تا روی پرها به رنگ مشکی امتداد داشت، چشمانش را گویی سرمه کشیده بودند، اطراف چشمانش مشکی بود و آن‌قدر زیبا بود که هر بیننده‌ای او را می‌دید دوست داشت زمانی را برای دیدن او صرف کند و مادری که تمام تلاشش را می‌کرد تا کودکان از آب و گل در بیایند و راه و رسم زندگی در این جنگل را به آنان فرا دهد

تمام روز را در پی جستن طعامی برای جوجه‌هایش صرف می‌کرد و بعد از سیراب کردن آن‌ها درس زندگی و پرواز به آن‌ها فرا می‌داد، یک به یک در کنارش می‌ایستادند، او کمی پیش‌تر از روی شاخه‌ها می‌پرید و پرواز می‌کرد، کودکان از او درس پریدن می‌گرفتند سعی می‌کردند در پی این تلاش‌ها درست پرواز کردن را بیاموزند و یک به یک پریدن را فهمیده و آزادانه مثال مادر پرواز می‌کردند، اما کودک زیبایش پرواز کردن را نمی‌آموخت، هر چه او تلاش می‌کرد نمی‌توانست به درستی پر بزند، مادر دورخیز می‌کرد و به آرامی راه پریدن را به او نشان می‌داد و سرآخر از شاخه‌ای در آسمان پر می‌کشید

وقتی کودک زیبایش تلاش می‌کرد یا به نوک شاخه تصمیمش تغییر می‌کرد و نمی‌پرید و یا پر می‌زد و نمی‌توانست که اوج گیرد و با کمک مادر دوباره روی شاخه‌ها می‌نشست، از این رو دیگر کودکان بزرگ شدند، پرواز کردن آموختند و از پیش مادر رفتند تا زندگی کنند، اما پرنده‌ی زیبا کنار مادر ماند و مادری که ناراحت بود چرا پرواز نیاموخته و تا این حد از پریدن می‌ترسد، اما به دل شادمان بود که در کنارش مانده و با او است.

تمام وجودش از عشق فرزند و فرزند از عشق مادر مالامال بود روزها از کنار هم می‌گذشتند، با هم جان می‌گرفتند به هم جان می‌دادند، از بودنشان و از ماندنشان شاد و سرمست به هم عشق ارزانی می‌دادند و به این و سو آن سوی جنگل می‌رفتند

با گام‌های ننگین انسان به درون جنگل آن روز شوم به زندگی آنان گره خورد، مادر لب شاخه‌ای نشسته بود و باز هم مشق می‌کرد پریدن را برای فرزندش، او هم آرام نشسته به حرکات مادر نگاه می‌کرد، انسانی به این خلوتگاه پای گذاشته و با تفنگی سرپر لاشه‌ی حیوانات را به زمین می‌اندازد و پیش می‌رود

سر شاخه‌ی یکی از این درختان آن دو را دید و حواسش معطوف دو پرنده مثال صدها پرنده‌ای که تا به حال کشته بود شد، از میان دوربین تفنگش نگاهی به پرنده‌ها کرد و در کسری از ثانیه نگاهش به کودک زیبا افتاد، به بال‌هایش نگاه کرد، به ترکیب رنگ محصور کننده‌اش، به چشمانی که دور تا دور مشکی بود و حیران می‌کرد، بعد با کمی محاسبه بین این دو به واسطه‌ی بزرگ‌تر و پروار بودن پرنده‌ی مادر را انتخاب کرد و گلوله از میان تفنگ بیرون رفت، مسیر را طی کرد و پیش به سوی مادر راه برد

پرنده‌ی کوچک چشم در چشمان مادر دوخته تلاش‌هایش را برای زندگی دادن به خود می‌دید و شکارچی که در گذشت تمام این سالیان شلیک‌هایش به هیچ یک از این حیوانات فکر نکرد و هیچ از دنیایشان ندید، هر روز بی‌تفاوت‌تر شلیک می‌کرد و لاشه‌ها را نقش زمین می‌کرد و کمی دورترها در آسمان هم کسی این دردها را نشنید و ندید و یا اگر دید آن‌قدر درد به جهان زده بود که این‌ها در برابرش چیزی نبود و وا مصیبتا که کودک دید

گلوله سینه‌ی مادر را شکافت به زمین افتاد، کودک این جان کندن را به چشم دید و بر جایش خشک مانده بود و به فاصله‌ای کوتاه تکان نخورد، پلک نزد، نفس هم نکشید فقط جان کند و افتادن مادر را دید که به طول تمام عمر می‌خواست او زنده بماند و زندگی کند، پرواز کند و آزاد باشد،

پرنده‌ی کوچک خود را در میان این جنگل تنها دید، هیچ در اطرافش نیست، او است که تنها جنگلی عظیم را در پیش دارد و مادری که از دوردست‌ها فریاد می‌زند پرواز کن، مادرم پرواز کن و به آسمان برو، زنده باش و زندگی کن

پرنده‌ی کوچک پرید، در آسمان پر کشید و به آسمان رفت، رفت تا شاید با کسی در دورترها از میان آدمیان صحبت کند، رفت تا خودش را از هفت آسمان هم بیشتر و بالاتر ببرد و داد و شکایتش را به صاحب اینان و به گوش آنان برساند، پرواز می‌کرد و پیش می‌رفت و بالا و بالاتر رفت، لیک کسی نه صدای او که صدای هیچ از او ها را نشنید.

مرد آرام جنازه‌ی پرنده‌ها را در خورجین سپرد و به راهش پیش رفت، هر بار تفنگ بالا کرد و یکی را به هلاکت رساند و هر بار که می‌کشت به میهمانیِ شب و سفره‌ی رنگینش فکر می‌کرد،

گلوله پیش می‌رفت، بچه‌های آن‌ها را می‌دید، درد هم می‌کشید، شاید اشک هم ریخته بود، لیک او پیش می‌رفت و قلب‌ها را می‌درید و جنازه به جنازه‌ها می‌افزود و هیچ در توان نداشت و شکارچی به راهش ادامه می‌داد در تمام مسیر دوشادوش و در کنارش پرنده‌ی زیبا و کوچکی پرواز می‌کرد

این کشتن‌ها را دید، مرگ این پرندگان که هر کدام به طول عمر داستان‌ها داشتند و زندگی کردند و زندگی را دوست داشتند، عاشق شدند و بچه آوردند و همه‌شان با گلوله‌ای نقش بر زمین شدند

سینه‌هایشان شکافته شد و هیچ‌کس از داستان و رازشان نگفت و شکارچی فقط کشت و پیش رفت و سرآخر به قلمرواش رسید

دستور داد تا خادمان پیش روند و سر از تن‌های بی‌جان پرندگان ببرند و پرهایشان را بکنند و در گودالی نزدیک به خانه دفن کنند و این جان‌های دریده شده را به سیخ بکشند، تمام روزهای ریز و درشتشان، روزهای بودن و ماندنشان، تمام فرزندان و مادران و پدران را آتش زنند و سرخ کردند تا جماعتی که در پستوی خانه منتظر است آرام در میان شوخی و خنده گوشت تن‌ها را بدرد و بخورد

لیک پرنده‌ی کوچک آن‌ها را دید و به چشمانشان نگاه کرد و به وجودشان مادر را شناخت و نگاه‌های هر کدام را با نگاه مادرش گره زد، هربار به یاد خودش می‌افتاد و به یاد مادرش که چگونه طعام به دهان می‌جوید و به دهانش می‌گذاشت و هر بار آن تصویر را دوره می‌کرد،

چگونه درس پریدن به او می‌داد و آرام پروازش را به نظاره می‌نشست، هیچ ناراحت نشد از این پریدن‌ها و ناکامی‌های فرزندش و هر بار باز هم با عشق درس زندگی به او داد، هربار هر پرنده را مادرش می‌انگاشت و مرگش را مرگ مادر می‌دید، هربار افتادن سینه شکافته شدن را تصویر همان دورترها و مادر خویش پنداشت و هربار ترس تمام وجودش را فرا گرفت

این مهمانی با گوشت و تن و عشق و جان پرندگان خوش‌رنگ شد و جماعتی که با ولع از گوشت و جان‌ها می‌خوردند و شکارچی که به هر سو می‌رفت پرنده‌ی زیبا را می‌دید، سرآغاز صبح وقتی از خواب بیدار شد و چشمانش را مالید، پشت پنجره‌ی اتاقش پرنده‌ی کوچک و زیبا را دید که چشم به چشمانش دوخته، اول خیال کرد که خواب است، اما نزدیک شد و باز نزدیک‌تر، او را شناخت برایش خیلی تعجب برانگیز بود، اما این پایان کار این تعجب‌ها نبود

هر جا که نگاه می‌کرد باز هم پرنده‌ی زیبا آنجا بود، در میان مزارعش، پشت هر کدام از پنجره‌های امارتش همیشه و همیشه او را می‌دید و مثل سایه‌ای در کنارش بود، حتی کار از اینجا هم پیش‌تر رفت، روزی که داشت به فرزندش در خانه غذا می‌داد، وقتی آرام غذا میان دهان او می‌گذاشت و از خوردنش جان تازه‌ای می‌گرفت، در میان همان آشپزخانه و کمی دورتر دید که پرنده‌ی زیبا چشم به آن دو دوخته و آن‌ها را نظاره می‌کند

پرنده‌ی زیبا همه جا بود، در خانه و در مزرعه، در اتاق و پشت پرده‌ها، هر کجا و هر کجا که می‌رفت این سایه را می‌دید و نمی‌توانست خاطرش را از او پاک کند، اما روزی دیگر او را ندید، دیگر پشت پنجره نمی‌آمد، از این غیبت او سراسیمه شد، به اتاق‌ها سرکشید، خانه را گشت، دیوانه شده بود

وقتی همه‌چیز آرام بود از در خانه بیرون آمد و پیپش را به دهان گذاشت و آتش زد و آرام‌آرام در محیط حیاط قدم زد و به نزدیک گودالی رسید، همان گودالی که سر پرندگان را در آن دفن کرده بودند و نگاهش به پرهای رنگارنگی افتاد که تنها بخشی از آن از خاک بیرون مانده بود.

پیپ از دهانش افتاد، نزدیک شد و دید، پرنده‌ی زیبای کوچک مرده و با تمام توان سر بی‌جانش را میان همان خاکی دفن کرده که مادر و هزاران مادر در آن دفن شده‌اند.

شهلا وقتی که پانزده سال داشت به خانه‌ی شوهر رفته بود، از آن زمانی که هنوز چیزی از زندگی نمی‌دانست و هنوز درگیر بازی‌های کودکانه و دوران خوش آن روزها بود بساط عروسی را در برابر دید

در خانواده‌ی سنتی به دنیا آمده بود و طبق سنت آن‌ها عادت داشتند که دختر را در سنین پایین شوهر دهند و از یک سنی که می‌گذشت دختر را ترشیده خطاب می‌کردند و هزاران حرف و حدیث پشت سرش به راه می‌افتاد، خانواده‌ی شهلا که در این شهر محترم بودند و ترس از این حرف‌ها داشتند دخترشان را در همان پانزده‌سالگی به اولین خواستگار شوهر دادند.

آدم موجهی به نظر می‌آمد، هم فرزند یکی از خانواده‌های اصیل شهر بود و هم ثروتمند، اما تفاوت سنی بینشان زیاد بود که البته آن هم برای پدر شهلا ملاک نبود و آن دو به عقد هم در آمدند

و شهلا که یک مرتبه از دنیای سادگی و کودکی چشم به خانه‌ی شوهر باز کرد و شبی که هیچ‌وقت دوست نداشت حتی به آن فکر کند و خاطره‌اش او را به وحشت می‌انداخت،

حاصل این زندگی مشترک یک پسر بود به نام سعید هر چند که قبل از آن هم دو پسر دیگر به دنیا آورد اما عمرشان به دنیا نبود و با تجهیزات پزشکی آن روزها خیلی راحت بچه‌ها تلف می‌شدند و سرآخر وجود او زندگی را برای شهلا تغییر داد

وقتی برای اولین بار به چشمانش نگاه کرد، وقتی برای اولین بار او را در آغوش گرفت و به دستانش دست زد، تمام خاطرات تلخ زندگی گذشته‌اش را از خاطر برد، آن همه تحقیر و کتک‌هایی که از شوهر می‌خورد،

شوهرش مرد عصبی بود به سرعت از کوره در می‌رفت و سر هر مشکل و معضل بزرگ و کوچک او را زیر مشت و لگد می‌گرفت و بیشتر اوقات از کرده‌اش پشیمان و از شهلا عذرخواهی می‌کرد، اما درد و آن حس وحشت همیشه همراه شهلا بود و هیچ‌گاه نتوانست آن‌ها را تسکین دهد و هماره در این درد زندگی می‌گذراند

اما حالا دنیای شهلا تغییر کرده بود، حالا سعید را داشت تا ساعت‌ها او را در آغوش بگیرد و بوسه‌بارانش کند و زندگی تلخ گذشته را با در کنار او بودن به دست فراموشی بسپارد

واژه‌نامه تحلیلی و اصطلاحات کلیدی «کتاب رسوخ»

آزادیِ مطلقِ جان
حق بنیادین و سلب‌ناپذیر هر تجلی حیات برای زیستن در هماهنگی کامل با جوهر درونی، فارغ از هرگونه اقتدار بیرونی، سلسله‌مراتب ارزش‌گذار و پارادایم سلطه.
آزمونِ هستی‌شناختی
سازوکار متافیزیکی برای مشروعیت‌بخشی به رنج از طریق مقدس‌سازی درد، که با تقلیل فجایع وجودی به ابزارهای سنجش ایمان، مانع از اعتراض و تغییر ساختارهای ناعادلانه می‌شود.
احترامِ بنیادین به هستی
تعهد عمیق متافیزیکی به شناخت ارزش درونی تمام مظاهر حیات و صیانت از فرآیندهای طبیعی، به گونه‌ای که هر جزء هستی حاملی از رازی مقدس تلقی شود.
استدلالِ رهایی‌بخش
فرآیند فکری مبتنی بر خرد جان‌مدار برای فروپاشی ساختارهای فریبنده زبان و سلطه، که با جایگزینی منطق ابزاری با حقیقت رنج، مسیر بیداری و رهایی را می‌گشاید.
تجاوزِ وجودی
هجوم قهرآمیز به حریم اراده و کالبد جاندار که با نقض کرامت ذاتی و استقلال هستی‌شناختی، سوژه را به ابژه‌ای برای قدرت و میل سلطه‌جو تقلیل می‌دهد.
حقِ مطلقِ حیات
اصل تخطی‌ناپذیر و پیشینی که برای هر تجلی جان، حق سلب‌ناپذیرِ بودن و رویش قائل است و هرگونه توجیه برای سلب حیات را جنایت علیه هستی می‌داند.
خیانتِ هستی‌شناختی
گسست بنیادین در میثاق همبستگی هستی که با تبدیل پیوندهای قدسی و جان‌های دیگر به کالا و ابزار معامله، منجر به انباشت رنج و انزوای وجودی می‌گردد.

جستارهای تحلیلی و مقالات مرتبط

بررسی تخصصی و واکاوی لایه‌های پنهان کتاب «کتاب رسوخ» از منظر جان‌گرایی.

مسخِ منجمد؛ مانیفستِ سقوط در سنگ‌زارِ فرسودگی و بن‌بست‌هایِ درون‌ماندگار
از امنیتِ پلیسی و مواجبِ بوروکراسیِ حاکم ارتزاق می‌کند. تکرارِ الگوریتمیِ کدهایِ گناه و کیفر: بازتولیدِ روان‌شناختیِ حسِ تقصیر در میانِ تن‌ها از طریقِ رسانه‌ها، به گونه‌ای که ارگانیسم همیشه خود را...
شریانِ بی‌گره؛ مانیفستِ معماریِ نوینِ حیات و بازنویسیِ پیوندهایِ زیستی
مشروعیت‌بخشی به تملکِ تن‌ها نبوده است. کانون‌هایِ قدرت همواره تلاش کرده‌اند تا حس‌مندیِ غریزی و پویاییِ ارگانیکِ آگاهی را در قالبِ گالری‌هایِ منجمد، جوایزِ انضباطی، موزه‌هایِ محافظت‌شده توسطِ مرزبانان و کدهایِ صلبِ نقدِ ادبی اسیر...
تجاوزِ تکنولوژیک؛ مانیفستِ ابطالِ خلیفه‌گری و درندگیِ بوروکراتیک
طریقِ گشت‌هایِ خیابانی، شلاق، جریمه و زندان برای یکدست‌سازیِ فضاهایِ عمومی و تضعیفِ اراده‌یِ فردی.ابطالِ عدالتِ کیفرمحور؛ بازتولیدِ درندگی در کالبدِ صلبِ قانون دستگاه‌هایِ قضایی، کیفری و انضباطیِ مدرن و سنتی، همگی بر اصلِ اصالتِ قصاص،...
آرشیو کامل جستارها
نسخه دیجیتالِ کتاب؛ دسترسیِ استاندارد و پایدار

این اثر در قالبِ استانداردِ EPUB آماده شده است تا در تمامیِ دستگاه‌هایِ دیجیتال، از تلفن‌همراه تا کتاب‌خوان‌هایِ هوشمند، با چیدمانی منعطف و چشم‌نواز نمایش داده شود. برای دریافتِ کاملِ نسخه بدونِ تغییر، می‌توانید از لینک‌هایِ زیر استفاده نمایید.

بازتابِ آگاهی
این کتاب، تجربه‌ای مشترک میانِ نویسنده و خواننده است. اگر این نوشتار تپشی در اندیشه‌تان ایجاد کرده، با امتیازِ خود، بر این تجربه‌یِ جمعی صحه بگذارید.
نظر تو پیرامون این اثر:
میانگینِ تأمل‌ها: 3.8 از ۵
تعداد بازخوردها: 1101

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به چالش می‌کشد.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

پورتالِ آثار صوتی و پادکست‌ها

روایت‌های شنیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی؛ همگی در یک نگاه.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

پادکست به نام جان در تداوم نقد ساختارهای حاکم بر جهان، در اپیزود نهم: خون مقدس؛ فرهنگ قربانی به واکاوی ریشه‌های هستی‌شناختی و تاریخی عمل قربانی می‌پردازد. این اثر که بخشی از ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم است، سنت ریختن خون را به عنوان تجاوز به والاترین دارایی هستی یعنی جان مورد تحلیل قرار می‌دهد.

در این تحلیل فلسفی، به دور از هرگونه خودستایی، بستر متنی ادیان ابراهیمی و پیامدهای روانی و اجتماعی این سنت کهن بررسی شده است تا نشان دهد چگونه توجیه خشونت، منجر به شکل‌گیری یک سادیسم جمعی و ابطال حقوق بنیادین حیات در جوامع معاصر می‌گردد.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود نهم: فرهنگ قربانی
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش هفتم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ نهاییِ رهایی می‌برد؛ جایی که قدرتِ تحمیلی جای خود را به اختیارِ آگاهانه می‌دهد. هسته‌ی مرکزیِ این اپیزود، تبیینِ قانون منع آزار است؛ تنها اصلی که در جهانِ آرمانی، ضامنِ آزادیِ همگان است.

نیما شهسواری در این بخش، پایانی بر دورانِ مالکیت بر جان ترسیم می‌کند؛ جهانی که در آن حیوانات نه کالا، بلکه جانانِ هستی‌اند. با شنیدنِ این روایت، با مانیفستی اخلاقی همراه می‌شویم که در آن، آموزش و غربالگری باورها، بشر را از جهلِ تاریخیِ طمع و جنگ نجات می‌دهد. آیا آماده‌اید تا رؤیایِ جهانی بی‌مرز را با زیستن پیوند بزنید؟

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

رویا

بخش هفتم (فسمت پایانی)

دیگر تجلی‌های قلم

واکاوی آثاری که بر بنیانِ برابری و حرمتِ جان استوارند.

کتاب مرام‌نامه

کتاب "مرام‌نامه" نوشته نیما شهسواری، اثری فلسفی و اخلاقی است که چهارچوب‌های اعتقادی و اخلاقی نویسنده را با زبانی شفاف و نمادین بیان می‌کند. این کتاب نه تنها تصویری روشن از باورهای نویسنده را ارائه می‌دهد، بلکه خواننده را به تفکر درباره نقش خود در جهان، آزادی، برابری و تعامل با دیگران و طبیعت دعوت می‌کند

کتاب کیمیا

کتاب کیمیا، اثری جسورانه و تأمل‌برانگیز از نیما شهسواری، با مجموعه‌ای از مقالات فلسفی و اجتماعی، به بررسی موضوعاتی همچون وجود خدا، تبعیض و حقوق بشر می‌پردازد. این اثر با زبانی ساده و صریح، خواننده را به بازنگری در باورهای رایج دعوت می‌کند.

کتاب جهان جان‌گرایی

کتاب جهان جان‌گرایی بیش از یک متن فلسفی است؛ این اثر، دعوتی است به بازنگری رادیکال در تعریف هستی، انسان، و ساختارهای قدرت. نیما شهسواری با تبیین مفهوم «جان» به‌عنوان جوهر همه‌ی پدیده‌ها—از زیستی تا غیرزیستی—پارادایمی نو را طرح می‌ریزد؛ پارادایمی مبتنی بر «آزار نرساندن» و «همبستگی وجودی». کتاب، نه تنها جهان‌بینی انسان‌محور را نقد می‌کند، بلکه طرحی عملیاتی برای گذار به تمدنی جان‌مدار ارائه می‌دهد.

جهان آرمانی
کتاب رسوخ

رسوخ، نوشته نیما شهسواری، اثری فلسفی و نمادین است که با داستان‌هایی زیبا و تأثیرگذار، مفاهیمی مانند آزادی، عدالت، مسئولیت اجتماعی و رابطه انسان با طبیعت را بررسی می‌کند. این کتاب خواننده را به سفری درونی برای تأمل درباره ارزش‌های اخلاقی دعوت می‌کند

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.