سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان هست با شماست.

این اپیزود نوزدهم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره تو این قسمت در باب عدالت نابرابر اقتصادی صحبت کنیم.

ممنون که همراه من هستید.

خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما در باب ریشه ها و گواه ظلم در ادیان ابراهیمی صحبت کردیم و با استناد به آیات قرآن، انجیل و تورات سعی کردیم که این نگاه ظلم آلود الهی که در جهان وجود داره رو بیشتر مورد نقد و بررسی صحبت بکنیم و بارها تاکید کردم که این اصولا بابی است برای نزدیکی برای مطالعه و آگاهی و رجوع به این کتب آسمانی، چه در راستای باورمندی به اونها، چه در راستای نقد و نفی و ایستادگی و مبارزه با اونها که در نهایت ما بدونیم با چی مبارزه میکنیم و یا به چه چیزی باور داریم؟

حالا یا با رجوع به خود این کتب به زبان فارسی و یا رجوع به کتاب گواه ظلم که گرداوری شده توسط من هست و هر کدوم از این مجلدات.

این کتاب پیرامون یکی از این کتب آسمانی و آیاتی است که بیانگر این ظلم هاست.

اما توی این ویژه برنامه و این قسمت ها سعی میکنیم که فقط اشارت هایی به موضوعات مهم داشته باشیم تا در نهایت بابی برای این آگاهی ها باز بشه.

اما در این قسمت ما میخواییم در باب این مکانیزم های مالی و دینی صحبت بکنیم و تثبیت این ستم اقتصادی در نگاه های این ادیان و نگاه های اصولا خداوندی در این معقوله.

خب اصولا در نقطه ابتدایی این هستش که این نگاه های دینی خیلی حرفی برای گفتن در مسائل اقتصادی نداشتند.

یک بخش خیلی کوچکی از این نگاه اقتصادی در طول تاریخ بوده اند.

اما میشه با رجوع بهش این منطق را بیشتر مورد کنکاش قرار داد.

اما قاعدتا هیچ کدام از این ادیان یک نگرش ساختاریافته پیرامون مسائل اقتصادی نداشتند.

اما موضوع اصلی این است که این عدالت نابرابر را پایه ریزی کردند یعنی با باوری که در آن مصادیق کلی تر داشتند، اصولا این نابرابری را تبدیل کردند به یک ارزش در این نگاه های اقتصادی.

یعنی شاید خودشان به عنوان یک مرجع مشخص، عناوین مشخص و قوانین کاملی پیرامون مسایل اقتصادی نداشتند، اما یک طرح کلی ارائه دادند که در طول تاریخ هم ما با آن روبه رو بودیم.

یعنی اگر ما در باب فرهنگ خدا صحبت می کنیم در اشکال مختلف قاعدتا این عناوین بزرگ یکسری مصادیق ریز هم همراه خودش داشته.

اگر در باب آن تصویر ارائه شده از فرهنگ خداوندی و آن ارباب بزرگ و پادشاه شاهان صحبت کردیم، در باب این بردگی و بندگی صحبت کردیم.

در باب این نظام فکری برده دار صحبت کردیم.

خب قاعدتا این یک شکلی از خودش را در نظام های اقتصادی هم به وجود میاره و تصویر میکنه.

پس ما در باب یک کلیت بزرگ صحبت میکنیم که جزئی از اون هم موضوعات اقتصادی خواهد بود.

در کل یک شمایی رو به شما ارائه میده که در اونجا هم تکرار میشه.

در مسایل اقتصادی هم تکرار میشه.

اما حالا سعی میکنیم یک مقداری نزدیک تر به این عناوین هم در دلش بشه.

برای اون نقطه ابتدایی باید مواجه بشیم با این جنگ و این نگاه جزم اندیشانه ای که در برابر ابزار های مالی وجود داشته.

یعنی ما مواجه میشیم که چه گونه ممنوعیتی برای ابزار هایی مثل بهره به عنوان ربا و بدون جایگزینی علمی باعث فلج شدن اقتصاد و وابستگی دائمی پیروان به صدقات دینی شده؟

اصولا ما با یک نظام الکنی روبرو هستیم.

در مسایل اقتصادی در دل ادیان مختلف یک نگاه به شدت ساده شده ای نسبت به موضوعات هست که بیشترش را هم بر پایه همین گدایی و گدا پروری دارد به پیش می برد.

قرار نیست که خیلی موضوعات را عمیق بهش نزدیک بشه.

اصولا فهمی هم نسبت به این موضوعات نداره.

شما از این عاملان دینی هم بپرسید و نزدیکشون بشید.

می بینید که اصولا حرفی برای گفتن پیرامون این موضوعات ندارند.

چرا که اصولا این موضوعات در اون بستر مدرن خودش معنای تازه تری گرفته و خب ما داریم در باب نگاهی صحبت می کنیم که مختص این روزگاران نیست و مختص روزگاران پیشتر هست و سطح بضاعتش هم در همون دوران کهن باز مونده.

اما فارغ از این ها می تونیم ورود بکنیم برای فهم بهتر.

یعنی اون نقطه ای که این گواهی بر تهدید ها و تحریم های همین ابزارهای مالی در دل این کتب است.

به عنوان مثال در تورات در سفر خروج در باب 10 آیه 15 می‌گوید اگر به یکی از قوم من یعنی فقیری که نزد تو باشد پول قرض دهی، مثل رباخوار با او رفتار مکن و ربا بر او مگذار.

تعریف روا به عنوان یک گناه اخلاقی حتی در معاملات عادی انسان ها داره درباره اش صحبت میشه.

قاعدتا در باب این ربا شنیدید و میدونید که مثلا در قرآن هم به شدت ربا خواری محکوم میشه.

مثلا در قرآن در سوره ی بقره آیات دویست و هفتاد و هشت تا دویست و هفتاد و نه میگه ای کسانی که ایمان آورده اید اگر چنین نکردید دست از ربا برندارید.

به جنگی از جانب خدا و رسولش یقین داشته باشید.

حالا من کلیت اون آیه رو گفتم چون این ها خیلی طولانی هستند و به موضوعات متفرقه ای هم رجوع میدن.

اما موضوع این هست که این شدید ترین تهدیدی است که میتونه انجام بده و تهدید نظامی است برای اینکه یک تعامل اقتصادی را در اوج جزم اندیشی خود از میان بردارد.

یعنی ما مواجه هستیم که این را محاربه و جنگ با خدا می دانند.

این رفتار را در صورتی که ربا در یک نگاه کلی یک ابزاری است در این ساختار اقتصادی یعنی یک موضوع عجیب و غریبی نیست که حالا بخواهد این نگاه جزم اندیش تا این حد غیر عقلانی ورود بزند به این مسئله و بدون هیچ فهمی که نسبت به موضوع داشته باشد.

انگاری که حالا با یک چیزی داره مخالفت می کنه که حتی خودش هم درک درستی نسبت بهش نداره و این نقطه ایست که اون فلج بودن اقتصاد رو هم به همراه داره.

یعنی کسانی که پیرامون اقتصاد قاعدتا میدونن و میدونن که بهره ورزی در دل سیستم های اقتصادی یک بخش لاینفکی از ساختار هست.

در هر نوع نگاه اقتصادی شما نیازمند این ابزار هستید.

اما این نگاه ابلهانه ای که وجود داره به معنای واقعی کلمه نگاه ابلهانه است.

به واسطه اون عدم شناختی است که نسبت به این موضوعات وجود دارد و شما امروز هم با این تناقضات روبه‌رو هستید.

یعنی اون نگاه قرآن و اون آیاتی که در قرآن وجود داره پیرامون جنگ و محاربه با خدا، پیرامون ربا امروز در جوامع اسلامی تبدیل شده.

این ربا و بهره داشتن در تمام بانک های اسلامی هم وجود داره حتی به مراتب خیلی بیشتر از اون حکومت های کافر و لایک.

یعنی مثلا شما یک بار جمهوری اسلامی ایران رو و میزان وجود این بهره رو مقایسه بکنید مثلا با کشوری که لاییک هست مثلا مثل فرانسه یا آمریکا.

خب این کشور ها که ادعای دینی و به ویژه ادعای مسلمان بودن ندارند اما ربای خیلی کم تری دارن درصد های پایین تری میگیرن.

اما در کشورهای اسلامی میبینید که چگونه این ها همه از اون عدم فهم هست.

عدم شناخت هست و نشون میده که تا چه اندازه این موضوعات بی معنا در حقیقت بوده.

اصولا در نهایت شما رو به رو میشید با این نگاهی که با تحریم مطلق ربا در واقع اون رو مبدل به یک جنگ می داند.

در صورتی که ما میدانیم در اقتصاد، در اقتصاد مدرن اصولا بهره به معنای ارزش زمانی پول اصولا موضوعی نیست که بخوایم باهاش یه همچین نگاهی نسبت بهش داشته باشید و این ها همه از اون نادانی هاست.

یعنی ادعای دانستنی که در دل این ها داره فوران میکنه و ما میدونیم که اصولا نگاه های خداوندی بر پایه این دانایی مطلق هست و ما در برابر یک خدای دانشمندی هستیم که همه چیز رو میدونه اما در حقیقت هیچ دانشی نسبت به این موضوعات نداره و این با یک نگاه بدوی داره در باب ابزار هایی صحبت میکنه که یک بخشی از سیستم اقتصادی همه جای دنیا خواهد بود اما این رو مبدل به جنگ با خدا میکنه که اصلا معلوم نیست نتیجه اش چیه.

اصلا این اقتصاد فهمی که نسبت به اقتصاد دارند چیه و این اقتصادی است که در نهایت در نطفه خفه میشه و هر گونه حقی برای پرورش آن موش هم از میان می‌رود و اصولا برگرفته از آن میزان بزرگ از نادانسته هاست که در دل این نگاه ها وجود داشته و این نگاه ها هم در نهایت جلوی هر گونه رشد و به وجود آمدن ساختارهای پیچیده، اصولا مباحث اقتصادی را گرفته و همه چیز را در همان مشیت ابتدایی خودش خفه کرده و میگم این ها همه برگرفته از اون نادانی هاییست که نسبت به این موضوعات وجود داره.

یعنی حتی بیشتر و به مراتب بیش تر از چیزی که اون ها بدونن دارن در مورد چی صحبت میکنن.

در باب نادانسته هایی صحبت کردن که هیچ معنایی هم نداشته.

اما در دل این نگاه اقتصادی ما مواجه هستیم با این رانت تباری ای که وجود داره و این تقدیس تبعیض یعنی مفاهیمی مثل خمس و زکات که حالا ما داریم مواجه میشیم که ثروت نه بر اساس نیاز بلکه بر اساس اون ایده و تبار و قوم و این تبعیض ساختار یافته قرار هست که تبعیض بشه و تقسیم بشه و اصولا این نگاه، یک نگاه تبعیض آلودی است که باز هم ما مواجه هستیم.

مثلا در تورات در سفر اعداد در باب هیجدهم آیه 33 میگوید و اما به بنی لاوی تبار خاص از این تبار های مذهبی میگوید.

تمام ده یک اسراییل را برای میراث دادن به عوض خدمتی که در خیمه اجتماع میکنند باز همان تثبیتی است که این مالیات های عمومی به نفع یک تبار خاص مذهبی که حالا نامش مثلا بنی لاوی است اختصاص داده میشود.

اصولا ما مواجه میشویم با این رانتی که در دل این نگاه ها وجود دارد.

یا مثلا در قرآن، در سوره انفال، در آیه 16 میگه و بدانید که هر چه غنیمت گرفتید یک پنجم آن یعنی خمسش برای خدا و برای پیامبر و برای خویشاوندان او یتیمان و مسکینان است.

چیزی که ما تحت عنوان خمس میشناسیم که در نهایت تامین مالی برای خاندان قدرت و روحانیت از دسترنج.

حالا اون نگاه آلوده به جنگ تصویر میکنه ولی در جهان امروز حتی کار مردم و اقتصاد مردم هم هست.

یعنی این آیه مشخص داره در باب دو چیز صحبت میکنه یکی اینکه من در باب اقتصاد اسلامی صحبت کردم در یک ویژه برنامه ای که تحت عنوان شناخت اسلام بود.

اونجا گفتم که اصولا ما چیزی به نام اقتصاد در اسلام نداریم، جنگ داریم، غزوه داریم، مال مردم خوردن داریم و عناوینی از این دست.

یعنی اون ریشه ی ابتدایی که در دل اسلام گذاشته شده پیرامون همین قضیه هست که اینها دنیا رو بر پایه غنیمت دیدن.

همواره از همون نقطه ی صفر خودشون شروع کردن به حمله کردن به کاروان های مشرکین و کافران برای مال اندوزی و همین رویه رو در طول مسیر خودشون ادامه دادن.

حتی اگر دارن نزدیک میشن به مالیات گرفتن تحت عنوان خمس هم باز دارن در باب غنیمتی که از میادین جنگی بدست آوردن صحبت میکنن.

یعنی وقتی ما نزدیک به مفاهیم اسلامی میشیم همون چیزیست که در اون ابتدا و در صدر اسلام وجود داشت و از دوران حیات خود محمد و اون غزوه هایی که انجام داد و بعد از اون در دوران قدرت گرفتن هم با حمله به کشور های دیگه یعنی در دوران خلفای راشدین، ابوبکر و عمر و عثمان و ابوبکر که خیلی درگیر مسائل داخلی بود اما بعد از اون در دوران عمر ما مواجه هستیم با حمله کردن به کشور های دیگه برای مال اندوزی.

اصولا مال و اقتصاد اینگونه در این کشور ها جریان داشته و حالا اگر به موضوع رانت هم بخواییم در دل این نگاه رجوع کنیم میبینیم که چگونه این یک پنجم اون مال بدست اومده که در اون دوران با اقتصاد مشخص محمد و نگاه اسلامی بوده و در این دوران در همین دنیای امروزمون در دنیای شیعه مواجه میشیم که حالا شما قرار هست یک پنجم از مال رو بدید در اختیار کسانی که به این خاندان قدرت و به این روحانیت نزدیکی دارن.

یعنی دسترنج دسترنج کار مردم باشه و به راحتی در این رانت ساخته شده و در اختیار این جماعت قرار میگیره که هر کاری رو هم باهاش انجام بدن.

همون اتفاقی که مثلا به عنوان مثال داره در ایران میفته.

در طول تاریخ ایران ما افتاده و ما مواجه شدیم با اون جماعتی که از این رانت استفاده کردن و ثروت بدست آوردن و بدون هیچ گونه بهره وری و کار کردن تنها و تنها به مال اندوزی خودشون ادامه دادن.

در نهایت وقتی ما نزدیک میشیم به مفاهیمی مثل خمس و زکات یک سیستم تبعیض آلود اقتصادی است که قرار نیست که این ثروت به دست اومده که ما در جوامع امروزی تحت عنوان مالیات میشناسیم برای منافع ملی و زندگی بهتر و بهزیستی مردم خرج بشه.

مثلا در زمینه آموزش خرج بشه، در زمینه بهداشت جمعی خرج بشه و الی آخر.

قرار هست که بخشی از این ثروت جامعه به دست مثلا سادات و روحانیون و عاملان زکات قرار بگیره.

یعنی اون کسانی که به این بدن دسترسی دارند و تمام این ثروت هم به جای گردش در رگ های تولید و زندگی و اینکه این نقاط ضعف کشور رو بپوشونه و تبدیل بشه برای سیراب کردن این جماعتی که رسوب کردن در این نگاه دینی و حالا مثلا مبدل شدن به کسانی که نزدیکی و قرابت دارند و اینگونه است که این آپارتاید اقتصادی بوجود می آید و در نهایت ما دچار این میشویم که نه تنها این زکات راهی برای از بین بردن فقر ندارد بلکه فقیر پروری رو بیشتر میکنه تا همیشه عده ای محتاج باشند به دنبال اعانه باشند در مقابل طبقه حاکم و مذهبی بیان سر خم بکنند، سر کج بکنند و ما مواجه بشیم با این سیستم ابلهانه و عبثی که بر پایه صدقه دادن هست.

نمونه های امروزیش رو هم میبینیم.

یعنی اگر شما به جمهوری اسلامی هم رجوع کنید میبینید که چگونه جمهوری اسلامی مثلا با دادن چیزی به عنوان یارانه در پی همین گداپروری ها هست.

اصولا نگاه بر پایه این ستم طبقاتی در لباسی است که تحت عنوان صدقه مان میشناسیم و به دنبال گدا پروری است که جماعتی اصولا گوش به فرمان باشند.

تمام سیستم های بوجود آمده در این نگاه های آلوده خداوندی همواره در پی اسیر ساختن است.

در پی تسلیم ساختن از کسانی که تسلیم باشند.

در این نگاه اقتصادی هم قاعدتا با بوجود آوردن یک طبقه ای که در پی رسیدن به این صدقات است شما میتوانید تسلیم های بیشتری را پدید بیاورد.

اما نفی مالکیت مطلق و این استبداد بر دسترنج وجودی انسان ها هم یکی از آن بخش هاییست که میشه بهش رجوع کرد که چگونه دین با ادعای مالکیت الهی بر زمین، حق زندگی افراد رو و نتایج کارشون رو سلب کرده و در اختیار خودش گرفته.

مثلا در تورات در سفر لاویان در باب 12 آیه 13 میگه زمین را به فروش دایمی نفروشید زیرا زمین از آن من است و شما نزد من غریب و میهمان هستید.

و این آن نقطه ایست که نه به مفهوم اینکه شما مواجه بشوید با نفی حق مالکیت خصوصی بر زمین ها و اینکه این خدا امده تا این مالکیت رو عمومی بکنه.

نه قرار هست این مالکیت در اختیار همون خدا باشه یعنی یه ارباب بزرگی وجود داشته باشه که در نهایت اون قدرت رو در اختیار بگیره اون زمین رو مالک بشه.

چیزی که مثلا ما تحت عنوان اون نظام خصولتی میشناسیم در جمهوری اسلامی دقیقا همتای همون هست.

در دل این نگاه ها حالا اینجا به ویژه یهودی، حالا در اسلام هم داستان به همین شکل هست.

یعنی قرار بر این نیست که اون اموال مبدل به اموال بشه برای عوام.

اونجایی که خدا میگه زمین رو دائمی نفروشید، قرار بر این نیست این زمین تبدیل بشه به زمینی که برای همگان هست.

نه این قرار هست که اون طبقه حاکم قدرتمند این زمین رو به دست بیارن.

چیزی که ما در طول تاریخ هم دیدیم یعنی ما مواجه شدیم با تمام این اعوان و انصار که چگونه در ثروت های بی‌پایانی غرق شدند و غوطه خوردن.

اگر شما نگاه بکنید در طول تاریخ به تمام این عاملان دینی می‌توانید این ثروت نهفته را ببینید.

در دوران مثلا مسیحیان می‌بینید که زمین‌داری در بین آن حکومت حاکمه ای که خود را نزدیک کرده به این نگاه و این ابزار قدرت تا چه اندازه زیاد بوده؟

در ایران خودمان می‌توانیم این تصویر را ببینیم.

از دوران گذشته تا امروز و در آینده تا جایی که قدرت در اختیار این جماعت باشد اصولا در پی این مال اندوزی ها هستند.

در دوران صدر اسلام هم که رجوع بکنید ببینید چگونه اعوان و انصار به دنبال آن ثروت ها جمع شدند تا همه چیز را برای خود بکنند.

پس اینجا اگر ما مواجه می‌شویم با این نگاهی که دارد به نوعی حق مالکیت رو سلب می‌کند، حق مالکیت را برای اشخاص خاصه خودش بزرگتر می‌کند.

برای کسانی که نزدیکی و قرابت بیشتری به این سیستم حاکمه دارند بیشتر می‌کند.

در قرآن در سوره آل عمران در آیه 33 هم میگه و کسانی که به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده بخل می ورزند، گمان نکنند که به سود آن هاست.

به زودی در قیامت طوق آنچه به آن بخل ورزیدند به گردنشان آویخته می شود.

این هم باز اون استفاده از ارعاب اخروی است برای سلب اختیار.

فرض بر اینکه بخواد یک زندگی و حیات هم برای خودش به وجود بیاره.

باز هم دارم اذعان میکنم تمام این عناوینی که مثلا در این سوره ی مشخص در این آیه مشخص اعمال میشه، در راستای این نیست که بخوایم مالکیت رو به شکل عمومی از میان برداریم و این مالکیت رو برای عموم در نظر بگیریم نه برای ساختن یک دایره ی نزدیکی به اون حلقه ی قدرت هست.

چیزی که در طول تاریخ هم میبینیم و همواره داره تکرار میشه.

شما با ادیانی روبرو هستید که مالک اصلی رو خدا میدونه و حالا این خدا میتونه هبه کنه این قدرت رو.

این اختیارات رو.

این ثروت رو.

همونطور که همه میکنه نمایندگان او بر زمین مالک اصلی میشن.

یعنی اگر خدا در آسمان وجود داره و مالکیت رو در اختیار گرفته، حالا کسانی هستند که بر زمین پا بر جای پای او گذاشتند.

ردای او رو به تن کردند، یک روز رهبر میشند، یک روز مبدل به خاخام میشن، کشیش میشن و الی آخر.

اینها میان و جای پای او رو پر میکنن.

ردای او رو به تن میکنن و حالا این نمایندگان هستن که مالک همه چیز هستن.

این مالکیت خصوصی تبدیل به یک امری میشه برای کسانی که نزدیکی و قرابت به اون دارن و خب قاعدتا این خودش یک ابزار بزرگی رو به وجود میاره برای اینکه جماعت بیشماری خود رو بخوان نزدیکی به او بکنن.

اصولا در کنار اون شما میبینید که چگونه تمام نظام های اقتصادی بر پایه این نگاه های خداوندی بر پایه این است که گدا رو به وجود بیاره چرا که اصولا این جماعت گدا شده در پی غذا و نان بدنبال ارباب میگردند و ارباب هم در برابرشان وجود دارد.

حالا میدوند تا این ارباب بزرگ را خدمت کنند چرا که قرار است در نهایت به آنها هم چیزی داده بشه و خب ما مواجه هستیم با این جماعت بیشماری که برای سیر کردن شکم هاشون هم که شده خود را نزدیک میکنند و غرابتی در خود بوجود میارن.

به اون هیئت حاکمه ای که همه قدرت و ثروت و مالکیت را در اختیار گرفته و ما دوباره این تصویر را میبینیم.

خب قاعدتا وقتی در باب اقتصاد و ادیان و این سیستم خداوندی صحبت میکنیم اصولا بر پایه یک نظام فکری متشکل صحبت نمیکنیم چرا که دانش و عقل و خرد در این اندازه وجود نداشته که در باب اقتصاد صحبت کنیم.

ما از یک سو مواجه هستیم با اقتصادی بر پایه زور و شمشیر و جنگ و جنگاوری و بدست آوردن غنیمت که در اسلام شکل اعلای خودش وجود داشته و در دیگر ادیان هم قائدتا وجود داشته.

وقتی به جنگ های صلیبی رجوع می کنیم باز داریم همین تصویر رو می بینیم و حالا از یک جماعتی در برابر رونمایی برامون میشه که اونها دایره ای هستن که به حکومت نزدیکی و قرابت بیشتری دارن.

هر چه اموال وجود دارد برای اونهاست.

اگر سیستم خصوصی داره زیر پا گذاشته میشه برای رسیدن به این دایره قدرت هست.

اگر ما با خمس و زکات روبرو هستیم برای دایره ایست که از تبار این جماعت هستند برای مال اندوزی بیشتر.

اگر به تاریخ نگاه بکنیم می تونیم ببینیم که تمام این عاملان چگونه در طول این تاریخ ثروت بیشتری رو داشتن، قدرت بیشتر رو داشتن و تمام دست و پای اونها در راستای همین نقطه بوده که همه قدرت و ثروت رو در اختیار بگیرن.

اصولا صحبت کردن پیرامون مباحث اقتصادی و نظام های فکری که بر پایه باور به خدا وجود داره سر بی انتهایی داره که تماما در این نابرابری ها خلاصه شده.

از نظام اقتصادی که بر پایه برده داری بوده و هست بگیرید تا دنیای امروزی که برگرفته از همین نگاه های آلوده بوده و اینگونه سروران و اربابان و صاحبان رو پدید آورده.

در این انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر ادامه پیدا کنه.

میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.

منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای بنام جان نمیشه.

من پیش از اینکه بخوام برنامه ای بنام جان رو ضبط و منتشر کنم آرا و افکار و عقاید من رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.

تمامی این آثار به صورت رایگان در وب‌سایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.

میتونید با مراجعه به وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر ادامه پیدا کنه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.

ممنون که همراه من بودید.

من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.

در پناه آزادی.