وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

کتابِ مکتوب و اثرِ اندیشه‌محورِ

کتاب شرک؛ واسازیِ مفهومِ قدرت، نقدِ رادیکالِ یگانگی و مانیفستِ مشارکتِ جان‌ها | اثر نیما شهسواری

«شرک» مانیفستِ انقلابیِ نیما شهسواری برایِ پایان دادن به دورانِ خداییِ انسان بر انسان است. در این اثر، نویسنده با تقدس‌زدایی از مفهومِ «یکتایی»، استدلال می‌کند که تمرکزِ قدرت در هر شکلی، منشأِ جنون و استبداد است. این کتاب با بازتعریفِ «شرک» به مثابه‌یِ «مشارکتِ همگانی در قدرت»، راهِ رهایی را در خرد کردنِ بتِ برتری‌طلبی و بازگشت به برابریِ مطلقِ تمامِ جانداران (جان) می‌داند.

این کتاب، تجلیِ دیگری از باور به جان و برابری است که توسط نیما شهسواری نگاشته شده و به صورتِ رایگان جهتِ واکاوی در دسترسِ پویندگانِ راهِ آزادی قرار گرفته است.

پدیدآور نیما شهسواری
تاریخ نگارش خلق‌شده در سالِ 1396
حق انتشار دسترسی رایگان برای عموم
کتاب شرک؛ واسازیِ مفهومِ قدرت، نقدِ رادیکالِ یگانگی و مانیفستِ مشارکتِ جان‌ها | اثر نیما شهسواری
بُریده‌ای از جانِ کتاب

«انسان خدا است و خدا انسان است»

حقِ انتشار و امانت‌داری
کدِ اختصاصیِ اثر: 9798201839079

این اثر بخشی از میراثِ عمومیِ جان‌گرایی است. به موجبِ باور به برابری در آگاهی، دسترسی به این محتوا جهت دانلود و تکثیر رایگان و آزاد است. بازنشرِ آن با حفظِ اصالتِ کلمات و بدونِ تغییر در جانِ کلام، یک کنشِ اخلاقی در مسیرِ بیداری است.

گام ۱۲ 27٪

واکاوی انتقادی مفاهیم الهیاتی و ساختار ادیان؛ از پندار تا حقیقت

کتاب فعلی: کتاب شرک

راهنمای بارگیری، مطالعه و اشتراک‌گذاری آثار

دسترسی به نسخه الکترونیکی

در این بخش، امکان دانلود نسخه الکترونیکی آثار به صورت فایل PDF با لینک‌های مستقیم فراهم شده است. لینک‌های ارائه‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما بتوانید به‌سرعت به محتوای موردنظر دسترسی پیدا کنید.

مطالعه آنلاین اختصاصی

اگر به دانلود فایل نیازی ندارید، می‌توانید از امکان مطالعه آنلاین بهره‌مند شوید. این ویژگی به شما اجازه می‌دهد نسخه کامل کتاب‌ها را مستقیماً در مرورگر خود بخوانید و در فضای وب به محتوا دسترسی داشته باشید.

گزارش خرابی و پشتیبانی

برای تضمین بهترین تجربه، در صورت وجود مشکل در لینک‌های دانلود یا مطالعه آنلاین، لطفاً از فرم گزارش خرابی استفاده کنید. تیم ما در سریع‌ترین زمان ممکن نسبت به رفع مشکلات اقدام خواهد کرد.

حمایت و اشتراک‌گذاری

حمایت از این آثار با اشتراک‌گذاری آن‌ها ممکن است. اشتراک‌گذاری محتوا، راهی ارزشمند برای معرفی و گسترش فلسفه‌های ارائه‌شده است. دکمه‌های اشتراک‌گذاری در پایین همین صفحه قرار دارند.

نیما شهسواری
شناخت‌نامه

نیما شهسواری

نیما شهسواری؛ از پانزده‌سالگی نوشتن را راهی برای پرسش از ساختارهای قدرت و واکاوی مفاهیمِ آزادی یافت. آثار او، از شعر تا مقالات تحلیلی، بر بنیانِ «جان‌گرایی» و برابری تمامی موجودات استوار است. او با باور به لزومِ دسترسی همگانی به آگاهی، نوشته‌های خود را به دور از چرخه‌های تجاری و به صورت آزاد منتشر می‌کند. شهسواری با جایگزینی نشر دیجیتال به جای کاغذ، تلاش دارد تا کلماتش بدون آسیب به طبیعت، تنها تپشی برای بازخوانیِ معنایِ حیات باشند.

ژانر و موضوع اثر
فلسفه سیاسی و الهیاتِ انتقادی | واسازیِ قدرت، نقدِ استبداد و مانیفستِ جان‌گرایی
هویت کالبدی اثر
نام اثر شِرک
نویسنده نیما شهسواری
سال انتشار 1399
آخرین ویرایش 20 اردیبهشت 1405
تعداد صفحات 122
فرمت PDF | EPUB
شابک دیجیتال 9798201839079

دانلود رایگان کتاب، بارگیری مستقیم و مطالعه نسخه دیجیتال اثر

ریشه‌هایِ این رزم

به نام آزادی یگانه منجی جانداران

بر خود وظیفه می‌دانم تا در سرآغاز این کتاب چنین نگاشته‌ای به چشم بخورد. نیما شهسواری، دست به نگاشتن زد تا قشری را به آزادگی دعوت کند. بر خود، ننگ دانستم تا به‌واسطه رزمم تجارتی برپا دارم و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازم.

«هدف و آرمان من از کسی پوشیده نیست؛ به پا خاستم تا برابر ظلم‌های بی‌کران خداوند، انسان و هر قدرتی که غایت را با ستم تلاقی داده است، فریاد برآورم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است: احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها.»

با مدد از فناوری امروزی، می‌توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر برای نشر از کاغذ استفاده نکرد. من هیچ‌گاه نگاشته‌هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم. اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی می‌دانید، به قتل طبیعت دست نخواهید زد.

به اشتراک‌گذاری لینک دانلود مستقیم این کتاب در شبکه‌های اجتماعی:

شرک؛ وقتی یگانگی به قربانگاهِ آزادی بدل می‌شود؛ تبارشناسیِ «لکاته‌یِ سوداگرِ قدرت»

در این مقاله‌ی تفصیلی، لایه‌هایِ عمیقِ کتاب «شرک» را واکاوی می‌کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه نیما شهسواری با نقدِ «آناتومیِ برتری‌طلبی»، نشان می‌دهد که تمرکزِ قدرت ریشه‌یِ تمامِ تبعیض‌هاست و راهِ رهایی را در «مشرک شدن در قدرت» و پاسبانی از برابریِ تمامِ جان‌ها می‌جوید.

تحلیل و نقد عمیق اثر

واسازیِ یگانگی؛ چرا تمرکزِ قدرت ریشه‌یِ استبداد است؟

نیما شهسواری در کتاب «شرک»، رادیکال‌ترین ایده‌یِ سیاسی-الهیاتیِ خود را مطرح می‌کند: یگانگی (در مذهب یا سیاست) مادرِ تمامِ خودکامگی‌هاست. نویسنده استدلال می‌کند که هرگاه قدرت در یک نقطه (یکتا) متمرکز شود، ناگزیر به استبداد و دیوانگی منجر می‌گردد. او با تقدس‌زدایی از مفهومِ وحدانیت، نشان می‌دهد که چگونه انسان با پوشیدنِ خرقه خدایی، خود را مالکِ زمین و دیگر جانداران پنداشته است. در این نگاه، رهایی تنها زمانی میسر می‌شود که مفهومِ «یکتایی» فروپاشیده و قدرت به خدمتِ کلِ حیات درآید.

راهکارِ شرک؛ مشارکت به مثابه‌یِ ابزارِ رهایی

یکی از مفاهیمِ انقلابیِ این اثر، بازتعریفِ واژه‌یِ «شرک» است. شهسواری این واژه را از بارِ مذهبیِ سنتی‌اش تهی کرده و آن را به معنایِ «مشارکت و تقسیطِ قدرت» به کار می‌برد. او معتقد است برایِ جلوگیری از ظهورِ دوباره‌یِ مستبدان، قدرت باید آن‌قدر خرد و توزیع شود که هیچ موجودی نتواند بر دیگران خدایی کند. آرکتایپِ «شرطه‌ها و ناظران» در این کتاب، نمادی از آگاهیِ جمعی است که وظیفه دارد کوچک‌ترین تمایلِ قدرت به یگانگی را رصد کرده و آن را در نطفه مهار کند.

لکاته‌یِ سوداگرِ قدرت و مسخِ شبان؛ تبارشناسیِ سقوط

شهسواری در این کتاب، قدرت را به «لکاته‌یِ سوداگر» تشبیه می‌کند؛ دیوی که با نفوذ در جان‌ها، انسان را به جنونِ تصاحب و برتری‌طلبی می‌کشاند. او همچنین با نقدِ آرکتایپِ «شبان»، نشان می‌دهد که چگونه رهبران به نامِ خرد یا وحی، توده‌ها را به اطاعت از یک قدرتِ مطلق فرامی‌خوانند و خود اولین قربانیِ این اغوا می‌شوند. نویسنده معتقد است که «خودِ حقیقین» بشر اگر توسطِ خردِ جان‌گرا مهار نشود، همواره طالبِ دریدن و مالک شدن است و تنها راهِ مقابله با آن، ایمان به برابریِ تمامِ موجودات است.

جان‌گرایی و اخلاقِ رهایی؛ چرا شرک کاغذی نیست؟

نیما شهسواری بر اساسِ فلسفه‌یِ اصیلِ «جان‌گرایی»، نشرِ این کتاب را به یک کنشِ اخلاقی تبدیل کرده است. او چاپِ کاغذی را «قتلِ طبیعت» و «غارتِ تنِ درختان» می‌نامد. از آنجا که محتوایِ کتاب بر پایه فروپاشیِ قدرتِ غارتگر بنا شده، نویسنده آگاهانه از توزیعِ فیزیکی امتناع کرده تا «قانونِ رهایی» (نفیِ آزار به جانداران و گیاهان) را در تمامِ مراحلِ نشر رعایت کند. نشرِ دیجیتال، رایگان و متن‌بازِ «شرک»، تجسمِ عینیِ باوری است که برابری را از کلمات به عرصه‌یِ عمل می‌کشاند.

نتیجه‌گیری؛ گذار از برتری‌طلبی به سویِ حرمتِ حیات

کتاب شرک به ما می‌آموزد که صلحِ واقعی نه با پرستشِ یک قدرت، بلکه با مشارکتِ همگان در صیانت از حیات محقق می‌شود. نیما شهسواری با این اثر، ما را به «مشرک شدن در قدرت» فرامی‌خواند؛ یعنی تقسیمِ مسئولیت و قدرت برایِ پاسداری از «جان». رهاییِ واقعی زمانی است که واژه‌یِ «انسان» با تمامِ بارهایِ استبدادی‌اش حذف شده و تمامِ موجودات در سطحی برابر، تنها با نامِ مقدسِ «جان» شناخته شوند. این کتاب، مانیفستی است برایِ نسلی که می‌خواهد از ویرانه‌هایِ یگانه‌پرستیِ سیاسی عبور کرده و جهانی بر پایه‌یِ برابریِ مطلق بنا کند.

تحلیل بصری
جستار شناختی

واکاویِ لایه‌هایِ پنهان

کتاب «شرک» اثر نیما شهسواری، واکاویِ تئوریک و بی‌سابقه‌ای از ریشه‌های استبداد در ساختار قدرت است. نویسنده با نقدِ مفهومِ «یگانگی» و «وحدانیت سیاسی»، بر این باور است که تمرکزِ قدرت همواره به جنایت و تبعیض می‌انجامد. او با ارائه مانیفستِ «تقسیط قدرت» و بازتعریفِ «شرک» به عنوانِ راهبردی برایِ مشارکتِ همگانی، مسیری نوین برایِ رسیدن به برابریِ تمامِ جانداران ترسیم می‌کند. شرک، مانیفستِ تقدس‌زدایی از قدرت است که به صورتِ رایگان و دیجیتال، با وفاداری به اصولِ جان‌گرایی و صیانت از طبیعت منتشر شده است.

گشودنِ گره‌ها

پرسش‌هایِ متداول

چرا در کتاب شرک، «یگانگی» ریشه اصلی استبداد معرفی شده است؟

زیرا نویسنده معتقد است تمرکزِ قدرت در یک نقطه (چه مذهبی و چه سیاسی)، میل به خدایی کردن و برتری‌طلبی را در فرد برمی‌انگیزد که نتیجه‌یِ حتمیِ آن سرکوبِ آزادی و آزارِ دیگر جانداران است.

مفهومِ نوینِ «شرک» در اندیشه‌ی نیما شهسواری به چه معناست؟

در این کتاب، شرک از بارِ مذهبیِ منفی خارج شده و به معنایِ «مشارکتِ همگانی و توزیعِ قدرت» به کار می‌رود؛ راهکاری برایِ اینکه هیچ‌کس نتواند بر اریکه‌یِ قدرتِ مطلق تکیه بزند.

منظور از «لکاته‌یِ سوداگرِ قدرت» در متن کتاب چیست؟

این استعاره به ماهیتِ فریبنده و ویرانگرِ قدرت اشاره دارد که با نفوذ در روانِ انسان، او را مسخ کرده و به سمتِ جنونِ مالکیت و استثمارِ دیگر جان‌ها سوق می‌دهد.

ارتباط میان «جان‌گرایی» و حذف واژه‌ی «انسان» در این اثر چیست؟

شهسواری معتقد است واژه‌ی «انسان» حاملِ باری از خودبرتربینی و اشرفیتِ کاذب است؛ لذا برایِ رسیدن به برابریِ واقعی، باید تمامِ موجودات را بدونِ طبقه‌بندی، تنها با عنوانِ «جان» و دارایِ ارزشِ یکسان دانست.

چرا نیما شهسواری کتاب شرک را به صورتِ چاپی منتشر نکرده است؟

بر اساسِ اصولِ جان‌گرایی، نویسنده قطعِ درختان را «غارتِ تنِ طبیعت» می‌داند و معتقد است کتابی که هدفش مبارزه با قدرتِ غارتگر است، نباید خود با تخریبِ محیط‌زیست و آزارِ جاندارانِ گیاهی منتشر شود.

بخشی از متن کتاب شرک

نه فراتر از آنچه دریدن بود، او به دیده‌هایش دانست که قدرت پیشوای جهانیان است، به بلندای قله‌ای ایستاد و پرواز بر آسمان‌های عقابی را به چشم دید، دید چگونه آسمان می‌شکافد و به بالای ابرها منزل می‌کند، دید که همگان را خرد در برابر دیده است و آنگاه که نیاز برایش لالایی خوانده باشد، بر چشم بر هم زدنی به سوی طعمه‌اش خواهد رفت و او را به جنازه‌ای بدل خواهد کرد، او این بزرگی در عقاب را دید و ناخودآگاه و خودآگاهش فرمان داد:

قدرت پیشوای جهانیان است

دوباره دید، هزاران باره دید و هر بار به هر سوی از قدرت در اختیار جانان به شگفت آمد و دنیای را تصویر به بزرگی کرد، به برتری کرد و ارزش ذهنش همانا برتری جستن شد، به تعقیب یگانگی رفت تا او را قدرتمندترین خطاب کند و این‌گونه جهانی به فراسوی دیده‌هایش ساخت

قدرتی که قدری از آن در وجود هر یک از جانداران بود و جاندار به داشتن این ارزش ساخته به جان متفکر، بزرگ‌ترین لقب گرفت،

جنگل را سلطانی در آن خواندند و او را یکتای جنگل خطاب کردند که به داشتن دندان‌های تیز و بران، چنگال‌های پرزور قدرت جنگل خطاب شد، آسمان سروری به خود دید و او را به داشتن بال‌های بلند و پرواز در فرا پادشاه خطاب کردند و دریا سروری به دندان‌های تیز و بران داشت، این‌گونه هر جای قدرتی سربرآورد که همه را انسان شناخته بود و بر آن ارزش ارج می‌نهاد

اما این جان متفکر به فکرهایش خویشتن را به تنهایی دید، بی قدرتی که بر آن ببالد، در این ارزش خودساخته که هر تن را به داشتن قوایی منزلت می‌داد خویشتن را بی قوا دید، نه چنگال تیز برای دریدن داشت، نه دندان بران برای پاره کردن، نه بالی برای پرواز و نه پایی برای دویدن بر افرا، او در این ارزش خود خوانده بی مرتبت شد و به تنهایی گوشه‌ای خزید، تنها و بی‌سرپناه از صدای شامگاهآن‌قدرتمندان به تنگ آمد، از زوزه‌ها و نعره‌های آنان به گوشه‌ای خرید، از غرش اسمان به رعد در خود واماند، از باران سیل‌زا در خود خموش ماند و هر بار احساس تازه‌ای را به خویشتن فرا خواند تا به واسطه از آن در خویشتن بماند و خاموش باشد

ترس به همه‌ی جانش مستولی شد، او را در نوردید و در خود به حصر برد، او که طالب قدرت شده بود، به عشوه‌های او دل و دنیایش را باخته بود حال خود را در چنگ ترس تنها دید، هیچ بر جهانش منزل نداشت جز ترسیدن از آنچه قدرتمند خطاب می‌شد، او در این احساس تازه غرق شد و هیچ جز ترسیدن به برابر ندید، اگر شبی بود و آسمان را صدای قدرتمندان در می‌نوردید، اگر روز بود و به باران سیل به پا می‌شد، اگر به طغیان زمین، همه‌چیز در جهان می‌لرزید او نیز ترسید و از ترسیدنش همه‌ی جانش لرزید،

دوباره به فراخ رفت دوباره به قله‌ها نشست، به میان غارها رفت، به بالای کوه منزل کرد، به خلوت جنگل خویشتن را به حصر برد تا نیرویی فراتر از آنچه در دنیا بود را به ملاقات رود، او رفت تا قدرتی را ملاقات کند که بر دیگران چیره می‌شد، بر دیگران ارجحیت داشت، در این ارزش خودساخته از دیگران فزون بود و بر دیگران فرمان می‌راند،

در طول تمام دیده‌هایش به طول تمام خود خواستن‌ها و ناخواسته خواندن‌هایش فهمید که قدرت پیشوای جهانیان است، هر چه از امیال و آرزو در سر پرورانده شود به تیغ تیز قدرت در اختیار و به پیش رو است، پس خواند، قدرتی ماورا و دورتر را که از همگان پیشی گیرد و بر فراخ بلندتری منزل کند، بر همگان فرمان براند و سلطنتش را به همگان بگستراند

این احساس درون او بود، جزئی از او بود، بخشی از غریزه‌اش بود، بخشی از دیدن‌هایش که به او می‌فهماند که به او می‌خواند و او را می‌پروراند، این احساس را با جان درک کرد و در برابر او به خاک نشست

حال باید چیزی فراتر از آن در وجود دیگری می‌جست، در وجود دیگری تا او را فرمانروای عالم بخواند تا هر چه از این احساس نهفته است در او باقی بماند و به واسطه‌ی نزدیکی و شناختن آن، او نیز به نوایی از این دانستن و معرفت برسد،

در کوه بودند، به غار بودند و در جنگل بودند، بی‌هیچ رویه‌ای می‌دویدند، به تمدن مزین بودند و هر چه بودند به آنچه دیدند و خواستند بدانند، دانستند که باید فرمانروایی دنیای را صاحب شود، دانستند که باید قدرتی بر فراز تمام قدرت‌ها بایستد و به دیگران از این فدیه‌ی آسمانی عطا کند، آنگاه بود که خلقی پدیدار گشت با آنچه آنان می‌پنداشتند ارزش یگانه‌ی دنیا است

دیدند که اگر کسی از آن‌قدرت در اختیار داشته باشد می‌تواند که به هر چه لذات است دست یابد، دیدند که اگر از این یگانه ارزش کسی صاحب شود می‌تواند بر دیگران فرمانروایی کند، پس با همان خِرد خُرد در جهانشان کسی را ورای دیگران، والاتر و بزرگ‌تر از دیگران خلق کردند

خلق تازه‌ی آنان از دیگران توانگرتر بود، هر چه قدرت در جهان به چشم دیدند را به او نسبت دادند تا جایگاهش را هر بار رفیع‌تر کنند، هر بار او را بزرگ‌تر بخوانند و فصل‌‌الختام هر چه در جهان است را در او بپندارند

پندارشان آلوده به آن ارزشی بود که خود ساختند و این‌گونه قدرتمندترین پدیدار گشت، یکتایی به میان آمد، بودند آنان که این قدرت را به تقسیط آوردند، به شرک واداشتند تا در اختیار یکی نباشد و بیشتر به جهان واقعشان نزدیک شود، به آنچه در برابرشان بود، به قدرتی که گاه در آسمان بود، گاه به دریا می‌زیست، گاه در زمین و به نزد جنگلیان بود، آنچه دیدند را به قدرتی در ماورا ترسیم کردند و به جهان واقعشان بیشتر نزدیک کردند، شاید از این شراکت در قدرت کلاهی برای خویش می‌خواستند، شاید از نیاکان شنیدند و هر بار به شنیده‌ی تازه‌ای، هم دیربازان را پاس داشتند و هم بر تازه‌واردان درود فرستادند، اما آنان در برابر ایده‌ای که قدرت فرمانروای آن بود ضعیف خوانده شدند و به سرعت از میان رفتند

این بخش از فهمیدن فهمی ساخت که در آن یگانگی معیار بود، آنان که از ترس بر آن شدند تا قدرتی در برابر هر چه قدرت در جهان است برای دفاع از خویش و بازی کردن در این میدان بسازند، می‌دانستند که باید یکتایی بر جهان حکومت کند تا به قدرت او آنان نیز صاحب قدرت شوند، اگر به تقسیط در آیند در این وانفسا که خود ساخته‌اند بی‌بهره خواهند ماند و از این غول هزار سر، سری به آنان نخواهد رسید، پس بر آن بودند تا قدرتی یکتا پدید آورند و از آن سر در برابر، کلاه را بربایند و هر بار بر سر خویش گذارند

خلق به پیش آمده بود تا به خالقش قدرت عطا کند، هر دو به هم قدرت عطا کردند، یکی در آسمان یکتا خوانده شد و دیگری ابنایش را یکتای زمین خطاب کرد، فهم تازه، فرمانروای عالمیان شد، از ترس‌های دیرباز، از تشنگی دوران، از حسادت بر جاه از آنچه دیدند پدید آوردند غول هزارتویی را که یک سر داشت و هزار کلاه، هر بار کسی کلاه را به سر کرد و این‌گونه به همان سر بی‌بدیل بدل شد،

یگانگی تازه پدید آمده، به زایشش برتری را فرا خواند تا سایه‌دار او شود، هر دو به مست‌وارگی قدرت رسوخ کردند بر تنانی که طالب رسیدن به جاه آنان بودند، چه مستانه از این پیشواز آنان به وجد آمد و همه را پیش پای خود فرا خواند، برایشان از جاهی گفت تا در آن به هم‌خوابگی قدرت در آیند و یگانی را آبستن به برتری کنند، لذات را صاحب شوند و مالکان دنیا خطاب گردند

خدایی در آسمان پدید آمده بود که هزاران نایب بر زمین داشت، خدایی بی‌همتا و یکتا صاحب همگان و قدرتمندترین جهان، هر چه ارزش بود را در وجود او دیدند و حال او بر اینان خلیفگی عطا کرد، او اینان را خلق نامید و آنان را اشرف خطاب نمود، او اینان را جاه و مقام داد تا کسی نداند خالق کیست و مخلوق را چه کس باید خطاب کرد، آنان در هم آمیختند و از هم شدند، در این آمیزش در وجود یکدیگر یک‌تن شدند به هم بدل گشتند، دیگر نایی بر زمین نبود، او در دوردستی هزاری چون خود را آفرید

آفرینندگان پیشتر حال به جایگاه قدسی خود بازگشتند، آنان خالقان بودند و از خلق خود طلب جایگاهی کردند که به او عطا کرده بودند، بده بستانش ادامه کرد، پیش رفت تا هر بار کلاه به سر کسی افتد و او را خدا بخوانند

خدا همآن‌قدرت بی‌بدیل بود همان یگانه‌ی جهان بود، او جسم نداشت تا با دیگران قیاس شود، آخر می‌دانستند که باید قدرتی ماورای دیگران خلق شود، قدرتی دست نیافتنی و در دوردست تنها برای پاس داشتن و عبور از هر چه احساس پستی در جان‌ها است، هرچند که بیشتر آنان را به پستی می‌کشاند، اما نه همه‌ی آنان را، آنان که اندیشیدند، آنان که از این زرین بر جانشان از خِرد خُرد بر جانشان بهره جستند به پستی نگرویدند و به والایی منزل بردند، هر چه بر قدسی عالمشان عطا کردند را به دست دیگری در دامان خویش دیدند، هر چه بر تاج او افزون کردند را به درازایی به طول زمان بر نگین انگشتری خود دیدند و این الماس‌ها به میان خلق و خالقان دست به دست گشت و سر بر فراز، کلاهی بر خود دید

کلاه والا رفت، جایگاه سر را از آن خود کرد، تنها نیاز بر آن بود تا برای چندی کلاه را به دست آوری، آنگاه که کلاه بر سرت می‌گذاشتی به سری بی‌بدیل از او بدل می‌شدی و فرمان می‌راندی

آنان که جای دیگران اندیشیدند، خرد را خُرد پنداشتند و به دیگران فهماندند که باید از فهم ما نوش کنید، باید از ما بیندیشید و در مایی بمانید که شمایان را در امان داشته‌ایم، صاحب جاه و مقام شدند

باز به ترس متوسل شدند، دوباره از او خواستند تا میدان‌دار شود، اگر از ما اطاعت نکردند، اگر فرمان نبردند و اگر یاغی خوانده شدند، اگر از فهم ما بیش رفتند و خرد را به پیش خواندند، آنان را به احساس نیرومندی که ما را به این جاه فرا خواند فرا بخوان،

فرا بخوان تا به یاد گذشتگان، در میان سیل باران دست بر قدرتی در فرا بلند کنند و نام او را بخوانند، در ترس دوباره خویشتن را کوچک بپندارند و در این حقارت به دنبال بزرگ‌تری بگردند که آنان را در امان دارد

دوباره ترس میان‌دار دنیایشان بود تا بیشترانی را به این وحدانیت فرا بخواند، کار از آنجا نیز بیشتر رفت، آنجای را شکافت که یکتا سخن از ترس کند و همگان را به ترسی در دوردستان فرا بخواند، از قدرتی که در اختیار داشت دم زند و آنان را از فردایی در دوردستان بترساند که مالک جهان آن‌ها است،

قدرت یکتا فرمانروای عالمیان شد، او بی‌هیچ شریک به هزاران شریک پیشترش چشمک زد تا از جایگاه تازه‌شان لذت برند، آن کنند که آرزو و امیالشان بر آنان می‌خواند، گاه آن کردند که غریزه فریاد زد، گاه آن کردند که نیاز می‌فهماند و گاه به فهم‌های خردهای اسیرشان راه بردند و به پیش رفتند، هر چه بود از آن یکتا بود، از آن یکتایی که می‌دانست چگونه آنان را در خویش وا نهاند، چگونه آنان را به راهی که دوست دارد به پیش برد،

قدرت در اسمان و بر زمین بود، در دل غارها می‌خواند، از بالای کوه فرامی‌خواند و همه را به کرنش وامی‌داشت تا در برابرش به خاک افتند و بزرگی او را بستایند تا او آنان را از ترس در امان دارد، به نافرمانی در ترس بنشاند و بر آنان فرمانروایی کند، آنان را تشنه به فرمان بر جای بگذارد تا امر کند چه کنند و آنان حلقه‌به گوش آن کنند که شنیده‌اند

این‌گونه پروریدند جانان جهانی که به خرد مزین بودند، خرد در حصری که به بند قدرت و یگانگی و برتری در آمده بود، خردی که با دیدن در دیربازانش به فهمی رسید برای رسیدن به جایگاهی والاتر از آنچه در دنیا است،

در این قدرت و یگانگی در این برتری و والایی که از همان روزگار نخست نظامی جهان‌شمول برایش پدید آورد همه به پیش رفتند و برای تصاحب به جان هم افتادند، برای بزرگی یکدیگر را کوچک شمردند و این‌گونه بازی بر سر قدرت در جای جای دنیایشان ادامه کرد، ادامه داد و به پیش رفت تا همه را به بند بازی خود در آورد،

بازتابِ آگاهی
این کتاب، تجربه‌ای مشترک میانِ نویسنده و خواننده است. اگر این نوشتار تپشی در اندیشه‌تان ایجاد کرده، با امتیازِ خود، بر این تجربه‌یِ جمعی صحه بگذارید.
نظر تو پیرامون این اثر:
میانگینِ تأمل‌ها: 4.7 از ۵
تعداد بازخوردها: 119

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

پورتالِ آثار صوتی و پادکست‌ها

روایت‌های شنیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی؛ همگی در یک نگاه.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود پنجم از پادکست به نام جان، تحت عنوان ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم، نیما شهسواری به واکاوی عمیق و تعریف بنیادین ظلم در بستر ادیان ابراهیمی می‌پردازد. این گفتار، فرایندی است برای شکستن سکوت در برابر رنج‌های تحمیل شده بر جانِ موجودات و نقد ساختارهای قدرت که هستی را به مثابه ابزار سلطه بازتولید می‌کنند.

نیما شهسواری در این جستارِ فلسفی، با به چالش کشیدن پارادوکسِ قدرت و سکوت، پیوند میان هستی‌شناسی ظلم و توجیهات کلامی رنج را بررسی می‌کند. اگر به دنبال درک عمیق‌تر از جایگاه جان‌گرایی و آزادی در جهانی مملو از مظالم سیستماتیک هستید، همراه این اپیزود از پادکست به نام جان باشید تا زنجیرهای باوری که رنج را تقدیس می‌کنند، از هم بگسلیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود پنجم : تعریف بنیادین ظلم
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش ششم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ جهان آرمان‌ها می‌برد؛ جایی که خردِ جمعی جایگزینِ ارثِ جبری گشته و مرزبندی‌ها نه بر مدار خون، که بر ستون‌های اختیار استوار می‌شوند. این روایت، بازنماییِ بلوغِ تاریخی بشر در گذار از سایه‌ی شمشیرِ فاتحان به سوی میهنِ آرمانی است.

نیما شهسواری در این بخش به واکاوی دیالکتیک امنیت و آزادی، حق انتخابِ آگاهانه‌ی نسل‌ها و نبودِ مالکیت بر جان می‌پردازد. اگر به دنبال درکِ فرآیندِ پویا و مستمرِ رهایی در جهانی هستید که در آن آزادی، قانونِ یکتایِ زیستن است، شنیدنِ این بخش از کتاب صوتی رویا را از دست ندهید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر

دیگر تجلی‌های قلم

واکاوی آثاری که بر بنیانِ برابری و حرمتِ جان استوارند.

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.