سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه ای به نام جان است با شماست.
این اپیزود نهم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره تو این قسمت در باب ظلم به زن صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان توی این قسمت مشخص ما در باب این نفی برابری در خانواده و اجتماع صحبت میکنیم و نقدی هستی شناسانه نسبت به ستم و تقدیس طبقاتی در متون مقدس ادیان ابراهیمی خواهیم داشت.
این ویژه برنامه پیرامون ریشه ها و گواه ظلم در این ادیان مهم تاریخی است و سعی میکنیم با استناد به آیاتی که از این کتاب ها وجود داره این مفاهیم رو پیش ببریم و بیشتر دربارش صحبت کنیم و اصولا این بابی بشه برای مطالعه این کتاب ها و رجوع به کتاب گواه ظلم که گردآوری شده توسط من هست.
از این آیات که بیانگر ظلم های بیکران خداوندی است و این فرهنگ ساخته شده تحت عنوان فرهنگ خداوندی که زندگی اجتماعی امروز ما را تحت تاثیر قرار داده، نه تنها درطول تاریخ حتی امروز نه تنها در دل مذهب که حتی در نگاه های سکولار و نگاه های لامذهب هم وجود داره و زندگی رو تحت شعاع خودش قرار میده.
تو این قسمت هم قرار هست بیشتر در باب مسئله زن صحبت کنیم.
یکی از اون نگاه هایی که در طول تاریخ طول و دراز ادیان همواره با پست انگاری زندگی برای زنان خدشه دار کرده و به وجود آوردن یک طبقاتی است.
همتای اون چیزی که من در قسمت های مختلف دربارش صحبت کردم.
وقتی ما اصلی همتای طبقات رو در دل این ادیان میبینیم که پایه گذاری میشه در نوک هرم با وجود خود خدا و یهوه و مسیح الله و یا هر نام دیگری مواجه هستیم با این طبقاتی که بعد از اون قرار هست ساخته بشه.
حالا در دل این طبقات یک بار هم به جنسیت میرسیم و در دل این جنسیت با زن و مرد روبهرو میشویم که زن قرار است که نقش اون ضلع کج رو بازی بکنه.
قرار هست که در این طبقات له بشه و پست انگارانه بشه.
یعنی تبدیل به یک خلق بشه که از دنده کج و چپ مرد به وجود اومده.
خب ما قاعدتا باید اول به نقطه های ریشه ای این نگاه نابرابری طلبانه در داستان خلقت و تبدیل زن به موجودی مادون و بیارزش بپردازیم.
برای نقطه ابتدایی میتونیم به تورات رجوع کنیم.
در سفر پیدایش در باب دوم آیه 16 میگه که خداوند فرمود خوب نیست که آدم تنها باشد، پس یار و یاوری برای او میسازم که مکملش باشد.
خب این اون نقطه ابتدایی هست یعنی زن رو برای رفع نیاز مرد به وجود میاره و اون عدم استقلال وجودی زن در همین نقطه شکل میگیره.
ما با موجودی روبرو هستیم که اصولا هدف از پیدایش او تکمیل کردن موجود دیگری است.
یک مردی وجود دارد به عنوان خلیفه الله، به عنوان جانشین خدا، به عنوان انسان مومن کاملی که همه چیز برای اوست و حالا یک یار و یاوری هم در کنار خودش خواهد داشت که همتای زن هست.
همان طوری که جان های دیگر در برابر این جان بی ارزش می شوند.
اگر جان کفار باشد هیچ ارزشی ندارد.
اگر جان حیوانات باشد تبدیل به نعمتی از سوی خدا می شود.
در همین سفر پیدایش در باب دوم آیه 31 می گوید خداوند دنده ای را که از آدم گرفته بود به صورت زن درآورد و او را نیز آدم آورد یعنی ساخت زن از دنده مرد.
تأکید بر مادون بودن و بی ارزش بودن زن و زنانگی و اصولا این نقطه و سنگ بنای این ظلمت در نقطه آغازین است که شما مواجه می شوید با سوژه زن زنی که در این هستی شناسی اصولا به عنوان موجودی پست انگاشته می شود.
اصولا در این تقدس پست شمرده شده تا ارزش و اجر مرد بالاتر برود.
ما با زنی روبرو هستیم که اصولا از دنده چپ مرد و برای مرد پدید آمده، زنی که همواره یک سوژه مکمل و غیر مستقل بوده و تحت مالکیت تعریف شده.
این سنگ بنای این ظلمت است چرا که حق حیات و هستی زن نه در وجود خودش بلکه در نیاز و نقص مرد است که تعریف می شود و معنا پیدا می کند.
و ما مواجه می شویم با این تصویر دهشتناکی که در طول تاریخ در نقاط مختلف از قانون گذاری، از ارزش دادن به زنان، از نوع حیات آن ها شکل گرفته.
اگر باری رو به رو می شویم با آن تصاویر ارائه شده مثلا در اسلام که حتی زنان حق بیرون رفتن از خانه را به تنهایی ندارند که در افغانستان طالبان اتفاق می افتد.
در همین جمهوری اسلامی اگر جا و میدان بهشون بدن هم حاضر هستند انتخاب بکنند و تداعی بکنند به واسطه همین شروع ابتدایی است.
اصولا زنی که ارزشی به عنوان یک موجود زنده نداره خب قاعدتا باهاش اینگونه هم رفتار خواهد شد.
ما مواجه میشیم با طبقات ساختاری که باری در دلش حیوانات مبدل به نعماتی میشند ابزاری میشند برای انسان.
و باری هم زنان مبدل به این مال میشند.
زنی که در نهایت تبدیل به مالی برای مردان میشه.
مردانی که حالا میتونند با این مال در اختیار خودشون هر کاری هم بکنند اصولا خودش به عنوان یک موجود ارزش حیاتی نداره و ارزشش مکملی است برای زیست و حیات دیگران که مردان مسلمان یا مومن هستند.
خب حالا اگر این مسیر رو ادامه بدیم و پیش بریم در دل این نگاه و این تصویری که از خدا و ادیان ابراهیمی وجود داره با تقدیس طبقات رو به رو میشیم و بازتاب این تقدیر طبقات در دل قانون یعنی مالکیت بر بدن، ارث و وجودیت زنان.
به عنوان بخشی از این نمایش، شما به نمایشی میرسید که چگونه انعکاس این تقدیس طبقات در قوانین فقهی و حقوقی نسبت به زنان وجود دارد.
به عنوان مثال در قرآن سوره نساء آیه یازده اونجایی که میگه خداوند به شما در مورد فرزندانتان سفارش می کند که سهم پسر دو برابر سهم دختر است.
خب این تبعیض صریح در مورد ارث هست که خب در قواعد و قوانین اسلامی پیش از اون در یهودیت هم وجود داشته.
ما روبه رو می شیم با این سند ظلم در باب این تقدیس طبقات، این بی ارزش انگاری زنان حالا داره مستقیما و به صراحت به شما میگه که در مورد فرزندانتان اگر قرار باشد سهمی بهشون ارث اعطا بکنید به مردها، به پسرها دو برابر زن ها میرید.
این همان قاعده ایست که در برابر ارث اتفاق می افتد.
حتی در برابر شهادت اتفاق می افتد که تمام اینها هم آیاتی داره که میشه بهش رجوع کرد.
اصولا زن به عنوان جنس دوم تلقی میشه و حتی اگر شما بخواهید ریزتر بشید نزدیک تر بشید هم که تا انتها احادیث وجود داره.
احادیثی از زبان مثلا علی که در باب سفاهت زنان هم صحبت میکنن که حتی از نظر عقلی هم نصف مردان به حساب میان.
و این دایره، دایره بی انتهایی هست و میشه هزاران مدل و نمونه و مثال براش آورد و ما قصدمون این نیست که در این ویژه برنامه خیلی به این مصادیق پیش بریم.
فقط بابی است برای باز شدن برای مطالعه بیشتر.
چیزی که بهش باور داریم رو بدونیم.
اگر در همین قرآن دوباره کنکاش بکنیم مواجه میشیم با سوره نسا آیه 51 آیه معروفی که در باب زدن زنان هست اونجاست که میگه مردان برتری بر زنان دارند و زنانی را که از نافرمانی می ترسید پند دهید.
در بستر از آنان دوری کنید و در صورت نیاز آنان را بزنید.
حالا این آیه طولانی تر هست ولی من به اقتضای برنامه سعی می کنم موجز دربارشون صحبت کنم و این نکته ایست که توجیه الهی برای ضرب و شتم زنان و تثبیت حاکمیت مردان هست.
یعنی نقطه ابتدایی مردان و برتری نسبت به زنان هست و بعد از اون این فرماندهی مردان هست که به عنوان فرمانده قرار هست بر زنان حکومت بکنند.
همتای چیزی که خدا بر طبقات زیرین خودش بر مومنین اتفاق میاره و یا مردان و زنان در قبال مثلا کودکان خودشون قرار هست این فرماندهی رو داشته باشند و یا نسبت به جانداران دیگر حیوانات داشته باشند و همه چیز برای اونها باشه.
حالا با همین مفروض مداوم این طبقات ساخته شده.
اینجا قرآن به صراحت پیرامون برتری مردان صحبت می کنه بر اینکه زنان باید فرمانبردار باشند، صحبت می کنه و بعد میاد و در سه نقطه مشخص این فرمان بردار نبودن زنان را برایش راه و چاه میدهد.
پند دادن در بستر یعنی باهاشون رابطه جنسی برقرار نکردن و در نهایت هم کتک زدن.
این اون نقطه ایست که شما میتونید این تصویر گری از خشونت خانگی بر زنان رو ببینید.
حالا یک جماعتی میتونن بیان برای ماله کشیدن و برای اون روشنفکر گرایی های دینی صحبت بکنند که بعله منظور از زدن با پرکاهی ست و این زدن اون زدن نیست و و الی آخر داستان ها.
اما طول این تاریخ و زیست امروز ما و این حجم بزرگ و متداول از خشونت خانگی، بیانگر این نگاه آلوده ای ست که کثرت داشته و در بین مردمان جاری و ساری شده.
یک جایی هست که شما مواجه میشوید با این رفتارهای شنیع و رفتارهایی که مثلا کسی در فلان کشور اروپایی میاد و همسر خودش را کتک میزنه به عنوان یک خشونت خانگی.
اما این موضوع این هستش که این تبدیل به ارزش و هنجار و قانون نشده.
این یک رفتار غیر طبیعی است از یک آدمی که داره یک رفتار غیراخلاقی میکنه حتی غیر قانونی میکنه.
ما قانونی داریم در اون کشور برای مواجهه با این رفتار شنیع.
ولی وقتی روبرو میشید با این فرهنگ الهی حالا میبینید که آیه قرآنی در راستای ترویج این نگاه آلوده داره.
حالا این رفتارش یعنی مبدل به قانون شده و اون نقطه ای که ما رو به این حجم از بیدادگری رسونده قانونی شدن این رفتارهای شنیع هست.
چه از کودک همسری، چه از کتک زدن زنان و خشونت خانگی که حالا بی ارزش انگاری و تحقیر زنان.
مثلا قرآن سوره بقره، آیه 110 میگه و دو شاهد از مردان خود گواه گیرید و اگر دو مرد نبودند یک مرد و دو زن تا اگر یکی فراموش کرد دیگری به یادش آورد.
باز این نفی برابری در شهادت و تحقیر عقلانی زنان هست یعنی یک مرد با دو زن مساوی میشه و اون نگاه آلوده ای است که تا این حد می تونه زن رو پست بی انگاره.
در همه زمینه ها هم این پست انگاری ها وجود داره.
نقطه ابتدایی و نقطه ثقل در همون فحوا هایی است که داره این تصویر رو ارائه می کنه که زن اصولا سوژه دوم هست، جنس دست دوم هست، برای لذت مردان هست، برای اسباب و مالی است برای این مردان و خب قاعدتا در حق و حقوق دادن حالا مدنی باشه هم داستان به همین شکل است.
اگر قرار به اون نگاه جزایی و وحشیانه باشه باز در راستای همون تثبیت ضرب و شتم و کتک زدن و حاکمیت مرد و بی ارزش بودن زنان هست.
منطق نهایی متون مقدس یک دیکتاتوری مطلق هست.
یک نظام فکری که بر پایه برتری طلبی به وجود اومده و خداییش در نوک اون هرم و پایین تر از اون مدام در حال شکل گیری طبقاتی هستیم.
زن در این طبقه بندی در مقام پست تری قرار میگیره نسبت به مردان.
اما این نگاه برتری طلبانه خنثی نمیشه.
آروم نمی مونه.
مدام در حال تکرار هست.
می تونه در دل خودش تصاویر دیگه ای رو هم ادامه بده.
اما وقتی حالا نزدیک میشیم به این پست، انگاری در طبقات پیرامون زن مواجه میشیم با ارث و این بی ارزش بودن چند همسری شما در کنار این مواجه هستید با آیات قرآنی پیرامون اینکه شما میتونی چهار زن اختیار بکنید حتی محمدی که میاد و بیشتر از این تعداد رو در اختیار میگیره.
حالا شما با چند همسری روبرو هستید که باز مهر تاییدی است بر بی ارزش انگاری زنان.
زنانی که ابزاری برای لذت مردان هستند و مردانی هستند که میتونن باز برای خود مالکیتی داشته باشن و میتونن چند زن رو هم صاحب و مالک بشن.
این مالی است که در اختیار اون ها هست و هر جوری که دوست داشته باشن و توجیه پذیر براشون باشه میتونن به پیش برن.
ما با یک منطق نهایی از یک دیکتاتوری مطلق روبه رو هستیم که این خدا نماد تمام این ظلمت را در دل خودش دارد و برای اثبات نظریه خودش داره مدام بازتولید میکنه به دنبال فرمان بردن و فرمان بردارانی در برابر خودش هست و ما داریم این تصویر رو میبینیم که مدام بازتولید میشه.
این فرهنگ نه تنها در همون نگاه های اسلامی و یهودیت و نگاه های مذهبی ادیان ابراهیمی که مدام در حال بازتولید بوده و در همین جهان امروزی هم با همین منطق بازتولید میشه.
وقتی شما برتری طلبی رو در زیست جمعی انسان ها در اون نگاه های لاییک هم میبینید باز دارید همین بازتولید همین افکار آلوده رو میبینید.
اما فارغ از این، ما با تراژدی زیست زن در تاریخ رو به رو هستیم.
ما با یک تراژدی دنباله داری روبه رو هستیم که نقش تثبیت کننده ای در دین داشته.
یعنی ما مواجه هستیم که دین چگونه تثبیت کردن خودش رو با قانونی به وجود آورده که این چرخه تاریخی ستم را پایه ریزی کرده و به عرصه ظهور گذاشته.
اصولا زندگی زنان را تباه کرده و از میان برده و زندگی جبر آلودی را برای آنها به وجود آورده که پر از بدبختی ها و مصیبت هاست.
قرآن سوره نساء آیه 17 میگه و ازدواج با زنان شوهردار بر شما حرام شده است مگر آنکه مالک شده باشید.
منظور همان کنیزانی است که به اسارت گرفته اند.
این تاکید بر مالکیت بر برده و کنیز به عنوان زن و نفی حق مالکیت و حاکمیت بر بدن.
تجاوزی که حالا جنبه قانونی به خودش میگیره.
یعنی اون دیگه نقطه ایست که شما رو به اون نقطه دهشتناک میرسونه که حتی تجاوز هم مبدل به قاعده قانونی میشه.
وقتی شما به قرآن و اسلام رجوع میکنی، وقتی مواجه میشید با سن تکلیف.
حالا می بینید که چگونه کودک آزاری و این رفتار پدوفیلی مبدل به قانون شده یک قاعده ای است.
یا وقتی شما مواجه میشید با همین آیه ی سوره نساء 35.
شما مواجه هستید با قانونی شدن ازدواج با کنیزان به مفهوم تجاوز به یک زنی که اصلا با شما همسو نیست به شما میل نداره.
حتی همسر داره.
یعنی این آیه داره در ابتدا میگه که با زنان شوهردار نمی تونید رابطه برقرار کنید مگر آنکه مالک شده اید.
یعنی حتی نفی میکنه ازدواج اون ها رو داشتن همسر اون ها رو و اصولا اون ها مبدل به یک کالا میشن.
یا مثلا در عهد عتیق، در تورات، در سفر تثنیه در باب 10 آیات سیزده تا چهارده احکام مربوط به زنان اسیر جنگی که پس از اسارت و ازدواج اجباری مانند کالا میشن و میتونن آزاد یا فروخته بشن یعنی به صورت صریحی داره این قواعد رو حاکم میکنه که این زنانی که به عنوان اسیر جنگی هستند مالی محسوب میشن از نفوس مومنین.
اینها این مال رو در اختیار دارن، میتونن بفروشن، میتونن آزاد بکنن، میتونن ازش استفاده کنن، میتونن بهش تجاوز بکنن و الی آخر.
این نقطه ایست که تجاوز مبدل به قانون و قاعده میشه و در طول تاریخ هم بارها در حال تکرار شدن هست.
اگر امروز ما با تصویر دهشتناک مثل داعشیان روبرو میشیم که میان میدان هایی رو ترتیب میدن برای فروش زنان، برای فروش کنیزان.
اینها برگرفته از همین نگاه های آلوده هست.
حالا جهان مدرن شده.
جهان تغییر کرده.
اون حجم از سفاهت گذشته ی انسان ها کم تر شده.
مقداری توشون تعدیل به وجود اومده.
دنیا رو گونه ی دیگری دیدند و ما شاهد اون نگاه های آلوده نیستیم.
اما اینها برگرفته از همان نگاهی است که این تصویر رو به ما ارائه داده.
خب این یک چهره ی لخت و عور است از این نهایت زیستن وحشتناک.
اما همه چیز در همین خلاصه نمی شود.
یعنی در کنار اینکه ما با یک تراژدی زیست زن در تاریخ روبه رو بودیم، با این تجاوز قانونی به آن ها، کتک زدن قانونی شان، حقی که پایمال شده و نیمه به حساب آمده و من خیلی از این مصادیق را اشاره نکردم برای اینکه این برنامه کوتاه تر بشود.
اما در قسمت های مختلفی در ویژه برنامه های مختلفی درباره اش صحبت کردم.
اما ما فارغ از این یک رو به رو هستیم با این مصادیق که در صورت فردی در مصداق های فردی هم تصویر میده به ما یعنی زیستی که در پستو مانده.
یعنی ما با زنانی رو به رو هستیم که پر از درد و رنج در این نظام تثبیت شده الهی همواره به عنوان جنس دوم زندگی کردند.
قانون مندانه همه چیز زندگی را از بین رفته دیدند.
دینی که تثبیت کرده و قانون گذاری کرده و این چرخه را به وجود آورده.
ما با دینی روبه رو هستیم که برده داری رو مدام در حال تثبیت کردنش بوده و این چرخه رو و این نابرابری را در قوانین جا داده.
شما وقتی به انجیل مراجعه می کنید می بینید که چگونه آیاتی در راستای ترویج این برده داری وجود دارد.
الان مستقیما این آیه روبروی من نیست.
اما آیاتی از این دست وجود دارد.
در تمام این کتب الهی و یا در احادیث.
مثلا شما اگر به اسلام رجوع کنید احادیث بیشماری وجود دارد در راستای ترویج این نظام برده داری که اصولا بردگان به نوعی بردگی ارباب خود را میکنند، همتای اربابانی که بردگی خداوند را می کنند و این طبقات در حال شکل گیری است و حالا ما میتوانیم یک بار زن را هم اسیر در این نگاه ببینیم.
فارغ از چیزهای بزرگی که می بینیم، در زندگی عادی هم ما مدام روبرو هستیم با زنانی که در پستو زندگی می کنند، پر از درد و رنج از زندگیشون.
اصولا به واسطه اینکه ارزشی برای زیست و حیات اونها قائل نشده این نگاه آلوده.
شما وقتی به حیات زنان در طول تاریخ مثلا در کشورهای اسلامی نگاه کنید این حجم از درخودماندگی زنان.
امروز به شرایط مثلا افغانستان نگاه کنید که چگونه یک زن حتی برای خروج از خانه هم نیاز به اذن ولی داره ولی کی میتونه پدرش باشه؟
میتونه همسرش باشه؟
میتونه برادری حتی کوچک تر از خودش باشه.
شما به ایران نگاه کنید که برای خروج از کشور یه دختر نیاز به اذن پدرش رو داشته باشه برای ازدواج اذن پدرش رو داشته باشه.
داستان به اینجا ختم نمیشه.
این سیل دهشتناک اونقدر ادامه داره اینقدر این مالکیت رسوخ کرده بر زیست و حیات که ما مواجه میشیم با پدر و جد پدری که میتونن اینها رو بکشن میتونن فرزند خودشون رو از بین ببرن تا اتفاقات دهشتناکی که تو ایران به عنوان قتل های ناموسی هم اتفاق می افته و میگم اصولا ورود به مصادیق ظلمت به زنان و اصولا این ظلم های دنباله دار بی انتهاست و ما اگر داریم در باب این مصادیق صحبت میکنیم فقط اشارتی است و بابی است برای تفکر بیشتر.
اگر اسنادی از این ظلمت در باب کتاب های مختلف ادیان ابراهیمی میاریم فقط یک دریچه ایست برای تفکر بیشتر.
برای مطالعه بیشتر.
قرار است این باب باز بشه تا بیشتر رجوع بکنیم.
وارد این کتابها بشیم تا بدونیم به چه چیزی اعتقاد داریم.
یا حتی اگر اعتقاد نداریم در برابر چه چیزی قرار است مبارزه بکنیم.
اصولا با فهم درست این مصادیق از ظلمت است که ما می توانیم به نقطه ای از حقوق خودمان برسیم.
اون تعریف سلبی که پیرامون حق وجود داره یعنی به این مفهوم که شما باید در ابتدا ظلم رو بشناسید تا برسید به اون نقطه ای که حق می پندارید در اینجا صدق می کنه.
ما باید در ابتدا بدونیم که این مظالمی که مدام داره در طول تاریخ اتفاق می افته در کجا ها شکل گرفته، ریشه های ابتداییش در کجا بوده؟
اگر ما مواجه میشیم با این تجاوز قانونی از کجا نشات گرفته؟
کجا اینگونه این نگاه آلوده را بارور کرد؟
اگر با ازدواج با کودکان روبه رو می شویم و کودک همسری یا داشتن چهار همسر و این خیانت قانونی و یا امثال اینها باید بدانیم که نقطه ابتدایی و نقطه ثقل کجا هست؟
این حقوق از کجا نشات گرفته؟
این نگاه آلوده در کجا شکل گرفته و تا کجا به پیش رفته و این بابی است برای مطالعه بیشتر.
کتاب گواه ظلم این آیات را در کنار هم در سه جلد هم تورات، هم انجیل و هم قرآن گرد آوری کرده می توانید به آن مراجعه کنید و یا اینکه به خود این کتب آسمانی برای فهم بهتر و اصولا نباید در همان نقطه ایستاد که باید بیشتر و بیشتر نزدیک شد.
کتاب الله جبار زار هم که باز هم گردآوری توسط من شده، آن هم کتابی است در راستای اسلام که حالا فارغ از چیزی که ما تحت عنوان قرآن می شناسیم، وارد لایه های دیگری همتای تاریخ.
قانون فقه و احادیث میشه تا با شناخت بهتر این مفاهیم بدانیم که اسلام چگونه ریشه دار در پی بازتولید این قوانین دهشتناک هست و چگونه این ظلمت رو نهادینه کرده.
در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.
تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر ادامه پیدا کنه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان در پناه آزادی.