سیب سرخی از گناه در دست انسان
آزمونی در ریا از لطف یزدان

مار و شیطان در پی گمراهی ما
ما همه گمراه و خالق را ببین شاه

آن زن و آن وسوسه شیطان کرا
در عذاب و آتش و سوزد زمین تا

نام یزدان اقتدا او می‌شود شاه
زن بسوزد او نماد شیطان افرا

می‌زند بر جسم سیب سرخ هوا
خون زمین جاری شد آری لطف الله

این زمین سرخ و ببین آن سیب در ما
می‌کشد هم‌خون خود را اذن الله

این زمین در خون خود غرق است و در ما
می‌چکد از جسم سیب سرخ هوا

سیب و سرخ و آن جنون از خالق از ما
بسط داد از قلب شاه بیداری الله

سیب سرخی از گناه در دست انسان
آن گناه و آن جنون خالق شود شاه

از دل سیبی که سرخ است می‌چکد خون
آن خدا سیراب باشد او است مجنون