وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

کتابِ مکتوب و اثرِ اندیشه‌محورِ

کتاب کوزه‌گر؛ واسازیِ هویتِ کاغذی، نقدِ ناسیونالیسمِ جبری و مانیفستِ وطنِ جان | اثر نیما شهسواری

«کوزه‌گر» اثرِ انقلابی و ساختارشکنِ نیما شهسواری در ردِ مرزهایِ اعتباری و بازتعریفِ مفهومِ وطن است. نویسنده در این کتاب، با نقدِ صریحِ شناسنامه‌ها و اوراقِ هویتی به مثابه‌یِ «مستطیل‌هایِ اسارت»، استدلال می‌کند که تعلق به خاک، یک جبرِ تحمیلی است. این اثر فراخوانی است برایِ هجرت از هویت‌هایِ کاغذی به سویِ «اصالتِ بی‌مرزِ جان»؛ جایی که وطن نه در جغرافیا، بلکه در آغوشِ امنِ هر جاندارِ دردمندی بنا می‌شود.

این کتاب، تجلیِ دیگری از باور به جان و برابری است که توسط نیما شهسواری نگاشته شده و به صورتِ رایگان جهتِ واکاوی در دسترسِ پویندگانِ راهِ آزادی قرار گرفته است.

پدیدآور نیما شهسواری
تاریخ نگارش خلق‌شده در سالِ 1404
حق انتشار دسترسی رایگان برای عموم
کتاب کوزه‌گر؛ واسازیِ هویتِ کاغذی، نقدِ ناسیونالیسمِ جبری و مانیفستِ وطنِ جان | اثر نیما شهسواری
بُریده‌ای از جانِ کتاب

«من خویشتن را در خاک فروبرده و به اندرون آن به دنبال تمام هیولاها خواهم گشت؛ من تو را خواهم جست ای مرگ»

حقِ انتشار و امانت‌داری
کدِ اختصاصیِ اثر: 9798231093366

این اثر بخشی از میراثِ عمومیِ جان‌گرایی است. به موجبِ باور به برابری در آگاهی، دسترسی به این محتوا جهت دانلود و تکثیر رایگان و آزاد است. بازنشرِ آن با حفظِ اصالتِ کلمات و بدونِ تغییر در جانِ کلام، یک کنشِ اخلاقی در مسیرِ بیداری است.

گام ۳۴ 76٪

بازتعریفِ هویت و مفهومِ وطن؛ از مرزهایِ جغرافیایی تا قلمروِ جان

کتاب فعلی: کتاب کوزه‌گر

راهنمای بارگیری، مطالعه و اشتراک‌گذاری آثار

دسترسی به نسخه الکترونیکی

در این بخش، امکان دانلود نسخه الکترونیکی آثار به صورت فایل PDF با لینک‌های مستقیم فراهم شده است. لینک‌های ارائه‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما بتوانید به‌سرعت به محتوای موردنظر دسترسی پیدا کنید.

مطالعه آنلاین اختصاصی

اگر به دانلود فایل نیازی ندارید، می‌توانید از امکان مطالعه آنلاین بهره‌مند شوید. این ویژگی به شما اجازه می‌دهد نسخه کامل کتاب‌ها را مستقیماً در مرورگر خود بخوانید و در فضای وب به محتوا دسترسی داشته باشید.

گزارش خرابی و پشتیبانی

برای تضمین بهترین تجربه، در صورت وجود مشکل در لینک‌های دانلود یا مطالعه آنلاین، لطفاً از فرم گزارش خرابی استفاده کنید. تیم ما در سریع‌ترین زمان ممکن نسبت به رفع مشکلات اقدام خواهد کرد.

حمایت و اشتراک‌گذاری

حمایت از این آثار با اشتراک‌گذاری آن‌ها ممکن است. اشتراک‌گذاری محتوا، راهی ارزشمند برای معرفی و گسترش فلسفه‌های ارائه‌شده است. دکمه‌های اشتراک‌گذاری در پایین همین صفحه قرار دارند.

نیما شهسواری
شناخت‌نامه

نیما شهسواری

نیما شهسواری؛ از پانزده‌سالگی نوشتن را راهی برای پرسش از ساختارهای قدرت و واکاوی مفاهیمِ آزادی یافت. آثار او، از شعر تا مقالات تحلیلی، بر بنیانِ «جان‌گرایی» و برابری تمامی موجودات استوار است. او با باور به لزومِ دسترسی همگانی به آگاهی، نوشته‌های خود را به دور از چرخه‌های تجاری و به صورت آزاد منتشر می‌کند. شهسواری با جایگزینی نشر دیجیتال به جای کاغذ، تلاش دارد تا کلماتش بدون آسیب به طبیعت، تنها تپشی برای بازخوانیِ معنایِ حیات باشند.

ژانر و موضوع اثر
فلسفه سیاسی و نقدِ ساختارِ هویت | تبارشناسیِ مرزها، نقدِ ناسیونالیسم و مانیفستِ جان‌گرایی
هویت کالبدی اثر
نام اثر کوزه‌گر
نویسنده نیما شهسواری
سال انتشار 1399
آخرین ویرایش 20 اردیبهشت 1405
تعداد صفحات 256
فرمت PDF | EPUB
شابک دیجیتال 9798231093366

دانلود رایگان کتاب، بارگیری مستقیم و مطالعه نسخه دیجیتال اثر

ریشه‌هایِ این رزم

به نام آزادی یگانه منجی جانداران

بر خود وظیفه می‌دانم تا در سرآغاز این کتاب چنین نگاشته‌ای به چشم بخورد. نیما شهسواری، دست به نگاشتن زد تا قشری را به آزادگی دعوت کند. بر خود، ننگ دانستم تا به‌واسطه رزمم تجارتی برپا دارم و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازم.

«هدف و آرمان من از کسی پوشیده نیست؛ به پا خاستم تا برابر ظلم‌های بی‌کران خداوند، انسان و هر قدرتی که غایت را با ستم تلاقی داده است، فریاد برآورم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است: احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها.»

با مدد از فناوری امروزی، می‌توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر برای نشر از کاغذ استفاده نکرد. من هیچ‌گاه نگاشته‌هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم. اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی می‌دانید، به قتل طبیعت دست نخواهید زد.

به اشتراک‌گذاری لینک دانلود مستقیم این کتاب در شبکه‌های اجتماعی:

کوزه‌گر؛ وقتی شناسنامه‌ها کفنِ آزادی می‌شوند؛ کالبدشکافیِ گذار از «انسانِ مرزنشین» به «جانِ جهانی»

در این مقاله‌یِ تحلیلی، پارادایمِ نوینِ کتاب «کوزه‌گر» را واکاوی می‌کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه نیما شهسواری با نقدِ «آناتومیِ هویتِ کاغذی»، لزومِ شکستنِ مرزهایِ جغرافیایی را تبیین کرده و راهِ رهایی را در ساختنِ وطنی از جنسِ مهر در دلِ جنگل‌هایِ افرا می‌جوید.

تحلیل و نقد عمیق اثر

واسازیِ مستطیل‌هایِ اعتبار؛ شناسنامه به مثابه‌یِ ابزارِ برده‌داری

نیما شهسواری در کتاب «کوزه‌گر»، رادیکال‌ترین ایده‌یِ خود پیرامونِ هویتِ انسانی را مطرح می‌کند: «مستطیل‌هایِ کاغذی» یا همان شناسنامه‌ها و پاسپورت‌ها، حقیقتِ فرد را در خود ندارند، بلکه تنها ابزاری برایِ طبقه‌بندی و اذنِ زیستن در خاک‌هایِ عاریتی هستند. او استدلال می‌کند که تمدن با تکیه بر این اوراق، انسان را به بند کشیده و ارزشِ «جان» را به اعتباری که قدرت به این کاغذها می‌بخشد، تقلیل داده است. در نگاهِ شهسواری، رهایی زمانی آغاز می‌شود که فرد بفهمد هویتِ واقعیِ او فرایِ این مرزهایِ قراردادی و نام‌هایِ تحمیلی است.

نقدِ ناسیونالیسمِ جبری؛ وطن نه خاک است و نه خون

یکی از مفاهیمِ کلیدیِ این اثر، نقدِ «هم‌وطنِ جبری» است؛ انسانی که تنها به واسطه‌یِ تصادفِ تولد در یک مرز، خود را برتر از دیگران می‌بیند. شهسواری با واسازیِ تقدسِ مرزها، نشان می‌دهد که ناسیونالیسمِ خاکی تنها ابزاری برایِ تفرقه و استمرارِ سلطه است. او مفهومِ نوینی از «وطن» را ارائه می‌دهد که در آن جغرافیا حذف شده و جایِ خود را به پیوندهایِ عمیقِ باوری و اخلاقی می‌دهد. در این پارادایم، هم‌وطن کسی است که در «قانونِ رهایی» (نفیِ آزار) با تو شریک باشد، نه کسی که تصادفاً در همان تکه خاک به دنیا آمده است.

سیمبا و نوش‌دارو؛ تقابلِ جانِ معصوم با بازارِ سیاه زندگی

شهسواری با معرفیِ شخصیتِ «سیمبا»، نمادی از جانِ دردمند و بی‌پناه را تصویر می‌کند که برایِ نجاتش باید تمامِ «اوراقِ بهادار» و جوانی را فروخت. این استعاره، نشان‌دهنده‌یِ بهایی است که یک «جانِ آگاه» در دنیایِ مرزها برایِ حفظِ اصالتِ خود می‌پردازد. در سویِ دیگر، آرکتایپِ «مردِ پشمالو» نشان‌دهنده‌یِ استبدادی است که حتی در غربت نیز با داسِ تعصب در انتظارِ بریدنِ گردنِ پناهجویان است. این تضاد، بن‌بستِ تمدنی را نشان می‌دهد که در آن کاغذ بر جان پیروز شده است.

جان‌گرایی و اخلاقِ رهایی؛ چرا کوزه‌گر کاغذی نیست؟

نیما شهسواری بر اساسِ فلسفه‌یِ اصیلِ «جان‌گرایی»، نشرِ این کتاب در سال ۱۴۰۴ را به یک بیانیه‌یِ عملی علیه هویت‌هایِ کاغذی تبدیل کرده است. او با صراحت، چاپِ کاغذی را «سلاخیِ پدر و مادرِ راستینِ بشر» (طبیعت) می‌نامد. از آنجا که محتوایِ کتاب بر پایه نقدِ اعتبارهایِ کاغذی بنا شده، نویسنده آگاهانه از توزیعِ فیزیکی امتناع کرده تا «قانونِ رهایی» را حتی در فرآیندِ نشر رعایت کند. انتشارِ دیجیتال، رایگان و متن‌بازِ «کوزه‌گر»، تجسمِ عینیِ باوری است که وطن را در سبزیِ درختانِ افرا می‌جوید، نه در پاکت‌هایِ کاغذی.

نتیجه‌گیری؛ بازگشت به وطنِ جان و شکستنِ تمامِ خط‌کش‌ها

کتاب کوزه‌گر به ما می‌آموزد که تا زمانی که به «مستطیل‌هایِ کاغذی» اعتبار می‌دهیم، در اسارتِ مرزها باقی خواهیم ماند. نیما شهسواری با این اثر، ما را به هجرتی بزرگ فرامی‌خواند: خروج از کالبدِ «انسانِ ملیت‌دار» و ورود به ساحتِ «جانِ آزاد». رهاییِ واقعی زمانی محقق می‌شود که وطن نه بر رویِ زمین، بلکه در آغوش گرفتنِ هر جاندارِ دردمندی تعریف شود. این کتاب، مانیفستی است برایِ نسلی که می‌خواهد از کفنِ مشکیِ تعصب گریخته و در وطنی به وسعتِ تمامِ جان‌ها نفس بکشد.

تحلیل بصری
جستار شناختی

واکاویِ لایه‌هایِ پنهان

کتاب «کوزه‌گر» اثر نیما شهسواری (انتشار ۱۴۰۴)، واکاویِ عمیقِ هویت‌هایِ برساخته و تبیینِ گذر از جبرِ جغرافیایی است. نویسنده با نقدِ ساختاریِ شناسنامه و ناسیونالیسمِ خاکی، مفهومِ «وطن» را از تملکِ جغرافیا خارج کرده و آن را در ساحتِ «مهر» و «برابریِ جان‌ها» بازتعریف می‌کند. کوزه‌گر با ترسیمِ سفرِ «آقایِ هیچ» به سویِ جنگل‌هایِ افرا، راهِ رهایی را در شکستنِ مرزهایِ کاغذی و بازگشت به حرمتِ حیات می‌جوید. این اثر به صورتِ رایگان و دیجیتال، با وفاداری به اصولِ جان‌گرایی و برایِ جلوگیری از تخریبِ طبیعت منتشر شده است.

گشودنِ گره‌ها

پرسش‌هایِ متداول

چرا در کتاب کوزه‌گر، شناسنامه به عنوان یک «مستطیلِ اسارت» معرفی شده است؟

زیرا نویسنده معتقد است اوراقِ هویتی تنها ابزارهایِ قراردادیِ قدرت برایِ طبقه‌بندی، کنترل و سلبِ آزادیِ طبیعیِ جانداران هستند و حقیقتِ وجودیِ هیچ جانی در کاغذ خلاصه نمی‌شود.

مفهوم «وطنِ جان» در اندیشه‌ی نیما شهسواری چه تفاوتی با وطنِ جغرافیایی دارد؟

وطنِ جغرافیایی بر اساسِ جبرِ تولد و مرزهایِ سیاسی تعریف می‌شود، اما «وطنِ جان» قلمرویی بی‌مرز بر پایه‌یِ مهر، آزار نرساندن و پیوندِ آگاهانه با تمامِ جانداران است.

آرکتایپ «سیمبا» در این کتاب به چه موضوعی اشاره دارد؟

سیمبا نمادِ جانِ معصوم و دردمندی است که نجاتِ او نیازمندِ گذشتن از تمامِ تعلقاتِ مادی و اعتباراتِ هویتی (اوراقِ بهادار) است؛ او ترازویِ سنجشِ اخلاقِ فرد در برابرِ رنجِ دیگری است.

نقدِ نویسنده به «ناسیونالیسمِ خاکی» بر چه اساسی است؟

شهسواری ناسیونالیسم را نوعی برتری‌طلبیِ کاذب می‌داند که از تصادفِ جغرافیایی تغذیه می‌کند و باعث می‌شود انسان‌ها «اجنبی» را نادیده گرفته و تنها به هم‌خون‌هایِ خود اهمیت بدهند.

دلیلِ اصلیِ امتناعِ نیما شهسواری از چاپِ کاغذیِ کتاب کوزه‌گر چیست؟

بر اساسِ فلسفه‌یِ جان‌گرایی، او قطعِ درختان را «غارتِ تنِ طبیعت» می‌داند و معتقد است پیامی که به دنبالِ بازگشت به اصالتِ طبیعت و جان است، نباید خود عاملِ تخریبِ محیط‌زیست باشد.

بخشی از متن کتاب کوزه‌گر

نمی‌دانم، اما او می‌دانست و آنگاه‌که خاک را به دست گرفت من برق نگاه و درخشش وجودش را در یکتایی خاک دیدم و آنگاه برایم آیتی از این یکتایی خوانده شد و حال او است که تکه پارچه‌ای ر ا از میان کیسه‌ی خود بیرون کرده است، تکه پارچه‌ای که رنگی منحصربه‌فرد دارد، به چند بخش رنگی تقسیم‌شده و در میان قلب پارچه نمادی را با طلا کوفته‌اند، شاید بی نماد و شاید دورنگ است، نمی‌دانم خودتان حق دهید از این بلندای زمان و در میان این فراخ‌بال آسمان چگونه من خاکی این پارچه را تشخیص دهم. تنها همین‌که تکه‌ای پارچه است مرا کفایت می‌کند و شمایان بدانید که او پارچه‌ای درخور با خود داشت و آنگاه‌که خیال آسوده را در نبود جستجوگران دید و به ندایی دانست امیران و خالقان در پی کنکاش خاک تازه‌ای هستند، مراسم را آغاز کرد.

او خویشتن را تا کمر خمیده بر خاک و باسنش را مماس با آسمان کرد و با ولع شروع به بلعیدن کرد،

آری او خاک می‌خورد، او آن خاک در کیسه را که حال بر زمین بیابان بود می‌بلعید، مابین خوردن نگاهی به این‌سو و آن‌سو می‌انداخت تا مبادا کسی او را جسته باشد و آنگاه دوباره سر را به اندرون خاک می‌برد و دهان را پر می‌کرد

او آرام نداشت و مدام با ولع می‌خورد، گویی برایش تنها شرط بقا بلعیدن بود و بلعید، همه را به خویشتن بلعید، به هر بار فروبردن سر در میان اندرون خاک در بیابان آنچه از کیسه بود را می‌خورد، در میانش من بسیار دیدم و او تنها خورد، من درحالی‌که روی لبه‌ی پشت‌بام می‌دویدم و در میان مرگ زیستن را می‌جستم او را دیدم، او که آنچه در اندرون خاک بود را می‌بلعید، ازآنچه گیاهان در خاک بود، ریشه‌ها برگ‌ها ساقه‌ها هرچند کم‌توان اما بود و او همه را می‌بلعید و به نهای آنچه می‌خورد آنچه از کرم تا دیگر حشرات بود را بلعید، هر چه در خاک بود را تمنا کرد و بازهم خاک بود

ندایی به شادی در میان تمام‌اندامش جریان داشت او را فراخواند تا به هر چه در بیابان است بخورد و خاک را به خود کند و او خورد و به‌پیش رفت، هر چه در برابر بود را می‌خورد و پیش می‌رفت، برایش انتهایی نبود، همه‌جا خاک بود و او می‌بلعید، او هر آنچه در برابر بود را به اندرون خویش برد و آنچه از زیستن در میانش بود را بلعید،

من بزرگ شدن شکمش را به چشم می‌دیدم، او با هر بار سر فروبردن و شروع آنچه از مراسم عیشش بود شکمش بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد، آری او حامل باری تازه به دنیا بود، باری که او حمالش بود، همه بار را در اندرون کرد و پیش رفت،

حالا من چندساعتی است که خوردن خاک را دیدم و پیراهن تنگ‌شده از انباشت خاک در میان شکم او را به چشمم دیده‌ام، حال پیراهنش پاره شده شکمش بیرون زده بادکرده و در حال ترکیدن است، تمام رگ‌های شکمش را می‌بینم و در میان همین دیدن بود که من جملگی از خالقان تا سربازان را دیدم که به کنکاش بسیار او را جستند به دیدنش هجوم برجانش بردند،

تا او سراسیمه آمدنشان را دید، دید و به خویشتن لرزید حال پارچه را در دست گرفته است، پرچم را به گلویش فشار و بر آن تنید، او تنید و سربازان دویدند و من جان کندنش را به چشم دیدم، من در میان نگاه نگران او در میان دویدن و تنیدن‌ها جان در میان چشمانش را دیدم که هراسان از بدنش خویشتن را به دوری می‌جست، او با سر از میان چشمش بیرون آمد و درحالی‌که خود را آویزان در میان هوا و زمین می‌دید با پا چشمانش را جر داد و بیرون پرید و حال در میان آسمان به نزدیک من نشسته است و ما می‌بینیم ما هر دو جمیع آنان را می‌بینیم،

می‌بینیم که یکی از خالقان یا امیران امر داد و سربازی اطاعت پیشه کرد، پارچه را با احترام از گردن او باز کردند و جملگی ادای احترام دادند آنگاه سرباز پارچه را بوسید و به نها از امر بر خویش فرسود

خاک در میان او خاکی قدسی است و او را ترکاندند، همه‌ی خاک از درونش بیرون ریخت و به امر امیری گردنکش و با غرور سرباز تا کمر خمیده رو به آسمان شروع به بلعیدن کرد، ساعتی نخورد که ناگاه ترکید، من جمیع سربازان و امیران را در دل این بیابان می‌بینم، من همه‌ی آنان را می‌بینم که چگونه در طول سالیانی بس دراز در حال امر و طاعت‌اند، باری امیر دستور داد و سرباز اجابت کرد، باری خالق امر داد و مؤمن اطلاعت کرد و مدام می‌خورند و می‌ترکند و من مدام آنان را می‌بینم و در حال بازی بر لبه‌ی پشت‌بام آنجا که عهد کردم با یک‌پا بر روی آن بدوم و بجهم افتادم

نفس در سینه‌ام حبس بود، هوا به اندرونم کشیده و قلبم در حال سقوط بود، احساس می‌کردم  قلبم از میان سینه در حال افتادن به اندرون پای من است در میان همین احساس صورتم کوفته شد، خراشیده شد، نمی‌دانم چه شد اما چشمانم باز بود همه‌جا را ظلمات فراگرفته بود، تنها سیاهی بود، همه‌جا را سیاهی در خود فراگرفته و هیچ از نور در میانه نبود و من احساس آشنایی همه‌‌ی جانم را فراگرفته بود، من اینجا را می‌شناسم

آری می‌شناسم، اینجا لانه‌ی من است،

اینجا خاک پاک من است

اینجا وطن من است

من در همین اتاق به دنیا آمدم؟

نمی‌دانم، نه در حقیقت من اینجا به دنیا نیامدم، شاید هم آمده‌ام کسی چه می‌داند، شاید مادرم در هنگام زایمان رفته بود به اتاقی دیگر، شاید او را پدر به دوش گرفته و به اتاق زن قابله برده بود، شاید ما از آن خانواده‌های مدرن بودیم که در میان تخت بیمارستان بچه می‌زاییدند،

به نظرت اگر من آنجا به دنیا می‌آمدم، یعنی در اتاق بیمارستان، وطنم آنجا بود؟

نمی‌دانم اما حال وطنم همین اتاقک 25 متری است، اینجا همه‌ی وطن من است، تمام سهم من از زیستن و حیات، تمام دارایی من از جهان هستی

نه اینجا سهم من نیست، در حقیقت اینجا خانه‌ی اجاره‌ای من است، در مکانی دور از شهر من حاشیه‌نشین هستم، در اطراف یکی از کلان‌شهرهای در میان وطنم، شاید اینجا باید پایتخت می‌شد، یعنی اتاق من نه، این شهر بزرگ که من در حاشیه آن هستم، کسی چه می‌داند، شاید روزی شد، شاید روزی که یکی از امیران مست کرد و در آغوش زنش بود، زنش به خاطر علاقه به شهر ما آمد و در گوش او با صدایی شهوت‌آلود گفت این شهر را پایتخت کن تا امشب بتوانی به من در آیی و پیرمرد مست لایعقل همان‌جا این‌گونه قول داد و شهر ما تبدیل به‌پایتخت این کشور باستانی شد،

اصلاً شاید این کشور باستانی نیست، کسی چه می‌داند، شاید این کشور کشوری نوپا و درنهایت 20 سال عمر مفید دارد، بیست سال پیش‌بر اثر معاهده‌ای که میزان ثروت به کشور ثالثی داد از کشور خامس خود جدا شد، من نمی‌دانم، رها کنید چرا این‌قدر مدام عادت دارید کنجکاوی کنید، اینجا هم یک قبرستان است همتای تمام قبرستان‌های باشکوه جهان

و اما من کیستم،

نام من در حقیقت هیچ است،

درواقع خودم دوست دارم من را بانام شکیل هیچ خطاب کنند اما امان از مردم باخرد زمانه‌ی ما که هر بار هر کس هر جا نامی بر من نهاده است

دوستان صمیمی مرا آقای هیچ صدا می‌کنند،

برخی از آشنایان آقای باایمان هیچ

و مثلاً باری مرا مرد شهر خشک می‌نامند، در حقیقت من دارای اسامی بسیار و بی‌انتهایی هستم که بیشتر از همه منتسب به روزگار تولد من است

شاید باید مرا پسر بیمارستانی بنامند یا مهر

نام بیمارستانی که من در آن به دنیا آمدم مهر بود

این نام خوبی است بالاخره بازمی‌گردد به اصالت من و این بسیار مهم است

اما باشکوه آنجا است که مرا بگویند ابو مهر

بازتابِ آگاهی
این کتاب، تجربه‌ای مشترک میانِ نویسنده و خواننده است. اگر این نوشتار تپشی در اندیشه‌تان ایجاد کرده، با امتیازِ خود، بر این تجربه‌یِ جمعی صحه بگذارید.
نظر تو پیرامون این اثر:
میانگینِ تأمل‌ها: 3.8 از ۵
تعداد بازخوردها: 61

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

پورتالِ آثار صوتی و پادکست‌ها

روایت‌های شنیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی؛ همگی در یک نگاه.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود پنجم از پادکست به نام جان، تحت عنوان ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم، نیما شهسواری به واکاوی عمیق و تعریف بنیادین ظلم در بستر ادیان ابراهیمی می‌پردازد. این گفتار، فرایندی است برای شکستن سکوت در برابر رنج‌های تحمیل شده بر جانِ موجودات و نقد ساختارهای قدرت که هستی را به مثابه ابزار سلطه بازتولید می‌کنند.

نیما شهسواری در این جستارِ فلسفی، با به چالش کشیدن پارادوکسِ قدرت و سکوت، پیوند میان هستی‌شناسی ظلم و توجیهات کلامی رنج را بررسی می‌کند. اگر به دنبال درک عمیق‌تر از جایگاه جان‌گرایی و آزادی در جهانی مملو از مظالم سیستماتیک هستید، همراه این اپیزود از پادکست به نام جان باشید تا زنجیرهای باوری که رنج را تقدیس می‌کنند، از هم بگسلیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود پنجم : تعریف بنیادین ظلم
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش ششم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ جهان آرمان‌ها می‌برد؛ جایی که خردِ جمعی جایگزینِ ارثِ جبری گشته و مرزبندی‌ها نه بر مدار خون، که بر ستون‌های اختیار استوار می‌شوند. این روایت، بازنماییِ بلوغِ تاریخی بشر در گذار از سایه‌ی شمشیرِ فاتحان به سوی میهنِ آرمانی است.

نیما شهسواری در این بخش به واکاوی دیالکتیک امنیت و آزادی، حق انتخابِ آگاهانه‌ی نسل‌ها و نبودِ مالکیت بر جان می‌پردازد. اگر به دنبال درکِ فرآیندِ پویا و مستمرِ رهایی در جهانی هستید که در آن آزادی، قانونِ یکتایِ زیستن است، شنیدنِ این بخش از کتاب صوتی رویا را از دست ندهید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر

دیگر تجلی‌های قلم

واکاوی آثاری که بر بنیانِ برابری و حرمتِ جان استوارند.

کتاب جهان آرمانی

کتاب سلاح صلاح صلح

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.