وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

تعداد: 8 قسمت
به‌روزرسانی: 12 بهمن 1404

دانلود کتاب صوتی سلاح صلاح صلح اثر نیما شهسواری | نقد صنعت جنگ و استثمار نوین

نسخه‌ی شنیداری و زنده از مکتوبات و رمان‌های جان‌گرا

خوانشِ وفادارانه آثار مکتوب با هدفِ آزادیِ دسترسی به اندیشه

شنیدنِ «سلاح صلاح صلح»، مواجهه با حقیقتی است که در پسِ شعارهایِ بشردوستانه‌یِ کارخانه‌هایِ اسلحه سازی پنهان شده است. در این نسخه صوتی، نیما شهسواری ما را به عمقِ «مردابِ تکرار» می‌برد؛ جایی که کارگران برایِ دریافتِ حقوقِ خود، ناگزیر به دعا برایِ آغازِ جنگ هستند. روایتِ شنیداریِ این کتاب، تضادِ عمیقِ میانِ «وظیفه‌یِ سازمانی» و «بیداریِ اخلاقی» را واکاوی می‌کند و می‌پرسد: آیا مأمور و معذور بودن، مجوزی برایِ ساختنِ گلوله‌ای است که سینه‌یِ جانی دیگر را می‌درد؟ این اثر با نقدِ «صلحِ مسلح» و واسازیِ مفاهیمی چون «خونِ پاک و ناپاک»، راهِ رهایی را در بازپس‌گیریِ اختیارِ انسانی می‌جوید. ما با انتشارِ رایگان و دیجیتالِ این کتابِ صوتی، بر میثاقِ خود با طبیعت پایبند مانده‌ایم تا ارتعاشِ این آگاهی، بدونِ غارتِ تنِ درختان، به گوشِ هر کسی برسد که نمی‌خواهد مهره‌ای در ماشینِ نابودیِ هم‌نوعانش باشد.

دانلود کتاب صوتی سلاح صلاح صلح اثر نیما شهسواری | نقد صنعت جنگ و استثمار نوین
کتاب صوتی
بازتولید شنیداری آثار مکتوب با هدفِ رهاییِ اندیشه از بندِ کاغذ.

«سلاح، صلاح، صلح»؛ واکاویِ پارادوکسِ جنگ‌افزار در قامتِ امنیت

کتابِ صوتیِ «سلاح، صلاح، صلح»، پرده از یک تراژدیِ مدرن برمی‌دارد: صلحی که بقایِ خود را در انبار کردنِ ابزارهایِ مرگ می‌بیند. در این اثر، نویسنده نشان می‌دهد که چگونه آرمانِ صلح از یک ارزشِ اخلاقی به یک کالایِ استراتژیک در بازارِ اقتصادِ سیاسی بدل شده است.

بنیان‌هایِ تراژدیِ مدرن:

  • صنعتِ دشمن‌سازی: مکانیسمِ قدرت برایِ تداومِ ترسِ عمومی و توجیهِ تولیدِ مستمرِ تسلیحات.
  • گره‌خوردگیِ معیشت با نابودی: تحلیلِ این حقیقتِ تلخ که چگونه بقایِ اقتصادیِ طبقاتِ فرودست به چرخ‌دنده‌هایِ کارخانه‌هایی گره خورده است که محصولشان، فنایِ جانی دیگر در دوردست‌هاست.

تخدیرِ دیجیتال؛ ابزارهایِ مهارِ ذهنی در عصرِ نمایش

بخشِ مؤثری از این تحلیلِ صوتی به واکاویِ «جعبه‌یِ جادو» و «سطوحِ نورانی» اختصاص دارد. نویسنده مأموریتِ این ابزارهایِ دیجیتال را سلبِ قدرتِ تفکر از انسان می‌داند تا در میانِ هیاهویِ رسانه‌ای، واقعیتِ خشنِ بهره‌کشی پنهان بماند.

نقدِ خیریه‌هایِ نمایشی: نویسنده این ساختار را با «تکدی‌گریِ سازمان‌یافته» مقایسه می‌کند؛ جایی که مطالباتِ اصیلِ انسانی با خریدهایِ کاذب و نمایشِ اخلاق‌گراییِ صوری جایگزین شده‌اند تا ساختارِ وراثتیِ قدرت، دست‌نخورده باقی بماند.

فرمانِ امتناع؛ گذار از توهمِ سازمانی به مسئولیتِ اخلاقی

نقطه‌یِ عطفِ این اثر، کنشی نمادین است: تغییرِ تابلویِ یک کارخانه‌یِ تسلیحاتی. راهِ رهایی، در «امتناع» نهفته است؛ امتناع از انجامِ فرامینی که آزارِ دیگران را به همراه دارد.

این روایت به مخاطب می‌آموزد که صلحِ پایدار نه در گلوله‌ها، بلکه در تقسیطِ عادلانه‌یِ قدرت و تکریمِ «جان» ریشه دارد. «سلاح، صلاح، صلح» دعوتی است به خروج از پیله‌یِ کوریِ سازمانی و ایستادن در ساحتِ مسئولیتِ فردی.

تعهدِ سبز؛ وقتی «نشر» خود بخشی از اخلاقِ رهایی است

عرضه‌یِ این اثر به صورتِ صرفاً دیجیتال و متن‌باز، بیانیه‌ای علیه سیستم‌هایِ تخریب‌گر است. نویسنده چاپِ کاغذی را که متکی بر «غارتِ تنِ درختان» است، با محتوایِ کتاب که نقدِ خشونت و استثمار است، در تضاد می‌داند.

این کتابِ صوتی، با وفاداری به «قانونِ رهایی» عرضه شده تا آگاهی‌بخشی، کوچکترین هزینه‌ای برایِ محیطِ زیست و جان‌هایِ سبزِ زمین نداشته باشد. این هماهنگیِ میانِ کلام و نحوه‌یِ انتشار، گواهی است بر اصالتِ پیامی که می‌کوشد آزادی را فراتر از کاغذ، در بطنِ حیات جاری کند.

مجموعه شنیداری: کتاب صوتی سلاح صلاح صلح
در حالِ گوش سپردن:

انتخابِ یک روایت از «کتاب صوتی سلاح صلاح صلح»

کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش هشتم پایانی – اثر نیما شهسواری 25 آذر 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش هفتم – اثر نیما شهسواری 18 آذر 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش ششم – اثر نیما شهسواری 11 آذر 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش پنجم – اثر نیما شهسواری 13 آبان 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش چهارم – اثر نیما شهسواری 6 آبان 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش سوم – اثر نیما شهسواری 29 مهر 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش دوم – اثر نیما شهسواری 22 مهر 1402
واکاوی
کتاب صوتی سلاح صلاح صلح – بخش اول – اثر نیما شهسواری 15 مهر 1402
واکاوی

دسترسیِ کامل به تمامیِ فصولِ کتاب صوتیِ سلاح صلاح صلح

تمامیِ آثارِ صوتی در این بخش به صورت رایگان، با لینک مستقیم و بدونِ سانسور جهت شنیدن و دانلود در دسترسِ جان‌هایِ آزاد قرار گرفته است.

دریچه‌یِ پیشِ رو، امکانِ تعاملِ بی‌واسطه با جهانِ آثار را فراهم آورده است. با مکث (Hover) بر رویِ هر قاب، نوارِ ابزارِ هوشمند فعال گشته و امکانِ شنیدن در اسپاتیفای، تماشایِ ویدیو در یوتیوب یا دریافتِ مستقیم را بدونِ گسست از آرشیو میسر می‌کند. همچنین، برایِ لمسِ جزئیاتِ عمیق‌تر، خوانشِ متنِ کامل و شناسنامه‌یِ هر اثر، می‌توانید به صفحه‌یِ اختصاصیِ آن قدم بگذارید.

کالبدشکافیِ مفهومی و تحلیلِ ژرفِ «کتاب صوتی سلاح صلاح صلح»

جستاری در لایه‌هایِ پنهان، ساختارِ قدرت و تجلیِ باور به جان در این اثر

تجاری‌سازیِ مرگ؛ وقتی صلح محصولِ کارخانه‌یِ اسلحه‌سازی است

نسخه‌یِ صوتیِ کتابِ سلاح صلاح صلح، پرده از یک تراژدیِ مدرن برمی‌دارد: صلحی که برایِ پایداری، نیاز به انبار کردنِ اسلحه دارد. در این اثر، نویسنده تبیین می‌کند که چگونه مفهومِ صلح از یک آرمانِ اخلاقی به یک کالایِ اقتصادی تبدیل شده است. شنونده در این روایت با طبقه حاکمی آشنا می‌شود که از طریقِ «دشمن‌سازی» و ایجادِ ترسِ مداوم، توده‌ها را متقاعد می‌کند که صلاحِ آن‌ها در تولیدِ سلاح‌هایِ ویرانگر است. این کتاب صوتی نشان می‌دهد که چگونه معیشتِ کارگرِ گرسنه به کارکردِ چرخ‌دنده‌هایِ کارخانه‌ای گره خورده که محصولش، نابودیِ جانی دیگر در دوردست‌هاست.

آناتومیِ تخدیر؛ از جعبه‌یِ جادو تا سطوحِ نورانی

بخشِ مهمی از این تحلیلِ صوتی به ابزارهایِ مهارِ ذهنی می‌پردازد. «جعبه‌یِ جادو» (رسانه) در این اثر، مأموریت دارد تا با نمایشِ سبکِ زندگیِ اشرافی و تکرارِ روایت‌هایِ دروغین، قدرتِ تفکر را از محکومان سلب کند. در نسخه صوتی سلاح صلاح صلح، مخاطب با کارگرانی روبرو می‌شود که در پناهِ «سطوحِ نورانیِ» گوشی‌هایِ خود، از واقعیتِ خشنِ محیطِ کار می‌گریزند. این تخدیرِ دیجیتال، به همراهِ «تکدی‌گریِ سازمان‌یافته» (خیریه‌های نمایشی)، باعث می‌شود تا مطالباتِ واقعیِ انسانی به خریدنِ نیازهایِ کاذب تقلیل یابد و ساختارِ وراثتیِ قدرت (خونِ پاک) بدونِ لرزش به حیاتِ خود ادامه دهد.

عصیانِ کلامی؛ بازنویسیِ سردرِ تمدن

فرجامِ کتابِ صوتیِ سلاح صلاح صلح، یک بیداریِ فردی است که به یک کنشِ نمادین ختم می‌شود. تغییرِ تابلویِ کارخانه به «سلاح صلاح جنگ»، پایانِ توهمی است که استبدادِ مدرن برایِ دهه‌ها فروخته است. نویسنده در این فصول، راهِ رهایی را در «امتناع» می‌بیند؛ امتناع از انجامِ وظایفی که آزارِ دیگران را به همراه دارد. این روایت به ما می‌آموزد که صلحِ واقعی نه با انبار کردنِ گلوله، بلکه با تقسیطِ عادلانه‌یِ قدرت و ثروت و احترام به «جانِ» تمامِ موجودات محقق می‌شود. سلاح صلاح صلح، دعوتی است به خروج از پیله‌یِ کوریِ سازمانی و ایستادن در ساحتِ مسئولیتِ اخلاقی.

نشرِ سبز و قانونِ رهایی؛ تعهد به جانِ طبیعت

تولیدِ نسخه صوتیِ سلاح صلاح صلح به صورتِ صرفاً دیجیتال و رایگان، خود یک بیانیه‌یِ اعتراضی علیه سیستم‌هایِ تخریب‌گر است. نیما شهسواری معتقد است اثری که ریشه‌هایِ خشونت و استثمار را نقد می‌کند، نباید خود با «غارتِ تنِ درختان» (چاپ کاغذی) منتشر شود. این کتابِ صوتی، وفادار به «قانونِ رهایی» و نفیِ آزار، تنها در بسترِ دیجیتال عرضه شده است تا آگاهی‌بخشی، هزینه‌ای برایِ محیطِ زیست و جان‌هایِ سبزِ زمین نداشته باشد. این هماهنگیِ میانِ اندیشه و نشر، اصالتِ پیامِ نویسنده را در گوشِ مخاطب دوچندان می‌کند.

نسخه‌یِ نوشتاری و متنِ کاملِ «کتاب صوتی سلاح صلاح صلح»

به یاد خنده‌هایش می‌افتاد و تبسم کم‌رنگی به لبانش نقش می‌بست، دل تنگش را به آسمان پرواز می‌داد و در تصویر نقش شده به سطح نورانی پرواز می‌کرد، گاه دختر به جست و خیز او را به پیش خود می‌نشاند و گاه زن به تعقیب او آسمان را معراج می‌کرد

بیشتر صندلی‌های اتوبوس از آنان پر بود، نگاه‌هایی یکسان هم‌رنگ و یک‌شکل، چشمان دوخته بر سطح نورانی از زنان و مردان، نگاه بر جان کودکان و مردان و زنان

دیگرانی که در صندلی‌ها فرو رفته به خواب ماندند، چشمان را نگشودند و بی‌خواب و به خواب تنها بستند تا بگذرد و زمان و گذر، همه و همه گذشت که باید می‌گذشت.

اتوبوس دوباره ایستاد و دیگری به صحن حاضر شد، او هم به مانند دیگران یکسان و یک‌شکل بود، خود را به میان پوستینی بلند مخفی کرده بود می‌خواست به مثال دیگران از سرمای در امان بماند و حال که همه چیز را از سرمای جان‌گداز دور نگاه داشته بود به مانند این قوم و دیگران به اندرون صندلی‌اش فرو رفت،

بزرگ جثه تر از دیگران بود، یک صندلی دو نفره از کمی پیشتر برایش محفوظ مانده بود تا بتواند آن درشتی هیکل را در وجودش جای دهد، آمد و آرام بر جایگاه از پیشتر تعیین شده‌اش نشست، شاید به خود بالید و شاید به دل خواند که این جایگاه و تخت شاهی من است، اما نه او توان فکر کردن به چیزی نداشت و با نشستن چشمان را بست تا بیشتر به سایرین شبیه شود و به مانند آن سیل دیگران به خواب فرو رود،

به خواب و بی‌خواب چشمان بست تا باز بگذرد و گذر طی شود

اتوبوس باید که می‌ایستاد، از مسیر پیش رو گذشت و باز به منزلگاهی که از دورترها برایش خوانده بودند ایستاد، این بار دیگری را به خویش منزل داد که با همان شمایل دیگران و با پوششی از محفوظ ماندن به سرما وارد شد، اما او چو دیگران خاموش به جایش ننشست، چشمان نبست و به سطح نورانی چشم ندوخت،

صندلی‌اش هم در همان نزدیکی درب ورودی بود، اما بر خلاف نشستن دیگران، همه در برابرش بودند به جمع نگاه کرد و یکایک را از زیر نظر گذراند بعد از کمی تأمل گفت:

هیبت، باز هم خودت را به خواب زده‌ای؟

منظورش همان مرد درشت هیکل در میان صندلی دو نفره بود و او بی‌هیچ تکان چشم‌ها را هم نگشود

دوباره گفت:

هیبت، من که می‌دانم بیداری، برخیز و چیزی بگو و تا به کارخانه نرسیده‌ایم

باز هم چیزی نگفت و این بار هیبتش را تکانی داد و رو به شیشه‌ی در کنارش به خیابان چشم دوخت،

مرد تازه وارد از گفت‌وگو با او صرف نظر نکرد و این بار گفت:

پدر و پسر هم خوابیده‌اند، من هم که هیچ نمی‌دانم، باشد شمایان راست می‌گویید من هم همه را باور کردم

پدر و پسر تکیه بر شانه‌های ستون بر پیاده‌رو داشتند و این بار غرق در صندلی نزدیک به هم یا به خواب بودند و یا بی‌خواب تظاهر به خوابیدن می‌کردند لیک آنان هم هیچ نگفتند و باز مرد تازه وارد تکرار کرد، همه را خواند، یک به یک را صدا کرد تا به آخرش زنی پاسخش گفت:

تو هم استراحت کن، کمی دیگر کار آغاز خواهد شد، از زمان استفاده ببر

این را گفت و دوباره نگاه بر چشمان دخترک در میان سطح نورانی دوخت و باز آسمان و زمین را عروج کرد و به هر جا که خواست سرک کشید

اتوبوس راه خود را گذر کرد و به سرآخر، مقصد را به آغوش کشید،

درب‌های پولادین بزرگ و دیوارهای بلند که دور تا دور کارخانه‌ای را پوشانده بودند، سیم‌های خاردار، بر روی دیوارها،

دورتا دور نگاه‌های بیشمار اما نه این بار انسان نبود جان هم نبود تنها نگاه‌های در کمین بود، از کمی دورتر نگاه‌ها را کاشته بودند تا همه را زیر نظر بگیرد، ورود به خیابان را، ورود به کوچه را، ورود به دروازه‌ها را، ورود به کارخانه را، به قلب کارگاه و هر چه در پیش بود

نگاه‌هایی همیشگی و دنباله‌دار حاضر بود، نه پلک می‌زد نه چشم می‌بست، نه خسته می‌شد نه چیزی را از یاد می‌برد، دوربین‌ها همه جا زنده بودند و همه را زیر نظر گرفته بودند

اتوبوس به دروازه‌ها رسیده بود و نگهبان به جعبه‌ی جادوی در برابر چشم دوخته بود، با روئیت اتوبوس و علامت بر آن، کلید درب‌ها را فشرد و دروازه‌ها باز شدند، اتوبوس سلانه سلانه وارد شد و نگهبان درب‌ها را بست

بالای دروازه، بزرگ بر روی تابلویی نوشته بود

کارخانه‌ی اسلحه‌سازی (ص)

یک خط پایین‌تر از نام نوشته بودند

سلاح صلاح صلح

اتوبوس وارد شد و همه از آن برون شدند، کمی دورتر از آنان اتوبوس‌های دیگری هم نفراتی را پیاده می‌کردند و به سرعت بعد از ورود این اتوبوس، اتوبوس دیگری وارد شد،

کارگران متحدالشکل در لباس‌هایی بلند و پشمین همه جا را از وجود سرما محفوظ داشتند و به پیش رفتند، کارت‌ها از جیب‌هایشان برون شد و صدای تأیید ورودشان همه جای کارخانه را پر کرد،

دو مرد با لباس‌هایی متفاوت از دیگران، کت و شلوارهایی اتو کشیده و خوش رنگ، کروات‌هایی بی‌بدیل و بی‌همتا به نزدیکی هم در ایوانی ایستاده بودند، کارگران از برابر آنان گذشتن‌اند و یک به یک به آنان ادای احترام نظامی کردند و مردان بر ایوان، با نگاه به کمی آن‌سوتر از همه‌ی چهره‌ها با دوری از تقابل نگاه بر چشم آنان، پاسخ به سلام نظامی را با سر تکان دادن گفتند


مطالعه‌یِ ادامه‌یِ متن…

پرسش‌هایِ متداول پیرامونِ «کتاب صوتی سلاح صلاح صلح»

مفهومِ رادیکالِ «صلح» در این کتاب صوتی چیست؟

صلح در دنیای مدرن نه یک آرمان، بلکه محصولی تجاری است که توسط صنعت جنگ برای پایداریِ استثمار و فروش اسلحه تولید می‌شود.

آرکتایپِ «ستون» در کتابِ صوتیِ سلاح صلاح صلح نمادِ چیست؟

ستون آهنیِ پوسیده در خیابان، نماد بی‌رحمیِ ساختارهای انسانی است؛ جایی که یک جسم بی‌جان مهربان‌تر از جامعه به کارگران بی‌سرپناه پناه می‌دهد.

منظور از «صلحِ مسلح» در آثار نیما شهسواری چیست؟

وضعیتی پارادوکسیکال که در آن برای حفظِ ادعاییِ صلح، انبارها از سلاح پر می‌شوند و اقتصاد توده‌ها به وقوعِ جنگ وابسته می‌گردد.

چرا نیما شهسواری چاپ کاغذی این اثر را منع کرده است؟

او چاپ کاغذی را «قتل طبیعت» می‌داند و برای پایبندی به قانونِ رهایی و حفظ درختان، آثارش را صرفاً به صورت دیجیتال و صوتی منتشر می‌کند.

تضاد میانِ «وظیفه» و «اخلاق» در این کتاب چگونه تبیین می‌شود؟

کتاب به چالش می‌کشد که آیا مأمور بودن مجوزی برای مشارکت در تولید ابزارهای کشتار است یا هر انسان مسئولیت فردیِ کنش‌های خود را بر عهده دارد.

راهِ رهاییِ پیشنهادی در کتابِ سلاح صلاح صلح چیست؟

بیداری طبقاتی، امتناع از انجام وظایف تحمیلیِ ظالمانه و تلاش برای تقسیط عادلانه قدرت و ثروت خارج از چرخه‌ی جنگ.

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

نیما شهسواری
بنیان‌گذار فلسفه‌ی جان‌گرایی

نیما شهسواری

شاعر، نویسنده و واکاوِ مفاهیم بنیادین هستی. او با باوری عمیق به برابری تمام جان‌ها، آزادی مطلق از جبرها و دسترسی آزاد به دانایی، تمامی آثار صوتی، مکتوب و پادکست‌های خود را به صورت رایگان برای همگان منتشر کرده است.

پورتالِ جامع آثار صوتی نیما شهسواری

روایت‌های شنیداری، پادکست‌ها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جان‌گرایی.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود ششم از پادکست به نام جان، با عنوان ویژه بت مالکیت، نیما شهسواری به واکاوی ریشه‌های فلسفیِ کشتار و تسلط می‌پردازد. این گفتار، نقدِ عمیقِ مفهومی است که هستی را نه یک جریانِ آزادِ حیات، بلکه مایملکِ قدرت می‌داند. از خدایانِ مالک تا حاکمانِ زمینی، چگونه الگوی مالکیت مطلق بر جان، رنج و خشونت را بازتولید می‌کند؟

نیما شهسواری در این جستارِ جسورانه، پیوندِ میانِ متون مقدس و ساختارهای سرکوبِ سیاسی را آشکار می‌سازد. اگر به دنبال درکِ چراییِ کالایی‌شدنِ زیستن و شکستنِ زنجیره‌هایِ مالکیت بر حیات هستید، با این اپیزود از پادکست به نام جان همراه باشید تا با نگاهی جان‌گرایانه، ابعادِ پنهانِ نظامِ سلطه را به چالش بکشیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
ریشه‌ها و گواه ظلم

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود ششم : بت مالکیت
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش هفتم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ نهاییِ رهایی می‌برد؛ جایی که قدرتِ تحمیلی جای خود را به اختیارِ آگاهانه می‌دهد. هسته‌ی مرکزیِ این اپیزود، تبیینِ قانون منع آزار است؛ تنها اصلی که در جهانِ آرمانی، ضامنِ آزادیِ همگان است.

نیما شهسواری در این بخش، پایانی بر دورانِ مالکیت بر جان ترسیم می‌کند؛ جهانی که در آن حیوانات نه کالا، بلکه جانانِ هستی‌اند. با شنیدنِ این روایت، با مانیفستی اخلاقی همراه می‌شویم که در آن، آموزش و غربالگری باورها، بشر را از جهلِ تاریخیِ طمع و جنگ نجات می‌دهد. آیا آماده‌اید تا رؤیایِ جهانی بی‌مرز را با زیستن پیوند بزنید؟

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
اشعارِ صوتی
آواهایی از بطنِ واژه‌هایِ رزم و ایستادگی

در اپیزود ششم از پادکست به نام جان، با عنوان ویژه بت مالکیت، نیما شهسواری به واکاوی ریشه‌های فلسفیِ کشتار و تسلط می‌پردازد. این گفتار، نقدِ عمیقِ مفهومی است که هستی را نه یک جریانِ آزادِ حیات، بلکه مایملکِ قدرت می‌داند. از خدایانِ مالک تا حاکمانِ زمینی، چگونه الگوی مالکیت مطلق بر جان، رنج و خشونت را بازتولید می‌کند؟

نیما شهسواری در این جستارِ جسورانه، پیوندِ میانِ متون مقدس و ساختارهای سرکوبِ سیاسی را آشکار می‌سازد. اگر به دنبال درکِ چراییِ کالایی‌شدنِ زیستن و شکستنِ زنجیره‌هایِ مالکیت بر حیات هستید، با این اپیزود از پادکست به نام جان همراه باشید تا با نگاهی جان‌گرایانه، ابعادِ پنهانِ نظامِ سلطه را به چالش بکشیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
شعر و موسیقی
تلفیقِ آگاهی و هنر در سروده‌هایِ نوین

شعر جیب پشت، اثری از مجموعه کتاب قیام به قلم نیما شهسواری، آینه‌ای‌ست تمام‌نما از تراژدیِ زیستن در عصری که پول و حرص، معنایِ حیات را بلعیده‌اند. این کلام، روایتِ مردی‌ست که آرزوهای بزرگِ خویش را در چنگالِ بی‌رحمِ بی‌پولی و دیوانگیِ این بازارِ سیاه از دست می‌دهد.

نیما شهسواری در این شعر، با زبانی صریح به نقدِ نظامِ فریب و ساختاری می‌پردازد که انسان را از اندیشیدنِ اصیل بازداشته و به حصرتِ روزیِ روزانه محکوم می‌کند. اگر خواهانِ خوانشِ نقادانه از وضعیتِ معیشت و ریشه‌های استثمار در کلامِ نیما شهسواری هستید، با ما در وب‌سایت جهان آرمانی همراه شوید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.