سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه ای به نام جان هاست با شماست.
این اپیزود بیستم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره تو این قسمت در باب فردای ممنوعه صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان این ویژه برنامه ای مشخص در باب ریشه ها و گواه ظلم خداوندی بود و ما سعی کردیم توی این ویژه برنامه یک بابی رو باز بکنیم برای مطالعه بیشتر و رو به رو شدن با این فرهنگ خداوندی در ادیان ابراهیمی و مواجهه با آیاتی که در کتب آسمانی این ادیان وجود داره، قرآن، تورات و انجیل و باز کردن دریچه ای برای فکر کردن بیشتر، آگاهی بیشتر چه از روی باورمندی بین ادیان و چه برای مبارزه و ایستادگی در برابر این نگاه آلوده.
خب در این قسمت هم ما قرار هست که یک جمع بندی کلی نسبت به این ویژه برنامه داشته باشیم.
هر چند که قاعدتا این ویژه برنامه کامل نیست و برای فهم بهتر و رسیدن به اون ادراک کامل نسبت به این مظالمی که وجود دارد باید به کتب بیشتری رجوع کرد.
چه کتب آسمانی این ادیان چه کتبی که حدیثی است، فقهی است، تاریخی است، قانونی است.
پیرامون این نگاه ها و فرای آن باید نقدهای بیشتری را هم کرد.
ولی گفتم قرار بر این بوده که این اپیزود و اصولا این ویژه برنامه در راستایی حرکت بکند که فقط دریچه رو باز بکنه برای فکر کردن بیشتر و دقیق شدن به موضوعات.
اما در این قسمت انتهایی سعی میکنیم در باب این جزم اندیشی و این سلب اختیار برای ساختن آینده صحبت بکنیم که در دل این نگاه های خداوندی وجود داره.
این نگاهی که اصولا همه چیز رو از فردا داره دریغ میکنه چیزی و دریچه ای برای فردا بوجود نمیاره.
شما با یک نگاه آلوده ای روبرو هستید که اصولا برای اختیار، برای آزادی، برای فردا، برای امید هیچ ارزشی قائل نیست.
همه چیز را در یک دایره از پیش تعیین شده ای به انسان ها ارائه می دهد که باید در همان وادی حرکت کنند.
همه چیز از گذشته ای قابل دانستن است.
اگر ما نیاز به دانایی داریم، دانایی ها از پیش تری توسط این خدا ارائه شده، همه چیز را می داند و مردمانی نیستند که نیاز داشته باشند برای اینکه بخواهند چیزی را تغییر بدهند.
اصولا اگر در باب آزادی صحبت کنیم، آزادی معنا نخواهد داشت.
در این نگاه جبر آلودی که همه چیز را از پیش تعیین کرده، اگر در باب آینده و امید صحبت می کنیم، تمام این آینده و امید خلاصه شده در بهشت و جهنمی که باز هم تقدیری است که او نوشته و اصولا تقدیری که به مثابه یک بن بست غیر قابل عدول است برای نقطه ابتدایی و ورود به این بحث بهتر است که ما در باب این استبداد بر زمان صحبت کنیم.
ما داریم درباب چیزی صحبت میکنیم که باور رایج در این نگاه های خداوندی در ادیان ابراهیمی این گونه است که سرنوشتی از پیش تعیین شده نوشته شده و تلاش برای تغییر صراحتا توهینی است به مشیت الهی.
یعنی ما با این نگاه دگم اندیشی روبرو هستیم که همه چیز را از پیش تر قبول کرده و اگر شما حتی بخواهید در برابرش بایستید هم دارید بدعت میگذارید، دارید در برابرش ایستادگی میکنید و این بدعت هم قاعدتا یک رسته ای است از آن ناپاک بودن و بی ایمان بودن و کافر شدن و در نهایت رسیدن به نقطه ای که حتی مرگ هم جوابگوی شماست.
اما متونی که پیرامون این گواه بر نفی اراده آزاد وجود دارد بسیار است و ما سعی میکنیم اشاره هایی بهش داشته باشیم.
به عنوان مثال در تورات کتاب سفر ارمیا ما مواجه میشویم با باب اول آیه که میگوید پیش از آنکه تو را در شکم صورت بندم، تو را شناختم و پیش از آنکه از رحم بیرون آیی تو را تقدیس کرد.
تعیین ماهیت و مأموریت انسان پیش از تولد و بدون دخالت او.
این نقطه ابتدایی بر نفی هر گونه اراده آزاد برای تغییر دادن دنیا.
یا مثلا در قرآن سوره قمر آیه 15 میگوید ما هر چیز را به اندازه و سنجش از پیش تعیینشده آفریدیم.
باز هم آن نگاه جزم آلودی است که اصولا هیچ اراده ای قائل نیست.
برای انسان ها اصولا همه چیز را از دورتری تعیین شده برای آنها به وجود آورده.
یا باز هم در قرآن سوره احزاب آیه 16 میگوید و هیچ مرد و زن مومنی را شایسته نیست که چون خدا و رسولش کاری را حکم کنند در کاری که خود اختیار داشته باشند انجام داد.
یعنی اصولا سلب صریحی است از حق انتخاب در برابر فرامین خداوند.
ما مواجه هستیم انگار با یک تصویر ارائه شده از خدایی که باور دارد هر چیزی را از پیش تعیین کرده و هر گونه ایستادگی در برابر چیز تعیین شده ای که خدا به وجود آورده و تقدیر کرده هم گناه است، جرم خواهد بود و در نهایت هم تعبیر به بدعت و کفر و شرک و قتل و مرگ خواهد شد.
در انجیل هم در رساله به افسسیان باب اول آیه 23 میگوید که در او نیز میراث یافته ایم.
چنانکه پیش معین شدیم بر حسب قصد او که هر چیز را موافق رای و اراده خود عمل می کند، باز هم این تثبیتی است بر این که انسان تنها بازیگر یک سناریویی است که از پیش تر نوشته شده و تعیین شده اصولا انسانی است که از پیش هرچیزی را برایش معین کرده اند و حالا هر قصدی که داشته باشه در نهایت موافق با رییس که اون اراده ی بزرگ الهی تحمیل کرده و تحمیل کرده و عمل هم به او خواهد کرد.
یعنی ما با یک ساختمان ساخته شده روبه رو هستیم که گویی تمام عناصر او را از پیش در این خداوند تعیین کرده.
پیش از اینکه او در شکمش صورت ببندد، به وجود بیاد و از رحم مادرش بیرون بیاید.
او تقدیر شده، سرنوشتش مشخص شده هست.
هر چیزی در این دنیا سنجش اش از پیش تعیین شده هست.
هیچ کس حقی نداره که بخواد در برابر این سنجش از پیش تعیین شده حرکتی از خودش انجام بده.
در نهایت هر چیزی که برایش معین کرده باشند رو باید انجام بده و موافق اون اراده ی الهی حرکت رو پیش ببره.
اصولا ما با ادیانی روبرو هستیم که مفهوم قضا و قدر رو در یک بن بستی تصویر می کنند که هر نوع آینده ای رو از میان می بره.
همه چیز از قبل در لوحی محفوظ با قصدی الهی ثبت شده و عاملیتی برای ما باقی نخواهد بود.
اصولا عاملیت انسان این وسط یک شوخی است.
این نگاه پویایی را از جامعه، از زیست، از فردیت انسان میگیرد و ما با فردی روبه رو هستیم که هر قدمی که برمیدارد انگاری که دارد یک حکم از پیش تعیین شده و صادر شده را اعمال میکند.
اصولا هیچ فعلیتی نخواهد داشت و این بزرگترین دست در دست اندازی است که به ساحت آزادی و اختیار ما به عنوان جان داره اعمال میشود.
اصولا ما چیزی به عنوان انگار آزادی در برابر خودمون نداریم.
اختیار در برابر خودمون نداریم.
همه چیز از پیش تری در لایه هایی گفته شده و این انسان هست که باید اصولا فرمانبردار این نگاه ها باشه.
اصولا حتی به مرحله اختیار هم برای او نخواهد رسید و در نهایت ما در این برهوت ساخته شده هیچ وقت نمیتونیم مواجه بشیم با نگاهی که تحت عنوان آینده و تغییر آینده باشه.
خب قاعدتا فرای اینها ما با یک مهندسی وحشت و یک تقدیس بزرگی از انفعال روبهرو هستیم تحت عنوان مباحث آخرالزمان.
پیشگویی های تاریکی که چگونه آینده رو ترسیم، اون رو در یک سیاهی به وجود آورده و شوق اصلاح جهان رو در انسان ها از میان برده.
یعنی شما وقتی روبرو میشید با مصادیق این آینده که همواره داره در کتب مختلف آسمانی دربارش صحبت میشه و این پیشگویی های ویرانگر آینده ی سیاهی را تصویر میکنه که اصولا انسان در دلش عاملیتی نداره، نه میتونه تغییری درش به وجود بیاره، نه میتونه وجودیت او رو تحت شعاع قرار.
اون چیزیه که از پیشتر توسط این خدا گفته شده قرار است اتفاق بیوفته و انسان تنها میتونه نظاره گر اوست و خب قاعدتا اسناد ظلم پیرامون این گواه بر پیشگویی های ویرانگر هم کم نیست.
در کتب آسمانی ادیان ابراهیمی، در انجیل و در مکاشفات یوحنا که اصولا کلیت این کتاب بر همین پایه است، در فصل شش و هشت داره توصیفی میکنه از گشوده شدن مهر هایی که منجر به قحطی میشه.
جنگ های جهانی بزرگ، سقوط ستارگان و مرگ های بزرگی که اتفاق می افته و این تصویر وحشتناک و تاریکی که در نهایت یک سوم موجودات می میرند و چیزی از آنها باقی نمی مونه، در نهایت دارای تصویری به شما ارائه میده از این ترویج باوری که پایان جهان رو لزوما قاعدتا بر پایه رنج و خونریزی است و فرای آن عاملیتی هم انسان در دل اون نداره چراکه خداوند در یک لوح محفوظی از پیش برای او نوشته و تنها و تنها قابل اجرا خواهد بود.
خب این مکاشفات یوحنا یکی از اون تثبیت های بزرگ پیرامون اون نگاه آخرالزمانی هست و اون مهندسی وحشتناک برای تقدیس انفعال در دل انسان هاست.
انسانی که میدونه در آتی قرار هست یک آخرالزمانی با این شکل و شمایل اتفاق بیوفته چه میلی برای تغییر فردا خواهد داشت؟
چه فعلیتی در خود خواهد دید تا فردا رو تغییر بده؟
اصولا آیا در او هیچ رگه هایی از امید باقی خواهد موند؟
یا وقتی به کتاب تورات مراجعه میکنی در دفتر دانیال در باب دوازدهم آیه اول میگه و چنان زمان تنگی خواهد بود که از حینی که امتی به وجود آمده است تا آن زمان نبوده است.
باز هم اون تثبیت نگاه وحشتناکی که در نهایت سیر تاریخی انسان رو به سمتی میبره که قرار هست در دلش اون آخرالزمان دهشتناک و قیامت اتفاق بیفته و ما مواجه بشیم با یک تصویر درد آلودی که قرار هست درش فقط و فقط سیاهی و مرگ و کشتار و خشونت اتفاق بیفتد.
اینها احادیث مشترکی است پیرامون اتفاقات آخرالزمانی.
اما خب ما می دانیم که تاکید بر این وجود دارد که در دل تمام این ادیان به ویژه در خود اسلام، در احادیث بیشماری که وجود دارد در باب اینکه در نهایت ما با یک جهان پر از ظلم و جوری روبه رو می شویم تا یک منجی بیاید.
حالا ما مواجه میشیم با منجی ای که یکبار مسیح موعود در مسیحیت قرار هست که رجوع بکنه، یکبار مسیحی که باور دارن یهودیان هنوز نیومده و در آتی رجوع خواهد کرد.
یا مثلا مهدی در دل شیعیان و یا حتی اهل سنت، حالا با یک مقداری تمایز با چیزی که شیعیان مهدی میشناسند.
اما در نهایت تصویر ارائه شده این گونه هست که انسان ها هیچ فعلیتی برای فردای خود ندارند.
جهان را جهانی پر ظلم در نهایت به جور و فساد خواهد رساند تا یک منجی ای که خدا تعیین کرده بیاد و تمام این سیر تعریف شده در دل یک لوح محفوظی توسط خدا به عنوان تقدیر انسان ها نوشته شده و اتفاق خواهد در دل تمامی نگاه ها ما با یک پارادوکس خطرناکی رو به رو میشیم که هر چه جهان بدتر بشه به ظهور نزدیک تر میشیم و این اون نقطه ای است که حتی خیلی از این جماعت در این انفعال خودشون گیر میکنن تا جهان در نهایت به اون نقطه شکوهی که در ذهن اینها هست برسه.
یعنی اگر شما با یک شیعه روبرو میشید و مواجه میشید با اینکه او تحلیل بکنه، در نهایت این جهان به پیش خواهد رفت.
اگر این همه ظلمت توش وجود داره در نهایت قرار است مهدی ظهور بکنه و جهان رو به اون شکوه و جلالی که خدا بهش وعده داده برسونه.
پس تمام این زشتی ها و ظلمت ها در جهان هم بخشی از این بنای ساخته شده به دست خداست.
این هم یکی از اون پله هاییست که در نهایت مارو به اون قله موعود و ظهور مهدی خواهد رسوند.
خب این اون نقطه خطرناک هست.
یعنی شما با موجودیتی روبرو هستید که نه تنها انفعال را پاس میدارد و منفعل است تا آن منجی دنیای او ظهور کند، حتی در برابر تمام این زشتی ها و ظلمت ها و جور و فساد شادمان هم خواهد بود چرا که داره نوید ظهور منجی را به او میده.
ما روبرو هستیم با این پیشگویی های منفی که یک جور درماندگی و درخودماندگی را آموخته به انسان ها و ما با انسان هایی روبرو هستیم که القاب بهشون شده که آینده حتما سیاه تر از امروزه.
خب قاعدتا دیگه انگیزه ای برای مبارزه با ظلم های ساختاری که وجود داره نخواهد داشت و این نگاه سستی رو توجیه می کنه.
وجودیت در انفعال رو توجیه می کنه.
در نهایت ما با پیروانی روبرو هستیم که منتظر یک نیروی ماورایی و منجی هستند که بیاد و کار رو تموم کنه و این یعنی سلب مسئولیت از انسان برای ساختن دنیایی عادلانه.
چیزی که امروز باهاش مواجه هستیم ما داریم میبینیم که چگونه مردمان انسان ها در این دایره دوار از درخودماندگی ها قرار گرفته اند و همه آینده را از میان برده اند.
فارغ از مباحث پیرامون منجی، ما مواجه هستیم با این نگاه دگم اندیشی که اصولا اصلاح را هم نفی میکند.
یعنی شما وقتی روبرو بشید مثلا با اون نگاهی که تحت عنوان خاتم النبیین در اسلام وجود داره، این یعنی پاره کردن هر گونه اصلاحی در دنیای امروز.
وقتی شما مواجه هستید با این نگاه آلوده ای که اعتقاد داره تمام قوانین و قواعد و باور هایی که این نگاه ها در کتب آسمانی خود دادند غیر قابل تغییر هست.
این یعنی شروع اون دگم اندیشی که در نهایت انسان رو در جای خودش قرار میده و ما اصلا با آینده گویی کاری نداریم.
آینده در نگاه این باور الهی انسان را به نقطه ای می برد که چیزی برای ارائه نخواهد داشت.
نه فعالیتی برای انجام خواهد داشت و نه اصلاحی.
در ساختار های بوجود آمده یک بسته بندی کاملی است که در اختیارش گذاشتن تمام دانسته ها را می داند و تمام فردا را می داند و تنها و تنها باید مصرف کننده ی چیزی باشد که در اختیارش قرار داده اند.
قرار نیست این قواعد تغییر کند.
قرار نیست با فهم بیشتر دنیای بهتری داشته باشد.
اصولا چیزی به اسم فهم قرار نیست وجود داشته باشد و در نهایت تصویر ارائه شده هم یک فردای دردآلود و پر از جرم و ظلم و فساد و سیاهی است که توسط یک منجی قرار است که بیاید و با نیروی ماورایی خودش همه چیز را درست کند و این یعنی سلب مسئولیت نهادینه شده در وجود انسانی که برای فردای خودش هیچ فعالیتی ندارد و در این دوار گردون از جنون غرق خواهد شد.
اما خب قاعدتا این ویژه برنامه و صحبت های ما پیرامون این مباحث سر درازی دارد و من در قسمت های مختلف در ویژه برنامه های مختلف به کرات درباره اش صحبت کردم.
هدف اصلی هم این بود که ما این ویژه برنامه را تدارک ببینیم برای اینکه جماعتی که اون رو میشنوند راغب بشن تا به این کتب آسمانی بیشتر رجوع کنن، اون رو بخونن، مطالعه کنن و نشانه های ظلمت درون اون رو بهتر و بیشتر درک بکنن.
من در کتاب گواه ظلمت سعی کردم گرداوری بکنم از دل هر سه کتاب و یک کتاب سه جلدی شد که به دور از تفاسیر من فقط آیات ارائه بشه.
برای اینکه مخاطب به دور از هر گونه قضاوتی مطالعه بکنه، بدونه بخونه و در حقیقت نزدیک بشه.
با این نگاه های آلوده ای که جهان امروز ما رو تحت فشار و سیطره خودش قرار داد.
ما اگر در باب این مسائل و مصادیق در دل ادیان صحبت میکنیم.
صحبتمون یک بازخوانی تاریخی نیست، زیست امروزی است که گره خورده با این نگاه های آلوده.
یعنی شما اگر مواجه میشید با اون فضاحتی که جمهوری اسلامی به بار آورده، از اون دیکتاتوری ناهنجاری که قدرت رو در اختیار گرفته، از قوانین جبر آلودی که در ایران وجود داره، از نابرابری های بزرگ جنسیتی که مثلا در قبال زنان وجود داره، از قواعد جزایی و قوانین کشور ایران در حوزه های مدنی و جزایی که داره به دهشتناک ترین شکل ممکن اعمال میشه.
ما مواجه میشیم با شلاق زدن در ملاء عام، اعدام کردن و قس علی هذا.
موضوع یک ریشه مشخصی دارد که اون ریشه این ادیان الهی است.
این ادیان ابراهیمی است، این نگاه خداوندی است.
اگر امروز ما مواجه میشیم با فرهنگ وامانده ای که در دلش طغیانگری رو کشته، سر تسلیم داره به دنبال بردگی است.
این ها یک نقطه شروع داشتن.
یک نقطه ای داشتن که تغذیه کرده این نگاه رو و خب قاعدتا ما باید در این راستا حرکت بکنیم برای فهم و این ویژه برنامه هم در این راستا بوده تا ما رجوع بکنیم و بیشتر در باب این مسائل بدونیم.
اگر قرار هست که باورمند به این نگاه ها باشیم، یک یهودی باشیم، مسلمان باشیم، مسیحی باشیم باید در نقطه ابتدایی بدونیم به چی باور داریم.
باید این اسناد را مطالعه بکنیم.
باید کتاب رو بخونیم.
باید بریم تاریخ اسلام رو زیر و رو بکنیم.
باید فتاوی که داده شده، احادیثی که نوشته شده، قوانین کشور هایی که دارن به عنوان کشور مسلمان جهان رو به پیش میبرند رو بخونیم و مطالعه کنیم، بدونیم و بعد باور داشته باشیم اگر قرار هست مسلمان باشیم، مسلمانی باشیم که پیرامون این مسائل دونستیم نه اینکه تنها به واسطه این که ما مسلمان به دنیا اومدیم تا آخرین روز زندگیمون هم بدون دانستن در همین چیزی که بهمون ارائه شده بمونه و یا اگر قرار هست که ایستادگی بکنیم مبارزه بکنیم.
حالا چه در برابر یک حکومت مثل جمهوری اسلامی، چه در برابر عناصر فرهنگی که در کشور وجود داره و نهایتا هر چیز دیگری، باید در نقطه ابتدایی درباره اش آگاهی داشته باشیم.
بدونیم این ریشه ستم از کجاست؟
اگر این تبعیض های بزرگ میان زن و مرد در ایران جاری و ساری است، این یک نقطه ابتدایی داره.
ما نیاز داریم که اینو کالبدشکافی بکنیم برسیم به اون نقطه ستم که از کجا شروع شده.
خب این نقطه رو باید در دل همین تعلیمات اسلامی ببینیم، همین قواعد و قوانین ببینیم در دل این ادیان ابراهیمی ببینیم.
باید ببینیم و بخونیم که چگونه مثلا در تورات پیرامون بوجود اومدن زنان از دنده چپ مرد ها صحبت میکنه و این ظلم رو در اون نقطه ابتدایی اش بفهمیم.
باید ببینیم که چگونه زن نصف مرد به حساب میاد در ارث.
در شهادت و اینها آیاتی است که در قرآن وجود دارد.
اگر رو به رو میشیم با بریده شدن دست باید بدونیم که این ریشه ی قرآنی داره و آیه ی مستقیم داره.
حالا شما نمی تونید دست و پا بزنید در این و به دنبال مهر و عاطفه و محبت بگردید.
در دل آیاتی که پیرامون بریدن ضربدری دست و پای محاربین در قرآن نوشته شده.
حالا اگر این واقعیات رو بدونید و بعد تصمیم بگیرید باورمند به اسلام باشید، این راه شماست و یا اگر قرار باشه وارد یک چرخه ای برای تغییر دادن و انقلاب کردن و دنیا رو دگرگون شدن داشته باشید، بخواهید مبارزه کنید.
در نقطه ابتدایی باید فهم داشته باشید نسبت به موضوع باید درک داشته باشید.
نسبت موضوع باید آگاهی لازم رو داشته باشید و اصولا این ویژه برنامه هم بر این پایه به پیش رفت تا بتونه در نهایت یه تلنگری بزنه تا به این کتب رجوع.
راه حل ساده تر رجوع به کتاب گواه ظلم هست چرا که خوب گردآوری شده و فقط آیات ظلم آمیزی که در دل این کتاب وجود دارد در کنار هم قرار داده شده، بدون تفسیر، بدون توضیح از طرف من و یا خود این کتاب ها که قطور هستند.
بعضیاش مثل تورات کتابی به شدت قطورش میشه ولی بهش رجوع کرد و مطالعش کرد و بیشتر فهمید.
در نهایت هدف کلی ما در راستای این هستش که باور به جان و جان گرایی رو گسترش بدیم و خب اگر امروز در برابر این نگاه ها ایستادگی میکنیم موضوع فقط این هستش که این ها با چنگ و دندان در برابر این باور ایستادگی دارند.
اگر من باور به جان دارم و نفی آزار رو ملاک بزرگ خودم برای ساختن فردا به وجود آوردم، اگر باور به جهان آرمانی و قلمرو آرمانی و عناوینی از این دست دارم، موضوع این هستش که در برابر این مفاهیم، نگاه های اسلامی و نگاه های خداوندی ادیان ابراهیمی ایستادگی کرد.
اصولا آنها به عنوان یک سد در برابر این نگاه هستند.
اگر من در باب برابری موجودات زنده صحبت میکنم، در باب آزادی و حیات آن صحبت میکنم.
در باب نفی آزار همه موجودات زنده نه فقط انسان بلکه انسان، حیوان و گیاهان صحبت میکنم که دیگر طبقات انسانی و نمیدونم زن و مرد و مومن و کافر در دلش هیچ معنایی ندارد.
خب ما با یک سد بزرگی تحت عنوان این نگاه ها روبه رو هستیم که اینجا اگر ما در باب برابری حقوقی صحبت بکنیم بین مرد و زن او است که با استناد به یکی از این کتب در برابر شما میایستد که خدا اینگونه فرموده.
پس ما یک دشمنی داریم و یک دشمن وجودی در برابر داریم و باید در نقطه ابتدایی آن نقد های خودمان را نسبت به این ساختارها بدهیم و این ساختمان بد شکل و شمایل پر از زشتی ها، پر از طبقات پر از خشونت ها را ضعیف و ضعیف تر بکنیم تا این سد در برابر ما ایستادگی نکند تا باور به جان نفت یا آزار جان گرایی، قلمرو آرمانی جهان آرمانی یا تمام باور ها را بتوانیم پیش ببریم و درباره اش بیشتر و بهتر هم صحبت کنیم.
پس قاعدتا نقطه آغازین برای گام برداشتن، نقد کردن و ایستادگی در برابر این قدرت هایی است که در پی نابود کردن تمام مفاهیم از جمله جان، برابری، آزادی و نفی آزار در خود دارد.
اصولا باور هایی که آزار را تقدیس کرده و آزار را بزرگ داشته و این خشونت را مبدل به یکی از نگاه های خود کرده، ما باید در برابرش بایستیم.
اگر ما باور داریم که آینده را باید تغییر داد، خب باید در نقطه ابتدایی بگوییم که چگونه نگاه های آلوده آینده را از ما ربوده و یک نگاه دست چندمی احمقانه را به خورد ما داد تا در نهایت از مردمان موجوداتی برده و مطیع بسازد و تسنیم که در برابر این نگاه های آلوده سر خم بکنند و قبول بکنند و ما باید این نگاه را تغییر بدهیم و در برابر این سد های مقاوم در برابر هم ایستادگی خواهیم کرد و قاعدتا باید این باب را باز کنیم تا جماعتی به دنبال آگاهی باشند.
با فهم و شناخت و خواندن و مطالعه این کتب در نهایت به یک درک درستی نسبت به این موضوعات برسند.
پس قاعدتا این ویژه برنامه راهی بود برای دعوتی پیرامون آگاهی بیشتر و خب قاعدتا این برنامه ها ادامه خواهد داشت و من سعی می کنم در باب موضوعات دیگر و موضوعات مهم در همین بهنام جان هم با هم صحبت کنیم.
در انتهای این برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این راه ادامه پیدا کنه این راه تغییر شکل بگیره.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بزارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم.
حالا چه در قسمت های معمولش و چه در ویژه برنامه های متعددی که داره.
آرا و افکار و عقاید خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآورد.
این کتاب ها در قالب های مختلفی از داستانی، غیر داستانی، داستان کوتاه، شعر، مقالات وجود داره.
همه این ها هم به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شماست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت به بخش کتب، اشعار و غیره مراجعه کنید و این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید در این مسیر همراه من باشید.
اولین نقطه برای همکاری.
باز نشر این آثار با دیگران و اطلاع دیگران از این مسیر هست و با اطلاع میتونید در این حرکت برای تغییر همراه من باشید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.
در پناه آزادی.