سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه ای به نام جان هاست با شماست.
این اپیزود هجدهم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره توی این قسمت درباب شادی صحبت بکنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما سعی کردیم در باب ظلم های خداوندی در ادیان ابراهیمی صحبت بکنیم.
با استناد به کتب آسمانی ادیان ابراهیمی، قرآن، تورات و انجیل و.
در این قسمت مشخص هم قرار هست که پیرامون این رنج پروری و تخریب طبیعت سالمی که در وجود انسان وجود داره صحبت بکنیم که چگونه لذت رو گناه آلود تصویر کردن و هر گونه شادی ورزی رو مترادف با زشتی تعبیر کردن و این در خود ماندگی و خودآزاری و غرق شدن در غم و رنج رو مترادف با زیست بهتر و سالم تر برای انسان ها تعبیر و تفسیر کردن که قاعدتا باعث شده که زندگی اجتماعی انسان ها تحت تاثیر قرار بگیرد و زیست درستی نداشته باشند و اصولا ما مواجه میشیم با این حجم بزرگی از افسردگی.
در دل این نگاه های آلوده ای که زندگی حقیقی و واقعی انسان ها در این دنیا را تحت شعاع خود قرار داده و اصولا ما با یک نگاه رو به رو هستیم که زندگی این دنیا رو بی ارزش میدونه و به دنبال زندگی در دنیای دورتر ها هست و به واسطه همین هستش که تمام طبیعت وجودی ما رو تحت شعاع قرار میده و اصولا هر نوع ایستادگی در برابر طبیعت قاعدتا به ما لطمه میزنه، زندگی ما رو تحت شعاع قرار میده و شما با هر کدوم از عناوین ذاتی خودتون بخواید تقابل دهشتناکی داشته باشید، ثمرات بدی رو هم خواهید دید.
اگر قرار باشه که هر گونه لذت درونی رو هم تحت شعاع این نگاه ها قرار بدید.
خب قاعدتا دچار افسردگی میشید.
این ها موضوعاتی است که قاعدتا علم هم در طول حیات خودش تونسته به اثبات برساند.
اینکه انسان ها در برابر طبیعت و طبیعت وجودی خودشون بایستن، ایستادگی های احمقانه بکنند و غریزه رو مبدل به یک دشمن برای خودشان بکنند، قاعدتا نتایج بدی رو دیدند و خب قاعدتا ما روبرو میشیم با نگاه الهی در این ادیان ابراهیمی که جرم انگاری داره نسبت به غریزه در پی یک دشمن تراشی در درون خود انسان ها و ما مواجه میشیم با دینی که بدن و تمایلات طبیعی رو به عنوان یک دشمن وجودی تصویر میکنه و در پی ایستادگی در برابر این نگاه ها هست.
یعنی ما مواجه میشیم با متونی که بر شرارت ذاتی جسم انسان ها صحبت میکنه.
خب در نقطه ابتدایی ما مواجه هستیم با خدایی که خود را خالق همین وجودیت و ذات انسانی میدونه.
باز هم اون دریای پر تناقضی است که موضوع اصلی ما در این ویژه برنامه هیچوقت نبوده.
یعنی ما در ابتدا هم صحبت کردیم.
ما در باب این تناقضات صحبت نمیکنیم، در باب نفی وجودی این خدا صحبت نمیکنیم، در باب نفی این ادیان و تناقضات بی انتهای درونشان صحبت نمیکنیم.
ما داریم در باب اسناد پرسنل صحبت میکنیم که زیست جمعی انسان ها و اصولا جان های جهان را تحت تاثیر قرار داده و ثمراتش دنیای امروزی است.
حالا وقتی نزدیک میشویم مثلا به انجیل، کتاب رومیان، باب هفتم، آیه 24 میگه زیرا میدانم که در من یعنی در جسم من هیچ چیز نیکویی ساکن نیست.
این نفی صریح پاکی بیولوژیک بدن انسان هست.
وجودیت انسان هست.
یعنی وجودیت جانی که بی ارزش انگاشته میشه.
اصولا قرار بر این هست که انسان ها انسانیت را، وجودیت خودشون را پست انگارند.
این شرمگاه در وجود انسان ها و این نگاهی که نسبت به بدن و تمایلات طبیعی انسان میشه.
خب اون نقطه ی آغازین از این جنگ درونی است که در نهایت انسان رو به این درخودماندگی میرسونه.
یعنی ما مواجه هستیم با یک دینی، با یک نگاه دینی و یک نگاه خداوندی که از یک سوی یک تصویر لگام گسیخته ای از این بی بند و باری های جنسی رو تصویر میکنه.
مثل چیزی که مثلا در قرآن و اسلام باهاش روبه رو هستیم.
از تجاوز به کنیزان از کودک، همسری از تعدد زوجات، از داشتن ازدواج موقت، متعه و غیره.
و در کنار اون هم میاد.
مثلا این امیال حقیقی انسان رو تحت سلطه خودش قرار میده.
من در یک ویژه برنامه ای تحت عنوان آلت پرستان در خود کتاب آلت پرستان در کتاب آنتروپی در باب این مسائل خیلی عمیق صحبت کردم میتونید به اون ها مراجعه کنید.
اما در این قسمت سعی میکنیم گذرا پیرامون این مسایل صحبت بکنیم.
مثلا در قرآن سوره یوسف آیه 15 میگه به درستی که نفس بسیار به بدی فرمان میدهد.
باز اون نقطه ابتدایی است که یعنی اون نفس انسانی که تحت عنوان نفس اماره شناخته میشه رو اصولا نقطه بدی در وجود انسان تعبیر و تفسیر میکنه و داره ما رو به سمتی میبره که انسان رو در نقطه ابتدایی یک شرارت ذاتی در وجودش ببینیم.
اصولا یک جرم انگاری ببینیم در باب اینکه این انسان باید با خودش دشمن باشه باید خودش رو دشمن خودش بدونه و موجب این دریایی از تلاطم ها در وجود انسان ها میشه.
یعنی اگر ما در آتی مواجه میشیم با انسان هایی که تا این حد با خودشان غریب هستن با خودشون دچار اشکالاتی هستن، اون نقطه ابتدایی در همین آیات خلاصه شده.
در آیاتی که در نهایت انسان رو داره جوری تعبیر و تفسیر میکنه که انگار با یک خود درونی در کنارش داره تقابل میکنه با اون پاکی ای که خدا در آسمان ها در نظر گرفته در برابر یک ذاتی که پر از زشتی هاست.
در تورات در سفر پیدایش در باب هشتم آیه 11 میگه زیرا که خیال دل انسان از طفولیت او بد است.
باز هم آن تثبیت ایدۀ گناه نخستین و بد طینتی ذاتی که کودک از بدو تولدش داره و تا انتها هم ادامه پیدا میکنه.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با اون گناه نخستین که به واسطه اینکه آدم و حوا در آسمان از اون میوه ممنوعه خوردند و رانده شدند، تمام موجودیت انسان ها در طول تاریخ مستوجب مجازاتی شد که حتی به خاطرش فرزند خدا مسیح به زمین اومد و به صلیب کشیده شد تا گناه نخستین ما بخشوده بشه.
باز هم بیانگر اون نگاهیست که ذات انسانی رو پلید تصویر میکنه.
این بدطینتی ذاتی رو به انسان ها هموار میکنه و ما مواجه میشیم انگاری که با یک طبیعت ناسالم در وجود انسان ها که انسان ها باید خودشون رو تخریب کنن، وجود خودشون رو غریزه خودشون و اصولا خودشون رو به عنوان دشمن درون خود قرار بدن.
این دنیا و شرایط زندگی در این دنیا رو به هیچ می انگارند.
برای رسیدن به دنیایی که در افسانه ها و خیالات وجود داره.
یعنی در نهایت ما رو به رو با یک جامعه ای هستیم که یک نظام فکری رو به وجود آورده که در یک توهمات اخلاقی گیر کرده.
توهماتی که زیست زندگی حقیقی انسان رو تحت شعاع خودش قرار.
شما با یک دوپارگی ساختگی رو به رو هستید که از یک سو یک روح قدسی است با یک بدن کثیف تمایلات طبیعی مثل خوردن لذت های جنسی، شادی.
همه اینها به عنوان یک زشتی و بدی در نظر گرفته میشه و انسان باید مدام با خودش در یک جنگ ابدی باشه که خودش رو نزدیک کنه به اون تصویر الهی که بهش ارائه شده و هیچ معنایی هم نداره.
یعنی من بارها گفتم وقتی ما به مضامین اخلاقی این ادیان رجوع میکنیم، میبینیم هیچ معنایی را به انسان نزدیک نمیکند.
شما در باب یک مساله مثلا اگر باورمند به روابط جنسی و نداشتن رابطه جنسی باشید و بگویید نداشتن این رابطه جنسی اصولا یکی از خوبی های اخلاقی است که من میتونم بهش پایبند باشم، فارغ از اینکه تا چه حد با طبیعت شما در تضاد است.
فارغ از اینکه این تا چه اندازه میتواند لطمه و صدمه به وجود شما بزند.
حتی بر مفروض بودن اینکه این مشکلات رو هم نداره شما مواجه میشید.
مثلا با نگاه اسلامی که از یک سو اگر دم از این نگاه میزنه در راستای تمیز بودن روابط و این حرف ها از سوی دیگر در باب رابطه با رابطه های تجاوز آمیزش با کنیزان صحبت میکنه، در باب ازدواج با کودکان صحبت میکنه، در باب رابطه با چندین زن هم صحبت میکنه و الی آخر.
یعنی این تضادی است که شما باهاش روبرو میشید و در کنار این حتی اگر مثلا نزدیک بشید به نگاه هایی که در دل مسیحیت وجود داره پیرامون این پاکی ها که در نهایت قرار بر این داره که یه جماعتی تحت عنوان کشیش ها رو به نقطه ای برسونه که ازدواج نکنن، رابطه جنسی نداشته باشن تا خود رو پاک و مطهر تصویر بکنن.
شما مواجه میشید با این دوپارگی که در نهایت چه میزان از جنون رو به بار آورده تا چه اندازه شما شاهده تجاوزهای جنسی بودید؟ به کودکان؟
به کسانی که در این ریشه های ستم زیر این چرخ دنده های معیوب ساخته شده له میشن چرا که اونها قدرتی ندارن.
این انسانی که اصولا یک ذاتی مبتنی بر این احتیاجات داره، اینکه او به عنوان یک انسان نیازمند داشتن مثلا رابطه جنسی است حالا او رو دریغ از این میکنی و در نهایت شما مواجه میشید با اویی که حالا حاضره تجاوز بکنه برای داشتن چرا که داره با طبیعت خودش مبارزه میکنه.
یعنی شما در نهایت رو به رو هستید با یک جنگ داخلی و ابدی که این انسان ها با خود انجام می دهند و در نهایت به چه نقطه ای می رسند؟
یا با یک انسان در خود مانده ای روبه رو می شوید که یک بخش عمده ای از زندگی خودش را زیر پا گذاشته و طبیعت خودش را لگدمال کرده و در نهایت در یک افسردگی متوالی در یک جنون ادواری زندگی را بدرود می گه و از دنیا می رود برای رسیدن به یک ناشنیده و نادیده ای در آتی و یا اینکه در نهایت از یک جایی بیرون می زند و مبدل به یک ستم بزرگ می شود.
همتای تجاوزی که به کودکان در کلیساهای مختلف در طول تاریخ اتفاق افتاده و امروز هم اتفاق می افتد.
همتای این نگاه آلوده ای که در نهایت زشتی بزرگ می آفریند چرا که ما با ایستادگی در برابر طبیعت و امیال خودمان داریم.
در نهایت این را به یک نقطه ای از انفجار میرسانیم که در یک جای دیگه بروز کنه و زندگی دیگرانی رو تحت تاثیر قرار.
اما فارغ از این ها نزدیک می شیم به مفهوم تقدیس رنج.
اصولا این متافیزیک الهی بر پایه سوگواری استوار است.
یعنی ما مواجه میشویم با چشم گریان و تن رنجوری که در این فرهنگ ها مبدل میشود به بزرگترین باورمندان.
یک برتری ذاتی داره نسبت به لب خندان، نسبت به اخلاق مداری که بر پایه لذت باشه، بر پایه زندگی بهتر در این دنیا باشه.
همه چیز در یک تقدیس است پیرامون رنج و رسیدن انسان به یک نقطه ای از بدبختی و مصیبت و غرق شدن در رنج های بی مثالی که تن رنجوری داره مدام گریه میکنه، مدام در پی بدبختی و مصیبت هاست تا برسه به نقطه اعلایی که ما تحت عنوان مثلا یک مومن در نظر میگیریم.
خب این تقدیس رنجی است که در نهایت یک زندگی دهشتناک را برای انسان به بار میاره.
به عنوان مثال در انجیل در کتاب متی، باب پنجم، آیه 10 می گوید خوشا به حال ما آدمیان زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.
باز هم بشارتی است به بهشت به شرط غمگین بودن در زمین.
یعنی شرط رسیدن به این بهشت موعودی که قرار است درونش این مردمان بروند و شاد بشوند.
غمگین بودن در این دنیاست.
شما باید ابتدا این دنیا را از میان ببرید.
هیچ شادی ای در این دنیا نداشته باشید تا مورد پذیرش او نگاه باشید در جهان دیگری.
یا مثلا وقتی به تورات به صفر جامع.
باب هفتم آیه 31 رجوع می کنید میگه غم از خنده بهتر است زیرا که از غمناکی صورت دل اصلاح می شود.
باز هم ستایش این افسردگی و غم به عنوان ابزاری برای تعلیم و تربیت و رسیدن به قله های اعلی از نگاه خداوندی و مومن بودن به این نگاه.
یا مثلا در قرآن سوره توبه آیه 24 میگه پس باید اندک بخندند و بسیار بگریند به کیفر آنچه به دست می آورند.
باز هم در تقدس این رنج هست.
حالا داستان به اینجا هم ختم نمیشه.
ما داریم در باب آیات صحبت میکنیم و اصولا این فرهنگ خداوندی خلاصه به این نگاه های در دل آیات هم نشده.
اینها اصولا بابی رو باز کرده که شما مواجه بشید مثلا با انجیل و با مسیحیان که در نهایت به نقطه ای میرسند که خودزنی میکنن.
حالا میفتن به جای اینکه در نهایت خودشون رو شبیه به مسیح بکنن.
مسیحی که خودش میاد آزار میبینه شکنجه میشه که مردم بخشیده بشن.
خب این دایره ساخته شده اصولا جنون آمیز هست.
خب این خدا چرا نمیبخشه این مردم رو و حتما نیاز داره تا فرزندی رو به زمین بفرسته و در بدترین شکل ممکن شکنجه بشه و به صلیب آویخته بشه و در نهایت با جان کندن بیاد و این مردم رو ببخشه.
خب از ابتدا می بخشید و ما باز دچار این تناقضات و تناقضات بی انتها میشیم.
اینها همه در همین آیات خلاصه نمیشه.
اگر قرآن پیرامون این اندک خندیدن و بسیار گردیدن صحبت میکنه.
شما مواجه میشید با فرهنگی که تحت عنوان فرهنگ شیعی در همین ایران ما وجود داره.
شما ببینید که چگونه این سوگواری های بی پایان یک تصویر افسرده ای از زندگی انسان ها به بار آورد.
هدف انگار از زیستن در این دنیا رنج کشیدن هست.
شما به این سیر دوار نگاه بکنید و از اون نگاه آلوده ای که در نهایت به قمه زنی و خودزنی و زنجیرزنی و سینه زنی میرسه.
همه اینها همون سیر دواری است در راستای نفی هرگونه شادی و لذت در این دنیا برای رسیدن به بهشت.
گویی که ما روبرو هستیم با بهشتی که برای خریدنش باید واحد پولی رنج و گریه و ماتم و مصیبت داشته باشیم.
حالا خب قاعدتا از مراسم عاشورا شروع میشه تا ایام ندبه و فاطمیه و الی آخر.
هر روز یک عزای تازه ای است که همه شادی رو به عنوان یک امر بی مایه و بی ارزش و جلف و سطحی در نظر بگیرند و رنج انسان را مترادف با بزرگ بودن و رسیدن به حد اعلی هم در نظر بگیرند و در نهایت ما مواجه بشویم با عده ای تسلیم و منفعل که برای رنج کشیدن و نزدیکی به خدا حاضرند همه ستم ها را هم قبول کنند و این ستم اجتماعی است که در نهایت حتی کسی به آن اعتراضی هم نخواهد کرد.
خودرو هم جزئی از این ریاضت الهی و امتحان الهی میبینند و حتی شاد هستند از این درخودماندگی ها.
اما نفی این تن خواهی و استبداد بر لذت وجودی و آن چیزی که ما تحت عنوان میل جنسی میشناسیم و لذات حسی میشناسیم هم یکی از ارکان مهم و بزرگ در این نگاه ها هست که خب قاعدتا این ابزار کنترل بر اراده انسان ها، فجایعی را هم به بار آورد.
من پیشتر هم درباره اش صحبت کردم.
حالا یک مقداری هم باز نزدیک بشویم به این مفهوم.
چون مفهوم، مفهوم بزرگی است.
ما اصولا با یک دریایی از تضاد و تناقض روبه رو هستیم.
از یک سو این ریاضت طلبی جنسی است و از سوی دیگر این اشباع رفتارهای جنسی وحشتناک است.
یعنی از یک سو اگر ما نزدیک به مسیحیان میشویم مواجه میشویم با این ریاضت طلبی و بعد در کنارش مثلا با اسلامی که به هیچ حد و مرزی قائل نیست در این بی بند و باری ها و حالا داستان را این قدر به پیش میبرد که از تجاوز تا هر نوع رابطه وحشتناکی را هم در دلش دارد.
حالا برای نزدیک شدن به این ریاضت طلبی و این سرکوب میل جنسی، وقتی به انجیل رجوع میکنیم به اول قرنتیان در باب هفتم آیه یک میگوید برای مرد نیکو است که زن را لمس نکند.
این تقدیس تجرد و نفی غریزه است که در نهایت با آیات دیگری که در انجیل وجود دارد نقطه را به جایی رسانده که ما مواجه میشویم با مسیحیانی که برای قرابت به خدا اصولا نزدیکی بازار نمیکنند و ازدواج نمیکنند و در نهایت به تجرد روی میآورند و تجرد هم ما درباره اش صحبت کردیم.
در نهایت شما مواجه میشوید با آن انفجاری که باعث یک دیو پلید متجاوزی میشود که در دل کلیساها ایستاده برای تجاوز کردن به کودکان، به آن قشری که صدایی هم ندارد.
یا مثلا در قرآن، در آل عمران در آیه چهارده میگوید محیط زندگی دنیا با شهوت زنان و فرزندان و طلا و نقره آرایش یافته تا شما را گمراه کند.
باز هم معرفی این علایق انسانی به عنوان دام های شیطانی و چیزهایی که جهان را در حقیقت داره دور میکنه از اون خواسته های الهیه.
حالا خود این خواسته های الهی در جهان دیگر خلاصه به همین دام های شیطانی میشه.
یعنی شما اگر رجوع کنید به بهشت قرار هست حوریان اونجا وجود داشته باشند تا همین روابط جنسی رو برقرار کنید.
قرار هست که از طعام بخورید که نمیدونم نهر شیر رفته و عسل وجود داره و شما قرار هست سیراب بشید.
یعنی نفی تمام چیزهایی که در این دنیا وجود داره برای رسیدن به همین چیزهایی که در این دنیا وجود داره در دنیای دیگر باز یک تضاد و تناقض دیگر.
اما ما گفتیم توی این ویژه برنامه قصد نداریم این تضاد ها رو مطرح کنیم.
قصد بر این هست که نزدیک بشیم به این ظلم هایی که ثمرات بزرگی هم داشت.
در تورات در سفر لاویان در باب پانزدهم آیه شانزده تا هجده پیرامون قوانین سخت گیرانه ای در باب نجاست غریضه ای که حتی لذت مشروع رو هم با حس ناپاکی و نیاز به غسل و تطهیر و تمام این موضوع ها گره میزنه.
یعنی ما مواجه میشیم که حتی کوچکترین رفتار های جنسی رو هم باز تصویر میکنه از یه کار ناپاک و زشت و غیر قابل تحمل.
و این اون تضاد و تناقضی است که هم از سویی داره این رو تطهیر میکنه این روابط رو، یک روابط در یک لایه هایی رو از یک سوی دیگه ای داره این رو نفی میکنه و در نهایت ما دچار این دوگانگی ها میشیم که ثمرات وحشتناکی داشت.
اصولا این قدرت الهی در راستایی است که هر گونه لذت طلبی رو از میان ببره و این لذت طلبی رو با وعده های نسیه ای در بهشت همسو کنه.
باز این اون تضاد وحشتناکی است که در خود داره دیگه.
یعنی شما مواجه میشید؟
از یک سو داره در باب این میگه که این کارها اشتباه است و از سوی دیگر همین رفتارهای اشتباه رو به عنوان وعده های آسمانی در بهشت تصور میکنه.
از یک سو دارای یک دیوار شرمی برای انسان ها به وجود میاره با نجس انگاشتن و از سوی دیگری همین زنجیرها رو بدل میکنه به طریقتی برای زیستن.
مثلا با ازدواج های متعددی که در اسلام وجود داره و در کنار تمام اینها ما با این زنجیر رو به رو هستیم که گریبان این انسان ها بسته شده.
و بعد ثمرات وحشتناکی رو در خودش داشته.
همون ثمراتی که در مسیحیت وجود داشته و ما شاهد این تجاوز ها هستیم.
به واسطه این گریبان گیری از ذات.
اصولا ذات و طبیعت انسانی با این رفتار ها هیچ وقت مهار شدنی نیست و از جای دیگری هم بروز خواهد داد و این آن نقطه نهایی است که می تواند این ظلمت ها را به وجود بیاورد.
اما قاعدتا این کمال ستم و بهشت هست که به مثابه یک لذت خانه تصویر میشود.
یعنی این بخش پارادوکس نهایی است که آن چیزی که ما در زمین بعنوان گناه میشناسیم در نهایت در بهشت مبدل به پاداش میشود.
این نقطه ای است که این تضادها را در زندگی انسانی امروزی هم گره میزند.
یعنی آن مثلا کشیشی که در آن دخمه گیر کرده در نهایت باز مواجه میشود با این تصاویر ارائه شده و حالا در این تضاد و تناقض ها میتواند در نهایت به نقطه ای برسد که یک همچین رفتارهایی هم داشته باشد.
در قرآن در سوره دخان آیه 31 میگوید و آنها را با حوریان درشت چشم تزویج میکند.
وعده همان وعده هاست.
همون لذات هست که در نهایت با محدودیت هایی که ما در زمین باهاش رو به رو هستیم و به عنوان شرم شناخته میشه.
اما قرار هست همون وعده ای باشه که در بهشت به این جماعت داده میشه و یا در همون قرآن در سوره محمد آیه پانزدهم میگه نهر هایی از شرابی که برای نوشندگان لذت بخش است.
یعنی ما مواجه هستیم با یک مایعی تحت عنوان مسکر و مشروب که این مشروب در دل این نگاه اسلامی در زمین حکم شلاق داره.
سه بار تکرار کردنش حکم اعدام داره در همین قوانین جمهوری اسلامی.
اما در دل اون چیزی که ما بعنوان بهشت میشناسیم و وعده خداوندی است، حالا همون نهر ها هستن که از شراب برای نوشندگان هم لذت بخش خواهد شد و مست هم خواهند شد.
خب قاعدتا این فریبی است که یک فریب تاریخی است که لذت رو در زمین ممنوع میکنه تا در نهایت بهشت رو به عنوان دست مزد این بندگی ها بفروشه و همون شادی ها و همون لذت هایی که در این دنیا هستند حالا قراره باز به خورد اونها داده بشه و این اون نقطه ایست که ما داریم مواجه میشیم با این بدعت دهشتناک پیرامون فروختن چیزی که انسان ها خود دارند.
گرفتن و مصادره اون و دادن وعده ای در دوردست ها از چیزی که خودشون میتونستن داشته باشن.
اما اصولا وقتی ما نزدیک به مسئله شادی و لذت طبیعت و ذات انسانی میشیم، مواجه میشیم با یک دریایی از تناقضات در دل این افکار که اصولا زندگی واقعی و زندگی روزمره همه انسان ها رو تحت تاثیر قرار داده و باعث این شکل وحشتناک از این غم و اندوه جمعی و افسردگی و از خودبیگانگی و این دوپارگی ذهنی ها شده و قاعدتا نیاز داریم که این نگاه های آلوده رو دور بکنیم و جهان رو به نوع دیگری بازتعریف بکنیم.
نوعی که در دل اون نیاز ها قبول بشه اما پاسخ به این نیاز ها عقلانی و به دور از آزار دیگران تعریف بشه.
اون نقطه ای است که ما میتونیم به یک حیات بهتر و جمعی و زندگی عقلانی تری برسیم.
در این انتهای برنامه دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر ادامه پیدا کنه.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید ام رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآورد.
تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه ادامه پیدا کنه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.
در پناه آزادی.