گر بماند ارثی از نجوای من در این جهان
آن بخوان آزادگی پاکی و فخر ارزش به جان
ارث من جنگ من و راه من و خون من است
آن همین آزادی جان و همه آزاد جان
وارثان گوش کنا از من و نجوای رها
با همه جان تو بدار ارزش آزاد قضا
پاک من مرهم جانها و رها باش قضا
با همه جان تو بساز خانهی حیوان به رها
وارثم خون حیوان تو ننوشا جانان
بر خودت شرم بدان خوردن حیوان گران
بر تنت جامهی آزادگی و شور عیان
به شجاعت ز تو فریاد، بیدار نسان
از نفس جان و جهان جنگل زیبا تو بخوان
به دفاع بودن و با نشر، از ما به جهان
وارثم خواندی و با من تو ز ما پیوستی
وارد ارتش آزادگی و پاک هستی
این شده شوق ز چامه و چه بسیار از آن
جنگ ما راه رهایی جهان بر جانان
مشتِ فریاد و به هم با هم و این رزم ز ما
این منا ما شده دنیا به ابد باد رها