سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان است با شماست.
این اپیزود سیزدهم از ویژه برنامه ی ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره تو این قسمت در باب نفی تک اثر صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان توی این ویژه برنامه ی مشخص ما سعی کردیم که در باب آیات و نشانه های ظلمت در جهان از ادیان ابراهیمی صحبت بکنیم.
با مراجعه به کتب آسمانی که این ادیان دارن انجیل و قرآن و تورات و بابی رو باز بکنیم.
برای مطالعه بیشتر و بهتره این کتب و دریچه ای باشه برای آگاهی بیشتر و در این قسمت مشخص هم قرار هست ما در باب این جنگ مقدس صحبت بکنیم.
ریشه یابی این خشونت و نفرتی که از کافران و مشرکان وجود داره، این عدم تحمل دیگری که مبدل به یک قاعده بزرگ در دل این ادیان مختلف شده و فرهنگی رو هم با خودش به وجود آورده.
یعنی ما وقتی نزدیک میشیم به ادیان ابراهیمی یکی از بارزه های مشخص اون ها جنگ با کفار و مشرکین هست.
اصولا مبحث جنگ هست.
این مقدس بودن جنگ هست.
یعنی از یک سو ما با انسان ها روبه رو هستیم که جنگیدند اما مقدس بودن جنگ یعنی فلسفه جهاد به عنوان مثال که یکی از اون تقدس های نهفته در دل باورهای اسلامی است، اون نقطه ای است که باعث این خشونت دهشتناک میشه و ما قرار هست که در باب این موضوع بیشتر و بهتر صحبت بکنیم و سعی کنیم بابی رو باز بکنیم برای بیشتر فکر کردن، بیشتر تامل کردن.
در بخش ابتدایی باید در باب این مطلق گرایی و نفی تکثر انسانی بیشتر صحبت بکنیم.
خب ما مواجه هستیم با یک ذات جزم اندیشی که ادیان دارند که دیگران را از دایره حقیقت و حق همواره خارج میدانند، نه تنها حقیقت را منحصرا در خود میبینند.
بلکه حق حیات را هم برای دیگران قائل نیستند.
یعنی ما با یک نقطه ای روبه رو هستیم در باب نفی تکثرگرایی و مطلق گرایی.
به این شکل جزم اندیشانه خود که ادیان مختلف در نقطه ابتدای خود را حقیقت میدانند و حق را در اختیار خود میدانند و دیگران را باطل میدانند.
این موضوع حتی در دایره ی این ادیان پیرامون کفار نیست.
حتی در قبال یکدیگر هم هست.
یعنی شما وقتی به یهودیان مراجعه میکنید، یهودیان همواره حقیقت را نزد خود میدانند و مسیحیان و مسلمانان هم اصلا در دایره قرار نمیدهند.
آنها را خارج از دین میدانند.
حالا وقتی برید و مثلا رجوع کنید به خود این ادیان و مذاهب درونی این ادیان هم داستان به همین شکل است.
شما وقتی به اسلام و شیعیگری و اهل سنت رجوع کنید، میبینید داستان این شکلی است.
حتی حکم قتال هم را میدهند و اینگونه نگاه جزم اندیشانه ای دارند.
همه حقیقت در دایره ای است که من بهش باور دارم و هرکسی از این دایره خارج باشد حق زیستن و زندگی ندارد.
این مطلق گرایی است که در نهایت باعث این خونریزی ها و خشونت های وحشتناک میشود.
من بارها پیرامون واقعیت و حقیقت صحبت کردم.
ما از یک سو با واقعیات دنیا روبه رو هستیم.
چیزهای عینی که قابل لمس و قابل دیدن هست و در دنیای پیرامون ما در حال اتفاق افتادن هست.
اما در کنار این روبرو هستیم با حقیقت چیزی که انسان ها باور دارند باید وجود داشته باشه.
اون رو انسان ها حقیقت میشمارند و حالا برپایه اون حقیقت زندگی می کنند.
یعنی گاها اگر حقیقت و واقعیت در تناقض با هم باشد، انسان باورمند حقیقت خود را به عنوان واقعیت قبول می کند.
چیزی که ما به کرات در کنار خود میبینیم و حالا وقتی مواجه می شویم با این ادیان ابراهیمی می بینیم که چگونه حقیقت خودرا یک حقیقت مطلق می داند و هر گونه سازش با دیگر باورها را اصلا تحمل نمی کند.
اصلا نمی تواند قبول کند دیگری هم در این دایره وجود داشته باشد.
چیزی که در ادیان دیگر شاید خارج از این نگاه جزم اندیشانه ی ادیان ابراهیمی تا حدی میتونید یه مقداری سازش رو در دیگر نگاه ها ببنید.
یعنی در ادیان هندی شاید یه مقداری از این رواداری وجود داشته باشه.
همه حقیقت رو برای خود نبینند و اگر هم حقیقت رو برای خود میبینند حق حیات برای دیگران قائل بشن.
اما شما وقتی به ادیان ابراهیمی رجوع میکنید میبینید که داستان به این شکل نیست.
گواهی بر این جنگ ها و قتال های بی پایان دریایی از این آیات بی انتها هست.
وقتی به قرآن رجوع می کنید سوره توبه آیه پنج میگه و چون ماه های حرام سپری شد مشرکان را هر جا یافتید بکشید و بگیرید و محاصره شان کنید و در هر کمین گاهی به کمین بنشینید.
دستور صریحی برای قتال مشرکان برای کشتار عظیمه از مشرکان.
یا مثلا در سفر تثنیه تورات در باب سیزدهم آیه 26 میگه ساکنان آن شهر را به دم شمشیر بکش و آن را با هر آنچه در آن است و چهارپایان اش کاملا هلاک ساز.
دستور قتل عامی که برای شهری که کافر درش هست همداستان با این حقیقت ارائه شده نیست.
می بینید که چگونه دستور به قتل میرسد؟
دستور به قتلی دهشتناک که نه تنها انسان ها بلکه هر جانی که در آن وجود دارد، از حیوانات تا گیاهان را هم از زیر تیغ بگذرونه.
و این باز دوباره اون نگاه جزم اندیش و مطلق گرایی است که اینگونه خشونت به بار میاره.
اینگونه این نفرت رو پراکنده میکنه.
یا در انجیل متی باب دهم آیه 31 میگه گمان مبرید که آمده ام تا صلح بر زمین آورم.
نیامدهام صلح آورم بلکه شمشیر را اینجا از زبان خود مسیح داره صحبت میکنه و استفاده از شمشیر به عنوان نماد جنگ و جدا شدن از صلح و جنگیدن و مبارزه کردن هست.
و باز ما مواجه میشیم که حتی در مسیحیت که نمادی است از اون مهر و محبت که من بارها در این ویژه برنامه دربارهش صحبت کردم که مسیحیت یعنی جمع عهد عتیق و عهد جدید یعنی انجیل و تورات در کنار هم و هر چیزی که در تورات با آن روبرو می شویم به مسیحیت هم مرتبط است.
اما در دل همان انجیلی که عده ای او را نماد رفتن می دانند مواجه می شویم با این نگاه جزم اندیشانه و مواجه می شویم با این تصویر ارائه شده در باره کشتار دیگران و دیگری را از بین بردن.
ما با ادیانی مطلقگرا و جزم اندیش روبرو هستیم که تمام حقیقت را به نزد خود می دانند و هر کسی که از این دایره خارج باشد را مستحق مرگ و خونش را هم حلال می دانند.
آنها ارثی از جانب خدا انگار گرفتند و به عنوان قوم برگزیده همه چیز را به عاریت بردند و در نهایت در این نگرش هر دیگری نجس هست.
هر دیگری دور از این دور حقیقت باطل خواهد بود و این نگاه حق گرایانه مذهبی است که در طول تاریخ عاملیت فجایع بزرگی بوده و میراثی عظیم برای تمام تاریخ بشریت به وجود آورده که ما باهاش مواجه بودیم.
اون نفرت وحشتناکی که در نهایت باعث جنگ های بی حد و حصری شده.
اما داستان تنها در همین نقطه خلاصه نمی شه.
یعنی همتای تمام چیزهایی که من بهش اشاره کردم تا الان در این ویژه برنامه موضوعی نیست که ما یک قرائت تاریخی نسبت به موضوعات داشته باشیم و بگوییم بله.
در دورانی هم بوده که مسیحیان یا یهودیان اومدن و فلان رفتار رو کردند یا در دوران صدر اسلام هم بوده که مسلمانها همچین رفتار های دهشتناکی رو کردند.
نه موضوع خلاصه به این نمیشه.
خوب قاعدتا این هم بخشی از اون نگاه هست اما در کنارش ما مواجه هستیم با فرهنگ بازتولید شده از این نگاه آلوده.
این نگاه آلوده ای که در دنیای خداناباوران و بیخدایی مدرن هم داره مدام تکرار میشود.
یعنی اگر شما مواجه میشوید با نازیسم، با کمونیسم.
با این نگاه هایی که در نهایت خود را همتای خدا میدانند.
دارند از همین نقطه مشخصی را میکشند.
دارند از همین نگاه تغذیه میکنند.
اگر در دل نازیسم با ما مواجه میشیم، با این نفرت از دیگری، اصولا تعریف دیگری در این نگاه برگرفته از همین نگاهی است که در طول این سالیان طول و دراز از سه هزار و پانصد سال گذشته، چهار هزار سال گذشته در دل مردم وجود داشته.
همان چیزی که خود نازی ها هم به آن اعتقاد داشتند.
یعنی نازی ها باور داشتند که یهودی ها به شدت نژاد پرست هستند چراکه اصولا قوم خود را قوم برتر و برگزیده خدا میدانستند.
اصولا کسی را وارد این دایره نمیکردند و این بازتولیدی است که دوباره فرهنگ بیماری رو بوجود میاره که حالا در نوک پیکانش میتونه این بار هیتلر بنشینه جای خدا.
اینبار هیتلر میتونه با تعابیر و تفاسیر جدید دیگری را تعریف کند.
شما یک عصری را به وجود آوردید.
این اصل در خود حقیقت را برای خود می داند.
دیگران را نجس در نهایت و حق زندگی و حیات را از آنها سلب می داند و اصولا حقی برای اینها قائل نیست.
خب وقتی یه همچین نگاهی به وجود اومده حالا میتونه بازتولید بشه.
یک بار میتونه در قالب و ردای این خدای تازه که هیتلر باشه و اون نگاهی که نازیسم باشه اتفاق بیفته.
یک بار میتونه در ردای استالین و کمونیسم اتفاق بیفته.
چرا که این قاعده به وجود اومده.
عده ای به آن باورمند هستند.
هر بار دارند به این درخت بیمار و آلوده آب میدهند، سیرابش میکنند با خون هایی که میریزند و در نهایت ما مواجه میشیم با این سرو بزرگی که غیر قابل قطع شدن هست و حالا اومده تا همه چیز رو هم در خود ببلعد.
اما برای گذر از این بخش میتونیم وارد این مشروعیت بخشی به پاکسازی بشویم.
یعنی دکترینی که اصولا قوم برتر را تعریف می کنند.
این هم در ادامه همان تحلیل است.
یعنی همتای چیزی که ما مثلا با نازیسم ها روبرو می شویم و اصولا یک فکری بود که در نهایت قرار بر این داشت که یک قوم برگزیده ای تحت عنوان آلمانی ها را تعبیر و تفسیر یا آریایی ها را تفسیر بکند.
این ها یک دکترین گذشته ای داشتند از یک نقطه ابتدایی شروع شدند و حتی این ها استفاده کننده و استعمال کننده این نگاه ها بودند.
شما نگاه می کنید که چگونه این عدم تحمل به یک ابزار مشروعیت بخشی برای جنگ های تمام عیار و پاکسازی های قومی و دینی تبدیل شده؟
وقتی به قرآن رجوع می کنید به سوره توبه آیه 67 اونجایی که می گوید با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند بجنگید تا آنگاه که با دست خود در حال خضوع جزیه بپردازند.
دستور جنگی است مستقیم برای خفت و تحقیر کردن دیگران برای از میان بردن دیگران، برای از آن خود کردن و این پاکسازی قومیتی.
یعنی اگر یک محمدی قدرت را در اختیار میگیرد در شبه جزیره عربستان در آن دوره از تاریخ حالا اومده تا همه رو یکسان بکنه، همه رو یک شکل بکنه، همه رو از زیر شمشیر و از زیر تیغ شمشیر دهشت خودش بگذرونه.
همون کاری که کرد تا زمانی که تونست انجام داد و بعد از اون کسانی که در جای او بر پای او نشستند تونستن این رویه وحشتناک رو ادامه بدن و جهان رو در این دهشت و وحشت فرو ببرند.
پس ما مواجه هستیم با این مشروعیت بخشی به پاکسازی به این جنگ های دیوانه وار.
یا مثلا در سفر خروج تورات در باب سی و دوم آیه 30 اونجایی که میگه هر یک از شما شمشیر خود را بران ببینید و از دروازه تا دروازه در اردوگاه ها بگردید و هر کس برادر و دوست و همسایه خود را بکشد.
یعنی شما مواجه هستید با این دستور قتلی که خدا داره در راه به وجود اومدن و ادامه دار بودن خودش میده و دیگه در این نگاه آلوده همه چیز هم براش از میان خواهد رفت.
حتی پیوند های خویشاوندی، پیوند های همسایگی و دوستی و الی آخر.
حتی داره این بخش رو هم به پیش میبره.
برای بیشتر و بیشتر غرق شدگی در این شکل اسفناک از اطاعت کورکورانه در دل خشونت، در دل جنون، در دل دیوانگی ما مواجه هستیم با خدایی که اومده تا همه چیز رو در این نگاه آلوده به پیش ببره و این ها در نهایت فردایی خواهد داشت، فرهنگی خواهد داشت و ما را به نقطه امروزی خودمان میرسونه.
به انجیل هم میتونیم رجوع بکنیم.
در کتاب لوقا در باب چهاردهم آیه 15 میگه اگر کسی نزد من آید و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران بلکه جان خود را نیز دشمن ندارد، نمیتواند شاگرد من باشد.
باز هم در راستای اون تثبیت جدایی و نفی تعلقات انسانی در راه دین تا در نهایت از انسان ها موجوداتی ساخته بشه که تبدیل به ابزاری برای این خشونت دهشتناک بشن.
تمام این اشاراتی که ما امروز داریم دربارش صحبت میکنیم در این ویژه برنامه ما به ازاء های بیرونی در زیست جمعی ما داره.
یعنی اگر شما با فرقه هایی روبرو میشید که یک همچین اصولی رو انگار دارن تداعی میکنن، انسان ها باید بریده بشن از پدرشون، مادرشون، خانوادشون انگار از یک نقطه ابتدایی اینها سیراب شدند.
انگار میتونن رد پای نگاه های آلوده رو به شکل قانون، به شکل قاعده، به شکل ارزش و هنجار در دل انجیل ببینن.
در تورات ببینن، در قرآن ببینن برای کشتار قواعد رو از همین نقطه ها اخذ کنن و این درجا نمیمونه.
این در یک نقطه خفه نمیشه.
شما وقتی رجوع میکنید به صدر اسلام همه چیز در صدر اسلام تموم نشد.
ما مواجه نبودیم با محمدی که بیاد و غزوه بکنه و بکشه و جنگ بکنه و یه عده ای رو قلع و قمع بکنه و داستان تموم بشه و فردایی به دور از او ما داشته باشیم. نه.
او مدام در حال بازتولید خودش هست.
مدام ما داریم این تصویر رو میبینیم.
حتی اگر مغولی هم حمله میکنه در نهایت میبینه بله.
این باور به وجود اومده میتونه من رو سیراب بکنه.
میتونه به من خوراک بده و در نهایت ما با مغولان روبه رو هستیم که باور میارن به اسلام.
چرا که اسلام میتونه تمام این قواعد دهشتناکی که اون ها بهش باور دارن رو قانونی شرعی براشون به پیش ببره.
اگر شما مواجه میشید با بیخدای مدرن هم میبینید که چگونه رگه های این نگاه آلوده رو میگیرن.
این مشروعیت بخشی رو برای پاکسازی های قومی استفاده میکنن.
اگر روزی قرار بر این باشه که نازی ها و هیتلر جهان رو در خون غرق بکنن، خودرو در پایگاه و ردای اون خدا تصویر میکنه.
خدایی که قاعده و قانون میزاره.
خدایی که دنیا رو به پیش میبره.
خدایی که اگر تصمیم بگیره یا قومی نباشه نخواهد بود و حالا در این نگاه آلوده وارد میدانی برای از میان بردن میشه.
ما در دل همین نگاه هست که در دل این حق پنداری خویشتن هست که مواجه میشیم با برتری قومی.
برتری قومی که خود رو مامور پاک کردن دنیا میبیند.
این نگاه الهیست که یک ستون فکری برای پاکسازی های مداوم در طول تاریخ به وجود آورده.
این همان اتفاقی است که در نهایت ما را مواجه می کند با امثال هیتلر، با امثال کمونیسم، با امثال نگاه های دگمی که حتی شاید در آتی به وجود بیاید.
حتی شاید این نگاه ها به ظاهر به دور از اون نگاه های کهن باشه، اما میراثی است که به شکل اعلاء در طول تاریخ از همین نگاه های آلوده برده در جنگ های صلیبی، در تاریخ یهود، در جنگ هایی که اسلام در صدر خودش کرده و یا کشورگشایی هایی که کرده دیدیم.
اما امروز هم باز هم قابل مشاهده هست.
امروز هم دوباره میتونیم همون نفرت پراکنی رو در اشکال دیگه ای ببینیم.
پس ما داریم در باب نقطه ای صحبت میکنیم که در طول تاریخ مدام در حال تکرار شدنه.
اما وقتی بخواهیم وارد بحث بعدی بشیم باید بریم به سمت اینکه ریشه و عامل اصلی این نفرت و جدایی رو در کجا میتونیم پیدا بکنیم.
خب قاعدتا دین هست که به عنوان یک عامل اصلی این جدایی و نفی حق زیست مسالمت آمیز در طول تاریخ نقش ایفا کرده.
شما وقتی به ادیان نگاه میکنید میبینید که تا چه اندازه درسته که یک اتحادی رو بوجود آورده اما اتحادی است در دل یک قوم و قبیله ای برای نابودی دیگران.
یعنی اتحادی است که به عنوان یک اتحاد شوم میشه بهش نگاه کرد.
اگر مردمی در اون صحرای عربستان زندگی میکردند با 100 خدا در دل همان کعبه به هم آزاری میرسوندن.
در دل همون صحرا داشتن زندگی میکردن.
اون اتحاد ابتدایی باعث از بین رفتن هزار از اون مردمان شد تحت عنوان مشرک و کافر.
بعد از این که این اتحاد با خون و خون ریزی به وجود اومد.
حالا این اتحاد مسموم باعث از میان رفتن کشورهای دیگری شد.
مصر به دست اینها افتاد، ایران به دست اینها افتاد و دوباره این بازتولید خون در پی جریان داشتن بود.
پس ما میتوانیم عامل این نفرت و این جدایی ها را در دل این ادیان ببینیم.
همه چیز در همین مسایل هم خلاصه نمیشه.
شما مواجه هستید با ادیانی که اصولا در پی بی اعتمادی هستند.
در پی جدایی افکندن بین انسان ها هستند.
شما وقتی به قرآن رجوع میکنید سوره آل عمران آیه 110 اونجایی که میگه ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید، شما را پس از ایمان آوردن تان به کفر باز میگرداند.
این باز یک ریشه ای یک تلنگری است در راستای این ترویج بی اعتمادی و جداافتادگی مردم از یکدیگر.
یا مثلا در انجیل در کتاب لوقا باب 12 13 میگه آیا گمان مبرید که آمده ام تا صلح را بر زمین آورم؟
نه به شما میگویم بلکه تفرقه را باز هم روبه رو هستیم.
با این تصدیق نقش دین در ایجاد شکاف و جدایی بین انسان ها.
انسان هایی که می توانستند در کنار هم زیست بهتری داشته باشند اما این خرمن پر رونق از ادیان در طول تاریخ باعث این آتش میانشان شد.
یعنی شما مواجه شدید با انسان هایی که در این نگاه آلوده مدام از هم دور و دورتر شدند.
خداوندگاری که تمام حقیقت را برای خود دید و با به وجود آوردن این حق گرایی و خویشتن را دیدن، دیگران را از این دایره دور کرد، نجس شمرد و در نهایت باعث مرگ و کشتار شد.
ما با دین و خدایی روبه رو هستیم که تشدید کننده ی این نگاه ها در طول تاریخ بوده و اگر بخواهیم ریشه های این برتری طلبی را در ذات انسان ها ببینیم، با ستون مستحکمی از آموزش هایی روبه رو می شویم که این نگاه ها را تربیت کرده، بزرگ کرده و قاعدتا دین و معنای خدا بوده که توانسته از این نگاه ابتدایی همچین قدرت بزرگی را به وجود بیاره.
قاعدتا نقش دین به عنوان یک عامل بزرگی در این جدایی و نفرت و نفرت پراکنی در جوامع بوده.
از اون نقطه ابتدایی تا امروز نفی حق زیستن، مساله مسالمت آمیز و این رواداری در کنار هم قاعدتا انتخابی وجودی در دل ادیان بوده.
اصولا اینها وجود خودشون رو در نفی وجود دیگران گره زدن.
وقتی ما مواجه میشیم با این نگاه مسمومی که وجودیت خود را و تمام حقیقت را نزد خود می دونه و برای ادامه دار بودن حیات خود دیگران رو حذف میکنه، شما میخوای چه ثمره ای رو در دلش ببین؟
حالا اگر ذات برتری طلبی و خودخواهی در وجود انسان ها وجود داره مدام داره آبی به این درخت داده میشه که تعلیم و تربیتی است در راستای این خود خدا پنداری ها، در راستای این دیگر سازی ها و خب قاعدتا در نهایت هم این درخت مسموم رو به وجود میاره و زندگی رو اینگونه تیره و تار برای همگان خواهد کرد.
خب قاعدتا در باب کشتار کفار و این نفی تکثرگرایی ساعتها میشه صحبت کرد چرا که مصداق ها و مثال های بیشماری داره.
میتونیم رجوع کنیم به جنگ های بی پایانی که در دوران صدر اسلام اتفاق افتاد.
بین یهودیان و مسلمانان اتفاق افتاد.
جنگ های صلیبی که تاریخ دهشتناکی رو داشت و یا حتی در جهان مدرن و در نگاه های امروزی هم میتونیم ردپای این دیگر هراسی هارو ببینیم و بشکافیم و دربارش صحبت بکنیم.
میتونیم آیات بی انتهایی رو از دل این کتب مقدس آسمانی ادیان ابراهیمی بیاریم و ساعت ها دربارشون تفسیر بکنیم.
اما هدف باز کردن بابی است برای مطالعه بیشتر.
برای فهم بیشتر.
برای آگاهی پیرامون ادیانی که زندگی ما رو تحت شعاع خود قرار دادن حتی اگر جماعتی باورمند به ان نباشند هم دارن از همان فرهنگ سیراب می شوند و در همان نگاه آلوده غرقه شدن و نیاز داریم که با آگاهی بیشتر وارد این میدان بشویم.
چه برای باور داشتن و چه برای تغییر دادن.
در این انتهای برنامه هم دوست دارم با تو مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر ادامه پیدا کند.
می توانید آثار من را با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته ی تحریر درآوردم.
تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتوانید با مراجعه به وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه ادامه پیدا کنه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.