خب دوستان توی این قسمت مشخص از ویژه برنامه پوپولیسم و عوام گرایی قرار هست که در باب نواندیشان دینی صحبت ‏بکنیم.‏
‏ اون قشر نوظهوری که سعی در استحکام حکومت های دینی و مذهبی داره و یا سعی داره که این نگاهی که وجود داره در ‏راستای انتقاد به نگاه های مذهبی رو براش سرپوشی بذاره و حالا ما مواجه هستیم با این قشر نوظهور که چه در استحکام ‏حکومت های استبدادی و چه در راستای تقلیل دادن این حکومت ها فعالیت می کند و اتفاقا نگاه های عوامفریبانه ای هم داره. ‏یعنی همتای.‏
‏ همان نگاهی که ما در باب پیامبران داشتیم و دربارشون صحبت کردیم.‏
‏ حالا در این وادی مشخص هم اوضاع به همین شکل است.‏
‏ خب ما در این ویژه برنامه مشخص عوام گرایی سعی کردیم در قسمت ابتدایی مقدمه و یک تعریفی نسبت به عوام گرایی ‏داشته باشیم و حالا در قسمت های دیگه ای که داریم دربارش صحبت میکنیم در باب اقسام مختلف اشکال مختلفی که از این ‏عوام گرایی ها استفاده میکنند داریم صحبت میکنیم.‏
‏ در باب پیامبران صحبت کردیم و گفتیم که چگونه اینها از این پوپولیسم استفاده کردند و از احساسات مردم استفاده کردند تا ‏در نهایت به آن قدرت طلبی ها هم برسند.‏
‏ حالا در باب مساله نواندیشان دینی هم مبحث به همین شکل است.‏
‏ من در قسمت های دیگه ای که پیرامون برنامه به نام جان داشتم در ویژه برنامه ای که تحت عنوان شناخت اسلام بود هم در ‏باب نواندیشان دینی صحبت کردم و یا در مقاله ای که در کتاب کیمیا بود تحت عنوان کیمیا در باب نواندیشان دینی اونجا هم ‏صحبت کردم.‏
‏ میتونید به این مورد ها هم رجوع کنید و اون ها رو گوش بدید.‏
‏ هم کتاب کیمیا به صورت صوتی در اختیار شما هست و اون مقاله مشخص و هم نسخه الکترونیک هست که در وب سایت ‏جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما دوستان قرار گرفته و میتونید با مراجعه به اون ها هم یه نگاهی نسبت به اون ‏موضوعات هم داشته باشید.‏
‏ اما در این قسمت مشخص از ویژه برنامه پوپولیسم، حالا قصد داریم که از نگاه عوام‌گرایانه یک نگاهی نسبت به این نواندیشان ‏دینی داشته باشیم.‏
‏ نواندیشان دینی که به غایت خطرناک هستند.‏
‏ برای شرایط حاضر به ویژه مثلا در ایران خودمون.‏
‏ خوب قاعدتا میشه از یک نگاه دیگه ای هم به این منظر چشم دوخت و اشاره داشت به اینکه این نواندیشان دینی در پی تقلیل ‏نگاه های اسلامی هستند، در پی این هستند که این نگاه ها را به نوعی یک مقداری نرم بکنند.‏
‏ این نگاه های وحشی خوبی که در باور اسلام به عنوان مثال وجود دارد که در طول این سالیان موجب اتفاقات ریز و درشت ‏وحشتناکی شده و حالا این ها سعی دارند مقداری تقلیل بدهند.‏
‏ شما وقتی روبرو میشوید مثلا با نگاه اینها نسبت به موضوعات همجنسگرایان حالا شما مواجه میشوید که اینها سعی دارند این ‏نگاه را یک مقداری تقلیل دهند.‏
‏ این نگاه دگم که داره و بدترین و وحشیانه ترین رفتارها را در قبال مثلا همجنس گرایان دارد و یک مقداری به آرامی به پیش ‏ببرند، آن شکل افسارگسیخته ای که داشته و سعی داشته که این ها را شلاق بزند و بکشد و از میان بردارد و حالا با یک نگاه ‏دیگری تصویر بکند.‏
‏ یا در باب موضوعات دیگری که در جهان وجود دارد، نابرابری های بی حد و حصری که میان زن و مرد ها وجود دارد یا ‏موضوعاتی از این دست.‏
‏ حالا اینها سعی می کنند اینها را یک مقداری عقلانی تر با استدلال بیشتر به پیش ببرند.‏
‏ خوب از این جهت میشه بهش نگاه کرد و گفت که وجود اینها مهم هست.‏
‏ میشه بهشون ارزشی گذاشت تا در نهایت اون نگاه های دگم رو از میان بردارند.‏
‏ اما این ها بزرگ ترین سطح هستند در برابر نگاه های انقلابی.‏
‏ یعنی بزرگترین سد در برابر نگاه انقلابی برای دگرگونی بنیادین نگاه های مثلا اسلامی حکومتی همتای جمهوری اسلامی.‏
‏ اینها بزرگترین سد و دست انداز در برابر این نگاه ها است.‏
‏ چرا که با تقلیل دادن این نگاه های اسلامی سعی در.‏
‏ رقیق کردن اون نگاه اسلامی بکنن و ما رو نسبت به اون هدف و ریشه ای که در برابر داریم سست تر بکنیم.‏
‏ حالا با توجه به این تصاویری که برای ما مطرح می کنند، قرار هست که ما یک نگاه دگرگونی را نسبت به اسلام داشته باشیم ‏و آن ریشه اصلی در برابر مثلا با مواجهه با شرایط حال حاضر ایران که مسبب اصلی آن اسلام است را فراموش کنیم.‏
‏ گاها با توجه به عناوینی که اینها مطرح می‌کنند قرار است که ما یک نگاهی داشته باشیم نسبت به اینکه جمهوری اسلامی ‏مترادف با اسلام نیست، می تواند متفاوت با اسلام باشد.‏
‏ اینها یک تعریف مشخصی از اسلام دارند و یک نگاه مشخصی دارند که می تواند فرسنگ ها با چیزی که آنها تصویر میکنند ‏دور باشد و این نقطه خطرناکی است که به عنوان دست انداز در برابر ما شکل می گیرد که حالا قرار است ما را از آن انقلاب و ‏دگرگونی اصلی که تغییر نگاه مردم و عوام مردم است دور کند.‏
‏ اما ما مواجه می شویم با این نواندیشان دینی که در مبحث پوپولیسم چگونه وارد میدان شده اند.‏
‏ نقطه ابتدایی و اصلی ما همان مبحثی است که ما درباره آن صحبت کردیم.‏
‏ وقتی ما در باب این عوامگرایی صحبت می کنیم، اصولا این جامعه ای که ما تحت عنوان پوپولیست ها می‌شناسیم، افرادی که ‏وارد این وادی می‌شوند و با استفاده از پوپولیسم سعی دارند اهداف خودشان را به پیش ببرند.‏
‏ یکی از بارزه های اصلی‌شان این است که توسل دارند به باورهای مردم.‏
‏ یعنی سعی می‌کنند باورهایی که برای خودش جای پایی پیدا کرده و در دل مردم وجود دارد را از آن ها استفاده کنند و آن ها را ‏محوریت قرار دهند.‏
‏ خب وقتی ما مواجه می شویم با این نواندیشان دینی به شکل به نوعی لجام گسیخته ای روبه رو می شویم.‏
‏ با همین تصویر مشخص که حالا این جماعت به میدان آمده اند تا با توسل به باورهای پوسیده مردم، اهداف و باورهای ‏خودشان را به پیش ببرند، در پی رسیدن به آن قدرتی باشند که ما درباره آن صحبت کردیم.‏
‏ این قدرت می‌تواند گاها قدرت سیاسی باشد و می تواند استحکام قدرت سیاسی باشد و یا رسیدن به شأن و شخصیت و منزلت ‏برای خویشتن باشد.‏
‏ حالا با توجه به این موضوع مشخص است که ما می دانیم انسان هایی که تحت عنوان عوام گرایان می شناسیم از همین ‏موضوعات مشخص و.‏
‏ استفاده از باورهای مردم استفاده می کنند.‏
‏ حالا می بینیم که در دل این نواندیشان دینی هم به کرات این موضوع قابل دیدن هست، قابل رویت است.‏
‏ اینها توسل دارند به همین باورهای پوسیده.‏
‏ یعنی اگر دارند صحبت می کنند در باب اتفاقات، نگاه اصلی و میل اصلیشان در باب همین باورهای گذشتگان است. همتای.‏
‏ همان چیزی که در باب پیامبران هم صحبت کردیم.‏
‏ اگر پیامبرانی به میدان آمدند در باب ریشه های اصلی که هیچ وقت صحبتی نکردند آمدند و از همان باورهایی که وجود ‏داشت استفاده کردند.‏
‏ گفتیم که مثلا پیامبران اگر وارد میدان شدند در برابر جماعتی بیشماری از بیخدایان که ایستادگی نمی کردند، در برابر مردمانی ‏بودند که همه و همه باورمند به خدا بودن خدا رو تصویر کرده بودند و به آن باور داشتند، به این قدرت لایزال در آسمان ها باور ‏داشتند.‏
‏ حالا می تونستن به اقسام مختلف، به اشکال مختلف در شکل شرک آلود خودش مثلا چندین خدا رو به عنوان خدا قبول داشته ‏باشن، خدایگان مختلفی رو تصویر کنن یا تصاویری برای خدا بر زمین نقش ببندند.‏
‏ یا این که مثلا یه اقسامی از این خدا رو در آسمان ها مورد ستایش قرار میدن.‏
‏ مثلا ستاره پرست بشن و خورشید پرست بشن و ماه پرست بشن و به نوعی اون قدرت لایزال رو در این اقسام مختلف ببینند.‏
‏ در مجموع معنای یکسان و مترادف با هم هست.‏
‏ معنای یکسانی که در راستای ناتوانی ها و نادانی ها و ترس های مردم شکل گرفته.‏
‏ مردمانی که نادان هستن چیزی در باب پیرامون خودشون نمی دونن.‏
‏ دانایی لازم و دانش لازم را در باب موضوعات مختلف ندارند.‏
‏ پر از ترس هستند نسبت به موضوعات مختلف، نسبت به قدرت هایی که در جهان وجود دارد و هر قدرتی.‏
‏ اگر به جهان باستان نگاه کنیم، قدرتی که در اختیار حیواناتی که درنده خویی بودند مثلا وجود داشته، حالا خود را پر از ترس ‏می‌دانند.‏
‏ در باب موضوعاتی که در جهان تحت عنوان بلایای طبیعی می‌شناسیم هم وجود داشته، حالا دانایی لازم برای مواجهه با آنها را ‏نداشتند و در عین حال ترس و وحشتی در وجودشان وجود داشته برای تقابل با آنها.‏
‏ حالا اینها ناتوان بودند و قدرتی در اختیار نداشتند و همه و همه توسل کردند به یک قدرت ماورایی که قرار است تمام ‏پرسش‌ها را پاسخ دهد.‏
‏ یک دانه های کاملی باشد، یک همه چیز دانی باشد که همه چیز را می داند و به تمام نادانی های آنها پاسخ خواهد داد که یک ‏قدرت لایزالی باشد که تمام ناتوانی های آنها را بپوشاند.‏
‏ این قدرت لایزال یک صد و یک سپر برای آنها ایجاد کند و در برابر تمام ترس ها وحشت.‏
‏ و حالا این جماعت و این انسان ها میل به این داشتند که خدایی را برای خودشان تفسیر کنند.‏
‏ حالا جماعتی می‌رفتند و یک خدای واحدی را تصویر می‌کردند.‏
‏ همان چیزی که ادیان تصویر کرده اند و یا کسانی که مثلا در دل شرک سعی می‌کردند برای قدرت های مختلف در جهان ‏خدایانی را بتراشند یا سعی می‌کردند یک تصویر و تمثیلی از آن خدای قدرتمند را در زمین تحت عنوان بت ها تصویر کنند و ‏یا اشکال مختلفی که همه می‌شناسند.‏
‏ در نهایت عمده فکر اینها در باب یک موضوع مشخص و توسل به یک قدرت ماورایی بوده.‏
‏ حالا اگر پیامبران وارد این میدان شدند، سعی کردند از همین رویه و از همین باورهای پوسیده مردم استفاده کنند.‏
‏ حالا وقتی ما نگاه را به سمت نواندیشان دینی هم می‌بریم، قضیه به همین شکل است.‏
‏ حالا ما مواجه می شویم با یک جامعه ای تحت عنوان جامعه ایرانی که باورمند به نگاه های اسلامی هست یعنی اکثریت غالب ‏مردم همان توده هایی که درباره اش صحبت می کنیم و اصولا عوام گرایی برای همان توده ها هست، باورمند به همین نگاه ‏اسلامی است.‏
‏ حالا باور پوسیده ای تحت عنوان باورهای اسلامی میداندار در این سپهر سیاسی مثلا ایران است در بین عوام و توده هاست.‏
‏ حالا این نواندیشان دینی هم از همین رویه استفاده می کنند و وارد این میدان می شوند.‏
‏ اگر صحبت از تغییر می زنند در همین راستا مشخص است.‏
‏ یعنی آن اصول ابتدایی که نگاه به اسلام و باور اسلامی است را قبول دارند و با توسل به همان باورهای قبول شده از طرف عوام ‏هستند که وارد این میدان می شوند.‏
‏ خب ما شاهد این توسل به باورهای پوسیده در دل نواندیشان دینی هستیم.‏
‏ موضوع مهم اصلی دیگر همان دور ماندن از ریشه ها هست.‏
‏ ما گفتیم که در دل عوام گرایی رو به رو هستیم با این مبحث مهم که تمام اشخاصی که خود را به واسطه نزدیکی و قرابت با ‏عوام مردم و توده ها معرفی می کنند همیشه از ریشه ها دور هستند.‏
‏ هیچوقت ریشه های اصلی رو مورد کنکاش قرار نمیدن.‏
‏ حالا وقتی نگاه میکنیم به نواندیشان دینی هم مساله به همین شکل هست.‏
‏ حالا مبحثی نیست که این خدایی که شما دارید تصویر میکنید جلاد است.‏
‏ حالا موضوع سر این نیست که او پر از ناعدالتی ها و نابرابری ها، دنیایی که ساخته وجود داره.‏
‏ جهان او جهان پر ظلمتی است.‏
‏ حالا موضوع در این نیست که نمیشه این خدا رو جمع بست با یک قدرت مطلقی در جهان و در عین حال عدالتخواهی او.‏
‏ این دو تا جمع شدنی با هم نیست.‏
‏ ریشه اصلی در برابر ما همین موضوع مشخص است.‏
‏ یا شما باور دارید که یک خدا با قدرت مطلقی در جهان حاکم است.‏
‏ و یا اینکه باور دارید که این خدا قدرت لازم را ندارد که اگر باورمند به این قدرت لایزال خدا هستید پس تمامی این نابرابری ‏ها و ظلمت هایی که در جهان وجود دارد چگونه برای شما توجیه پذیر است؟
‏ پس شما مواجه می شوید با دور ماندن از ریشه.‏
‏ یا مثلا وقتی ما مواجه میشیم با نگاهی نو اندیشان دینی نسبت به جمهوری اسلامی و شرایطی که در ایران نقش بسته.‏
‏ ریشه اصلی که ریشه اسلامی است مد نظر آنها نخواهد بود.‏
‏ حالا اگر صحبت از این می شود که قوانین اسلامی بر این پایه است که این نابرابری ها را به وجود بیاورد، این بی عدالتی ها را ‏میداندار کند.‏
‏ مثلا در زمینه مشخصی مثل خیانت ما مواجه هستیم با قوانین اسلامی، با آیات قرآنی، با زیست پیامبر و احادیث بیشمار.‏
‏ در راستای اینکه مردان می توانند مثلا چهار همسر داشته باشند در مذهب و در مذهب شیعه می توانند زنان بی شمار را به صیغه ‏خود در بیاورند.‏
‏ در نگاه کلی اسلامی می توانند کنیزان رو ازشون سوءاستفاده جنسی بکنند و به صورت قانونی بهشون تجاوز کنن.‏
‏ حالا صحبت از این عناوین مشخصه رنج آلودی نیست که ریشه ریشه اسلامی داره.‏
‏ حالا قرار است که این ریشه ها به کنار گذاشته بشه و در باب همین ساقه ها صحبت بشه.‏
‏ یعنی ریشه اصلی که اسلام هست و مسبب بوجود آمدن این نگاههای آلوده شده و قوانینی را وضع کرده در راستای از میان ‏بردن عدالت و برابری و از میان بردن آزادی ها.‏
‏ قرار نیست که مورد کنکاش قرار داده بشه.‏
‏ حالا شاید قرار باشه که در باب این ساقه هایی که وجود داره، هر کدوم از این عناوینی که ما دربارش صحبت کردیم صحبت ‏بشه و مغالطه در دلش بشه.‏
‏ حالا سعی بشه که این ها تقلیل داده بشه.‏
‏ اگر در باب همسری صحبت شده حالا صحبت بشه که در باب.‏
‏ اینکه ما میتونیم اون رو تغییر بدیم.‏
‏ اما قرار نیست که به این نگاه آلوده ما نظری داشته باشیم و در باب اون.‏
‏ وقتی ما در باب این عوامگرایی صحبت میکنیم و عوامل مهمی که تحت عنوان این عوامگرایی میشناسیم و در قسمت های ‏پیشین هم دربارش صحبت کردیم.‏
‏ حالا شاهد این هستیم که در دل نواندیشان دینی چگونه به این عوامل بال و پر داده میشه.‏
‏ خب قاعدتا این جماعتی که وارد این میدان شدند خوب برای قدرت طلبی وارد این میدان شد.‏
‏ گاها با برخی از این ها رو به رو می شویم که برای استحکام همین حکومت جمهوری اسلامی پا به این میدان گذاشت.‏
‏ گاها رو به رو می شویم با اینکه اینها پا رو به این میدان گذاشتند تا اسلام رو حفظ کنن.‏
‏ گاها روبه رو میشیم برای اینکه بتونن شأن و شخصیتی برای خودشون بوجود بیاورند.‏
‏ شان و شخصیتی که به واسطه همین عواملی که ریشه های مهم از بین بردن آزادی های ما برابری واقعی های ما هستند، شکل ‏گرفته.‏
‏ یعنی شما با جماعتی رو به رو می شویم که اصلا شأن و شخصیت را به واسطه اسلام گرفته و حالا همین اسلام هست که ‏بزرگترین عامل از میان رفتن آزادی های فردی ما، برابری های ما، زندگی درست و اصولی برای ما است.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید که این ها میل به قدرتی دارند برای رسیدن به شأن و شخصیت والا، برای خود، برای استحکام ‏حکومت حاضر برای استحکام نگاه های اسلامی شما رو به رو می شوید که اینها توسل می کنند به باورهای پوسیده ای که در ‏میان مردم وجود دارد.‏
‏ حالا گاها سعی می کنند ریشه ها را بر سطوحی که وجود دارد را از میان ببرند.‏
‏ مثلا در باب خرافاتی که در دل اسلام وجود دارد صحبت بکنند.‏
‏ خرافاتی که حتی گاها ارتباط معنایی با خود اسلام ندارد.‏
‏ اما ریشه هایی که در دل اسلام وجود دارد همتای نابرابری که از اصول اصلی اسلامی است، حالا اینها به کناری گذاشته ‏می‌شود.‏
‏ اگر هم قرار باشد در باب این اصل مشخص نابرابری و باور.‏
‏ این نگاه اسلامی به مبحث نابرابری صحبت شود، در باب موضوعاتی در دل این صحبت بشه، حالا سعی بشه با مغالطه.‏
‏ یک بخشی از این نگاه ها تقلیل داده بشه و این اون نقطه ای است که میتونه جماعت بی شماری رو خام در این دنیا نگه داره و ‏به دور از ریشه ها زندگی اون ها رو به پیش ببره.‏
‏ همون نقطه مشخصی که ما در عوامگرایی می شناسیم که باعث می شه مردمان رو به اشکالات خودشون نظری نداشته باشن.‏
‏ شما مواجه می شید با توسلی که این ها به احساسات مردم می کنند تا خویشتن را خوب جلوه بدهند.‏
‏ حتی گاها شما مواجه می شوید با موضوعاتی که در دل عوام وجود داره و حالا مردمانی هستند که با توجه به این نگاه تازه، ‏نگاه هایی مغایر با موضوعات اسلامی دارند.‏
‏ اما حالا این جماعت آمده اند تا این نگاه های مغایر را همسوی با نگاه های اسلامی بکنند.‏
‏ یعنی شما مثلا وقتی مواجه میشوید با یک موضوع مشخص مثلا همجنسگرایی.‏
‏ حالا امروز جهان داره راه رو به سمتی میل میکنه که سعی کنه این نگاه های دگم و متعصبانه نسبت به همجنسگرایی رو تقلیل ‏بده.‏
‏ یک نگاه تازه ای رو پدیدار کرد.‏
‏ حالا اگر عوام مردم در هر جای دنیا موضوع فقط ایران نیست، شاید ایران ما الان در اون شرایط اصلا نباشه و عوام مردم اتفاقا ‏همسوی با اون داستان ها و اون نگاه های دگمی که اسلام دارن هم باشن اما در جاهای مختلف دنیا درباره اش صحبت می کنه.‏
‏ یعنی مثلا وقتی ما در باب این عوام گرایی صحبت میکنیم و نواندیشان دینی مثلا وقتی روبرو میشیم با شخصیت اصلی ‏کلیسای کاتولیک.‏
‏ حالا می‌بینیم او هم داره در همین داستان قدم برمیداره.‏
‏ به این مفهوم مشخصی که حالا اگر یک باوری در دل مردم وجود دارد، او سعی دارد که این باور ریشه ای خودش را همسان با ‏آن بکند.‏
‏ حالا سعی می‌کند دنبال دریچه هایی بگردد تا این نگاه دگم را تغییر بدهد.‏
‏ اما تغییر دادن این نگاه دیگر به واسطه باورهای او نیست.‏
‏ به واسطه سوءاستفاده از احساساتی است که در دل مردم وجود دارد.‏
‏ این توسل به باورهای دیگران است که می‌خواهد خود را همسوی با آنها بکند.‏
‏ یعنی شما مواجه نمی‌شوید با جماعتی که باورمند به این موضوع باشند که نابرابری بزرگترین ظلمتها هست.‏
‏ نباید آزادی دیگران را سلب کرد.‏
‏ آزادی تعریف بی همتای آزار نرساندن به دیگران دارد.‏
‏ اما آنجایی که حالا جماعت توده مردم به این سمت و سو باورمند میشن، حالا اونها آنها سعی می کنند دلیل تراشی کنند تا آن ‏نگاه ابتدایی و دوم را از میان ببرند یا آن نگاه دوم ابتدایی را همسان بکنند.‏
‏ پس شما مواجه هستید با یک.‏
‏ میدانی که مردمانی به میدان آمده اند تا با توسل به نگاه های عامه مردم خودشان را خوب تصویر کنند.‏
‏ این نگاه و باوری که وجود دارد و ریشه اصلی تمام مشکلات است را خوب تصویر کنید.‏
‏ گاها وقتی به این مباحث نواندیشان دینی با آن روبه رو می شوید، می توانید بفهمید که چگونه اینها حتی خویشتن شان را هم ‏فریب داده اند.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با ریشه هایی که در قرآن وجود دارد.‏
‏ اصلا آیات قرآنی است.‏
‏ ما در دل اسلام چیزی بالاتر از قرآن که نداریم.‏
‏ ما قرآن را نوک هرم قرار می دهیم.‏
‏ زندگی پیامبر، احادیث و فقه فقها را هم در مراتب بعدی قرار می دهیم اما نوک پیکان قاعدتا همون قرآن هست.‏
‏ حالا مثلا وقتی شما روبرو میشید با بریدن دست دزدان در دل قرآن.‏
‏ این دیگه موضوعی نیست که بشه کتمانش کرد.‏
‏ اما حالا اگر عوامی وجود دارند که نگاهشون تغییر کرده و نسبت به این شکنجه های بی حد و حصری که در اسلام وجود داره ‏موعظه های متفاوتی دارند، حالا شما مواجه میشید از این ها که توسل میکنن به باورهای تازه مردم تا اون نگاه دگم وحشتناک ‏گذشته خودشون رو تغییر بدن.‏
‏ حالا میبینید که چگونه نه تنها عوام فریبی وجود داره، حتی خود فریبی هم وجود داره.‏
‏ حتی ما با جماعتی رو به رو هستیم که خود رو فریب میدن.‏
‏ یعنی حاضر نیستن زیر این میز پر از ظلمت بزنن و وارد یک میدان تازه ای برای ارائه باورهای خودشون باشن.‏
‏ سعی در تمیز کردن اون میز پر از نجاسات و کثافات دارن.‏
‏ شما مواجه میشید در دل این نگاه نواندیشان دینی که تقابل با واقعیت دارد، یعنی واقعیت های عینی را از نظر دور می‌کند، سعی ‏دارد با فریب و ریا این واقعیت ها را به گونه دیگه ای برای ما تصویر کند.‏
‏ واقعیتی که ما تحت عنوان آیات قرآنی می شناسیم اینکه در برابر محاربان باید چه کرد؟
‏ باید یک دست و پای اینها را برید یا اینها را نفی بلد کرد در جایی که اینها قطعا بمیرند، در جایی که جایی برای زندگی نیست.‏
‏ مفهوم آن نفی بلد و تبعیدی که ما میشناسیم تبعید نیست که مثلا در تهران یک نفری را بفرستند یک شهر دیگه ای.‏
‏ منظور این هست که او را بفرستن به یک جزیره ای که نتونه توش سکونت داشته باشه، نتونه توش زندگی کنه و چیزی پیدا ‏بکنه و در نهایت بمیره.‏
‏ قرار هست که دست و پای این محارب بریده بشه.‏
‏ قرار هست که او را اعدام بکنند، بکشند سرش رو ببرن.‏
‏ حالا اینها آیات مبرهن قرآنی است که آیاتی است که همه مسلمانان به آن باور دارند، به قرآن باور دارند، به تحریف نشدن ‏قرآن باور دارند.‏
‏ حالا شما شاهد هستید که این جماعت آمده اند تا با رویه ای از فریب و ریا و عناوینی از این دست، این واقعیت را از نگاه ها ‏دور کنند، نگاه ها را به سمت و سوی دیگری ببرند یا با مغالطات خودشان سعی کنند که این نگاه را خدشه دار کنند.‏
‏ واقعیت را از دید عموم دور کنند.‏
‏ ما مواجه هستیم که چگونه این ها باور خود را هم به حراج می گذارند.‏
‏ چرا که به باور مشخصی هم باورمند نیستند چرا که اگر خود را مسلمان می دانستند باید به این عناوین مشخص باورمند بودند.‏
‏ اما به واسطه اینکه حالا این نگاه عمومی به سمت و سوی تازه ای کشانده شده که مثلا شلاق را زشتی می داند، شکنجه می ‏داند.‏
‏ حالا این جماعت به میدان آمدند تا با مغالطات خودشان این عنوانی که در اسلام ریشه دارد و باور مسلمان ها بر پایه آن است.‏
‏ قوانینی که خداوند وضع کرده برای ابد و ازل مردمان تا آخرین روزی که جهان وجود دارد را هم نفی کند چرا که امروز راه ‏رسیدن به قدرت، توسل به آرای عمومی است.‏
‏ آرای عمومی که تغییر کرده.‏
‏ وقتی ما در باب پوپولیسم صحبت می‌کنیم دقیقا نکته همین موضوع مشخص است.‏
‏ جماعتی که به میدان آمدند تا تغییرات را به وجود بیاورند و یک باور مشخصی دارند بر پایه همان باورهای خودشان پیش ‏خواهند رفت.‏
‏ حالا هر چیزی که بخواهد مردمان بکند، حالا هر باوری که در بین عوام مردم وجود داشته باشد.‏
‏ اگر ما به میدان آمدیم تا برابری همه جان ها را پدیدار کنیم، اگر آمدیم تا بگوییم آزادی یک قانون دارد و آن هم آزار ‏نرساندن به همه جانداران است، چه انسان، چه حیوان و چه گیاهان.‏
‏ حالا قرار نیست که با نگاه عوام مردم ایران این که انسان رو برتر از دیگران میدونه ما به کناری بکشیم.‏
‏ ما بگوییم بله حرف های شما درست است اما در دل عوام گرایان دقیقا موضوع به همین شکل است.‏
‏ حالا اگر یک ریشه باوری هم در وجود خودشان باشد به سادگی حاضرند آن را تقلیل بدهند و همسو بکنند و به نوعی فریب ‏بدن مردمان را.‏
‏ تا در نهایت بعد از گرفتن قدرت باز تصاویر خودشان را میدان‌دار کنند.‏
‏ همان اتفاقی که مثلا خمینی رقم زد.‏
‏ خمینی کسی نبود که بخواهد به دمکراسی باور داشته باشد.‏
‏ هدف او پدیدار کردن حکومتی همتای حکومت فرانسه در آن دوران باشد.‏
‏ او قاعدتا میل به اسلام داشت.‏
‏ برای باورهای اسلامی به میدان آمده بود.‏
‏ اما عوام مردم شاید در آن روزگار تصویری از دمکراسی مثلا غربی و فرانسوی داشتند.‏
‏ حالا او به سادگی می‌توانست با استفاده از همان عناوین اسلامی مشخصی مثل بقیه استفاده بکنه و جماعت رو همسوی با ‏خودش بکنه.‏
‏ حالا در دل این نواندیشان دینی هم همین تصاویر رو میتونید ببینید.‏
‏ چرا که اگر یک ریشه باور مشخصی در دل اینها وجود داشته باشه، دیگه نمی تونن اون رو نقض بکنن.‏
‏ وقتی شما این نقص رو دارید به چشم می بینید، حالا میتونید شاهد همین رخداد هم باشید.‏
‏ حالا میتونید شاهد باشید که اینها دارن فریب میدن مردمان رو، چرا که باور اصلی خودشون رو به واسطه باور عمومی از یاد ‏برده اند.‏
‏ حالا ما مواجه با جماعتی هستیم که از هر دو سو داره ارتزاق می کنه.‏
‏ یعنی از یک سو و از حکومت وقتی که قدرت را در اختیار داره داره ارتزاق می کنه، بجاش داره از اون ها هم دفاع می کنه.‏
‏ به جاش با صحبت هاش به نوعی از اون ها دفاع کرده.‏
‏ به نوعی با این میدان‌داری سعی کرده که اونها رو با خود همسو بکنه.‏
‏ اصلا اصالت وجودی خود آدم به واسطه همین نگاه هاست.‏
‏ یعنی شما مختص به نواندیشان دینی.‏
‏ هم در نظر نگیرید.‏
‏ مثلا بیاید و در باب همین اصلاح طلبان صحبت بکنیم.‏
‏ اصلاح طلبان تمام وجودیت خود را از جمهوری اسلامی دارند و در یک ویژه برنامه دیگری هم صحبت کردن.‏
‏ هر کدام از این اصلاح طلبان بدون جمهوری اسلامی هیچ چیزی نیستند.‏
‏ همه شخصیت خود موجودیت خود را از همین جمهوری اسلامی گرفته اند و قاعدتا نمی توانند زیر این میز بزنند و در راستای ‏استحکام همین قدرت هم باید فعالیت بکنند.‏
‏ پس ما مواجه می شویم از یک سو که این ها در راستای همین استحکام دارن قدم بر می‌دارند و از سوی دیگر با فریب عوام ‏مردم سعی می کنند خود را در جبهه آنها هم تصویر کنند.‏
‏ جایی که نیاز هست خود را وارد این جبهه مشخص که مخالف آن نگاه ها هست هم قرار بدهند.‏
‏ یعنی اگر عوام مردم وارد وادی شدند که به عنوان مثال دست و پا بریدن را شکنجه می دانند و زشتی تصویر می کنند.‏
‏ شلاق زدن را زشتی تصویر می کنند.‏
‏ در ملاء عام کشتن را زشتی و ظلمت تصویر می کنند.‏
‏ نابرابری در برابر حقوق زنان را زشتی تصویر می کنند.‏
‏ حالا این جماعت آمده اند تا خود را در این جبهه هم تصویر کنند.‏
‏ با فریب مردم، با ریاکاری ها، با کتمان واقعیتی که وجود دارد در دل اسلام، در باورهای اسلامی.‏
‏ حالا شما شاهد مردمانی هستید که دارند از هر دو سو ارتزاق می شن، دارند به هر دو سو به نوعی از هر دو سو دارن منفعت می ‏برند.‏
‏ پس شما می توانید شاهد این ریاکاری ها در دل آنها باشید.‏
‏ یکی از خصایص عمده ای که در دل این پوپولیسم هم وجود دارد.‏
‏ اینها در پی گل آلود کردن صحنه ای هستند برای بهره برداری خودشان.‏
‏ یعنی شما شاهد هستید که از سویی دارند این نگاه اسلامی را تقلیل می دهند تا اسلام را حفظ کنند.‏
‏ از سویی با تقلیل دادن نگاه اسلامی در نهایت قرار است که جمهوری اسلامی هم مبدل به یک حکومت در نهایت بی آزاری ‏هم بشود.‏
‏ یعنی شما اگر به وادی باوری اینها نزدیک شوید، به اصول اصلی باور اینها نزدیک شوید، نمی توانید هیچ چیز مشخصی را ‏دریافت کنید.‏
‏ صحبت در نهایت پیرامون چه موضوعی است؟
‏ اسلام باور درستی است.‏
‏ اسلام باید در سیاست حضور داشته باشد یا نه؟
‏ اگر موضع شما در باب این مساله مشخص، حضور نداشتن مثلا اسلام باشد، اسلام اصولا دین سیاسی است.‏
‏ اسلام اصولا با همین نگاه سیاسی وارد میدان شده است.‏
‏ پیامبر اسلام در نهایت برای رسیدن به قدرت سیاسی وارد این میدان شد.‏
‏ موضوعات بی حد و حصر همیشه در باب مثال های بیشمار هم مثالی آورد و صحبت کرد.‏
‏ اما موضوع اصلی اینجا این است که ما وقتی در باب این عوامگرایی صحبت می کنیم داریم یک مبحثی را مطرح می‌کنیم که ‏جماعتی وارد میدان شدند تا با سوءاستفاده از احساسات و باورهای مردم وارد میدان شوند.‏
‏ همان چیزی که ما داریم آن را می بینیم.‏
‏ نقطه ابتدایی تمامی این نواندیشان دینی توسل به باورهای پوسیده مردم که همان باورهای اسلامی است شکل می گیرد.‏
‏ شما مواجه می شوید با جماعتی که به ریشه ها هیچ کاری ندارد در باب شاخ و برگ ها، در باب.‏
‏ سطوحی که در برابرشان وجود دارد صحبت می کنند.‏
‏ در باب ریشه اصلی که خود نگاه های اسلامی هست، قوانین اسلامی هست، قرآن هست، احادیث بیشمار هست، زندگی پیامبر ‏هست.‏
‏ یعنی اگر شما وارد وادی مثلا تحت عنوان خیانت می شوید یا تحت عنوان این می شوید که نابرابری میان زن و مرد وجود ‏دارد، حالا کاری به این ندارند که قرآن مستقیما در باب همسر صحبت می کند.‏
‏ کاری به این ندارند که شیعیانی در جهان وجود دارند که به صیغه باور دارند.‏
‏ در باب این صحبت نمی کنند که قرآن آیه مستقیمی دارد که کنیزان را تجاوز به کنیزان را قانونی قلمداد می کند.‏
‏ حالا میرند و در باب شاخ و برگ هایی که وجود دارد شاید صحبتی هم بکنند.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با جماعتی که توسل می کنند به باورهایی که در بین عوام وجود دارد و به نوعی با استفاده از این ‏باورهایی که در میان مردم وجود دارد، حتی باور ریشه خودشان را هم زیر سئوال می برند.‏
‏ اما شما می توانید شاهد این ریاکاری و فریب باشید که قاعدتا اینها با ریا وارد این میدان شدند.‏
‏ اینها با توسل به این ریا وارد این میدان شدند چرا که ما نمونه های بیشماری از این جماعت را در برابر داریم چرا که نمی شود ‏کسی همسوی با قرآن و اسلام باشد و اصول اصلی این دین را هم زیر سئوال ببرد.‏
‏ نمی تواند با مطرح کردن مغالطات بیشمار.‏
‏ این ریشه اصلی که خودش باورمند به آن است را زیر سئوال ببرد.‏
‏ در نهایت ما شاهد صحنه ای گل آلودی هستیم که این جماعت وارد میدان شدند که هیچ سو و سمتی ندارند.‏
‏ از هر دو سهم دارند ارتزاق می‌کنند تا در نهایت به آن شأن و شخصیت برسند یا قدرت را در اختیار بگیرند.‏
‏ از یک سو خودشان را نزدیک به باورهای نوظهور می‌کنند و با مغالطات سعی می‌کنند باورهای گذشته را همسو کنند.‏
‏ از یک سو با این همسو کردن ها سعی در تقلیل آن نگاه وحشتناک اسلامی دارند.‏
‏ نگاهی که قرار است ما در برابر آن ایستادگی کنیم و در برابر آن دگرگونی ها را تصویر کنیم.‏
‏ قاعدتا در باب نواندیشان دینی میشه موضوعات مختلفی رو مطرح کرد و ما قاعدتا در قسمت های آتی برنامه ای به نام جان در ‏ویژه برنامه های مختلف باز هم دربارشون صحبت می‌کنیم.‏
‏ اما در این قسمت مشخص بیشتر خواستیم که در باب این نگاه عوام‌گرایانه صحبت کنیم.‏