خب دوستان توی این قسمت مشخص از ویژه برنامه پوپولیسم و عوام گرایی قرار هست که در باب نواندیشان دینی صحبت بکنیم.
اون قشر نوظهوری که سعی در استحکام حکومت های دینی و مذهبی داره و یا سعی داره که این نگاهی که وجود داره در راستای انتقاد به نگاه های مذهبی رو براش سرپوشی بذاره و حالا ما مواجه هستیم با این قشر نوظهور که چه در استحکام حکومت های استبدادی و چه در راستای تقلیل دادن این حکومت ها فعالیت می کند و اتفاقا نگاه های عوامفریبانه ای هم داره. یعنی همتای.
همان نگاهی که ما در باب پیامبران داشتیم و دربارشون صحبت کردیم.
حالا در این وادی مشخص هم اوضاع به همین شکل است.
خب ما در این ویژه برنامه مشخص عوام گرایی سعی کردیم در قسمت ابتدایی مقدمه و یک تعریفی نسبت به عوام گرایی داشته باشیم و حالا در قسمت های دیگه ای که داریم دربارش صحبت میکنیم در باب اقسام مختلف اشکال مختلفی که از این عوام گرایی ها استفاده میکنند داریم صحبت میکنیم.
در باب پیامبران صحبت کردیم و گفتیم که چگونه اینها از این پوپولیسم استفاده کردند و از احساسات مردم استفاده کردند تا در نهایت به آن قدرت طلبی ها هم برسند.
حالا در باب مساله نواندیشان دینی هم مبحث به همین شکل است.
من در قسمت های دیگه ای که پیرامون برنامه به نام جان داشتم در ویژه برنامه ای که تحت عنوان شناخت اسلام بود هم در باب نواندیشان دینی صحبت کردم و یا در مقاله ای که در کتاب کیمیا بود تحت عنوان کیمیا در باب نواندیشان دینی اونجا هم صحبت کردم.
میتونید به این مورد ها هم رجوع کنید و اون ها رو گوش بدید.
هم کتاب کیمیا به صورت صوتی در اختیار شما هست و اون مقاله مشخص و هم نسخه الکترونیک هست که در وب سایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما دوستان قرار گرفته و میتونید با مراجعه به اون ها هم یه نگاهی نسبت به اون موضوعات هم داشته باشید.
اما در این قسمت مشخص از ویژه برنامه پوپولیسم، حالا قصد داریم که از نگاه عوامگرایانه یک نگاهی نسبت به این نواندیشان دینی داشته باشیم.
نواندیشان دینی که به غایت خطرناک هستند.
برای شرایط حاضر به ویژه مثلا در ایران خودمون.
خوب قاعدتا میشه از یک نگاه دیگه ای هم به این منظر چشم دوخت و اشاره داشت به اینکه این نواندیشان دینی در پی تقلیل نگاه های اسلامی هستند، در پی این هستند که این نگاه ها را به نوعی یک مقداری نرم بکنند.
این نگاه های وحشی خوبی که در باور اسلام به عنوان مثال وجود دارد که در طول این سالیان موجب اتفاقات ریز و درشت وحشتناکی شده و حالا این ها سعی دارند مقداری تقلیل بدهند.
شما وقتی روبرو میشوید مثلا با نگاه اینها نسبت به موضوعات همجنسگرایان حالا شما مواجه میشوید که اینها سعی دارند این نگاه را یک مقداری تقلیل دهند.
این نگاه دگم که داره و بدترین و وحشیانه ترین رفتارها را در قبال مثلا همجنس گرایان دارد و یک مقداری به آرامی به پیش ببرند، آن شکل افسارگسیخته ای که داشته و سعی داشته که این ها را شلاق بزند و بکشد و از میان بردارد و حالا با یک نگاه دیگری تصویر بکند.
یا در باب موضوعات دیگری که در جهان وجود دارد، نابرابری های بی حد و حصری که میان زن و مرد ها وجود دارد یا موضوعاتی از این دست.
حالا اینها سعی می کنند اینها را یک مقداری عقلانی تر با استدلال بیشتر به پیش ببرند.
خوب از این جهت میشه بهش نگاه کرد و گفت که وجود اینها مهم هست.
میشه بهشون ارزشی گذاشت تا در نهایت اون نگاه های دگم رو از میان بردارند.
اما این ها بزرگ ترین سطح هستند در برابر نگاه های انقلابی.
یعنی بزرگترین سد در برابر نگاه انقلابی برای دگرگونی بنیادین نگاه های مثلا اسلامی حکومتی همتای جمهوری اسلامی.
اینها بزرگترین سد و دست انداز در برابر این نگاه ها است.
چرا که با تقلیل دادن این نگاه های اسلامی سعی در.
رقیق کردن اون نگاه اسلامی بکنن و ما رو نسبت به اون هدف و ریشه ای که در برابر داریم سست تر بکنیم.
حالا با توجه به این تصاویری که برای ما مطرح می کنند، قرار هست که ما یک نگاه دگرگونی را نسبت به اسلام داشته باشیم و آن ریشه اصلی در برابر مثلا با مواجهه با شرایط حال حاضر ایران که مسبب اصلی آن اسلام است را فراموش کنیم.
گاها با توجه به عناوینی که اینها مطرح میکنند قرار است که ما یک نگاهی داشته باشیم نسبت به اینکه جمهوری اسلامی مترادف با اسلام نیست، می تواند متفاوت با اسلام باشد.
اینها یک تعریف مشخصی از اسلام دارند و یک نگاه مشخصی دارند که می تواند فرسنگ ها با چیزی که آنها تصویر میکنند دور باشد و این نقطه خطرناکی است که به عنوان دست انداز در برابر ما شکل می گیرد که حالا قرار است ما را از آن انقلاب و دگرگونی اصلی که تغییر نگاه مردم و عوام مردم است دور کند.
اما ما مواجه می شویم با این نواندیشان دینی که در مبحث پوپولیسم چگونه وارد میدان شده اند.
نقطه ابتدایی و اصلی ما همان مبحثی است که ما درباره آن صحبت کردیم.
وقتی ما در باب این عوامگرایی صحبت می کنیم، اصولا این جامعه ای که ما تحت عنوان پوپولیست ها میشناسیم، افرادی که وارد این وادی میشوند و با استفاده از پوپولیسم سعی دارند اهداف خودشان را به پیش ببرند.
یکی از بارزه های اصلیشان این است که توسل دارند به باورهای مردم.
یعنی سعی میکنند باورهایی که برای خودش جای پایی پیدا کرده و در دل مردم وجود دارد را از آن ها استفاده کنند و آن ها را محوریت قرار دهند.
خب وقتی ما مواجه می شویم با این نواندیشان دینی به شکل به نوعی لجام گسیخته ای روبه رو می شویم.
با همین تصویر مشخص که حالا این جماعت به میدان آمده اند تا با توسل به باورهای پوسیده مردم، اهداف و باورهای خودشان را به پیش ببرند، در پی رسیدن به آن قدرتی باشند که ما درباره آن صحبت کردیم.
این قدرت میتواند گاها قدرت سیاسی باشد و می تواند استحکام قدرت سیاسی باشد و یا رسیدن به شأن و شخصیت و منزلت برای خویشتن باشد.
حالا با توجه به این موضوع مشخص است که ما می دانیم انسان هایی که تحت عنوان عوام گرایان می شناسیم از همین موضوعات مشخص و.
استفاده از باورهای مردم استفاده می کنند.
حالا می بینیم که در دل این نواندیشان دینی هم به کرات این موضوع قابل دیدن هست، قابل رویت است.
اینها توسل دارند به همین باورهای پوسیده.
یعنی اگر دارند صحبت می کنند در باب اتفاقات، نگاه اصلی و میل اصلیشان در باب همین باورهای گذشتگان است. همتای.
همان چیزی که در باب پیامبران هم صحبت کردیم.
اگر پیامبرانی به میدان آمدند در باب ریشه های اصلی که هیچ وقت صحبتی نکردند آمدند و از همان باورهایی که وجود داشت استفاده کردند.
گفتیم که مثلا پیامبران اگر وارد میدان شدند در برابر جماعتی بیشماری از بیخدایان که ایستادگی نمی کردند، در برابر مردمانی بودند که همه و همه باورمند به خدا بودن خدا رو تصویر کرده بودند و به آن باور داشتند، به این قدرت لایزال در آسمان ها باور داشتند.
حالا می تونستن به اقسام مختلف، به اشکال مختلف در شکل شرک آلود خودش مثلا چندین خدا رو به عنوان خدا قبول داشته باشن، خدایگان مختلفی رو تصویر کنن یا تصاویری برای خدا بر زمین نقش ببندند.
یا این که مثلا یه اقسامی از این خدا رو در آسمان ها مورد ستایش قرار میدن.
مثلا ستاره پرست بشن و خورشید پرست بشن و ماه پرست بشن و به نوعی اون قدرت لایزال رو در این اقسام مختلف ببینند.
در مجموع معنای یکسان و مترادف با هم هست.
معنای یکسانی که در راستای ناتوانی ها و نادانی ها و ترس های مردم شکل گرفته.
مردمانی که نادان هستن چیزی در باب پیرامون خودشون نمی دونن.
دانایی لازم و دانش لازم را در باب موضوعات مختلف ندارند.
پر از ترس هستند نسبت به موضوعات مختلف، نسبت به قدرت هایی که در جهان وجود دارد و هر قدرتی.
اگر به جهان باستان نگاه کنیم، قدرتی که در اختیار حیواناتی که درنده خویی بودند مثلا وجود داشته، حالا خود را پر از ترس میدانند.
در باب موضوعاتی که در جهان تحت عنوان بلایای طبیعی میشناسیم هم وجود داشته، حالا دانایی لازم برای مواجهه با آنها را نداشتند و در عین حال ترس و وحشتی در وجودشان وجود داشته برای تقابل با آنها.
حالا اینها ناتوان بودند و قدرتی در اختیار نداشتند و همه و همه توسل کردند به یک قدرت ماورایی که قرار است تمام پرسشها را پاسخ دهد.
یک دانه های کاملی باشد، یک همه چیز دانی باشد که همه چیز را می داند و به تمام نادانی های آنها پاسخ خواهد داد که یک قدرت لایزالی باشد که تمام ناتوانی های آنها را بپوشاند.
این قدرت لایزال یک صد و یک سپر برای آنها ایجاد کند و در برابر تمام ترس ها وحشت.
و حالا این جماعت و این انسان ها میل به این داشتند که خدایی را برای خودشان تفسیر کنند.
حالا جماعتی میرفتند و یک خدای واحدی را تصویر میکردند.
همان چیزی که ادیان تصویر کرده اند و یا کسانی که مثلا در دل شرک سعی میکردند برای قدرت های مختلف در جهان خدایانی را بتراشند یا سعی میکردند یک تصویر و تمثیلی از آن خدای قدرتمند را در زمین تحت عنوان بت ها تصویر کنند و یا اشکال مختلفی که همه میشناسند.
در نهایت عمده فکر اینها در باب یک موضوع مشخص و توسل به یک قدرت ماورایی بوده.
حالا اگر پیامبران وارد این میدان شدند، سعی کردند از همین رویه و از همین باورهای پوسیده مردم استفاده کنند.
حالا وقتی ما نگاه را به سمت نواندیشان دینی هم میبریم، قضیه به همین شکل است.
حالا ما مواجه می شویم با یک جامعه ای تحت عنوان جامعه ایرانی که باورمند به نگاه های اسلامی هست یعنی اکثریت غالب مردم همان توده هایی که درباره اش صحبت می کنیم و اصولا عوام گرایی برای همان توده ها هست، باورمند به همین نگاه اسلامی است.
حالا باور پوسیده ای تحت عنوان باورهای اسلامی میداندار در این سپهر سیاسی مثلا ایران است در بین عوام و توده هاست.
حالا این نواندیشان دینی هم از همین رویه استفاده می کنند و وارد این میدان می شوند.
اگر صحبت از تغییر می زنند در همین راستا مشخص است.
یعنی آن اصول ابتدایی که نگاه به اسلام و باور اسلامی است را قبول دارند و با توسل به همان باورهای قبول شده از طرف عوام هستند که وارد این میدان می شوند.
خب ما شاهد این توسل به باورهای پوسیده در دل نواندیشان دینی هستیم.
موضوع مهم اصلی دیگر همان دور ماندن از ریشه ها هست.
ما گفتیم که در دل عوام گرایی رو به رو هستیم با این مبحث مهم که تمام اشخاصی که خود را به واسطه نزدیکی و قرابت با عوام مردم و توده ها معرفی می کنند همیشه از ریشه ها دور هستند.
هیچوقت ریشه های اصلی رو مورد کنکاش قرار نمیدن.
حالا وقتی نگاه میکنیم به نواندیشان دینی هم مساله به همین شکل هست.
حالا مبحثی نیست که این خدایی که شما دارید تصویر میکنید جلاد است.
حالا موضوع سر این نیست که او پر از ناعدالتی ها و نابرابری ها، دنیایی که ساخته وجود داره.
جهان او جهان پر ظلمتی است.
حالا موضوع در این نیست که نمیشه این خدا رو جمع بست با یک قدرت مطلقی در جهان و در عین حال عدالتخواهی او.
این دو تا جمع شدنی با هم نیست.
ریشه اصلی در برابر ما همین موضوع مشخص است.
یا شما باور دارید که یک خدا با قدرت مطلقی در جهان حاکم است.
و یا اینکه باور دارید که این خدا قدرت لازم را ندارد که اگر باورمند به این قدرت لایزال خدا هستید پس تمامی این نابرابری ها و ظلمت هایی که در جهان وجود دارد چگونه برای شما توجیه پذیر است؟
پس شما مواجه می شوید با دور ماندن از ریشه.
یا مثلا وقتی ما مواجه میشیم با نگاهی نو اندیشان دینی نسبت به جمهوری اسلامی و شرایطی که در ایران نقش بسته.
ریشه اصلی که ریشه اسلامی است مد نظر آنها نخواهد بود.
حالا اگر صحبت از این می شود که قوانین اسلامی بر این پایه است که این نابرابری ها را به وجود بیاورد، این بی عدالتی ها را میداندار کند.
مثلا در زمینه مشخصی مثل خیانت ما مواجه هستیم با قوانین اسلامی، با آیات قرآنی، با زیست پیامبر و احادیث بیشمار.
در راستای اینکه مردان می توانند مثلا چهار همسر داشته باشند در مذهب و در مذهب شیعه می توانند زنان بی شمار را به صیغه خود در بیاورند.
در نگاه کلی اسلامی می توانند کنیزان رو ازشون سوءاستفاده جنسی بکنند و به صورت قانونی بهشون تجاوز کنن.
حالا صحبت از این عناوین مشخصه رنج آلودی نیست که ریشه ریشه اسلامی داره.
حالا قرار است که این ریشه ها به کنار گذاشته بشه و در باب همین ساقه ها صحبت بشه.
یعنی ریشه اصلی که اسلام هست و مسبب بوجود آمدن این نگاههای آلوده شده و قوانینی را وضع کرده در راستای از میان بردن عدالت و برابری و از میان بردن آزادی ها.
قرار نیست که مورد کنکاش قرار داده بشه.
حالا شاید قرار باشه که در باب این ساقه هایی که وجود داره، هر کدوم از این عناوینی که ما دربارش صحبت کردیم صحبت بشه و مغالطه در دلش بشه.
حالا سعی بشه که این ها تقلیل داده بشه.
اگر در باب همسری صحبت شده حالا صحبت بشه که در باب.
اینکه ما میتونیم اون رو تغییر بدیم.
اما قرار نیست که به این نگاه آلوده ما نظری داشته باشیم و در باب اون.
وقتی ما در باب این عوامگرایی صحبت میکنیم و عوامل مهمی که تحت عنوان این عوامگرایی میشناسیم و در قسمت های پیشین هم دربارش صحبت کردیم.
حالا شاهد این هستیم که در دل نواندیشان دینی چگونه به این عوامل بال و پر داده میشه.
خب قاعدتا این جماعتی که وارد این میدان شدند خوب برای قدرت طلبی وارد این میدان شد.
گاها با برخی از این ها رو به رو می شویم که برای استحکام همین حکومت جمهوری اسلامی پا به این میدان گذاشت.
گاها رو به رو می شویم با اینکه اینها پا رو به این میدان گذاشتند تا اسلام رو حفظ کنن.
گاها روبه رو میشیم برای اینکه بتونن شأن و شخصیتی برای خودشون بوجود بیاورند.
شان و شخصیتی که به واسطه همین عواملی که ریشه های مهم از بین بردن آزادی های ما برابری واقعی های ما هستند، شکل گرفته.
یعنی شما با جماعتی رو به رو می شویم که اصلا شأن و شخصیت را به واسطه اسلام گرفته و حالا همین اسلام هست که بزرگترین عامل از میان رفتن آزادی های فردی ما، برابری های ما، زندگی درست و اصولی برای ما است.
حالا شما مواجه می شوید که این ها میل به قدرتی دارند برای رسیدن به شأن و شخصیت والا، برای خود، برای استحکام حکومت حاضر برای استحکام نگاه های اسلامی شما رو به رو می شوید که اینها توسل می کنند به باورهای پوسیده ای که در میان مردم وجود دارد.
حالا گاها سعی می کنند ریشه ها را بر سطوحی که وجود دارد را از میان ببرند.
مثلا در باب خرافاتی که در دل اسلام وجود دارد صحبت بکنند.
خرافاتی که حتی گاها ارتباط معنایی با خود اسلام ندارد.
اما ریشه هایی که در دل اسلام وجود دارد همتای نابرابری که از اصول اصلی اسلامی است، حالا اینها به کناری گذاشته میشود.
اگر هم قرار باشد در باب این اصل مشخص نابرابری و باور.
این نگاه اسلامی به مبحث نابرابری صحبت شود، در باب موضوعاتی در دل این صحبت بشه، حالا سعی بشه با مغالطه.
یک بخشی از این نگاه ها تقلیل داده بشه و این اون نقطه ای است که میتونه جماعت بی شماری رو خام در این دنیا نگه داره و به دور از ریشه ها زندگی اون ها رو به پیش ببره.
همون نقطه مشخصی که ما در عوامگرایی می شناسیم که باعث می شه مردمان رو به اشکالات خودشون نظری نداشته باشن.
شما مواجه می شید با توسلی که این ها به احساسات مردم می کنند تا خویشتن را خوب جلوه بدهند.
حتی گاها شما مواجه می شوید با موضوعاتی که در دل عوام وجود داره و حالا مردمانی هستند که با توجه به این نگاه تازه، نگاه هایی مغایر با موضوعات اسلامی دارند.
اما حالا این جماعت آمده اند تا این نگاه های مغایر را همسوی با نگاه های اسلامی بکنند.
یعنی شما مثلا وقتی مواجه میشوید با یک موضوع مشخص مثلا همجنسگرایی.
حالا امروز جهان داره راه رو به سمتی میل میکنه که سعی کنه این نگاه های دگم و متعصبانه نسبت به همجنسگرایی رو تقلیل بده.
یک نگاه تازه ای رو پدیدار کرد.
حالا اگر عوام مردم در هر جای دنیا موضوع فقط ایران نیست، شاید ایران ما الان در اون شرایط اصلا نباشه و عوام مردم اتفاقا همسوی با اون داستان ها و اون نگاه های دگمی که اسلام دارن هم باشن اما در جاهای مختلف دنیا درباره اش صحبت می کنه.
یعنی مثلا وقتی ما در باب این عوام گرایی صحبت میکنیم و نواندیشان دینی مثلا وقتی روبرو میشیم با شخصیت اصلی کلیسای کاتولیک.
حالا میبینیم او هم داره در همین داستان قدم برمیداره.
به این مفهوم مشخصی که حالا اگر یک باوری در دل مردم وجود دارد، او سعی دارد که این باور ریشه ای خودش را همسان با آن بکند.
حالا سعی میکند دنبال دریچه هایی بگردد تا این نگاه دگم را تغییر بدهد.
اما تغییر دادن این نگاه دیگر به واسطه باورهای او نیست.
به واسطه سوءاستفاده از احساساتی است که در دل مردم وجود دارد.
این توسل به باورهای دیگران است که میخواهد خود را همسوی با آنها بکند.
یعنی شما مواجه نمیشوید با جماعتی که باورمند به این موضوع باشند که نابرابری بزرگترین ظلمتها هست.
نباید آزادی دیگران را سلب کرد.
آزادی تعریف بی همتای آزار نرساندن به دیگران دارد.
اما آنجایی که حالا جماعت توده مردم به این سمت و سو باورمند میشن، حالا اونها آنها سعی می کنند دلیل تراشی کنند تا آن نگاه ابتدایی و دوم را از میان ببرند یا آن نگاه دوم ابتدایی را همسان بکنند.
پس شما مواجه هستید با یک.
میدانی که مردمانی به میدان آمده اند تا با توسل به نگاه های عامه مردم خودشان را خوب تصویر کنند.
این نگاه و باوری که وجود دارد و ریشه اصلی تمام مشکلات است را خوب تصویر کنید.
گاها وقتی به این مباحث نواندیشان دینی با آن روبه رو می شوید، می توانید بفهمید که چگونه اینها حتی خویشتن شان را هم فریب داده اند.
یعنی شما مواجه می شوید با ریشه هایی که در قرآن وجود دارد.
اصلا آیات قرآنی است.
ما در دل اسلام چیزی بالاتر از قرآن که نداریم.
ما قرآن را نوک هرم قرار می دهیم.
زندگی پیامبر، احادیث و فقه فقها را هم در مراتب بعدی قرار می دهیم اما نوک پیکان قاعدتا همون قرآن هست.
حالا مثلا وقتی شما روبرو میشید با بریدن دست دزدان در دل قرآن.
این دیگه موضوعی نیست که بشه کتمانش کرد.
اما حالا اگر عوامی وجود دارند که نگاهشون تغییر کرده و نسبت به این شکنجه های بی حد و حصری که در اسلام وجود داره موعظه های متفاوتی دارند، حالا شما مواجه میشید از این ها که توسل میکنن به باورهای تازه مردم تا اون نگاه دگم وحشتناک گذشته خودشون رو تغییر بدن.
حالا میبینید که چگونه نه تنها عوام فریبی وجود داره، حتی خود فریبی هم وجود داره.
حتی ما با جماعتی رو به رو هستیم که خود رو فریب میدن.
یعنی حاضر نیستن زیر این میز پر از ظلمت بزنن و وارد یک میدان تازه ای برای ارائه باورهای خودشون باشن.
سعی در تمیز کردن اون میز پر از نجاسات و کثافات دارن.
شما مواجه میشید در دل این نگاه نواندیشان دینی که تقابل با واقعیت دارد، یعنی واقعیت های عینی را از نظر دور میکند، سعی دارد با فریب و ریا این واقعیت ها را به گونه دیگه ای برای ما تصویر کند.
واقعیتی که ما تحت عنوان آیات قرآنی می شناسیم اینکه در برابر محاربان باید چه کرد؟
باید یک دست و پای اینها را برید یا اینها را نفی بلد کرد در جایی که اینها قطعا بمیرند، در جایی که جایی برای زندگی نیست.
مفهوم آن نفی بلد و تبعیدی که ما میشناسیم تبعید نیست که مثلا در تهران یک نفری را بفرستند یک شهر دیگه ای.
منظور این هست که او را بفرستن به یک جزیره ای که نتونه توش سکونت داشته باشه، نتونه توش زندگی کنه و چیزی پیدا بکنه و در نهایت بمیره.
قرار هست که دست و پای این محارب بریده بشه.
قرار هست که او را اعدام بکنند، بکشند سرش رو ببرن.
حالا اینها آیات مبرهن قرآنی است که آیاتی است که همه مسلمانان به آن باور دارند، به قرآن باور دارند، به تحریف نشدن قرآن باور دارند.
حالا شما شاهد هستید که این جماعت آمده اند تا با رویه ای از فریب و ریا و عناوینی از این دست، این واقعیت را از نگاه ها دور کنند، نگاه ها را به سمت و سوی دیگری ببرند یا با مغالطات خودشان سعی کنند که این نگاه را خدشه دار کنند.
واقعیت را از دید عموم دور کنند.
ما مواجه هستیم که چگونه این ها باور خود را هم به حراج می گذارند.
چرا که به باور مشخصی هم باورمند نیستند چرا که اگر خود را مسلمان می دانستند باید به این عناوین مشخص باورمند بودند.
اما به واسطه اینکه حالا این نگاه عمومی به سمت و سوی تازه ای کشانده شده که مثلا شلاق را زشتی می داند، شکنجه می داند.
حالا این جماعت به میدان آمدند تا با مغالطات خودشان این عنوانی که در اسلام ریشه دارد و باور مسلمان ها بر پایه آن است.
قوانینی که خداوند وضع کرده برای ابد و ازل مردمان تا آخرین روزی که جهان وجود دارد را هم نفی کند چرا که امروز راه رسیدن به قدرت، توسل به آرای عمومی است.
آرای عمومی که تغییر کرده.
وقتی ما در باب پوپولیسم صحبت میکنیم دقیقا نکته همین موضوع مشخص است.
جماعتی که به میدان آمدند تا تغییرات را به وجود بیاورند و یک باور مشخصی دارند بر پایه همان باورهای خودشان پیش خواهند رفت.
حالا هر چیزی که بخواهد مردمان بکند، حالا هر باوری که در بین عوام مردم وجود داشته باشد.
اگر ما به میدان آمدیم تا برابری همه جان ها را پدیدار کنیم، اگر آمدیم تا بگوییم آزادی یک قانون دارد و آن هم آزار نرساندن به همه جانداران است، چه انسان، چه حیوان و چه گیاهان.
حالا قرار نیست که با نگاه عوام مردم ایران این که انسان رو برتر از دیگران میدونه ما به کناری بکشیم.
ما بگوییم بله حرف های شما درست است اما در دل عوام گرایان دقیقا موضوع به همین شکل است.
حالا اگر یک ریشه باوری هم در وجود خودشان باشد به سادگی حاضرند آن را تقلیل بدهند و همسو بکنند و به نوعی فریب بدن مردمان را.
تا در نهایت بعد از گرفتن قدرت باز تصاویر خودشان را میداندار کنند.
همان اتفاقی که مثلا خمینی رقم زد.
خمینی کسی نبود که بخواهد به دمکراسی باور داشته باشد.
هدف او پدیدار کردن حکومتی همتای حکومت فرانسه در آن دوران باشد.
او قاعدتا میل به اسلام داشت.
برای باورهای اسلامی به میدان آمده بود.
اما عوام مردم شاید در آن روزگار تصویری از دمکراسی مثلا غربی و فرانسوی داشتند.
حالا او به سادگی میتوانست با استفاده از همان عناوین اسلامی مشخصی مثل بقیه استفاده بکنه و جماعت رو همسوی با خودش بکنه.
حالا در دل این نواندیشان دینی هم همین تصاویر رو میتونید ببینید.
چرا که اگر یک ریشه باور مشخصی در دل اینها وجود داشته باشه، دیگه نمی تونن اون رو نقض بکنن.
وقتی شما این نقص رو دارید به چشم می بینید، حالا میتونید شاهد همین رخداد هم باشید.
حالا میتونید شاهد باشید که اینها دارن فریب میدن مردمان رو، چرا که باور اصلی خودشون رو به واسطه باور عمومی از یاد برده اند.
حالا ما مواجه با جماعتی هستیم که از هر دو سو داره ارتزاق می کنه.
یعنی از یک سو و از حکومت وقتی که قدرت را در اختیار داره داره ارتزاق می کنه، بجاش داره از اون ها هم دفاع می کنه.
به جاش با صحبت هاش به نوعی از اون ها دفاع کرده.
به نوعی با این میدانداری سعی کرده که اونها رو با خود همسو بکنه.
اصلا اصالت وجودی خود آدم به واسطه همین نگاه هاست.
یعنی شما مختص به نواندیشان دینی.
هم در نظر نگیرید.
مثلا بیاید و در باب همین اصلاح طلبان صحبت بکنیم.
اصلاح طلبان تمام وجودیت خود را از جمهوری اسلامی دارند و در یک ویژه برنامه دیگری هم صحبت کردن.
هر کدام از این اصلاح طلبان بدون جمهوری اسلامی هیچ چیزی نیستند.
همه شخصیت خود موجودیت خود را از همین جمهوری اسلامی گرفته اند و قاعدتا نمی توانند زیر این میز بزنند و در راستای استحکام همین قدرت هم باید فعالیت بکنند.
پس ما مواجه می شویم از یک سو که این ها در راستای همین استحکام دارن قدم بر میدارند و از سوی دیگر با فریب عوام مردم سعی می کنند خود را در جبهه آنها هم تصویر کنند.
جایی که نیاز هست خود را وارد این جبهه مشخص که مخالف آن نگاه ها هست هم قرار بدهند.
یعنی اگر عوام مردم وارد وادی شدند که به عنوان مثال دست و پا بریدن را شکنجه می دانند و زشتی تصویر می کنند.
شلاق زدن را زشتی تصویر می کنند.
در ملاء عام کشتن را زشتی و ظلمت تصویر می کنند.
نابرابری در برابر حقوق زنان را زشتی تصویر می کنند.
حالا این جماعت آمده اند تا خود را در این جبهه هم تصویر کنند.
با فریب مردم، با ریاکاری ها، با کتمان واقعیتی که وجود دارد در دل اسلام، در باورهای اسلامی.
حالا شما شاهد مردمانی هستید که دارند از هر دو سو ارتزاق می شن، دارند به هر دو سو به نوعی از هر دو سو دارن منفعت می برند.
پس شما می توانید شاهد این ریاکاری ها در دل آنها باشید.
یکی از خصایص عمده ای که در دل این پوپولیسم هم وجود دارد.
اینها در پی گل آلود کردن صحنه ای هستند برای بهره برداری خودشان.
یعنی شما شاهد هستید که از سویی دارند این نگاه اسلامی را تقلیل می دهند تا اسلام را حفظ کنند.
از سویی با تقلیل دادن نگاه اسلامی در نهایت قرار است که جمهوری اسلامی هم مبدل به یک حکومت در نهایت بی آزاری هم بشود.
یعنی شما اگر به وادی باوری اینها نزدیک شوید، به اصول اصلی باور اینها نزدیک شوید، نمی توانید هیچ چیز مشخصی را دریافت کنید.
صحبت در نهایت پیرامون چه موضوعی است؟
اسلام باور درستی است.
اسلام باید در سیاست حضور داشته باشد یا نه؟
اگر موضع شما در باب این مساله مشخص، حضور نداشتن مثلا اسلام باشد، اسلام اصولا دین سیاسی است.
اسلام اصولا با همین نگاه سیاسی وارد میدان شده است.
پیامبر اسلام در نهایت برای رسیدن به قدرت سیاسی وارد این میدان شد.
موضوعات بی حد و حصر همیشه در باب مثال های بیشمار هم مثالی آورد و صحبت کرد.
اما موضوع اصلی اینجا این است که ما وقتی در باب این عوامگرایی صحبت می کنیم داریم یک مبحثی را مطرح میکنیم که جماعتی وارد میدان شدند تا با سوءاستفاده از احساسات و باورهای مردم وارد میدان شوند.
همان چیزی که ما داریم آن را می بینیم.
نقطه ابتدایی تمامی این نواندیشان دینی توسل به باورهای پوسیده مردم که همان باورهای اسلامی است شکل می گیرد.
شما مواجه می شوید با جماعتی که به ریشه ها هیچ کاری ندارد در باب شاخ و برگ ها، در باب.
سطوحی که در برابرشان وجود دارد صحبت می کنند.
در باب ریشه اصلی که خود نگاه های اسلامی هست، قوانین اسلامی هست، قرآن هست، احادیث بیشمار هست، زندگی پیامبر هست.
یعنی اگر شما وارد وادی مثلا تحت عنوان خیانت می شوید یا تحت عنوان این می شوید که نابرابری میان زن و مرد وجود دارد، حالا کاری به این ندارند که قرآن مستقیما در باب همسر صحبت می کند.
کاری به این ندارند که شیعیانی در جهان وجود دارند که به صیغه باور دارند.
در باب این صحبت نمی کنند که قرآن آیه مستقیمی دارد که کنیزان را تجاوز به کنیزان را قانونی قلمداد می کند.
حالا میرند و در باب شاخ و برگ هایی که وجود دارد شاید صحبتی هم بکنند.
حالا شما مواجه می شوید با جماعتی که توسل می کنند به باورهایی که در بین عوام وجود دارد و به نوعی با استفاده از این باورهایی که در میان مردم وجود دارد، حتی باور ریشه خودشان را هم زیر سئوال می برند.
اما شما می توانید شاهد این ریاکاری و فریب باشید که قاعدتا اینها با ریا وارد این میدان شدند.
اینها با توسل به این ریا وارد این میدان شدند چرا که ما نمونه های بیشماری از این جماعت را در برابر داریم چرا که نمی شود کسی همسوی با قرآن و اسلام باشد و اصول اصلی این دین را هم زیر سئوال ببرد.
نمی تواند با مطرح کردن مغالطات بیشمار.
این ریشه اصلی که خودش باورمند به آن است را زیر سئوال ببرد.
در نهایت ما شاهد صحنه ای گل آلودی هستیم که این جماعت وارد میدان شدند که هیچ سو و سمتی ندارند.
از هر دو سهم دارند ارتزاق میکنند تا در نهایت به آن شأن و شخصیت برسند یا قدرت را در اختیار بگیرند.
از یک سو خودشان را نزدیک به باورهای نوظهور میکنند و با مغالطات سعی میکنند باورهای گذشته را همسو کنند.
از یک سو با این همسو کردن ها سعی در تقلیل آن نگاه وحشتناک اسلامی دارند.
نگاهی که قرار است ما در برابر آن ایستادگی کنیم و در برابر آن دگرگونی ها را تصویر کنیم.
قاعدتا در باب نواندیشان دینی میشه موضوعات مختلفی رو مطرح کرد و ما قاعدتا در قسمت های آتی برنامه ای به نام جان در ویژه برنامه های مختلف باز هم دربارشون صحبت میکنیم.
اما در این قسمت مشخص بیشتر خواستیم که در باب این نگاه عوامگرایانه صحبت کنیم.