حقوق بشر،
حقوق ابتدائی زندگی آزاد برای انسان که به سبب تلاشهای خود انسان خلق شده و خط بطلانی بر اهداف خداوندی در کتب اسمانی، سرچشمه گرفته از قتل، کشتار، بردگی، تبعیض، ارتداد و بسیاری زشتیهای دیگر و اعمال وحشیانه گذاشت.
خدایی که طی سالیان دراز سخن از هر چیز به زبان راند جز حقوقی ابتدائی برای زندگی کردن انسانها و نه جانداران که فقط انسانها این اشرف مخلوقات او و خلیفه خداوند بر زمین که حتی حقوق ابتدائی زندگی را از آنان نیز دریغ کرد،
در جایجای کتب آسمانیاش هیچ حقوقی را بر آدمی محترم نشمرد و اگر هم حقی بر کسی قائل شد این حق با تبعیض به بیراهه رفت و موجبات ظلم بیش از پیش را فراهم ساخت
بیشتر کسانی که علاقهمند بر حقوق بشرند و احقاق این حقوق را برای خود و دیگران وظیفه میدانند و چه بسا بسیاری از مردم دیگر با هر تفکر و ایده الی منشأ و مبدأ این حرکت عظیم را آدمی میدانند و میدانند که جرقه این افکار حق طلبانه و دادگستر از کجا و چه کسانی سرچشمه میگیرد پس قسط این مقاله توضیح و تفسیر پیرامون پیدایش حقوق بشر و سیر تکاملی این پدیده ژرف نیست
اما به شرح مختصر برای آنان که از پیدایش این تفکر و طریقت آشنا نیستند میگویم
آن زمان که خدا و یهودیت یکی از سهگانه ادیان اصلی خداوندی (ادیان ابراهیمی) تنها در زمین سلطنت میکرد و جهان هنوز نشانههای ظلم دیگر خدا را به خود ندیده بود زمانی که یهودیت بر اعمال کثیفی چون بردهداری، تاراج، تبعیض، جنگ، کشتار و … صحه میگذاشت و بر این طریقت زشتی پا میفشرد و آن را ترویج میداد پادشاه پارسیان کورش کبیر در نهای قدرت پس از تسخیر بابِل بیجنگ و خونریزی منشوری تهیه دید و حقوقی در آن برای انسانها قائل شد و این منشور امروز به نام نخستین منشور حقوق بشر شناختهشده است و کتب فراوانی مفصلاً به تشریح این عمل والای انسانی به رشته تحریر در آمده است که گویای مفصلی از این کردار والاست
حقوقی که تا آن زمان هماره نادیده گرفته میشد و تا هزاران سال دیگر هم کسی در احقاق آن گامی برنداشت و امروز است که برای کسانی محترم و قابلستایش شده، برخی با جان و دل در احقاقش گام بر میدارند و برخی آن را دستمایهای برای جنایات کشتار و اهداف کثیف خود قرار میدهند و این منشور راستین عدالت در پیشترها و از زبان پادشاهی بیان شد.
سخنان کورش کبیر زمانی بیان شد و عملی گشت که یهودیت مورج اعمال کثیف خداوند بود و نه تنها یهودیت که سالها پس از سخنان والای کورش مسیحیت نیز بارها و بارها بردگی را ستایید و بر بردگان امر کرد تا از دستورات صاحبانشان اطاعت کنند و نافرمانی از آنان را نافرمانی از خدا نامید و نافرمانی از خدا را مستحق آتش سوزان جهنم و شکنجه دانست و اسلام نیز همین سخنان را ترویج داد و گفت نافرمانی و فرار از دست ارباب ارتداد از دین اسلام است و این ادیان و راه خداوندی به طول تاریخ مورج بردگی و بردهداری بودند و وقتی امروز میشنویم که هنوز در عربستان، مهد و گهواره اسلام کسانی با شوق دینی و الهی فریاد بازگشت به بردهداری سر میدهند نه شوکه میشویم و نه تعجب میکنیم که میدانیم، اینها از برکت خداوندی و ثمرههای باور به این یزدان بزرگ جهان ارباب تمام بردههای زمینی است و این فلسفه فرجامی جز این نخواهد داشت،
باید در کنار اینها اذعان کرد که آنگاه که از کورش میگوییم یا از هر شخصیت قابل تکریمی منظور این نیست که او قبله آمال ما و تمامی تخطی و زشتیهای زندگی او مرتبط و قابل تکریم از سوی ماست لیک این تنها به معنای ستودن آن کردار والای او در دوردستها و فریادی از برای آزادی بوده و ما که به طول عمر از مراد و مرید بیزاری جسته هیچگاه در این نظام زشتی جای نخواهیم گرفت و اگر امروز هم از حقوق بشر حرف میزنیم نه به معنای تصدیق کلی آن که این طریقت را کورسوی امیدی در راه آزادی میانگاریم و باید بیپروا جنگید و به راه آزادی در پیش بود و هر روزنهای در این راه را تکریم کرد و اگر زشتی از آن دید اذعان داشت لیک اذعان زشتیهای کسانی که خوبی روا داشتهاند زشتی است که در این سرای دیوانگان آنقدر هستند زشت رویانی که جای مجادله بر دیگران را نخواهند گذاشت با بیان این نگاره که آن را در باب کلیات سخنانم از دیرباز تا کنون و در آینده لازم میدانستم به بحث اصلی بازگردیم و بیشتر از حقوق بشر میخوانیم.
تمامیِ ادیان خداوندی هماره بر ضد حقوق ابتدایی بشر سخن به میان راندند و مورج اعمال و اهداف وحشیانه خداوند بودند، حقوق بشر توسط بشر و برای بشر بنیان شد و به دست بشر تکامل یافت و جبهه مقابل آن ادیان که ثمره خداوند است بود، نمونهی ساده و قابل دسترس آن جهان امروز ما است که در آن کشورهای دین محور هماره جبهه مقابل این منش انسانی بوده و هستند و از تمکین این قانون امتناع میورزند و نقض این حقوق ابتدائی انسانها در این کشورها هماره تبدیل به ارزش شده و برایشان شأن و بزرگی به بار میآورد و این خود تفسیری بر این حدیث مجمل است.
حال به جاست تا این قانون را مورد مطالعه قرار دهیم و بیش از پیش با آن آشنا شویم و در راهه احقاق آن گام برداریم هماره در تلاش باشیم تا این قانون را تکمیل و در راه بهبود آن بر تلاش برآییم که روزنهای رو به آزادی در برابر انسانها است و حقا در این ظلمات زشتیِ دنیا، این شمعهای کمسو ما را به سمت جهانی زیباتر خواهد رساند.
متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده 1
تمامی انسانها با منزلت و حقوقی يکسان به دنيا میآيند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان بايد نسبت به يکديگر چونان برادر رفتار کنند.
ماده 2
هرکس بدون هيچگونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر موقعيت ديگری از حقوق و آزادیهایی که در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است. بعلاوه هیچگونه تمايزی نبايد بر پايهی موقعيت سياسي، قضايی يا بینالمللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد نباید قائل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قیمومیت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی تحت هرگونه محدوديتی باشد.
ماده 3
هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد.
ماده 4
هيچکس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ بردهداری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد.
ماده 5
هیچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غیرانسانی و يا تحقيرآميز قرار داد.
ماده 6
هرکس حق دارد که درهرکجا بهعنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود.
ماده 7
همگان در پيشگاه قانون يکساناند و حقدارند بدون هيچگونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردار شوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند.
ماده 8
هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است.
ماده 9
هيچکس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد.
ماده 10
هرکس حق دارد با مساوات کامل از امکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و بیطرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود.
ماده 11
بند 1)
هرکس که به ارتکاب جرمی متهم میشود اين حق را دارد که بيگناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که در آن تمامی ضمانتهای لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود.
بند2)
هيچکس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی و یا بینالمللی جرم محسوب نمیشده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آنکه درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود.
ماده 12
هيچکس نبايد در معرض مداخلهی خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار گيرد و يا اينکه شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در برابر چنين مداخلهها و تعرضهايی برخوردار گردد.
ماده 13
بند1)
هرکس حق دارد در محدودهی مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند.
بند2)
هرکس حق دارد کشوری، ازجمله کشور خود را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد.
ماده 14
بند 1)
هرکس که تحت پیگرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهندگی نمايد و يا اينکه از پناهندگی برخوردار شود.
بند2)
اين حق در صورتی که پیگرد، حقيقتاً ناشی از جرمهای غیرسیاسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست.
ماده 15
بند 1)
هرکس حق بهرهمندی از تابعيت (مليت) را دارد.
بند2)
هيچکس را نمیتوان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اينکه حق تغيير تابعيت (مليت) را از وی سلب نمود.
ماده 16
بند 1)
هر مرد وزن بالغی بدون هيچگونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج و تشکیل خانواده را دارند. مرد وزن در ازدواج، در طول دورهی ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان برخوردارند.
بند 2)
ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد.
بند 3)
خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را دارد.
ماده 17
بند1)
هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد.
بند 2)
هيچکس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد.
ماده 18
هرکس حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و مذهب بهرهمند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيينها چه به تنهايی و چه بهصورت جمعی نيز میگردد.
ماده 19
هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرندهی آزادی داشتن عقيده بدون مداخله و آزادی درجست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانهای بدون در نظر گرفتن مرزها میشود.
ماده 20
بند1)
هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمتآميز را دارد.
بند 2)
هيچکس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد.
ماده 21
بند1)
هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه بهطور مستقيم و خواه به واسطهی نمایندگانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند.
بند 2)
هرکس حق دسترسی يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد.
بند3)
ارادهی مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رأی همگانی و يكسان و با استفاده از رأی مخفی يا روشهای رأیگیری آزاد برگزار شود.
ماده 22
هرکس بهعنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق تلاشهای ملی و همکاریهای بينالمللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهی منزلت و رشد آزادانه شخصيت اوست را عملی کند.
ماده 23
بند1)
هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهی شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايتبخش برای کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد.
بند2)
هرکس بدون هيچگونه تبعيض حق بهرهمندی از دستمزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد.
بند3)
هرکس که کار میکند حق دارد تا از دستمزدی منصفانه و رضايتبخش برخوردار گردد آنگونه که تأمینکنندهی زندگی خود و خانواده وی به طريقی، شايستهی منزلت اجتماعی باشد و در صورت لزوم با ديگر شيوههای حمايت اجتماعی تکميل شود.
بند4)
هرکس حق دارد اتحاديهای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديههايی عضو شود.
ماده 24
هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری از تعطیلات ادواری با دريافت دستمزد را دارد.
ماده 25
بند1)
هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانوادهاش از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبتهای پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهرهمند گردد و حق دارد به هنگام بيكاری، بيماري، از کارافتادگی، بیوگی و سالخوردگی يا فقدان وسيلهی امرار معاش و گذران زندگی که خارج از اختيار وی است تأمین گردد.
بند2)
مادران و کودکان حق دارند از مراقبتها و کمکهای ويژه برخوردار شوند. همهی کودکان خواه ثمرهی ازدواج باشند و خواه ثمرهی روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايتهای اجتماعی يكسان بهرهمند شوند.
ماده 26
بند1)
هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی بايد اجباری باشد. آموزشهای فنی و حرفهای بايد در دسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد برای همه و براساس شايستگی در دسترس باشد.
بند2)
آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروههای نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليتهای سازمان ملل متحد در جهت پاسداری از صلح را تسريع بخشد.
بند3)
والدين در گزينش نوع آموزش فرزندانشان حق تقدم دارند.
ماده 27
بند 1)
هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفتهای علمی و فوايد آن بهرهمند شود.
بند2)
هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پدیدآورندهی آن است استفاده کند.
ماده 28
هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بينالمللی را دارد که در آن حقوق و آزادیهای مورد اشاره در اين اعلاميه بهطور کامل قابل اجرا باشد.
ماده 29
بند1)
هرکس در قبال جامعهای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفهای دارد.
بند2)
برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديتهايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به هدف تأمین شناسايی و احترام به حقوق و آزادیهای ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين میشود.
بند3)
اين حقوق و آزادیها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.
ماده 30
هيچيک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونهای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل شود که بهموجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادیهای مورد اشاره در اين اعلاميه دست یابد.
انسان به موجب داشتن تفکر و اندیشه میتواند تصمیم بگیرد که حقوق بشر را محترم بشمارد و در احقاق آن تلاش کند و یا بر ضد آن جبهه بگیرد و پیرو اهداف و کلام خداوندی باشد و جهانش را فراتر از حقوق بشر و الزام بر رعایت آن بداند که این را میتوان در میان بسیاری از آدمان که گهگاه تظاهرات هم میکنند دید،
شخصی پلاک کارتی به دست گرفته و در آن آزادی را به جهنم میراند و نفرتش را نسبت به آزادی و حقوق انسانی ابراز میدارد باور همگان در نهایت سفاهت هم قابل احترام است تا بدان جا که قانون آزادی جانداران نقض و پایمال نشود
مثال ساده، همین مطلب است و باید فریاد زد تا برپایی جهان آرمانی و شکلگیری آزادی همگانی
باید دانست که جهان از آن همهی ماست کسی والاتر از دیگری نیست و باید جهان را به سمت و سوی جهان آرمانی سوق داد تا در آن این اشخاص نیز به آسانی و در آرامش و آزادی خویش زندگی کنند و جهان عاری از هرگونه تحمیل و جبر گردد.
جهان آرمانی مستوجب این است که قانونگذار و هر کس که این قانون را موظف به تمکین است همه و همه این قوانین را قبول کنند و با عشق و علاقه و سلامت ذهنی دور از تحمیل و شستشوی ذهنی بر آن صحه گذارند و آن را رعایت و حفاظت کنند و با عشق در پیشبرد جهان خویش و هم باورانش کوشا باشد و این به معنای عزل کردن هر قدرت و تحمیلی بر جهان است.
در آن جهان پاک و آرمانی ما دگر نیازمند حقوق بشر نیستیم که انسانها خویش برای خود حقوق وضع میکنند و به آن پایبند خواهند بود، در آن دنیای پاک رؤیاها با تلاش ما به واقع بدل خواهد شد قانون آزادی حکمفرما بر جهان خواهد بود، قانونی که در آن حقوق همه جانداران و آزار نرساندن به همه جانها ملاک و معیار است.
ما دگر جهانی نمیخواهیم که در آن بر دیگری تحمیل صورت پذیرد، حال با هر رویه و تفکری حتی اگر این تحمیل از بهترین تفکرات تاریخی بشری باشد آنجا که حقوق بشر علم میشود تا به واسطه آن جماعتی را به درد برانند، این دگر معنای آزادگی نخواهد داد که نابودی آزادی است پس باید دانست که جهان محتاج رسیدن به جهانی آرمانی است تا در آن تحمیل و جبر از میان رود و برای آزادی دیگران تنها به قدرت افکار و گفتار خویشتن ایمان بیاوریم و رخت بردگی را از تن خویش و تمام آدمیان برکنیم که ما جهانی آزاد به وسعت ذهن همه انسانها از جهان طلب داریم
باز هم باید پیرامون احترام بر قانون آزادی جانداران گفت و اجرای آن را برای همگان الزامی و لازمالاجرا خواند که این از برای آزار به میان میآید و سپر و رزمش بر ضد آزار جانداران است،
بر جانداران امر به روش زندگی نمیکند بلکه همگان را به احترام بر دیگر جانداران میشوراند و فرای انسان که با مدد از ذهن و تفکر مختار بر تمکین و یا مقابله با قانون است و قوانین زندگانی خود را مختار به وضع بوده و بر آن عشق میورزد که این آزار نرساندن به جانداران برای تمام حیوانات گیاهان مجانین کودکان و هر کس که قدرت و اراده تفکر و انتخاب را ندارد وضع خواهد شد تا حقوقشان یکسان در سراسر جهان توسط همه انسانها محترم شمرده شود.
با تمکین قانون آزادی جانداران و آزار نرساندن به دیگران چه زیبا جهانی میشود اگر انسانها به جای نگاشتن حقوق بشر حقوق جاندار را محترم بشمرند و به جای بند و ماده و تبصره یک قانون را سرمشق و سرلوحه زندگی خویش قرار دهند، چه زیبا خواهد شد این دنیا و باید بدانند که آن قانون چیزی نیست جز احترام بر آزادی جانداران، تمامیِ جانداران گیاهان و انسانها حیوانات همه و همه موجودات زنده، باید برای رسیدن به جهان آرمانی و بزرگمان تلاش صد برابری کنیم و از پای ننشینیم.
جهانی که با تجاوز کشتار غارت و … قلمروی انسانهای بیمار شده و در آن به هزاران شکل و منظر حقوق دگر جانداران زیر پای نهاده میشود و آنان را در نهایت ظلم و قساوت به خاک و خون میکشند و جهانی که در آن عدهای آزاده بر میخیزند تا حقوقی برای انسانها و نه جانداران که فقط همنوعان خویش بر پا دارند با هجوم وحشیانهای از همنوعانشان انسانها مواجه میشوند و گاه این حق بازیچه بعضی قرار میگیرد و عدهای به سودای کشتار دست به احقاق این حق برای دیگران میزنند و عدهای در نقض آن مبتکرانه و قدرتمندانه عمل میکنند در چنین جهان مخروبهای و با وجود چنین انسانهایی که نطفهای نارس از خداوند زشتی و پلیدند سخن از حقوق جانداران گفتن وهم است، در جهانی که برای احقاق حقوق بشر، سر میبرند و اعدام میکنند و شکنجه میدهند و به اسارت میگیرند، محترم شمردن این قوانین برایشان مرگ است حقوق جانداران رؤیایی دست نیافتنی است اما ما بر خواستهایم برای آزادی جانداران، حقوق بشر برایمان قابل احترام ولی هدف آزادی جانداران است که بشر بخش کوچکی از آن خواهد بود.
به سودای آزادی و حقوق جانداران مینگارم و در راهه احقاق حقوق آزادی همهی آنها تا آخرین قطره خونم خواهم جنگید هیچگاه از تلاش دست نخواهم برداشت، پس باز هم به کرات باید که فریاد زد، برپا باد جهان آرمانی به مدد از قانون پاک آزادی