خب توی این ویژه برنامه آلت پرستان ما سعی کردیم در باب این فرهنگ اسلامی که با نگاه به موضوع جنسیت و شهوت داره ‏صحبت بکنیم.‏
‏ این نگاه اسلامی که توامان گره خورده با مسائل شهوانی و این نگاه آلت پرستی رو به نوعی ترویج داده و حالا قرار هست توی ‏این قسمت در باب این فرهنگ سازی فرهنگسازی بیشتر صحبت کنیم که چه فرهنگی برای کشور ما، ایران و دیگر کشورهایی ‏که اسلام زده هستند ساخته.‏
‏ در قسمت‌های پیش‌تر یک پیش‌درآمدی دادیم این نگاه اسلامی را تصویر کردیم، در باب تناقضات گفتیم و حالا توی این ‏قسمت قرار است که در باب این فرهنگی که حالا ساخته شده بیشتر صحبت بکنیم.‏
‏ یکی از این فرهنگ های ساخته شده قاعدتا مسئله خیانت است.‏
‏ نگاه به خیانت است.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با یک نگاه اسلامی که مروج این خیانت است.‏
‏ بارها دربارش صحبت کردیم.‏
‏ توی همین ویژه‌برنامه گفتیم شما مواجه می‌شوید با یک نگاه اسلامی که این خیانت را بخشی از بدنه فکری خودش می‌داند، ‏تبدیل به قانون و قاعده می‌کند.‏
‏ این چند همسری که در اسلام مطرح شده، اینکه حالا مردها می‌توانند چهار زن را در اختیار داشته باشند و در مذهب تشیع می ‏توانند با صیغه هزاران زن را هم در اختیار بگیرند و در کنار آن این نگاهی که نسبت به کنیزان داشته و برده داری داشته و این ‏نگاه شهوت آلود تا چه اندازه مروج این خیانت در شکل فرهنگی آن بوده.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با فرهنگی که توامان گره خورده با مسئله خیانت.‏
‏ ما گفتیم، صحبت کردیم، بارها هم اشاره کردیم خیانت قاعدتا همیشه وجود داشته و خواهد داشت.‏
‏ یعنی شما همیشه روبرو می شوید با مسئله خیانت به عنوان یک معضل اجتماعی.‏
‏ ولی مشکل اونجاست که حالا این خیانت تبدیل به قاعده و قانون بشه حالا تبدیل به اون داد شما بشه تبدیل به اون قانون شما ‏بشه و در نهایت قاعدتا این قانونی که مروج این خیانت هست یک فرهنگی توامان با خیانت خواهد ساخت.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این چهره ی لخت و اوری که نسبت به خیانت باهاش روبه رو هستید.‏
‏ خب قاعدتا می بینید این خیانت که بخشی از این فرهنگ هست.‏
‏ حالا مردها میتونن به سادگی این کار رو بکنن.‏
‏ میتونن قانونا خیانت بکنن به همسرشون، عشق رو پایمال بکنن، از بین ببرن و به سادگی در این خیانت زندگیشون رو بگذرونن، ‏یه کار قانونی انجام بدن و این قانون هست که پشتوانه ی اون ها هست.‏
‏ حالا قاعدتا این در مردها که خلاصه نمیشه.‏
‏ قاعدتا این نگاه خیانت بار، این تقدیس خیانت، این قانون کردن خیانت یک جایی هم راه رو به جایی میبره که حالا زن ها هم ‏خود رو در همین وادی ببینند.‏
‏ هر چه قدر که در برابر شما بخواید قانون گذاری های وحشیانه هم بکنید، این بخشی از فرهنگ ساخته شده هست به دست این ‏نگاه مسموم و بیمار حالا داره یک تصویر مشخصی به شما با شما مطرح میکنه در باب اینکه مردان میتونن به سادگی چند همسر ‏رو در اختیار داشته باشن، خیانت بکنند، قانونا خیانت بکنند و قانون هم در راستای تقدیس این خیانت داره به پیش میره.‏
‏ حالا این اون فرهنگی رو می سازه، اون زنانی که در این ظلم و ستم هستند هم خودشون رو مجاز بدونند برای این خیانت و ‏این خیانت کردن و این اون فرهنگ عامه ی توامان شده با خیانت رو می سازه.‏
‏ حالا شما اگر روبرو میشید با خیانت در کشور های دیگه یک ضد ارزش یک کار بی اخلاقی است.‏
‏ اما حالا روبرو میشید با یک کشوری که توامان گره خورده نگاه ها و باورش با این نگاه خیانت آلود و حالا داره این ارزش ‏باهاشون مطرح میشه که خیانت کردن یک ارزشه نه یک ضدارزش.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این فرهنگ ساخته شده توامان با خیانت.‏
‏ مردانی که خیانت می کنن کار قانونی انجام می دن و حالا مجوز و جوازی هم داده می شه که کسانی که زیر ستم خیانت ‏هستند هم خیانت بکنند.‏
‏ حالا مواجه می شید با جامعه ای که درگیر این مسئله خیانت هست.‏
‏ در این کشورهای اسلامی، در کشور خودمون ایران نگاه بکنید به این آمار و ارقامی که درباره خیانت وجود داره تا چه اندازه ‏تبدیل به یک فرهنگ شده؟
‏ تبدیل به یک ارزش شده؟
‏ خب ریشه در همین نگاهی داره که قانونا داره خیانت رو ترویج می ده.‏
‏ قانونا داره اعلام موضع می کنه نسبت به این خیانت و خیانت رو.‏
‏ بزرگداشت براش به وجود میاره.‏
‏ تقدیس اش می کنه.‏
‏ حالا قاعدتا روبرو می شید با فرهنگی که توأمان گره خورده با خیانت.‏
‏ حالا هر کس خودش رو.‏
‏ عاری از گناه و اشتباه و جرم.‏
‏ می بینه که این خیانت رو بکنه.‏
‏ گاها حتی به واسطه ظلمی که بهش شده و هم به واسطه فرهنگی که در برابرش ایستادگی کرده هم حاضر هست این خیانت رو ‏بکنه.‏
‏ این بی بند و باری رو بکنه.‏
‏ فرهنگی که مدام داره در راستای این بی بند و بار این خیانت، این هرزگی پیش میره.‏
‏ شما وقتی روبرو میشید با معانی همتای این چند همسری که مروج این خیانت هست تقدیس گرایی برای این خیانت حالا ‏میتونید به سادگی هم روبرو بشید با جماعتی که به سادگی خیانت میکنن.‏
‏ مردها که قانونا این کار رو میکنن و کسانی هم که به نوعی در برابر قانون دارن این کار رو میکنن، خودشون رو مجاز میدونن ‏که این کار رو انجام بدن.‏
‏ وقتی شما روبرو میشید با معانی مثل صیغه کردن حالا روبرو میشید با دریایی از این بی بند و باری و فاحشگی.‏
‏ حالا همه خودشون رو مجاب میدونن وارد این فرهنگ ساخته شده بشن و این فرهنگ بیماریست که این نگاه وحشیانه رو داره ‏هی گسترش میده، هی بیشتر و بیشتر میکنه و ما مواجه میشیم با فرهنگ ساخته شده ای که توامان با خیانت گره خورده.‏
‏ یک بخشی از معنای خودش رو از همین تقدیس خیانت گرفته.‏
‏ حالا فرهنگ عامه در جوامع اسلامی گره خورده با مفهوم خیانت است.‏
‏ به شکل قانونی.‏
‏ خیانت تبدیل به یک قانون و قاعده و عدل و انصاف شده.‏
‏ مردها به سادگی میتونن خیانت بکنن در پرتو قانون با تکیه به قانون.‏
‏ و زنهای رنجدیده ای هم که در این نابرابری زندگی میکنن خود رو مجاب میدونن و این تبدیل به فرهنگ عامه میشه.‏
‏ حالا تا چه اندازه در کشور ما ایران این وجود داره؟
‏ موضوعیه که میشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ تا چه اندازه ما این رو ضدارزش دونستیم؟
‏ در برابرش ایستادگی کردیم در برابر معنایی مثل همین صیغه.‏
‏ ما روبرو میشیم با این که مردم حاضر نیستند این فرهنگ احمقانه و وحشیانه را قبول کنند.‏
‏ اما حکومت وقت این نگاه اسلامی سعی در گسترش این نگاه مسموم و آلوده و بی بند و بارانه را دارد.‏
‏ در باب همین مسئله چند همسری و خیانت که قاعده و قانون است، مردم زیر بارش نرفتند، در برابر این ضدارزش ایستادگی ‏کردند.‏
‏ اما حالا شما روبرو هستید با حکومتی با نگاه اسلامی که این را ارزش تلقی می کند.‏
‏ این چند همسری و این خیانت را ارزش تلقی می کند و مدام شاهد این مبارزه فرهنگی در برابرش هستیم.‏
‏ گاها قدرت مردم بهش غلبه می کنه، در برابرش ایستادگی می کنه اما مدام شاهد این فرهنگ آفرینی هستیم که دارن در همین ‏راستا خیانت به پیش میرن.‏
‏ فارغ از مسئله خیانت، حالا شما روبرو میشید با یک وحشی گری و خشونتی که تبدیل به فرهنگ عامه مردم شده در این ‏جوامع اسلام زده.‏
‏ حالا وقتی رو به رو میشید با آیاتی که در این زمینه هست، وقتی شما روبرو میشید با آیه ای که در باب زدن زنان داره صحبت ‏میکنه که زنان رو یک نوع برده شما تصویر میکنه، فرمانبردار در برابر شما تصویر میکنه و تمرد اونها از فرمان شما مساوی است ‏با زدن شما.‏
‏ اینکه حق دارید اونها رو بزنید.‏
‏ حالا دارید مروج این خشونت میشید، این فرهنگ رو تزریق میکنید در جامعه که حالا هر مردی در هر جایگاهی خودش رو ‏مالک و صاحب زن خودش بدونه بتونه اون رو کتک بزنه.‏
‏ حالا این دریای بی کران از خشونت های خانگی در برابر شما هست.‏
‏ حالا این اون نقطه ایست که این تبدیل به یک اتفاق فرهنگی شده.‏
‏ تمامی این ناهنجاری ها در سراسر جهان وجود داره اما اون جایی که اینها تبدیل به قانون میشند که حالا دچار یک اتفاق ‏فرهنگی میشیم.‏
‏ حالا وارد تمام عرصه های زندگی اجتماعی ما میشه شاهد میشیم که این خشونت های خانگی تا چه اندازه علیه زنان وجود ‏داره.‏
‏ وقتی ما مواجه میشیم با یک تصویری که.‏
‏ پدر رو صاحب و ولی و مالک فرزند خودش قلمداد میکنه حالا شما مواجه میشید با این قتل های ناموسی.‏
‏ حالا اون پدر خودش رو مالک او میدونه.‏
‏ مالک فرزند خودش میدونه.‏
‏ تخطی از اون قواعد و قوانین پر تناقضی که تصویر شده.‏
‏ در باب پاکی این پاکی که تنها و تنها توامان گره خورده با پاکی تن و بکارت.‏
‏ حالا یک تصویری به دست ما میده که به سادگی مواجه بشیم با این قتل های ناموسی.‏
‏ حالا روبرو میشیم با مالکانی که ملک خود را از بین می برند.‏
‏ تصویر همان همتای همان ملک و مالک است.‏
‏ تصویر فرمان و فرمانبردار است.‏
‏ در زمینه زن و شوهر.‏
‏ یک تصویر دارد به شما می دهد از اینکه شما فرمانده بر زنان خودتان هستید.‏
‏ حالا اگر فرمانی می دهید.‏
‏ مثال یک ارتشی درجه دار مثال یک کسی که در نیروهای نظامی دارد خدمت می کند.‏
‏ فرمانش هر تمرد از فرمان مواجه است با تنبیه و مجازات و حتی مرگ.‏
‏ حالا شما روبرو می شوید که مرد خودش را صاحب بر همسر خودش می داند، فرمان می دهد و اگر آن فرمان اطاعت نشد حالا ‏می تواند او را کتک بزند.‏
‏ می تواند خشونت بر علیه او به خرج بده و مواجه می شویم با این فرهنگ وحشی و خشونت باری که در جوامع اسلام زده هر ‏روز شاهدش هستیم.‏
‏ حالا یک تعدادی بخوان بنشینند و در پی تلطیف این نگاه وحشیانه و آلوده ی اسلامی باشند که بگن نه منظور این نیست که ‏شما بخواید همسر خودتونو بزنید، شما روبرو میشید با این فرهنگ ساخته شده.‏
‏ حالا هر چقدر شما دست آویزی بکنید برای اینکه این معانی رو تغییر بدید آیا در بین آحاد مردم می تونید این معانی رو تغییر ‏بدید؟
‏ دستاویز موضوعی شدید که منظور از زدن، زدن نمی دونم برگ زیتون نیست و زدن با.‏
‏ مسواک در دست است و از این جور مفاهیم.‏
‏ خب این ها قابل گفتن نبوده توسط همون خدایی که شما بهش باور دارید که شما بعد از هزار و چهارصد سال باید به این معانی ‏برسید و اینها رو مطرح بکنید که دور از واقعیت است.‏
‏ در طول این هزار و چهارصد سال تمام این زنانی که زیر این خشونت های خانگی بودن، این خشونت افسارگسیخته ای که ‏اعمال شده نسبت به اونها.‏
‏ ها پاسخ تمام آن ها را چگونه خواهید داد؟
‏ این مبنایی که ساخته شده و این نگاه خشونت بار را ساخته.‏
‏ چگونه می شود این تصویر را برهم زد؟
‏ تصویری که وجود دارد در این فرهنگ را به مردم تزریق می کند.‏
‏ همتای همان تصویری که نسبت به خیانت داریم مطرح می کنیم.‏
‏ همتای آن این نگاه خشونت بار هم دارد تزریق می شود.‏
‏ حالا شما شاهد این هستید که این تبدیل به بخشی از نگاه فرهنگی کشور های اسلام زده می شود؟
‏ اینکه یک پدر صاحب و مالک بر فرزند هست، اینکه حتی بعد از کشتن او هیچ مجازاتی در برابرش وجود ندارد، اینکه او به ‏عنوان مالک، او به عنوان صاحب، او به عنوان خدای بر او می تواند او را از بین ببرد.‏
‏ حالا ما مواجه می شویم با این دریای بیکران از کشورهای اسلامی که فرزندان خودشان را کشته اند، این قتل های ناموسی را ‏شکل داده اند.‏
‏ در کنار این او معانی مطرح می‌شود.‏
‏ مدام پیرامون این غیرت بیمارگونه ای که تنها و تنها در پی آسیب زدن به آن ناموسی است که برایش تعریف شده، حتی با ‏معنی خود غیرت که به نوعی دفاع از ناموس خود در برابر دیگران است هم در تناقضه.‏
‏ مثل تمام معانی پر تناقضی که مطرح شده.‏
‏ حالا اون پاکی که توامان گره خورده با پاکی تن و بکارت.‏
‏ مواجه می‌شویم با او که به سادگی یک پدری حاضر باشه فرزند خودش رو سر ببره و از بین ببره و حالا حتی تشویق می‌شه ‏دیگه.‏
‏ خب قاعدتا این توسط حکومت‌ها، توسط این نگاه اسلامی تشویق هم می‌شه.‏
‏ این فرهنگ مدام داره تزریق می‌شه به جامعه که این نگاه خشونت‌بار و وحشیانه رو ادامه بده و ما شاهد قتل‌های ناموسی باشیم.‏
‏ شاهد این خشونت های خانگی باشیم.‏
‏ شما مواجه میشید با فرهنگ سازی پیرامون این کودک همسری.‏
‏ پیرامون این تجاوز به کودکان.‏
‏ امروز شما در یک جامعه متمدن، در یک جامعه ای که بر پایه عرف و بر پایه عقلانیت به قوانینی رسیده.‏
‏ رابطه جنسی با یک دختر زیر هجده سال حتی زیر بیست و یک سال در برخی از این کشورها حتی در صورتی که رضایت اون ‏دختر رو هم داشته باشه به عنوان تجاوز به حساب میاد.‏
‏ حالا شما روبرو میشید با این تفکر بیمارگونه ای که ریشه در این تفکرات بیمارگونه اسلامی داره که به شما حق میده دختر نه ‏ساله رو به عقد خودتون در بیارید.‏
‏ تا چه اندازه روبرو میشید با اخبار وحشیانه ای که حتی گاها به خاطر این روابط جنسی متجاوزانه جان خودشون رو این ‏کودکان از دست دادن.‏
‏ این اون فرهنگ سازی بیمارگونه ایست که ما باهاش روبه رو شدیم.‏
‏ این اون فرهنگی است که شما باهاش روبه رو میشید و می بینید که کودکان رو چگونه بدون اینکه حق انتخابی داشته باشند و ‏حق اختیاری داشته باشند در اختیار متجاوزین می دهند.‏
‏ این نگاه تجاوز به کودکان تبدیل به یک اصل و قانون و قاعده شده و این اون بدبختی است.‏
‏ این نهایت بدبختی است.‏
‏ یعنی شما یک جایی مواجه میشید با یک تصویری که یک دیوانه مجنونی که بیماری جنسی داره به یک کودک تجاوز کرده.‏
‏ اما این سمت قضایا شما روبرو میشید با یک جماعتی که این رو قاعده و قانون میدونند.‏
‏ تجاوز به کودکان رو قاعده و قانون و نوع زیست خودشون به حساب میارن.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این کودک همسری هایی که داره اتفاق می افته در جای جای این کشور های ها اسلام زده، این کشور ‏های غرق در نادانی و جهالت و خشونت.‏
‏ خشونت بر علیه زنان.‏
‏ خشونت بر علیه کودکان. کودک کشی.‏
‏ قتل های ناموسی.‏
‏ تجاوز به کودکان.‏
‏ اینها آن فرهنگی است که ساخته شده.‏
‏ فرهنگی است که شما باهاش روبه رو میشید.‏
‏ تبدیل به یک بخش فرهنگی شده.‏
‏ یعنی از اون جنبه جنایت خودش دور شده و تبدیل به فرهنگ شده.‏
‏ ما درباره یک اتفاق صحبت نمی کنیم.‏
‏ یعنی در باب یک موضوعی صحبت نمی کنیم که امروز می تونید مثالش رو در کشور های مختلف اروپایی هم داشته باشید ‏که یک دیوانه ای مجنون بیمار جنسی به یک بچه ای تجاوز کرده.‏
‏ دارید در باب این صحبت میکنید که به صورت قانونی و قانونمند تبدیل به فرهنگ میشه.‏
‏ حالا شما می تونید دختر های ده ساله، نه ساله، دوازده ساله، سیزده ساله، پونزده ساله رو بفرستید به اتاق زفاف.‏
‏ بفرستید برای تجاوز.‏
‏ این بخشی از فرهنگ ساخته شده ی فرهنگی است که در آن کودک همسری ارزش به حساب می آید تشویق می شود.‏
‏ توسط این حکومت های بیمار اسلامی تشویق می شود که شما کودکان را در همون سن پایین بهشون تجاوز بکنید، اونها رو ‏باهاشون همبستر بشید.‏
‏ نگاه بکنید به کتاب هایی که این فقها نوشته اند.‏
‏ عناوین بیمارگونه ای که حتی به نوزادان هم رحم نکردند.‏
‏ در یکی از کتبش هست که همین خمینی هم تو این زمینه صحبت می کنه که تو ایران ما هم یک بخش جنبه ی عمومی هم ‏پیدا کرده.‏
‏ خیلی ها هم به نظرم باهاش درگیر هستند.‏
‏ این معنا رو شنیدن که حتی ارضا شدن یک مرد با.‏
‏ نوزاد رو هم مجاز می دونه.‏
‏ اصلا تفکر به این نگاه منزجر کننده است.‏
‏ حتی نمیشه بهش فکر کرد که تا چه اندازه می تونه بیمار باشه و بعد قرار هست که یک سری بیمار جنسی قاعده و فرهنگ و ‏قوانین یک کشور رو بسازن.‏
‏ نوع زیست جمعی انسان ها را تصویر بکند.‏
‏ انسان هایی که تا این حد بیمار هستن، بیمار جنسی هستن، در مسائل جنسی و شهوانی غرق هستند.‏
‏ آلت پرست هستن.‏
‏ این همون نگاه آلت پرستی است که ما داریم درباره اش صحبت میکنیم.‏
‏ این فرهنگی است که ساخته شده که مروج خیانت است.‏
‏ که وحشی گری و خشونت علیه زنان قتل های ناموسی را به بار آورده.‏
‏ کودک همسری رو تصویر کرده.‏
‏ شما با یک فرهنگی روبه رو میشید که صاحب بر زنان هستید.‏
‏ زنان ملک شخصی شما به حساب میاد.‏
‏ حالا این زن هیچ ارزش و اعتباری ندارد جز مایملک شماست.‏
‏ شما به عنوان مرد مردی که درباره اش صحبت کردید، فرهنگ ساخته شده ای در باب مردان که مردان را تا این حد بی اختیار، ‏بی شعور، بی عقل تصویر می کند.‏
‏ به عنوان یک موجودی دارد تصویر می کند که هیچ قدرت اختیاری ندارد، هیچ قدرت تعقلی ندارند، هیچ مهری در وجودشان ‏نیست.‏
‏ هیچ نوع رابطه ای را به جز رابطه جنسی نمی فهمند.‏
‏ یعنی با هر زنی که نزدیک می شوند، تنها چیزی که به ذهنشان می رسد فقط رابطه جنسی است.‏
‏ هر زنی در کنارشان باشد نه به عنوان همکار، می توانند قبول کنند، نه به عنوان همراه می توانند قبول کنند، نه به عنوان دوست ‏می توانند قبول کنند به هیچ عنوان فقط به عنوان مسائل جنسی می توانند به یک زن نگاه کنند و با دیدنش بلافاصله تحریک ‏می شوند.‏
‏ نهایت تحقیر مردان در این موضوع دارد اتفاق می افتد.‏
‏ و شما دارید در باب این فرهنگ صحبت می کنید.‏
‏ فرهنگ بیماری که زنان را ملک مردان به حساب می آورد، زنان را بی ارزش تصویر می کند و در عین حال خود مردان را ‏تحقیر می کند و بی ارزش تصور می کند.‏
‏ مردانی که هیچ قوه ای ندارند برای انتخاب بی اختیار، برای مهر، برای دوستی، برای عاطفه، برای زندگی تنها و تنها یک مسئله ‏را می بینند، آن هم مسائل جنسی است.‏
‏ حالا با اینکه یک زنی نمی دونم روسریش بیفته بلافاصله تحریک میشن و تمام مسائل جنسی جهان در ذهنشون تصور میشه.‏
‏ وقتی ما داریم میگیم آلت پرستان مفعول این نگاه است، این فرهنگ است که در تمام جوامع اسلامی و اسلام زده ما باهاش ‏روبه رو هستیم و به اشکال مختلف به اشکال مختلف که تبدیل به ارزش شده تبدیل به فرهنگ شده.‏
‏ گاها روبرو میشیم با تضادهایی که وجود داره در عرف جامعه برای قبول این نگاه ها در همین ایران خودمون.‏
‏ ما در ایران خودمون شاهد چهره افسارگسیخته ای از این خیانت نیستیم.‏
‏ یعنی همه ی مردان حاضر نیستند که چند همسری بکنند.‏
‏ به واسطه فرهنگی که توسط خود مردم ساخته شده گاها به مردم خیانت شده که این فرهنگ ساخته شده در برابر این نگاه دگم ‏ایستادگی نکرده حتی گاها اون رو هم قبول کرده.‏
‏ با سر پایین به واسطه ترس به واسطه وحشت قبولش کرده تقدیس اش کرده هر چند که در برابر او صحبت کرده.‏
‏ یعنی ما گفتیم صحبت کردیم.‏
‏ من خودم به عنوان مثال باورها و عقایدی که دارم در برابر نگاه اسلامیست.‏
‏ یعنی اسلام در برابر من ایستادگی می کنه.‏
‏ من باور به آزادی دارم، به جان دارم، به برابری جان ها دارم.‏
‏ در برابر یک نگاه اسلامی وجود داره که تا دندان مسلح در برابر این نگاه ها ایستادگی خواهد کرد.‏
‏ من جان رو برابر می پندارم.‏
‏ انسان ها، گیاهان، حیوانات همه همتای هم حق زیستن و زندگی کردن دارند.‏
‏ اما در برابر من یک نگاهی هست به اسم اسلام که انسان رو اشرف مخلوقات میدونه.‏
‏ این انسان رو تسلیم در برابر خدا میدونه، طبقات رو میسازه پس این در برابر من ایستادگی میکنه.‏
‏ حالا من میتونستم این نگاه خودم رو مطرح بکنم بدون اینکه نیم نگاهی نسبت به اسلام داشته باشم این تصور رو بدم و در ‏کنارش یک تقدیسی هم نسبت به اسلام داشته باشم و از کنارش بگذرم.‏
‏ بعد اونجا شاید حتی مقبول هم قرار میگرفت.‏
‏ شاید هیچ ترس و واهمه ای هم نداشت.‏
‏ شاید هیچ عواقب بدی هم نداشت.‏
‏ اما این خیانت به اون بیداری عمومی بود.‏
‏ خیانت به آگاهی بود.‏
‏ خیانت به همون معنای آزادی و برابری و جان بود.‏
‏ خیانت به تمام مفاهیمی بود که بهش معتقد بودیم.‏
‏ چرا که این نگاه اسلامی آلوده در برابر ما تا دندان مسلح ایستاده ارزش هایی رو مطرح میکنه که تماما ضد ارزش ما هست.‏
‏ ارزش هایی رو مطرح میکنه که مروج خیانت. مروج خشونت. مروج تجاوز. کودک همسری.‏
‏ قتل های ناموسی.‏
‏ صاحب بر زنان شدن.‏
‏ تحقیر مردان هست.‏
‏ فرهنگ امروز ساخته شده که در دل اون شما رو به عنوان یک مرد صاحب بر زنان و زنان رو بی ارزش تصویر میکنه و بعد به ‏موازات او شما رو به عنوان یک مرد تحقیر میکنه و بی ارزش قلمداد میکنه.‏
‏ تمام ذهنیت و باور و اعتقادات شما رو گره خورده در مسائل جنسی میدونه و شما رو تبدیل به یکی از اون سربازهای این فرقه ‏آلت پرستی میکنه.‏
‏ شما روبرو میشید با فرهنگ ساخته شده ای که در نهایت یک دشمنی جنسی به وجود آورده.‏
‏ یعنی اصلا قرار بر این هستش که این زن و مرد در برابر هم باشن.‏
‏ مردانی که همه زندگی رو فقط و فقط در دل همین رابطه جنسی می بینند و زنانی که تمام عمر مورد ظلم این مردان قرار گرفته ‏اند حالا قرار است که در برابر هم بایستند.‏
‏ قرار است که هیچ نزدیکی ای را نسبت به هم نداشته باشند.‏
‏ از همان نقطه ابتدایی فرهنگ سازی دارد اتفاق می افتد و شما روبه رو می شوید.‏
‏ این نگاه ها اگر قرار باشد در یک جامعه ای همسو و همدست با خودشان اتفاق بیفتد، شما شاهد این دیوار کشی بین انسان ها ‏هم خواهید بود.‏
‏ حتی خیابان ها را هم شاید دیوار کشی بکنند که با هم ارتباط نداشته باشند.‏
‏ اشکال مختلفش را در کشور های مختلف اسلام زده هم شاهدش بودیم و می بینیم.‏
‏ که سعی می کنند هر جایی که نزدیکی بین انسان ها هست به مفهوم کلی فارغ از مسائل جنسی و این طبقات احمقانه ای که ‏ساخته شده.‏
‏ شما می بینید که سعی می کنند اینها را از هم جدا بکنند.‏
‏ اینها نزدیک هم نباشند، دشمن هم باشند.‏
‏ در برابر هم باشند.‏
‏ مردها در برابر زنانی تصویر می شود که گمراه کننده هستند.‏
‏ مایه شرارت هستند.‏
‏ مایه فریب هستند.‏
‏ باید از آنها دوری کنند و زنان هم که در برابرشان یک دیو.‏
‏ چند سری به اسم مرد تصویر شده که باعث تمام این ناکامی ها و نابرابری هاست.‏
‏ حالا قرار است یک دشمنی جنسیتی تبدیل به فرهنگ بشود که در خیلی از کشورها هم شده.‏
‏ قرار است ما شاهد یک دوری بزرگ باشیم نسبت به این دو جنسیت.‏
‏ تصویر حقیقی ای که از این جنسیت ها در کنار هم همواره در کنار هم بوده.‏
‏ یعنی شما به دو کودکی که فارغ از این تعالیم پوسیده و بیمار هستند نگاه بکنید.‏
‏ چه دنیای زیبایی در کنار هم دارند.‏
‏ تا چه اندازه نزدیک به هم هستند؟
‏ فارغ از این مفاهیم ابلهانه ای که به آن ها داده می شود.‏
‏ به محض این که نگاه آلوده ی شهوت پرستانه و آلت پرستانه اینها وارد این نگاه می شود، حالا قرار است اینها از هم دور بشن.‏
‏ حالا قرار است که هر کدام در یک مردابی که براشون تصویر کردند غرق بشن و از بین برن.‏
‏ هر روز از هم دور و دورتر بشن.‏
‏ دنیایی که اونها در نزدیکی و در کنار هم می تونستن بسازن تبدیل به یک دنیای بیمار یک فرهنگ آلوده میشه که همه دنیا رو ‏در مسائل جنسی خلاصه می کنه.‏
‏ دنیای اونها که پر از مهر و محبت و در کنار هم بودن بوده.‏
‏ تصویر دو کودک رو در کنار هم مجسم کنید که وقتی فارغ از این معانی آلوده، این فرهنگ بیمار، این تعالیم فرسوده و ‏پوسیده هستن تا چه اندازه به هم نزدیک هستن؟
‏ تا چه اندازه دنیا رو زیبا می بینن؟
‏ نزدیک به هم می بینن.‏
‏ به محض این که این فرهنگ بیمار وارد. موضوع می‌شود.‏
‏ حالا قرار است اینها از هم فرسنگها دور بشوند.‏
‏ قرار است یک جماعتی محکوم بشود به اینکه آلوده است.‏
‏ نگاه شهوت پرستانه ای دارد.‏
‏ تمام دنیا را مسائل جنسی می‌بیند.‏
‏ فاقد هرگونه عقل و شعور و ادراک و اختیار است.‏
‏ و در برابرش یک موجود اغواگری تصویر می‌شود که فقط به دنبال آلوده کردن آنهاست.‏
‏ هیچ حقی ندارد. ضعیفه است.‏
‏ نصف آنها به حساب می آید. باید ببینیدشون.‏
‏ باید از بین ببریدشون.‏
‏ و حالا شما مواجه می‌شوید با این فرهنگ آلوده و بیماری که این تصویر بیمارگونه را ساخته.‏
‏ فرهنگی که قرار است توسط اسلام به خورد مردم داده بشود.‏
‏ گاها هم روبرو می‌شویم باهاش که موفق شده و توانسته تا این اندازه بین انسان ها تفاوت بگذاره.‏
‏ فرق بگذاره دنیای آنها را در این سیاهی غرق بکنه.‏
‏ در این مرداب اونها رو اسیر نگه داره.‏
‏ این دوری رو شما شاهدش هستید؟
‏ این دشمنی رو شاهدش هستید.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با زنی که قاعدتا با توجه به این فرهنگ بیمارگونه باید دشمن خودش رو همین مردان ببینه.‏
‏ مردانی که در برابر او تصویر شده اند.‏
‏ مردانی که شاید کمی دور تر در اون دوردست ها زمانی که کودک بودند حاضر بودند جونشون رو بدهند تا خاری به پای ‏خواهرشون دوستشون همراهشون همون کودک دختر نره.‏
‏ اما حالا در برابر هم قرار میگیرن.‏
‏ سالیان سال از هم دور و دورتر میشن.‏
‏ فرهنگی که قرار هست در دل اون، در دل این دوری و دور کردن اون ها این موجودات رو از هم غریب بکنه.‏
‏ این ها نسبت به هم هیچ شناختی نداشته باشن.‏
‏ این اون فرهنگی ست که داره فریاد می زند تا این انسان ها را در این قالب تقسیم بندی که بهش باور داره از هم دور و دورتر ‏کنه.‏
‏ دو دنیای متفاوت برای اون ها بسازه.‏
‏ در اشکال مختلفش روبرو هستیم دیگه در یک کشوری مثل افغانستان الان دوباره این طالبان و این افکار پوسیده و بیمار ‏اسلامی قدرت گرفته حالا سعی میکنه نذاره حتی دختران به مدرسه برن.‏
‏ اگر برن باید در این.‏
‏ پوسته ای که براشون می سازه دور از دیگران این درس رو بخونند.‏
‏ در ایران خودمون مواجه میشیم با این جداسازی ها در مقطع های مختلف مدرسه.‏
‏ حالا اگر یک دریچه ای باز شد که در دانشگاه این دختر و پسر نزدیک هم باشن هم هر کاری میکنن خودشون رو به زمین و ‏زمان میدوزن که این دوری و این دشمنی باز هم بیشتر و بیشتر اتفاق بیوفته.‏
‏ اینها برگرفته از اون نگاه بیمارگونه ای است که تصویر شده.‏
‏ همون نگاهی که من دربارش بارها هم صحبت کرده ام.‏
‏ نگاه آلوده ای که تنها و تنها همین مسائل شهوانی را می بیند.‏
‏ شما مواجه می شوید با فرهنگی که در راستای نابودی مفهوم عشق است.‏
‏ اجازه این نزدیکی داده نمی شود که بخواهند حتی این دو جنس با هم ارتباطی داشته باشند که در نهایت این ارتباط قرار باشد ‏عشقی اتفاق بیفتد.‏
‏ چرا که تمام مسائل تصویر شده در راستای یک مسئله مشخص و آن هم آلت پرستی است.‏
‏ همه چیز توامان گره خورده با شهوت و شهوت رانی و در نهایت کشتزاری که قرار است از دل آن تولیدمثل شود.‏
‏ تصویری که در این نگاه اسلامی به شما می دهد همین معنای مشخص است.‏
‏ زنان کشتزار شما هستند.‏
‏ حالا شما باید با این ها ازدواج بکنید، بچه دار بشوید، رابطه برقرار بکنید.‏
‏ مردها اگر به زن ها نگاه می کنند همه چیز را در همین مسائل جنسی می بینند.‏
‏ همه چیز گره خورده در همین مباحث جنسی است.‏
‏ آنها را به شکل.‏
‏ یک سری آلت و عورت می‌بینند.‏
‏ حتی مواجه می‌شویم که تمام بدن زنان هم عورت آنهاست به جز دست و پایشان و یک همچین مسائلی را مطرح می کنند ‏چون این دقیقا باور حقیقی آنهاست.‏
‏ موضوعاتی که دارد مطرح می شود.‏
‏ پای بندی که از آنها مطرح می‌شود در راستای این دوری و دشمنی و در نهایت نابودی عشق.‏
‏ عشقی که قرار است به واسطه شناخت به واسطه ارتباط به وجود بیاید.‏
‏ حالا شما هیچ دریچه ای باز نگذاشتید تا این ارتباطات شکل بگیرد.‏
‏ مدام در پی دور کردن این دو جنسیت از هم هستید.‏
‏ مدام در پی این دشمن سازی نسبت به این دو جنسیت هستید و در نهایت هم شما هیچ وقت روبه رو نمی شوید.‏
‏ با این شکل و ثمره ای که به اسم عشق ما بشناسیم که بر پایه شناخت و ارتباط است.‏
‏ پس ما وقتی داریم در باب این فرهنگ سازی در زمینه آلت پرستی و این نگاه اسلامی صحبت میکنیم یک تصویر مشخصی ‏است نسبت به همه این اتفاقات وحشیانه ای که در این کشور اسلامی می افتد.‏
‏ به ایران امروز خودمان نگاه بکنیم گاها روبرو میشویم با فرهنگی از سوی مردم که متضاد با این تصاویری است که من دارم ‏مطرح میکنم.‏
‏ آره خب می بینیم مردم هم سعی کردند فرهنگ خودشان را تا جایی در برابر این نگاه های آلوده در برابر این تعالیم بیمار قرار ‏بدهند، تغییر بوجود بیاورند.‏
‏ اما اون حکومت وقت، اون نگاه اسلامی توأمان داره تلاش میکنه که این نگاه های بیمار خودش را تبدیل به ارزش بکند و ‏تبدیل به فرهنگ عمومی بکند.‏
‏ در برخی از این کشورهای اسلام زده هم بیشتر شاهد این نگاه ها هستیم چرا که این تعالیم قدرتمند تر بوده چرا که زمینه هایی ‏برای تغییر فرهنگی کم تر فراهم شده.‏
‏ شعر های کمتری بودن.‏
‏ نویسندگان کمتری بودن.‏
‏ کسان کمتری بودن که بخوان این فرهنگ آلوده رو تغییر بدن.‏
‏ اما ما مثلا شاهد شعر های بیشماری بودیم که در زمینه عشق، صحبت کردن، در زمینه برابری، صحبت کردن، در زمینه آزادی ‏صحبت کردن، سعی کردن یک تصویری رو هرچند مخدوش هرچند آلوده به این نگاه اسلامی در راستای تقدیس این نگاه ‏وحشیانه کردن اما باز هم سعی کردن این فرهنگ رو تغییر بدن.‏
‏ اما در نهایت شما روبرو میشید با همین تصاویری که قصد این نگاه آلت پرستانه اسلامی در راستای این هستش که فرهنگ ‏غالب تبدیل به همین فرهنگ بشه.‏
‏ فرهنگی که غرق در خیانت است اصل و قانون و قاعده اش بر پایه این خیانت است.‏
‏ مردها رو محق میدونه برای اینکه بخواهند چند همسر در اختیار بگیرند.‏
‏ این فرهنگ بر پایه نابودی عشق و محبت و عاطفه و مهر و رابطه است.‏
‏ این فرهنگ در راستای وحشی گری، خشونت، جنایت است.‏
‏ شما مواجه می شوید با این تزریق فرهنگی برای این خشونت.‏
‏ ادامه این خشونت.‏
‏ قتل های ناموسی.‏
‏ صاحب خوانده شدن پدران و جد پدری.‏
‏ حالا صاحب شدن اون همسر نسبت به زن خودش.‏
‏ زن خودش رو به بدترین شکل میزنه چرا که قاعده و قانون در برابرش هست.‏
‏ قانونی هست که او را محق میدونه برای این رفتار.‏
‏ حالا فرهنگ ساخته شده برای اینکه این خشونت گسترش پیدا بکنه.‏
‏ این خشونت به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل بشه.‏
‏ قتل های ناموسی اتفاق بیفته.‏
‏ خشونت علیه زنان اتفاق بیفتد.‏
‏ زنان نیمه مردان به حساب بیایند.‏
‏ این نابرابری ادامه پیدا بکنه.‏
‏ زنان را ضعیفه خطاب کنند، زیر دست و پا له کنند.‏
‏ این نابرابری به وجود بیاد نابرابری که تبدیل به یک نابرابری فرهنگی شده در نهایت.‏
‏ حالا شما با مردانی روبرو میشید که خودشون رو برتر از زنان میدونند.‏
‏ با زنانی روبه رو میشید که به واسطه این فرهنگ سازی از تمام پیشرفت ها در برابرشون مانع به وجود میاد.‏
‏ نمیزارند که به اون جایگاهی که دارند و لایقش هستند برسند.‏
‏ از طریق قانونی شما روبرو میشید از اون نوک هرم نگاه بکنید.‏
‏ در این کشورها اسلامی که حاضر نیستند به زنان جایگاه و مرتبتی بدهند برای قاضی شدن، برای تبدیل شدن به همون علمای ‏دینی، تبدیل شدن به رهبر به رییس جمهور تمام مبانی بسته میشه برای اینکه زنان نتونند به جایگاهی برسند در اختیارشون باشه.‏
‏ اگر فرهنگ عامه اون جامعه مدنی در برابرشون ایستادگی نکنه به یک جایی میرسن که حتی اجازه ندن ندادند زنان از خانه هم ‏بیرون بیایند.‏
‏ همان طوری که ما شاهدش بودیم.‏
‏ در همان کشور عربستان تا چندی پیش هم شاهد همچین موضوعاتی بودیم که حتما باید یک زن به همراه یک همراه مرد ‏بیرون بیاید.‏
‏ همین امروز مگر شاهد این اتفاقات نیستیم؟
‏ تا چه اندازه مانع تراشی برای پیشرفت زنان در راستای نابرابری فرهنگی؟
‏ این نابرابری که تبدیل به یک نوع فرهنگ شده و این فرهنگ آلوده را پدید آورده.‏
‏ وقتی ما از این فرهنگ سازی اسلامی و این فرهنگ سازی و آلت پرستانه صحبت می‌کنیم، روبه‌رو می‌شویم با این تصویری ‏که درش تحقیر زنان تبدیل به یک اصل و ارزش شده، گفتیم هر چه صحبت بکنند در باب ارزش دادن به زنان، به جایگاه زن ‏هم در راستای همان تحقیر کردنشان هست.‏
‏ همان تناقضاتی است که مدام داره تکرار میشه.‏
‏ اینکه زنان رو بی ارزش تصویر می‌کنند برای فردیت، برای استقلال آنها هیچ ارزشی قائل نیستند.‏
‏ برای اینکه آنها بتوانند پیشرفت کنند و به جایگاهی برسند.‏
‏ برابری را به هیچ عنوان نمی شناسند.‏
‏ زن را ابزاری برای مرد تصویر می کنند، کشتزاری برای مرد تصویر می کنند و شما مواجه می شوید با این نابرابری، با این ‏تحقیر.‏
‏ یکی از فرهنگ های بیمارگونه ای که در این جوامع اسلامی وجود دارد، تحقیر کردن جای قربانی و جانی است.‏
‏ یعنی شما روبه رو می شوید با این شکل بیمارگونه ای که حالا قرار است در دل آن شما قربانی را مجرم بدانید.‏
‏ امروز در تمام این کشورها اسلام زده ما مواجه با همین صحنه هستیم.‏
‏ اینقدر این تهاجم فرهنگی بیمارگونه آلت پرستانه وجود دارد که یک زنی که مورد تجاوز قرار می گیرد خودش را قربانی نمی ‏داند، خودش را جانی به حساب می آورد، خودش را گناهکار تصویر می کند، اینقدر زیر بمباران هست با اون تصویر احمقانه ‏ای که نسبت به پاکی دارن حالا احساس میکنه پاکیش لگدمال شده.‏
‏ حالا احساس میکنه که وارد این وادی از. ناپاکی شده.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این نگاه بیمارگونه ای که داره برای شما تصویر میکنه.‏
‏ تصور میکنه زن اغواگر در برابر شما چهره میده، در کنار اون میاد از یک مردی تصویر میده، یک مرد حقیر و پستی که هیچ ‏قدرت انتخاب و اختیاری در خودش نداره.‏
‏ هیچ عقل و شعور درستی نداره و مدام در حال تحریک شدن هست.‏
‏ زنانی رو داره تصویر میکنه که اغواگر هستن.‏
‏ حالا اگر یک مردی رفت به یک زنی تجاوز کرد، جای قربانی و جانی هم به سادگی عوض میشه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این تصویر در برابر که حالا اون زن هست که مرتکب گناهی شده.‏
‏ اون زن هست که گناهکار و مجرم هست.‏
‏ این رو تبدیل به اون فرهنگ عامه میکنن.‏
‏ باید اون زن یه پوشش مناسبی داشت.‏
‏ این رو شما در اشکال مختلفش حالا دارید میبینید.‏
‏ تبدیل به یک فرهنگ بیمارگونه ای میشه که از همون ابتدا زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرن حاضر نیستن از اتفاقی که در ‏قبالشون این جنایتی که شده حتی صحبت بکنن.‏
‏ این تبدیل به اون فرهنگ بیمارگونه آلت پرستی هست که ما باهاش روبه رو هستیم.‏
‏ اگر زنی لباسی پوشیده.‏
‏ که حالا یک نوعی باز هست حالا هر کسی مجاز هستش و اختیار داره و مجاز هستش که بتونه به او تجاوز بکنه.‏
‏ حالا این تبدیل به یک فرهنگ عامه میشه که خیلی ها در هر جایگاهی که هستن بیان و درباره این اراجیف صحبت بکنن.‏
‏ این خزعبلات رو دربارش اظهار نظر بکنن.‏
‏ این تبدیل به فرهنگ عامه میشه.‏
‏ جای قربانی و جانی تغییر پیدا میکنه.‏
‏ کسی که قربانی این نگاه تجاوزکارانه هست تقبیح میشه چرا که لباس مناسبی نداشته.‏
‏ با اون تعاریفی که دادند مردهایی هستند که با خوی وحشیگری، با خوی تجاوزگری در پی زنان هستند.‏
‏ حالا اگر لباسی مناسب با اون تعاریفی که ما دادیم نپوشیده میتونه بهش تجاوز بکنه.‏
‏ ما با این صحنه های وحشت بار روبرو میشیم حتی در همون صدا و سیمای جمهوری اسلامی.‏
‏ من روبرو شدم با یک همچین تصاویری که ارائه میدن.‏
‏ یک خونخواری که میشینه در برابر کسی که بهش تجاوز شده و بعد به او میگه که اگر شما لباس مناسب بپوشید اونجاست که ‏باید واقعا به حال این سرزمین گریست به حال این مردمان گریست که چه فرهنگی و چه تعالیم بیماری قرار است که به آنها ‏داده شود و قرار است از دل این جماعت چه انسان هایی پدید بیایند.‏
‏ چه انتظاری میشه داشت وقتی درباره این فرهنگ بیمار داریم صحبت میکنیم؟
‏ این اون نقاطی هستش که برای ما ساخته اند.‏
‏ از اون ترویج خیانت، از اون وحشیگری، از اون قتل های ناموسی، از این نابرابری که تبدیل به فرهنگ شده، از این ذلیل ‏کردن زنان، تحقیر زنان، تحقیر مردان، بی ارزش نشون دادن مردان، تحقیر جای قربانی و جانی، این دشمنی جنسی که به وجود ‏میاد، این دور شدن دو جنسیت از کنار هم، این نابودی ای که از عشق تصویر میشه لگد مال شدن و لجن مال شدنه.‏
‏ مفهوم و واژه ی عشق معنای عشق بی ارزش و بی اعتبار میشه و ما شاهد این فرهنگ امروزی هستیم که در جامعه ایران در ‏خیلی از مواردش وجود داره.‏
‏ در تعداد بی شماری وجود داره و در کشورهای اسلام زده دیگه هم که باهاش باز هم روبروش.‏
‏ این فرهنگ بیماری که ثمره اش قاعدتا همین نگاه ها هست.‏
‏ ثمره این آموزه ها، این تعالیم قاعدتا همین نگاه هایی هست که درباره اش صحبت کردیم.‏
‏ میشه ساعت ها هم درباره اش صحبت کرد.‏
‏ اما ما سعی میکنیم که در این ویژه برنامه آلت پرستان به صورت کلی درباره این موضوعات صحبت بکنیم و کمتر نزدیک به ‏مصادیق بشیم و مصداق ها بشیم.‏
‏ درباره این موضوع هم میشه ساعتها صحبت کرد در باب این فرهنگ بیماری که این نگاه اسلامی ساخته و ما امروز باهاش ‏دست و پنجه نرم میکنیم چه در کشور ایران و چه در کشورهای دیگه ای که اینگونه اسلام زده هستند و در این تعالیم بیمار ‏گونه در این ارزش های.‏
‏ دور از زندگی به نوعی مطرح می کنند.‏
‏ در قسمت های آتی هم سعی می کنیم در باب موضوعات دیگر صحبت کنیم.‏
‏ پیرامون همین نگاه آلت پرستی و در نهایت هم به نگاه ما به جهان برسیم و درمان و تغییر و دگرگونی ای که ما را به آن سمت ‏و سوی درست ببرد.‏
‏ تعالیمی که باید جایگزین بشه به باورهایی که باید تغییر کنه و ارزش های دوباره ای ساخته بشه و ما شاهد این دگرگونی و ‏انقلاب باشیم.‏
‏ برای زندگی بهتر، برای زیستن، برای آزادانه زندگی کردن، برای برابری، برای مفاهیمی که بهش معتقد و معترف هستیم.‏