در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در جهان امروز که همهچیز در ترازوی سود و زیان سنجیده میشود، بازخوانی مفهوم هنر بینا و رسالت بیدارگری ضرورتی حیاتی یافته است. هنر، فراتر از یک سرگرمی یا کالایی برای ویترینهای تجاری، ابزاری است برای نفوذ در لایههای پنهان حقیقت. در قسمت نهم پادکست به نام جان، نیما شهسواری به نقد ساختاری «کالا-هنر» پرداخته و هنرمند را نه یک قدیس، بلکه چشمی برای دیدن رنجها و زبانی برای فریادهای فروخورده جامعه معرفی میکند.
ما در اینجا از هنری سخن میگوییم که در بند فرم و قافیه نمیماند و محتوا را به قربانگاه سلیقه عامه نمیبرد. هنر بینا و رسالت بیدارگری یعنی استفاده آگاهانه از رسانه برای تغییر شرایط موجود و نقد ساختارهای قدرتی که هنر را به ابتذال کشاندهاند. اگر به دنبال درک تمایز میان هنرمند کاسب و هنرمند دغدغهمند هستید، این قسمت از پادکست دریچهای تازه به روی شما خواهد گشود.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خوب در ابتدای امر به نظرم بهتره که در باب اینکه چه نوع هنر هایی امروز در جهان وجود داره صحبت کنیم.
مفهوم این نیست که چه شاخه های هنری ای وجود داره که مطمئنا همتون باهاش آشنا هستید.
مفهوم این هست که از این شاخه های هنری و در معنای کلی خود هنر به چه سبک و چه انواعی داره استفاده میشه.
خب ما یه بخشی داریم به اسم کالا هنر هنری که برای فروش و عرضه داره به بازار میاد.
یعنی همون نگاه های کلاسیک نسبت به بازار رو داره.
هنری که تولید میشه به عنوان یک کالا در نظر گرفته میشه و دنبال یک بازاری است برای فروختن.
مشتری هایی رو میخواد پیدا بکنه تا اون جنسی رو که تولید کرده ازش سود آوری داشته باشه.
این تقریبا بخش عمده ی هنر در جهان هست.
یعنی جهان امروز ما.
عمده ترین هنری که در خودش جای داده همین کالا و هنر هست.
در جای جای جهان مون داریم میبینیم در اون انواع هنرها.
یعنی شما در موسیقی شاهد این هستی.
هستید در فیلم سازی شاهدش هستید؟
در کتاب شاهدش هستید و در تمام انواع هنر شاهد این کالا هنر هستید.
بیشتر شنیده می شوند، بیشتر دیده می شوند، بیشتر در بوق و کرنا گذاشته می شوند.
عام تر هستند.
مردم بیشتر باهاشون ارتباط می گیرند و یک نگاه بازاری دارند.
بر اساس سلیقه مخاطب ساخته می شوند.
بر اساس خواسته های روز پرداخته می شوند و چیزی که جماعت خریدار و به نوعی مشتری طالبش هست رو در اختیارشون می ذارن.
این تقریبا قدرتمند ترین هنر شناخته شده ی امروزی در جهان هست.
در کنار این هنر به نوعی کالا و هنر.
ما یک هنری هم داریم که به اسم هنر ناب شاید بشناسیمش.
یعنی مصادیقی از اون نوع از هنر هست که هنر رو در خدمت هنر قرار میدن.
این رو هم باز میتونید به کرات پیرامون خودتون ببینید.
هنرمندانی که در خدمت هنر هستند به نوعی می خوان که داخل هنر خلاقیت به خرج بدهند و هنر رو ارتقا بدهند در اون دالان هنر حرفی برای گفتن داشته باشند.
به نوعی فرمانده اصلی اون جریان همیشه خود هنر درگیر فرم هستند تا محتوا بیشتر از هر چیزی براشون ساختار شکنی شاید مهم باشه یا پایبندی به اون ساختارهای شکل گرفته قراره که توی اون هنر یه صحبتی بکنند.
اما شاید خود موضوع صحبت موضوع مهمی نباشه که اون پرداخت به هنر براشون مهم تره.
این هنر هم خیلی جای داره.
شاید رتبه دوم رو هم این هنر به خودش بگیره.
بسیاری آدم ها بسیاری هنرمندان جریان ساز هستند.
هنر رو ارتقا میدن.
هر روز هنر تازه ای به وجود می آورند.
در اون راستای هنری در حال خلق و کشف و اختراع و به وجود آوردن دریچه تازه ای در هنر هستند.
این هنر هم واقعا قدرتمند و جاری و ساری است و حقیقتا بعد از اون کالا هنر نقش مهمی رو داره.
حالا نمی دونم شاید باهاش در ارتباط نبوده باشید.
با هر کدوم از این ساختار ها میشه مثال های زیادی زد.
یعنی مثلا ما اگر در هنر در شاخه سینما بخوایم نگاه بکنیم برای هر دوی این مصداق هایی که ما صحبت کردیم نمونه های بارزی هست.
اون سینمای گیشه ای که امروز تو ایران وجود داره جزو همون کالا هنر هست.
یا حالا مثلا توی هالیوود اون کالا هنر هست.
اونا ساخته شدن برای اینکه مخاطبی که به عنوان مشتری بهش نگاه میشه دنبال خریدن اون هست.
به نگاه عوام خیلی توجه میکنه.
یعنی سلیقه عوام بزرگترین رکن سازنده اون هنر هست.
هنر ناب رو هم میتونید ببینید.
تو همون سینمای ایران رو هم میتونید ببینید.
فیلم های هنری ای که ساخته میشه و شاید مخاطب خیلی کمی داشته باشه و بیشتر درگیر فرم هست، درگیر نوعی ابداع و نوآوری هست توی سینما.
میخواد صاحب سبک باشه.
میخواد یک مدل جدیدی رو به وجود بیاره.
این رو هم میتونید در تمامی ساختارهای هنری شاهدش باشید و به نظرم اون بخش آخری و اون قسم آخری که در هنر وجود داره به نوعی هنر بیناست.
هنریست که از هر چیزی مهم تر براش محتوایی است که داره بیان میکنه.
خیلی بالاتر و باارزش تر از فرم ها درگیر هنر بودن.
اینکه مخاطب باهاش ارتباط برقرار بکنه یا نکنه، اینکه خواستار اون هنر باشه یا نباشه موضوعیت و ارجحیت شون نیست.
قرار نیست که بر پایه ی سلیقه مخاطب هنری رو بوجود بیارن.
قرار هست که سلیقه ی مخاطب رو خودشون بسازند.
این میشه اون بخش هنر بینا.
کم رنگ تر هست.
کم قدرت تر هست.
کم تر می بینیمش.
ولی وجود داره.
در ایران خودمون وجود داره.
بین هنرمندان ایرانی هم وجود داره؟
یعنی شما تو همون سینمای ایران هم می تونید ببینید؟
ببینید که کسی که در راستای فروختن هنر کاری رو تولید نمی کنه بر پایه ی سلیقه ی مخاطبش هنری رو به وجود نمیاره.
چشمش به خود هنر نیست.
به نوعی اسباب هنر قرار نگرفته.
هنر رو ابزاری برای خودش قرار داده.
این هنر بینا و اون هنری ست که ما بهش معترف هستیم.
اون هنری ست که برای ما باارزشه.
محتوا اصل این هنر هست.
فرم ابزار هست.
هنر ابزار هست.
اینها همه وسیله هستن برای ابراز اون محتوایی که قراره درمیون گذاشته بشه.
قرار نیست که نگاه بشه این که حالا جماعت از چی خوشش میاد، به چه چیزی علاقه داره؟
تو تاتو بری و اون هنر رو تولید بکنی؟
اگر امروز علاقه مند به مثلا موسیقی شاد هست و موسیقی شاد رو زمینه ی اصلیش بکنی نه تو احساس می کنی که این محتوای تو در قالب یک موسیقی مثلا غمگین باید ادا بشه و تو اون راه رو انتخاب می کنی.
این که حالا آیا مخاطب عام باهاش ارتباط برقرار می کنه یا نمی کنه، تو امید به ارتباط برقرار کردن داری اما هدف و غایت اصلیت رو این نمی ذاری. نمیزارید.
این میشه اون هنر بینایی که کمرنگه قدرت کمی داره.
اشخاص کمی درش فعالیت میکنند.
مخاطب کمتری داره.
اما خب اون هنر راستین و اون هنر نابی است که من بهش اعتقاد دارم.
اگر بخواهیم در باب تمایزات وجودیت این سه قسم هنری که دربارشون صحبت کردیم بیشتر ریز بشیم، این تمایزات در اصول اولیه هست.
یعنی در همون خلق ابتدایی هنر شکل میگیره.
یعنی شما در نظر بگیرید کسی که در اون منظر کاملا هنر میخواد هنر تولید کنه از همون ابتدای امر و خلق اثر باید یک سری المان ها رو اصل کار خودش قرار بده.
اینکه مخاطب امروز مخاطب با این احوالات امروزش به چه چیزی علاقه منده یعنی سوژه ی ابتداییش باید از دل همین بیاد.
حالا چجوری باید بهش پرداخت بشه تا اون مخاطب خوشش بیاد.
یعنی شما به چشم یه کارخونه بهش نگاه بکنید.
یعنی فکر بکنید که شما اون هنرمند یک خط تولید داره.
خب وقتی یه کارخونه ای قرار هستش که یک خودکاری رو تولید بکنه، نگاه میکنه که مخاطب و اون به نوعی مشتری هاش چه خودکاری رو لازم دارن و چه رنگی بیشتر براشون مهم هست. مفید هست؟
کدوم رنگ بیشتر فروش میره؟
اون کالاها رو هم همین شکلی نگاه میکنه.
حالا هنر ناب میاد و خودش رو درگیر اون هنر میکنه.
یعنی خودش رو در چارچوب های هنری قرار میده.
شاید یک جایی بخواد یه محتوای خاصی رو بیان بکنه اما به واسطه درگیری هایی که با فرم داره نمیتونه اون رو بیان کنه.
شما تصور بکنید که شاعری هست و در حال نوشتن شعری هست.
حالا یه محتوای خاصی رو میخواد در میون بذاره اما خیلی از جاها بند های فرمی، بند های قافیه دست و پایش رو می گیره.
احساس می کنه که از اون قالب شعری دراومده و نمی تونه اون کلام رو منعقد بکنه.
یعنی شما درگیری اون شاعر رو بیشتر با فرم کارها می بینید؟
می بینید که درگیر نوشتن یک قافیه درست است که اون قافیه ها هماهنگ باشند.
حال اینکه شما هنر بینا رو اگر در نظر بگیرید شاید اصلا براش اهمیتی نداشته باشه که چه کلمه ای داره استفاده میشه.
خب یکی از عوامل عمده ای هم که این هنر بینا کمتر دیده میشه همین هم هست.
یعنی این که شما محتوا رو ارجحیت قرار میدید و بعد اینقدر به محتوا می پردازید که شاید از سلیقه عوام هم دور بشه.
یعنی از چیزی که همیشه شنیده اند دور باشه.
و چیزی که ما مدام در حال شنیدنش هستیم در حال دیدنش هستیم.
به نوعی ملکه ی ذهنمون شده و اون رو به عنوان اصل و ارزش و حقیقت باور داریم.
و این شاید باعث بشه که کسی از اون هنر بین ها استقبال لازم رو نکنه در صورتی که محتوای درستی رو داره بیان میکنه.
نقاط تمایزی بین این سه رکن هنر در همان ابتدا و خلقتش نهفته است و بعد در ادامه هم پیدا میکنه.
یعنی این تمایزات ادامه پیدا میکنه.
بعد از تولید اون اثر حالا قراره چه جوری پخش بشه؟
چه جوری به گوش مخاطب رسونده بشه؟
در کالا هنر خب غول های بزرگی وجود دارند که جور این انتشار رو به گردن میگیرن.
در هنر ناب محافل بزرگی وجود داره برای نشر دادن این آثار.
برای نقد کردن این آثار.
برای به نوعی ارزش گذاری روی این آثار.
اما باز اون هنر بینا به نوعی در این وسط بی خانه است.
بی لانه است.
جای درستی نداره.
نه کمپانی های بزرگی هستن که قرار بر نشر این آثار داشته باشن چون اصلا از نظرشون اینها ناهنجار اون جامعه فکریست که خودشون دارن نه هنر ناب به اینها بهایی میده چرا که شاید براشون هزینه بر باشه یعنی هزینه داشته باشه.
اینکه شما یک هنر بینایی که قرار هست یک اعتراض بزرگی رو بکنه در یک محفل ادبی و شعری دربارش صحبت بکنید شاید براتون سنگین تموم بشه.
پس این هنر ها حتی در پخش شدن هم باز دچار مشکل میشه و نقطه تمایزات و وجودیت این سه گونه هنری که ما دربارش صحبت کردیم از خط تولیدش تا پخش شدنش و تا انتهای ماجرا همراه خودش داره.
حالا ما یه مقداری اگر بخواییم ریز بشیم توی تعریف خودمون نسبت به هنر و اون تعریفمون از هنرمند بینا به نظرم راهگشا هست.
ما داریم در باب هنری صحبت میکنیم که به چشم کالا پست به هنر نگاه نمیکنه.
یعنی اصلا مد نظرش نیست که کسی اون رو بخره یا نخره.
یعنی اصلا حتی در شرف فروششان نیست.
علاقه ای به به وجود آوردن یه بازار پیرامون اون اثرش نداره.
حالا شاید عده ای باشند که در این هنر بینا فعالیت بکنند و آثارشان را بفروشند.
اما شاید هدف از فروختن این آثار کسب درآمد نباشد و فقط برگرداندن آن سرمایه ها و وقت و انرژی باشد که بتوانند توی این راه حرکت بکنند.
یعنی این رو میشه ازشون قبول کرد که یکی در پی هنر بینا باشه و بازاری به وجود نیاره اما بفروشه آثارش رو.
اما فقط در راستای اینکه بتونه دوباره بازتولید داشته باشه و این چرخه به گردش دربیاد.
اما در مجموع به این شکل نیست که یه اثری رو تولید کنه فقط برای سود مالی بردن و حتی اصلا برای سود بردن.
این یکی از ارکان مهمش هست.
ارکان دومش میشه.
اینکه درگیر فرم نیست.
قرار نیست که فرم رو ارجحیت بده به محتوایی که بیان می کند بزرگترین عامل در به وجود آوردن آن هنر محتوایی است که قرار است در میون بذاره.
نقد اجتماعی مثلا قراره بکنه، نقد مذهبی قراره بکنه، قراره که یک دنیای جدیدی رو ترسیم بکنه، قراره ترویج دهنده ی یک باور خاصی باشه.
اینجا دیگه براش مهم نیست که درگیر این فرم بشه و این فرم اگر دست و پاش رو بست هنر رو کنار بذاره. نه.
پس قراره اولویت خودش رو در بیان کردن اون محتوا میدونه که اون محتوا برگرفته از دغدغه هاش هست.
از مشکلات اجتماعی پیرامونش هست، از مشکلات فرهنگی هست، از باورها و اعتقاداتی که بهش باورمند است.
رکن اصلی میشه اون محتوا و بیان آن محتوا.
مطمئنا درگیر فرم نیست اما در این هنر باید فرم رو شناخت.
یعنی باید اسبابی که در برابرت هست رو به درستی بشناسی چون غایت این به وجود آوردن هنر در حد همون هنر.
بینا هم این هستش که مخاطب زیادی داشته باشه چون شما قرار بر تاثیر گذاری دارید دیگه.
یعنی شما یه هنری رو تولید میکنی که تاثیر بذاره روی مخاطبتان و باید در وهله ی اول اون مخاطب رو داشته باشین و برای داشتنش هم حد اقل باید اون المان های اولیه فرم رو مثلا در اون رشته ی هنری خودتون بشناسید.
اما در بندشون نباشید تا جایی ازشون استفاده کنید که در توانتون هست تا جایی که به محتوا لطمه نزنه.
پس تعریف ما این هست از اون هنر و اون هنرمند بی نهایت که ما داریم ازش صحبت میکنیم دغدغه داره و دغدغه منده.
فقط در ارتباط با مشکلات میخونه.
در ارتباط با مشکلات حرف میزنه، در ارتباط با دغدغه ها صحبت میکنه.
هنرمند بینا قرار هست که چشم انسان ها باشه.
قرار هست که به جای دیگران ببینه.
خب قاعدتا اون کسی که ما در جایگاه هنرمند قرار میدیم مشکلات رو مثل بقیه میبینه اما شاید روح لطیف تری داشته باشه.
شاید اون مشکلات بیشتر روش تاثیر بذاره و در کنار اون قدرت بیان کردن اون رو در اون قالب هنری که پایبند بهش هست رو داشته باشه.
پس قراره با این قدرت نهفته با این استعدادی که درونش هست راهی رو پیدا بکنه تا این رو با دیگران بیان بکنه.
اما از این حیطه خارج نمیشه دیگه که قرار نیست که در باب موضوعات کم اهمیت و بی ارزش صحبت بکنه.
قرار نیست که چیزی تولید بکنه که بازار داشته باشه.
قرار نیست که خودش رو در بند هنر قرار بده و اسیر اون بمونه.
قرار هستش که محتوایی که بهش باور داره دغدغه هایی که روش تاثیر گذاشتن صدایی که میتونه از دیگران برسونه و باعث آگاهی دیگران بشه یا هر چیز دیگه ای از این راستا استفاده میکنه و حرفش رو بیان میکنه.
حالا میتونه این بیان کردن در راستای آگاهی رسوندن باشه.
میتونه در راستای بیان کردن یک باور تازه باشه.
میتونه به نوعی تولید یک راهکار جدید باشه.
میتونه درمان یک درد باشه.
از این قالب استفاده میکنه برای بیان کردن خودش در راستای اون هدف غایی و بزرگی که داره.
ما توی هنر همیشه درگیری فرم و محتوا رو داشتیم و همیشه فرم دست و پا گیر هست دیگه.
یعنی شما وقتی میری توی قالب گفتن شعر میگه فرم رو باید رعایت کنید برای گفتن شعر.
هر چند که در شعرهای نو کمتر درگیر این قالب ها هستند.
در گیر این فرم ها هستند اما باز اونها هم یه فرم هایی رو درونشون دوباره بازتولید میکنن.
هر چقدر از عمر اون هنر میگذره کسانی هستند که شروع به ساختن فرم هایی میکنن که تخطی از اون رو مخالف با اون هنر بدونند.
این درگیری همیشه بین فرم و محتوا هست.
اما وقتی ما صحبت از هنرمند بینا و اون هنر بینا میکنیم، اون دیگه قرار نیست خودش رو درگیر این موضوع بکنه چون محتوا براش خیلی با ارزش تره.
محتوا اصل اون مطلب هست و اینها فرعیات هستند.
اینها اسبابها هستند.
پی شناختش میره اما خودش رو درگیر و به نوعی در بند اونها نمیزاره.
کلیت این صحبت ما رو به اینجا میرسونه که هنر وسیله است.
یک وسیله ای است برای تغییر.
یک وسیله ای است برای تاثیر.
یعنی قرار است که ما هنر رو به عنوان یک مرجع مقدس ندونیم.
ما قرار نیست که هنر رو به عنوان اصل بزرگ و یک ارزش لایزالی به حساب بیاریم.
ما قرار هست که هنر رو به عنوان یک وسیله و اسباب بدونیم، به عنوان یک وسیله ای بدونیم که قراره حرف هامون رو درش بیان کنیم.
وسیله ای که قراره روی دیگران تاثیر بذاریم.
از این تاثیر به تغییر آدم ها برسیم.
به تغییر شرایط برسیم.
برآیند کل این صحبت ها ما رو به همین نقطه میرسونه که پس هنر وسیله و ابزار هست.
وسیله ای است برای تغییر.
در اون تعریف ما از اون هنرمند بینا و اون هنری که هنر بینا ازش نام بردیم.
این نگاه ابزاری پس به هنر داره در بند هنر نمی مونه و از این به نوعی دستاویزی که در اختیارش هست استفاده میکنه.
شما شعر میگید به واسطه اینکه تاثیر بیشتری روی آدم ها می ذاره حتی بیشتر از نوشتن حتی بیشتر از کتاب.
یک بیت شعر می تونه تاثیر همواره ای داشته باشه.
می تونه ملکه ی ذهن خیلی ها بشه.
می تونه همیشه تکرار بشه.
می تونه به نوعی تبدیل به یک راه چاره ای بشه.
در نقاط مختلف زندگی ازش استفاده بکنن.
به خاطر همینه که رو میارید مثلا به شعر.
چون این اسباب این ابزار قدرت زیادی در خود نهفته داره.
یا هم به همین شکل از سینما استفاده می کنید.
از موسیقی استفاده می کنید.
تمایز بین همون هنرمند بینا و اون کسی که درگیر هنر هست هم در همین هست دیگه.
شاید اون آدم اون کسی که پایبند به هنر ناب هست مثلا محیط سینما و اصلا ساختن فیلم رو یک قدیسه ای در ذهنش داشته باشه اصلا نمی تونه از اون لایه بیرون بیاد.
اما شما در بین هنرمند های بی نام میبینید که به هر کدوم از این ها دستی میبرند تا شاید صحبتشون رو از اون دریچه بهتر بتونن برسونن و بتونن تاثیر بیشتری بذارن و در راه تغییر حرکتی انجام بدن.
حالا با توجه به چیزهایی که تا اینجا گفتیم یه تعریفی داریم نسبت به اینکه این وظیفه ی این هنرمند چیه؟
تفاوتش با اون دیگر هنرمندانی که داریم دربارشون صحبت میکنیم چیه؟
مسلما وظیفه اش میشه بیدارگری.
وظیفه اش میشه اینکه نسبت به شرایط پیرامون خودش بی تفاوت نباشه.
اگر چیزی رو دید درباره اش صحبت بکنه.
اگر صدایی از دیگران شنید که نمیتونن بیانش بکنند، صدای کم رمقی هست که کمتر شنیده میشه.
این رو با دیگران در میون بذاره.
فریاد بزنه اون رو.
مشکلات رو ازشون بگه.
از کنارشون نگذره.
در باب دغدغه ها صحبت بکنه.
کنه باورهای جدید رو بادیگران در میون بذاره، از راهکارها بگه، از درمان ها بگه.
وظیفه اون هنرمند بینایی که ما داریم تصویر میکنیم به نوعی چشم جامعه قراره که باشه.
قراره به جای دیگران بشنوه.
به جای دیگران ببینه.
به جای دیگران بیان بکنه.
از این هنرمندی که ما تصویر کردیم این هست.
اما اگر دقت بکنید ما توی شرایطی که مثلا به ویژه توی ایران خودمون هستیم.
الان تصور عامه ی مردم این هستش که از تمام هنرمندها همین بخش سوم رو انتظار دارند.
این انتظار دارن که اینها اعتقاد به هنر بینا داشته باشن و خودشون هم هنرمند بینا باشن.
اما در صورتی که هیچ وقت به این موضوع نگاه نمیکنن که اینها خیلی هاشون در همون رسته ی اول هنر قرار میگیرن.
یعنی تا نود و نه درصد از این کسانی که ما به اسم هنرمند میشناسیم و اون آثاری که ما به اسم هنر تحویلمون داده میشه همشون در همون رسته ی کالا هنر قرار گرفته اند.
باید تصور کنید که اینها فروشنده ی مغازه هستند یا تصور کنید که کارخانه دارند.
تصور کنید تولیدی دارند.
اینها به این هنر بینا که ایمان ندارند اصلا در آن راستا قرار نگرفته اند.
ما تو کشوری هستیم که مثل بقیه جاهای جهان.
البته این مختص به ایران فقط نیست.
تقریبا توی همه جای جهان هنر اصلی ای که داره عرضه میشه همون هنر کالاست.
همون کالای هنر هست.
یعنی هیچ جای جهان نمی بینید که چیزی فراتر از این کالا و هنر بهتون عرضه بشه.
اون هنر غالب اون بازار اصلی در اختیار همین کالا هنر هست.
حتی تو کشورهایی که هنر ناب به نوعی درشون جریان داشته بیشتر در زمینه هنر بالا و پایین رفتن تلاش کردن هم قدرت اصلی باز هم در اختیار اون کالا و هنر هست.
باز هم با فاصله هنر ناب عرضه میشه.
خوب ایران ما هم از جهان که مستثنی نیست شبیه به بقیه جهان هست.
حتی به مراتب در بعضی از زمینه ها از اون میانگین هم کمتر و پایین تر.
پس ما نمیتونیم توقعی چیزی فراتر از اون داشته باشیم.
شما با جمع کثیری از اون هنرمندانی مواجه میشید که در اون کالا و هنر در حال فعالیت هستند.
حالا شما از کسانی که در کالا هنر فعالیت میکنند توقع این رو دارید که بیدارگر باشند؟
توقع دارید که بینا باشند؟
توقع اینو دارید که در باب موضوعات صحبت بکنند؟
در صورتی که اینها فعالیت هنریشون در راستای فروش اون جنسی ست که در نهایت تولید میکنند.
حالا حتی موضوعات خیلی ساده تر و دم دستی تر هم میشه.
شما دارید در ما اگر یه تعریف اولیه ای نسبت به هنر و هنرمند داشته باشیم.
در باب خلق اثر ما به یکی هنرمند میگیم کسی که یه چیزی رو خلق میکنه به اون اثری که خلق کرده میگوییم هنر.
به آن کسی که خالق آن اثر هست میگوییم هنرمند.
خیلی از این جماعتی که دارد دربارهشان صحبت میشود به آن مرحله خلق اثر نمیرسند که ما بخواهیم اسمشون رو هنرمند بذاریم.
اثری تولید نشده در راستای تولید شدن اثری نقشی بازی کردند.
وسیله ای بودند در راه تولید شدن یک اثر.
پس یعنی اینها حتی به اون مرحله تولید و خلق اثر هم نمیرسند؟
یعنی حتی نمیشه در اون جایگاه هنرمند هم اونها رو به حساب آورد.
هرچند که حالا این موضوعی نیست که ما در باب اینکه چه کسی هنرمند هست یا نیست صحبت نمیکنیم و حالا یک مقداری جلوتر هم یک کمی در باب این مساله صحبت خواهم کرد.
اما پس با چیزی روبه رو هستیم که حتی در اون المان اولیه هم قرار نمیگیره.
حتی اگر قرار بگیره هم میره در اون قسمتی قرار میگیرد که اسمش کالاهان بود.
یعنی کسی است که چیزی را تولید کرده برای فروختن.
حالا چطوری میشه از اون کسی شما توقع داشته باشید که درباره یک موضوع و یک دغدغه اجتماعی صحبت بکنه؟
بعد این به اینجا ختم نمیشه.
یعنی بزرگترین دلیل و اصلی ترین موضوعی که باعث شده این جماعت ایرانی همیشه توقع داشته باشن نسبت به اون هنرمندها که صحبت بکنن در باب موضوعات مختلف، در باب موضوعات اجتماعی، سیاسی و دغدغه ها، فرای شناخت این سه قسم از هنر، فقدان خیلی از موضوعات است.
یعنی شما در نظر بگیرید که ما در کشوری زندگی می کنیم که هیچ حزب سیاسی ای وجود نداره، هیچ احزابی قدرتمند نیستند، هیچ جایگاهی نیست، هیچ روزنامه آزادی در حال چاپ شدن نیست.
یعنی کسانی که وظیفه دارند از این موضوعات صحبت بکنند وجود خارجی ندارند.
حالا این جماعت میره میگرده کسی که دارای تریبون هست رو پیدا میکنه برای صحبت کردن در باب موضوعاتی که حتی در تخصصش هم نیست.
خب اینجوریست که مردم تا این حد توقع دارند.
یعنی به دلیل فقدان مثلا احزاب سیاسی یا روزنامه های آزاد و جایگاه هایی که باید در این باره صحبت بکنند، همه چیز رو از اون هنرمندی میبینند که در اون رسته ی هنری هم در بخش کالای هنر قرار داره و کسی است که اومده تا مثل بقیه ی کسایی که شغل دارند در زندگی پیرامونش یه زندگی عادی اجتماعی داشته باشه و مثل شمایی که مثلا دارید ماست میفروشید اون هم این هنری که به نوعی تولید کرده رو داره میفروشه.
آیا شما توقع دارید که یک ماست فروش مثلا تبدیل به یک رهبر سیاسی بشه و تبدیل به یک فعال سیاسی فعال حقوق بشری بشه؟ نه.
قاعدتا اون زندگی عادی خودش رو داره.
این ها هم دقیقا توی اون بخش قرار می گیرد.
پس ما اگر چند عامل رو بخوایم مد نظر قرار بدیم یکی فقدان است که باعث میشه مردم دنبال همچین چیزی باشند و در وهله دوم این هستش که مردم از جای اشتباه و موضوع و خواسته اشتباهی دارند.
از کسانی که فروشنده هنر هستند توقع این رو دارند که بیدارگر و بینا باشند و در راستای هنر بینا گام بردارند که اصلا به ذات مشکل داره یعنی اصلا وجودیت نداره.
شما دنبال چیزی میگردید که وجود خارجی نداره.
اصلا یک تصور دیگه ای بکنید.
فکر کنید ما توی ایران ای زندگی می کردیم که همه هنرمندان و هنرمند بینا بودند و اعتقاد به اون هنر بینا داشتند و در باب دغدغه ها و مسائل اجتماعی صحبت میکردند.
اما این کشور آزاد بود، روزنامه های آزاد داشت، احزاب قدرتمند داشت یعنی کسانی رو داشت که متخصص بودند.
در باب این مسائل حتی توی اون ایران فرضی ای هم که ما داریم درباره اش صحبت میکنیم.
اونجا هم هنرمند بینا صحبت نمیکرد چون کسانی بودند که تخصص این موضوع رو داشتند و در باب اون مساله صحبت میکردند.
حالا ما داریم توی یک دنیایی زندگی میکنیم.
دنیای واقعی ما اینجوری هستش که ما هیچ کدوم از این احزاب رو نداریم.
به دلیل این مردم دست به دامان کسانی میشند که صدایی دارند، تریبونی دارند اما کسانی که تریبون دارند کالا فروش هستند، هنر فروش هستند و هنر رو میفروشند کاسب هستند.
شما از این کاسب ها توقعی نباید داشته باشید.
در وهله اول تخصصش رو ندارند.
در وهله دوم ادعاش رو ندارند.
ادعای فروختن هنر رو دارن، ازشون نمیشه بیشتر از این توقع داشت.
اما ما در باب هنر با اون تصاویر و تعاریف خودمون داریم صحبت میکنیم.
ببینید اینکه در وهله ی اول باید بهش اعتقاد داشت که هنر موضوع مقدسی نیست.
هنرمند مقدس نیست.
هنر مقدس نیست.
هنر یک بخشی است مثل تمام موضوعات اجتماعی انسانی، تمام رفتارها و اکت ها و حرکاتی که انسان ها میتونن انجام بدن.
وسیله و ابزار هست.
یعنی این قدسی کردن هنر و هنرمند اون بخش وحشتناکی هست که دامنگیر ما شده و دامنگیر تمام جوامع بشری شده و از هنرمندها قدیسه هایی ساخته برای پرستیدن.
یعنی اون روح تازه ای که انسان ها در حال پرستشش هستند به نوعی هنرمندها هستند.
حالا کسانی که جایگاهی دارند اینها تبدیل شدند به اون خدایگان تازه جهان پیرامونمان.
اینها از اون قدسی بودن هنر می رسه دیگه.
یعنی از اون تصویر و تصوری که ما نسبت به هنر داشتیم، اون تصوری که در طی سالیان دراز به خورد ما دادند و ما هنر رو تبدیل به یک جایگاه مقدس کردیم و کسی که درش قرار گرفته رو هم تقدیس کردیم.
تبدیل به الهگان و فرشتگان و خدایگان کردیم و این مشکل بزرگی است.
اصلا کسی که به اون جایگاه میرسه و با اون تفاسیر و تصاویری که ما میدیم و اینکه مثلا در باب تمام موضوعات هیچ دانشی نداره اصلا تصور بکنید که حالا فقط هم به هنر ختم نمیشه.
گفتم تمامی جایگاه هایی که انسان ابزاری برای تفریح و تفرج یا هر موضوع دیگه ای به وجود آورده تبدیل به همین جایگاه شده.
مثلا کسی که فوتبالیست هست تخصصش در فوتبال هست در باب اینکه مثلا چجوری با توپ حرکت بکنه، چجوری به توپ ضربه بزنه.
اما یهویی شما میبینید که یه صحبتی در باب یک موضوع سیاسی می کنه و بعد اون صحبت حجت میشه و حجت تمام میشه.
صحبت سر این نیست که اون آدم نمی تونه حرف بزنه.
مطمئنا می تونه حرف بزنه.
هر کسی می تونه نظرش رو بده.
اما موضوع این هستش که اون نظر نمی تونه ارجح باشه نسبت به نظر متخصصین.
نسبت به نظر کسانی که اصلا نظر آدم های دیگه.
مسلما اون می تونه یک نظری باشه.
مصداق تمام نظر های مردم.
مردمی که تخصصش رو ندارن.
حالا چه معروفن چه غیر معروفن.
چه در یک تخصصی به یک جایگاهی رسیدن در یک تخصص غیری ای وچه نرسیدن.
ارجح میشه صحبت متخصصان.
ولی ما به خاطر به وجود آوردن این هاله ی قدسی در باب هنر، در باب هر چیزی که آدم های مشهور رو به نوعی به وجود آورده وارد این مرداب شدیم.
برآیند کلی این قسمت به نام جان این است که هنر پس سه قسم دارد.
ما در باب آن هنر بینایی صحبت می کنیم که محتوایی که پیرامون باورها، دغدغه ها و مشکلات هست ارجحیت بر هر چیز دیگری از فرم و سلیقه مخاطب و فروختن اثر دارد.
اما حتی این هنر تصویر شده ای که ما داریم درباره اش صحبت می کنیم به هیچ وجه مقدس نیست.
کسایی که توش پا میگذارند مقدس نیستند.
آدم هایی هستند که شاید به واسطه ای که شاید نه بیشتر به واسطه تلاش و تجربه تونستن تو یک حیطه ای یک مهارتی کسب بکنن.
اون مهارت بهتر صحبت کردن یا بهتر مطرح کردن موضوعات بوده که هیچ ارجحیتی به این ها نداده.
یعنی این تقدس زدایی باید به سرعت انجام بشه این هنر باید همون جایگاه خودش و همون وسیله و ابزاری باشه که بشه ازش استفاده کرد برای در میان گذاشتن، برای تاثیر گذاشتن و برای تغییر.
هنر هم مبحث طولانی و بزرگیست.
مطمئنا ما در برنامه های آتی هم بهش بر میگردیم.
موضوعات خردی رو دربارش صحبت می کنیم که در باب این اثر باشه و من دوست داشتم که با اون کلیت و اون هنر بینا و اون هنرمند بینا آشنایی داشته باشید.
در این پایان برنامه هم باهاتون در باب وبسایت جهان آرمانی صحبت می کنم که بخشی رو توی این وبسایت من در نظر گرفتم برای انتشار آثار دیگران.
حالا هر کسی که در هر زمینه هنری البته با همان تعاریف هنر بینا و این دغدغه مندی در راستای باورها، در راستای اعتقادات، در راستای تغییر در راستای مشکلات و دغدغه های فرهنگی و اجتماعی که وجود داره اگر صحبتی داره اثری داره می تونه توی وبسایت جهان آرمانی منتشر بکنه و من دوست دارم که این صدا چندین صدا بشه تبدیل به هزاران صدا بشه که همه فریاد های در گلو مانده خودشون رو با دیگران در میون بذارن.
فراوون توی وب سایت های جهان آرمانی میتونید آثار من هم اعم از کتاب، اشعار، مقالات، کتاب های تحقیقی دریافت کنید.
به صورت رایگان و با دیگران هم به اشتراک بذارید.
مطمئنا بزرگترین کمکی که شما میتونید به من بکنید این هستش که این صدا رو با دیگران، این آثار و هر چیزی که از من منتشر شده رو با دیگران به اشتراک بزارید و این صدا رو به دیگران برسونید تا بیشتر شنیده بشه.
بدون شنیده شدن هیچ تاثیری روی دیگران نخواهد گذاشت.
ما در وهله ی اول در باب هنر هم صحبت کردیم و گفتیم باید مخاطبی وجود داشته باشه که تاثیری بگیره.
این برنامه به نام جان بود و من نیما شهسواری همراه شما بودم.
ممنون که همراهم بودید.
در پناه آزادی.
پرسش اصلی این است: چرا در دوران بحرانهای اجتماعی، تودهها چشم به دهان سلبریتیها میدوزند؟ ریشه این انتظار در درک نادرست از هنر بینا و رسالت بیدارگری و فقدان نهادهای مدنی آزاد نهفته است. نیما شهسواری در این تحلیل، به درستی اشاره میکند که اکثر آنچه امروز به عنوان هنر عرضه میشود، در واقع «کالا-هنر» است؛ محصولی که برای ذائقه مشتری طراحی شده و هنرمند آن صرفاً یک فروشنده است. در چنین ساختاری، انتظارِ بیدارگری از یک کاسبِ هنر، انتظاری عبث و بیپایه است.
هنر بینا و رسالت بیدارگری بر این اصل استوار است که هنر باید ابزار باشد، نه معبود. تقدسزدایی از هنر و هنرمند، نخستین گام برای رسیدن به آگاهی است. هنرمند بینا کسی است که مهارت خود را در خدمت محتوای انسانی، نقد مذهبی و دغدغههای فرهنگی قرار میدهد. او برخلاف پیروان «هنر ناب»، اجازه نمیدهد فرم و تکنیک، مانع از بیانِ عریانِ حقیقت شود. برای او، هنر وسیلهای است برای «تاثیر» و غایتِ این تاثیر، چیزی جز «تغییر» بنیادین در باورهای پوسیده نیست.
تحلیل «به نام جان» نشان میدهد که هنرمند بینا، صدای بیصدایان است. او وظیفه دارد به جای دیگران ببیند، بشنود و با قدرتِ بیان خود، واقعیتهای تلخ را به آگاهیِ جمعی بدل کند. این نوع هنر، نه در گالریهای اشرافی و نه در بیلبوردهای تبلیغاتی، بلکه در قلب جانهای دغدغهمند جای میگیرد. در کشوری که احزاب و روزنامههای آزاد در محاق هستند، هنر بینا و رسالت بیدارگری سنگر نهایی برای حفظ شرافت انسانی و ترویج باورهای رهاییبخش است.
در نهایت، هنر از نگاه نیما شهسواری، یک مرجع مقدس نیست؛ بلکه تجربهای است که باید منجر به بیداری شود. این نگاه ابزاری به هنر، راه را برای مشارکت همگانی باز میکند. وبسایت جهان آرمانی نیز با همین رویکرد، فضایی را برای انتشار آثار هنرمندان بینا فراهم کرده است تا هزاران صدا در کنار هم، طنینانداز تغییر باشند.
برای مطالعه بیشتر درباره مضامین هنر دغدغهمند، از لینکهای زیر استفاده کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.