خب دوستان توی این قسمت هایی که از ویژه برنامه انقلاب ایران گذشت ما به این مرحله رسیدیم که حالا باید بیشتر و بیشتر ‏در باب ریشه جمهوری اسلامی صحبت بکنیم.‏
‏ اینکه وقتی ما در باب جمهوری اسلامی صحبت می‌کنیم، جمهوری اسلامی افکار و تفکراتی که در طول این سالیان اعمال ‏کرده رو از یک خط فکری مشخصی داره میگیره.‏
‏ یعنی تغذیه جمهوری اسلامی از این ریشه فکری مشخص است.‏
‏ ما فقط یک دینی رو داریم به اسم اسلام که به وجود آورنده این جمهوری اسلامی بوده.‏
‏ ریشه ای بوده که از دلش این شاخه به نوعی برون زده و ما حالا روبرو شدیم با یک جمهوری اسلامی که قدرت رو در اختیار ‏گرفته.‏
‏ جمهوری اسلامی هیچ هویتی فراتر از اسلام نداره.‏
‏ هر چیزی که داره از اسلام هست.‏
‏ و اصولا جمهوری اسلامی با اسلام معنا میشه.‏
‏ از همون ابتدای امر هم برای پیدایشش و اینکه بخواد قدرت بگیره هم از همین ریشه های مذهبی استفاده کرد.‏
‏ یعنی شما اگر به تاریخ پیدایش جمهوری اسلامی هم نگاه بکنید در طول تاریخی که داشته تا شکل گرفتنش از همون ریشه ‏های ابتداییش از فدائیان اسلام بخواید در نظر بگیرید از همین تفکرات سرچشمه گرفته و تمام قدرتش رو داره از همین ریشه ‏فکری می گی و این هست که ما رو به این جهت سوق می ده که باید و باید در برابر این ریشه ایستادگی کنیم.‏
‏ این تفکری که داره قدرت می ده به جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی رو به نوعی سازماندهی می کنه.‏
‏ همین اسلام هست.‏
‏ چیزی فراتر از اسلام نیست و چیزی کمتر از اسلام هم نیست.‏
‏ یعنی کسانی که قصد در تعبیر و تفسیر این دارند که جمهوری اسلامی اسلام واقعی رو نشون نمی ده، دقیقا دارن در برابر ‏واقعیت قرار می دن.‏
‏ دقیقا دارن واقعیت رو به حاشیه می برن.‏
‏ ما در برابرمان یک حکومتی داریم که تا دندان مسلح به آیین اسلامی هست، به دین اسلام هست.‏
‏ برای شکل گیری خودش از همین مناسک اسلامی استفاده کرده، برای اینکه بخواد قدرت داشته باشه، از همین نماز جمعه ها ‏استفاده کرده، از مناسکی که وجود داره، از اعیاد و بیشتر از اعیاد از مراسم عزاداری خودش استفاده کرده برای به قدرت ‏رسیدن.‏
‏ یعنی از همون ابتدای امر در دورانی که در دوران پهلوی بود هم از همین قدرت استفاده میکرد.‏
‏ یعنی ریشه های ابتدای شکل گرفتنش از همین بنیان این فکر بود و تمام قدرتش رو هم از همین بنیان فکری میگرفت.‏
‏ و اما فراتر از اون اینکه حالا این ریشه ی فکری و فکری که شکل گرفت و در نهایت به نوعی مصادره ی انقلاب رسید و ‏قدرت سیاسی رو به دست گرفت، اون حزب جمهوری اسلامی در انقلاب پنجاه و هفت تمامی قوانین خودش رو هم داره از ‏همین اسلام میگیره.‏
‏ یعنی شما با یک جمهوری اسلامی روبه رو هستید که یک قانون اساسی ای داره که در تک تک بندهای اون به این اسلامی ‏بودن خودش مفتخر هست.‏
‏ ایران رو به عنوان یک کشور شیعی داره معرفی میکنه.‏
‏ شهروندان رو در همون ابتدای امر بر پایه شیعی بودن و معتقد بودن به اسلام شیعه دوازده امامی تعریف میکنه.‏
‏ شهروندان درجه یکی رو تعریف میکنه که حالا اینها باید صرفا در نقطه ابتدایی خودش مسلمان و شیعه دوازده امامی باشند.‏
‏ یعنی شما وقتی به یک نقطه ای میرسید مثل رهبری حالا باید نه تنها شیعه باشه نه تنها مسلمان شیعه معتقد به شیعه دوازده امامی ‏و اثنی عشری باشه بلکه باید در این دین هم به نوعی پله های ترقی این شناخت و این دین رو هم طی کرده باشه. در نهایت.‏
‏ حالا ما در ابتدا که داشتیم در پیش از به قدرت رسیدن خامنه ای که باید مجتهد باشه حالا این قانون رو اینا تغییر دادن به خاطر ‏به قدرت رسیدن خامنه ای.‏
‏ اما در نکته نهایی اش باز هم تغییری رو به وجود نیاورد.‏
‏ یعنی ما با یک رهبری روبه رو هستیم که باید در این فقه اسلامی یک جایگاه و پایگاهی داشته باشه برای اجرا.‏
‏ حالا می رسیم مثلا به عنوان مثال به رییس جمهور.‏
‏ حالا رییس جمهور هم باید مسلمان شیعی باشه و بعد از اون به مرتبت قانونگذاری هم که می رسیم باز باید این شرط رو داشته ‏باشه و اگر نمایندگانی هم انتخاب می کنن برای اقلیت های مذهبی اولا اقلیت های مذهبی شناخته شده هست یعنی اون ادیانی ‏مثل یهودیت و مسیحیت و زرتشتیت که دارای کتاب می دونن و به نوعی قبول کردن که اینها هم مومن هستند و دور از اون ‏دایره خداپرستی نیستند که یک نماینده مشخصی رو براشون انتخاب می کنن.‏
‏ در نهایت باز هم باید مسلمان شیعه باشه.‏
‏ اینها داره به ما نوید این رو میده که تمام این افکار از همین مبنای اسلامی برگرفته شده.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو میشید با قانون اساسی که تک تک مبانی که صحبت از آزادی هایی کرده، از آزادی های فردی یا ‏آزادی احزاب و یا آزادی بیان و یا آزادی تجمعات.‏
‏ در تک تک این بندها اشاره می کند به اینکه باید مخالف موازین اسلامی نباشد.‏
‏ اگر ما یک قانونگذاری داریم، یک مجلسی به عنوان مجلس قانون گذاری داریم.‏
‏ حالا یک شورای نگهبان وجود دارد که باید این قوانین را در نظر داشته باشد که یک موقع در برابر افکار اسلامی و ریشه های ‏فکری اسلامی نباشد.‏
‏ پس شما مواجه می شوید با جمهوری اسلامی که ریشه اش فقط و فقط از اسلام است.‏
‏ قوانینی که برگرفته از همین نگاه های اسلامی است.‏
‏ فرای قانون اساسی.‏
‏ شما مواجه می شوید با قانون جزایی یا قانون مدنی.‏
‏ تمامی این قوانین بر پایه همین تفکرات شکل گرفت.‏
‏ از مجلس قانون گذاری صحبت کردیم و از شورای نگهبان گفتیم که حالا هر قانون عرفی که قرار باشد در این مملکت ‏تصویب بشود باید تحت نظارت جمعی از این علمای دینی باشد که در تضاد با مبانی اسلامی نباشند.‏
‏ اما فرای آن ما قانون های جزایی داریم.‏
‏ قانون جزایی جمهوری اسلامی بر پایه اسلام هست.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با احکام وحشیانه ای از جمله اعدام، سنگسار، بریدن دست، قصاص و عناوینی از این دست، همه ‏و همه ریشه های اسلامی دارد و همه ریشه ها اسلامی است.‏
‏ ما قوانین جزایی اسلامی داریم که در ایران این قانون ها همه ریشه در اسلام دارند.‏
‏ قوانین مدنی ما هم به همین شکل است.‏
‏ هر قانونی که در این کشور تصویب میشود باید با مبانی اسلامی همسو باشد.‏
‏ بحث ریشه در برابر ما فقط و فقط اسلام است.‏
‏ جمهوری اسلامی معنا شدنش با اسلام است.‏
‏ همتراز و همسو با اسلام است.‏
‏ جمهوری اسلامی هیچ چیزی، هیچ هویتی فراتر از اسلام ندارد.‏
‏ پس ریشه در برابر ما قاعدتا فقط و فقط اسلام هست.‏
‏ چیزی ماورای اسلام نیست.‏
‏ این شرط لازمی هست که باید کسانی که در برابر جمهوری اسلامی قرار می گیرند مجهز و مسلح به دانستن در باب اسلام ‏باشند.‏
‏ یعنی باید از اسلام بدونند.‏
‏ حالا ما یک دینی داریم که قدرت سیاسی رو در اختیار گرفته، قدرت قانونگذاری داره، قدرت اجرایی داره، تمامی افکارش رو ‏از همین بنیان های اسلامی داره میگیره و حالا این تصویر رو برای ما ساخته.‏
‏ در اون برنامه ویژه برنامه ای که تحت عنوان شناخت اسلام بود من پیرامون این مسائل صحبت کردم.‏
‏ فارغ از اون در کتاب الله جبار زار که مختص مبانی اسلامی هم هست، من اسنادی رو که حالا در کتاب های مختلف اسلامی ‏بیان شده از کتاب های فقهی و حدیثی تاریخی و یا حتی جزوات قانونی ای که در کشورهای مختلف اسلامی داره اعمال میشه ‏رو هم آوردم که شما میتونید با اونها روبرو بشید و بیشتر و بیشتر در باب این مسائل بدونید.‏
‏ فراتر از اون کتابهای مرجع بیشماری هست.‏
‏ نقطه ابتداییش خوندن قرآن هست.‏
‏ نقطه ابتدایی برای دانستن اسلام خوندن قرآن به زبان فارسی هست که شما باید اون رو بخونید تا بدونید با چه مبنای فکری ‏روبه رو هستید.‏
‏ با مبنای فکری ای که در زندگی ما نقش داره.‏
‏ در زندگی روزمره ما نقش داره.‏
‏ یعنی شما با یک دینی روبه رو نیستید که حالا یک دینی باشه که در گوشه ای نشسته باشه و یک سری پیروانی داشته باشه، در ‏نهایت بخواهند یک فعالیت مدنی یا اجتماعی رو انجام بدن.‏
‏ امروز با دینی روبه رو هستید که قدرت اصلی کشور رو داره.‏
‏ قانون اساسی بر پایه اون دین نوشته شده.‏
‏ تک تک قوانینی که قرار هست تصویب بشه باید بر این موازین اسلامی باشه.‏
‏ قانون جزایی کشور بر همین پایه هست.‏
‏ کسانی که قرار هست است قدرت اجرایی کشور را در دست بگیرند باید به این دین معترف و معتقد باشند.‏
‏ و این نقطه ای است که ریشه ای در برابر ما را تصویر می کند.‏
‏ پس مخالفت با جمهوری اسلامی باید معطوف به مخالفت با اسلام همسو و همرنگ باشد.‏
‏ یعنی ما نیاز داریم که در نقطه ابتدا اسلام را بشناسیم.‏
‏ باید مجهز به سلاح شناخت اسلام باشیم.‏
‏ برای اینکه حکومتی در برابر ما هست که قدرت را در همین اسلام دیده.‏
‏ قدرت خودش را از اسلام دیده و هویت خودش را از اسلام دیده، قوانین خودش را از اسلام می گیرد و تک تک رفتارهایی که ‏در طول این تاریخ حضورش داشته بر پایه مبانی اسلامی بوده، چیزی کمتر و یا بیشتر از او نبوده.‏
‏ و هر کسی که سعی در تقلیل این موضوع داشته باشد به نوعی در برابر حقیقت و واقعیت ایستادگی کرده.‏
‏ به روی در تطهیر این حکومت اسلامی و در نهایت اسلام داره گام بر میداره.‏
‏ اینکه ما بخوایم معانی جمهوری اسلامی رو متناقض با اسلام بدونیم خیانت به واقعیت هست.‏
‏ ما باید نگاهی اجمالی نسبت به قرآن داشته باشیم، به احادیث داشته باشیم، به سیرت نبوی و زندگی پیامبر اسلام داشته باشیم.‏
‏ باید تاریخ اسلام رو بدونیم.‏
‏ قوانین اسلامی رو بدونیم و با توجه به این موضوعات هست که برسیم به اینکه حالا این ریشه ی اسلامی چه اتفاقات ‏وحشتناکی رو در کشور ما رقم زده.‏
‏ در نقطه ی ابتدایی باید قرآن رو بخونیم.‏
‏ وقتی شما مواجه میشید با آیات بیشمار قتال جهاد حالا میتونید تصویرش رو در جمهوری اسلامی ببینید.‏
‏ وقتی جمهوری اسلامی داره ریشه ی فکری خودش رو از قرآن میگیره، قرآن داره به کررات در باب به خواری کشتن کافران ‏صحبت میکنه.‏
‏ حالا این کافر به سادگی میتونه تعبیر بشه به کسانی که در برابر جمهوری اسلامی ایستادگی میکنن.‏
‏ شما مواجه میشید با احکام مشخصی پیرامون مثلا فساد فی الارض و یا محاربه.‏
‏ محاربه یک آیه قرآنی داره یعنی حکم محاربه یک آیه قرآنی داره.‏
‏ تعبیر و تفسیر به همین سادگی.‏
‏ هر کسی که در برابر خدا دست به شمشیر ببره، دست به سلاح ببره.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی به سادگی میتونه معترضی که به خیابون اومده در برابر جمهوری اسلامی داره اعتراض میکنه رو تفسیر ‏به محاربه با خدا بکنه.‏
‏ چرا که خود رو نایب خدا میدونه.‏
‏ خود را حکومت خدا بر زمین میدونه.‏
‏ حکومت اسلامی میدونه و هر نوع مخالفت و اعتراض در برابر این حکومت تعبیر و تفسیر به محاربه میشه.‏
‏ حالا ما در قرآن روبرو میشیم با آیه ای که داره در باب بریدن دست و پای محارب به صورت بالعکس صحبت میکنه و یا ‏تبعید او به جایی که نتونه زندگی بکنه و در نهایت بمیره و یا کشتن و به قتل رساندنش حالا چه با شمشیر و یا چه به چوبه های ‏دار بسپارید.‏
‏ یعنی شما مواجه میشوید با یک قانونی که در قرآن بیان شده و حالا تفسیر اینکه محارب چه کسی هست را هم حکومت ‏اسلامی قاعدتا بیان خواهد کرد.‏
‏ یعنی ما مواجه شدیم چند وقت پیش که در باب همین آیه مشخص داشتند صحبت میکردند.‏
‏ فکر کنم تو صدا و سیمای خود جمهوری اسلامی هم صحبت کرد و این آیه را هم مطرح کردند که محارب جزایش این ‏است که دست و پایش را ببرند.‏
‏ این آیه قرآنی هست.‏
‏ یا مثلا وقتی شما مواجه میشوید با حجاب اجباری، حالا برخی سعی در تطهیر این موضوع دارند که این بر نمی گردد به ریشه ‏های اسلامی.‏
‏ اسلام همچین چیزی رو نگفته.‏
‏ آیه صریح قرآنی هست پیرامون این موضوع که باید زنان حجاب خودشان را رعایت کنند.‏
‏ اینکه باید با یک پارچه سیاهی نه تنها موهاشون که حالا دور گردن و روی سینه های خودشان را بپوشانند.‏
‏ این آیه صریح قرآنی هست.‏
‏ آیات بی شمار دیگری هم تفسیر شده در مبنای حجاب که میشه بهش مراجعه کرد.‏
‏ تک تک اتفاقاتی که داره در جمهوری اسلامی میفته همه و همه برگرفته از همین ریشه ی تفکرات اسلامی هست.‏
‏ یعنی ما میتونیم تا صبح به سوال های بی شماری درباره اش بزنیم؟
‏ هر نوع فعالیت مدنی در راستای منع اعدام در برابر اسلام هست و در برابر جمهوری اسلامی.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با قرآنی که داره پیرامون قصاص صحبت میکنه، پیرامون کشتن مخالفین صحبت میکنه.‏
‏ کفار صحبت میکنه.‏
‏ شما کفار رو باید تعبیر به معترض و مخالف بکنید.‏
‏ هیچ تعبیر دیگه ای نداره.‏
‏ حالا به سادگی اینها رو دار میزنه میکشه از بین میبره.‏
‏ و این ریشه، ریشه ی اسلامی و قرآنی هست.‏
‏ حالا میتونید مابه ازای بیشماری براش در سیرت نبی و زندگی محمد و در تاریخ صدر اسلام داشته باشیم که محمد چگونه با ‏معترضین و مخالفین خودش. رفتار کرد.‏
‏ امروز مثلا مواجه می‌شویم با اینکه یک جمهوری اسلامی می آید و یک معترضی که در قالب هنر داره بهش اعتراض میکنه ‏رو میکشه، از بین می بره، حکم ارتداد بهش میده.‏
‏ حالا این به سادگی مابه ازا داره.‏
‏ در تاریخ و سیرت نبوی که محمد در طول زندگی خودش بارها این کار رو انجام داده.‏
‏ شعرایی که در برابرش شعر می گفتند در برابرش اعتراض داشتند رو کشته، مخفیانه، شبانه توسط عواملش، دوستانش، ‏همراهانش و همرزمانش به سادگی اینها را کشته از بین برده.‏
‏ یه شاعر زنی بود که در شب کشتنش.‏
‏ بهتون چندین بار گفتم ذهن جای زباله دانی نیستش که آدم بخواد این عناوین رو به خاطر داشته باشه.‏
‏ اما این عناوین به سادگی قابل دسترس است.‏
‏ در کتاب های مختلف در کتاب های تاریخی از تاریخ طبری در نظر بگیرید تا مغازی و ابن خلدون و دیگران.‏
‏ که میشه بهشون مراجعه کرد و برای هر کدوم از این رفتارهایی که جمهوری اسلامی میکنه ما به عذاب به وجود آورد و پیدا ‏کرد که اینها همه ریشه های اسلامی دارن.‏
‏ چیزی رو فراتر از اسلام بیان نمیکنه حتی به مراتب کمتر از اسلام.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید این آیه صریح قرآنی هستش که بریدن دست دزدان.‏
‏ این دیگه آیه قرآنی هست دیگه.‏
‏ شما وقتی با این آیه روبرو میشید که حالا حکم داده خداوند و اسلام و محمد و این دین در برابر شما در باب بریدن دست ‏دزدان.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی حتی داره کم رنگ تر این کار رو انجام میده چرا که عرف جامعه ایرانی این قابلیت رو نداره.‏
‏ قابلیت پذیرش این حجم از خشونت و وحشی گری رو نداره و نمیتونن این کار رو بکنن.‏
‏ اما میبینید که به سادگی در کشورهای دیگه اسلامی، حالا در کشورهای آفریقایی و عربستان و. عربستان.‏
‏ در گروهک های تکفیری و دیگر گروه های اسلامی این اتفاق به راحتی انجام میشه چرا که اون پتانسیل اجتماعی وجود داره ‏برای پذیرش این رفتار وحشیانه اما در بین ایرانیان وجود نداره.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو میشید مثلا به عنوان مثال با قانون چند همسری و این ترویج خیانت این یک قاعده و قانون اسلامی ‏است.‏
‏ این یک قاعده و قانون نیست که مثلا خمینی به وجود آورده باشه یا دار و دسته ی جمهوری اسلامی به وجود آورده باشند.‏
‏ اینها عمله های به نوعی اسلام هستند.‏
‏ خدمتکاران اسلام هستند.‏
‏ نه به وجود آورندگان این نوع نگرش.‏
‏ پس اینها همه برگرفته از همون نگرش اسلامیست و ریشه ای در برابر فقط و فقط اسلام هست نه چیز دیگری.‏
‏ این رو باید مد نظر داشته باشیم تمام اتفاقات.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با این نگاه شیعی دوازده امامی که امروز در ایران قدرت رو در اختیار داره با یک موضوعی مثل ‏صیغه و فاحشگی اسلامی روبه‌رو می‌شوید.‏
‏ این یک قاعده اسلامی هست.‏
‏ قاعده ایست که ریشه اسلامی داره و حالا جمهوری اسلامی داره این رو پیش میبره.‏
‏ اما مسلما قاطبه مردم با یک همچین موضوعی کنار نمیان و تن به این فاحشگی اسلامی نمیدهند.‏
‏ اما این قاعده و قانون و قاعده و قانون اسلامی هست و ریشه هاش از همین نگاه گرفته میشه.‏
‏ حالا اینکه تضادهایی بین اهل سنت و شیعیان وجود داره پیرامون این موضوع مشخص موضوع قابل بحثی برای ما نیست.‏
‏ اینکه اینها دو فرقه مختلف هستند که اسلام رو به گونه مختلفی هم تعبیر و تفسیر کردند و هر کدوم هم دلایل خودشون رو ‏دارن.‏
‏ یعنی شما وقتی برمیگردی به تاریخ اسلام نگاه میکنی به سیره نبوی نگاه میکنید.‏
‏ در همون تاریخی که محمد قدرت داشت.‏
‏ در یکی از این جنگ هاش فرمان داده بود به اینکه حالا میتونن سربازانش برن و زنان رو صیغه بکنن و این رو مبنای فکری ‏قرار دادن شیعیان برای اینکه بخوان صیغه رو به نوعی قانونی بکنن و بعد حالا اهل سنت اعتقاد دارن که این اتفاق مقطعی بوده ‏و در یک مقطع مشخصی محمد انجام داده و بعد عمربن خطاب در دوران خلافت خودشون قانون رو ملغی کرده.‏
‏ حالا شده یک مبنای فکری برای مسلمانان اهل سنت که قبول نداشته باشن این به نوعی صیغه شدن رو.‏
‏ اما مسلمانان اهل شیعه با توجه به روایات و احادیثی که خودشون دارن قبول کردن.‏
‏ اما حالا ما در برابرمان یک حکومت شیعی هست به عنوان مثال که این قاعده رو قبول داره و داره ترویجش میده و حالا داره ‏این فرهنگ بیمار خیانت، این چند همسری و این فاحشگی مقدس و اسلامی به عنوان صیغه رو ترویج میده.‏
‏ وقتی شما مواجه میشید با قوانین وحشتناک و وحشیانه ای که دربارش صحبت کردیم در باب شلاق زدن، شلاق زدن در ملاء ‏عام.‏
‏ این هم ریشه ی قرآنی دارد و هم ریشه در تاریخ اسلام دارد و در زیست خود محمد و در سیرت نبوی که بارها این کار را در ‏طول زیست خودش انجام داده.‏
‏ هم شما مواجه می شوید با احادیث بی شمار و بعد در کشور های مختلف اسلامی و گروهک های مختلف هم این را به عنوان ‏یک قانون مقدس و شریعت شریعت قبول کردند و حالا اعمال می کنند.‏
‏ پس ریشه، ریشه ی اسلامی است.‏
‏ جمهوری اسلامی پدید آورنده اش نیست.‏
‏ پس ما ریشه ای در برابرمان باز هم اسلام داریم.‏
‏ نسبت به هر کدام از این موازین که ما به نوعی صحبت داشته باشیم.‏
‏ شما مخالف با اعمال وحشیانه ای هستید که در عید قربان داره انجام میشه.‏
‏ حیوانات بی شماری رو که سر میبرن و سلاخی میکنن.‏
‏ این ریشه، ریشه ی اسلامی داره دیگه.‏
‏ یک بخشی که نیومدن این کار رو بکنن.‏
‏ وقتی شما در برابر این قاعده ی وحشیانه می خواید ایستادگی بکنید، وقتی به عنوان مثال در یکی از شهرهای ایران میان و.‏
‏ رفتارهای وحشیانه ای می کنند.‏
‏ مثلا به عنوان مثال در راستای دین وحشی خوی خودشون کبوترا رو آتیش می زنن.‏
‏ این فقط برگرفته از یک تفکر مسموم و فاسد وحشیانه اسلامیست که هیچ حق و حقوقی برای حیوانات قائل نمی شه.‏
‏ اینکه اونها رو بازیچه گانی برای اشرف مخلوقات و انسان سوگلی خداوند مسلمانان شیعه جهان در نظر گرفته.‏
‏ حالا وقتی اینها هیچ حقی ندارند، هیچ جانی ندارند، هیچ ارزشی ندارند و اسبابی هستند برای اینکه انسان های مسلمان شیعه ‏لذت ببرند و ازشون استفاده بکنند و برخیشون رو به بیگاری بکشند، برخیشون رو سواری ازشون بگیرند، برخی رو گوشت و ‏تنشون رو تکه و پاره بکنند، برخی رو هم به سادگی آتش می زنند چرا که هیچ حقی ندارن.‏
‏ وقتی شما مواجه میشید با این حقوق پایمال شده از زنان ایرانی در طول این سالیان دراز.‏
‏ اینها همه ریشه در اسلام داره.‏
‏ در هیچ نقطه دیگه ای شما باهاش روبه رو نمیشید.‏
‏ این رو یه کسی مثل خامنه ای پدید نیاورده یا مجلس شورای اسلامی یا شورای نگهبان که پدید آورنده این تفکر بیمار نبودن.‏
‏ شما وقتی با قانون دیه روبرو میشید یا با شهادت زنان روبرو میشید.‏
‏ اینها عناوینی است که در قرآن به عنوان منبع اصلی تفکر اسلامی مطرح شده.‏
‏ آیه ای که شما روبرو میشید با اینکه فرمان به این میده که زنان اگر از شما فرمانروایی و فرمانروا نداشتند و به نوعی تمرد ‏کردند از فرمان شما، حالا شما میتونید با اونها همخوابه نشید و با اونها بی محلی کنید و در نهایت اونها رو بزنید.‏
‏ این آیه قرآنی است که منبع اصلی تفکر هست.‏
‏ حالا این خشونت های افسار گسیخته ای که داره در کشور ایران شکل میگیره توسط.‏
‏ اقشار مختلف جامعه به واسطه این فرهنگ‌سازی اسلامی است که دارد جمهوری اسلامی انجام می‌دهد.‏
‏ وقتی شما مواجه می‌شوید با یک پدری که فرزند خودش را سر می برده و این قتل های ناموسی افسار گسیخته ای که در ایران ‏دارد شکل می گیرد، این خشونت های وحشیانه ای که اتفاق می افتد همه و همه برگرفته از همین تفکرات اسلامی است.‏
‏ وقتی شما مواجه می‌شوید با این سیل بی شماری که اسید پاشی می کنند، مردم را کتک می زنند توی خیابان ها.‏
‏ اینها همه برگرفته از همان آیات امر به معروف و نهی از منکر است.‏
‏ تمام اتفاقات و رفتارهایی که جمهوری اسلامی در طول این چهل و سه سال حکومت خودش انجام داده، همه و همه برگرفته از ‏همان نگاه های اسلامی است.‏
‏ حتی پیش تر از آن کاری که به عنوان مثال نواب صفوی می کند با احمد کسروی و اینگونه او را سلاخی می کند و امروز هم ‏جمهوری اسلامی به وجود این تروریست وحشی افتخار می‌کند.‏
‏ این ها همه برگرفته از همان نگاه جمهوری اسلامی هست.‏
‏ همون نگاه اسلامیست که جمهوری اسلامی رو به نوعی پدید آورده.‏
‏ جمهوری اسلامی فرزند اسلام هست.‏
‏ حتی شاید در برخی از موضوعات فرزند ناخلفی است که امروز از ترس مجامع بین المللی و دیده شدن در جهان حاضر نیست ‏سنگسار کنه.‏
‏ سنگسار رو که در طول زیست پیامبر اتفاق افتاده و پیامبر اسلام بارها هم انجام داده.‏
‏ آیه مشخصی در قرآن در باب سنگسار گفته نشده.‏
‏ اما تاریخ اسلام مواجه بوده با این رفتار.‏
‏ همون مثال تاریخی که شاید خیلی هاتون شنیده باشید که محمد در دوران زیستش زمانی که یکی از.‏
‏ اقوام به نوعی یهودی اومده بودند ازش صلاح مشورت بکنند برای کسی که خیانت کرده بود و اون زنای محصنه رو انجام داده ‏بود.‏
‏ اون اومد و گفت که کتاب تورات رو بیارید و بعد از دل تورات اون آیه ای که منتسب به سنگسار بود رو درآورد و بعد ‏سنگسار کردند.‏
‏ این بنایی است برای اینکه مسلمان ها باورمند باشند به سنگسار.‏
‏ یعنی ما با یک دینی روبه رو هستیم که یک سری اصولی رو در برابر داره برای شناخت اسلام، برای پیشبرد اسلام.‏
‏ خود اسلام وجود داشتنش بر پایه ی چند عنوان هست.‏
‏ یک قرآن هست، قرآن رو در برابر دارید آیات مختلف رو در برابر دارید که حالا در باب هر کدوم از موضوعات اومده یک ‏حکم مشخصی داده.‏
‏ اما خب دایره ی قرآن خیلی کم و محدود و اندک بوده.‏
‏ در باب همه موضوعات نتونسته قانون بده.‏
‏ به عنوان مثال در باب حجاب صحبت کرده، به صراحت صحبت کرده و زنان رو به حجاب واداشت.‏
‏ در باب امر به معروف و نهی از منکر صحبت کرده، در باب ارتداد صحبت کرده، در باب مواجهه با کفار و کشتن و به خواری ‏از بین بردن اونها بارها و بارها صحبت کرده، در باب جنگ و جهاد بارها صحبت کرده، در باب پایمال کردن حقوق زنان بارها ‏و بارها صحبت کرده در عناوین مختلف اما در باب برخی از مسائل نتونسته صحبت بکنه.‏
‏ زمان کافی نداشت یا هر دلیل دیگه و بقیه این مبانی رو حالا میاد از احادیث میگیره.‏
‏ حالا کتاب های حدیثی صحیحی که بین اهل سنت و شیعیان وجود داره میشه مبنایی برای ساخت این تفکر.‏
‏ حالا برخی از این احکام و رفتارها بر پایه این احادیث شکل میگیره.‏
‏ فرای اون شما مواجه میشید با تاریخ صدر اسلام و سیرت نبوی.‏
‏ حالا زیست خود پیامبر و رفتارهایی که در طول زندگی خودش کرده میشه یه مبنایی برای تفکرات اسلامی.‏
‏ اتفاقاتی که امروز ما در ایران شاهدش هستیم.‏
‏ این هم یک بخش دیگری هست و ما باید نزدیک به این سه معنی بشیم.‏
‏ برای اینکه بهتر بتونیم بشناسیم که ریشه ی رفتاری جمهوری اسلامی همواره بر همین پایه است.‏
‏ امروز شما روبرو میشید با رفتاری که جمهوری اسلامی در خیابون با معترضین انجام میده.‏
‏ هیچ منافاتی با اسلام نداره چرا که اسلام هم در برابر کسانی که در برابرش قد علم کنند همین رفتار را انجام می‌دهد.‏
‏ هر کسی که در برابرش ایستادگی کنه رو محکوم به مرگ میکنه.‏
‏ اینکه حالا تفسیر هر کسی نسبت به اینکه چه کسی رو کافر و یا مسلمون بدونه هم در اختیار همون کسانی است که به نوعی ‏نشانه های خدا بر زمین هستند و علوم دینی رو خوندند.‏
‏ برخی در باب این صحبت میکنند که حالا این اسلام واقعی نیست.‏
‏ حالا خیلی از اینها که حتی هیچ دانش لازمی هم نسبت به اسلام ندارن.‏
‏ یعنی چجوری ممکنه که یه کسی که سالیان سال تخصص گرفته دیگه یعنی این رو هم باید جزو تخصص به حساب بیاریم؟
‏ کسی که علوم دینی خونده سالهای مدیدی تبدیل به یک آیت الله شده.‏
‏ همتای کسانی که در دیگر تخصص ها در علوم تجربی و انسانی هم مدرک گرفتن مدرک گرفته.‏
‏ حالا حرف او حجت نیست.‏
‏ حرف کسی که تو عمرش حتی قرآن رو هم به فارسی نخوانده.‏
‏ حجتی برای اینکه اینها اسلام را نمی‌شناسند و یا قشر دیگری که اندکی در باب این مسائل هم ریز شدند و دانستن بیشتر برای ‏ساختن یک تخت قدرت و دوباره ایست از این افکار پوسیده و مسموم که حالا قرار است به شکل تازه اینها به خورد مردم داده ‏بشود.‏
‏ حالا قرار است برای مدت طولانی سر مردم را در خیابانها بریدند.‏
‏ همان طوری که در صدر اسلام بریدند.‏
‏ حالا قرار است که این بار اعدامشان بکنند.‏
‏ حالا شاید فردا روزی پیدا بشه که اینها را به صندلی الکتریکی ببندیم.‏
‏ در سالهای آتی با رأفت اسلامی به این مرحله برسیم که به اینها قرص بدیم، بیهوشش بکنیم.‏
‏ و در نهایت قرار است که یک.‏
‏ به نوعی ماست مالی انجام بشه.‏
‏ یک ماله کشی انجام بشه.‏
‏ برای اینکه باز یک تصویر تازه تری نسبت به اسلام در برابرشون قرار بدن ما رفتارهایی که از جمهوری اسلامی در طول این ‏سالیان دیدیم، همه و همه بر پایه ی اسلام بود و ریشه ی اسلامی داشت و اصالت خودش را از اسلام میگرفته و این فرامین ‏توسط کسانی داده شده که تمام عمرشان را صرف خواندن مباحث اسلامی کرده.‏
‏ پس همه و همه برگرفته از همین نگرش اسلامی هست.‏
‏ میشه درباره اش ساعت های مدیدی صحبت کرد در باب این ریشه ای که فقط و فقط به اسلام بر میگرده.‏
‏ اما فارغ از اینکه میشه در باب اینها صحبت کرد، مثال آورد.‏
‏ به کرات هم درباره اش صحبت کرد.‏
‏ باید برگردیم به این موضوع که حالا وقتی ما یک جمهوری اسلامی در برابر داریم که این جمهوری اسلامی تمام مبانی فکری ‏خودش رو از اسلام میگیره، حالا باید الترناتیوی که در برابرش هست هم ضد اسلامی باشه، باید یک ایده و آرمانی وجود داشته ‏باشه که در برابر این نگرش وحشیانه اسلامی باشه.‏
‏ باید نفی کننده این نگاه وحشیانه اسلامی باشد برای پیروزی و رسیدن به آزادی.‏
‏ اسلامی که در برابر ما تا دندان مسلح ایستاده، اسلامی که کمر به نابودی ما دارد.‏
‏ اسلامی که ما در برابرش نه ایستادیم بلکه او در برابر ما ایستاده.‏
‏ تفکرات و اعتقادات من نسبت به جان آزادی و برابری که درباره اش به کرات در کتاب های مختلف هم صحبت کردم.‏
‏ اسلام تا دندان مسلح در برابرش می ایستد.‏
‏ من باورمند به برابری جان ها هستم.‏
‏ آزادی ای که با منع ظلم و آزار به دیگران شکل می گیرد و تضمین کننده وجودش همین منع ظلم و آزار دیگران است.‏
‏ دیگرانی که تعبیر و تفسیر به تمام جان ها می شود، چه درختان، چه گیاهان، چه انسان ها، چه حیوانات، همه موجودات زنده که ‏با ارزش ترین جوهره هستی شان قاعدتا فقط و فقط جانشان هست.‏
‏ حالا در برابرش یک اسلام تا دندان مسلح ایستاده که در ورطه اول انسان را اشرف مخلوقات می داند و تمام جان ها را بی ‏ارزش می داند.‏
‏ در ورطه دوم در بین خود انسان ها هم باز تغییراتی را به وجود می آورد.‏
‏ حالا می آید تقسیم بندی می کند به مسلمان و غیر مسلمان.‏
‏ حالا می آید تقسیم بندی می کند بین شیعه و غیر شیعه.‏
‏ حالا می آید تقسیم بندی می کند بین زن و مرد.‏
‏ حالا می آید هر قشر و هر تفکری را در این راستا زیر پا می گذارد و طبقات بی شمار را هم شکل می دهد.‏
‏ پس این نگاه اسلامی است که در برابر ما وجود دارد و ما باید آلترناتیوی در برابر این نگاه اسلامی داشته باشیم.‏
‏ برای از بین بردن این نگاه وحشیانه اسلامی که سالیان درازی است گردن و خرخره بشریت را گرفته و به ویژه ما ایرانی ها را از ‏همان ابتدا هم از همان حملات وحشیانه ای که مسلمانان به ایران انجام دادند.‏
‏ من در یک ویژه برنامه ای که تحت عنوان حمله اسلام به ایران است که منتشر خواهد شد.‏
‏ در باب این مسئله به کرات صحبت کردم.‏
‏ اینکه ما باید با لفظ درستی در باب این مسئله صحبت کنیم.‏
‏ حمله اعراب به ایران هیچ معنایی ندارد.‏
‏ اعراب هم انسان هایی هستند همتای ما.‏
‏ اگر اسلام و محمد در ایران هم ریشه داشت، اگر پیامبرش ایرانی بود، اگر محمد به جای آن که در عربستان زاده شده بود، در ‏ایران زاده شده بود و این تفکرات را به ما داده بود، قاعدتا ما کاری که اعراب کرده بودند را می کردیم.‏
‏ همان طور که اگر هیتلر در یک کشور دیگری به دنیا آمده بود، نه تنها هیتلر که تفکرات هیتلر و این تفکرات در هر کشور ‏دیگری در جهان هم شکل گرفته بود، همان سرانجام را داشت.‏
‏ چراکه انسان ها به باورهای خودشان زنده اند، در راستای باورهای خودشان هست که حرکت می کنند و ما با اسلامی روبه رو ‏هستیم که از همان ابتدای امر با گردن زدن و کشتن ما شکل گرفته و قدرتمند شده ایران رو در اختیار خودش گرفته، مردمان ‏بی‌دفاع رو از زیر شمشیر گذرونده.‏
‏ راهی که در برابرشون بوده یا کشته شدن بوده یا باج و خراج دادن بوده و یا اسلام آوردن و تسلیم شدن بوده.‏
‏ حالا این دین با این تفکرات وارد کشور ما شده.‏
‏ بارها و بارها این جنون رو پیش برده.‏
‏ هر اعتراضی رو از بین برده.‏
‏ بی شمار آزادگان و یاغیان رو سر بریده و از بین برده.‏
‏ در نهایت با یک شکل تازه ای که ذره ای بومی سازی شده دوباره سر بر آورده و باز دوباره به قتل و کشتار.‏
‏ در دوران صفویان هم راهش رو ادامه داده و امروز حکومت رو در اختیار گرفته و چهل و سه سال هست که بدترین و وحشیانه ‏ترین رفتارهای سیستماتیک رو داره انجام میده.‏
‏ شما با یک قانون وحشیانه روبه‌رو هستید.‏
‏ بارها درباره‌اش صحبت کردیم.‏
‏ اینکه خیانت میتونه هر جایی شکل بگیره.‏
‏ اما وقتی خیانت تبدیل به قانون میشه که وحشتناک‌ترین جنایت هر جایی در بین انسان ها می تواند شکل بگیرد.‏
‏ اما جنایت اونجایی تبدیل به قانون میشه که وحشتناکه.‏
‏ اونجایی که سنگسار تبدیل به قانون میشه.‏
‏ اونجایی که دست بریدن و شلاق زدن و اعدام کردن تبدیل به قانون یک کشور میشه، تبدیل به قانون و باور یه عده ای میشه.‏
‏ اونجاست که نقطه وحشتناک موضوع من و شما مواجه میشید با انسان هایی که در هر جای دنیا می تونن خیانت بکنن.‏
‏ اما این خیانت تبدیل به یک موضوع شرعی و مقدس و الهی نیست که حالا قرار باشه مردها چند همسری بکنند و به زنانشان به ‏راحتی خیانت بکنند.‏
‏ هیچ ارزشی قائل نشن.‏
‏ قرار باشه این برابری رو زیر پا لگدمال بکنند و این رو تبدیل به قاعده و قانون بکنند.‏
‏ در قانون خودشون اعتقاد داشته باشند که حضانت به زن تعلق نمیگیره حتی اگر قرار باشه پدر اون فرزند بمیره.‏
‏ قرار هست که دوباره حضانت به پدر پدرش به نوعی داده بشه و اون مادر هیچ حقی نسبت به اون فرزند نداشته باشه.‏
‏ این یک قاعده ی اسلامیست.‏
‏ اینکه شما مواجه میشوید با فرزند کشی.‏
‏ این قاعده ی اسلامی است.‏
‏ این قانون بازی است که حالا به نوعی پدر را صاحب فرزند می‌داند.‏
‏ حالا این صاحب فرزند می‌تونه فرزند خودش رو سر ببره در راستای که تسلیم در برابرش نبوده.‏
‏ حالا دارید در باب آیه قرآنی صحبت می‌کنید که مرد را مالک زن می‌داند، حالا می‌تواند زنش را با وحشیانه ترین رفتار تنبیه ‏بکند.‏
‏ این قاعده ای است اسلامی برگرفته از کتاب مقدس مسلمان‌ها و حالا ما مواجه هستیم با حکومتی که این قدرت را در اختیار ‏گرفته و با توجه به همین تفکر خودش که تمام اصالتش را از آن می‌گیرد، چهل و سه سال است که بر گرده ما سوار شده و تنها ‏راه ما یک آلترناتیو ضد اسلامی است.‏
‏ در برابر اسلام است که اسلام پاش را روی خرخره ما گذاشته.‏
‏ شما هر تفکری که داشته باشید در برابرتان ایستادگی خواهد کرد.‏
‏ شما اگر تفکر مدنی داشته باشید در راستای من اعدام در برابرتان هست.‏
‏ شما اگر مسلمان زاده باشید و تفکرتان گره بخورد با منع اعدام در کشور ایران، در نهایت قاعدتا تعبیر و تفسیر به ارتداد خواهد ‏شد چرا که حکم الهی را زیر سوال می برید.‏
‏ اگر مخالف با شلاق باشید، اگر مخالف با چندهمسری باشید، اگر مخالف با سنگسار باشید، اگر مخالف با زیر پا گذاشتن ‏حقوق حیوانات باشید، هر موضوعی که در جهان رو به پیشرفت و ترقی است برای رسیدن به جهانی بهتر در برابری و آزادی ‏است.‏
‏ در برابر اسلام است و اسلام تا دندان مسلح در برابرش ایستادگی خواهد کرد و ما هر رفتاری را که در کشور جمهوری اسلامی ‏داریم می بینیم، همه و همه برگرفته از همین ریشه های تفکر اسلامی است نه چیزی کمتر و فراتر.‏
‏ حتی شاید بارها هم کمتر.‏
‏ بارها هم این را تضعیف کرده ام. تلطیف کردن.‏
‏ یعنی مثالش را زدم.‏
‏ اگر امروز می‌بینید که در ایران دست دزدان رو همه رو نمی برن، تک و توک در جاهای مختلف میبرن.‏
‏ یکیش برگرفته از فقه شیعی است.‏
‏ چرا که این فقه شیعی در دل ایران شکل گرفته به نوعی و به نوعی به دلیل این زیسته در کنار ایرانیان و ادغام این فرهنگ و ‏تربیت ایرانی، منظور نژاد ایرانی نیست.‏
‏ منظور تربیت ایرانی است.‏
‏ باعث شده ذره ای تلطیف بشه و حالا یک سری شروطی رو بذاره برای بریدن دست و فرای آن.‏
‏ در نکته دوم شما مواجه میشید با ملتی که به نوعی حاضر نیست قبول بکنه این رفتارهای وحشیانه رو.‏
‏ در خیلی از موضوعات هم به همین شکل هست در بین ایرانیان با توجه به اون تربیتی که دارند این چندهمسری خیلی کمرنگ ‏هست.‏
‏ با اینکه یک قاعده و قانون اسلامی هست این بریدن دست کمتر هست.‏
‏ این صیغه شدن خیلی بی ارزش هست و به نوعی ضد ارزش.‏
‏ حتی در خیلی از نقاط ایران به حساب می آید.‏
‏ و این دلیلی است که مردم ایران در برابرش ایستادگی می کنند.‏
‏ به واسطه تربیت فرهنگی که شدند در طول این تاریخ.‏
‏ پس اینجاست که ما مواجه می شویم با اسلامی که حتی شاید کمرنگ تر، تلطیف تر و تضعیف تر دارد در ایران اتفاق می ‏افتد.‏
‏ اما ریشه اصلی همین اسلام است.‏
‏ پس ما مواجه هستیم با یک اسلام تا دندان مسلحی که قدرت را امروز در ایران در اختیار دارد و ما باید در برابر این اسلام ‏باشیم.‏
‏ هر گونه سازشی در برابر اسلام.‏
‏ دور شدن از آن هدف غایی است.‏
‏ هر گونه چهره تلطیف شده ای از اسلام دادن هم در برابر آن هدف غایی است.‏
‏ منظور از این که باید در برابر این اسلام ایستادگی کرد، به مفهوم این نیست که باید اسلام را از بین برد.‏
‏ باید مسلمان ها را کشت.‏
‏ منظور این نیست.‏
‏ منظور این است که ریشه ی فکری باید در برابر اسلام باشد.‏
‏ ریشه ی تفکر باید در برابر اسلام باشد.‏
‏ ریشه ی خشونت پرهیزی که در برابر اسلام هست، به ذات در برابر اسلام است.‏
‏ باور به جان، به ذات، در برابر اسلام است.‏
‏ ایمان و اعتقاد به برابری جان ها در برابر اسلام است.‏
‏ ریشه ی ذاتی در برابر اسلام.‏
‏ شما وقتی اعتقاد دارید که همه ی جانداران جانشان محترم است و برابر هستند، این به ذات یک موضوعی است که در برابر ‏اسلام قرار می گیرد.‏
‏ ما صحبت از این می کنیم که الترناتیوی که باید در ایران وجود داشته باشد باید مشخصه هایی در برابر اسلام داشته باشد.‏
‏ نه به مفهوم از بین بردن اسلام که اسلام باید وجود داشته باشد اما با منع ظلم دیگران، با منع آزار رساندن به دیگران.‏
‏ همان طور که من بارها در کتاب های مختلف به ویژه در کتاب جهان آرمانی هم صحبت کردم که ما باید در جهان به نقطه ای ‏برسیم که انسان ها وطن خودشان را بسازند و هموطنان خودشان را انتخاب بکنند و آزادی در مفهوم نهایی فقط یک معنا دارد ‏آن هم انتخاب قانونی است که شما به آن باورمند هستید.‏
‏ انتخاب قانونی است که شما به آن معترف و معتقد هستید.‏
‏ آزادی هیچ وقت وارداتی نیست. آزادی.‏
‏ آزادی یک شیئی نیست که من به شما بدهم و بگویم این آزادی.‏
‏ از این به بعد شما از این آزادی استفاده کنید.‏
‏ آزادی آن تعریفی است که شما نسبت به زندگی دارید.‏
‏ یک شرط لازم دارد وجودش و پیدایشش.‏
‏ آن هم آزار نرساندن به دیگران است.‏
‏ اینکه شما در آزادی خودتان نمی توانید دیگران را آزار برسانید، نمیتوانید این را مبنا بکنید که من آزاد هستم.‏
‏ پس مثلا می خواهم با فلانی رابطه برقرار کنم، رابطه جنسی برقرار کنم.‏
‏ این منافات دارد.‏
‏ من آزادیم را در کشتن فلانی می بینم.‏
‏ در آزار رساندن به فلانی با توجه به این شرط مشخص که تضمین کننده وجود آزادی و تضمین کننده ادامه آزادی هست.‏
‏ آزادی رو شما باید خودتون تعریف کنید.‏
‏ حالا قرار هست که شما چه روش و منشی رو در رستگاری خودتون، در زندگی بهتر خودتون و در آزادی تون ببینید؟
‏ حالا یک جماعتی می تونن مسلمون باشن، شیعه باشن و با این تفکرات باشن تا جایی که دیگران رو مورد ظلم و آزار قرار نمی ‏دن.‏
‏ قاعدتا آزادی اونها حق بر زمین هست و باید برای رسیدن اونها هم حتی تلاش کرد که اونها هم در آزادی خودشون زندگی ‏کنند.‏
‏ اما در نقطه ی نهایی ما باید به این نتیجه برسیم که تنها آلترناتیو در برابر جمهوری اسلامی یک تفکر، آرمان و ایده ی ضد ‏اسلامی است در برابر اسلام.‏
‏ که می تونه راهگشا برای ما باشه که بشه با اتکای به اون یک جهان تازه ای رو پدید آورد.‏
‏ جهانی که هر کس بتونه درش آزادانه زندگی بکنه.‏
‏ ما نمی تونیم ریشه ی در برابر خودمون رو رها کنیم و در پی از بین بردن این ساقه ها باشیم چرا که باز هم شاخ و برگ تازه ی ‏این درخت خواهد داد.‏
‏ شما یک ریشه اسلامی در برابر دارید.‏
‏ سالها میتوانید تلاش کنید برای مثلا تساوی حقوق زنان و مردان.‏
‏ در یک بخش جزئی شاید به یک پیروزی برسید اما فردا دوباره مواجه می شوید با یک قانون تازه ای که تصویب شده و باز ‏آزادی های ما را زیر سوال می برد.‏
‏ برابری ما را از بین می برد.‏
‏ این ریشه سر جایش است.‏
‏ شاید امروز شما موفق شدید که فلان حکم سنگسار را جلویش را بگیرید، اما خود سنگسار باز هم وجود دارد و یک روز ‏دیگری شاید باز یک جای دیگری هم شکل بگیرد.‏
‏ شاید یک حکم اعدام را توانستید در برابرش ایستادگی کنید.‏
‏ یک بیگناه یا حتی یک گناهکار را از اعدام نجات دادید، اما باز هم اعدام وجود دارد.‏
‏ ما نیاز به یک آلترناتیو در برابر اسلام داریم.‏
‏ تنها راه نجاتی که می تونه وجود داشته باشه، ریشه ی فکری که قدرتمند ریشه دوانده و تمام قدرتش رو از همین تفکرات می ‏گیره.‏
‏ باید یک قدرتی در برابرش وجود داشته باشه.‏
‏ یک آرمان و آرزویی وجود داشته باشه که در برابر اون هست.‏
‏ در قسمت های آتی سعی می کنیم بیشتر درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ حالا فرای اینکه ما داریم این ویژه برنامه ی انقلاب ایران رو منتشر می کنیم، من پیش تر از این در باب تمام آرا و افکار خودم ‏تحت عناوین کتاب‌هایی اینها رو مطرح کردم.‏
‏ کتاب جهان آرمانی ایده و آرمان من هست برای جهان پیش رو.‏
‏ قلمروی آرمانی اون نگاهی است که من نسبت به سیاست دارم.‏
‏ مرامنامه اون نگاهی است که.‏
‏ برای زیست شخصی ما نیاز داریم.‏
‏ فرای اون در کتاب‌های مختلف، در داستان‌هایی که مطرح شده در همه و همه سعی شده که این آرمان‌ها و این اعتقادات مطرح ‏بشه.‏
‏ این باور به جان برابری جان‌ها.‏
‏ این نگاه به آزادی مطرح شود و ما باید در راستای قدم بگذاریم که یک الترناتیوی در برابر این اسلام به وجود بیاوریم.‏
‏ این ایمان و آرمانی که من به آن معتقد هستم.‏
‏ ایمانی که من در پی انتشار دادن آن هستم.‏
‏ اما فرای آن وقتی به شرایط امروز ایران نگاه می‌کنیم، در ایران ما موضوع در این قسمت مشخص پیرامون ایران است و انقلابی ‏که در ایران قرار است شکل بگیرد فرای ایمان و آرمان و باوری که من به آن معتقد هستم.‏
‏ فرای آن برای ایران ما نیاز به یک همچین موضوعی است.‏
‏ یعنی اصلا ما این را هم رها بکنیم؟
‏ این ایمان و اعتقادی که من دارم درباره‌اش صحبت می‌کنم که حالا در کتاب‌های مختلف هم درباره‌اش صحبت کردم، این را ‏رها بکنیم برای شرایط حال حاضر ایران.‏
‏ ما نیاز به یکسری موضوعات مشخص دارد.‏
‏ اینکه در نقطه ابتدایی بدونیم که ریشه ی جمهوری اسلامی فقط و فقط اسلام هست.‏
‏ تنها چیزی که داره به جمهوری اسلامی قدرت میده اسلام هست.‏
‏ اما باید این ریشه رو در نظر داشته باشیم و به جز این ریشه به شاخ و برگ ها کاری نداشته باشیم و این ریشه رو از بین ببریم.‏
‏ برای این موضوع هم نیاز به یک الترناتیوی داریم که ضد اسلام باشه در برابر اسلام باشه.‏
‏ تنها قدرت محکمی که بتونه در برابر این نگرش مسموم ایستادگی کنه.‏
‏ یعنی ما نمیتونیم با دست آویزی به تفکرات اسلامی دوباره در پی احقاق یک نگاه تازه ای باشیم.‏
‏ هر انقلابی در طول تاریخ به واسطه ی یک آرمان و ایده ی تازه به وجود اومده و ما نیاز داریم به یک الترناتیوی که تازه و نو ‏در برابر این نگاه مسموم اسلامی بایسته که قدرت بسیج گری داشته باشه و قدرت.‏
‏ ایمان داشته باشه، ایمان رو تولید کنه.‏
‏ ایمانی که حالا اینقدر قدرتمند باشه که حاضر باشن از جون خودشون بگذرن برای اینکه به اون آرمان طلایی برسن.‏
‏ در باب این موضوع در قسمت های آتی هم صحبت خواهم کرد.‏
‏ چرا که یکی از بزرگترین عواملی که میتونه یک انقلاب رو به پیروزی برسونه قاعدتا داشتن ایمان هست.‏
‏ حالا در باب اینکه امروز جهان به چه سمت و سویی رفته هم صحبت خواهم کرد.‏
‏ سعی میکنیم در این ویژه برنامه بیشتر و بیشتر در باب موضوعات مختلف صحبت کنیم تا در نهایت به راهکارهای درست و ‏اصولی برسیم.‏
‏ برای اینکه این انقلاب بتونه به پیروزی برسه، فارغ از اینکه من باورها و ایمان خودم رو در طول این سالیان زندگی خودم سعی ‏کردم به رشته ی تحریر در بیارم.‏
‏ ما امروز وقتی داریم در باب انقلاب ایران هم صحبت میکنیم باید به این موضوع نظر داشته باشیم که ما نیازمند داشتن یک ‏ایمان مستحکم و قدرتمند در برابر اسلام هستیم.‏
‏ الترناتیوی که صد در صد باید در برابر اسلام باشد.‏
‏ هرچند هر نوع نگاهی.‏
‏ یعنی شما اگر نگاه به حقوق بشر داشته باشید، اگر نگاه به دمکراسی هم داشته باشید، اگر ایمان و هدفتان خلاصه در همین ‏دمکراسی و به نوعی حقوق بشر هم بشود، اینها هم در برابر جمهوری اسلامی هستند، آلترناتیوی در برابر جمهوری اسلامی ‏هستند، در برابر اسلام هستند و باید به یک ایمان جمعی رسید برای رسیدن به پیروزی.‏
‏ چرا که بزرگترین قوه محرکه برای انقلاب تنها و تنها ایمان است.‏
‏ در تمام طول تاریخ تمام انقلاب هایی که شکل گرفته به واسطه یک ایمان بوده.‏
‏ ما در باب این مساله بیشتر در قسمت های آتی صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اما در این قسمت باید بدانیم که ریشه فقط اسلام هست.‏
‏ باید در برابر ریشه ایستاد.‏
‏ تمام رفتارها، قوانین و اتفاقاتی که در طول این 30 سال در جمهوری اسلامی افتاده به واسطه اسلام هست به واسطه اسلامی که ‏برگرفته از قرآن و احادیث، سیرت نبوی و در نهایت این حکومت های اسلامی است و ما باید آلترناتیوی در برابر اسلام داشته ‏باشیم تا به پیروزی برسیم.‏