در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
قبول دیگران تنها یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه زیربنای پیروزی در هر دگرگونیِ اجتماعی است. در این قسمت از پادکست «به نام جان»، بر این حقیقت تأکید میکنیم که انقلاب، پیش از آنکه یک جابجایی سیاسی باشد، یک انقلاب فرهنگی و درونی است. روزی که ارزشهای تحمیلیِ قرون گذشته فرو میریزد و کرامت انسانی جایگزین بندگی میشود، نطفهی پیروزی بسته شده است. اما این پیروزی میسر نمیشود مگر با قبول دیگران؛ یعنی گشودنِ دریچههایی برای کسانی که تحت تأثیرِ بمباران تعالیم مسموم، تا دیروز در برابرِ حقیقت ایستاده بودند.
ما در این مانیفستِ بیداری، از ضرورتِ تغییر فردی سخن میگوییم؛ تغییری که باید در دلِ قشر خاکستری و حتی مخالفان رخ دهد. اگر قرار باشد آغوشِ انقلاب را به روی تغییریافتگان ببندیم، اقیانوسِ ارادهی جمعی هرگز شکل نخواهد گرفت. برای درک عمیقتر این مفاهیم و مطالعه آثار مکتوب، میتوانید به بخش کتابهای نیما شهسواری در سایت جهان آرمانی مراجعه کنید.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت مشخص ما قرار هست در باب این انقلاب و مفهوم انقلاب به نوعی صحبت بکنیم که حالا قرار هست که چگونه تغییر به وجود بیاره و ما چگونه با انسان هایی که تغییر کردند کنار بیاییم و قبول بکنیم اون ها رو.
فارغ از اون چجوری میتونیم یک جمعی رو تشکیل بدیم که همدیگه رو قبول داشته باشیم و قبول کنیم و در کنار هم به اون هدف غایی و نهایی خودمون برسیم.
در این ابتدای برنامه بهتر است که باز هم یک تعریف مشخصی نسبت به انقلاب داشته باشیم.
چون اصولا این درک درست از این انقلاب است که ما را به آن سمت و سوی درست و حقیقی میرساند.
ما یک تعریف مشخصی نسبت به انقلاب داریم.
انقلاب را به معنای دگرگونی میشناسیم.
قرار هست که در یک جامعهای ارزش های گذشته مبدل به ضد ارزش بشود، ارزش های تازه ای ساخته بشه.
حالا مردم اون نگاه گذشته رو نداشته باشن، اون فرهنگ سابق رو دنبالهروی نکنند.
روزی که به این مرحله برسیم، آن انقلاب شکل گرفته یعنی یک ایمان جمعی تازه ای شکل گرفته که ارزش های سابق را ضد ارزش می داند و حالا ارزش های تازه ای را رقم زده.
حالا هر چقدر همپوشانی مردم با این ارزش های تازه بیشتر باشه بیشتر جنبه عمومی پیدا میکنه.
ما شاهد تغییر و انقلاب فرهنگی هستیم و در کنار اون شاهد انقلاب هنری هستیم.
انقلاب اجتماعی هستیم و در نهایت هم به اون انقلاب سیاسی میرسیم که ساختار و نظام رو تغییر بدیم.
در همه جای دنیا هم با همین مفهوم روبه رو شدیم.
یعنی در تمام انقلاب ها ما شاهد در نقطه اول شاهد این تغییر ارزش ها بودیم.
یعنی اگر در دوران فرانسه پیش از اینکه انقلابشون به پیروزی برسه ما مواجه می شدیم با اینکه این تغییر نگاه شکل گرفته بود، ارزش ها تغییر کرده بود، صحبت از کرامت انسانی می شد، صحبت از حقوق بشر می شد، از برابری می شد، از آزادی می شد و حالا این مبدل شده بود به فرهنگ عامه.
حالا مردم با این تغییرات خو گرفته بودن و نزدیک شده بودن این ارزش های تازه رو ساخته بودن.
تمامی ارزش هایی که گذشتگان براشون مطرح می کردند کردن در باب بزرگی در برابر برتری طلبی.
حالا اینها رو به کنار می ذاشتن، اینها رو ضد ارزش خطاب می کردن.
و حالا با توجه به این ارزش تازه ای که تصویر کرده بودند، فرهنگ رو هم دگرگون می کردن، نوع زیست جمعی شون رو تغییر می دادن و بعد اون انقلاب فرهنگی درشون شکل می گرفت.
حالا حکومت وقتی که قدرت رو در اختیار یک فرد قرار داده بود، کرامت انسانی رو زیر پا می گذاشت، حقوق بشر رو زیر پا می گذاشت.
حالا محکوم به نابودی بود چرا که نمی تونست خواسته های جمعی اونها رو بر طرف کنه.
پس ما وقتی مواجه می شیم با یک چیزی به اسم انقلاب در نقطه ابتدایی باید این انقلاب رو در وجود مردم ببینیم.
ارزش های تغییر یافته رو در دل مردم ببینیم.
یعنی به معنای مشخص.
امروز وقتی ما داریم در باب ایران صحبت می کنیم، حالا ارزش های بی شماری ست که جمهوری اسلامی در طول این 40 سال و پیش تر از اون اسلام در قالب غالب کلی توی این 2500 سال با مردم مطرح کرد که اینها تبدیل به ارزش شدند.
حالا مردم سعی می کنند خودشان را نزدیک به این ارزش ها بکنند.
هر چیزی که در برابرشان هست را ضد ارزش می دانند.
این به نوعی زیست جمعی ما را ساخته.
این نوع نگاه فرهنگی ما را تصویر کرده.
با عناوین مختلفش هم رو به رو هستیم.
یعنی وقتی شما وارد خانواده ها می شوید می بینید که حالا در دل این خانواده ها حتی کسانی هستند که معترض هستند، انقلابی هستند، در پی تغییر هستند اما در کنارشان حالا پدری دارند، مادری دارند، برادری دارند که هنوز به آن ارزش های سابق پایبند هستند و ما داریم در باب این مسئله صحبت می کنیم که این انقلاب، این دگرگونی باید برسد، وارد آحاد مردم بشود، تمام مردم را درگیر با خودش بکند و در نهایت ارزش های تازه جمعی را پدید بیاورد.
مثال و نمونه ای که می شود درباره اش زد مثلا ما با یک ارزشی رو به رو هستیم به عنوان اینکه انسان خودش رو اشرف مخلوقات میدونه.
انسان برای خودش یک جان ارزشمند تری نسبت به بقیه جانداران قائل است.
این ارزش عامه ای است که در تقریبا سراسر جهان حکمفرماست.
در ایران ما هم به مراتب بیشتر و بدتر.
وقتی شما مواجه میشید با این ارزش ساخته شده که حالا انسان اشرف مخلوقات هست، بزرگتر از دیگران هست، جان او محترم هست.
بقیه جان ها آمدند تا به او خدمت بکنند.
این یک ارزش جمعی و یک فرهنگ اجتماعی است که ساخته شده در ایران.
حالا شما مواجه میشید با عید قربان که شروع به کشتار حیوانات میکنند به وحشیانه ترین شکل ممکن.
و یا در زندگی روزمره مواجه میشید با انسان هایی که به دنبال حتی کودکان حیوانی هستند برای خوردن. برای دریدن. برای کشتن.
و این تبدیل به یک ارزش جمعی شده.
کسی هم نسبت بهش نه اعتراضی داره نه صحبتی داره.
و طریقت زندگی انسان ها رو ساخته.
حالا وقتی ما میخواهیم با این موضوع مقابله بکنیم، کنیم.
آنجایی که این تبدیل به یک ضد ارزش شود.
این قتل و جنایت و این کشتار تبدیل به یک ضد ارزش شود و در کنار آن ما یک ارزش تازه ای را پدید آورده باشیم که برابری جان ها باشد.
حالا وقتی این انقلاب درون مردم شکل بگیرد، کم کم گسترش پیدا می کند و همگانی می شود و هر چه قدر همگانی تر شود یک ارزش واحدی را می سازد.
حالا ضد ارزش ها را مشخص می کند.
حالا کسی که بخواهد گام بردارد در این ضد ارزش ها مقبولیت نخواهد داشت.
رانده خواهد شد.
حالا این را بیاورید در مقیاس و مثال های مختلفی که در شرایط امروز ایران هم وجود دارد.
در باب زن وقتی ما مواجه می شویم با این شعار زیبای زن، زندگی آزادی حالا یک مفهوم مشخصی را دارد مطرح می کند برابری حقوق زنان.
اینکه شما زن را همتای دیگر انسان ها و یا جان ها بپندارید.
اینکه به او هم ارزش و اعتبار درستی بدهید.
حالا در سپهر سیاسی قواعد و قوانین باید همتا و همسو برای برابر کردن این دو جنسیت در جامعه باشد.
حالا این باید مبدل به یک ارزش واحد بین همه مردم بشود.
یعنی تمام اتفاقاتی که بر خلاف این موضوع هست و کرامت زنان رو داره زیر سئوال می بره تبدیل به ضد ارزش جمعی انسان ها بشه.
یعنی اگر ما خشونت خانگی داریم، اگر متلک جنسی داریم، اگر هر عنوانی، هر عنوانی که در برابر این برابری زن ها هست حقوق اون ها رو پایمال می کنه، این ها باید ضد ارزش بشه.
یعنی شما مواجه بشید.
حالا با یک تصویری که مردم به صورت جمعی در برابر این نگاه ها ایستادگی می کنند، اگر متلک جنسی می شنوند حالا همه واکنش نشون میدن، اون آدم رانده میشه چرا که داره یک کار ضد ارزشی انجام میده.
نمونه های ضد ارزشی که امروز در جامعه ما وجود داره هم زیاد هست.
روزی که ما به این نقطه برسیم ارزش های تازه رو تصویر کنیم ضد ارزش ها مشخص باشه حالا شاهد اون انقلاب جمعی خواهیم بود.
اون انقلابی که در نهایت قرار هست ما رو به یک انقلاب سیاسی هم برسونه.
پس نقطه ی ابتدایی و مهم این تغییر فردی هست.
یعنی شما باید در این راستا ابتدائا روبرو بشید با این تغییر فردی.
حالا انسانی که تا دیروز باور داشت که به عنوان یک مرد بالاتر و با ارزش تر از زنان هست، این انقلاب، این تحول درونش اتفاق بیفته که خودش رو همتا و برابر با دیگر زنان بدونه یا در ایمان ما خودش رو همتا و برابر با دیگر جان ها بدونه.
پس نقطه ی اول این هست که این تغییر در وجود اون شخص اتفاق بیوفته.
حالا این شخص بعد از این تغییر خودش هم می تونه منتشر کننده ی این باور تازه باشه و این ارزش تازه باشه.
هر چه قدر این بیشتر عمومی بشه و عمومیت پیدا بکنه تبدیل به یک ارزش بشه.
ما مواجه می شیم با این انقلاب نهایی پیروز شدن در آن انقلاب نهایی.
منظور و مفهوم در این قسمت مشخصی نیست که حالا ما برسیم به آن پیروزی سیاسی.
در این قسمت نمی خواهیم در باب این صحبت بکنیم.
می خواهیم در باب این مسئله صحبت کنیم که باید در نقطه ابتدا ما این را بفهمیم که ما نیاز به تغییر فردی داریم.
تغییر فردی که در نهایت ما را به آن جمع می رساند.
یعنی این را باید مشخص برای خودمان داشته باشیم.
شما حتی اگر به واسطه کودتا به واسطه حمله نظامی خارجی موفق بشوید، ساختار سیاسی را تغییر بدهید اما این انقلاب فرهنگی و درونی در بین مردم شکل نگرفته باشد، به آن جایی که می خواهید نمی رسید.
یعنی شما مواجه می شوید.
نمونه هایش هم زیاد هست که در کشورهای اطراف خودمان هم اتفاق می افتد.
یعنی اگر به واسطه یک قدرت خارجی در افغانستان آمریکا می آید حمله می کند، حالا قوانین را تغییر می دهد.
اما این تغییر و این انقلاب فرهنگی و مردمی اتفاق نیفتاده است.
حالا اگر شما آزادانه ترین قوانین رو برابری خواهانه ترین قوانین رو هم اونجا حکمفرما بکنید، اون مردم با این قوانین همسویی ندارن، پسش میزنن حتی جواب عکس میگیره.
حتی گروه های تندرو میداندار میشن که بتونن حالا صحبت های خودشون رو بکنن.
حالا چون اون فرهنگ اون ارزشهای گذشته رو مدام داره تکرار میکنه، اونها هستن که سوار بر این موج میشن.
از احساسات استفاده میکنن.
پس در اون نگاه نهایی و درست به این موضوع ما به این نتیجه میرسیم که باید این انقلاب در فرد شکل بگیره که جنبه ی اجتماعی هم پیدا بکنه.
اینها ما رو به یک نقطه مشخص میرسونه که ما باید به فرد نگاه بکنیم و تغییر اون فرد نگاه بکنیم.
حالا در باب خود اون انقلاب هم من بارها صحبت کردم اما به خاطر اینکه این برداشت سوء نشه از این موضوعی که ما داریم مطرح میکنیم، در نهایت هم این رو یک تکرار جزئی میکنم.
اینکه ما گفتیم پس اگر این تغییرها به صورت فردی اتفاق میافتد، در نهایت ما را به یک ساخت ارزشهای تازه ضد ارزش خواندن موضوعات مختلف میرساند.
اینها در کنار هم یک ایمان واحدی را میسازد.
حالا مردم درونشان انقلابی شکل گرفته، این انقلاب شکل گرفته درونی نهایتا میرسد به ساختار سیاسی چرا که آن ساختار سیاسی قدرت و صلاحیت را برای اداره آن جامعه ندارد.
حالا مردم ارزشهای تازهای را تعریف کردن، تصویر کردن، ایمان تازهای را ساختند که قوانین نمیتواند همپوشانی بکند با این ارزشهای تازه ساخته شده.
حالا جماعتی که به برابری زن و مرد باور دارند، حکومت سیاسی که دارد، این قوانین با قوانین خودش این برابری را نقض میکند، توانایی و صلاحیت اداره این مردم را ندارد.
حالا در شکل سیاسی خودش هم بروز میکند و به راحتی میتونه.
حالا این نگاه جمعی باعث پیروزی در اون انقلاب هم بشه.
پس در نهایت تمام اینها ما رو به اون تغییر فردی میرسونه.
حالا وقتی با توجه به این موضوع که ما قبول بکنیم که این تغییر قرار هست به صورت فردی اتفاق بیفته.
حالا سوال مهم اینجاست این تغییر قرار هست روی چه کسی اتفاق بیفته؟
خب ما فارغ از اینکه امروز در صحنه ایران مثلا مواجه با این تظاهرات میشیم، با این شجاعت و دلاوری میشیم.
خیلی از این انسان ها از قبل از پیش تر این تغییرات رو داشتن.
این باورها رو داشتن.
این برابری رو بین زن و مرد قبول داشتن.
قرار نیست ما این تغییر رو در بین اونها عملی بکنیم.
یعنی شما قرار نیست که کسی که باورمند به یک طریقت هست باور داره و ارزش هایی رو مطرح میکنه.
به عنوان مثال به برابری انسان ها و یا جان ها باورمند است شما تغییری در او نمی خواهید به وجود بیاورید.
شما قرار است کسانی که با این نظریه مخالف هستند یا بی تفاوت نسبت به آن هستند را وارد این وادی تغییر کنید.
یعنی این نقطه ای است که ما حالا باید برسیم بهش.
یعنی باید در ابتدا قبول بکنیم که قرار هست این تغییرات این انقلاب در فرد اتفاق بیفتد و حالا اگر قرار است در فرد اتفاق بیفتد در قبال کسانی قرار هست این تغییر اتفاق بیفتد که یا نسبت به این موضوع بی تفاوت هستند یا مخالفش هستند.
یعنی شما در نظر بگیرید که یک نویسنده وقتی شروع به نوشتن یک کتاب می کند از خودم هم مثال می زنم.
حالا من شروع می کنم به نوشتن یک کتاب مشخصی.
ارزش های عامه مردم ایران و یا مردم جهان زیر سئوال می برم.
یک ارزش واحدی را در یک کتاب مشخص شروع می کنم به اینکه آن ارزش را ضد ارزش تلقی بکنم.
نسبت به آن نقدها می کنم، صحبت ها می کنم در قالب داستان در هر قالبی که هست در قالب یک مقاله نقدهایم را مطرح می کنم و در نهایت ارزش تازه خودم را تصویر می کنم.
حالا آیا قرار هست که این نوشته من در بین کسانی که باورمند به این نگاه من هستند خوانده بشود و تشویق بشود؟
خب چه ارزشی دارد آن نوشته ای که من می دانم؟
یک جماعتی هستند که باورمند به این تفکرات هستند.
قاعدتا من صدای آنها خواهم بود.
اما هدف اصلی از نوشتن این کتاب این هست که شما روی آن قشر خاکستری که بی تفاوت هست و یا آن قشری که در برابر شما هست بتوانید تغییرات را بوجود بیاورید.
اصولا این تغییر پس قرار هست که بین این دو قشر اتفاق بیفتد.
وگرنه اینکه شما بخواهید در یک جمعی که همه باورمند به این موضوع هستند حالا این صحبت ها را بکنید خب قاعدتا تغییری ایجاد نخواهد شد.
فقط موضوع این هست که شما یک همپیمانی تازه ای را با هم می بندید.
شما دوباره به عهد خودتان پایبند می شوید.
شما یک نمونه دیگر از این عهد را دارید بیان می کنید.
من در جمع کسانی که باورمند به حقوق حیوانات هستند به برابری جان ها اعتقاد دارند.
حالا اگر بخواهم یک اثری بنویسم، یک سخنرانی ای بکنم، یک صحبتی بکنم پیرامون این موضوع که این یک عهد و پیمان هست.
اما اگر هدف اصلی قاعدتا باید این باشد که تغییر به وجود بیاورید، حالا قرار است که این تغییر را پس در بین کسانی که بی تفاوت هستند یا کسانی که بر علیه شما هستند ایجاد بکنیم.
پس با توجه به این موضوع ما باید این شناخت درست را داشته باشیم و حالا چه ابزاری قرار است که در اختیار ما باشد برای این تغییر؟
پس ما حالا می دانیم که این انقلاب کلی قرار هست بر پایه تغییرات فردی اتفاق بیفتد و ارزش های تازه ساخته بشود.
با توجه به شناختی که نسبت به این موضوع داریم و این موضوع که می دانیم فردیت خیلی اهمیت دارد، در این انقلاب نهایی و پیروزی در این انقلاب نهایی، حالا قرار هست که ما این تغییر را در بین کسانی که بی تفاوت هستند و یا در برابر ما هستند اتخاذ بکنیم.
حالا یه سری لازمه ها داره دیگه.
یعنی شما با به عنوان مثال تحقیر طرف مقابل که نمیتونید اون رو وارد این وادی بکنید با توهین کردن بهش نمی تونید او رو به این تغییر فرابخوانید.
قرار هست که شما با استدلال تون با صحبتتون با عقلانیت تون اون رو وارد این مسیر بکنید.
این میشه اون ابزاری که ما نیاز داریم برای این تغییرات.
یعنی شما در نظر بگیرید که اگر کسی هست که بی تفاوت نسبت به این موضوع حالا با دشنام دادن بهش که اون هیچ وقت بیدار نمیشه.
حالا قرار هست که ما از ابزار مختلف و متفاوتی استفاده بکنیم.
گاها با تهییج احساسات او، گاها با منطق و استدلال، گاها با در میان گذاشتن، در نهایت با یک آگاهی رسانی او رو به بیداری برسونه و او رو همراه و همسو بکنیم.
این ارزش تازه رو باهاش بیان بکنیم.
همون صحبتی که بارها هم درباره اش کردیم گفتیم آگاهی رساندن به دو بخش تقسیم میشه بیان درد و در عین حال درمان.
حتی ما باید نقطه قوت مون رو روی بیان درمان ها بذاریم.
یعنی اون دردی که بیان میشه در ارتباط با یکی از ضد درد و.
یکی از ارزش هایی که امروز در ایران وجود داره به واسطه این فرهنگ اسلامی به واسطه وجود جمهوری اسلامی.
حالا این ضد ارزش به عنوان نقطه سیاه مطرح میشه، از معایبش گفته میشه، نقد هاش بیان میشه و در عین حال در کنار اون از اون درمان هم گفته میشه نقطه سپیدی که ما رو خارج میکنه.
حالا این اون ارزش تازه است.
اما تمام این ها قرار هست که بر مبنای گفته بشه که حالا در اون فرد یک تلنگری بزنه باعث بشه که اون تفکر بکنه.
حالا به واسطه این تفکر در خودش تغییری به وجود بیاره.
پس مسلما هدف ما تغییر اقشاری هست که یا نسبت به همه چیز بی تفاوت هستند یا حتی بر علیه ما هستند و این تغییر رو ما نمی تونیم با دشنام دادن، با توهین کردن، با تحقیر کردن به دست بیاریم.
باید از ابزاری که در اختیار داریم استفاده بکنیم، از هنر استفاده بکنیم، از گفت و گو استفاده بکنیم، از هر وسیله ای برای بیان این ارزش های تازه استفاده بکنیم جوری که اون ها رو به سمت خودش بکشونه.
گاها یک نفر با دیدن دردهای بی شماری به این سمت و سو کشیده میشه.
احساساتش جریحه دار میشه.
با دیدن این ارزش ها و برآیند هایی که این ارزش ها داشته، رفتارهایی که انجام دادن.
مثلا به عنوان مثال در باب اعدام ما یک ارزشی داریم امروز به عنوان اعدام کردن.
حالا میخوایم این رو تبدیل به ضد ارزش بکنیم و ارزش تازه ما این باشه که ما نباید کسی رو اعدام بکنیم.
باید دور از خشونت قانون بنویسیم. قانونی که.
بر در برابر خشونت ایستادگی می کند.
قتل نفس را و قتل دیگران را قانونی قلمداد نمی کند.
حالا در این راستای مشخص برخی هستند که با دیدن این درد به صدا میان.
یعنی شما می توانید نقدهای مشخصی را در مقالات، در کتاب ها، در داستان ها، در اشعار، در گفت و گوی عامیانه در سخنرانی مطرح کنید.
این که تا چه اندازه این ها اثر عکس می دهد در حتی بیشتر شدن جرائم.
حالا یک عده ای شاید به این منطق وارد این وادی تغییر بشوند و آن را ضد ارزش بدانند.
شاید یکی به واسطه دیدن این تصاویر دهشتناک، شاید یکی به واسطه فهمیدن این که تا چه اندازه دیدن این رفتارهای خشونت آمیز می تواند تاثیر منفی بگذارد روی کودکان روی مردم عادی.
حالا شاید یک کسی با تصویر از آینده به دور از خشونت وارد این وادی بشود.
پس ما باید از این ابزار مختلف استفاده بکنیم تا اون تغییر رو به وجود بیاریم و نقطه هدفمون هم تغییر در افرادی که بی تفاوت هستند و یا اینکه.
در برابر ما هستند شکل بدیم.
با توجه به قبول این اصول حالا اون دروازه برای ما باز میشه که ما با آغوش باز در برابر تغییر کنندگان باشیم.
اون چیزی که خیلی سخت بعضی اوقات باهاش مواجه میشیم.
یعنی حالا ما داریم مواجه میشیم با یک تصویری که یک عده دارن میسازن که انگار یک جماعتی از ابتدا معصوم بودن و به همه چیز باور مند بودن.
حالا فقط میدان برای اونهاست.
میدان برای کسانی است که از روز نخست مثلا با جمهوری اسلامی مخالف بودن و این میدان هیچ راه کورسوی امیدی نداره که همه بتونن واردش بشن.
خب اگر قرار باشه که ما ملاک رو این در نظر بگیریم که افرادی که از ابتدا بودن من دربارش صحبت کردم و گفتم جمهوری اسلامی با وجودش محکوم به یک انقلاب دیگر بود و آن قطار انقلاب از همان نقطه ابتدایی هم شکل گرفته بود.
اما قرار بر این است که به این قطار تعداد بی شماری هم اضافه شود و هر روز اضافه شوند.
این بدنه ای که انقلابی است در برابر جمهوری اسلامی است، قدرتمند تر بشود.
خب این بدنه را اگر شما بخواهید در نظر بگیرید که فقط افرادی که از همان نقطه ابتدایی در برابر جمهوری اسلامی بودند که خب به این تعداد هیچوقت اضافه نخواهد شد.
پس ما باید یک آغوش باز ای داشته باشیم که افرادی که تغییر میکنند حالا قرار است که از این سنگر به این سنگر بیایند و با آغوش باز در خودمان جای بدهیم.
اصلا نگاه به این موضوع که شما بخواهید موضوعات را در این اندازه قلمداد بکنید که هر کسی از همان نقطه ابتدایی اش باید به این عناوین باورمند باشد، دور از واقعیت است.
واقعیت دارد به ما میگوید که ما در ایرانی زندگی کردیم که بمباران تعالیم همواره بر علیه ما بوده، تعالیمی که مدام برای ما تکرار می کرده، از فرهنگ تسلیم بودن، از فرهنگ بردگی و اسارت، از فرهنگ خدا، از باورهایی که در جای جای زندگی مان به ما هجوم آورده، در مدارس، در دانشگاه ها، توسط خانواده، پدر و مادر، توسط بزرگان، علمای دینی، توسط کسانی که مرتبتی دارند در کشور، در بین دوستانمان، همراهانمان، همکارانمان، در تمام اشکال خود در اجتماع ما این تعالیم مسموم و فاسد و پوسیده را داشتیم می گرفتیم.
پس نمی توانیم توقع داشته باشیم که همه جماعت همداستان و همراه با ما باشند.
حالا قرار است یک تعالیم تازه ای ساخته بشود که بتواند جذب حداکثری داشته باشد.
حالا قرار است اگر تغییری اتفاق افتاد ما با آغوش باز قبولش بکنیم.
ما این جماعت رو درون خودمون راه بدیم.
ما اصلا اونها رو قرار هست که تغییر بدیم تا جهان بهتری رو بسازیم.
پس قبول این موضوع مشخص اینکه شما باید آغوش باز داشته باشید برای تغییر دیگران در دل همان شناختی است که من از اول دربارش صحبت کردم.
یعنی شما ابتدا مفهوم انقلاب رو به عنوان تغییر فردی قبول می کنید.
حالا قرار هست این تغییر فردی را شکل بدید.
این تغییر فردی در قبال کسانی است که بی تفاوت و یا در برابر ما بودند.
حالا این دومینو ما رو در نهایت به اینجایی میرسونه که شما باید آغوش بازی هم برای این تغییر کنندگان داشته باشید.
حتی باید بزرگداشتی رو در نظر بگیرید برای کسانی که تغییر کردند.
یعنی شما در نظر بگیرید در مفهومی که من بهش اعتقاد دارم برابری جان ها.
اینکه شما به عنوان مثال یک نمونه سادش، یک مصداق مشخصش در زمینه گیاهخواری.
آیا قرار است ما دریچه ها رو ببندیم تا کسی وارد این گیاه خواری نشه.
من به عنوان مثال از زمانی که بچه بودم یه تصویری رو دیدم و گیاه خوار بودم و فقط من هستم که محقق ام نسبت به گیاه خواری یا قرار هست هر کسی در هر جایگاهی که بوده حالا روزی در خودش تغییر رو به وجود بیاره و وارد این وادی بشه و اصولا این حرکت ما برای تغییر برای همین افراد هست دیگه.
حالا چطوری ممکنه که ما این ها رو به آغوش خودمون نگیریم و اون ها رو در این سنگر تازه جای ندهیم؟
گاها روبرو میشیم با رفتار های وحشتناکی که حالا توامان با توهین و تحقیر و حتی درگیری فیزیکی هست با کسانی که مخالف هستن.
و این دقیقا نتیجه عکس میده که حالا هیچ کسی قرار نیست دیگه وارد این وادی بشه.
هر چقدر با خشونت بیشتر با این ها رفتار بشه خب جماعت کمتری حاضر است وارد این وادی بشه و هر چقدر این آغوش باز تر باشه این بزرگداشت بیشتر باشه، تعداد بیشتری هم وارد این وادی تغییر خواهند شد و در نهایت هم با همین تغییرات هست که اون اتفاق بزرگ رخ میدهد.
آن انقلاب فرهنگی اتفاق می افتد.
در باب این بزرگداشت و تغییرها هم باید به این اشاره کرد.
شما در نظر بگیرید یک کسی که با بمباران ارزشهایی که بهش تعلیم داده شده روبه رو هست، در تمام زندگی از کودکی مواجه شده.
با این روحیه تسلیم بودن توسط اون خدایی که به عنوان خدای در آسمانها برایش تصویر شده توسط پدر و مادری که مدام براش از این بندگی و اسارت گفته اند، در مدارس اش، در دانشگاهش با دوستاش فرهنگ غالبی که مردم داشتند و حالا مدام در باب این اسارت و بندگی و فرمانبرداری صحبت کردند.
حالا اون آدم به واسطه شنیدن یک موضوع، خواندن یک کتاب، خواندن یک شعر یا هر اتفاق دیگه ای، اصلا شنیدن صحبت های دوستش یا هر اتفاق دیگه حتی دیدن یک صحنه دهشتناک، حالا داره یک تعلیمی رو می بینه که به واسطه اون تعلیم وارد وادی شجاعت میشه و وارد وادی یاغی گری و طغیان میشه.
اینجاست که باید به او این امتیاز رو داد.
اون بزرگراه رو براش در نظر گرفت که در میان این طوفان از تعالیم فرسوده و بیهوده اونقدر روح بیداری داشته که تونسته با یک اتفاق خودش رو به این وادی برسونه.
پس ما باید یک بزرگداشت نسبت به این افراد داشته باشیم تا این راه هموار بشه تا این راه دریچه اش باز بشه برای بیشتر شدن.
برای اینکه ما بتونیم این رودخانه ها رو در نهایت تبدیل به یک اقیانوس وسیع بکنیم.
هرچقدر این دروازه ها بسته تر باشه هر چقدر با رفتارهای احمقانه با اونها رو به رو بشه، توهین بهشون بشه و تحقیر بشن، این دریچه بسته و بسته تر میشه.
هر چقدر شما بخواهید در این وادی تقدس خودتون رو غرق بکنید که اونهایی که از ابتدا وارد این وادی شدند تنها محق هستند ما رو از اون آن اصل و اصالت دورتر و دورتر میکنه.
موضوع مهم و اصلی این تغییر هست.
اینکه در کدام جایگاه و در چه زمانی اتفاق افتاده موضوع مهمی نیست.
مهم اونجاست که این تغییر اتفاق بیفته.
مهم اون جاییست که اون کسی که تا دیروز داشته کار خطایی میکرده حالا وارد یک وادی تازه ای بشه.
حالا در خودش این تغییر رو احساس کنه.
حالا دوباره زندگیش رو از نو بسازه.
اگر قرار باشه این دریچه ها بسته بشه دیگه هیچ کسی قائل به تغییر نیست.
وقتی شما در برابر این افراد با گارد بسته ایستادگی میکنید، توهین بهشون میکنید، تحقیر میکنید حتی اگر قلبا میل به تغییر داشته باشن حاضر نیستن وارد این وادی بشن.
وقتی میبینن در برابرشون مشت و لگد و توهین و تهمت هست وقتی میبینن که قرار هست مدام با رفتارهای گذشتشون مورد بازخواست قرار بگیرن.
اگر ما این نگاه رو نداشته باشیم قاعدتا نزدیکی به آن مفهوم حداکثری شدن هم نخواهیم بود چراکه ما با یک دنیای واقعی روبه رو هستیم دیگه.
شما نمی تونید متذکر این بشید که تمام مردم ایران از همون ابتدا آزاده بودند اما این فرهنگ تسلیم بودن و فرمانبرداری رو داریم می بینیم.
در طول این چهل و سه سال اینها که از کره مریخ نیامده بودن توی ایران زندگی کنن.
همین مردم ایران بودن.
پس شما مواجه هستید و هر کدوم در زمان مشخصی وارد این برهه تغییر شدن، از این تسلیم بودن، از این زنجیرها اسارت و بندگی دست شسته اند و حالا وارد این وادی دوباره و تازه شدن.
پس باید به اونها بها داد.
باید دریچه رو باز گذاشت که هر کسی در هر نقطه ای بتونه وارد بشه.
چون در نهایت ما یک نگاه حداکثری داریم برای اینکه بتونیم این تغییرات رو شکل بدیم.
فارغ از اون ما یک موضوع دیگه ای هم داریم که به شدت بازدارنده است و این دریچه ها رو میبنده.
این که قضاوتی پیشاپیش هست که اگر هر کسی کاری انجام میده حالا ما باید به سمت اون حمله ببریم که این کاری که شما میکنید همداستان با اون نظری که ما داریم نیست.
حالا هر رفتار و هر صحبت او تعبیر میشه که شما چون یک خواسته مشخصی دارید او باید اون خواسته رو انجام بدید.
و این توقع نابجا هست که باز هم این دریچه ها رو بیشتر میبنده.
حالا موضوع مهم باید برای ما به نوعی همراه شدن اونها با این ماجرا باشه.
با این داستان باشه شما باید دریچه ای رو باز بذارید که هر کس در حد توان خودش وارد این مبارزه بشه.
شاید یکی حاضر باشه از جونش بگذره، در برابر گلوله بایسته به زیر شکنجه بره، تا آخر عمرش در اسارت باشه.
اما یک کسی حاضر به این اتفاق نباشه اما حاضر هست که این تغییر رو در خودش به وجود بیاره.
اما باید دریچه باز باشه برای اینکه همه بتونن وارد این وادی بشن.
حالا اگر قرار باشه همه رو ما به گلوله ببندیم، به گلوله اتهامات ببندیم، توهین ها ببندیم و آنها را وارد این چرخه نکنیم یا یک خواسته ی مشخصی داشته باشیم.
از همه خواسته این را داشته باشیم که با تمام وجود در راه آزادی در برابر گلوله بایستند.
این هم باز باعث مایوس شدن می شود.
هر کس وظیفه خودش را باید انجام بده.
هر کس باید در این چرخه یک حرکتی رو انجام بده و بعد دریچه رو هم به روی کسی نبندد.
حالا یک کسی در وجودش اون حس شجاعت نیست.
اینقدر زیر این بمباران تعالیم بوده که غرق شده در این اسارت و بردگی و بندگی.
حالا زمان نیاز داره تا کم کم بیشتر و بیشتر.
شما دارید در باب یک موضوعی صحبت می کنید که یک انسان به عنوان مثال 20 سال سنش هست، 20 سال از عمرش رو مدام با همین تعالیم رو به رو بوده.
حالا یک ساله که وارد این چرخه شده.
شما نمی تونید ازش توقع این رو داشته باشید که تمام عناوین آزادی و آزادگی رو رعایت کن.
پس ما هر چقدر این دروازه ها را شل تر و راحت تر بگیریم به این چرخه حداکثری بیشتر و بیشتر هم اضافه می شود و در نهایت ما باید یک شادمانی ای را داشته باشیم برای این تغییر.
برای تغییری که ظالم دیروز تبدیل به یک آزادیخواه بشود.
شما مواجه بشوید با یک بازجویی که حالا تبدیل شده به یک آزاده و آزادی خواه.
روزی که ما بتوانیم این فراغ بال را داشته باشیم می توانیم به پیروزی برسیم.
اصلا موضوع اصلی دقیقا تو همین نکته است.
یعنی شادمانی ما باید برای این باشه که ما می تونیم این تغییر را، این تاثیر را روی ظالمان هم داشته باشیم، روی جانیان هم داشته باشیم.
و یا روی کسانی که بی تفاوت بودند.
گفتیم وقتی به مفهوم تغییر نزدیک می شویم شما یک کتاب یک شعری می نویسی برای کسانی که به تو باورمند هستند.
همداستان و همراه با تو هستند که خب مسلما کف و سوت و هورا برات میکشن.
اما شما تغییری که به وجود نیاوردی و مسلما هدف تو هم از گفتن این موضوع که این نبوده.
شما به دنبال این بودی که تغییری به وجود بیاری.
حالا نقطه سخت ماجرا اینجاست که کسانی این تغییر رو به وجود بیاره که در برابر تو هستن.
و نقطه شادمانی هم همون جاییست که حالا کسانی که در برابر تو بودند و یا کسانی که بی تفاوت بودند، سالهای سال از کنار موضوعات گذشتند رو بتونی وارد این وادی بکنی.
اونجاست که نقطه شادمانی توست.
اونجاست که تو به هدف غایی خودت رسیدی.
و اصولا این پروسه انقلاب هم قرار هست به همین سمت و سو باشه.
حالا شمایی که با یکی از دوستانتون در ارتباطید که تا دیروز بی تفاوت نسبت به این موضوعات بوده اما امروز به واسطه صحبت های شما در خودش تغییری به وجود آورده.
حالا شماست اون نقطه ایست که به شادمانی میرسید.
اون نقطه ایست که انگار فعالیتتون رو درست انجام دادید و حالا باید یه آغوش باز باشه که او وارد این وادی بشود.
بزرگداشت بشه از این حرکتی که کرده توانسته از زیر بار این تعالیم فرسوده و توأمان رهایی پیدا کند.
حالا قرار است که ما این دریچه را باز بگذاریم تا هر کس به اندازه توان خودش حرکت بکند و رفتار از خودش نشان بدهد.
تمام اینها دست به دست هم باعث میشود که ما بتوانیم این تغییر حداکثری را داشته باشیم و در نهایت به پیروزی در یک انقلاب هم برسیم.
انقلابی که به واسطه تغییر فردی اتفاق می افتد.
این تبدیل به ارزش های جمعی و ضد ارزش های جمعی خواهد شد و یک ایمان جمعی را خواهد ساخت که در نهایت هم در شکل سیاسی اش هم به آن پیروزی نهایی خواهیم رسید.
پس کار درست و اصولی این است که ما این تغییر را بتوانیم آغاز بکنیم در دل کسانی که بی تفاوت و یا در برابر ماست.
در باره این موضوع هم می شود ساعت ها صحبت کرد اما به اندازه کافی فکر می کنم و صحبت کردم.
شاید در آینده هم باز هم درباره اش صحبت بکنیم.
مفهوم قبول دیگران در تلاطمهای انقلابی، مرز میان یک «شورش گذرا» و یک «دگرگونی بنیادین» را مشخص میکند. انقلاب به معنای دقیق کلمه، یعنی دگرگون شدنِ ارزشهایی که سالیان دراز بر ذهن تودهها سنگینی کرده است. وقتی از قبول دیگران سخن میگوییم، در واقع از ظرفیتِ یک جنبش برای جذبِ جانهای تازه حرف میزنیم. چرا که هدفِ غاییِ هر اثرِ هنری، مقاله یا سخنرانیِ بیدارگر، نه تکرارِ مکررات برای موافقان، بلکه ایجادِ تغییر فردی در کسانی است که نسبت به رنجِ جامعه بی تفاوت بودهاند.
پرسش بنیادین این است: چگونه میتوان انتظار داشت که جمعیتی هشتاد میلیونی، که دههها تحت بمبارانِ فرهنگِ تسلیم و بندگی بودهاند، ناگهان همگی به بلوغِ کاملِ آزادیخواهی برسند؟ قبول دیگران یعنی درکِ این واقعیت که هر انسان، زمانِ مشخصی برای طغیان علیه زنجیرهای درونیاش دارد. اگر ابزارِ ما برای مواجهه با قشر خاکستری، دشنام، تحقیر و طرد باشد، عملاً دریچههای انقلاب فرهنگی را به روی خود بستهایم. پیروزیِ حقیقی در آن لحظهای رقم میخورد که یک «ظالمِ دیروز» یا یک «بی تفاوتِ سابق»، با شجاعت به سوی ایمان جمعی گام برمیدارد و ما با بزرگداشت، او را در صفوفِ خود میپذیریم.
قبول دیگران مستلزم جایگزینیِ عقلانیت و استدلال به جای خشمِ افسارگسیخته است. ما برای ساختنِ فردا، به تکتکِ این رودخانهها نیاز داریم تا اقیانوسی توقفناپذیر بسازیم. هر کسی به اندازهی توان و ظرفیتِ شجاعتِ خود، مهرهای در این شطرنجِ آزادی است. نباید با نگاهی مقدسمآبانه، میدان را تنها متعلق به «پیشقراولان» دانست؛ بلکه شکوهِ انقلاب در همگانی شدنِ آن است. برای رهایی از تعالیمِ پوسیدهی قدرت، باید آغوشها را برای هر جانی که بوی بیداری میدهد، باز بگذاریم. این تنها مسیری است که ما را به جهان آرمانی و پیروزیِ نهایی میرساند.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
«اندساس» اثر نیما شهسواری، بیانیهای بنافکن علیه مسخ شدن «جان» در چرخدندههای تمدن، آموزش و سنت است. این کتاب با کالبدشکافی مفاهیم «ناذا» و «ساذا»، پرده از نقابهای مصلحت برمیدارد تا راه رهایی در جهانی که اصالت جانداران را به قربانگاه برده، نمایان کند. اثری برای بازپسگیری حق زیستن و بیداری در برابر ساختارهای قدرت.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.