در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در این بخش از مسیر بازخوانی خویشتن، با فرهنگ کهن آغاز میکنیم؛ نقطهای که در آن «منش زندگی جمعی» فراتر از یک عادت، به یک مانیفست نانوشته برای قرنها زیستن بدل شد. این یک مقدمه عادی نیست، بلکه فراخوانی است برای درک این حقیقت که چگونه شکوه تمدنی ما در بزنگاههای تاریخی، با ویروس فساد مذهبی و استبداد پادشاهی درآمیخت.
ما در این ویژهبرنامه، به دنبال ستایش گذشته نیستیم، بلکه در پی یافتن پاسخ این پرسشیم: چرا فرهنگ کهن ما با وجود تمام رواداریهای کوروشی، در نهایت به بنبست ساسانی و اضمحلال رسید؟ نیما شهسواری در این اپیزود، نقاب از چهره ارزشهایی برمیدارد که گاه به جای پویایی، زنجیرِ پاهایمان شدند.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب فرهنگ ایران صحبت بکنیم.
در این قسمت ابتدایی هم میریم سمت اون فرهنگ کهنی که در گذشته و بین گذشتگان وجود داشته و در نهایت در قسمت های مختلف المان های مختلفی که این فرهنگ جمعی رو ساخته رو مورد کنکاش قرار میدیم تا در نهایت به یک برآیندی برای تغییر فرهنگ های اشتباهمون برسیم.
خب بلاشک در باب فرهنگ ایران وقتی صحبت میکنیم المان های مختلف این فرهنگ را ساخته اند.
فرهنگی که خب از اون ابتدا اگر بخوایم بهش نگاه کنیم باید برگردیم به فرهنگ کهن.
اصولا تمامی فرهنگ های جوامع بشری رو المان های مختلفی در کنار هم می سازند.
از هنر و شعر و ادب شما در نظر بگیرید تا مذهب که یک قدرتی رو داره در راستای ساختن فرهنگ های جمعی.
اصولا وقتی ما در باب فرهنگ صحبت می کنیم به مفهوم اون روش و منش زندگی جمعی هست.
یعنی برای مردم یک فرهنگی ساخته میشه و مبدل به فرهنگ غالبی میشه که حالا رفتارهای مشخصی رو در قبال یکسری اتفاقات انجام میده و اصولا یک سری رفتارهای جمعی رو انجام میدن که این ها تبدیل به نرم جامعه میشه و تبدیل به ارزش های جامعه میشه.
این رو ما تحت عنوان فرهنگ می شناسیم.
در همه جای دنیا هم وجود داره.
ایران هم از این قاعده مستثنا نیست.
ایرانی که ما حتی در تمامی تقسیمبندیها هم تحت عنوان یک تمدن میشناسیم.
یعنی تمدنی که پا رو فراتر از فرهنگ هم میذاره.
یعنی شما در جای جای جهان روبه رو میشید با فرهنگ های مختلفی که ساخته شده اند که گاها به تمدن هم ختم نشدن.
اما وقتی در باب ایران صحبت میکنیم حالا مواجه میشیم با فرهنگی که مبدل به یک تمدن هم شده.
اما خب قاعدتا این فرهنگها همه و همه وجودیت خودشون رو از درون نمیگیرن.
یعنی شما مواجه میشید با هجوم فرهنگی که از سوی بیگانگان اتفاق می افته.
خرده فرهنگ هایی که وارد این چرخه فرهنگی میشه و عوامل بیرونی که نقش داره.
یعنی اصولا تمامی فرهنگ های جوامع تحت تاثیر از هم هستند.
اما خب قاعدتا یک گوهره ای دارن که مختص به خودشان است.
حالا ما عواملی که در این فرهنگ تاثیرگذار بوده رو سعی میکنیم در این ویژه برنامه درباره اش صحبت بکنیم.
اصولا در این ویژه برنامه سعی میشه که پیرامون شکلگیری این فرهنگ صحبت بشه.
نقاط منفی و مثبتش رو هم بیان بکنیم و در نهایت باید در پی پویایی بود برای تغییر این فرهنگ ها.
فرهنگ هایی که گاها دست به گریبان ما میشه و زندگی ما رو برای زندگی ما به نوعی اختلال به وجود میاره.
یا فرهنگ هایی که باعث شده ما تا این اندازه درخودمانده باشیم، در برابر استبداد سکوت بکنیم، در پی پویایی نباشیم، درجا بزنیم.
عوامل مختلفی که باعث این نگرشی شده و ارزش هایی رو ساخته که حالا خیلی از جماعت در ایران هم بهش پایبند هستند.
اصولا وقتی صحبت در باب این فرهنگ میشه اون نرم اجتماعی رو می سازه.
اون نرم اجتماعی که در برابر اتفاقات مختلف چه رفتاری رو از خودش بروز میده.
ما با فرهنگ مشخصی در ایران روبه رو هستیم.
یک فرهنگی که در طول این سالیان هم از خودش نشانه های بیشماری رو هم به نمایش گذاشته.
یکی از اون نشانه های بزرگ شاید حل کردن فرهنگ های دیگر در خود هست و باز دوباره ساختن فرهنگ گذشته ی خودش.
یعنی کشور ایران رو شما اگر مد نظر قرار بدید در طول این تاریخ جنگ هایی که اتفاق افتاده و این کشور در اختیار بیگانگان افتاده از زمان اسکندر در نظر بگیرید تا حمله ی اسلام و حمله ی مغول.
همواره این فرهنگ مردم ادغام شده با فرهنگ جامعه ی غالب و اون قدرت بیگانه ای که همه چیز رو در اختیار گرفته اما دوباره در پی بازتولید خودش بوده، خرده فرهنگ هایی رو از اون گرفته، با اون فرهنگ غالب خودش ادغام کرده و یک فرهنگی رو بیرون داده اما وقتی به فرهنگ امروزی ایرانی می رسیم مواجه می شیم با این ترکیب فرهنگی که بین فرهنگ ایرانی با دیگر فرهنگ ها بوجود اومده.
این ادغام فرهنگی که توسط این حمله ها اتفاق افتاده، اون فرهنگ ابتدایی در کنار فرهنگ های دیگر در مجموع در کنار هم یک فرهنگی رو به وجود آورده که ما تحت عنوان فرهنگ ایرانی می شناسیم.
این فرهنگی که یک نوع روش زندگی رو به مردم ایران داده، انتخاب های مشخصی به نوعی انتخاب های کلیشه ای که در قبال هر کدوم از اتفاقات اتخاذ کنند.
یک نوع روش و منش برای زندگی کردن چه ارزش هایی در بین این جامعه پر رنگ تر هست؟
چه چیزهایی تبدیل به ضد ارزش شده؟
مجموعه این رفتارها و انتخاب ها در مجموع اون فرهنگ رو می سازه.
حالا وقتی ما در باب فرهنگ ایران اصولا می خواهیم صحبت بکنیم، اولین نقطه ای که نگاهمون بر میگرده قاعدتا اون فرهنگ کهن هست.
اون نگاه به ابتدای پیدایش این سرزمینی که ما تحت عنوان ایران میشناسیم، اگر خیلی بخواییم گستره دیدمون رو به گذشته برگردانیم و بریم و پیش از تاریخ مدون بهش نگاه بکنیم خب قاعدتا همه جای جهان.
تقریبا انسان شبیه به هم زندگی میکرده.
موضوع مورد بحث ما قاعدتا نخواهد بود که انسان های نخستین در اون فلات چگونه زندگی میکردند.
موضوع این نیست که ما بخواییم بهش نزدیک بشیم.
ما باید بیشتر نگاهمون رو معطوف اون نقطه ای بکنیم که حالا فرهنگ شکل میگیره.
جوامع به وجود می آیند و به واسطه این به وجود اومدن جوامع و این تاریخ مدونی که ازشون وجود داره حالا یک فرهنگ هایی رو برای خودشون تولید میکنن.
عوامل مختلفی در تشکیل این فرهنگ نقش ایفا میکنه.
از عوامل مذهبی که شاید پر رنگ ترین و قدرتمندترین و تاثیر گذارترین.
عامل فرهنگی باشه تا هنر فلسفه.
تفکر و اندیشه که در نهایت یک فرهنگ جمعی رو پدید می آورد.
پس وقتی به پیش از دوران فرهنگ نگاه میکنیم، پیش تر از این که اصلا ما مواجه بشیم با چیزی تحت عنوان فرهنگ، خب در بین تمام جوامع تقریبا یکسان هست.
ایران هم از این قاعده مستثنی نیست.
اما قاعدتا با گذر از این باید برسیم به اون مرحله ای که حالا عواملی در این کشور به وجود میان برای ساختن یک فرهنگ غالب.
بزرگترین نشانه ها رو میشه از اون دورانی در نظر گرفت که حالا چیزی تحت عنوان مذهب و دین در ایران هم شکل میگیره. گیرد.
اما وقتی به تاریخ تمام جوامع نگاه می کنیم مواجه می شویم با به وجود آمدن ادیان که به نوعی شروع کننده ی این فرهنگ سازی ها هست.
چرا که اصولا ادیان توأمان با حضور خودشان ارزش هایی را تولید می کنند.
تمامی ادیان در سراسر جهان شروع به ساخت ارزش های تازه می کنند.
یک موضوعاتی را مبدل به ارزش می کنند و یک موضوعاتی را تبدیل به ضد ارزش می کنند.
با هم متفاوت است.
اما همواره در تمام تاریخ با نگاه کردن و دقیق شدن می بینیم که یکی از بزرگترین عوامل ساخت فرهنگ همین ادیان و مذاهب است.
و وقتی به سپهر ایران در طول این تاریخ نگاه می کنیم حالا مواجه می شویم با ادیان ابتدایی که در ایران شکل می گیرد و ادیانی هست که غالبا ادیان چندخدایی است.
ادیانی است که همتای تقریبا ادیانی که در یونان اتفاق می افته.
حالا یه نگاهی داره نسبت به اون قدرت مطلقه و اون خدای بزرگ و صاحب و مالک تمام جهان.
اما عوامل دیگری رو در کنار اون برای توسل، برای رسیدن به اون خدا تصویر میکنه.
حالا شما در ایران هم پیش از اینکه بخواهیم زرتشتیت رو ملاک و معیاری برای این فرهنگ سازی ها در نظر بگیریم مواجه میشیم با ادیانی که از این سمت و سو به دنیا نگاه میکردند.
خب اینها هر کدومشون یه تاثیری رو در فرهنگ گذاشتند.
اما موضوع مهم و قابل بحث این هستش که این فرهنگ ها به اون صورت نتونستند جای پایی برای خودشون سفت کنند و به نوعی نتونستن از گذر بزرگ و عظیمی که در برابرشون در طول این سالیان دراز بوده جان سالم به در ببرند.
یعنی شما از اون فرهنگ های ابتدایی از مذاهب ابتدایی که در ایران و یا در دیگر کشورها اتفاق افتاده، همواره یک سری خرده فرهنگ هایی را می بینید که ادغام شده با فرهنگ غالب.
یعنی شاید اگر به تصویر امروز ایران نگاه کنید حالا مواجه می شوید مثلا با فرهنگ غالب اسلام شیعی که در ایران همه را تحت تاثیر خودش قرار داده که حالا یک سری خرده فرهنگ ها را از آن فرهنگ ابتدایی ایرانیان، از فرهنگ ادیان چندخدایی گرفته، یک مابه ازاء هایی را برای خودش به وجود آورده، سعی کرده یک تشبیه سازی بکند، یک چیزهایی را نزدیک به این فرهنگ بکند و با این فرهنگ غالب ادغام بکند.
به خاطر همین تصویر مشخص و مبرهنی نمی شود در باب این نوع فرهنگ های ابتدایی داد.
اما قاعدتا رد پای این ها در فرهنگ امروزی ایران هم وجود دارد.
در این تلطیف نگاه های اسلامی هم وجود داره.
شما گاها با کتاب های تاریخی رو به رو میشید که حالا میان در باب قیاس این ادیان رو با هم مقایسه میکنن یا وقتی نزدیک میشن به مفهوم مثلا شیعه گری حالا میان یک نمونه هایی رو جست و جو میکنن که برگرفته از اون فرهنگ کهن و اون ادیان چندخدایی هست که حالا در دل این نگاه هم زده شده.
یعنی شما مثلا با نمونه هایی روبرو میشید که برگرفته از اون ادیان گذشته هست.
از اون ادیان چندخدایی هست.
حالا ما به ازایی رو در فرهنگ شیعی اسلامی هم داره.
اما قاعدتا این ها موضوعاتی نیست که کلیت این فرهنگ رو ساخته باشه و یک جوری تبدیل به یک خرده فرهنگی شده که تاثیر گذاشته بر فرهنگ غالب و ما نمیتونیم با صراحت در باب اون اتفاقات و اون فرهنگ ها صحبت بکنیم.
خب فارغ از اون مبحث پیشاتاریخی و پیش از اینکه ما بخوایم با تاریخ مدونی در ایران رو به رو باشیم و فارغ از اون ادیان باستانی که خب شناخت درست و کاملی هم نسبت بهش نداریم، ما به یک مرحله ای در تاریخ ایران می رسیم که قاعدتا اون یکی از ارکان اصلی ساختن فرهنگ ایرانی هست و اون هم دین زرتشتی هست.
یعنی شما با یک دین تازه ای روبه رو میشید که حالا این دین تازه قرار هست یک فرهنگی رو تولید بکنه.
فرهنگی که همتای دیگر ادیان قرار هست ارزش هایی رو ارزشگذاری بکنه، ضدارزش هایی رو تعیین بکنه و نوعی زندگی جمعی رو به وجود بیاره.
نکته ابتدایی و مهم این هست که خب قاعدتا به وجود اومدن این دین زرتشتیت بر گرفته از اون فرهنگ پیش از زرتشتیت بوده.
مطابق تمام ادیانی که در جهان شکل گرفت.
یعنی اینها ثمره ی اون نگاه پیش از خودشون رو داشتن.
یعنی شما میتونید آیینه ای از اون فرهنگ گذشتگان ایرانیان رو در دل زرتشتیت پیدا کنید؟
حالا به نوعی سعی کرده غنی بشه نسبت به اون نگاه پیشینیان.
یعنی اگر در باب پیشاتاریخ صحبت بکنیم و بخواییم در باب تاریخی از ایران صحبت بکنیم که هنوز مدون دربارش صحبت نشده هم به واسطه اینکه خب در اون دوران خیلی صحبت از تاریخ هم در میان نبوده و هم در کنار اون به واسطه جنگ های بی حد و حصری که در ایران اتفاق افتاده و به واسطه این نابودی ها ما مواجه میشیم با اینکه تاریخنگاری درستی هم در ایران وجود نداشته و ما اگر تاریخی رو هم در باب ایران میدونیم به واسطه تاریخ نگاران دیگر کشورها هست.
اصولا از میان رفتن این کتاب ها، این گنجینه ها که به درستی در بابش صحبت کرد اما قاعدتا.
نقش و نگار اون فرهنگ رو شما میتونید در زرتشتیت پیدا بکنید و یا ادیان باستانی که پیش از زرتشتیت وجود داشتند.
اون ادیان چندخدایی با الهگان بیشمار.
حالا این ادیان رو شما میتونید نمونه هاش رو و اون نوع فرهنگیش رو در زرتشتیت پیدا کنید.
فارغ از این مبحث که زرتشتیت قاعدتا.
به واسطه وجود اون فرهنگ پیش از خودش به وجود اومده اما ما وقتی مواجه میشیم با زرتشتیت حالا میرسیم به یک بخش مهمی از فرهنگ ایرانی.
فرهنگ ایرانی که برگرفته از این نگاه مذهبی هست.
خب شما با زرتشتیت رو به رو میشید که حالا داره در باب مباحث مختلفی صحبت میکنه.
در باب یک دوگانگی خیر و شر صحبت میکنه در باب جهان پر از زیبایی و خوبی.
همون چیزی که ما بعد ها هم در ادیان مختلف دربارش می شنویم.
اما خب قاعدتا به صورت قدرتمند تر در زرتشتیت مطرح شده.
ما یک تصویر از خدای قدرتمند بر تخت نشسته و صاحب قدرت رو می بینیم.
در برابرش یک شیطانی رو می بینیم.
که حالا این شیطان مظهر و نمادی است از شر و زشتی و یک نماد زیبایی و پاکی و بزرگواری و رأفت و مهربانی و رحمت و هر تعریف مثبتی که در جهان میشناسیم رو در برابرش داریم به اسم خداوند.
خب این ابتدائا از همون اهورامزدا و اهریمن میاد و بعد در دل ادیان دیگه بهش پرداخته میشه و حالا ما مواجه هستیم با این دوگانگی که از همون ابتدا تصویر میشه.
یعنی شما مواجه هستید با یک فرهنگ ارزشگذاری.
خوبی و بدی که در بین ایرانیان هم به شدت جاری و ساری است و حتی ما به ازاهای بسیار و بیشماری هم بعد از اینکه بخواهد این فرهنگ تغییر کند برای خودش تولید می کند.
یعنی اگر وارد وادی اسلامی هم می شود بلافاصله با توجه به این فرهنگ غالبی که داشته و قدرتمند بوده، بلافاصله می آید و یک مابه ازایی پیدا می کند.
حالا می آید یک منبع شرقی را پیدا می کند، یک منبع رحمتی را پیدا می کند، خیر و شر را بلافاصله در ادیان مختلف در همان دین اسلام در شیعه گری به وجود می آورد.
شما مابه ازاء هایش را هم بسیار بسیار می توانید ببینید.
یعنی مثلا نگاهی که نسبت به ائمه دارند، نگاهی که نسبت به مثلا حسین دارند و در برابرش یک یزیدی را تصویر می کنند.
خب قاعدتا یک تصویر تاریخی در باب اینها هست اما بال و پر دادن بیش از حد به این نگاه بواسطه همان فرهنگی است که ریشه در نگاه زرتشتی داشت.
خب این میشه یکی از اون المان های اصلی فرهنگی در بین ایرانیان که از زرتشتیت سرچشمه میگیره.
فرای اون شما مواجه میشید با نکات مثبتی که پیرامون این زرتشتیت وجود داره و نکات منفیش هست.
اما هر کدوم از اینها مبدل به یکی از ستون های اصلی فرهنگی مردم ایران میشه.
یعنی به عنوان مثال شما وقتی روبرو میشید با چیزی تحت عنوان قدرت مطلق و همون نظام استبدادی و دیکتاتوری که ما دربارش در قسمت های مختلف در برنامه های مختلف هم صحبت کردیم.
حالا یک قدرت واحد تصویر میشه تحت عنوان خدا اهورامزدا.
این میشه یکی از اون بارهای سنگین فرهنگی که در بین مردم ایران وجود داره و یا در کنارش وقتی شما مواجه میشید با کردار نیک، پندار نیک و گفتار نیکی که در زرتشتیت بهش اشاره شده و تبدیل به یک ارزش شده.
حالا شما مواجه میشوید که این هم بخشی از اون سیستم ارزش گذاری ست که به شدت هم قدرتمند هست.
حالا اینکه در آینده چگونه به واسطه هجوم فرهنگی دیگران به عنوان مثال هجوم فرهنگ اسلامی تا چه اندازه رنگ و بوی خودش رو از دست داده، این باز موضوعی است که میشه درباره اش صحبت کرد.
اما المان های مختلفی رو فرهنگ زرتشتیت برای مردم ایران به بار آورده که به نوعی خود فرهنگ زرتشتیت برگرفته از اون ساختار پیش از زرتشتیت در ایران بوده.
یعنی یک آیینه تمام قدی از ایرانیان پیش از زرتشتیت رو میشه در دل خود زرتشتیت دید.
چرا که خب قاعدتا اینها تمامی این المان ها رو از درون همون خرده فرهنگ ها و فرهنگ های پیش از خودشون در اختیار داشتند و اون رو بال و پر دادند و بزرگ کردند.
مخصوصا وقتی ما در باب یک دینی صحبت میکنیم مثل زرتشتیت که یک دین ایرانی است و برای مردم ایران است یعنی یک دین صادراتی نیست.
دینی است که از دل همین مردم شکل گرفته و قاعدتا بزرگترین و قدرتمند ترین عامل فرهنگی ایرانیان به خصوص تا پیش از اسلام هم همین زرتشتیت عوامل بی حد و حصری را هم در خودش داشته که هر کدام به جا مانده اند.
برخی از میان رفته اند اما در مجموع یک سیستم ارزش گذاری را به وجود آورد.
در کنار این ما مواجه می شویم با یکی از آن فرهنگ هایی که در بین ایرانیان هم به شدت جاری و ساری بوده، آن هم فرهنگ پادشاهی بوده همتای تقریبا بیشتر جهان.
یعنی شما در جای جای جهان با این فرهنگ روبه رو بودید؟
این فرهنگی که ما درباره اش صحبت کردیم در ویژه برنامه های مختلف که این ها برگرفته از آن نگاه به قدرت یکتا و بزرگی تحت عنوان خداست.
حالا ما به ازای بیرونی آن می شود یک پادشاه بر زمین، یک امپراطور قدرتمند بر زمین که سایه آن خداست بر زمین. خود خداست. فرزند خداست.
و اسامی از این دست در مجموع تصویر کننده ی آن خدای واحده در آسمان هاست که حالا بر زمین هم نماینده ای دارد و قدرت را بدست همتای بیشتر جهان.
ایرانی ها هم به همین شکل.
دنیا را گذر کرده اند و این را تبدیل به یک فرهنگ بزرگ و قدرتمند در بین خودشان کرده اند و ما مواجه می شویم با این سیستمی که حالا تحت عنوان پادشاهی و استبدادی و یک حکومت استبدادی قدرت را به دست می گیرد و یک عامل بزرگ و قدرتمند در مبحث فرهنگی است.
خب این دلیل مشخص، این موضوع مشخصی که ما تحت عنوان پادشاهی و دیکتاتوری می شناسیم قاعدتا یک برآیندی هم دارد.
حالا انسان ها را مبدل به موجوداتی می کند.
ریشه ی ابتدایی بر می گردد به همان نگاه به خدا که حالا در دل زرتشتیت هم پررنگ و قدرتمند مطرح می شود.
حالا این انسان ها آمادگی دارند برای قبول قدرت برتر از خودشان برای برنده شدن در برابر این قدرت که ما شاهد آن در ایرانمان هم هستیم.
همه از گذشته و تا به امروز.
یعنی شما این فرهنگ غالب از آن روزگاران کهن را تا امروز هم دارید مستدام در این کشور می بینید.
در تمامی طول تاریخ، در تمامی ادواری که ما می شناسیم، تمامی حکومت هایی که بر ایران قدرتمند حکومت کردند، سیستم هایی که پدید آوردند، دودمان هایی که در این کشور پادشاهی کردند.
در برابر تمامی این قدرت ها ما این سکون و سکوت و انفعال را می بینیم که برگرفته از یک بخش مهم فرهنگی است تحت عنوان باور به خدا.
باور به پادشاهی و حکومت دیکتاتوری.
این یکی از آن المان های بزرگ و قدرتمند پیرامون.
فرهنگ سازی در بین ایرانی ها و ارزش گذاری های ایرانی است.
اما فارغ از این باز هم باید به نکات مثبت هم در این ماجرا نگاه کرد.
حالا ما مثلا وقتی در باب مباحث فرهنگی نزدیک می شویم به همین نگاه پادشاهی روبرو میشویم با یک مفهوم مشخص تحت عنوان دیکتاتور صالح و دیکتاتور خوب و مهربان که این را هم در طول تاریخمان با آن رو به رو می شویم.
اینکه شما وقتی مواجه می شوید با کوروش کبیر که خب همه هم درباره اش شنیده اند و به نوعی یکی از پادشاهان قدرتمند دوران هخامنشی و پدید آورنده حالا سلسله هخامنشی هست، شما مواجه میشید با فرهنگی که او هم به وجود میاره.
فرهنگی که تا چه اندازه توانسته در بین مردم جاری و ساری بشه.
فرهنگی که یک بخش مهم و عمده ای رو از همون زرتشتیت میگیره اما به اون زرتشتیت و به اون نگاه زرتشتی.
حالا افسون هم میکنه.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با مبحث رواداری، حالا میبینید که کوروشی ست که در باب این رواداری داره صحبت میکنه.
حتی عمل میکنه وقتی به ادیان دیگر احترام میذاره و به زندگی اونها که اونها رو آزاد میکنه از یوغ بندگی و بردگی رو به کناری میذاره.
حالا شما مواجه میشید با پادشاهی که یک فرهنگ تازه ای رو به این مردم تزریق میکنه.
اینکه تا چه اندازه این فرهنگ تونسته قدرتمند در بین مردم ادامه پیدا کنه موضوعی است که میشه دربارش تحقیق کرد و یا صحبت کرد.
اما قاعدتا این هم بخشی از اون فرهنگی بوده که در بین ایرانیان جاری بوده.
یعنی شما میبینید در یک کشوری مثل ایران این رواداری وجود داشته.
عوامل فرهنگی بیرونی باعث شده که گاها ما مواجه بشیم با از بین رفتن این رواداری ها.
اما در غالب مردم این رواداری رو دیدیم.
یکی از المان های مهم و مشخصه مردم ایران هم صبوری و رواداری آنهاست که تا به امروز هم همراه آنها بوده.
پس قاعدتا یکی از آن ستون های بزرگ فرهنگی رو ما می تونیم همین رواداری در نظر بگیریم که خب ریشه فرهنگی اش می تواند برگردد به کوروش کبیر و فرهنگی که او به وجود آورد یا فرهنگی که او برگرفته از دیگرانی که در کنارش بودند و فرهنگ بخشی از فرهنگ مردم ایران بوده به وجود آورنده اش بوده.
شما وقتی در باب این مباحث فرهنگی صحبت می کنید حالا نمی توانید دقیقا در باب این صحبت بکنید که کدام عامل بر دیگری تاثیر بیشتری گذاشته.
قاعدتا یک نگاه جمعی پدید آورنده این نگاه بوده.
یعنی وقتی در باب زرتشتیت صحبت میکنید نمیتوانید بگویید که تا چه اندازه تاثیر را از پیشاتاریخ گرفته تا چه اندازه این تاثیر رو از ادیان باستانی گرفته؟
اما قاعدتا میتونید بگید که همه اینها در به وجود اومدن این فرهنگ تاثیر گذار بوده.
در قبال کوروش هم به همین شکل.
اینکه تا چه اندازه مردم در اون دوران به این نوع نگرش نظری داشتن؟
تا چه اندازه این فرهنگ رو از پیش از زرتشتیت گرفته و تا چه اندازه تحت تاثیر زرتشتیت بوده.
اما تمامی این عوامل در کنار هم دست به دست هم داده تا این نگاه رو به وجود بیاره.
در مجموع وقتی به فرهنگ کهن نگاه می کنید عوامل مثبت و منفی در کنار هم وجود داشته.
چه در دوران پادشاهی ها و پادشاهانی که قدرت را به دست گرفتند، چه در دوران زرتشتیت و زرتشتیان که حالا اون قدرت فکری رو به دست گرفته.
در مجموع عوامل مثبت و منفی ای وجود داشته که این ها باید طی مرور زمان بهتر و بهتر و بیشرفت می کرده اما ما مواجه هستیم با چندین المان مشخصی که این فرهنگ را پدید آورده و در عین حال در دوران آتی هم قدرتمند در بین مردم ادامه پیدا کرده و حتی با فرهنگ های غالبی که قدرت را به دست گرفته اند هم ادغام شده و سعی کرده زندگی خودش و جریان خودش را در بین آن فرهنگ ها هم به پیش ببرد.
ادغام شده با فرهنگ های غالبی که پیش از آن هم در ایران شکل می گیرد.
این المان ها هم مشخص است.
یکی از آن المان های مشخص منفی که درباره اش صحبت کردیم هم که همان مبحث دیکتاتوری و باور و ایمان به خدا و قدرت واحده بوده که همواره در طول تاریخ در بین مردم ایران جاری و ساری بوده.
در بیشتر جاهای دنیا هم به همین شکل، تقریبا در همه جای دنیا.
حالا شاید در جایی سعی شده به واسطه تفکرها، این نگاه فرهنگی و این نگاه ارزشی کمرنگ شود که بیشتر هم به دوران مدرن بر می گردد اما شاید نشانه هایی از اون رو هم در دوران باستان و در بین مثلا یونانیان بشه جست.
اما بیشتر این جهان پیرامون ما برگرفته و متاثر از این فرهنگ غالب بوده.
ایران هم مستثنا از این قاعده نبوده و در عین حال ما مواجه شدیم با حالا فرهنگ هایی که در آتی هم ساخته میشه جنبه های مثبت و منفی داشت اما تمامی این نگاه ها در نهایت ما رو به یک نقطه ای میرسونه که حالا زرتشتیت قرار باشه تمام قدرت رو بدست بگیره، قدرت در اختیار این زرتشتیت باشه و فرهنگ غالب رو در اختیار بگیره.
ما در طی دودمان های بعدی مواجه میشیم با این نوع نگاه ما می رسیم به یک مرحله ای که حالا زرتشتیت هست که تمامی این سکان رو به دست میگیره و قدرت اصلی فرهنگی کشور میشه.
یعنی شما وقتی به دوران ساسانیان میرسید دیگه میبینید که قدرت اصلی رو در کشور همین زرتشتیت داره.
اما پیش از این که وارد این مبحث مشخص بشیم یه اشارتی هم باید داشته باشیم که ما همواره از اون ابتدا با فرهنگ های دیگه در ارتباط بودیم.
یعنی شما میتونید وقتی به ایران نگاه میکنید با کشور های مجاور ایران و فرهنگ ها و تمدن هایی که در کنار ایران هم زیست میکردند این قرابت رو ببینید و این ها تاثیرات دو سویه ای بوده که تمامی فرهنگ ها روی هم گذاشتند.
خب قاعدتا متر و میزان مشخصی برای این تاثیر گذاری ها وجود نداره.
یعنی نمیتونید بگید که خب تا چه اندازه فرهنگ هندوستان بر ایرانیان تاثیر گذار بوده؟
فرهنگ هندوستانی که شما مواجه هستید با این رواداری بزرگی که در وجودشون هست در قبال ادیان.
حالا نمیتونید بگید تا چه اندازه این رواداری از ایران به هندوستان رفته و یا از هندوستان به ایران اومده.
اما قاعدتا هر دوی این فرهنگ ها روی هم تاثیر گذار بودن و میشه نشانه هاش رو هم در دلشون دید.
این که حتی ادیان مختلف در این کشور ها هم روی هم تاثیر گذار بودن و به هم موضوعات بیشماری رو هم هدیه کردن.
حالا موضوعات مثبت یا منفی؟
فارغ از اون خب ایران همواره در بین جنگ و کشتار هم بوده.
چه این که خود ایران قرار باشه فاتحان حمله کنه به دیگر کشورها و چه این که در معرض این حمله ها قرار بگیره.
شما مواجه میشید با ایرانی که حالا در قبال حمله ای که بهش میشه.
به عنوان مثال در دوران اسکندر حالا مورد یک نوع هجوم فرهنگی هم قرار میگیره.
اما به واسطه این غنی بودن فرهنگ ما باز هم مواجه میشیم با این که اون فرهنگ غالب رو در خودش حل میکنه و سعی میکنه خودش بیشتر تاثیر گذار باشه اما خارج از واقعیت نیست که شما بدونید اون فرهنگ هم روی ما تاثیر می ذاره.
یعنی باز هم اون هم یک خرده فرهنگ هایی رو اضافه بر این نگاه میکنه.
فارغ از اون در مبحث این فرهنگ ایرانی که ما صحبت کردیم، یکی از اون موضوعات مهمی که در همه جای دنیا هم تقریبا وجود داشته، همون حس برتری طلبی است که شما حالا یکی از این ستون های فرهنگی رو از همون ابتدا هم در ایران می تونستید ببینید.
با این جلال و شکوهی که به واسطه حمله به دیگر کشورها و گرفتن و قبضه کردن قدرت دیگر کشورها در ایران و در همه جای دنیا وجود داشته.
یعنی شما وقتی روبرو میشید با اسکندر.
اسکندر هم تبدیل به یک نماد بزرگ و قدرتمند در اون کشور میشه که برای بسیاری هم قابل ارزش هست.
در بین مثلا یونانیان یا نگاه های غربی تبدیل میشه به اسکندر کبیر که حالا داره کشورگشایی میکنه.
این یک بخشی در راستای اون برتری طلبی که یک بخش مهم و یک ستون مهم فرهنگی را ساخته در بین یونانیان و یا در بین ایرانیان وقتی شما مواجه میشوید با خشایارشاه و یا داریوش بزرگ، حالا تصویری است از جلال و شکوهی که دیگر کشور ها را مستعمره خود کرده در اختیار گرفته و این کشور ها را بخشی از خاک ایران کرده.
این هم بخشی از در باب برتری طلبی که در همه جای دنیا هم تقریبا وجود دارد.
عوامل بیشماری است که این فرهنگ را پدید آورده اند و کماکان هم در بین مردم وجود دارند که هر بار با ریز شدن به یک مبحث تازه تاریخی به این عوامل بیشتر و بیشتر نزدیک شد.
اما هدف از برنامه ای به نام جان قاعدتا صحبت پیرامون این مصادیق نیست و ما قرار است در باب معانی صحبت بکنیم.
حالا در مجموع قرار است با این تصویری که داریم میدهیم پله به پله نزدیک بشویم تا برسیم به آن فرهنگی که امروز وجود دارد.
اینها عوامل مهمی است که از همان ابتدا وجود داشته و هنوز که هنوز هم هست در بین مردم ایران هم وجود دارد.
اما فارغ از این موضوعات، برگردیم به آن مبحثی که گفتیم.
ما در نهایت به مرحله ای می رسیم که فرهنگ زرتشتیت غالب می شود و قرار است که تمامی سکان قدرت را در کشور به دست بگیرد.
یعنی وقتی شما مواجه می شوید با دوران ساسانیان، حالا آن دورانی است که قدرت بلامنازع در اختیار زرتشتیان است.
موبدان هستند که به نوعی دارند کشور را اداره می کنند.
قدرت فکری آنها هست که این چرخه حکومت را به پیش می برد.
با قدرت گیری این طیف قاعدتا فساد و ظلم هم بیشتر خواهد شد، هم به واسطه آن نگاه اقتدارگرایانه ای که دارند، هم به واسطه فسادی که ما بارها صحبت کردیم و گفتیم که قدرت با خودش فساد را همراه می کند.
حالا وقتی شما مواجه میشید با نابرابری هایی که اون ها پدید می آورند با فرهنگی رو که رو به زوال میبرن حالا مواجه میشید با اون نگاه منتقدانه و نگاه پرسشگر و فرهنگ انتقادی که پدید میاد.
قاعدتا با قدرتگیری زرتشتیان در ایران ما مواجه میشیم با این نگاه های انتقادی.
نگاه های انتقادی که خب مثلا به عنوان مثال در مزدک این رو داریم به وضوح می بینیم.
حالا یک نگاه تازه ای است که یک صحبت های تازه ای رو میزنه پیرامون برابری پیرامون و کمون پیرامون این دنیای اشتراکی و این نزدیکی و قرابت بین انسان ها برای زندگی برابر، برای رسیدن به اون برابری های جمعی و زندگی در رفاه بیشتر که حالا یک جنبه های انتقادی داره در برابر اون فرهنگ غالبی که ما تحت عنوان زرتشتیت داریم.
فرهنگ غالب زرتشتیت که حالا داره به همه با اختناق این فرهنگ رو غالب میکنه.
داریم فرهنگ رو به خورد مردم میده.
حالا ما مواجه میشیم با این نگاه انتقادی.
اما این نگاه انتقادی اگر خودش مبدل به یک فرهنگ جمعی میشد، قاعدتا قضیه متفاوت بود.
یعنی شما یک جایی هست که یک منتقدی تصویرگر یک.
نظام تازه است.
تصویرگر یک کنش تازه است.
تصویرگر یک باور و ایمان تازه است.
اما یک جایی شما مواجه میشوید که حالا قرار است این نگاه انتقادی مبدل به فرهنگ بشود.
اتفاقی که قاعدتا در ایران نیفتاد.
یعنی شما اگر مواجه شدید با اون نگاه انتقادی و پرسشگری که در دوران قدرت گیری زرتشتیان بود، در انتهای حکومت ساسانیان این مبدل به یک نگاه پرسشگر و انتقادی نشد.
این خودش یک نگاه منتقدی داشت نسبت به شرایط حاکم.
این نگاه انتقادی و پرسشگر را مبدل به یک فرهنگ جمعی نکرد که در ایران جاری و ساری باشد و تبدیل به یک اصل غیر قابل عدول بشود.
همتای اصل فرهنگ استبدادی.
فرهنگ باور به خدا که یکی از ستونهای اصلی این فرهنگ را پدید آورد و تا امروز هم همراه ماست.
اما این نگاه انتقادی نتوانست این جایگاه را بگیرد.
خب قاعدتا نگاه های انتقادی به وجود آمد که شاید بزرگترین و رسا ترینش همان مزدک باشد که ما سرانجامش را هم میدانیم که چه کاری باهاش زرتشتیان کردند و پوستش را پر از کاه کردند و آویزان کردند و باز هم با آن نگاه خفقان و سرکوب در برابر این نگاه انتقادی ایستادگی کردند.
خب قاعدتا مزدک و مزدکیان و باورهای آنها هم تاثیری بر مردم گذاشت.
تاثیر فرهنگی را در راستای همان باورها گذشت اما این نگاه انتقادی رو مبدل به یک اصل و ستون فرهنگی نکرد.
اما قاعدتا تاثیر گذاشت برای بعد از خودش و نگاه های بعد از خودش.
در مجموع ما مواجه می شیم با این خرده فرهنگ ها و فرهنگ های متنوعی که فرهنگ ایرانی رو به وجود آورد و در نهایت وقتی ما داریم نگاه به تاریخ کهن و فرهنگ کهن ایرانیان می کنیم، مواجه می شیم با یک اضمحلال و نابودی که کشور رو در برگرفت به واسطه فساد بی حد و حصر به واسطه ناکارآمدی.
درباره این موضوع در ویژه برنامه حمله اسلام هم صحبت شده و گفتیم که پیش از اینکه مسلمان ها بخوان به ایران حمله کنن، ایران و کلا کشور ایران در شرایط اسفناکی بود.
یعنی شما مواجه میشید با پادشاهانی که به سرعت تغییر میکرد.
ثبات سیاسی به هیچ نوع وجود نداشت.
نارضایتی عمومی در شرایط اسفناکی بود.
نابرابری ها بیداد میکرد.
حالا قدرت در اختیار مذهبیون بود که همتای همین جمهوری اسلامی قدرت مذهبی را به دست گرفته بودند و هزار و یک فجایع و نابرابری ها را بوجود می آوردند.
ما با نابرابری های بزرگی روبرو بودیم.
یعنی یک طبقات خاصی تنها قدرت تحصیل داشتند، زندگی درست داشتند، چیزی همتای امروزی که در ایران هم وجود دارد.
حالا شما یک فساد افسارگسیخته ای را می بینید و این باعث اضمحلال فرهنگی هم میشود.
یعنی مردم از آن فرهنگ دوری میکنند.
حالا دیگر هیچ قرابتی و نزدیکی با آن فرهنگ ندارند و شما شاهد آن دوران کهنی میشوید که در نهایت این فرهنگ کهن را رو به نابودی میبرد که قاعدتا ستون های اصلی خودش را همراه خواهد داشت که قاعدتا تاثیر بر فرهنگ غالب بعدی خواهد داشت.
اما آن جایگاه و پایگاه اصلی خودش را از دست خواهد داد و حالا ما مواجه میشویم با دوران سقوط ایران و ایرانیان.
فرهنگ ایرانیان فرهنگی که دربارهاش صحبت کردیم و قاعدتا عوامل مثبت و منفی بیشماری هم داشت اما روبه اضمحلال و نابودی بود.
یعنی دوران پایان ساسانیان دیگه نهایت این نابودی رو داره به نمایش میگذارد.
نابرابری های بی شمار.
ظلم های بی شمار.
فساد بی حد و حصر قدرتی که در اختیار این مذهبیون هست در اختیار این زرتشتیان هست.
ناکارآمدی پادشاهان، این عدم وجود ثبات در بین سیستم سیاسی که به وجود آمده و حالا همه ی اینها دست به دست هم میده تا ما روبرو بشیم با دوران اضمحلال فرهنگ ایرانی و در نهایت نابودی فرهنگ ایران.
و حالا سعی میکنیم در قسمت های آتی در باب این سیری که در فرهنگ ایرانیان اتفاق افتاده بیشتر صحبت کنیم.
اما در این انتها باید در نظر داشته باشیم که قاعدتا این فرهنگی که ما خیلی موجز سعی کردیم فقط به سرفصل هاش اشاره کنیم و خیلی هم نزدیک به مصادیق نشیم، عوامل بیشماری داشت.
این فرهنگ به صورت کلی قاعدتا نابود شد و از میان رفت اما تاثیری بر فرهنگ آتی ایران گذاشت.
یعنی همواره اون نگاه های ابتدایی و قدرتمندی که ستون داشتند و در ریشه این خاک رفته بودند همراه مردم ایران ادامه پیدا کرد. شاید اون.
بنیان اصلی از بین رفت اما همواره شاکله ی اونها در بین فرهنگ های دیگر ادامه پیدا کرد.
جریان پیدا کرد.
اما صحبتی که کردیم گفتیم به عنوان مثال فرهنگ هایی که پیش از زرتشتیت وجود داشت، ادیانی که پیش از زرتشتیت وجود داشتند قاعدتا در پیکره ی زرتشتیت ادامه پیدا کردند.
سعی کردند یک جانی بدمند به آن پیکره ی زرتشتیت و بازهم درون او زندگی کردند و خب خود زرتشتیت و خود فرهنگ ایرانی غالب در آن دوران هم سعی کرد در فرهنگ های آتی که در ایران بوجود می آمد دوباره زندگی بکند و جریان داشته باشد.
قاعدتا صحبت پیرامون فرهنگ کهن ایران خیلی بیشتر از این هاست و می شود در باب مصادیق ساعت ها و برنامه های بی شماری هم صحبت کرد.
شاید در آتی در باب این مسائل هم بیشتر صحبت کردیم و نزدیک شدیم به مصادیق.
اما تا اینجا به نظرم برای این ویژه برنامه و این قسمت ابتدایی کافیه.
سعی میکنیم در قسمت های آتی در باب المان های دیگر این فرهنگ ایرانی هم صحبت کنیم.
آیا فرهنگ کهن ما یک گوهر درخشان و دستنخورده است یا ملغمهای از ترسها و ارزشگذاریهای تحمیلی که قدرتهای مذهبی و سیاسی به خورد جان جمعی ما دادهاند؟ وقتی از فرهنگ سخن میگوییم، از روش و منش زندگی جمعی حرف میزنیم؛ از نُرمهایی که تبدیل به ارزش میشوند و رفتارهای ما را در برابر استبداد و آزادی تعیین میکنند.
در تحلیل این اپیزود، باید به دوگانه «باور به قدرت واحد» و «انفعال جمعی» دقت کرد. نیما شهسواری به درستی اشاره میکند که ادیان، از همان دوران پیشاتاریخ و سپس در آیین زرتشت، با ترسیم خدای مقتدر در آسمان، مابهازای زمینی آن یعنی پادشاه مستبد را در ذهن ما نهادینه کردند. این لایه از فرهنگ کهن، ریشه همان سکوت و انفعالی است که در طول تاریخ، ما را در برابر حاکمان جور، به موجوداتی منتظر «دیکتاتور صالح» بدل کرده است.
نکات کلیدی این واکاوی عبارتند از:
چرا جنبشهای منتقدی مانند مزدک، با وجود پتانسیلهای رهاییبخش، نتوانستند به یک ستون پایدار در فرهنگ کهن تبدیل شوند؟ پاسخ در خفقانی است که ساختار قدرت برای حفظ بقای خود ایجاد کرده بود. ما امروز وارث همان ساختاریم؛ ساختاری که در آن نابرابری در تحصیل و زندگی، شباهت عجیبی به دوران زوال ساسانیان دارد. این مقاله دعوتی است به آگاهی؛ برای آنکه بدانیم کدام بخش از این فرهنگ را باید پاس بداریم و کدام ریشه متعفن را باید برای رسیدن به «جهان آرمانی» از تن خود جدا کنیم.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.