در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
مقاله «ایوب»، واکاویِ یکی از ژرفترین و در عین حال، تلخترین مباحثاتِ تاریخِ ادیان است. نیما شهسواری در این بخش از کتاب صوتی کیمیا، نامِ ایوب را از حصارِ «صبرِ منفعلانه» خارج کرده و او را در مقامِ شاکیِ پروندهای قرار میدهد که متهمِ آن، خدایِ قادرِ متعال است. این مقاله، شرحِ رنجی است که به نامِ آزمونِ الهی بر جانی فرود آمده و پاسخی که به جایِ عدالت، تنها منطقِ قدرت و آفرینشِ هیولاهایِ عظیم را به رخِ انسانِ دردمند میکشد.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی این مقالهی صوتی جهت مطالعه و ارجاع مستقیم به متن اثر.
در کتاب مقدس عهد عتیق یا همان تورات در بخشی از آن داستانی نقل شده به نام ایوب که اکثریت ما نیز درباره آن چیزهایی از گوشه و کنار شنیدهایم و همواره با نام ایوب، صبر و بردباری در ذهنمان تداعی شده است اما شاید برخی از ما از اصالت این داستان نقل شده از زبان خدا در تورات اطلاع کافی نداشته باشیم پس من در این مقاله قسط دارم تا شرح مختصری از این داستان بدهم و پس از آن به گفتگوی میان ایوب و خدا بپردازم که شاید سخنان خفه شده در گلوی بسیاری از انسانها باشد که جرأت بازگو کردن آن را ندارند و هماره میسوزند و میسازند تا موجبات خشم قادر متعال را فراهم نیاورند و در رنج و درد، مردگی را بسر میبرند تا شاید در سرایی دیگر به زندگی دست یابند
این سخنان رد و بدل شده میان خدا و ایوب در دلش حقایق ژرفی نهفته است و جالب این که از دهان پیامبر خدا در برابرش گفته میشود و میتوان این بار فریادها را از زبان یکی از اولیای الهی شنید
و اما شرح کوتاهی از داستان برای آشنایی بیشتر شما با این مبحث و درک بهتر این موضوع
ایوب بنده درستکار خدا بود و از دید خدا فرد مؤمن و خوبی به حساب میآمد او دارای ثروت زیادی بود و فرزندان بیشماری داشت و به تمام ملزومات دینی پایبند بود سر وقت و موعد سر حیوانات را میبرید و قربانی راهه خدا میکرد تنها سر حیواناتی که خدا امر کرده بود را میبرید و از گوشت آنان تناول میکرد و بر دیگر قوانین خدا نیز پایبند بود خدا بر او میبالید و از داشتن چنین فرزندی مغرور و راضی بود
به گفته تورات روزی شیطان به نزد خدا آمد و خدا از ایوب برای شیطان گفت و به او بالید، شیطان پاسخ داد اگر ثروت و فرزندان او را از بین بری از تو روگردان میشود و بر تو کفر میگوید پس اینچنین شد اما ایوب در نهایت صبر و بردباری پس از مرگ فرزندانش و نابودی ثروتش که همانا گاوها، گوسفندان، شترها و قوچهای اسیرشده به دست ایوب به اذن و ارادهی خدا بود بر خدا کفر نگفت و او را عبادت و پرستش کرد.
پس دوباره شیطان و خدا باهم سخن گفتند و این بار شیطان به خدا گفت که اگر سلامتی او دچار خدشه شود و در بیماری زندگی را به سر برد بر تو کفر خواهد گفت و تو را از یاد خواهد برد پس اینچنین شد ایوب بهسختی بیمار شد و بدنش پر از دملهای چرکی گشت بهقدری عاجز و ناتوان بود که همه او را به باد سخره میگرفتند و دیگر هیچ عزت و احترامی نداشت همه او را ملامت میکردند و میگفتند که او به سبب گناهانش مورد جزای پروردگار واقعشده پس از این رو بر او دشنام میدادند و لعنت بر خاندانش میفرستادند
ایوب در محفلی میان دوستانش به مباحثهای پیرامون خود و خدا پرداخت و سخنان بسیاری میان آنان ردوبدل شد، پس از این مجادلات خدا نیز به سخن آمد و پس از بحث و امر، خدا بار دیگر بر ایوب ترحم کرد و به او ثروت و فرزند بخشید، او را شفا داد و عمر طولانی بر او عطا کرد.
این شرح خلاصهای از این داستان بود اما فرای این خلاصه داستان و نکاتی که در دل آن نهفته است نکته ژرف دیگر این داستان سخنان رد و بدل گشته میان ایوب و خداست که آن را در سطرهای زیرین کلمه به کلمه از تورات نقل میکنم
مباحثه ایوب دوستانش و خدا بسیار طولانی است و بیشتر آن میان ایوب و دوستانش انجام میگردد و در پایان مباحثه آنان، خدا نیز به سخن میآید من در این مقاله از سخنان ایوب و دوستانش چشم پوشی میکنم و تنها به شرح سخنان اصلی این پیامبر که طرف مقابل خود را در مباحثه خدا میبیند و سخنان خدا در پاسخ به ایوب میپردازم که گواه بسیاری از حقایق خدا و راه خداوندی است.
ایوب چنین میگوید:
لعنت به روزی که به دنیا آمدم و شبی که در رحم مادرم قرار گرفتم یاد آن روز برای همیشه فراموش شود و خدا نیز آن را به یاد نیاورد ای کاش آن روز در ظلمت ابدی فرو رود تاریکی آن را فرا گیرد و ابر تیره بر آن سایه افکند از صفحه روزگار محو گردد و دیگر هرگز در شمار روزهای سال قرار نگیرد شبی خاموش و عاری از شادی به حساب آید آنانی که در نفرین کردن ماهرند آن را نفرین کنند آن شب ستارهای نداشته باشد و آرزوی روشنایی کند ولی هرگز روشنایی نباشد و هیچگاه سپیده صبح را نبیند، این شب را لعنت کنید که قادر به بستن رحم مادرم نشد و باعث شد من متولد شوم و دچار این بلاها شوم، چرا هنگام تولد نمردم چرا مادرم مرا روی زانوهایش گذاشت و مرا شیر داد
اگر هنگام تولد میمردم اکنون آرام و آسوده در کنار پادشاهان رهبران و بزرگان جهان که کاخهای قدیمی برای خود ساختند و قصرهای خود را با طلا پر کردند خوابیده بودم
ایکاش مرده به دنیا میآمدم و هرگز نفس نمیکشیدم و روشنایی را نمیدیدم زیرا در عالم مرگ شروران مزاحمتی به وجود نمیآورند و خستگان میآرامند در آنجا حتی زندانیان راحتاند و فریاد زندانبانان آنان را آزار نمیدهد در آنجا فقیر و غنی یکساناند و غلام از دست اربابش آزاد است
چرا باید نور زندگی به کسانی که در بدبختی و تلخکامی بسر میبرند بتابد و چرا کسانی که آرزو مردن دارند مرگشان فرا نمیرسد مثل مردمی که در پی گنج هستند به دنبال مرگ میگردند زنده بمانند، چه سعادت بزرگی است وقتی سرانجام مرگ را در آغوش میکشند چرا نور زندگی بر کسی میتابد که چارهای ندارد و خدا درهای امید را به رویش بسته است، خوراک من غصه است و آه و ناله مانند آب از وجودم جاری است چیزی که همیشه از آن میترسیدم بر سر من آمده است آرامش و راحتی ندارم و رنجهای من پایانی ندارد
اگر میتوانستید غصه من را وزن کنید آنگاه میدیدید که از شنهای ساحل نیز سنگینتر است
برای همین است که حرفهای من تند و بیپرواست،
خدا قادر متعال مرا با تیرهایش به زمین زده است، تیرهای زهرآلودش در قلب من فرو رفته است یورشهای ناگهانی خدا مرا به وحشت انداخته است، الاغ وقتی عرعر میکند که علف نداشته باشد و گاو هنگامی صدا میکند که خوراک نداشته باشد
آیا انسان غذایی را که بیمزه باشد یا سفیده تخممرغی که پخته نباشد را دوست دارد، هنگامیکه به چنین غذایی نگاه میکنم اشتهایم کور میشود و حالم به هم میخورد
ای کاش خدا آرزو مرا بر آورده سازد و مرا بکشد اگر میدانستم که او این کار را میکند با وجود تمام این دردها باز هم خوشحال بودم من هرگز با دستورات خدا مخالفت نکردهام زیرا میدانم او مقدس است من چه طور میتوانم این وضع را تحملکنم به چه امیدی به زندگی خود ادامه دهم آیا من از سنگ ساخته شدهام آیا بدنم از آهن است کاری از دستم بر نمیآید و کسی به دادم نمیرسد
زندگی انسان در زمین مثل زندگی یک برده طولانی و طاقتفرسا است مانند زندگی غلامی است که آرزو میکند زیر سایهای بیارامد و مثل زندگی کارگری است که منتظر است مزدش را بگیرد
ماهها عمر من بیثمر میگذرد شبهای من خستهکننده و طولانی است، شب که سر به بالین میگذارم میگویم ای کاش زودتر صبح شود و تا سپیدهدم از این پهلو به آن پهلو میغلتم.
بدنم پر از کرم و زخم است پوست بدنم ترک خورده و پر از چرک است روزهای زندگی من به سرعت میگذرد و با نومیدی سپری میشود و به یادآورید که عمر من دمی بیش نیست و چشمانم دیگر روزهای خوش را نخواهد دید، چشمان شما که الآن مرا میبینید دیگر مرا نخواهد دید به دنبال من خواهید گشت ولی من دیگر نخواهم بود کسانی که میمیرند مانند ابری که پراکنده و ناپدید میشود برای همیشه از دنیا میروند تا ابد از خانه و خانواده خود دور میشوند و دیگر هرگز کسی آنها را نخواهد دید پس بگذارید غم و غصهام را بیان کنم بگذارید از تلخی جانم سخن بگویم
ای خدا مگر من جانور وحشی هستم که مرا در بند گذاشتی حتی وقتی در بسترم دراز میکشم تا بخوابم و بدبختیام را فراموش کنم تو با کابوس شب مرا میترسانی برایم بهتر میبود گلویم را میفشردند و خفهام میکردند تا اینکه به چنین زندگی نکبت باری ادامه دهم از زندگی خود بیزارم در این چند روزی که از عمرم باقیمانده مرا به حال خود رها کن، انسان چه ارزشی دارد که وقت خود را صرف او نمایی، هر روز صبح از او بازجویی کنی و هر لحظه او را بیازمایی چرا حتی یک لحظه تنهایم نمیگذاری تا آب دهانم را فروبرم
ای خدایی که ناظر بر اعمال آدمیان هستی آیا گناه من به تو لطمهای زده است برای چه مرا هدف تیرهای خود قرار دادهای آیا من برا تو مانعی هستم چرا گناهم را نمیبخشی و از تقصیر من در نمیگذری من بهزودی زیر خاک خواهم رفت و تو به دنبال من خواهی گشت ولی من دیگر نخواهم بود
انسان چطور میتواند از دیدگاه خدا خوب باشد اگر بخواهد با او بحث کند نمیتواند حتی به یکی از هزاران سؤالی که میکند پاسخ دهد زیرا خداوند دانا و توانا است و کسی را یارای مقاومت با او نیست ناگهان کوهها را به حرکت درمیآورد و با خشم آنها را واژگون میسازد و پایههای زمین را میلرزاند اگر او فرمان دهد آفتاب طلوع نمیکند و ستارگان نمیدرخشند او بر دریاها حرکت میکند او به تنهایی آسمانها را گسترانیده و دب اکبر جبار ثریا و ستارگان جنوبی را آفریده است
او اعمال حیرتآوری میکند و کارهای عجیب او حد و مرزی ندارد از کنار من میگذرد و او را نمیبینم عبور مینماید و او را احساس نمیکنم هر چه را که بخواهد میبرد و هیچکس نمیتواند به او اعتراض کند و بگوید چه میکنی
خدا خشم خود را فرونمینشاند و دشمنان قدرتمند خویش را زیر پا له میکند پس من کیستم که با او مجادله کنم حتی اگر بیگناه هم بودم کلامی به زبان نمیآوردم و تنها از او تقاضای رحمت میکردم
حتی اگر او را بخواهم و او حاضر شود میدانم که به حرفهایم گوش نخواهد داد گردبادی میفرستد و مرا در هم میکوبد و بیجهت زخمهایم را زیاد میکند نمیگذارد نفس بکشم زندگی را بر من تلخ کرده است چه کسی میتواند بر خدای قادر غالب شود چه کسی میتواند خدای عادل را به دادگاه احضار کند اگر بیگناه هم باشم حرفهایم مرا محکوم خواهد کرد
هرچند بیگناه هستم ولی این برای من اهمیتی ندارد زیرا از زندگی خود بیزارم خدا گناهکار و بیگناه را از بین میبرد وقتی بلایی دامنگیر بیگناهی شده او را میکشد خدا میخندد
خدا دنیا را به دست گناهکاران سپرده است او چشمان قضاوت را کور کرده تا عدالت را بجا نیاورند اگر این کار خدا نیست پسکار کیست
میخواهم غم و غصهام را فراموش کرده شاد باشم ولی نمیتوانم زیرا میترسم مرا گرفتار رنج دیگری بکنی چون میدانم که تو ای خدا مرا بیگناه نخواهی شمرد پس اگر گناهکارم تلاشم چه فایدهای دارد حتی اگر خود را با پاکترین آبها بشویم تو مرا در گل و لجن فرو میبری تا آنجا که حتی لباسهایم نیز از من کراهت داشته باشند
تو مثل من انسان نیستی که بتوانم به تو جواب بدهم و با تو به محکمه بروم ای کاش میان ما شفیعی میبود تا ما را باهم آشتی میداد آنگاه تو از تنبیه کردن من دست میکشیدی و من از تو وحشتی نداشتم آنگاه میتوانستم بدون ترس با تو سخن بگویم ولی افسوس که چنین نیست
از زندگی سیرشدهام پس بگذارید زبان به شکایت گشوده و از تلخی جانم سخن بگویم
ای خدا مرا محکوم نکن فقط به من بگو چه کردهام که با من چنین میکنی آیا به نظر تو این درست است که به من ظلم روا داری و انسانی را که خود آفریدهای ذلیل سازی و شادی و خوشبختی را نصیب بدکاران بگردانی
آیا تو مثل ما انسانها قضاوت میکنی آیا میترسی عمرت به سر آید و نتوانی مرا مجازات کنی و یا فکر میکنی کسی میتواند مرا از چنگ تو برهاند پس چرا مرا برای گناهی که مرتکب نشدهام اینچنین تعقیب میکنی
دستهای تو بود که مرا سرشت و اکنون همان دستهاست که مرا نابود میکند به یادآور که مرا از خاک به وجود آوردی آیا به این زودی مرا به خاک بر میگردانی به پدرم قدرت بخشیدی تا مرا تولید نماید و گذاشتی در رحم مادرم رشد کنم پوست و گوشت به من دادی و استخوانها و رگ و پیام را بافتی تو بودی که به من حیات بخشیدی و محبت تو بود که مرا زنده نگاه داشت
باوجود این از ابتدا از ابتدای خلقتم همیشه فکر تو این بوده که اگر من مرتکب گناهی شدم از بخشیدنم امتناع ورزی و مرا نابود کنی
چه آدم بیچارهای هستم اگر کار خوب بکنم به حساب نمیآید ولی تا کوچکترین گناهی از من سر بزند فوری تنبیه میشوم
اگر بخواهم از زمین برخیزم مثل شیر بر من میپری و باز قدرت خود را علیه من به نمایش میگذاری پیوسته علیه من شاهد میآوری هر لحظه بر خشم خود نسبت به من میافزایی و ضربات پی در پی بر من فرود میآوری
چرا گذاشتی به دنیا بیایم ای کاش قبل از اینکه چشمی مرا میدید جان میدادم آن وقت از این زندگی نکبتبار رهایی مییافتم و از رحم مادر به گور میرفتم آیا نمیبینی که دیگر چیزی از عمرم باقی نمانده است پس دیگر تنهایم بگذار، بگذار دمی استراحت کنم بهزودی میروم و دیگر بازنمیگردم به سرزمینی میروم که سرد و تاریک است به سرزمین ظلمت و پریشانی به جایی که خود نور هم تاریکی است
و اینگونه خدا پاسخ داد:
این کیست که با حرفهای پوچ و بیمعنی حکمت مرا رد میکند حال مثل یک مرد بایست و به پرسش من پاسخ بده
وقتی زمین را بنیاد نهادم تو کجا بودی اگر میدانی به من بگو آیا میدانی اندازههای زمین چگونه تعیین شد و چه کسی آن را با شاقوا اندازه گرفت آیا میدانی وقتی میان غریو و شادی ستارگان صبح و فرشتگان اسمان زمین بنیاد نهاده میشد پایههای آن بر چه چیز قرار گرفت و سنگ زاویه آن را چه کسی کار گذاشت وقتی دریا از شکم زمین بیرون آمد چه کسی برای آن حد گذاشت این من بودم که دریا را بر ابرها پوشاندم و با تاریکی برایش قنداقه درست کردم حدود آن را تعیین نمودم و با سواحل آن را محصور کردم به دریا گفتم از اینجا جلوتر نیا و موجهای سرکش تو از این حد تجاوز نکنند
آیا در تمام عمرت هرگز به خورشید فرمان دادهای که طلوع کند آیا هرگز به روشنایی روز گفتهای که کرانههای زمین را در بر گیرد تا شرارت شب رخت بربندد آیا هرگز سپیده صبح را به رنگ قرمز درآوردهای تا روشنایی روز نمایان شده بدکاران را از ظلم و شرارت باز دارد
آیا چشمههایی را که دریاها از آن جاری میگردند کشف کردهای و یا به اعماق دریاها قدم گذاشتهای، آیا دروازههای دنیای تاریک مردگان را دیدهای آیا میدانی پهنای زمین چه قدر است اگر میدانی به من بگو
آیا میدانی روشنایی و تاریکی از کجا میآیند آیا میتوانی حدودشان را پیدا کنی و به سرچشمه آنها برسی البته تو همه این چیزها را میدانی مگر نه این است که تو هنگام خلقت دنیا وجود داشتهای
آیا تو مخزنهای برف را دیدهای آیا میدانی تگرگ در کجا ساخته و انبار میشود من آنها را برای زمان جنگ و بلا ذخیره کردهام آیا میدانی روشنایی از کجا میتابد و باد شرقی از کجا میوزد
چه کسی درهها را برای سیلابها حفر نمود و مسیر برق اسمان را تعیین کرد چه کسی باران را بر بیابانهای خشک و متروک میباراند تا زمین ویران و بایر سیراب گشته گیاهان تازه برویاند
آیا باران یا شبنم پدری دارد کیست که یخ را به وجود میآورد و شبنم را تولید میکند آب را به یخ مبدل میسازد و سطح دریاها را مانند سنگ منجمد مینماید
آیا میتوانی مجموعه ستارگان پروین را به هم ببندی یا رشته منظومه جبار را باز کنی آیا میتوانی گردش منظم فصول را اداره کنی و دب اکبر را با ستارگانش در اسمان هدایت نمایی آیا از قوانین اسمان سر در میآوری و میدانی آنها چه تأثیری بر زمین دارند آیا میتوانی بر سر ابرها فریاد بزنی تا ببارند آیا میتوانی به برق اسمان دستور دهی در مسیرش روانه شود و آیا او فرمان تو را اطاعت خواهد کرد
کیست که فهم و شعور به انسان میدهد کیست که با حکمتش ابرها را میشمارد و مشکهای آب اسمان را بر زمین خالی میکند و خاک را به صورت کلوخی گلی در میآورد
آیا میتوانی برای ماده شیر و بچههایش که در لانه خود لمیده و یا در جنگل به کمین نشستهاند خوراک تهیه کنی تا شکمشان را سیر کنند وقتی کلاغها به این سو و آنسو پرواز میکنند تا شکم گرسنه خود و جوجههایشان را که نزد خدا فریاد بر میآورند سیر کنند چه کسی برایشان خوراک تهیه میکند
آیا میدانی بز کوهی چگونه میزاید آیا وضع حمل آهو را به چشم خود دیدهای آیا میدانی چند ماه طول میکشد تا بچههای خود را زاییده از بارداری فارغ شوند بچههای آنها در صحرا رشد میکنند سپس والدین خود را ترک نموده دیگر نزدشان بر نمیگردند
گورخرها را چه کسی وحشی بار میآورد من بیابانها و شورهزارها را مسکن آنها ساختهام از سر و صدای شهر بیزارند و کسی نمیتواند آنها را رام کند دامنه کوهها چراگاه آنهاست و در آنجا هر سبزهای پیدا کنند میخورند
آیا گاو وحشی راضی میشود به تو خدمت کند آیا او کنار آخور تو میایستد آیا میتوانی گاو وحشی را با طناب ببندی تا زمینت را شخم بزند آیا صرفاً به خاطر قوت زیادش میتوانی به او اعتماد کنی و کار خودت را به او بسپاری آیا میتوانی او را بفرستی تا محصولت را بیاورد و در خرمنگاه جمع کند
شترمرغ با غرور بالهایش را تکان میدهد ولی نمیتواند مانند لکلک پرواز کند شترمرغ تخمهای خود را روی زمین میگذارد تا خاک آنها را گرم کند او فراموش میکند که ممکن است کسی بر آنها پا بگذارد و آنها را له کند و یا حیوانات وحشی آنها را از بین ببرند او نسبت به جوجههایش چنان بیتوجه است که گویی مال خودش نیست و اگر بمیرند اعتنایی نمیکند زیرا من او را از فهم و شعور محروم کردم ولی هر وقت بالهایش را باز میکند تا بدود هیچ اسب و سواری به پایش نمیرسد
آیا قوت اسب را تو به او دادهای یا تو گردنش را با یال پوشاندهای آیا تو به توانایی بخشیدهای تا چون ملخ خیز بردارد و با شیههاش ترس ایجاد کند ببین چگونه سم خود را بر زمین میکوبد و از قدرت خویش لذت میبرد هنگامیکه به جنگ میرود نمیهراسد تیغ شمشیر و رگبار تیر و برق نیزه او را به عقب برنمیگرداند وحشیانه سم بر زمین میکوبد و بهمجرد نواخته شدن شیپور حمله به میدان کارزار یورش میبرد با شنیدن صدای شیپور شیهه بر میآورد و بوی جنگ را از فاصله دور استشمام میکند از غوغای جنگ و فرمان سرداران به وجد میآید
آیا تو به شاهین یاد دادهای که چگونه بپرد و بالهایش را بهسوی جنوب پهن کند آیا به فرمان توست که عقاب بر فراز قلهها به پرواز در میآید تا در آنجا آشیانه خود را بسازد ببین چگونه روی صخرهها آشیانه میسازد و بر قلههای بلند زندگی میکند و از آن فاصله دور شکار خود را زیر نظر میگیرد ببین چگونه دور اجساد کشته شده را میگیرند و جوجههایشان خون آنها را میخورند
آیا هنوز هم میخواهی با من که خدای قادر مطلق هستم مباحثه کنی تو که از من انتقاد میکنی آیا میتوانی جوابم را بدهی
ایوب به خداوند چنین پاسخ داد من کوچکتر از آنم که بتوانم به تو جواب دهم دست بر دهانم مهر میگذارم و دیگر سخن نمیگویم
آنگاه خداوند از میان گردباد بار دیگر به ایوب چنین گفت
اکنون مثل مرد بایست و به سؤال من جواب بده آیا مرا به بیعدالتی متهم میسازی و مرا محکوم میکنی تا ثابت کنی که حق با توست آیا تو مثل من توانا هستی آیا صدای تو میتواند مانند رعد من طنین اندازد اگر چنین است پس خود را به غر و شکوه ملبس ساز و با جلال و عظمت به پا خیز به متکبران نگاه کن و با خشم خود آنها را به زیر انداز با یک نگاه متکبران را ذلیل کن و بدکاران را در جایی که ایستادهاند پایمال نما آنها را باهم در خاک دفن کن و ایشان را در دنیای مردگان به بند بکش اگر بتوانی این کارها را بکنی آنگاه من قبول میکنم که با قوت خود میتوانی نجات یابی
نگاهی به بهیموت بینداز من او را آفریدهام همانطور که تو را آفریدهام او مثل گاو علف میخورد کمر پر قدرت و عضلات شکمش را ملاحظه کن دمش مانند درخت سرو راست است رگ و پی رانش محکم به هم بافته شده است استخوانهایش مانند تکههای مفرغ و دندههایش چون میلههای آهن محکم میباشد عجیبترین مخلوق من است و تنها من میتوانم او را از پای در آورم کوهها بهترین علوفه خود را به او میدهند و حیوانات وحشی در کنار او بازی میکنند
زیر درختان کنار نیزارها دراز میکشد و سایه آنها را میپوشانند و درختان بید کنار رودخانه او را احاطه میکنند طغیان رودخانهها او را مضطرب نمیسازد و حتی اگر امواج جوشان رود اردن بر سرش بریزد ترس به خود راه نمیدهد هیچکس نمیتواند قلاب به بینی او بزند و او را به دام بیندازد
آیا میتوانی تمساح را با قلاب صید کنی یا به دور زبانش کمند بیندازی آیا میتوانی از بینی او طناب رد کنی یا چانهاش را با نیزه سوراخ نمایی آیا از تو خواهش خواهد کرد که دست از سرش برداری آیا میپذیرد که تا آخر عمر او را برده خودسازی آیا میتوانی با او مثل یک پرنده بازی کنی یا به او افسار زده او را به کنیزانت هدیه دهی آیا ماهیگیران میتوانند آن را تکه تکه کرده به تاجران بفروشند آیا تیر به پوست او فرو میرود یا نیزه ماهیگیری سر او را سوراخ میکند اگر به او دست بزنی چنان آشوبی به پا میکند که دیگر هرگز هوس نکنی که به او نزدیک شوی
هر که بخواهد او را بگیرد از دیدنش به لرزه میافتد و تلاشش نافرجام میماند هیچکس جرأت ندارد او را تحریک کند یا در مقابلش بایستد در تمام دنیا کسی نیست که با او درگیر شود و جان سالم بدر برد
از عظمت و قدرت اعضای بدن او دیگر چه گویم کیست که بتواند پوست او را بشکافد یا کیست که جرأت کند به دندانهای ترسناک او نزدیک شود و یا دهان او را باز کند پشت او از فلسهایی که محکم به هم چسبیدهاند پوشیده شده است به طوری که هیچ چیز قادر نیست آنها را از هم جدا کند و حتی هوا نیز نمیتواند به داخل آنها نفوذ نماید وقتی عطسه میکند بخاران در پرتو نور خورشید میدرخشد چشمانش مانند طلوع خورشید درخشان است از دهانش آتش زبانه میکشد دودی که از سوراخهای بینیاش خارج میشود مانند بخاری است که از دیگ جوشان برمیخیزد نفس او هیزم را به آتش میکشد شعلههای سوزان از دهانش میجهد قدرت حیرتآوری در گردن او نهفته است و هر که او را ببیند به وحشت میافتد لایههای گوشت بدنش سفت و محکم به هم چسبیده است دلش مثل سنگ زیرین آسیاب سخت است وقتی برمیخیزد زورمندان هراسان میشوند و از ترس بیهوش میگردند شمشیر نیزه تیر یا زوبین بر او کارگر نیست آهن برایش مثل کاه است و مفرغ مانند چوب پوسیده تیرهای کمان نمیتوانند او را فراری دهند سنگهای فلاخن برای او مانند کاه است او به تیرهایی که به طرفش پرتاب میشود میخندد پوست شکمش مانند تکههای سفال تیز است و مانند چنگال خرمنکوب روی زمین شیار به وجود میآورد با حرکات خود اعماق دریا را مانند یک ظرف جوشان به غلیان میآورد و دریا را مثل دیگ عطاران به هم میزند خط درخشانی به دنبال خود بر جای میگذارد بطوریکه دریا از کف سفید پوشیده میشود در روی زمین هیچ موجودی مانند او بیباک نیست او سلطان حیوانات وحشی است و هیچ جانوری به پای او نمیرسد.
و این است مباحثه میان آدمی و خدا
به طول هزاران سال در میان حنجرههایی که خواست بگوید هر بار به تلنگری خموش ماند و هیچ نگفت
که این خداست
در مقاله ایوب، نیما شهسواری به بازخوانیِ دقیقِ متنِ عهد عتیق میپردازد تا تناقضاتِ اخلاقیِ رابطه میانِ خالق و مخلوق را عیان کند. او داستان را از نقطهی آغازینش، یعنی شرطبندیِ خدا و شیطان، تحلیل میکند؛ جایی که جان، ثروت و فرزندانِ یک انسانِ درستکار، تنها برای اثباتِ یک ادعا به نابودی کشیده میشوند. شهسواری میپرسد: آیا خدایی که ناظر بر اعمال است، برای اثباتِ بزرگیاش محتاجِ زجر دادنِ محبوبترین بندگانش است؟
بخشِ اصلی مقاله به نقلِ قولهایِ بیپردهی ایوب اختصاص دارد. ایوبی که دیگر صبور نیست، بلکه معترض است. او روز تولدش را لعنت میکند و آرزویِ مرگی را دارد که در آن «غلام از دستِ اربابش آزاد است». شهسواری نشان میدهد که فریادهای ایوب، در واقع صدایِ خفهشدهی تمامِ بشریت در طول تاریخ است که از بیعدالتی و رنجِ بیدلیل به تنگ آمدهاند. ایوب به صراحت میگوید که خدا «بیگناه و گناهکار را با هم از بین میبرد» و بر بلایِ دامنگیرِ بیگناهان میخندد.
اوجِ تحلیلِ شهسواری در مواجهه با پاسخِ خداوند نهفته است. او اشاره میکند که وقتی ایوب از عدالت میپرسد، خدا با غرور از «بنیادِ زمین»، «مخزنهایِ برف» و قدرتِ هیولاهایی چون «بهیموت» و «تمساح» سخن میگوید. این پاسخِ خدا، نه یک پاسخِ اخلاقی، بلکه نمایشِ قدرت برای ساکت کردنِ معترض است. از دیدگاهِ شهسواری، این گفتگو ثابت میکند که در طریقتِ ادیان، انسانِ کوچک در برابرِ خدایِ جبار هیچ حقی برای پرسشگری ندارد و تنها راهِ بقا، «مهرِ سکوت بر دهان زدن» است؛ حقیقتی که هزاران سال در حنجرهها مدفون مانده بود.
برای شنیدنِ این مباحثهی تاریخی و
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.