Logo true - Copy

جهان آرمانی

وب‌سایت رسمی نیما شهسواری

جهان آرمانی

وب‌سایت رسمی نیما شهسواری

سر به خاک

راهی برای دریافت، تماشا و شنیدن اثر صوتی سر به خاک، شعری از نیما شهسواری
به اشتراک‌گذاری لینک دانلود مستقیم این فایل صوتی در شبکه‌های اجتماعی:
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در tumblr
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email

مشخصات اثر

عنوان : سر به خاک

کتاب : رسوخ

نویسنده : نیما شهسواری

زمان : 17:00

موسیقی :

نامشخص

با صدای : نیما شهسواری

متن اثر

در میان جنگلی سرسبز و خرم که در نزدیکی دهکده‌ای وجود داشت پرنده‌ای زیبا زندگی می‌کرد،

پرنده‌ای که هر روز به آسمان این جنگل پر می‌کشید و در این هوای آزاد و رها به این سو و آن سو می‌رفت و از قلب جنگل عبور می‌کرد و بالا بالاتر می‌رفت و در آسمان اوج می‌گرفت، زندگیِ جانداران را رصد می‌کرد و جهان زیر پایش بود.

او با دیدن حیواناتی که آزادانه در فضای این جنگل جست و خیز می‌کردند جان تازه‌ای می‌گرفت، بهترین احساس را زمانی داشت که در هوای آزاد به پرواز بود و این حس آزادی را با هیچ در دنیا عوض نمی‌کرد،

بعدها بچه‌دار شد، جوجه‌هایش یکی‌یکی سر از تخم بر‌آوردند و به چشمانش چشم ‌دوختند، وقتی به آن‌ها نگاه می‌کرد معنی زندگی‌اش را در نگاه‌های دنباله‌دار آنان می‌جست و می‌فهمید که رسالتش در این دنیا جان بخشیدن به آن‌ها است.

وقتی می‌دید آن‌ها دهان باز می‌کنند و در انتظار او می‌نشینند، می‌فهمید وجودش گره به زندگی آن‌ها دارد و باید برای رشد و نمو آن‌ها تلاش‌ها کند، به میان جنگل برود و حال نه برای خود که برای زندگیِ آن‌ها نیز تلاش کند، غوطی مهیا دارد و با این طعام به داد دل آن‌ها برسد و دهان بازمانده‌ی آنان را از طعام پر کند و به آن‌ها زندگی ببخشد

از این رو هر روز چندبار به میان جنگل می‌رفت و طعام بر دهان حتی زمانی که خویشتن گرسنه بود غذا را به بالین کودکانش می‌رساند،

آرام طعام را در دهانش می‌جوید و با عشق غذا را در دهان بازمانده‌شان می‌گذاشت و آرام خوردن و بلیعدن آن‌ها را به نظاره می‌نشست،

وجودش مالامال از احساس بود، از این جهان پر می‌کشید و سراسر این دنیا را در وجود آن کودکان می‌جست،

نوکش را به تنشان می‌زد و از میان پرهایشان هر زشتی را پاک می‌کرد و گام برداشتنشان را ساعت‌ها به نظاره می‌نشست، در دلش بلوایی به پا بود، دیدن آن‌ها، پرکشیدن و راه رفتن‌هایشان بوی عشق می‌داد و هیچ در دنیا جز بودن و داشتن آن‌ها نداشت و می‌خواست رهایی و زندگیِ آنان را به نظاره بنشیند،

بارها انسان‌ها را به جنگل و در میان دیگر جانداران دیده بود، آن‌ها را هم نوعی از حیوانات می‌دید،

حیوان درنده‌ای که جانداران را شکار می‌کند و به سمتشان نمی‌دود، آن‌ها را نمی‌درد لیکن وحشیانه تفنگ به رویشان می‌کشد و بی‌آنکه آن‌ها بدانند و هشداری بشنوند می‌کشد و جنازه‌هایشان را با خود به قلمرواش می‌برد و در میان زشتی‌ها جان‌ها می‌درد و می‌خورد.

هر روز وقتی در آسمان این جنگل پرواز می‌کرد صحنه‌هایی از این دست می‌دید و حواسش متوجه آنان بود،

در میان کودکانش یکی متفاوت از دیگران بود، حتی شبیه به خودش هم نشده بود،

پرهایش رنگ‌های زیادی در خود داشت، زیر نوکش سپید بود و در پیشانی خطی به موازات تا روی پرها به رنگ مشکی امتداد داشت، چشمانش را گویی سرمه کشیده بودند، اطراف چشمانش مشکی بود و آن‌قدر زیبا بود که هر بیننده‌ای او را می‌دید دوست داشت زمانی را برای دیدن او صرف کند و مادری که تمام تلاشش را می‌کرد تا کودکان از آب و گل در بیایند و راه و رسم زندگی در این جنگل را به آنان فرا دهد

تمام روز را در پی جستن طعامی برای جوجه‌هایش صرف می‌کرد و بعد از سیراب کردن آن‌ها درس زندگی و پرواز به آن‌ها فرا می‌داد، یک به یک در کنارش می‌ایستادند، او کمی پیش‌تر از روی شاخه‌ها می‌پرید و پرواز می‌کرد، کودکان از او درس پریدن می‌گرفتند سعی می‌کردند در پی این تلاش‌ها درست پرواز کردن را بیاموزند و یک به یک پریدن را فهمیده و آزادانه مثال مادر پرواز می‌کردند، اما کودک زیبایش پرواز کردن را نمی‌آموخت،

هر چه او تلاش می‌کرد نمی‌توانست به درستی پر بزند، مادر دورخیز می‌کرد و به آرامی راه پریدن را به او نشان می‌داد و سرآخر از شاخه‌ای در آسمان پر می‌کشید

وقتی کودک زیبایش تلاش می‌کرد یا به نوک شاخه تصمیمش تغییر می‌کرد و نمی‌پرید و یا پر می‌زد و نمی‌توانست که اوج گیرد و با کمک مادر دوباره روی شاخه‌ها می‌نشست، از این رو دیگر کودکان بزرگ شدند، پرواز کردن آموختند و از پیش مادر رفتند تا زندگی کنند، اما پرنده‌ی زیبا کنار مادر ماند و مادری که ناراحت بود چرا پرواز نیاموخته و تا این حد از پریدن می‌ترسد، اما به دل شادمان بود که در کنارش مانده و با او است.

تمام وجودش از عشق فرزند و فرزند از عشق مادر مالامال بود روزها از کنار هم می‌گذشتند، با هم جان می‌گرفتند به هم جان می‌دادند، از بودنشان و از ماندنشان شاد و سرمست به هم عشق ارزانی می‌دادند و به این و سو آن سوی جنگل می‌رفتند

با گام‌های ننگین انسان به درون جنگل آن روز شوم به زندگی آنان گره خورد، مادر لب شاخه‌ای نشسته بود و باز هم مشق می‌کرد پریدن را برای فرزندش، او هم آرام نشسته به حرکات مادر نگاه می‌کرد، انسانی به این خلوتگاه پای گذاشته و با تفنگی سرپر لاشه‌ی حیوانات را به زمین می‌اندازد و پیش می‌رود

سر شاخه‌ی یکی از این درختان آن دو را دید و حواسش معطوف دو پرنده مثال صدها پرنده‌ای که تا به حال کشته بود شد، از میان دوربین تفنگش نگاهی به پرنده‌ها کرد و در کسری از ثانیه نگاهش به کودک زیبا افتاد، به بال‌هایش نگاه کرد، به ترکیب رنگ محصور کننده‌اش، به چشمانی که دور تا دور مشکی بود و حیران می‌کرد،

بعد با کمی محاسبه بین این دو به واسطه‌ی بزرگ‌تر و پروار بودن پرنده‌ی مادر را انتخاب کرد و گلوله از میان تفنگ بیرون رفت، مسیر را طی کرد و پیش به سوی مادر راه برد

پرنده‌ی کوچک چشم در چشمان مادر دوخته تلاش‌هایش را برای زندگی دادن به خود می‌دید و شکارچی که در گذشت تمام این سالیان شلیک‌هایش به هیچ یک از این حیوانات فکر نکرد و هیچ از دنیایشان ندید، هر روز بی‌تفاوت‌تر شلیک می‌کرد و لاشه‌ها را نقش زمین می‌کرد و کمی دورترها در آسمان هم کسی این دردها را نشنید و ندید و یا اگر دید آن‌قدر درد به جهان زده بود که این‌ها در برابرش چیزی نبود و وا مصیبتا که کودک دید

گلوله سینه‌ی مادر را شکافت به زمین افتاد، کودک این جان کندن را به چشم دید و بر جایش خشک مانده بود و به فاصله‌ای کوتاه تکان نخورد، پلک نزد، نفس هم نکشید فقط جان کند و افتادن مادر را دید که به طول تمام عمر می‌خواست او زنده بماند و زندگی کند، پرواز کند و آزاد باشد،

پرنده‌ی کوچک خود را در میان این جنگل تنها دید، هیچ در اطرافش نیست، او است که تنها جنگلی عظیم را در پیش دارد و مادری که از دوردست‌ها فریاد می‌زند پرواز کن، مادرم پرواز کن و به آسمان برو، زنده باش و زندگی کن

پرنده‌ی کوچک پرید، در آسمان پر کشید و به آسمان رفت، رفت تا شاید با کسی در دورترها از میان آدمیان صحبت کند، رفت تا خودش را از هفت آسمان هم بیشتر و بالاتر ببرد و داد و شکایتش را به صاحب اینان و به گوش آنان برساند، پرواز می‌کرد و پیش می‌رفت و بالا و بالاتر رفت، لیک کسی نه صدای او که صدای هیچ از او ها را نشنید.

مرد آرام جنازه‌ی پرنده‌ها را در خورجین سپرد و به راهش پیش رفت، هر بار تفنگ بالا کرد و یکی را به هلاکت رساند و هر بار که می‌کشت به میهمانیِ شب و سفره‌ی رنگینش فکر می‌کرد،

گلوله پیش می‌رفت، بچه‌های آن‌ها را می‌دید، درد هم می‌کشید، شاید اشک هم ریخته بود، لیک او پیش می‌رفت و قلب‌ها را می‌درید و جنازه به جنازه‌ها می‌افزود و هیچ در توان نداشت و شکارچی به راهش ادامه می‌داد در تمام مسیر دوشادوش و در کنارش پرنده‌ی زیبا و کوچکی پرواز می‌کرد

این کشتن‌ها را دید، مرگ این پرندگان که هر کدام به طول عمر داستان‌ها داشتند و زندگی کردند و زندگی را دوست داشتند، عاشق شدند و بچه آوردند و همه‌شان با گلوله‌ای نقش بر زمین شدند

سینه‌هایشان شکافته شد و هیچ‌کس از داستان و رازشان نگفت و شکارچی فقط کشت و پیش رفت و سرآخر به قلمرواش رسید

دستور داد تا خادمان پیش روند و سر از تن‌های بی‌جان پرندگان ببرند و پرهایشان را بکنند و در گودالی نزدیک به خانه دفن کنند و این جان‌های دریده شده را به سیخ بکشند، تمام روزهای ریز و درشتشان، روزهای بودن و ماندنشان، تمام فرزندان و مادران و پدران را آتش زنند و سرخ کردند تا جماعتی که در پستوی خانه منتظر است آرام در میان شوخی و خنده گوشت تن‌ها را بدرد و بخورد

لیک پرنده‌ی کوچک آن‌ها را دید و به چشمانشان نگاه کرد و به وجودشان مادر را شناخت و نگاه‌های هر کدام را با نگاه مادرش گره زد، هربار به یاد خودش می‌افتاد و به یاد مادرش که چگونه طعام به دهان می‌جوید و به دهانش می‌گذاشت و هر بار آن تصویر را دوره می‌کرد،

چگونه درس پریدن به او می‌داد و آرام پروازش را به نظاره می‌نشست، هیچ ناراحت نشد از این پریدن‌ها و ناکامی‌های فرزندش و هر بار باز هم با عشق درس زندگی به او داد، هربار هر پرنده را مادرش می‌انگاشت و مرگش را مرگ مادر می‌دید، هربار افتادن سینه شکافته شدن را تصویر همان دورترها و مادر خویش پنداشت و هربار ترس تمام وجودش را فرا گرفت

این مهمانی با گوشت و تن و عشق و جان پرندگان خوش‌رنگ شد و جماعتی که با ولع از گوشت و جان‌ها می‌خوردند و شکارچی که به هر سو می‌رفت پرنده‌ی زیبا را می‌دید، سرآغاز صبح وقتی از خواب بیدار شد و چشمانش را مالید، پشت پنجره‌ی اتاقش پرنده‌ی کوچک و زیبا را دید که چشم به چشمانش دوخته، اول خیال کرد که خواب است، اما نزدیک شد و باز نزدیک‌تر، او را شناخت برایش خیلی تعجب برانگیز بود، اما این پایان کار این تعجب‌ها نبود

هر جا که نگاه می‌کرد باز هم پرنده‌ی زیبا آنجا بود، در میان مزارعش، پشت هر کدام از پنجره‌های امارتش همیشه و همیشه او را می‌دید و مثل سایه‌ای در کنارش بود، حتی کار از اینجا هم پیش‌تر رفت، روزی که داشت به فرزندش در خانه غذا می‌داد، وقتی آرام غذا میان دهان او می‌گذاشت و از خوردنش جان تازه‌ای می‌گرفت، در میان همان آشپزخانه و کمی دورتر دید که پرنده‌ی زیبا چشم به آن دو دوخته و آن‌ها را نظاره می‌کند

پرنده‌ی زیبا همه جا بود، در خانه و در مزرعه، در اتاق و پشت پرده‌ها، هر کجا و هر کجا که می‌رفت این سایه را می‌دید و نمی‌توانست خاطرش را از او پاک کند، اما روزی دیگر او را ندید، دیگر پشت پنجره نمی‌آمد، از این غیبت او سراسیمه شد، به اتاق‌ها سرکشید، خانه را گشت، دیوانه شده بود

وقتی همه‌چیز آرام بود از در خانه بیرون آمد و پیپش را به دهان گذاشت و آتش زد و آرام‌آرام در محیط حیاط قدم زد و به نزدیک گودالی رسید، همان گودالی که سر پرندگان را در آن دفن کرده بودند و نگاهش به پرهای رنگارنگی افتاد که تنها بخشی از آن از خاک بیرون مانده بود.

پیپ از دهانش افتاد، نزدیک شد و دید، پرنده‌ی زیبای کوچک مرده و با تمام توان سر بی‌جانش را میان همان خاکی دفن کرده که مادر و هزاران مادر در آن دفن شده‌اند.

پخش صوتی

پخش تصویری

پخش از اسپاتیفای

پخش از یوتیوب

کتاب‌های صوتی نیما شهسواری در شبکه‌های اجتماعی

از طرق زیر می‌توانید فرای وب‌سایت جهان آرمانی در شبکه‌های اجتماعی به آثار صوتی نیما شهسواری دسترسی داشته باشید

برخی از آثار

برای دسترسی به همه‌ی عناوین، صفحه کتب صوتی و یا منوی مربوطه را دنبال کنید...

توضیحات پیرامون درج نظرات

پیش از ارسال نظرات خود در وب‌سایت رسمی جهان آرمانی این توضیحات را مطالعه کنید.

برای درج نظرات خود در وب‌سایت رسمی جهان آرمانی باید قانون آزادی را در نظر داشته و از نشر اکاذیب، توهین تمسخر، تحقیر دیگران، افترا و دیگر مواردی از این دست جدا اجتناب کنید.

نظرات شما پیش از نشر در وب‌سایت جهان آرمانی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در صورت نداشتن مغایرت با قانون آزادی منتشر خواهد شد.

اطلاعات شما از قبیل آدرس ایمیل برای عموم نمایش داده نخواهد شد و درج این اطلاعات تنها بستری را فراهم می‌کند تا ما بتوانیم با شما در ارتباط باشیم.

برای درج نظرات خود دقت داشته باشید تا متون با حروف فارسی نگاشته شود زیرا در غیر این صورت از نشر آن‌ها معذوریم.

از تبلیغات و انتشار لینک، نام کاربری در شبکه‌های اجتماعی و دیگر عناوین خودداری کنید.

برای نظر خود عنوان مناسبی برگزینید تا دیگران بتوانند در این راستا شما را همراهی و نظرات خود را با توجه به موضوع مورد بحث شما بیان کنند.

توصیه ما به شما پیش از ارسال نظر خود مطالعه قوانین و شرایط وب‌سایت رسمی جهان آرمانی است برای مطالعه از لینک‌های زیر اقدام نمایید.

بخش نظرات

می‌توانید نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق فرم زبر با ما و دیگران در میان بگذارید.
0 0 آرا
امتیازدهی
اشتراک
اطلاع از
guest
نام خود را وارد کنید، این گزینه در متن پیام شما نمایش داده خواهد شد.
ایمیل خود را وارد کنید، این گزینه برای ارتباط ما با شما است و برای عموم نمایش داده نخواهد شد.
عناون مناسبی برای نظر خود انتخاب کنید تا دیگران در بحث شما شرکت کنند، این بخش در متن پیام شما درج خواهد شد.
0 دیدگاه
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات

برخی از داستان‌های صوتی

برای دسترسی به همه‌ی عناوین صفحه را دنبال کنید...

دسترسی به دیگر آثار

می‌توانید از طریق فرم زیر به اثر بعدی و قبلی دسترسی داشته باشید.

Idealistic World

The Official Website Of Nima Shahsavari

راهنما

راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این صفحه دارای لینک‌های بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.

در پیش روی شما چند گزینه به چشم می‌خورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان می‌دهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخش‌ها دسترسی داشته باشید،

شما می‌توانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینک‌های مختلف دریافت کنید.

بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.

فرای این بخش‌ها شما می‌توانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرم‌ها بشنوید و یا تماشا کنید.

بخش نظرات و گزارش خرابی لینک‌ها از دیگر عناوین این بخش است که می‌توانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال می‌توانید در بهبود هر چه بهتر وب‌سایت در کنار ما باشید.

شما می‌توانید آدرس لینک‌های معیوب وب‌سایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسان‌تر عمومی وب‌سایت تلاش کنیم.

در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسش‌های بیشتر می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید.

ارسال گزارش خرابی

توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید

تا ما با شناخت مشکل در برطرف‌ کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.

در صورت تمایل می‌توانید آدرس ایمیل خود را درج کنید

تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.

آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!

این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد

فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:

https://idealistic-world.com/poetry

در متن پیام می‌توانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وب‌سایت به ما ارائه دهید.

با کمک شما می‌توانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیح‌تر سایت گام برداریم.

با تشکر ازهمراهی شما

وب‌سایت رسمی جهان آرمانی

راهنما

راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود مستقیم فایل‌ها از سرورهای وب‌سایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در  این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد. 

شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما می‌توانید به این متن دسترسی داشته باشید

در صورت مشاهده‌ی هر اشکال در وب‌سایت از قبیل ( خرابی لینک‎‌های دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه می‌توانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در tumblr
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در stumbleupon
اشتراک گذاری در reddit
اشتراک گذاری در vk
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در delicious
اشتراک گذاری در digg
اشتراک گذاری در mix
اشتراک گذاری در pocket
اشتراک گذاری در xing

راهنما پروفایل

راهنمایی‌های لازم برای ویرایش پروفایل و حساب کاربری شما
زندگی‌نامه

در این بخش می‌توانید توضیح کوتاهی درباره‌ی خود مطرح کنید، در نظر داشته باشید که این بخش را همه‌ی بازدیدکنندگان خواهند دید، حتی میهمانان، در صورت دیدن لیست اعضا و در مقالات و نگاشته‌های شما

کشور و سن شما

کشور انتخابی محل سکونت شما تنها به مدیران نمایش داده خواهد شد و انتخاب آن اختیاری است

تاریخ تولد شما به صورت سن قابل رویت برای عموم است و انتخاب آن بستگی به میل شما دارد

باورهای من

گزینه‌های در پیش رو بخشی از باورهای شما را با عموم در میان می‌گذارد و این بخش قابل رویت عمومی است، در نظر داشته باشید که همیشه قادر به تغییر و حذف این انتخاب هستید با اشاره‌ی ضربدر این انتخاب حذف خواهد شد

راه‌های ارتباطی

در این بخش می‌توانید آدرس شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت خود را با مخاطبان خود در میان بگذارید برخی از این آدرس‌ها با لوگو پلتفرم و برخی در پروفایل شما برای عموم به نمایش گذاشته خواهد شد

حساب کاربری

در این بخش می‌توانید نام و نام خانوادگی، آدرس ایمیل و همچنین رمز عبور خود را ویرایش کنید همچنین می‌توانید اطلاعات خود را از نمایش عمومی حذف کنید و به صورت ناشناس در وی‌سایت جهان آرمانی فعالیت داشته باشید

راهنما ثبت‌نام

راهنمایی‌های لازم برای ثبت‌نام در وب‌سایت جهان آرمانی
نام کاربری

نام کاربری شما باید متشکل از حروف لاتین باشد، بدون فاصله، در عین حال این نام باید منحصر به فرد انتخاب شود

نام و نام خانوادگی

نام و نام خانوادگی شما باید متشکل از حروف فارسی باشد، بدون استفاده از اعداد 

در نظر داشته باشید که این نام در نگاشته‌های شما و در فهرست اعضا، برای کاربران قابل رویت است

ایمیل آدرس

آدرس ایمیل وارد شده از سوی شما برای مخاطبان قابل رویت است و یکی از راه‌های ارتباطی شما با آنان را خواهد ساخت، سعی کنید از ایمیلی کاری و در دسترس استفاده کنید

رمز عبور

رمز عبور انتخابی شما باید متشکل از حروف بزرگ، کوچک، اعداد و کارکترهای ویژه باشد، این کار برای امنیت شما در نظر گرفته شده است، در عین حال در آینده می‌توانید این رمز را تغییر دهید

قوانین

پیش از ثبت‌نام در وب‌سایت جهان آرمانی قوانین، شرایط و ضوابط ما را مطالعه کنید

با استفاده از منو روبرو می‌توانید به بخش‌های مختلف حساب خود دسترسی داشته باشید

  • دسترسی به پروفایل شخصی
  • ارسال پست
  • تنظیمات حساب
  • عضویت در خبرنامه
  • تماشای لیست اعضا
  • بازیابی رمز عبور
  • خروج از حساب

عضویت در خبر نامه وب‌سایت جهان آرمانی

ما را در دنبال کنید

ارتباط

پلتفرم‌های به آثار صوتی

در دسترس نبودن لینک

در حال حاضر این لینک در دسترس نیست

بزودی این فایل‌ها بارگذاری و لینک‌ها در دسترس قرار خواهد گرفت

در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید

تأیید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت ارسال شد

ایمیلی از سوی وب‌سایت جهان آرمانی در راستای تأیید ارسال گزارش دریافت خواهید کرد

در صورت نیاز به تماس و درج صحیح اطلاعات، با شما تماس گرفته خواهد شد.

تأیید ارسال پیام

پیام شما با موفقیت ارسال شد

ایمیلی از سوی وب‌سایت جهان آرمانی در راستای تأیید ارسال پیام دریافت خواهید کرد

در صورت نیاز به تماس و درج صحیح اطلاعات، با شما تماس گرفته خواهد شد.