خب دوستان مبحث مبحث فحش و دشنام هست.‏
‏ این فحش و دشنامی که ما در همه جای دنیا باهاش روبه رو هستیم و در ایران ما هم بیشتر و بیشتر میداندار شده.‏
‏ منظور از مطرح کردن این قسمت مشخص از برنامه ای به نام جان پیرامون خود مبحث فحش و دشنام و بد دهنی و این مسائل ‏نیست.‏
‏ بیشتر میخوایم در باب این دشنام های جنسی صحبت کنیم که حالا فارغ از چیزی که ما تحت عنوان توهین و اهانت و فحش ‏و دشنام میشناسیم که در همه جای دنیا هم اتفاق می افته.‏
‏ اما چرا این میدانداری در اختیار این دشنام های جنسی است و حالا چه تبعاتی میتواند داشته باشد؟
‏ این دشنام های جنسی و دشنام جنسی که میگویم در همه جای دنیا تقریبا وجود دارد و بیشتر مردم دنیا از آن استفاده میکنند ‏برای تحقیر طرف مقابل و به نوعی یک پیش درآمدی است برای حالا درگیری های فیزیکی.‏
‏ اما در ایران قاعده از این هم بالاتر رفته.‏
‏ حالا شما میبینید که این دشنام های جنسی مبدل به یک بخش عمده ای از فرهنگ اجتماعی مردم شده.‏
‏ یعنی در روابط عامه مردم در خیابان و کوچه شما شاهد این دشنام های جنسی هستید که خیلی افسار گسیخته دارد به پیش ‏میرود.‏
‏ شاید اگر چندین سال پیش را با الان مثلا مقایسه کنید میبینید که در آن دوره خیلی کمتر از این فحش ها استفاده میشد.‏
‏ حتی مردم در شوخی هاشان، در روابط بین شان، روابط دوستانه شان هم از همین الفاظ استفاده میکنند می‌کنند و فارغ از این ‏می‌بینید که مثلا در سپهر سیاسی هم از همین دشنام ها استفاده می‌شود و دشنام های جنسی مبدل به شعارهای سیاسی می‌شود یا ‏در مثلا عرصه هنر.‏
‏ شما می‌بینید که مثلا در موسیقی در یک سبک خاصی از موسیقی هم به کرات از این دشنام های جنسی استفاده می‌کنند و این ‏نقطه ای است که حالا ما را به تفکر وامی‌دارد که چرا این دشنام های جنسی مبدل به یک المان مستحکم در فرهنگ اجتماعی ‏مردم ایران شده و حالا قرار است در این قسمت ما در باب تبعاتش صحبت کنیم.‏
‏ در باب دلیل شکل گیری اش صحبت کنیم و اصولا ببینیم تا چه اندازه این دشنام های جنسی می‌تواند مخرب باشد و حالا باید ‏چه کرد در برابر این دشنام های جنسی.‏
‏ خب قاعدتا در صحنه جهانی هم تصویر تقریبا به همین شکل است.‏
‏ یعنی ما همه جای دنیا با فحش و دشنام رو به رو هستیم.‏
‏ یک نوع ابزاری است برای مقابله با فرد روبه رو برای تحقیر کردن و توهین کردن به او.‏
‏ به نوعی یک پیش درآمدی برای قبل از درگیری فیزیکی.‏
‏ اما چرا تا این حد رنگ و بوی جنسی به خودش می گیرد و در جهان هم رنگ و بوی جنسی به خودش گرفته؟
‏ یعنی شما دشنام بقیه کشور ها را هم که نگاه بکنید می بینید که باز هم تتمه هایی از همین نگاه های جنسی آلوده را در خود ‏دارد.‏
‏ اما در فرهنگ ایرانی حالا دیگه خیلی پا رو فراتر گذاشته.‏
‏ حالا می بینید که به نوعی غرق در این الفاظ جنسی هست و تمامی توهین ها رو منحصرا در همین دایره مباحث جنسی خلاصه ‏می کنه و اصولا بزرگترین ابزار برای تحقیر طرف مقابل همین مباحث جنسی است و در جهان هم تقریبا به همین شکل.‏
‏ اما گفتم موضوع غلظتی است که در ایران بیشتر لمس میشه.‏
‏ یعنی کار دیگه فقط و فقط خلاصه به همون درگیری های ابتدایی انسانی در زندگی روزمره و روتین شون نیست.‏
‏ حالا حتی میاد و مثلا وارد چرخه سیاسی میشه و حالا اگر قرار باشه مردمی شعار سیاسی بدن و حرکت سیاسی انجام بدن، حالا ‏این حرکت سیاسی و شعار سیاسی خودشون رو هم گره میزنند با همین دشنام های جنسی.‏
‏ خوب نقطه ی اصلی گره خوردن این دشنام ها و مسائل جنسی در چیست؟
‏ چرا برای مردم تحقیر و توهین به فرد روبرو گره میخوره با همین دشنام های جنسی؟
‏ یعنی اگر دو مردی با همدیگه وارد یک چالشی میشن و میخوان یک بحثی بکنن و در نهایت به یک درگیری این بحث و ‏مشاجره شون ختم میشه، سعی میکنن از مسائل جنسی استفاده بکنن.‏
‏ خب میبینید این الفاظ و این فحش ها به دو دسته تقسیم میشه مبنای ابتداییش قاعدتا کاملا جنسی است یعنی کاملا از همین ‏موضوعات جنسی برای تحقیر استفاده می کند.‏
‏ اما با دو شکل مختلف گاها سعی می کند با این دشنام های جنسی طرف مقابلشان را تحقیر کند.‏
‏ اگر دو مرد با هم دست به گریبان می شوند حالا سعی می کنند از القاب زنانه به هم نسبت بدهند و به این گونه همدیگر را ‏تحقیر کنند.‏
‏ مباحث جنسی را میدان دار می کنند تا به این شکل طرف مقابلشان را تحقیر کنند و این تحقیر کردن هم خلاصه به جنسیت آن ‏هاست.‏
‏ یعنی طرف مقابل مرد هست و نسبت به زن رفتارهای جنسی زنانه را به او نسبت می دهد.‏
‏ از یک سوی دیگر هم این تحقیر به این شکل صورت می گیرد که حالا سعی می کنند خانواده او و نزدیکان او را با این الفاظ ‏جنسی تحقیر کنند و به نوعی وجودیت آن فرد را تحت الشعاع قرار دهند.‏
‏ خب نقطه ابتدا ما را به این سمت می کشونه که نگاه نگاه به زن.‏
‏ یک نگاه تحقیر آمیز.‏
‏ در این فرهنگی که برای مردم ایران و به ویژه مردم ایران ما وقتی توی این قسمت مشخص داریم در باب دشنام جنسی صحبت ‏می کنیم، قاعدتا در باب همه جهان صحبت می کنیم.‏
‏ اما چون درگیری ما با مردم ایران هست و زندگی ما در همین ایران داره شکل میگیره خب قاعدتا نوک پیکان ما نسبت به مردم ‏ایران هست اما می تونه مابه ازا در جهان هم داشته باشه و تقریبا همه و همه دارن از یک فرمول مشخص استفاده میکنن تا این ‏شکل از شکل بد و زشت از دشنام ها تصویر بشه.‏
‏ خب قاعدتا اون نقطه ابتدایی که ما را وارد این بحث میکنه همون نگاه تحقیرآمیزی است که به زن میشه.‏
‏ خب یک نگاه بالا به پائین در دل مردان به وجود میاد که مردان رو به عنوان جنس برتر و بالاتر و عظیم تر و بزرگتر و اشرف ‏مخلوقات و عناوینی از این دست قرار میده.‏
‏ حالا یا جنس کهتر و کمتری هم وجود داره که تحت عنوان زن هست و پست هست و خب قاعدتا با این نگاه آلوده ای که ‏مثلا در فرهنگ ایرانی به واسطه نگاه اسلامی هم شکل گرفته و قدرتمند شده، سعی میکنه با همین عنوان مشخص حالا مردان ‏همدیگه رو تحقیر کنن.‏
‏ یعنی یه مردی رو اگر شما لقب زنانه بهش بدید او رو تحقیر کردید از نگاه جمعی مردم.‏
‏ حال این که تا چه اندازه در امروز ایران این عنوان مشخص، جاری و ساری است میشه درباره اش بحث کرد.‏
‏ شاید جماعتی باشند که حالا یک نگاه تازه ای دارند در راستای برابری زن و مرد.‏
‏ اما شما گاها روبه رو میشید که همین جماعت هم دارن از همین دشنام ها استفاده میکنن چرا که مبدل به یک ارزش اجتماعی ‏جمعی شده و اصولا تبدیل به یک اشتباه مصطلحی شده که حالا تکرارش میکنن.‏
‏ حالا با گفتن این واژه مشخص میتونن اون عمق معنایی رو که میخوان منتقل کنن رو منتقل کنن.‏
‏ یعنی شاید شما با یکی از این افرادی که داره این دشنام ها رو میده روبه رو بشید، باهاش صحبت کنید و حتی در دلش، حتی در ‏باورش، حتی در گفت‌وگویش اذعان کنه که زن و مرد برابر هستند و زنان قابل تحقیر نیستند اما باز همین شخص هم در مواجهه ‏باز از این دشنام جنسی استفاده میکنه که در راستای تحقیر زنان هست.‏
‏ یعنی یک مرد رو شما وقتی نسبت زنانه بهش میدید در اون نگاه ابتدایی تون اعتقاد دارید که زن موجودی پست هست و مرد ‏موجودی برتر.‏
‏ حالا این مرد برتر رو شما نسبت میدید به زنی که جنس ضعیف رو داره، زنی که جنس پایین تر رو داره و با همین تفکر ‏تحقیرش کردید، توهین کردید و اهانت بهش کردید و به نوعی سیراب شدید.‏
‏ پس این نقطه ابتدایی در مبحث دشنام های جنسی همین نگاه تحقیرآمیز به زن هست که حالا اگر بخواید وارد بشید در فرهنگ ‏بی همتای فرهنگ ایران مبحث اصلی و قدرت اصلی که این فرهنگ داره میگیره از همون نگاه های اسلامی ریشه داری ست ‏که در تعالیم ما مدام در حال تکرار هست.‏
‏ یعنی شما به نگاه سنتی و پیشین ایرانیان نگاه بکنید که بعد از قدرتگیری اسلام همه چیز رو در اختیار میگیره و تمام تعالیم رو ‏در اختیار میگیره و اگر به 100 سال پیشتر هم رجوع کنید میبینید که تمام قدرت تعلیم و تربیت در اختیار همین ملا ها و آخوند ‏هایی بوده که قدرت رو در اختیار داشتند و مردم رو تعلیم و تربیت دادن و حالا اگر در جهان امروزی هم بخواید نگاه کنید ‏میبینید که چگونه سیستم آموزش و پرورش رو در اختیار گرفتن و تمامی اون عناوین آلوده و اون افکار پوسیده ای که دارند رو ‏با مردم در میان میزارن.‏
‏ پس اون ریشه ی ابتدایی ریشه ریشه اسلامیست که وقتی به ریشه ی اسلامی رجوع میکنید میبینید که چگونه از پیامبر اسلام تا ‏آیات قرآنی تا ائمه مثلا همتای علی ابن ابی طالب امام اول شیعیان به صراحت در باب این پست بودن زنان صحبت میکنه.‏
‏ یعنی مثلا شما روبرو میشید که حالا علی میاد و میگه بله این زنان هستند که نیمه مردان در دین و عقل و زندگی و همه چیز ‏ارزشی ندارن.‏
‏ یا مثلا وقتی روبرو میشید با قوانین دینی حالا میبینید که چگونه زنان رو نیمه مردان به حساب میاره، شهادتشون رو، ارث ‏بردنشون رو، حقوق ابتدایی شون رو در همه زمینه ها.‏
‏ پس این اون نقطه بیسیک و ابتدایی ست که به واسطه اون زن رو اصولا تحقیر کرده.‏
‏ زن رو جنس دست چندم قرار داده.‏
‏ پس قاعدتا یک مرد میاد و با استفاده از همین عنوان مرد در برابر خودش رو تحقیر میکنه و او رو همتای زنان میدونه.‏
‏ اما فارق از این، یک نگاه دیگری هم در دلش وجود داره.‏
‏ اون هم فلسفه ای ست تحت عنوان غیرت و ناموس پرستی و این عناوینی که ما میشناسیم که در دل اسلام به شدت قدرتمند ‏بوده و همواره با همین نگاه ناموس پرستانه و نگاه های اسلامی هم به پیش رفت.‏
‏ یعنی همه اتفاقاتی که تحت عنوان قتل های ناموسی می افتد و حالا سعی می کند مرد را یک صاحب در نظر بگیرد و زن را ‏ملکی از او.‏
‏ و حالا هر کسی که دست درازی به این ملک مسلم مردان بکند به حقوق او تجاوز کرده.‏
‏ پس یک نگاه دومی هم وجود دارد.‏
‏ فارغ از آن نگاه تحقیرآمیز به زنان، نگاه اسبابی و ابزاری به زنان هست و در کنار آن نگاه صاحب مسلکانه ای که به مرد دارد و ‏مرد را یک صاحب و فرمانروا و خدای بر زمین می داند و حالا این زنان را هم ملک این ها تصویر می کند.‏
‏ همان نگاهی که ما تحت عنوان ناموس پرستی می شناسیم، حالا مرد باغیرت و غیوری هست که از این ملک و املاک خودش ‏دفاع می کند.‏
‏ حالا وقتی یک مواجهه ای بین مردان و زنان اتفاق می افتد، یک مواجهه ای بین دو مرد در یک دعوا و درگیری اتفاق می افته.‏
‏ حالا سعی میکنه به اون ناموسه و به نوعی دست درازی بکنه و نشون بده که تو از ناموس خودت نمیتونی دفاع کنی.‏
‏ که شما مواجه میشید با یک.‏
‏ سیل طویلی از این دشنام های جنسی که در همین راستا هست در راستایی است که اون مرد رو بی غیرت تصویر بکنه.‏
‏ خیلی از این دشنام های جنسی در همین راستاست که مرد بی غیرت تصویر بشه و به نوعی صاحب بودن او لکه دار بشه.‏
‏ صاحبی هستی که نتونستی از اموال خودت دفاع کنی.‏
‏ نتونستی به نوعی نجابت و پاکی اونها رو حفظ کنی.‏
‏ پس یک بخش دیگه ای هم به واسطه همین نگاه صاحب مسلکانه ای است که به مردان میشه و این جنسی که تحت عنوان ‏جنسیت زن تصویر شده رو به نوعی ملک این مردان تصویر میکنه.‏
‏ اما فارغ از این شما مواجه میشید با یک نگاهی که پیرامون خود رابطه جنسی است.‏
‏ یعنی حالا شما مواجه میشید یک نگاهی که در این فرهنگ جا افتاده که رابطه جنسی رو یک رابطه کثیف و شیطانی و حیوانی ‏و غیر قابل فهم داره تصویر میکنه مدام داره بهش تکیه میکنه.‏
‏ بله این رابطه، رابطه زیبایی نیست و خوب نیست و رابطه ای دور از روابط الهیست و اصولا وقتی نزدیک به مفاهیم اسلامی ‏میشید میبینید که چگونه مثلا برای عشق و محبت و مودتی که میان زن و مرد هست ارزشی قائل نیست.‏
‏ اگر چهار تا شاعر بودند که در دوران گذشته شعرهایی گفتند و پیرامون این عشق صحبت کردن، بلافاصله سعی میکنن این ‏عشق رو به یک عشق آسمانی تعبیر کنند و از اون بعد زمینی خودش دور کنند.‏
‏ چرا که این عشق در نهایت قرار هست که به یک رابطه جنسی ختم بشه و حالا این نگاهی که رابطه جنسی رو آلوده و پست و ‏زشت و کریه میدونه سعی میکنه یک مابه ازای داشته باشه که بگه نه.‏
‏ ما اگر در باب عشق صحبت میکنیم، پیرامون عشق به خدا و عشق به پیامبر و عشق به ائمه داریم تصویر می‌کنیم نه آن عشق ‏زمینی که همه می‌شناسند و بخشی از ذات و وجودیت همه انسان‌ها و همه جانداران هست.‏
‏ پس یک نگاه پر تناقضی که من در ویژه برنامه آلت پرستان هم پیرامون آن صحبت کردم که یک نگاه اسلامی است که از ‏یک سو معتاد به این روابط جنسی است، قوانین بی حد و حصری پیرامون این روابط جنسی دارد برای خودش تعریف می‌کند.‏
‏ یعنی شما وقتی به شیعه وارد می‌شوید به این نگاه شیعی مرد را صاحب بر زنان می‌داند.‏
‏ حالا این صاحبی که قرار است چهار زن را در اختیار بگیرد، بی‌شمار صیغه برای خودش داشته باشد.‏
‏ به زنانی که به عنوان کنیز این‌ها را به اسارت گرفته تجاوز بکند و این تجاوز هم از طرف خدا و پیغمبر و این دین سراسر ‏ظلمت تعبیر بشود به کار درست و کار قانونی و کار الهی و هیچ جرمی هم برایش تصور نشود.‏
‏ اما از سوی دیگری این نگاه، نگاهی است که نکوهیده می شه.‏
‏ تعبیر به زشتی میشه.‏
‏ اصولا قرار است که در خلوت هر کاری که دوست دارند رو انجام بده.‏
‏ حتی شما روبرو میشید دیگه با این نگاه لجام گسیخته ای که پیرامون مسائل جنسی وجود داره حتی به تعهدی که ما تحت ‏عنوان ازدواج میشناسیم هم پایبند نیست.‏
‏ مروج این خیانت است.‏
‏ یعنی شما از یک سو روبرو میشید با مردی که قرار هست چهار زن رو داشته باشه و زنان صیغه ای و کنیز رو در اختیار بگیره و ‏اصولا این خیانت مبدل به یک رفتار قانونی بشه.‏
‏ از سوی دیگر حتی با احادیثی روبرو میشید که حالا دارن صحبت از این میکنن که شما اگر یک زنی رو دیدید که خواستید او ‏رو صیغه بکنید و باهاش رابطه جنسی برقرار کنید یا حتی جویا نشید که اگر همسری داره یا نداره یا اگر خودش اذعان کرد که ‏من همسری ندارم شما میتونید این رابطه رو داشته باشید.‏
‏ پس یعنی شما مواجه میشید با یک تصویر لخت و عور از روابط جنسی افسار گسیخته و در عین حال حالا قرار هست که ظاهر ‏سازی بکنیم.‏
‏ حالا قرار هست که یک ظاهر متفاوتی تصویر بکنیم.‏
‏ خوب قاعدتا نمی خوام بیشتر از این وارد این تناقضات و پارادوکس هایی که در دل نگاه اسلامی وجود داره و فرهنگی که ‏ساخته بشویم.‏
‏ اما منظور کلی در این راستاست که اصولا نگاه اسلامی یک نگاه تحقیرآمیز هست چه نسبت به زن، چه نسبت جنسیت زن و ‏چه اینکه این زن رو تا این حد کوتاه و پست و بی ارزش خطاب می کنه.‏
‏ فارغ از این خطاب کردن او رو ملک مرد می دونه و در نهایت این رابطه جنسی رو یک رابطه برد و باخت تصویر می کنه که ‏قاعدتا برنده مرد هست و بازنده زن هست و این اون تعبیر و تفسیری که مدام داره تکرار میشه.‏
‏ حال قرار هست با تکیه به همین برد و باخت در مواجهه دعوا هایی که بین مردم هم شکل میگیره از همین رویه و از همین ‏فرمول استفاده بکنند.‏
‏ یک رابطه جنسی ای که تعبیر و تعریف شده در راستای این که شما برنده هستید به عنوان جنس نرینه در برابر ماده.‏
‏ حالا شما برنده این دعوا هم خواهید بود.‏
‏ با همین تحقیر ها، با همین توهین هایی که پیرامون مسائل جنسی به میان می آید.‏
‏ پس ما مواجه هستیم با یک فرهنگی که از سه سو از سه رویه مختلف دارد.‏
‏ این نگاه آلوده و این دشنام های جنسی را به میدان می آورد و این هم قاعدتا مبدل به فرهنگ عامه ی مردم شده و در همه جا ‏داره ازش استفاده میشه.‏
‏ از یک سو شما مواجه هستید با این تحقیر کردن زنان و کوچک شمردن زنان که خب قاعدتا به سادگی میشه این رو درک ‏کرد.‏
‏ در یک جامعه ای مثل ایران که فرهنگ غالب خودش رو برگرفته از همین نگاه های اسلامی و شیعی گرفته، خب می بینید که ‏چگونه زنان تحقیر میشن، از نظر حقوقی چگونه هیچ حق و حقوقی ندارن.‏
‏ در رابطه با ازدواج، در رابطه با فرزندآوری، در رابطه با حضانت فرزندان، در ارتباط با دیه، در ارتباط با ارث، در ارتباط با ‏شهادت.‏
‏ و تمام عناوینی که ما می‌شناسیم چگونه زنان جنس دوم شناخته می‌شوند و تحقیر می‌شوند؟
‏ خب این یکی از آن المان‌هایی است که حالا دشنام جنسی را می‌تواند خیلی ساده به میدان بیاورد که شما یک جنس پست‌تر و ‏کهتری دارید.‏
‏ همتای همان اتفاقی که در راستای دشنام هایی که پیرامون حیوانات می‌دهند همین شکلی است.‏
‏ یعنی انسانی که خود را برتر و باارزش‌تر و بزرگتر از حیوانات می‌داند و این اشرف مخلوقاتی که جهان هستی دهان باز کرده و ‏این انسان خارق العاده وارد این دنیا شده، حالا همه موجودات را از خودش پست‌تر می‌داند.‏
‏ حالا وقتی می‌خواد دشنام بده و کسی رو تحقیر بکند، بلافاصله از حیوانات استفاده می‌کند.‏
‏ یک موجود پست و بی ارزشی است که شما همتای این هستید.‏
‏ حیوان هستید، بی ارزش هستید، همتای همین و مترادف با همین.‏
‏ در باب مباحث زنان هم همین شکلی‌ست که حالا این زن پست تر و کوچکتر از خود می داند، برای تاخیر هم از همین واژگان ‏استفاده می کند.‏
‏ پس نقطه ابتدایی که کاملا مشخص است.‏
‏ رویه دوم واسطه ای است که ما می شناسیم که حالا مردان صاحب ناموس هستند باید دارای غیرت نسبت به این ملک ‏خودشان باشند.‏
‏ اصولا تصویرگری که در اسلام می شود یک تصویری است که زن یک شیء است، یک ملک است.‏
‏ یک موضوع بی ارزشی است که شما می توانید صاحب و مالکش شوید.‏
‏ همتای دقیقا همان حیوانات.‏
‏ یعنی شما در دل اسلام روبه رو می شوید.‏
‏ با یک فرهنگی که در قرآن هم به آن اشاره می شود که ما حیوانات را خلق کردیم تا شما از این ها استفاده ببرید.‏
‏ وقتی داستان به زنان هم می رسد همین معنا را دارد.‏
‏ آدمی است که به وجود می آید و برای اینکه تنها نباشد یک زنی هم برایش به وجود می آید.‏
‏ یعنی هر دو ملک او هستند.‏
‏ حالا با توجه به ملکی که تعریف می شود، حالا باید آن فردی که صاحب این ملکیت شده غیرتمند باشه و بتونه او رو حفظ ‏کنه.‏
‏ حالا این مرد غیور چگونه میشه بهش توهین کرد؟
‏ خیلی ساده با این که شما ناموس و ملک او رو صاحب شدید و یک بخش عمده ای از این دشنام ها هم به همین سمت و سو ‏بر میگرده.‏
‏ فارغ از این شما مواجه میشید با این کراهتی که اینها نسبت به مسائل جنسی دارن.‏
‏ حالا مسائل جنسی تا چه اندازه آلوده و کثیف و با کراهت و عناوینی از این دست است.‏
‏ حالا وقتی نگاه تا این حد آلوده به سمت مسائل جنسی معطوف شده، خیلی ساده هم از همین مسائل جنسی برای تخریب و ‏توهین به دیگران استفاده میشه.‏
‏ حالا یک موضوع خیلی پستی است و در دل اون هم زنان بازنده این ماجرا هستند.‏
‏ یعنی فرهنگ عامه ای که در ایران به وجود اومده به واسطه نگاه اسلامی یک مبحث برد و باخت رو داره برای شما تصویر ‏میکنه دیگه.‏
‏ همون چیزی که میشه خیلی ساده در مثال های زندگی روزمره هم با آن روبه رو شد.‏
‏ یعنی شما وقتی به یک خانواده ای رجوع می کنید می بینید که مثلا پدر و مادر خانواده برایشان مهم نیست پسرشان با چند ‏دختر رابطه داشته باشد، چند تا دوست دختر داشته باشه، باهاشون رابطه جنسی داشته باشه، موضوعات مهمی براشون نیست اما ‏وقتی به مبحث دختر می رسند قضیه متفاوت است.‏
‏ حالا اگر دختر این رابطه رو داشته باشه آبرو و شرافت این هاست که لکه دار میشه.‏
‏ چرا که اصولا تعبیر و تفسیر در باب برد و باخت شده در مسئله رابطه جنسی نه یک رابطه برابری که هر دو سمت سود میبرند ‏نه یک رابطه ای که هر دو سمت از دل آن به لذت میرسند.‏
‏ این یک رابطه ای است که یک پیروز داره به عنوان مرد و یک مغلوب داره به عنوان زن.‏
‏ حالا خیلی ساده است با توجه به این نگاهی که مبدل به فرهنگ شده، اگر قرار به دشنام باشد، مردمی باشند که خود را پیروز ‏تصویر کنند.‏
‏ یعنی اصولا تمام جنگ هایی که در این مشاجرات اتفاق می افتد و در نهایت به دشنام می رسد و یا حتی به درگیری های ‏فیزیکی می رسد برای برتری ست دیگه.‏
‏ یعنی ما کار دیگه ای نمی کنیم.‏
‏ دو نفر با هم دعوا می کنند که برتری هم را به هم ثابت کنند پس سعی می کنند از همین المان ها برای تخریب و تحقیر ‏دیگران استفاده کنند.‏
‏ یک رابطه ای تعریف شده که زنان در دلش بازنده هستند.‏
‏ پس حالا این فرد سعی می کند بازنده را طرف مقابل تصویر کند به این صورت که او یک دشنام جنسی به خود بدهد و ‏شخصیت او را همتای زنان بکند.‏
‏ رابطه جنسی را مثلا بخواهد با او تصویر کند که من این رابطه را با تو برقرار می کنم و تو بازنده هستی و یا اینکه بخواهد ‏اعضای خانواده او را در این رابطه تصویر کند و بگوید بله من این کارها رو می تونم با خانواده تو بکنم که عزیزان تو هستند و ‏تو صاحب بر آن ها هستی و من دارم به ملک تو تجاوز می کنم و تو کاری هم نمی تونی بکنی.‏
‏ و در نهایت یک تصویری از بی غیرتی آن فرد و حالا بتواند پیروز این میدان باشد.‏
‏ اما ما با توجه به این تفاسیری که داریم مطرح می‌کنیم حالا باید یک نگاه واقع گرایانه ای نسبت به دنیا داشته باشیم.‏
‏ یعنی باز همان مبحث پر تکرار واقعیت و حقیقت.‏
‏ حقیقتی که یک عده ای برای ما تصویر کردند با این افکار پوسیده هزاران ساله که می آید و یک همچین خزعبلاتی را برای ‏ما تصویر می‌کند که رابطه جنسی را تا این حد پست و ذلیل و حقیر می داند.‏
‏ یک رابطه یک سمتی می داند که یک پیروزی در این میدان دارد.‏
‏ حالا برای شما تعبیر می کند که بله زنانی هستند که بی ارزش و پست هستند، شما مالک بر آنها هستید و در این رابطه هم ‏پیروزمند می شوید.‏
‏ اما واقعیت دنیا به شما چی میگه؟
‏ واقعیت دنیا در همه ادوار تاریخ داره به شما میگه که یکی از احساسات فوق العاده بشری که زندگی رو برای انسان زیبا می کنه ‏و دنیا رو متفاوت می کنه همین عشق هست.‏
‏ عشقی که در نهایت به مسائل جنسی ختم خواهد شد.‏
‏ یعنی عشق متفاوتی که ما تحت عنوان عشق به جنس مخالف می شناسیم در نهایت قرار است به این رابطه جنسی ختم شود.‏
‏ رابطه جنسی ای که در دل خودش در واقعیت دنیا پیروز و بازنده ای ندارد.‏
‏ هر دو سمت است که دارند از هم لذت می برند.‏
‏ حتی وقتی به واقعیت علمی نزدیک می شوید می بینید که زنان حتی از مردان بیشترین لذت رو می برن.‏
‏ پس چه جوری میشه این تعبیر به یک مبحث برد و باخت بشه؟
‏ فارغ از اون؟
‏ انسان و تمام موجودات و اصولا این دنیا و واقعیت این دنیا برای ادامه دار بودن خلاصه در تولیدمثل شده.‏
‏ یعنی اگر موجودات زنده قرار باشه که رابطه جنسی نداشته باشن و تولید مثل نکنن، قرار است دنیا و زندگی به پایان برسه و ‏هیچ کدوم از این ارزش هایی که مدام داره تکرار میشه در طول هزاران سال و این حماقت رو مدام دارن گسترش میدن.‏
‏ معنایی پیدا نخواهد کرد.‏
‏ یعنی شما با حذف کردن این رابطه جنسیتی که اصولا موجود زنده ای در دنیا ندارید که بخواهید ادامه بدید.‏
‏ پس قاعدتا داره به شما این رو جهان نشون میده.‏
‏ وقتی شما نزدیک به مباحث طبیعی می شوید می بینید که چگونه طبیعت در راستای این تولیدمثل و این چرخه حیات و این ‏راز بقا داره تلاش می کنه.‏
‏ یعنی همون مباحثی که همه می دونن در یک رابطه جنسی حتی صدها هزار اسپرم میره و وارد میشه تا بتونه باروری رو به وجود ‏بیاره.‏
‏ پس شما مواجه هستید با یک واقعیت جهانی که داره در راستای همین مسائل جنسی صحبت می کنه که این مسائل جنسی ‏عمده ترین موضوع بقای تمام موجودات هست.‏
‏ چگونه میشه این رابطه رو پست پنداشت؟
‏ فارغ از اون مبحث عشق.‏
‏ عشقی که ما تحت عنوان زیباترین احساسات میان انسان ها می دونیم و در نهایت قرار هست به همین روابط جنسی ختم بشه.‏
‏ رابطه جنسی ای که با یک نگاه درست بهش.‏
‏ حالا می توانید به این نتیجه برسید که قرار هست دو انسان یکی بشن.‏
‏ قرار است دو موجود همتا و همسوی با هم بشن.‏
‏ حالا مبدل به یک موجود بشن و در نهایت به یک موجود تازه از دل این عشق و مودت و دوستی برسن و قرار هست که این ‏وجود خود رو ادامه بدن در وجود کس دیگه.‏
‏ حالا چگونه ممکن هست که این ها تعبیر به زشتی بشه؟
‏ با توجه به تصاویری که واقعیت دنیا برای ما می سازه، خیلی ساده است که به این معنای مشخص برسیم که زن و مرد قاعدتا ‏باید برابر باشند.‏
‏ باید در حقوق برابر باشند.‏
‏ باید زندگی برابری بکنند.‏
‏ نه تنها زنان و مردان و انسان ها که همه موجودات زنده که اصولا حق زیستن و حق حیات دارند اصولا جهان باید به سمت و ‏سویی باشد که بتواند همه موجودات آزادانه و رها و در برابری زندگیشان را به پیش ببرد.‏
‏ این واقعیتی است که ما در دنیا می شناسیم.‏
‏ یعنی وقتی ما مدام در باب این آزادی و برابری صحبت می کنیم، موضوع خیلی موضوع ساده ای است.‏
‏ شما اگر میل به زندگی آزاد داشته باشید که قاعدتا تمام موجودات زنده این میل را در خود دارند، به صورت ذاتی و اصولا ‏مساوی است با وجودیت آنها.‏
‏ اگر قرار باشد که هر خط و مشی قرار بدن در این داستان برای آزادی خودشان آزادی دیگران را سلب کنند و این چرخه در ‏نهایت کسی را آزاد نخواهد داشت و یا این آزادی به قیمت اسارت دیگران تعبیر خواهد شد.‏
‏ اگر شما باورمند به این برابری نباشید، آخر سر در روزی در این چرخه پر ظلم خودتان هم به برابری نخواهید رسید و تنها راه ‏رسیدن به این آزادی و برابری قاعدتا.‏
‏ باور به آزادی و برابری برای همگان هست.‏
‏ همگانی که جان دارند و جان شان هم باارزش ترین ارزش ها در وجود خودشان هست و شما می بینید که چگونه این ها تعبیر و ‏تفسیر به اشتباه شده و در طول هزاران سال به واسطه تکرار مدام خودش، مردم را به این اشتباهات بزرگ و فاحش رسانده که ‏حالا خیلی ساده از این دشنام های جنسی استفاده می کنند.‏
‏ شما مواجه می شوید با این دشنام های جنسی که در آن هسته مرکزی اش زن ستیزی را دارد فریاد می زند.‏
‏ از میان بردن برابری را فریاد می زند.‏
‏ نابود کردن آزادی را دارد فریاد می زند.‏
‏ اما خیلی خیلی برای آدم جای تعجب دارد که چگونه مبدل به فریاد جماعتی می شود که حالا خودشان را مبلغ این آزادی و ‏برابری می دانند.‏
‏ حالا به خودشون حق میدن تا از این الفاظ استفاده کنن.‏
‏ الفاظی که معنا گر همین نابرابری ها هست.‏
‏ همین از میان بردن آزادی ها هست.‏
‏ اما استفاده میکنن و مثلا دشنام جنسی میدن.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید مثلا با اتفاقاتی که در ایران افتاد.‏
‏ مردمی که در برابر یک حکومت ظالم ایستادگی کردن برای رسیدن به آزادی و برابری.‏
‏ و حالا از همین دشنام های جنسی برای تحقیر مثلا جمهوری اسلامی و افرادی که زیر دست جمهوری اسلامی هستند بهره ‏بردن.‏
‏ خب این قاعدتا به واسطه اون فقر فرهنگی است که فرهنگ ضدیت رو پدید آورد.‏
‏ من در باب این فرهنگ ضدیت صحبت کردم.‏
‏ اینقدر خفقان و فشار بر روی مردم زیاد هست که هیچ راهی ندارن به جز یک فرهنگ ضدیت و ساختن فرهنگ ضدیت.‏
‏ تمامی ارزش ها رو از میان بردن هر ارزش و هر معنایی را که تعریف کند به عنوان مثال جمهوری اسلامی در برابرش بایستد.‏
‏ حالا قرار است که مقابله به مثل بکند.‏
‏ قرار است هر کاری که آنها می‌کنند با دیده و روحیه انتقام جواب بدهند و این از میان بردن ارزش است.‏
‏ این باورمندی به ضد ارزش ها هست.‏
‏ این فقدان ایمان و ارزش ساختن هست.‏
‏ در صورتی که با یک نگاه ساده به این مباحث میشه به این نتیجه رسید که این دشنام های جنسی در راستای تحقیر زنان هست ‏در راستای آزار رساندن به زنان هست.‏
‏ زن ستیزی هست.‏
‏ فارغ از آن در راستای کراهت پنداشتن مسائل جنسی است.‏
‏ مسائل جنسی که در خود ریشه های ریشه اصلی عشق را در خودش پرورانده، فارغ از آن عامل اصلی برای حیات و زندگی ‏است.‏
‏ برای ادامه دادن این دنیا هست.‏
‏ چگونه می شود ما نگاهی داشته باشیم نسبت به کراهت به این موضوع؟
‏ و خیلی ساده میبینید کسانی که فریاد زن در راستای آزادی و برابری هستند به واسطه این فرهنگ ضدیتی که شکل گرفته به ‏واسطه سرکوب، خفقان، زشتی های بی حد و حصری که مثلا جمهوری اسلامی یا هر حکومت ظالمی همتای جمهوری اسلامی ‏شکل داده.‏
‏ حالا یک فرهنگ ضدیتی به وجود اومده که داره دست و پا میزنه برای انتقام گیری.‏
‏ حالا داره دست و پا میزنه تا تمامی عناوین و ارزش ها رو برعکس جلوه بده.‏
‏ دیگه براش ارزشی اصلا باقی نمی مونه.‏
‏ اصلا قرار نیست به چیزی ایمان داشته باشه.‏
‏ قرار هست ریشه ی هر نوع ایمان و ارزشی رو از میان بردارد.‏
‏ اما واقعیت دنیا به ما میگه که ما برای زندگی بهتر نیازمند داشتن ارزش هستیم.‏
‏ نهایت آزادی باورمند به قانون هست.‏
‏ اصولا چیزی ما فرای قانون نمیتونیم به آزادی تعبیر کنیم چرا که بی قانون اگر قرار باشد آزادی میداندار بشود، قاعدتا قدرت ‏است که میداندار میشود نه آزادی.‏
‏ من بارها این مثال را زدم جمهوری اسلامی و تمام نوچه هایی که دارد و کسانی که در دل جمهوری اسلامی به جمهوری اسلامی ‏باورمند هستند، آزادترین مردمان در جهان هستند.‏
‏ از این ها ما آزاد تر نداریم.‏
‏ اما این آزادی را به قیمت اسارت هشتاد و پنج میلیون مردم دارن بدست میارن.‏
‏ یعنی ما قرار هست دوباره یک چرخه پر ظلمی را تکرار بکنیم و در نهایت خودمان به یک آزادی ای برسیم در قبال اسارت ‏دیگران.‏
‏ یا قرار هست بالاخره این چرخه مسموم و بیمار را از میان برداریم؟
‏ این را ببریم و تموم بشه این چرخه پر تکراری که مدام یک جماعتی رو به آزادی میرسونه در قبال اسارت دیگر.‏
‏ قاعدتا در باب این مساله خیلی میشه صحبت کرد.‏
‏ در آینده باز هم شاید از نگاه های دیگری به این مباحث اشاره ای کردیم.‏
‏ اما در اینجا به نظرم به اندازه کافی در بابش صحبت کردیم و حالا می تونیم به یک برآیندی نسبت به این مسائل داشته باشیم.‏
‏ در انتها هم من دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره می تونید ‏آثار من رو با دیگران به اشتراک بزارید.‏
‏ منظور از آثار هم خلاصه برنامه به نام جان و ویژه برنامه هایی به نام جان نمیشه.‏
‏ من قبل از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم آرا، افکار، عقاید و باور خودم رو تحت عناوین کتاب هایی ‏به رشته تحریر درآوردم.‏
‏ تمامی این عناوین کتاب ها در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدا شنیده بشه و این راه تغییر شکل ‏بگیره اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏