در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
این نبردی است میان جان و جهانِ جانیان. در قسمت شانزدهم پادکست به نام جان، ما به قلبِ تپنده و ملتهبِ یک پرسش بنیادین نفوذ میکنیم: آیا برای ویرانیِ بنای ظلم، ناگزیر از ویرانیِ جانها هستیم؟ چرخه خشونت، آن تلهی تاریخی است که مستبدان برای به مسلخ کشیدنِ شجاعتِ ملتها گستردهاند. این محتوا، مانیفستی است علیه همسانسازیِ «یاغیگری» با «خونریزی». ما از انقلابی سخن میگوییم که پیش از خیابان، در جانِ تکتکِ آحاد ملت رخ میدهد؛ دگرگونیِ عمیقی که در آن، ارزشهای کهنه فرومیریزند تا برابری و آزادی، نه از مسیر کینه، که از معبرِ آگاهی و کثرتِ خللناپذیرِ انسانی طلوع کند. اینجا سخن از بخشش نیست، سخن از هوشمندیِ تاریخی برای از کار انداختنِ ماشینِ سرکوبی است که با خونِ بیشتر، تشنهتر میشود.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت خاص میخوایم در باب ارتباط خشونت و انقلابی بودن صحبت بکنیم.
یه قسمت مجزایی داشتیم که در باب خشونت و دفاع صحبت کردیم.
اما توی این قسمت می خوایم در باب این معنی که تازه به نوعی باب شده و خیلی هم دربارش صحبت میشه صحبت بکنیم.
همون حالت چرخه ی خشونتی که مدام دربارش اش صحبت می شود و در عین حال یک معنای تازه، یک ارزش تازه ای که باب شده تقریبا در بین عامه مردم که به عنوان مثال انقلابی گری را مترادف با خشونت طلبی می دانند.
شجاعت را به معنای اینکه در پی خشونت باشی تعریف می کند.
شجاعت، ایستادگی، طغیانگری، یاغی گری، انقلابی بودن، اینها همه و همه به نوعی توامان معنا شده با خشونت طلبی.
نکته ابتدایی اش این است که این موضوع یک موضوع قدیمی است و موضوعی نیست که امروز باب شده باشد.
خب قاعدتا همواره کسانی که در برابرشان ایستادگی می شده سعی می کردند با انگ خشونت طلبی سرکوب بکنند.
یعنی شما وقتی به تصاویر مختلف نگاه می کنید در طول تاریخ تمام اتفاقاتی که افتاده از جنبش هایی که بر علیه برده داری شکل گرفته هم نگاه بکنید تا تمام انقلاب هایی که در جهان هم شکل گرفته برای این دگرگونی و تغییر همگانی و اجتماعی و سیاسی، همواره قدرتمندان و زورمندان و کسانی که در اریکه قدرت بودن بر تخت نشسته بودن همیشه انگ میزدن به کسانی که آزادیخواه بودند و به آزادگان در برابر که اینها خشونت طلب هستند.
این یک انگی بود که همواره زده میشد به خاطر اینکه این صدا را خاموش بکنند، بخاطر اینکه بتوانند با قدرت بیشتری سرکوبشان بکنند و اصولا این صدا را خفه بکنند.
پس ما مواجه میشدیم.
از ابتدا هم با این معنا سازی از طرف قدرتمندان، از طرف ظالمان در برابر مظلومین، در برابر کسانی که آزادیخواه هستند و حرکات اینچنینی انجام میدهند.
اما کم کم این معنا در دل حتی مردمی که حالا خودشون هم جزو مظلومین هستند داره رسوخ پیدا میکند.
یعنی ما داریم مواجه میشویم با این معنا سازی های تازه.
حالا آن معانی دارد جای خودش را با یک معانی تازه ساخته شده ای میدهد.
یعنی به سادگی مواجه میشوید با این که اگر کسی انقلابی هست، اگر کسی در پی انقلاب هست، تنها راه رسیدن به آن از طریق خشونت است، از طریق اعمال خشونت است.
اگر کسی قرار است شجاعت خودش رو به دیگران اثبات بکنه، حالا باید با خشونت رفتار بکنه.
باید خشن باشه تا آدم آزاده ای به حساب بیاد و آدم شجاعی به حساب بیاد، آدم طغیانگری به حساب بیاد، یاغی باشه و این معانی گره خورده با هم یعنی شرط لازم رو دونستن برای انقلابی گری.
خشونت طلبی که ما درباره اش صحبت کردیم گفتیم پس ابتدای امر از همون سوی ظالمان این مطرح شده.
یعنی ابتدائا کسانی که بر اریکه قدرت بودن برای سرکوب استفاده کردن به مردم همچین لقبی دادن به آزادیخواهان همچین لقبی دادن.
اما این کم کم داره رسوخ می کنه و تبدیل به یک معنای همگانی میشه که حالا همه شرط لازمه انقلابی گری رو این خشونت طلبی می بینن.
حالا کسی که دوری بکنه از این خشونت راه رو به نوع دیگه ای بخواد تصویر بکنه، مسیر رسیدن رو به نوع دیگه ای بخواد تصویر بکنه، متهم میشه به اینکه اون جسارت لازم رو، اون بیباکی لازم رو نداره.
متهم میشه به اینکه یاغی نیست، طغیانگر نیست، آزادیخواه نیست.
حالا با الفاظ مختلف و لقب های مختلفی هم قاعدتا شناخته خواهد شد.
اما اون با معنای حقیقی در تضاد هست با چیزی که ما به عنوان واقعیت می تونیم در برابرمان ببینیم.
اینکه ما بارها توی این قسمت های مختلف در باب انقلاب ایران در این ویژه برنامه صحبت کردیم، گفتیم ما یک انقلابی داریم.
انقلاب به مفهوم دگرگونی و تغییر هست.
این تغییر و دگرگونی قرار هست که در بین مردم، در آحاد ملت اتفاق بیفته، ارزش ها تغییر بکنه، باورها تغییر بکنه، ایمان جمعی تغییر بکنه و بعد از این انقلاب درونی که بین مردم شکل گرفت.
قاعدتا نمود آن را در فضای سیاسی هم خواهیم دید.
در فضای فرهنگی، در فضای هنری و در زندگی اجتماعی این تغییر و دگرگونی را می بینیم و همواره هم انقلاب ها از درون مردم اتفاق می افتد.
یک بخشی از جامعه تغییر میکنند، دیگران را تغییر میدهند.
این انقلاب و تحول فرهنگی اتفاق میافتد.
حالا به واسطه آن ما شاهد انقلابهای سیاسی هم هستیم.
اینکه حقیقت امر انقلاب است یعنی ما وقتی داریم با یک موضوعی به اسم انقلاب روبهرو میشویم یعنی دگرگونی دیگر.
یعنی شما ارزشها را متفاوت میدانید.
هیچ معنای دیگری به جز این که نمیتوانیم دنبالش باشیم.
اگر در پی آن باشید که حقوق خودتان را، آن بخشی از حقوق خودتان را احقاق بکنید، در پی این باشید که بخواهید به عنوان مثال از شرایط بد اقتصادی رهایی پیدا بکنید.
خب، اینها همه در زمره آن رفرم و اصلاح طلبی قرار میگیرد.
یعنی شما از حکومت وقتتون یک خواسته ای دارید، خواسته ی اقتصادی دارید، میخواهید شرایط اقتصادی شما فراهم بشه بهتر بشه رو به بهبود رو به بهبودی پیدا بکنه.
به عنوان مثال در باب درمان، در باب آموزش و پرورش یه همچین عناوینی مشکل شما هست، اعتراض شماست.
خب اینجا شما به مرحله ای می رسید که به یک رفورم نیاز دارید.
اما اونجایی که ارزش های شما تغییر می کنه، شما اون ارزش های گذشته رو ضد ارزش خطاب می کنید.
حالا مواجه می شید با انقلاب، با دگرگونی این اون حقیقت ذاتی انقلاب هست به مفهوم دگرگونی و دگرگونی که ابتدا هم در بین مردم اتفاق می افته.
یعنی شما مواجه بشید با مسئله زن در ایران بارها هم دربارش صحبت کردیم.
مسئله زن به عنوان یک نابرابری که همه می تونن ببیننش، از نظر قانونی، از نظر اجتماعی، از نظر فرهنگی وجود داره، قدرت داره این نابرابری.
تمامی قوانین بر پایه این نابرابری هست.
حالا باید یک انقلابی وجود داشته باشه که نگاه مردم رو تغییر بده.
حالا قرار باشه که زن ها رو همتا و برابر با دیگر انسان ها ببینن.
حالا وقتی به این نگاه می رسند، حالا قوانینی که در برابرشون جلوی دست و پاشون می گیره رو باید تغییر بدن.
وقتی این یک نگاه بنیادی هست حالا باید یک انقلاب سیاسی هم تصویر بکنند.
پس ما این رو به عنوان انقلاب می شناسیم.
هیچ کس دیگه ای هم نمی تونه تعریف مجزایی نسبت به این داشته باشه.
این تعریف همگانی هست که نسبت به انقلاب می تونه داشته باشه.
حالا مسیری داره برای رسیدن به این.
یعنی شما هدفتون در برابر هست، رسیدن به انقلاب هست؟
اون انقلاب فردی اتفاق افتاده، انقلاب اجتماعی اتفاق افتاده، فرهنگ ها تغییر کرده، ارزش ها، ارزش های تازه ای شده.
اگر تا دیروز به عنوان مثال گرفتن چهار همسر برای مردها آزاد بوده، حالا تبدیل به یک ضد ارزش شده.
اگر زنان نیم مردان دیه می گرفتند یا حق شهادت نداشتند یا حق حضانت کودکان خود را نداشتند یا قوانینی از این دست.
نابرابری طلبانه حالا تغییر میکند.
حالا این تبدیل به یک ضد ارزش میشود.
این را نابرابری خطاب میکنند.
حالا در پی این هستند که ارزش تازه ای بسازند که در آن زن را همتا و برابر تصویر کنند.
حالا آن زن قرار است که حقوق برابری نسبت به دیگر انسان ها داشته باشد.
حالا بتواند به راحتی به عنوان مثال در همین چهارچوبی که ما میشناسیم از جهان امروزی بتواند رییس جمهور کشورش بشود، بتواند در انتخابات آزادانه شرکت بکند.
به نوعی زندگی او صیانت بشود توسط قانون و ضابط قضایی آزادی های فردی او به حساب بیاید.
حالا شما این انقلاب را شکل میدید اما یک مسیری دارید، یک راهی دارید برای رسیدن به این انقلاب.
گفتیم این مسیر دو حالت داره یا شما قرار هست که به صورت مسلحانه اون حکومت رو عزل بکنید که نیاز به یک سری نیروی ماهر دارید، آموزش دیده دارید، برنامه ریزی درست دارید برای رسیدن و نیل به این هدف.
حالا شما نیاز به ادوات دارید.
شما نیاز به تفنگ دارید، اسلحه دارید، نیروهایی که بلد باشن از این تفنگ استفاده بکنن بدونن اصلا باید چگونه حمله بکنند، در چه جاهایی حمله بکنند، در چه زمان هایی یک برنامه ریزی مشخص و درستی باشه که بشه اون حکومت رو فلج کرد.
این یک مسیری است که خیلی از کشور ها هم این مسیر رو رفتند.
یک مسیر دیگه.
حالا استفاده از تظاهرات های مسالمت آمیز هست، از اعتصاب هست، از تحصن هست، از یک حرکت میلیونی و پرشمار هست که خب گفتیم.
در تحقیقات مختلف هم نشون داده شده که این روش دوم این روش مسالمت آمیز فرا اینکه هزینه کمتری داره.
همواره هم پیروزی رو بیشتر و بهتر به ارمغان آورد.
اما هر دو مسیری هستن.
اما هر کدوم از انسان هایی که وارد هر کدوم از این دو مسیر میشن برای رسیدن به هدفشون تضمین کننده این نیست که شجاعت بیشتری دارن، جسارت بیشتری دارن، طغیانگر هستن یا نیستند.
انقلابی هستن یا نیستن.
وقتی هدف رسیدن به اون انقلاب و اون تغییر هست.
هر دو انقلابی هستند اما مسیرهای متفاوتی رو انتخاب میکنن.
اما در نگاه درست و اصولی هر دو انقلابی هستن.
هر دو شجاع هستن.
اما ما امروز مواجه هستیم با یک سپهر سیاسی در ایران.
یک فضای عمومی که حالا داره تعریف رو به این سمت میبره که انقلابی بودن یعنی خشونت طلبی.
یعنی در پی خشونت بودن.
یاغی گری آزادگی به مفهوم این هست که شما مسلحانه بایستید در برابر دشمن خودتون.
قرار بر این هست که پاسخ.
خشونت اونها رو با خشونت بدید.
قرار بر این هست که شما شروع کننده این خشونت باشید.
حالا اینها دارد معنای اصلی را پیدا میکند و شما با این معانی رو به رو می شوید.
اما می توانیم درباره اش مثال های بیشمار بزنیم.
اینکه این تصویر را ما دگرگون کنیم.
یکی از مثال های قابل لمسی که میشه درباره اش ساعتها هم صحبت کرد مثال گاندی است.
خب شاید همه یا شاید بخشی از شما با گاندی آشنا باشید.
خب ما با یک شخصیتی روبه رو هستیم که حالا نه تنها دارد به یک انقلاب و دگرگونی را در سپهر سیاسی به وجود می آورد که حالا در برابر حکومتی که ایستادگی می کند یک قوای بیگانه است.
یعنی دارد با یک نیروی خارجی مبارزه می کند.
نیروی خارجی که کشورش را تصرف کرده به استعمار گرفته و داره ازشون سو استفاده میکنه.
حالا شما در برابر نیروی بیگانه و مهاجمی که کشورت رو در اختیار گرفته از روش مسالمت آمیز استفاده میکنید.
حالا وارد حرکت ها و نافرمانی های مدنی میشید.
واضح وارد این اعتراضات و تحصن ها و اعتصابات میشید.
حالا کارهایی که گاندی در طول حیات خودش انجام داد، از تحصن هایی که کرد، از تحریم هایی که کرد و اینها جنبه عمومی پیدا کردند و تبدیل به یک ایمان شدند و این ایمان در نهایت راه گشا بود و قدرت و قوای بیگانه رو از کشور خارج کرد.
یعنی شما این تصویر رو با امروز خودمون مقایسه کنیم؟
درسته همه ما در باب این صحبت میکنیم که ایران اشغال شده.
ما به گروگان گرفته شدیم.
همه در باب این مساله صحبت میکنیم اما از واقعیت که نمیتونیم دور بشیم نمیتونیم واقعیت ها رو کتمان کنیم.
این ها استعاره ای است از اتفاقاتی که امروز داره در ایران میفته.
از اون شرایطی که اینها ساخته اند.
اما همه ما می دانیم که جمهوری اسلامی به زور اسلحه ای که وارد ایران نشده یک پایگاه اجتماعی داشته است.
000 دو دهم درصدی که در آن دوران به آن رفراندوم بلی گفتند و این اتفاقاتی که رقم زدند، آن علاقه مندی که داشتند، آن پایگاه اجتماعی که در ابتدا قدرتمند بود و درباره اش بارها صحبت کردیم که طی مرور زمان این پایگاه از بین رفت، بیشتر از بدنه طرفدار جمهوری اسلامی کم شد و به بدنه انقلابیون اضافه شد.
یک قشر خاکستری را ساخت که الان هم تقریبا می شود گفت اکثریت در اختیار همان قشر خاکستری است.
نه به این سمت می چربد که بخواهند فعالیت انقلابی بکنند، نه به این سمت می چرخند که بخواهند سینه سپر بکنند برای جمهوری اسلامی.
اما ما با جمهوری اسلامی روبه رو هستیم که به زور شمشیر وارد نشده این کشور را تصرف که نکرده.
گفتم میشه درباره اش مثال زد و استعاره استفاده کرد؟
میشه از اشکال ادبی و شعری برای گفتن این مظالم صحبت کرد، استفاده کرد.
اما واقعیت این هستش که اونا پایگاه اجتماعی داشتن.
یک انقلابی شکل گرفت که آنها توانستند کفه ترازو را به سمت خود بکشانند.
اما در برابر ما یک گاندی را داریم که حالا در برابر نیروی بیگانه ایستادگی کرد.
نیروی بیگانه ای که استعمارگر هست و ظلم می کند اما با یک روش مسالمت آمیز می تواند آنها را از کار به در کند.
می تواند قدرت آنها را به زمین بکشد.
می تواند چرخه ای که برای خودشان ساختند را از میان بردارد.
می تواند تاج و تخت پادشاهی آنها را در هم بشکند.
می تواند با همین قدرت حرکت مسالمت آمیز به دور از خشونت، نافرمانی های مدنی، اعتصابات، تظاهرات، تحصن ها، تحریم کردن ها.
این قدرت بزرگ جهانی که در آن روزگار قاعدتا بزرگترین قدرت جهان بود را به زانو در بیاورد.
حالا ما مواجه می شیم.
پس با این که شما وقتی دارید در باب انقلاب و تغییر صحبت می کنید مسیر ها متفاوت هست، در کنار اون شما مواجه میشید با انقلاب هایی که به صورت روش های مسلحانه هم به پیش رفته، به پیروزی هم رسیدند.
برخی هم به شکست محکوم شدند.
اما هر دو مسیر های متفاوتی هستند.
پس قاعدتا لازمه این که شما انقلابی باشید به این مفهوم نیست که خشونت طلب باشید، در پی خشونت باشید یا به دنبال جنگ های مسلحانه باشید.
شما می تونید انقلابی باشید، یاغی باشید، پر از شجاعت باشید اما روش و منشی که پیش گرفتید برای رسیدن به آزادی توامان از بین حرکات مدنی باشه.
از نافرمانی مدنی مسیر طی بشه، به شدت رادیکال باشه، برای از بین بردن حکومت باشه اما روش ها روش های مسالمت آمیزی باشه.
که ما دربارهاش صحبت کردیم گفتیم چه سود و زیان هایی دارد.
یعنی شما وقتی دارید در باب یک حرکت مدنی صحبت میکنید، این حرکت مدنی اگر به پشتوانه یک ایمان جمعی باشد، قدرت بسیج گری خارق العاده ای دارد.
حالا می تواند تعداد بی شماری را وارد این چرخه بیاورد و حالا این هزینه را کم می کند، هزینه کشتارها را کم می کند و بعد می تواند به سادگی به پیروزی برسد.
حضور میلیونی در خیابان ها، یک اعتصابات سراسری.
حکومت وقت را به راحتی فلج می کند.
از نظر اقتصادی وقتی فلج بشوند با چند تظاهرات میشه این قدرت سیاسی رو ازشون گرفت.
حالا شما مواجه می شید.
من چندین بار درباره اش صحبت کردم و گفتم شما تصور بکنید یک جماعت میلیونی در خیابان هستند.
حالا نیروی سرکوبگر می آید و فرمان تیراندازی هم دارد اما جرات و جسارت اش را ندارد.
حتی موضوع سر این نیست که او از این به رحم آمده یا اینکه تفکراتش تغییر کرده.
وقتی یک میلیون رو در برابر میبینه حالا با گلوله میتونه به چند نفر شلیک کنه؟
و بعد چه سرنوشتی در برابرش خواهد بود؟
پس ما وقتی عقلی و منطقی هم به این قضیه نگاه میکنیم میبینیم که چرخه ی ترازو به سمت حرکات مدنی هست، به سمت حرکت مسالمت آمیز هست.
در قسمتی که پیرامون استراتژی ها هم صحبت خواهم کرد در اون قسمت هم سعی میکنیم در باب همین حرکاتی که قرار هست مسلحانه اجرا بشه هم صحبت بکنیم.
اما این ها نیاز به یک پتانسیلی دارند.
نیاز به یک نیروی آموزش دیده دارند.
نیاز به یک گروه فرماندهی دارن.
نیاز به ادوات نظامی دارن.
نه اینکه شما در پی یک حرکت مدنی بخواید توقع شورش مسلحانه از مردم عامی رو داشته باشید که حتی ادواتی هم برای این کار ندارن و بخواد به این سمت و سو بکشونید.
شما وقتی مواجه میشید با صحنه های خشونت باری که داره از طرف مردم که خیلی تعدادشون کم و اندک است داره منتشر میشه پخش میشه.
دو قاعده در برابر ما هست.
نکته ابتدایی که ما میدونیم این خواسته جمهوری اسلامی هست.
یعنی یک جمهوری اسلامی وجود داره که بزرگترین خواسته اش ترویج و انتشار این تصاویر خشونت بار از طرف مردم هست.
چرا که دلایل بیشمار داره چرا که قشر خاکستری بیشتر سر در لاک خواهند کرد.
حتی از بدنه انقلابیون تعداد بیشتری کم خواهند شد.
قدرتی خواهد داد به جمهوری اسلامی تا سرکوب وحشیانه خودش رو به پیش ببره.
براش مثال هم زدیم.
تو همین قسمت های مختلف هم مثال زدیم.
وقتی شما مواجه هستید با یک جمهوری اسلامی که سعی میکنه از نیروهای خودش برای ایجاد این خشونت استفاده بکنه.
در تظاهرات لباس شخصی های بیاند و این تظاهرات رو به خشونت بکشانند یا اموال مردم را تخریب کنند.
یعنی او مست این کار است که به خشونت کشیده شود چرا که یک نیروی مسلحی دارد.
حالا این نیروی مسلح میتواند به سادگی فرمان تیر بدهد و همه را به رگبار گلوله ببندد و شما در برابر آن نیروی آموزش دیده ای ندارید.
از مردم نمیتوانید توقع چریک بودن داشته باشید.
مردمی که یک زندگی عادی را پشت سر گذاشتهاند و وقتی شما مواجه میشوید با این که بزرگترین خواسته جمهوری اسلامی ترویج این صحنه های خشونت بار است.
حالا کسانی که مبادرت به ترویج این صحنه ها و انتشار این صحنه ها میکنند از دو حالت خارج نیست یا عوامل جمهوری اسلامی هستند برای این که این حرکت و این خیزش و جنبش را به سمت و سوی شکست ببرند و یا از نادانی و جهل و.
تهییج احساساتشان برمی آید که حالا پر از یک احساسی شدند و به این میبالند که این اتفاق دارد میافتد.
در صورتی که بزرگترین ضربه و.
داره به اون حرکت انقلابی میزنه.
با دیدن صحنه ای که پر از خشونت است چه تعدادی حاضرن این کار رو انجام بدن؟
چه تعدادی حاضرند که این تصاویر رو ببینن؟
وقتی تبدیل به یکسری جملات میشه که واقعا دیگه دهشتناک است.
اینکه اگر یه کسی توی اون جمعیت بگه نزنید باید اونو بزنید.
این دیگه جنونه.
این دیگه رسیدن به اون مرحله جنون آمیزه.
آخه با ترویج این تصویر چه جوری میتونید آحاد ملت رو وارد میدان کنید؟
چجوری میتونید توقع این رو داشته باشید که این حرکت حرکتی همه گیر بشه؟
آخه مگه انسان ها به خیابون میان برای کشتن؟
برای انتقام گرفتن؟
من بارها دربارش صحبت کردم.
حالا شما دارید در باب مسئله ای صحبت میکنی که حتی پشتش ایمان خاصی هم نهفته نیست. چرا؟
اگر شما یک تصویر گری داشتید مثل محمد و دار و دسته قاتل اون، شاید اون با توجه به ایمانی که تصویر کرده بود در صدر اسلام یه تعدادی رو با خودش همسو کرده بود که حاضر بودند به واسطه اون ایمان بکشند و کشته بشن.
اما حرکتی که به واسطه نبود ظلم است.
حرکتی که به واسطه ظلمی است که ظالم انجام داده، کسی را کشته، جانی را گرفته، دختری را و خانواده ای را داغدار کرده، حالا در پی این هست که این ظلم اشاعه پیدا نکند.
وقتی این تصویر ظالمانه در حال گسترش است قاعدتا به خیابان نخواهد آمد چون حاضر نیست که بکشد و کشته شود و شما بزرگترین لطمه را دارید به این اتفاق می زنید.
حالا یا دانسته با دانش و با وابستگی به جمهوری اسلامی.
چرا که خواسته جمهوری اسلامی همین هست و یا به واسطه کم دانشی، کم هوشی و کم سوادی.
و اینکه پر از هیجان شدید و فقط می خواهد این هیجانات را بیرون بریزید پر از کینه و حس انتقام هستید و می خواهید این حس انتقام و کینه ورزی خودتون رو به عرصه ظهور بزارید.
در صورتی که صحنه تغییر و انقلاب و دگرگونی صحنه جولان دادن کینه و انتقام نیست.
ما نسبت به جمهوری اسلامی نقد داریم، صحبت داریم.
چرا داریم به واسطه کارهای وحشیانه ای است که انجام داده اند.
یعنی شما یک بار به این تصور بکنید ما جمهوری اسلامی رو تقبیح می کنیم و ازش اعلان بیزاری می کنیم.
دلیلش چی هست؟
دلیلش این هست که مثلا در سال 57 بعد از پیروز شدن شروع به قلع و قمع کردن و کشتار سران رژیم گذشته و مردم عادی زده.
چرا که سال شصت و هفت رو رقم زده و این کشتار وحشیانه رو شکل داده.
چرا که سال هفتاد و هشت 10 آبان نود و هشت تمام این صحنه های دهشتناک و این ظلم سرشار رو رقم زده.
حالا اگر شما بخواهید تصویری از این بدهید که ما قرار است ملاها را بکشیم و بخوریم.
دار بزنیم از دیوار آویزون بکنیم، این کارها رو بکنیم چه کسی حاضر هست وارد این وادی بشه؟
کسی که نقد عمده اش نسبت به این اتفاقات وحشتناک بوده چرا باید وارد یه همچین وادی بشه برای این انتقال کینه؟
من خودم بارها در باب انقلاب کینه جمهوری اسلامی صحبت کردم و اسم خمینی رو به عنوان ملاکین میشناسم در تمام آثارم.
دلیل این کینه ورزی ای ست که در وجودش سرشار بوده.
دلیلش این انقلاب خشمی بوده که رقم زده.
قرار است ما به فردایی روشن دست پیدا بکنیم.
قرار هست یک آینده ی زیبایی رو تصویر بکنیم که درش این وحشی گری ها، این وحشی خویی ها و این خشونت ها وجود نداشته باشه.
و چگونه هست که ما میتونیم مسیر رسیدن به این دوری از خشونت رو با خشونت رقم بزنیم؟
و اینا منافات داره با اون هسته ی حقیقی.
حالا عده ای هم میتونن فریاد بزنن که اینها خاموش کردن شجاعت مردم و شجاعت هیچ ارتباطی به خشونت طلبی نداره.
شما در اوج شجاعت میتونید خشونت پرهیز باشید.
اصلا فریاد شجاعت شما در راستای ندیدن خشونت بیشتر هست.
ندیدن ظلم بیشتر هست.
مثالی رو از باورهای خودم و افکار خودم میزنم.
اینکه من اگر امروز دارم فریاد میزنم، اگر دارم این صدا رو سعی میکنم به دیگران برسونم به واسطه مظالمی است که در جهان دیدم.
حالا قرار نیست خودم پایه ای برای بوجود اومدن مظالم بیشتر بشم.
خب اینکه ظلم وجود داره در جهان.
اگر قرار باشه ما شمشیری به دست بگیریم برای از بین بردن مسلمونها چرا که از نظر ما مسلمونها تعداد بیشماری رو قلع و قمع کردن و قوانینشون ناعادلانه و وحشیانه است.
پس ما بیاییم اینها رو از بین ببریم.
برای چی ما باید حضور داشته باشیم؟
خب اونا هستن که دارن این کار رو میکنن.
قرار این هستش که ما انتقام بگیریم برای انتقام به میدان بیاییم.
من در تمام افکارم، در تمام باورها و ایمان خودم یک تصویر مشخصی رو از آزادی همواره نقش دادم.
آزادی که به مفهوم آزادی همگان هست.
آزادی که با یک قانون به وجود میاد، آزادی ای که آرزوهای شما اون رو میسازه.
اما باید به یک قانون پایبند بود آزار نرساندن دیگران.
دیگرانی که به معنای جان هست به معنای تمام جانداران هست.
انسان، حیوان و گیاهان.
قرار هست ما حد وسعت دیدمون رو نسبت به برابری تا جایی ببریم که همه رو جان ببینیم.
همه رو همتی بر جان خودشون ببینید.
اونجاست که اون تصویر ارائه شده دیگه معنایی به اسم زن و مرد نخواهد داشت.
بادین و بی دین نخواهد داشت.
انسان هم جزئی از این بدنه جان ها هست ما تصویری که از برابری میدیم در این اشل و در این نمونه هست.
یعنی جان همه محترم هست و حالا قرار هست برای به وجود آمدن و نگهداری و پاسداری از این آزادی ما به دیگران ظلمی نرسانیم، آزاری نرسانیم.
چرا که با اشاعه این ظلم و آزار بر دیگران تنها آزادی برای قشری خواهد بود که به واسطه کثرت، به واسطه قدرت.
و این آزادی جنبه همگانی نخواهد داشت و ما به اون آزادی نخواهیم رسید.
آزادی که قرار هست توسط فردفرد ما، توسط گروه های ما، توسط باورهای ما معنا پیدا بکنه و کاملا شخصی و فردی هست.
آزادی که من به عنوان آزادی قلمداد میکنم برای شما میتونه معنای نهایی اسارت باشه.
کاملا هم قابل قبوله.
من هم میتونم این موضوع رو بپذیرم.
شما هم باید بپذیرید.
همه باید بپذیریم حق هم رو و حق زیستن هم رو.
حق جانمون رو بپذیریم و یک خط کش می تونه در برابر ما قرار بگیره که این آزادی های شما و این آزادی های ما منافاتی با آزار رساندن به دیگران نداشته باشه.
یعنی شما نمی تونید آزادی رو تصور کنید که درش به من آزار میرسونید، به یک جان دیگری آزار میرسونه.
شما نمیتونید آزادی خودتون رو تعبیر و تفسیر کنید.
به عنوان مثال عید قربان که در اون جان های بیشماری رو قربانی بکنید آزار برسونید.
آزادی ای که در برابر جان دیگران نیست چرا که اونجا ما سر خم می کنیم در برابر قدرت و کثرت و معانی از این دست.
حالا از با معنی اصلی و از این موضوع اصلی دور نشیم.
وقتی ما داریم فریاد می زنیم برای دوری جستن از این ظلم ها و آزار هاست برای رسیدن به یک آسایش و آزادی و برابری همگانی است.
حالا نمی تونیم در این وادی وارد چرخه ای بشیم که دوباره اشاعه کننده ی این ظلم و آزار بر دیگران باشیم.
مصداق سادهاش این است که ما برای اینکه میخواهیم اعدامی وجود نداشته باشه، نمیتونیم کسانی که اعدام کردن رو اعدام کنیم.
ما قرار است که تیشه به ریشه این اعدام بزنیم که دیگر قتل نفسی به این معنا وجود نداشته باشد یا دیگران را دار نزنند.
حالا قرار نیست که کسانی که دار زدند یک عمری را ما دار بزنیم.
اصلا موضوعیت ندارد که دلیل دار زدن چی هست.
بدترین و زشت ترین و کثیف ترین جرم جهان از نظر من همواره تجاوز بوده.
اگر شما تصویری از یک انسانی داشته باشید که بارها به قربانیان بیشماری تجاوز کرده، باز هم ما در برابر آن از طریق قانون نباید به این معنا برسیم که او را دار بزنیم و اعدام بکنیم.
اگر ما با یک موضوع به اسم خشونت، به اسم ظلم، به اسم آزار رساندن، به اسم اعدام و عناوینی از این دست مخالفیم، به تمام معنا با آن مخالف هستیم.
اگر قرار باشد دوباره یک دریچه و تبصره ای را باز کنیم که اعدام بد است اما اعدام کافران اشکالی ندارد.
قتل دیگران یک آیه معروف قرآنی هست که کشتن یک انسان مساوی است با کشتن بشریت.
این آیه ای است که به آن به شدت هم میبالند و نشانه بزرگی خداوند و رحمان و رحیم بودنش هم قلمداد میکنند.
اما این جنبه حقیقی ندارد و در دنیای واقعی مفهومی ندارد چرا که شما در کنار آن اعتقاد و باور دارید که مرتدان را باید بکشید.
اعتقاد دارید که کسانی که زنا کردند را باید سنگسار کنید؟
اعتقاد دارید که محارب را باید دست و پا ببرید و در شکنجه و آزار بکشید.
شما با یک دید انتخابی قرار است که کشتن دیگران را مساوی با قتل تمام بشریت بدانید.
ما با همین خط کشی هاست که وارد این دنیای پر از ظلم و تناقض شدیم.
پس وقتی ما نزدیک به یک معنایی میشویم باید اون رو با تمام جوانبش قبول کنیم.
وقتی ما در برابر اعدام قرار است ایستادگی بکنیم، این اعدام را در قبال هیچ کس حق ندانیم، حقیقت ندانیم.
در پی آن باشیم که هیچ کس اعدام نشه، نه اینکه بهونه تراشی کنیم و دوباره در پی پیدا کردن سری باشیم برای آن طناب خودمان.
حالا یک بار مومنان، دینداران، یک بار بی دینان.
مایی که در برابر اسلام هستیم به دنبال گردن زدن مسلمان ها بگردیم و مسلمان ها هم در پی گردن زدن ما.
این همان چرخه ی بیمار و دوار احمقانه است که مدام داره تکرار میشه.
در طول تاریخ بشریت انسان هم همین چرخه مدام در حال تکرار شدن هست.
در پی تغییر جایگاه ها نبودن، در پی از بین بردن تاج و تخت پادشاهان نبودند، تنها و تنها در پی گذاشتن سر تازه ای در میان آن تاج بر آمدند و ما قرار است که در باورهای خودمان این معانی رو تغییر بدیم.
این اصول رو تغییر بدیم.
باید قیامی داشته باشیم برای از بین بردن اون تخت، اون تاج، اون جایگاه، اون قدرت افسار گسیخته، اون سیستمی که این مشکلات را پدید میاره نه برای از بین بردن افراد.
هر کسی در اون جایگاه به همون وقاحت و شقاوت خواهد رسید.
تفاوتی نمیکنه هر کسی در اون سکوی قدرت جمهوری اسلامی قرار میگرفت در اون جایگاه خدایی مینشست.
شاید رفتارهایی حتی به مراتب بدتر از خامنه ای و خمینی میکرد.
پس نشانهٔ ما باید آن پایگاه و جایگاه باشه.
اون تاج و تخت باشه اون سیستم و نظام فاسدی باشه که این.
روز ما رو ساخته.
این دنیای ما رو به نوعی رقم زده.
در باب باورهای خودم میتونم ساعتها صحبت کنم و مثال بیارم.
اما در قسمت های مختلف دربارش سعی میکنم به اختصار صحبت کنم و در آینده هم تو همین پادکست بهنام جان هم مفصل تر صحبت کنیم.
هر چند که این باورها تحت عناوین کتاب های مطرح شده از سوی خودمه.
شما میتونید به این آثار مراجعه کنید تا اونجا بیشتر با این باورها در ارتباط باشید و اون ها رو به نوعی درک کنید.
اما این انقلابی بودن قاعدتا هیچ ارتباطی به خشونت و خشونت طلبی نداره.
از بعد عقلانی و استدلالی درباره اش صحبت کردیم و گفتیم که این خشونت طلبی ضربه میزنه.
مخصوصا در شرایطی که ما داریم در شرایط ایران در شرایط امروزی که ایران داره هیچ گروه سازمان یافته ای رو نداره، هیچ ادواتی در اختیار نداره، هیچ جایگاهی برای آموزش دادن نداره، هیچ برنامه ریزی درستی نداره و تنها و تنها پایمال کردن خون بیشماران است.
در این راه وقتی بی برنامه است، وقتی بدون هدف مشخصی است، وقتی بدون ادوات لازم هست، وقتی بدون آموزش هست پس این هدر دادن هست دیگه.
حتی از بین بردن این شجاعت است.
از بین بردن این.
از جان گذشتگی.
از خود گذشتگی است.
این ها رو دارن هدر میدن.
برای این نیاز به برنامه ریزی هست.
نیاز به ادوات هست، نیاز به موضوعات هست.
و در کنار این ما در باب این صحبت کردیم که جمهوری اسلامی بزرگترین خواسته اش هم این نشر صحنه های خشونت بار هست از طرف مردم از هر دو سمت خشونت.
اصولا وقتی شما مواجه هستید با یک حکومتی که خشونت طلب هست بر پایه خشونت به وجود آمده، باورهایش را از این ریشه های خشونت طلبانه می گیرد.
پس قاعدتا از همین خشونت هم سیراب می شود.
وقتی ما درباره اش صحبت کردیم و گفتیم که اینها جنگ را نعمت خدا می دانستند، حقیقتا هم نعمت خدا می دانستند.
چرا که اصلا نقطه ی سیراب شدن اینها بر پایه همین خشونت است.
بر پایه همین جهاد است.
بر پایه همین خشونت طلبی ها است.
پس آنها آرزوی این موضوع را دارند.
از طرف خودشان این خشونت لجام گسیخته را تصویر می کنند به واسطه اینکه ترس و رعب و وحشت را بیشتر بکنند.
از آن سمت تصویر مخالفین را نشان می دهند که خشونت طلب هستند به واسطه اینکه قشر خاکستری را بیشتر در لاک خودشان ببرند.
انقلابیون را آنهایی که انقلابی هستند اما خشونت طلب نیستند را بیشتر به پستوها بکشانند.
حالا قدرت داشته باشند برای سرکوب چندباره مردم وحشیانه تر دادن حکم های اعدام بیشتر و قلع و قمع کردن بیشتر مردم.
پس این سودی است که در صورت عقلی هم وقتی بهش نگاه بکنیم باز هم در جیب جمهوری اسلامی میره.
و این اون معنایی است که باید تغییر پیدا بکنه.
این که انقلابی بودن لازمه اش این نیست که شما خشونت طلب باشید.
شما میتونید بزرگترین انقلاب رو شکل بدید.
شما میتونید نیرو و قوای بیگانه رو از سرتون بیرون کنید.
شما میتونید کشوری که مستعمره شده رو به استقلال برسونید اما بدون شلیک کردن گلوله، بدون ریختن خون، بدون خشونت طلبی.
قدرت دست بین مردم هست دیگه قدرت در کثرت مردم هست در برابر کثرت مردم که هیچ گلوله ای کارگر نیست.
هیچ قدرتی تاب ایستادگی در برابر کثرت مردم رو نداره.
این رو ما بارها و بارها در طول تاریخ دیدیم وقتی خواسته ای خواسته عمومی بشه، وقتی ایمان و ایمان جمعی بشه، وقتی راه مشخصی در برابر باشه، هیچ قدرتی، هیچ گلوله ای در برابرش نمی تونه ایستادگی کنه.
حتی زرادخانه های اتمی هم نمیتونه مردم رو در خیابان از بین ببره و بکشتش.
پس این نیاز به اون بیداری عمومی داره.
همه چیز بر پایه تعداد هست.
بر پایه کثرت مردم هست.
اون خواست هر موقع تبدیل به یک خواسته جمعی بشه و این هم نیاز به اون انقلاب درونی داره.
انقلاب مردمی داره، انقلابی که در دل مردم شکل بگیره، آرزوهایی که مدام تکرار بشه، ایمانی که ساخته بشه.
حالا مردمی باشن که منقلب شدن، دگرگون شدن.
حالا نوع دیگه ای جهان رو می بینن.
با توجه به گستره ی دید امروزی که براشون ساخته شده، این حکومت لایق این نیست که بتونه خواسته های آنها را مرتفع کند، قدرت این را ندارد.
صلاحیت این را ندارد که تمام قوانین موجود در برابر خواست آنها هست.
ما نیاز به انقلاب فردی داریم.
این انقلاب فردی که تبدیل به یک انقلاب جمعی بشود، در دل مردم شکل بگیرد، فرهنگ ها عوض بشود، نگاه ها تغییر بکند، یک ایمان جمعی قدرت بسیج گری را داشته باشد و بعد این را باید ما مد نظر همیشه داشته باشیم که تعداد زیاد و کثرت در تمام اتفاقات خشونت را از بین می برد.
یعنی ما اگر با یک تعداد زیادی روبه رو بشویم در خیابان در اعتراضات هیچ وقت این اعتراضات نمی تواند به خشونت کشیده بشود.
بارها هم درباره اش صحبت کردم.
شما یک جماعتی را در نظر بگیرید که هزار نفرند، دو هزار نفرند یا 500 نفرند؟
نیروی سرکوبگری که در برابر این ها ایستادگی خواهد کرد، یک تعداد زیادی خواهد بود.
حالا سیصد چهارصد نفر، پانصد نفر نیروی مسلح اگر در برابر اینها قطار بکنند، میتوانند اینها را بلافاصله به خفقان و سکوت بکشانند.
حالا خشونت بیشتری هم به خرج میرود.
چرا که این نیروها میان برای سرکوب و خب قاعدتا همه از خودشان باید دفاع بکنند.
باید در برابر این خشونت ایستادگی بکنند و به راحتی این صحنه تبدیل به یک صحنه خشونت بار میشود.
خشونتی که قاعدتا کسی اصلا موضوع سر این نیست که کسی بخواهد حرکت مردمی را تقبیح بکند.
موضوع سر این نیست که شما بخواهید دفاع مردم را خشونت طلبانه تصویر بکنید نه انتشار این تصاویر.
انتشار چند باره این تصاویر، اشاعه خشونت و.
به سود جمهوری اسلامی است.
چرا که اینها یک تصویرهای تخطئه شدهای هست.
شما مواجه نیستید با سر و ته این اتفاقات.
شما نمیدانید چه اتفاقی در آن میدان افتاده.
کسی که به صورت میدانی در تظاهرات شرکت داشته میتونه لمس بکنه.
شما وقتی به خیابون میرید حالا وایستادید.
حالا چند مامور میان برای گرفتن یک نفر از دل شما یا جایی که تنها مونده.
حالا جماعتی سرازیر میشن برای اینکه اجازه ندن همچین کاری بکنه.
یا وقتی شما مواجه میشید با یک ماموری که حالا داره دستش رو بلند میکنه روی یک فرد.
حالا اون جماعت باید با تمام وجود در برابر او ایستادگی کنه.
اما وقتی شما یک تصویر جدا شده ی بریده شده از یک صحنه رو نشون میدید، نمیدونید قبلش چه اتفاقی افتاده و چه کارهایی شده.
آیا به عنوان مثال با ماشین از روی کسی رد شده، به کسی تیراندازی کرده؟ کاری کرده؟
جنایتی مرتکب شده که مردم رو تا این حد عصبانی و خشمگین کرده؟
یک تصویر بریده شده ازش نشون میدن.
حالا به عنوان نماد پیروزی دارن مدام ازش استفاده میکنن که این مروج آن خشونت است نه رفتاری که آنها دارن انجام میدن چون اون رفتار رو ما ازش شناخت درستی نداریم، دانش درستی نسبت بهش نداریم، وقایع رو نمی شناسیم، اطلاعات لازم رو نداریم و وقتی داریم مواجه میشیم با این که حالا این تصویر داره توسط خود نیروهای جمهوری اسلامی مدام تکرار میشه و مدام پخش میشه.
شما نباید بازویی برای جمهوری اسلامی باشید.
شما نباید اون نقش رو بازی کنید چرا که مشخص هست این خواسته جمهوری اسلامی هست.
به دلایل مختلفی که بارها هم در باره اش صحبت کردیم.
اما وقتی تعداد زیاد است، وقتی یک جماعت صد هزار نفری توی خیابون باشن هیچ ماموری نمی تونه به اونها نزدیک بشه.
هیچ کسی نمی تونه به اونها حمله کنه نه به واسطه مهربان شدنشون، به واسطه وحشتی که درونشون هست.
وقتی این جماعت زیاد است جرات نمی کنند نزدیک بشن چرا که می دونن حالا با یک جماعت بزرگی هستن که با نزدیک شدن به اونها محکوم به نابودی هستند.
حالا آنها در پی دفاع خودشان می توانند از روی جماعت مقابل هم رد بشوند.
پس این کثرت قدرت را می سازد و این قدرت مانع خشونت خواهد شد.
اما دیگر مواجه با این خشونت نخواهیم شد و هر چقدر این تصویر خشونت گری بیشتر و بیشتر منتشر شود از کثرت کم می کند.
گفتم بارها در بارش گفتم اگر یک ایمان مشخصی وجود داشت که حالا آن ایمان مروج این خشونت و وحشیگری بود، مثل باورهای اسلامی، شاید می توانست جماعتی را بسیج کند که این درنده خویی پیش برود.
اما وقتی ایمانی وجود ندارد، جماعتی آمده اند که این ظلم ها را نبینند.
حالا وقتی این ظلم ها بیشتر و بیشتر دارد در برابر دیدگانشان نقش می بندد، باز هم به خانه می روند.
حالا می تواند به واسطه این خشونت طلبی و این به نوعی انتشار این تصاویر خشونت طلبانه از بدنه آن اون انقلابیها هم کم بشه قشر خاکستری بیشتر و بیشتر در لاک خود فرو برن و ما مدام مواجه می شیم با اینکه از تعداد هم کمتر و کمتر بشه اما در برابرش وقتی تعداد زیادی به خیابون اومدن که حالا نمی ذارن که اصلا خشونتی شکل بگیره، حالا جسارت و شجاعت بیشتر و بیشتر می شه.
حالا راه پیروزی هموار تر می شه.
حالا هی به این انبوه هم اضافه خواهد شد.
در باب این خشونت و خشونت طلبی باید به این معنا رسید که این خشونت طلبی بازتولید همون راه قدیم هست.
شما در نظر بگیرید من دربارش تو همین قسمت هم یه مقداری صحبت کردم.
ما اگر نقدی به جمهوری اسلامی داریم نسبت به رفتارهای وحشیانه ای است که انجام می دن.
حالا اگر یک تصویری مدام برای شما تکرار بشه که قرار است ما آخوندها را آتیش بزنیم و بکشیم چرا باید وارد همچین وادی کسی بشه؟
چرا باید وارد انقلابی بشه که در نهایت قرار باشه درش آخوند ها رو آتیش بزنند.
ما به واسطه ای که اینها عزیزان ما و اصلا عزیزان ما را رها بکند.
چه کسی عزیز؟
مثلا من به عنوان مثال که عزیزی نداشتم توی این اتفاقات.
من نه در دوره ابتدایی انقلاب کسی را داشتم از خانواده ام که از بین رفته باشد، نه در سال شصت و هفت.
کسی را داشتم که از خانواده من باشد، از عزیزان من، از دوستان من باشند نه در هیچ کدام از این وقایع.
اما درد دقیقا سر این رفتار وحشیانه و وحشی گویانه آن هاست.
حالا اگر شما نوید به این رفتار وحشیانه بدهید چرا باید کسی وارد این وادی بشود؟
برای دیدن خون بیشتر شاید بتواند تبدیل به یک انقلاب خشم و کینه ای بشود.
اما راه به جای درستی نخواهد برد.
بازتولید همان راه قدیمی است.
دوباره قرار است که عده ای جایگزین آن اشخاص قدیمی بشوند.
همان اتفاقی که در طول تاریخ بارها و بارها افتاده.
تاج برداشته شده، عمامه به جاش گذاشته شده.
یعنی اون انقلابی که قرار بود در سال 57 شکل بگیره اگر قرار بود بهش فکر بشه، اگر قرار بود ایمانی ساخته بشه و ایمان جمعی ساخته بشه، برای رسیدن به یک هدف درست و روشنی نباید به اینجا می رسید.
نباید تا این حد بازتولید خشم می کرد.
اگر قرار باشه ما نوید یک همچین موضوعی رو بدیم، باز هم می دونیم که قرار نیست به یک انقلاب درست و روشنی برسیم.
ما مدام رو به رو می شیم با این تصاویر دهشتناک.
اما باید این چرخه ی بیمار و مسموم جایی باز بایسته و تنها راه باز ایستادنش از بین بردن این چرخه ی نفرت انگیز خشونت بار هست.
یعنی باید این کلام تازه در باب بخشش باشه.
باید در برابر انتقام گیری و کینه طلبی باشه. باشد.
باید ندا از یک صبح روشنی بکند.
باید فریاد از آزادی بزند.
آزادی که در انحصار نیست.
قرار نیست باز با آزادی ما جماعت دیگری در اسارت بمانند.
قرار نیست اسارت آنها آزادی ما را بسازد.
باید ایمان تازه ای وجود داشته باشد که به ما نوید یک جهان تازه و نویی را بدهد که این چرخه ی پر ظلم روزی باز بایستد از حرکت وا بماند.
این حرکت دهشتناکی که مدام دارد تعداد بیشماری را در خودش غرق و خفه می کند.
کسی که مخالف با اعدام است مخالف با این خشونت و ظلم است.
چه تفاوتی میتونه براش بکنه که سر آخوندی رو بالای دار ببیند یا سر آزادیخواه و همراه خودش را؟
آن روزی که ما به این معنا برسیم که این اعدام و دار زدن و کشتن و ظلم رساندن و آزار دادن دیگران زشتی هست.
اون روزی است که ما معنی تازه رو دریافتیم و ایمان تازه رو دریافت کردیم.
اما اگر فقط و فقط داریم به سینه خودمون می زنیم که جای برداران رو تغییر بدیم، دوستان خودمون رو از جوخه های دار پائین بیاریم تا به جاشون دشمنانمون رو قرار بدیم.
قاعدتا مطمئن باشید که این چرخه پر ظلم در تکرار خواهد بود و دوباره بازتولید خواهد شد.
دوباره همون رنگ و بوی گذشته رو خواهد داد.
و این اون نقطه ای است که ما باید معانی تازه ای رو باهاش در ارتباط باشیم.
اگر در برابر خشونت ایستادگی می کنیم، خشونت در هر معنی تفاوت و تمایز بین دفاع و خشونت رو گفتیم.
مثال ساده ای میشه زد.
ما خشونت رو در جایگاه قدرت تصویر می کنیم.
کسی که قدرت دارد و دست به خشونت میزند.
دفاع مفهوم قربانی است که خشونتی در برابرش اعمال شده و دارد عکس العمل به آن نشان میدهد.
حالا میتواند این جایگاهها عوض بشود.
یعنی به سرعت ما میتوانیم حالا مواجه باشیم با یک نیروی سرکوبگری که مبدل به قربانی شده.
حالا شما مواجه میشوید با اینکه قدرت در اختیار شماست.
اگر به این رفتار ادامه میدهید، خشونت باید در برابرش ایستادگی بشود و وقتی یک جماعتی در پی این هستند که این معنا را در بین آحاد مردم جا بیندازند که نه، باید این کار را کرد، باید انتقام گرفت.
اگر قرار به انتقام است، اگر قرار به انقلابی است در راستای انتقام، پس نباید خرده ای داشته باشید به جمهوری اسلامی.
نباید نسبت به آنها هیچ واکنشی داشته باشید.
اصلا این دو با هم همخوانی ندارد.
همون چرخه ی بیماری که دورانی پیش اتفاق افتاده و قرار نیست ما دوباره تکرار کنیم.
قرار است یک روز به این چرخه ی پر ظلم ضربه ای بزنیم و از جا درش بیاریم و از ریشه بکنیمش و به جاش یک نهال تازه بکاریم.
نهالی که قرار باشه به همه آزادی بده.
نهالی که قرار باشه درش همه آزادانه زندگی کنن.
دیگه خشونتی وجود نداشته باشه، اعدامی وجود نداشته باشه، دار زدنی وجود نداشته باشه.
اگر خواسته و تمایل به دار زدن باشه، خب برای چی باید به خیابان بیایم؟
برای چی باید از جونشون بگذرن؟
به جز کسانی که در راستای کینه و انتقام به خیابان می آیند یا این خواسته رو دارند؟
پس ما باید در برابر این نگاه ایستادگی بکنیم.
اون ایمان تازه ما فریاد از این میزنه که ما آزادی رو برای همگان میخواهیم.
همگانی که همه جان ها رو در بر میگیره.
برای اینکه این آزادی همگانی بشه ما باید در برابر ظلم و آزار بایستیم.
روزی که این ظلم و آزار منع بشه، آزادی برای همه معنا خواهد شد.
تصویر خواهد شد هر کس در آزادی های فردی و شخصی خودش.
هر کس با اون تصویری که خواهد ساخت.
قرار از آزادی یعنی اختیار، یعنی منع جبر.
حالا شما نمی تونید آزادی خودتون رو به دیگران دیکته بکنید.
به هر نوعش زننده هست.
هر روزی که شما در اون جایگاهی قرار بگیرید که تصور بکنید روزی که شما بر تخت نشستید آمال و آرزو است.
همون روز، روز شکسته این تخت دوباره دگرگون میشه.
دوباره واژگون میشه.
روزی مسلمون ها روی کار هستند.
روزی هم می تونن ضد مسلمون هایی باشند که مسلمون ها رو بکشن و این چرخه ی بیمار مدام تکرار بشه که اینها اون ها رو بکشن اون ها رو بکشن.
اگر ما ضدیتی با اسلام داریم به واسطه ی باور های بیمارگونه ای هست که داره.
من بارها درباره اش صحبت کردم.
اینکه من در برابر اسلام نیستم.
اسلام در برابر باورهای من است.
اگر من صحبت از آزادی می کنم، آزار نرساندن به دیگران می کنم.
حالا یک اسلامی هست که با من تا به نوعی تا دندان مسلح در برابر من ایستاده و مثلا حیوانات را.
یک بازیچه ای برای انسان تصویر می کند.
انسان را اشرف مخلوقات می داند.
حالا انسان می تواند هر حقی داشته باشد برای کشتن حیوان ها.
اگر من از برابری صحبت می کنم و فریاد ما فریاد برابری است، حالا یک اسلامی در برابر ما ایستاده که زن را نیمه انسان به حساب می آورد.
پس این اسلام است که در برابر من ایستادگی می کند.
اما اگر هم پوشانی داشت با باورهای من چه ضدیتی داشت؟
وقتی ما در برابر جنگ ایستادگی می خواهیم بکنیم، حالا اسلامی هست که تقدیس می کند جهاد را.
حالا غزوه می کند که پیامبرش در طول زیستنش بارها و بارها جنگ و جهاد می کند کنه.
و الی آخر.
میشه براش ساعتها هم مثال زد.
پس این اون نقطه ایست که ما در برابر هم ایستادگی میکنیم.
حالا اگه قرار باشه کسی که هم داستان هست آزادیخواه هم هست وارد این وادی خشونتبار باشه بازهم در برابر ما خواهد ایستاد.
تفاوتی نمیکنه که چه کسی باشه و چه باوری باشه.
موضوع موضوع این اصالتی است که در برابر ماست و ما باید در برابر این اصل بایستیم.
اصلی به اسم خشونت کردن.
اصلی به اسم اعدام کردن.
اصلی به اسم نابرابری.
و حالا معانی و باورها و ایمان خودمون رو نقش بدیم تصویر کنیم.
این رو باید مد نظر داشته باشیم که طغیانگری و یاغی بودن هیچ ارتباطی با خشونت نداره.
ما یاغی در باب کسی صحبت میکنیم که در برابر بی عدالتی می ایسته.
حالا شما تصور بکنید که یک معلمی است که دارد یک صحبت نامربوطی میزند، یک حقی را از کسی پایمال می کند سر همان کلاس.
حالا آن کسی که ما به عنوان یاغی می شناسیم، آن کسی است که در برابر این اتفاق می ایستد.
حالا شاید یک بار بلند شه بره بزنه تو گوش اون معلم.
یا اینکه نه با صحبت هاشون رو سر جای خودش بذاره.
در برابرش ایستادگی کنه و حرف بزنه.
این خط مشی و این رفتار هست که متفاوت است.
اما هر دو آزاده هستند.
هر دو طغیانگر هستند.
هر دو یاغی هستند.
و این خشونت طلبی هیچ ارتباطی به این مفهوم مشخص نداره.
ما باید بین اینها تمییز قائل بشیم.
تمایز بذاریم در باب اون موضوع.
اینکه شما مسلحانه هم بخواید وارد میدان بشید من توی قسمت های آینده سعی می کنم حتما صحبت بکنم.
اما این رو باید در نظر داشت که اینها نیاز به برنامه ریزی درست دارند.
این نیست که شما بخواهید حرکت مدنی را به این سمت و سو بکشانید و به نوعی مصادره به مطلوب برای خودتان بکنید. نه.
این حرکت مسلحانه هم می تواند بشود و آن اصالت حرکت مدنی را هم لگدمال بکند به سود و به سود به نوعی جمهوری اسلامی در حرکت باشد.
چرا که آن اتفاقات ما درباره اش چیزی نمی دانیم اما شما مدام دارید منتشرش می کنید به هوای اینکه بادی به غبغب می اندازید و تصویر می کنید که ما حالا انتقام گرفتیم اما نمی دانی که تا چه اندازه این انتقام این چرخه را به فعالیت می گذارد که حالا تعداد بیشتری را به سکوت و سکون بکشونه.
در باب این مساله و انقلاب و ارتباطش با خشم میشه ساعت ها صحبت کرد.
اما ما باید باورمند به ایمان خودمان باشیم.
ایمانی که مسیر و هدف را برای ما همتا و یکسان قلمداد و تصویر می کند.
ایمانی که از آزادی و برابری صحبت می کنند، ایمانی که قرار دارد تا آزار و ظلمی در جهان وجود نداشته باشد و اگر ما فریادی می زنیم به واسطه دیدن این ظلم و آزارها است.
مهم نیست چه کسی در آزار هست، چه جانی در ظلم هست، مهم این است که دیگر آزاری وجود نداشته باشد.
ما روزی به این نقطه می رسیم که نگذاریم حتی دشمنمان هم آزار ببیند و در ظلم باشد.
آزادی را برای دشمن خودمان هم به ارمغان بیاوریم.
آن روز است که ما به آزادگی خواهیم رسید.
آن روز است که ما تصویری از ایمان خودمان را در جهان به نمایش خواهیم گذاشت و آن روزی که مردم این انقلاب درونشان شکل بگیرد و این ایمان تازه نقش ببندد.
ما شاهد تغییرهای مختلف هستیم که قاعدتا صحنه سیاسی هم از آن مستثنی نخواهد بود.
آیا میتوان با ابزاری که ظلم ساخته است، بنای عدل را پی افکند؟ چرخه خشونت نه یک اتفاق، بلکه یک استراتژی بقا برای ساختارهای قدرت است. زمانی که استبداد، «شجاعت» را در «خشونت» بازتعریف میکند، در واقع در حال یارگیری از میان مخالفان خویش است تا آنها را به آیینِ خود درآورد. در این تحلیل، ما با این واقعیتِ تلخ روبهرو میشویم که هرگونه حرکتِ کور و هیجانزده که بر پایه چرخه خشونت بنا شود، پیش از آنکه به تختِ قدرت ضربه بزند، بدنه قشر خاکستری و ایمانِ جمعیِ جامعه را متلاشی میکند.
انقلاب، در ذاتِ خود به معنای دگرگونی است؛ اما این دگرگونی اگر تنها جابهجاییِ مهرههای قدرت باشد، فرجامی جز بازتولیدِ استبداد نخواهد داشت. حقیقتِ چرخه خشونت این است که قدرتِ لجامگسیخته، از تصویرِ خشنِ مخالفِ خود تغذیه میکند تا سرکوب را مشروعیت ببخشد. پرسش اینجاست: چگونه میتوان در برابر حکومتی که خود را در خون تطهیر میکند، ایستادگی کرد بدون آنکه در دامِ کینه فرو غلتید؟ پاسخ در «کثرت» نهفته است. قدرتِ کثرتِ مردم، هر گلولهای را بیاثر و هر بازوی سرکوبگری را دچار تردید میکند. چرخه خشونت تنها زمانی از کار میافتد که جامعه به این بلوغ برسد که هدف، از بین بردنِ «افراد» نیست، بلکه ویران کردنِ «سیستمی» است که آن افراد را تولید میکند.
ما نیازمندِ یک انقلابِ فردی هستیم تا بتوانیم از چرخه خشونت عبور کنیم. این به معنای انفعال نیست، بلکه به معنای رادیکالترین نوعِ مبارزه است؛ مبارزهای که در آن «جان» به عنوان والاترین ارزش، خط قرمزِ کنشگری قرار میگیرد. برای نیل به آزادیِ همگانی، باید از مرزهای کینهتوزی فراتر رفت و به قانونی پایبند بود که در آن، هیچ انسانی به بهانه آرمان، حقِ سلبِ حیاتِ دیگری را نداشته باشد. آگاهی، تنها سلاحی است که زنگ نمیزند و تنه راهِ خروج از این تکرارِ باطلِ تاریخی، جایگزینیِ «انقلابِ خشم» با «انقلابِ بیداری» است.
در نهایت، گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به فردایی روشن، مستلزمِ آن است که ما امروز، تصویرِ آن فردا را در رفتارهای مبارزاتیِ خود منعکس کنیم. اگر در پیِ جهانی هستیم که در آن اعدام و شکنجه وجود نداشته باشد، نمیتوانیم با طنابهای اعدام به استقبالِ آزادی برویم. این دعوت به آگاهی است؛ دعوتی برای شکستنِ همیشگیِ چرخه خشونت.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری