خب در این ابتدای برنامه بهتر هست که ما در باب قرآن صحبت بکنیم چرا که خب توی این قسمت های گذشته صحبت ‏کردیم و گفتیم بهترین راه برای شناخت اسلام قاعدتا قرآن هست.‏
‏ یعنی اولین مأخذ و منبعی که تمام مسلمون ها بهش رجوع می کنن و اجتهاد های خودشون رو انجام میدن و راه ها و طریقت ‏خودشون رو پیدا می کنند، قرآن هست و خب ما وقتی می خوایم در باب یک مساله ای صحبت بکنیم می تونیم اولین ارجاع ‏مون رو به قرآن بدیم و خود قرآن قرار هستش که بزرگ ترین راهکار برای پیشبرد اهداف اسلامی باشه.‏
‏ قرار هست که مسیر زندگی فلسفه زیستن رو به مسلمون ها تعلیم بده.‏
‏ کتابی است که قراره برای تمام فصول و عمر بشریت راهگشا باشه.‏
‏ وقتی این کتاب تا این حد عنوان بزرگی بر خودش داره و قرار هست که تا این حد کارایی داشته باشه، خب قاعدتا باید در باب ‏موضوعات مهم زیستن انسان ها هم راهکار بده.‏
‏ یعنی شما با قرآنی رو به رو هستید که بین مسلمون ها به عنوان کلام الهی شناخته میشه؟
‏ در نکته اول یعنی همه باور دارند که این کلام خداوندی است.‏
‏ در کنار این شما مواجه می شوید با مسلمان هایی که اعتقاد دارند دین اسلام کامل ترین دین خداوند است.‏
‏ دین نهایی خدا هست و قراره که با این دین شما همه چیز در باب زیستن در این دنیا در اختیار داشته باشید و راهکار اصلی این ‏دین هم برای دادن این راهکار ها قرآن هست.‏
‏ با توجه به این تفاسیری که در بابش صحبت کردیم و بین تمام مسلمین جهان هم همسو و همداستان هست، حالا شما با یک ‏کتابی روبه رو میشید که قراره پس تمام راه ها رو به شما بده.‏
‏ قرار هست که در باب تمام موضوعات مهم صحبت بکنه.‏
‏ حالا این کتاب قرآن وقتی به زمینه کار می رسه می بینید که به نوعی هیچ صحبتی برای گفتن نداره.‏
‏ حتی یک آیه هم در باب کار درش نیومده.‏
‏ یعنی شما سر تا ته قرآن رو که مطالعه قرار میدید آیات مختلفی رو باهاش روبرو میشید.‏
‏ از آیات بی حد و حصری که در باب ارعاب مردم صحبت کرده، ترسوندن مردم صحبت کرده، در باب جنگ و جهاد صحبت ‏کرده، در باب قوانین منزجر کننده و خشونت بار صحبت کرده، قصص و داستان های مختلفی رو از.‏
‏ تورات نقل کرده، در عین حال در باب رفتار شما با کفار و مشرکین مرتدان صحبت کرده اما وقتی به زمینه کار میرسه سمول ‏بکس هیچ صحبتی برای گفتن نداره.‏
‏ در صورتی که ما یه توضیحی دادیم گفتیم که خب ادعای این مسلمون ها این هست که این دین کامل ترین دین بر جهان ‏هست.‏
‏ پیامبر این دین خاتم المرسلین هست و اصولا رسالت رو به پایان می رسونه با اومدنش و قرار هست که کامل ترین دین خدا رو ‏هم به مردم بیان کنه و باهاشون در میون بذاره و این راه خداوندی رو به نوعی به پایان برسونه.‏
‏ یعنی بیشتر از اون اگر یهودیت بود، اگر پیامبران بیشماری در دل یهودیت ظهور کردند، از موسی و ابراهیم و یوسف و یعقوب ‏و یونس و تمام این پیامبران، اینها به صورت کامل با مردم، دین خداوندی و حجت را تمام نکردند.‏
‏ اما قرار بر این بود که پس در قرآن و در اسلام و به دست محمد پیام آور خداوند این رسالت به اتمام برسه.‏
‏ تمامی راه ها برای زیستن در این دنیا بیان بشه و قرآن هم اون ماخذ و منبع نهایی بوده.‏
‏ کتابی که قرار هست تمامی انسان ها رو راهنمایی به سوی رستگاری بکنه.‏
‏ و خب همه ما میدونیم چه در جهان مدرن امروزی که داریم زندگی میکنیم و چه در زمان های پیش تر یعنی از همان ابتدا که ‏انسان ها یک زیست اجتماعی را در کنار هم داشتند.‏
‏ مبحث کار مبحث خیلی مهمی بوده.‏
‏ یعنی به نوعی ما انسان ها از همون ابتدای زیستن مون در جهان، از زمانی که به این زندگی اجتماعی رسیدیم همواره با کار ‏زندگی مون گره خورده.‏
‏ یعنی ما با تفاوت و تمایزی که با دیگر جانداران به ویژه حیوانات داریم به واسطه عقل و خردی که داریم.‏
‏ حالا سعی کردیم یه چیزهایی رو تولید کنیم و به واسطه اون تولید مون زندگی مون رو گذر داشته باشیم.‏
‏ حتی وقتی به دنیای پیشترها هم نگاه بکنید، شاید این کار کردن اونجا مفهوم و معنایی داشته.‏
‏ مترادف با کاری که به عنوان مثال مورچه ها دارن میکنن.‏
‏ یعنی اینکه غذایی رو ذخیره بکنن برای اینکه بتونن ازش در فصل سرما در زمانی که غذا نیست استفاده بکنند.‏
‏ یعنی این واژه کار کردن، این مفهوم کار کردن ریشه ابتدایی دارد و جزء موضوعات مهم زیست انسانی است و حالا شما مواجه ‏می‌شوید با این خاتمه رسولیان با کتابی که قرار است راهنمای تمام فصول زندگی انسان‌ها باشد تا آخرین روزی که بشریت در ‏جهان وجود دارد و حتی یک آیه و یک کلمه در باب کار در خودش جای نداده، در صورتی که بارها و بارها در باب انذار و ‏ترس، بهشت و جهنم و مفاهیمی از این دست صحبت کرده و به کرات صحبت کرده، خیلی از قصص و داستان‌ها را حتی ‏چندین بار تکرار کرده.‏
‏ خب قاعدتا جا داشته تا بخواهد در باب کار صحبت بکند اما صحبتی نکرده.‏
‏ خب این برآیند ابتدایی ما را به دو نتیجه متفاوت می‌رساند.‏
‏ یعنی شما یا باید به این به این فکر بکنید که خب قرآن کامل نبوده.‏
‏ حالا خدا یه مفاهیمی رو جا گذاشته و دربارش صحبت نکرده که خب این منافات داره با ادعای ابتدایی پیامبر اسلام با دین ‏اسلام، با قرآنی که مدام صحبت از این میکنند که قرار است راهنمای انسان ها در تمامی فصول و تا آخرین روز زندگی بشر در ‏جهان تا پیش از قیامت و آخرت باشه.‏
‏ خب این ادعایی ست که مدام شما میشنوید دیگه از این باورمندان به اسلام.‏
‏ پس این منافات داره با اصالت صحبتی که خودشون میکنن.‏
‏ ولی ما باید یا نگاهمون اینگونه باشه.‏
‏ یعنی این استدلال رو بکنیم در قبال اینکه در قرآن هیچ کلامی از کار نیومده و یا اینکه برای خدا و طریقت خداوندی و اسلام ‏کار موضوع مهمی نبوده.‏
‏ یعنی کار رو به عنوان یک موضوع مهم بشری در زیست خودش اتخاذ نکردن بهش باور نداشتم.‏
‏ در صورتی که من دربارش صحبت کردم گفتم که نه تنها در زندگی مدرن امروزی که اگر یک انسان رو شما بخواید در نظر ‏بگیرید در دوران بزرگسالی چند عامل در زندگی اون تعیین کننده هست دیگه؟
‏ یعنی یکی اون رابطه ای که برقرار می کنه با دیگر انسان ها.‏
‏ یکی هم کار کردن یعنی کار کردن جزو اون اصول اصلی زندگی کردنش هست.‏
‏ منبع ارتزاق و روزی خوردنش هست.‏
‏ فرای اون انسان به واسطه این کار کردن هستش که از این حالت ایستا بودن و در خود ماندن دور میشه.‏
‏ یعنی هر کس به واسطه چیزی که داره تولید میکنه زندگیش جهت و هدفی میگیره.‏
‏ این جهان مدرن و امروزی ما هست که خب همه درگیری دارن برای شغل و کار کردن.‏
‏ حالا به واسطه علایقشون، به واسطه شرایطی که توش به دنیا اومدن، به واسطه جبر و تحمیل.‏
‏ اما در مجموع اینکه هر کس یک کار و یک پیشه ای رو برای خودش در نظر میگیره تا بتونه زندگیش رو پیش ببره.‏
‏ اما اگر ما ملاک و معیار هامون رو همین جهان امروزی و دنیای مدرن هم قرار ندیم، از همون پیشترها حتی در زمان زندگی ‏خود محمد، حتی پیش تر از اون هم کار یک بخش بزرگ و عمده ای از زیستن انسان ها بوده.‏
‏ چرا که ما برای زندگی کردن نیاز به این کار داریم.‏
‏ یعنی ما نیاز به تولید داریم که به واسطه اون بتونیم زندگی خودمون رو پیش ببریم.‏
‏ زندگی انسانی که به نوعی دومینو وار به هم وابسته هست و انسان ها از همون ابتدا هم سعی کردند که با این ترکیباتی که در ‏کنار هم انجام میدن این کارها رو که به نوعی بین هم تقسیم می کنند این زندگی اجتماعی رو به پیش ببرند.‏
‏ پس موضوع موضوع خیلی مهم نیست.‏
‏ یعنی شما یک جامعه ای رو در نظر بگیرید که قرار باشه هیچکس توش کار نکنه.‏
‏ خب آیا این جامعه قدرت ادامه دادن زیست خودش و این حیات اجتماعی خودش رو داره.‏
‏ آیا شما یک جامعه ای رو در نظر بگیرید که حالا قرار باشه هیچ کس توش کاری نکنه و هیچ تولیدی انجام نشه؟
‏ به عنوان مثال وقتی ما از کار صحبت می کنیم، از تولید صحبت می کنیم.‏
‏ همه ی تولیدات هست دیگه.‏
‏ حالا شاید یک بخشی از این تولیداتی که امروز داره اتفاق می افته خیلی حیاتی برای زندگی ما نباشه اما بخش عمده ایش ‏حیاتیه.‏
‏ یعنی بخش هایی که اون نیازهای ابتدایی ما رو تامین میکنه مثل غذا خوردن.‏
‏ یعنی شما در نظر بگیر که قرار باشه کسی کاری نکنه.‏
‏ حالا قرار هست که گندمی تولید نشه.‏
‏ ما به ازای تولید نشدن این گندم قرار هست که کسی به عنوان مثال نونی نپزه نونوایی ما نداشته باشیم تو این مملکت توی اون ‏جامعه ای که داریم می سازیم خب قرار هست این مردم چی بخورن؟
‏ قرار هست به دنبال محصولات دیمی باشن که در جهان تولید میشه.‏
‏ آیا این حد از این محصولات در حدی هست که بتونه زندگی آنها را پیش ببرد و اصولا نگاه کردن به اینکه اگر قرار باشه ‏کسی کاری نکنه چه سرانجامی این جامعه میتونه داشته باشه.‏
‏ این به همین شکل در دوران کهن هم به همین صورت و همین چهره را داشت.‏
‏ یعنی تفاوتی نمیکرده.‏
‏ انسانها نیازهاشون که طی مرور زمان تغییر نکرده یعنی ما نیازمون به اکسیژن نیازمون به غذا خوردن اینها تغییر نکرده.‏
‏ طی این ادواری که از زیستن ما در جهان گذشته و ما مواجه می‌شویم با یک اصل مهمی در زیستن انسان که کار هست و بعد ‏شما در برابرتان یک دینی را دارید که ادعای کامل بودن می‌کند، ادعای راهنما بودن می‌کند، ادعای راهنما بودن برای بشر ‏می‌کند که تا آخرین روزی که جهان پابرجا باشد قرار است که انسان‌ها را راهبری بکند.‏
‏ قرار هست که انسان‌ها را به رستگاری در این دنیا و دنیای دیگری که حالا دارد تصویر میکنه برسونه.‏
‏ اما این دین در باب مهم ترین موضوع، در اصلی ترین کتاب و در اصلی ترین راه چاره برای اینکه انسان ها رو راهنمایی بکنه ‏هم صحبتی ازش نشده.‏
‏ یعنی شما تک به تک آیات قرآنی رو که زیر نظر می گیرید حتی یک کلمه در باب کار کردن در باب کشاورزی ای که در ‏اون دوران بالاخره مرسوم بوده، در باب تولید کردن، در باب هدفی داشتن، در راستای این تولید کردن صحبتی به میان نیامده و ‏این خودش بیانگر نگاه اسلام نسبت به کار هست.‏
‏ موضوع، موضوع خیلی مهمی هست.‏
‏ یعنی شما از همین نبودن این آیات در دل قرآن می تونید به این معنی برسید دست پیدا بکنید.‏
‏ خب شما یک کتابی دارید که مهم ترین رکن برای راهنمایی شما شماست.‏
‏ وقتی در باب این موضوع صحبت نمی کند گفتم شما دو برآیند نسبت به این موضوع دارید.‏
‏ به واسطه نبودن کار در قرآن یا می توانید به این فکر کنید که این کتاب، کتاب کاملی نیست.‏
‏ خداوند نتوانسته تمامی صحبت هایش را به نزد پیامبر بگوید و پیامبر آن را با مردم در میان بگذارد که خب این منافات دارد با ‏اصالت وجودیت اسلام و قرآن اسلامی که داعیه دار این است که من راه کامل را دارم به شما می گویم و یا اینکه شما باید به ‏این فکر بکنید که برای این قرآن و این خدا و این دین کار کردن موضوع مهمی نبوده که این نزدیک تر به واقعیت است.‏
‏ یعنی شما با دینی روبه رو هستید که یکی از ارکان مهم زیستن که کار کردن و تولید است را به عنوان موضوع قابل عرض و ‏فهمی برای مردم نمی دانسته.‏
‏ یعنی شما باید با یک جامعه ای روبه رو می شدید که هیچ کاری برای انجام دادن نداشته، هیچ چیزی قرار نبوده که تولید کند ‏و این بیانگر این نگاه اسلامی نسبت به کار هست.‏
‏ پس وهله اولی که ما در این بحث درباره اش صحبت می کنیم، قرآن و نبودن کار و تلاش و هدف داشتن در زیستن در دل ‏قرآن هست.‏
‏ در صورتی که شما مواجه میشید با آیات بیشماری که در باب موضوعات کوچک صحبت کرده، حتی مثلا به عنوان مثال شما ‏با آیاتی روبه رو میشید که در باب مسائل شخصی پیامبر صحبت میشه.‏
‏ آیاتی وجود داره که حالا داره میگه که پیامبر میتونه با زنان خودش چه جوری ارتباط برقرار کنه، به خونه کی بره به خونه کی ‏نره؟
‏ خودش عادل هست.‏
‏ میدونه که چگونه باید با کدوم همسر رفتار بکنه.‏
‏ یعنی موضوعات شخصی پیامبر اسلام در اون برهه از تاریخ قرار هست که راهنمای انسان ها تا طول زیستن اون ها تا هزاران سال ‏بعد یعنی 1400 سال گذشته.‏
‏ ما یک پیامبری داشتیم که یازده زن رو به عقد خودش درآورده بود با ده ها و صدها کنیزی که در اختیار داشت و با آنها رابطه ‏جنسی برقرار می کرد.‏
‏ حالا یه بخشی از این زنان به نوعی از این رفتار محمد عاصی و کلافه شده بودند که حق اون ها رو ادا نمی کنه.‏
‏ پیش اون ها نمیاد، برای رابطه جنسی داشتند و بعد قرآن و خدا و پیامبر و محمد و. ادامه داستان.‏
‏ در باب این موضوع نظر خودشون رو میگن.‏
‏ یعنی میاد خدا در قرآن اعلام میکنه که بله پیامبر من عادل هست.‏
‏ خودش میدونه با انصاف چگونه رفتار کنه و بعد قرار هست که این آیاتی که هزار و چهارصد سال پیش گفته شده راهبر مردم ‏تا امروز ما باشه.‏
‏ یعنی ما در قرن بیست و یکم امروز بشینیم و این آیات رو بخونیم تا بفهمیم که چگونه باید عدالت داشته باشیم با همسرانمون.‏
‏ حالا فرای این نگاه بیمارگونه ای که در قسمت های آتی درباره اش صحبت می‌کنیم.‏
‏ حالا اینجا یک مثال کوچیکی زدیم.‏
‏ نمیخوایم خیلی وارد این بحث بشیم چون این موضوع موضوعی هستش که میشه دربارش صحبت کرد و باید دربارش صحبت ‏کرد و در موضوعاتی که مرتبط صحبت میکنیم یه مثالی زدیم فقط برای اینکه بخوایم یک درک درستی داشته باشید نسبت به ‏اینکه یک کتاب راهنما که قرار هست راهنمای کل بشریت برای تمام عمر بشریت در جهان باشه در باب چه موضوعاتی ‏صحبت میکنه و در باب چه موضوعی صحبت میکنه.‏
‏ در باب کار حتی یک آیه هم نازل نمیشه تا محمد بخواد با مردم در باب کار کردن، در باب فواید کار کردن، در باب ‏کشاورزی، در باب تولید کردن، در باب هدف داشتن، در زیستن صحبت بکنه.‏
‏ اما در کنار اون حاضر هست که در باب روابط شخصی خودش با زنانش صحبت بکنه و خدا اونجا به صحبت بیاد.‏
‏ خب این بیانگر این نگاه اسلامی نسبت به کار هست.‏
‏ اما فرای این نگاهی که گفتیم، قرآن در باره اش صحبت نکرد و کار را به هیچ ارزشی نه انگاشت.‏
‏ به نوعی حالا باید نگاه بکنیم که حالا چه کاری توسط محمد و اسلام و قرآن و خدا و الله و این باور ارائه شد؟
‏ اینکه خب آنها هم مسلما نیاز داشتند به کار کردن.‏
‏ یعنی همه انسان ها در طول تاریخ نیاز دارند به یک فعالیتی که بتوانند از طریق آن ارتزاق بکنند.‏
‏ ساده ترین شکل ممکنش میشه همون دورانی که پیش تر از اصلا به وجود آمدن هر نوع نگاه و تفکر و باوری بوده که انسان ها ‏مجبور بودند مثل باقی حیوانات بروند و اون غذایی که قرار هست بخورند رو پیدا بکنند برن توی بیابون ها و برن توی جنگل ‏ها و حالا از میوه ها از گیاهان استفاده بکنند تا سیراب بشن.‏
‏ باشد یا اینکه در بعد ها مثلا شکار بکنند و از گوشت و خون خواری مثلا در نهایت به یک راهی برسند که بتونند این نیاز ‏خودشون رو رو سرپوش بگذارند.‏
‏ خب این ابتدایی ترین شکل از کار کردن میتونه لقب بگیره دیگه.‏
‏ اما طی مرور زمان انسان ها به این نتیجه رسیدن یعنی راه هایی رو پیدا کردن برای اینکه بتونن غذا رو انبار بکنند، بتونن غذا رو ‏تولید بکنند، بتونن کشاورزی بکنند و گیاهان رو رشد بدن برای اینکه ازش استفاده بکنن و کم کم این کار یک شکل دیگری ‏به خودش گرفت که ما مواجه میشیم با مثلا دوران کشاورزی بین انسان ها و این نوع زیست انسان ها رو کلا تغییر میده ولی این ‏کار همواره همراهشون بوده و اصولا انسان ها در دنیایی که زندگی می کنند بدون این کار کردن نمی تونند زندگیشون رو به ‏پیش ببرند.‏
‏ حالا چه به نوع ابتدایی اش و چه هی پیشرفت و پیشرفت میکنه در این راستا. مثل امروز.‏
‏ و جهان امروز ما بشه که خب ما در یک جهان پر و پیمانی از این تولیدات بشری و این انحصار ابزار ساز گیر کردیم.‏
‏ حالا می بینیم که مدام داره همه چیز تولید میشه و رنگ و بوی دیگری به خودش گرفته.‏
‏ اما در مجموع انسان با کار کردن زندگیش گره خورده.‏
‏ حالا ما گفتیم که پس قرآن در باب این کار کردن صحبتی برای گفتن نداشته و موضوع مهمی براش نبوده اما خب قاعدتا باید ‏یک کاری ارائه می داده تا بتونن اون مردم، اون اجتماع در کنار هم زندگی بکنند.‏
‏ خب در دورانی که محمد در مکه بود و ما درباره اش در قسمت تاریخ اسلام صحبت کردیم، اینکه محمد خب در اون ابتدا ‏بعد از اینکه رسالت خودش رو به نوعی عیان کرد و با همه درمیون گذاشت در اون دوران ابتدایی تحت فشار بود دیگه در مکه ‏حالا زیست اجتماعی اونها خیلی معنای مشخصی در اون برهه از تاریخ نداشت.‏
‏ هر کس برای خودش زندگی میکرد و زندگیش رو گذران میکرد و حالا با همون نوع کار کردنی که پیش تر از ظهور محمد ‏در جریان بود هم زندگیش رو به پیش میبرد.‏
‏ اما بعد از اینکه محمد هجرت کرد و به نوعی به مدینه رفت و حالا یک جامعه کوچکی رو برای خودش پدیدار کرد، از اون ‏دوران دیگه ما مواجه شدیم با یک کار اجتماعی که قرار بود مسلمون ها انجام بدن.‏
‏ برای این زیست جمعی نیاز داشتند که کاری بکنند.‏
‏ شما مواجه میشید با محمدی و اسلام و قرآن و خدایی که حالا یک راهکار میده برای این زیست اجتماعی و این کار کردن تا ‏اونا بتونن ارتزاق بکنند و راه حل اونها غزوه کردن بود.‏
‏ درباره اش توی قسمت های گذشته هم صحبت کردم.‏
‏ اینها موضوعات مهمی هست که هر جای اسلام وقتی بخوای در باب هر موضوع اسلامی هم صحبت کنید، این موضوعات مثل ‏وجود قرآن در برابر شما صف آرایی می کند.‏
‏ در باب کار در اسلام هم هر موقعی که بخواهید صحبت بکنید، این مبحث غزوه در برابرتان صف آرایی می کند.‏
‏ اینکه شما محمدی را دارید در آن دوران صدر اسلام که بعد از تشکیل جامعه کوچک خودش در مدینه حالا برای کار کردن ‏دست به دامان غزوه شده، قضیه به چه معنی است؟
‏ غزوه به مفهوم همان راهزنی است که ما سراغ داریم.‏
‏ غزوه کردن در دوران صدر اسلام مترادف با همان راهزنی است.‏
‏ یعنی شما در نظر بگیرید که در دریا مثلا دزدان دریایی وجود دارند.‏
‏ خب حالا یک سری کشتی های تجاری هستند که دارند اموالی را در داخل دریا به این سو و آن سو می برند.‏
‏ حتی امروز هم وجود دارند این دزدان دریایی دیگر.‏
‏ حالا یک کشتی می آید جلوی راه اینها را می گیرد و کمین کرده و منتظر بوده تا این کشتی های تجاری رد بشن.‏
‏ خب این کشتی که به عنوان راهزن شناخته میشه به عنوان دزدان دریایی شناخته میشه.‏
‏ اینها جلوی اون کاروان رو به نوعی اون کشتی که حامل محصولات تجاری هست رو میبندن حمله میکنن.‏
‏ حالا اینها رو قلع و قمع میکنن.‏
‏ میکشن، به اسارت میگیرن و یا هر کار دیگه ای میکنن.‏
‏ اما این اموال رو به دست میارن و با سرقت این اموال روزی میخورن و ارتزاق اونها هم از این طریق هست.‏
‏ حالا این رو شما در کشور های مختلف در جاهای مختلف در طول تاریخ دیدید.‏
‏ در خود ایران ما پیش از این که تبدیل به یک دولت و ملت بشیم و یک ارتش واحده ای هم داشته باشیم، در دوران قاجار هم ‏به وفور این رو میدیدیم.‏
‏ اینکه در جای جای ایران راهزنانی وجود داشتند که حالا با سد کاروان های تجاری به نوعی از اونها باج میگرفتن، اخاذی ‏میکردند و مال و اموال اونها رو از این طریق تصاحب می کردند.‏
‏ وقتی ما در باب کار صحبت می کنیم در اسلام اولین راهکاری که محمد و قرآن و خدا در برابر مسلمانان قرار میده همین غذا ‏کردن ها هست.‏
‏ حالا محمد در داخل مدینه یک اجتماع کوچکی رو برای خودش پدید آورده و اون جماعتی که بهش باورمند هستند قرآن در ‏باب کار کردن صحبت نمی کنه.‏
‏ راهکاری در باب کار کردن، در باب تولید کردن، حالا هر چیزی از تولیدات تولیدات منسوجات باشه، تولیدات کشاورزی ‏باشه صحبتی به میان نمیاره و.‏
‏ خب این جماعت نیازمند به ارتزاق کردن هست.‏
‏ راهکار تجارت کردن هم به اون ها بیان نمیشه و در قبال این رفتار و برای این ارتزاق رو میارن به راهزنی.‏
‏ حالا محمد توسط اون افراد و یارانش که برخی از آنها شمشیرزنان خوبی هم بودند.‏
‏ جنگجویان خوبی هم بودند.‏
‏ میان و در بین بین راه هایی که مجاور با مکه بوده و قریشیان که مسلما تاجر بودند.‏
‏ ما در باب این صحبت کردیم که قریشیان و مردم شبه جزیره عربستان بیشترین نوع کار کردن و ارتزاق و روزی خوردنشون از ‏طریق تجارت بوده.‏
‏ حالا این تاجران و این کاروان های تجاری در حال عبور توسط محمد و یارانش.‏
‏ دزدیده می شده.‏
‏ و شما مواجه می شوید با غزوه های بیشماری که در دوران حیات محمد شکل گرفت و نوع کاری که به مردم جامعه خودش ‏محمد نشان داد.‏
‏ همین سرقت و دزدی کردن و راهزنی بود.‏
‏ همین غزوه ها بود، همین به غنیمت بردن ها و تاراج کردن اموال دیگران بود.‏
‏ در طول زیستن محمد این راه به پیش رفت.‏
‏ اصلا یکی از دلایل قدرت گرفتن محمد و یارانش در طول زیستنش در مدینه هم همین موضوع بود.‏
‏ اینکه قریشیان تجارت زیادی می کردند و مجبور بودند برای این تجارت از همان مسیری رد بشوند که محمد در آنجا زیست ‏میکرد.‏
‏ حالا محمد و یارانش میرفتند و در بیابان ها جاهایی را کمین میکردند و وقتی که این کاروان های مشرکین، کافران قریشیان رد ‏میشدند، اینها حمله میکردند و این اموال را از آن خودشان میکردند.‏
‏ حتی گاها از برخی از اینها باج میگرفتند.‏
‏ یعنی از برخی از این کاروان های تجاری باج میگرفتن برای اینکه بهشون حمله نکنن.‏
‏ حتی خیلی از جنگهایی که بعدها اتفاق افتاد به واسطه همین غزوه ها بود.‏
‏ یعنی این غزوه ها شروع کننده ی جنگ های بین مسلمانان و مشرکین بود.‏
‏ بین مسلمانان و یهودیان بود.‏
‏ راهکاری که محمد در برابر این مسلمان ها قرار داد این غزوه کردن ها بود.‏
‏ می توانید به تاریخ های مدونی که از اون برهه ی تاریخی وجود داره مراجعه کنید.‏
‏ مواجه بشید با تعداد بیشماری از این جنگ ها و غزوه ها.‏
‏ حتی یک کتابی هم که الان خاطرم نیست اسم نویسندش چیه و خیلی هم نزدیک به اون تاریخ صدر اسلام هست در باب ‏جنگ ها و غزوه های محمد هست.‏
‏ یعنی در باب فقط و فقط این غزوه ها که اشاره میکنه تاریخش رو میگه، اتفاقاتی که افتاده چه کسانی در اون شرکت کردند و ‏چه سرانجامی داشته که بیشتر این ها با پیروزی مسلمین بوده چرا که این کاروان های تجاری که برای جنگیدن به میدان نیامده ‏بودند این ها یک کالای تجاری رو برای خودشون داشتند عبور میدادند از اون بخش.‏
‏ حالا مواجه شدن با یک سری تعدادی آدم هایی که با شمشیر آمده اند تا این اموال را تصاحب کنند.‏
‏ خب برخی این ها را تحویل می دادند و می رفتند.‏
‏ برخی هم که ایستادگی می کردند خب قاعدتا از زیر تیغ می گذشتند.‏
‏ اما کم کم بعد از دیدن این رفتارها و این راهزنی های محمد، این کفار و قریشیان و مشرکین به فکر این افتادند که حالا ‏کاروان های تجاری خودشان را مجهز بکنند به نگهبانانی، مجهز، بکنند به جنگجویانی که باز هم راهگشا نبود.‏
‏ باز هم خب قاعدتا کسانی که برای این کار می آیند تعداد بیشتری دارند.‏
‏ در برابر این که شما برای یک کاروان تجاری مگر چند نگهبان و جنگجو می توانید استخدام کنید.‏
‏ و خب از همین رو هست که شما مواجه می شوید با غزوه های بیشمار و مال اندوزی که کم کم برای محمد شکل می گیرد و ‏برای این مسلمین شکل می گیرد.‏
‏ خب خیلی ساده تر هم این مسلمان ها به این باور گرایش پیدا می کردند.‏
‏ حالا قرار نبود که کار خاصی بکنند.‏
‏ قرار نبود که زحمتی بکشند تا چیزی تولید بکنند و یا این منسوجات تولید شده را حالا تجارت بکنند، سختی های راه را بکشند ‏و در نهایت به یک سود کوچکی برسند.‏
‏ یعنی شما در نظر بگیرید که حتی کسانی که تجارت می کنند یک بخش عمده ای از این محصول آن پول و سرمایه ابتدایی ‏خودشان هست.‏
‏ حالا قرار هست که از این یک سودی تصاحب بکنند.‏
‏ اما به این دقت بکنید که کسی که در این قصه ها و این راهزنی ها این اموال را به دست می آورد، تمامی این اموال را دارد به ‏دست می آورد.‏
‏ یعنی هیچ هزینه ابتدایی هم برای آن اموال نکرده و سراسر آن سود هست.‏
‏ خب قاعدتا این برای مردم که حالا دارند بنیان های فکری شان را هم از یک اعتقاد به خدا و اینکه ما قوم برتر خدا هستیم و ما ‏نظرکرده گان خدا هستیم و مومنین هستیم و در فردای آخرت هم قرار هست که بهشت جایگاه ابدی ما بشود.‏
‏ کسانی که در برابر ما هستند و دشمنان خدا هستند و عقاید و باورهایی از این دست آن ها را تا چه حد جریح تر هم می کرده و ‏حالا آن ها بدون زحمت یک مال بادآورده ای را هم به دست می آوردند.‏
‏ یکی از دلایلی که دین اسلام پیشرفت کرد و کم کم تبدیل به یک قوای مستحکم شد، برای اینکه بتواند مکه را تسخیر کند و ‏بعد از آن کشور های دیگر را از بین ببرد و قلع و قمع بکند.‏
‏ همین نگاهی بود که محمد نسبت به کار کردن و مال اندوزی داشت.‏
‏ یعنی شما مواجه می شدی با یک مال مفت سرشاری که حالا در اختیارتان بود.‏
‏ حالا شما می توانستید در راه این کاروان های تجاری قرار بگیرید، وقتی این ها رد می شدند بهشون حمله بکنید، این ها رو از ‏زیر تیغ بگذرونید.‏
‏ و کلام خداوندی به شما می گفت که مال مشرکین از آن شماست.‏
‏ مال و ناموس این ها برای شماست.‏
‏ شما این ها را به غنیمت می بردید و حالا شروع می کردید به.‏
‏ فروش این زنان و کودکان و مردانی که اسیر شده بودند به عنوان برده و کنیز و از اون طرف مال تجاری اینها رو هم تصاحب ‏می کردید حالا چه با فروشش چه با استفاده کردن ازش.‏
‏ مال سرشاری را به دست می آورد و این اموال بادآورده را تصاحب می کردید.‏
‏ خوب قاعدتا کم کم مردم هم به این رو میارن.‏
‏ یعنی اصولا در بین انسان ها این تمایل به فساد دیده می شه دیگه شما جهان هستی و طبیعت رو وقتی نگاه می کنید تمایل به ‏فساد داره.‏
‏ این مثال های ساده ای هم میشه درباره اش زد.‏
‏ شما یک به عنوان مثال یک سیب خراب رو در کنار یک جمع سیب که می ذارید اون سیب خراب هست که بقیه رو فاسد می ‏کنه.‏
‏ حالا حالا سه سیب فاسد رو در کنار یک سیب سالم هم بگذارید.‏
‏ باز اون سالم است که خراب می شه.‏
‏ یعنی این تمایل به فساد در بین طبیعت موج می زنه و شما می تونید اون رو ببینید و اصولا هم انسان دوست دارد در همین فساد ‏گام بردارد.‏
‏ یعنی تمایل رو به این فساد است.‏
‏ فرای این تمایل به فساد که میشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ اینکه انسان ها دوست دارند که مال مفت به دست بیاورند یعنی انسان ها دوست ندارند ذاتا کار بکنند.‏
‏ شما اگر برید از مردم بپرسید که امروز دوست دارید کار بکنید یا آن پولی که در ازای کار کردن بهتون میدن؟
‏ خب قاعدتا نود و نه درصدشون شاید حتی صد درصدشون تمایل داشته باشن که اون پول رو بگیرن و کار نکنن.‏
‏ یعنی تمایل به این مال مفت و کار نکردن هم که در بین انسان ها رایج هست، یک بخش ذاتی ای هست که در وجود ما هست.‏
‏ ما دوست نداریم که تلاش زیادی بکنیم، کار زیادی بکنیم، زحمت بکشیم، ما دوست داریم که اون مال رو بدست بیاریم.‏
‏ این ها بخش های ذاتی هست و حالا شما مواجه میشید با یک دینی، با یک باوری که قرار هست به شما این مال مفت رو در ‏اختیار شما بزاره.‏
‏ قرار هست که این رو حق بدونه این رو راهکار خداوندی بدونه.‏
‏ این رو ثواب بدونه.‏
‏ این جهاد رو بزرگ بداره و این تمایل به اسلام روز به روز هم بیشتر و بیشتر میشد و شما مواجه می شدید با یک روش و منشی ‏برای ارتزاق در بین مسلمین چون غزوه کردن و راهزنی بود و این راهزنی ها به پیش می رفت و پیشرفت های اسلام هم از همین ‏راستا بزرگ و بزرگتر شد، کم کم تعداد بیشتری به این ها رو آوردند.‏
‏ حالا محمد در بخش اقتصادی من دربارش صحبت میکنم که اصلا نوع نگاه اقتصادی محمد و کلا اسلام چه شکلی بوده.‏
‏ اینجا هم یک اشارت کوچکی بهش میکنم.‏
‏ اینکه حالا ما یک سری جنگجویی داریم که این جنگجویان ما قرار هست که راهزنی بکنن، اینا میرن و سرقت میکنن، در راه ‏ها می ایستند، کاروان های تجاری که رد میشه رو بهش حمله میکنند، این اموال رو از آن خود می کنند، زنان و فرزندان و ‏مردان را به اسارت می‌گیرند.‏
‏ باز هم می‌گویم در بخش اقتصادی بیشتر در باب این موضوع صحبت می‌کنیم.‏
‏ این‌ها را به عنوان برده و کنیز می‌فروشند و بعد این اموال به دست آورده را فرای آن بخشی که سهم رسول خدا هست، آن ‏سهمی که به عنوان زکات مثلا داده می‌شود، آن سهمی که به عنوان حق امام داده می‌شود و عناوینی از این دست را به محمد ‏می‌دهند.‏
‏ سهم جنگجویان را هم از آن کسر می‌کنند.‏
‏ حالا این مابقی را بین مردم تقسیم می‌کنند که این را در بخش اقتصادی بیشتر درباره‌اش صحبت می‌کنیم.‏
‏ اما منظور از گفتنی این است که حالا مردمی هستند که این اموال دزدی و سرقت شده و بادآورده را بین خودشان تقسیم شده ‏هم می‌بینند.‏
‏ خب قاعدتا مردم نسبت بهش رو میارن و شما مواجه می‌شید با سیلی که حالا حاضرند که مسلمون بشن و کم کم این اسلام ‏اینجوری هست که قدرت میگیرد و کم کم قدرت نظامی میگیره.‏
‏ حالا خیلی ها هستن که حاضرن در این غزوه ها شرکت کنن.‏
‏ حاضرن که بیان و جزو ارتشیان محمد بشن.‏
‏ چرا که یک مال بادآورده ای رو به دست میاره و داره این باور به شما میگه که دشمن شما همه چیزش برای شما هست.‏
‏ مالش برای شما از زنان و فرزندانش به شما حلال هست.‏
‏ کنیزان و بردگان شما میشن و حالا اونها میتونن به راحتی به واسطه قدرت بیشتری که دارن به واسطه کمینی که میکنن این ‏اموال رو به دست بیارن و همه چیز رو از آن خود بکنن و کم کم این فلسفه کم کم ادامه پیدا میکنه و میرسه.‏
‏ از این غزوه ها به جنگ، به جهاد فرای اون جنگ ها و جهاد هایی که بین مشرکین اتفاق می افته.‏
‏ کم کم محمد به این میرسه که میتونه کشورگشایی بکنه و میتونه به سرزمین های اطراف حمله بکنه و این ها رو از آن خودش ‏بکنه و دیگه قرار نیست که یک کاروان کوچکی باشه که این رو به دست بیاره.‏
‏ این اموال رو از آن خود بکنه.‏
‏ حالا یک روستایی، یک شهری، یک کشوری رو زیر سیطره خودش میاره، با سربازان بیشماری به او حمله می کند و بعد آنجا ‏می تواند تا جایی که دوست دارد از این ها اسیر بگیرد و این ها را به عنوان برده و کنیز بفروشد و اموالی که از او در آن کشور ‏وجود دارد در آن شهر وجود دارد را از آن خود بکند و بین مسلمانان به نوعی به عنوان بیت المال هم تقسیم کند.‏
‏ و شما مواجه میشی در طول عمر و زیستن خود محمد این اتفاقات افتاد اما در آن دوران به دلیل درگیری هایی که وجود داشت ‏و هنوز این اسلام پاگیر به صورت کلی نشده بود، کمتر اتفاق افتاد.‏
‏ اما بعد از آن آن خلفای راشدین که نزد اهل سنت هم بسیار مقبول هستند و اصولا ادامه دهنده راه محمد بودند، همان طریقت را ‏ادامه دادند و ما مواجه شدیم با حمله هایی که به کشورهای مختلف از مصر و ایران انجام دادند و اموال این کشورها را هم ‏غارت کردن.‏
‏ با همون فلسفه فکری ای که از ابتدا در باب کار و ارتزاق توسط محمد داده شده بود.‏
‏ یعنی ما گفتیم در قرآن حرفی از کار کردن زده نشد.‏
‏ در باب کشاورزی، در باب تولید ما هیچ آیه ای نداریم پیرامون این موضوعات.‏
‏ حالا یه راهی میخواست، ارتزاق جمعی، اینها، زندگی اجتماعی، اینها نیاز به یک ثروتی داشت، نیاز به یک تولیدی داشت، نیاز ‏به یک کاری داشت.‏
‏ و راهکار محمد غزوه بود. راهزنی بود. دزدی بود.‏
‏ خب این راهکار ادامه پیدا کرد تا رسید به جایی که حالا این ها قدرت را به دست گرفتند و ارتشی برای خودشون تشکیل ‏دادند.‏
‏ حالا با این ارتش قرار هست که به کشور های دیگه حمله کنند.‏
‏ اون کشور های دیگه نقش اون کاروان های تجاری رو ایفا کنند.‏
‏ اون راهزنی دیروز حالا امروز تبدیل به جهاد میشه، تبدیل به جنگ میشه.‏
‏ تبدیل به غارتگری میشه.‏
‏ یعنی به نوعی اون غزوه ها تبدیل به جهاد می‌شود و همین فلسفه ادامه پیدا میکنه و ما میرسیم به کشورگشایی هایی که انجام ‏میشه و غصب اموال دیگران به همون شکل گذشته.‏
‏ باز هم با همون طرز فکر و کلا نگاهی که به دیگران دارید و دیگران رو کافر و حربی میدونید و مال و ناموس و شرف و ‏زیستن شون هم برای شما حلال هست از بین بردنش.‏
‏ اما در کنار اینها ما در باب کار اما همراستا با این موضوعاتی که دربارش صحبت کردیم، یک موضوع دیگه ای هم قابل اشاره ‏هست.‏
‏ ما گفتیم که تفکر محمد در باب کار کردن به چه شکلی بود.‏
‏ اما در کنار این یک زیست معمولی هم این مردم مدینه به عنوان مثال داشتند.‏
‏ حالا چه بعد از اون، چه قبل از اون.‏
‏ چه در دورانی که محمد در مدینه حضور داشت، چه در دورانی که در مکه حضور داشت.‏
‏ یک زیست معمولی هم قاعدتا داشتند.‏
‏ یعنی فردا این غزوه ها و جنگ ها و جهاد ها.‏
‏ این کشت و کشتار ها.‏
‏ خب قاعدتا یک زیست معمولی هم داشتند مثل بقیه مردم جهان.‏
‏ وقتی ما به زندگی و این زیست معمول این انسان ها رجوع می کنیم، مواجه می شویم با محمد قرآن و اسلامی که در ‏بزرگداشت برده داری گام بر میداره.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با آیات بیشماری که در قرآن میاد در باب این برده داری در باب اینکه مثلا به عنوان مثال در باب اینکه ‏کنیزان برای شما حلال هستند.‏
‏ همین الان خاطرم اومد توی سوره نساء هم فکر میکنم در موردش صحبت میکنه که وقتی میخواد به شما حلال بدونه زنانی که ‏میتونید باهاش رابطه جنسی برقرار کنید چهار زن عقدی رو برای شما حلال میدونه و کنیزان بیشماری که شما در اختیار داشته ‏باشید.‏
‏ این یعنی بزرگداشت اون نگرش برده داری و کنیز داری.‏
‏ و اصولا در باب کار.‏
‏ حالا من خیلی نمیخوام در باب این کنیز داشتن و برده داری صحبت کنم چرا که باز هم در باب یک برنامه ی مجزا سعی می ‏کنم که دربارش صحبت کنم و اینها اشارت های کوچکی است برای اینکه شما بتونید مطلب رو بهتر درک کنید.‏
‏ اما در جای جای قرآن در جای جای احادیثی که حالا چه از محمد چه از دیگران مثلا به عنوان مثال برای شیعیان اون ائمه ای ‏که بهش باور دارند، در جای جای این ها در باب بزرگداشت برده داری روبه رو میشید با احادیث بی شمار آیات بیشمار که ‏حالا داره به شما نوید یک زیستنی رو میده که در شرایط عادی قرار هست که برده داری رو ترویج کنید.‏
‏ یعنی در دوران زیستن محمد.‏
‏ مدینه بزرگترین بازار فروش بردگان و کنیزان بود دیگه.‏
‏ یعنی شما مواجه می شدی با محمد که حالا هر روز غزوه های مختلفی می کرد.‏
‏ مردم بیشماری رو اسیر می کرد، میاورد و در این میدان ها میفروخت.‏
‏ بعد از اون وقتی به جنگ ها و جهاد هاش می رسیم خب این تعداد بردگان هم بیشتر میشدند.‏
‏ در یک میدان جنگ صدها نفر هزاران نفر را به بردگی و اسارت می‌گرفتند و بعد همه اینها را می‌فروختند و این یک ‏بزرگداشتی در باب برده داری بود.‏
‏ و وقتی فرای این نگاه هایی که حالا در جنگ اتفاق می افتد در جهاد و غزوه ها اتفاق می افتد، به زیستن معمول آنها می‌رسیم.‏
‏ حالا با ترویج این نظام برده داری، زیست معمول آنها هم در بزرگداشت این برده داری هست.‏
‏ یعنی وقتی شما می‌رسید به کار کردن، قرار است که برده ها برای شما کار بکنند و این که اسلام تا چه اندازه در این بهره کشی ‏از انسان ها بهره کشی بیمارگونه ای از انسان ها دست داشته و اصولا زیست معمول مسلمان ها در دورانی که حالا فارغ از این ‏جنگ ها و جهاد ها و غزوه ها زندگی می کردند، بر پایه کولی گرفتن از این بردگان بوده.‏
‏ یک نظام فکری که مدام در باب این برده داری صحبت میکنه کافران و غربیان رو به نوعی بردگان شما میدونه.‏
‏ اموالشون و ناموسشون رو حق شما میدونه، بر شما حلال میدونه.‏
‏ حالا شما اینها رو به دست میارید و مدینه رو بازار بزرگ فروش بردگان و کنیزان میکنید.‏
‏ حالا در زیست معمول خودتون هم قرار هست که از اینها بهره کشی بکنید.‏
‏ قرار هست که این برده ها رو که بدست اوردید فروختید، خریدید و ازشون استفاده بکنید و بعد این نظام بیمارگونه اسلامی هم ‏شکل میگیره که کار رو اصولا معطوف به بردگان میکنه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این نگاه بیمارگونه ای که در زمینه کار، کار رو برای بردگان میدونه.‏
‏ در جای جای این تاریخ مواجه با این موضوع میشید.‏
‏ این بردگان سرشاری که در جنگ به دست اومدن در غزوه ها به دست اومدند، در غزوه ها اسیر شدند و به دست محمد و ‏یارانش فروخته شدند، حالا در اختیار مسلمین هستند.‏
‏ آیات و احادیث بیشمار در باب این هست که اینها برای شما هستند.‏
‏ مال شما هستند، در اختیار شما هستند و بعد شما این نظام کار را بر دوش اینها میگذارید.‏
‏ این بردگان را بی جیره و مواجب در اختیار میگیرید تا به سختی کار بکنند و حالا اگر قرار باشد کار کوچکی هم در بین این ‏اجتماع بیمار پیش برود توسط این بردگان به پیش برود.‏
‏ و این ترویج نظام برده داری را در اسلام به کرات میبینید.‏
‏ پس ورای آن نگاهی که اسلام به کار دارد در باب زندگی عادی که گهگاه هم باهاش روبرو میشدند هم قرار بر این دارد که از ‏گرده این بردگان استفاده بکنند.‏
‏ و حتی امروز شما مواجه میشید دیگه با اون مفتی هایی که در عربستان وجود دارند و هنوز که هنوزه طالب این هستند که ما به ‏نظام برده داری برگردیم.‏
‏ یعنی قرار باشه که در عربستان سعودی هنوز هم انسان ها رو به عنوان برده خرید و فروش کنند چرا که این ریشه های اسلامی ‏داره.‏
‏ مثلا اینکه شما صاحب بردگان باشید یک ریشه اسلامی داره.‏
‏ اینکه شما بتونید برده برای خودتون تولید کنید یعنی شما مواجه هستید با کارخانه تولید برده و کنیز در اسلام.‏
‏ حالا فرای اینکه کشورهای دیگه در این دوران زیست خودشون چه کارهای احمقانه و حماقت آلوده ای رو انجام دادند، چه ‏کارهای خشونت باری رو انجام دادند؟
‏ شما با اسلامی روبرو هستید که کارخانه تولید برده هست.‏
‏ یعنی شما با یک حمله به کشور دیگری، به حمله به یک کاروان، دیگری حمله به یک کاروان تجاری، حمله به زندگی کفار، ‏حمله به زیست معمول کفار و مشرکین.‏
‏ میتونید اموال اون ها، زنان اون ها، همسران اون ها، فرزندان اون ها رو تصاحب بکنید و به راحتی اون ها رو را تبدیل به برده ی ‏خودتان بکنید.‏
‏ اینجا ما مواجه هستیم با کارخانه ای که قرار است تولید برده داشته باشد و به راحتی آن را در بازارهای تجاری خودش بفروشد ‏و حالا قرار است که از آنها بهره کشی کند تا حتی اگر قرار به انجام کاری هست توسط آنها انجام بشود.‏
‏ در باب این برده داری هم در قسمت های دیگر بیشتر صحبت می کنیم.‏
‏ حتی برنامه ای مجزا هم درباره اش حتما تولید می کنیم.‏
‏ در این ویژه برنامه ی شناخت اسلام و خب بیشتر میشه درباره اش صحبت کرد.‏
‏ اما در زمینه کار در اسلام باید همین رو در مد نظر به نوعی داشت که در زندگی عادی و زیست معمول مسلمون ها بزرگ ترین ‏ارزشی که پیرامون کار شکل گرفت همین ترویج برده داری بود.‏
‏ قرار بود که کار های معمول انسانی رو در این جوامع بردگان به پیش ببرند.‏
‏ قرار بود که بهره کشی از اونها اتفاق بیوفته.‏
‏ قرار بود که بر گرده ی اونها مسلمون ها سوار شوند تا آن تتمه کاری هم که اگر قرار بود توسط مسلمان ها انجام بشود و این ‏بردگان که در کارخانه های تولیدی برده توسط مسلمانان و محمد شکل گرفته بود انجام بدهند، شما مواجه می شدید دیگر.‏
‏ با این نگاه مالکیت با این نگاه تصاحب طلب و این به نوعی سنگ بنایی است از این نظام سرمایه داری که امروز دارید می ‏بینید.‏
‏ یعنی شما می توانید ریشه های این نظام سرمایه داری را که در همه جای جهان وجود داشته و اصولا از ابتدا و آن نگاه به ‏خداوندی و این خوار و خفیف کردن این نگاه بیمار آلوده شکل گرفته.‏
‏ در طول تاریخ در دل اسلام هم می توانستید این نگاه را ببینید.‏
‏ این محترم شمردن حق مالکیت، این مالکیتی که قرار است پیش برود در همه جا به پیش برود.‏
‏ یعنی فرای اینکه قرار است در اموال و باغ و زمین و خونه و این مسائل پیش بره.‏
‏ قرار هست که در نهایت به مالکیت انسان ها هم برسه.‏
‏ یا شما مواجه میشید با این برده داری بیمارگونه ای که مالکیت انسان ها رو برای شما حق میشمارد و اسلام هم از این قاعده ‏مستثنی نیست و حالا قرار هست که مورد این نگاه آلوده و بیمار باشه و شما مواجه میشید با این نگاه که در باب کار سراسر ‏نگاهش در باب همون نگاه بیمارگونه سرمایه داری هست.‏
‏ یعنی اسلامی که قرار هست مالکیت شما رو حق بدونه، کار رو بی ارزش بدونه و این کار بی ارزش رو به اون بردگان ‏خودساخته بسپره.‏
‏ قرار هست که این بردگان کار رو پیش ببرند و شما تنها و تنها به واسطه مالکیت و تصاحب تون به واسطه سرمایه تون هر روز ‏یک ثروتی رو هم کسب کنید.‏
‏ این موضوع نظام سرمایه داری و نگاه اسلامی هم بهش موضوع قابل بحثی هست که در قسمت های دیگه دربارش بیشتر ‏صحبت میکنیم بخصوص در قسمتی که قرار باشه در باب اقتصاد اسلامی صحبت بکنه بیشتر درباره اش صحبت میکنیم.‏
‏ اما وقتی مبحث کار بیان میشه ما باید به اینها هم نگاه بکنیم.‏
‏ یعنی به این موضوع که در شرایط عادی زیست اجتماعی مسلمون ها ما مواجه بودیم با بزرگداشت برده داری و این به نوعی ‏حق شمردن مالکیت و تصاحب دیگران که این نظام فکری رو پدید آورد.‏
‏ کار رو به دوش کارگرانی که حالا برده بودند گذاشت و بعد تصاحب ثروت اندوزی سرمایه داری رو در اختیار اون بخش از ‏مومنین گذاشت که خب بیشتر هم برمیگشت به همون نوک هرم یعنی محمد و اون دار و دسته ای که دور و برش بودند.‏
‏ اون حواریون که باهاش بودند اون کسانی که دل به این راه سپرده بودن این دزدان و سارقین که در این غزوه ها شرکت ‏میکردن.‏
‏ اون جنگجویانی که قرار بود دیگران رو سرقت کنن و اموال و زندگیشون رو تصاحب کنن.‏
‏ وقتی به این دنیای اسلامی پیرامون کار نگاه می کنیم با این نتایج رو به رو میشیم که در نهایت از همون ابتدای امر نگاهی که به ‏شما داره بیان می کنه که ما برای کار ارزشی قائل نیستیم.‏
‏ یعنی شما با قرآنی روبرو میشید که حتی یک کلمه پیرامون کار چیزی نگفته و در باب کشاورزی چیزی نگفته، در باب تولید و ‏هدف داشتن و آینده زیستن چیزی نگفته تا به نهایت هم به همین راستا راهش رو ادامه میده.‏
‏ در ابتدا حاضر هستش که با راهزنی و سرقت مال اندوزی کنه و کار رو به پیش ببره و در نهایت با تصاحب این و اون کارخونه ‏ی برده داری که تولید کرده بردگان این کار بی ارزش را به پیش ببرند.‏
‏ و شما با استفاده از این سرمایه ها و این حق مالکیت و تصاحب تان، همه زیستن آن ها را تصاحب کنید.‏
‏ و شما مواجه میشوید با یک نظام بیمارگونه سرمایه داری که در بین مسلمان ها رایج بوده و این نظام برده داری بر روی گرده ‏های انسان های بی پناه جای داشته و از این ها استفاده و سوءاستفاده می شده تا این ها بیشتر و بیشتر ثروت خودشان را به پیش ‏ببرند.‏
‏ اما فرای این موضوعاتی که تا الان صحبت کردیم، یک نگاه اجمالی هم میشه در باب جوامع امروزی اسلامی داشت و کار در ‏این کشورها را مورد نظر قرار داد.‏
‏ خب این نگاه برده داری و این اصل برده داری که در جهان اتفاق افتاد بزرگترین ضربه را به این مسلمان ها زد.‏
‏ چرا که مسلمان ها اصولا با اون نگاه دگم و اون ریشه های فکری که از قرآن و احادیث میگرفتند، برده داری را به شدت. ‏بزرگ داشتند.‏
‏ نه تنها اسلام که یهودیت که مسیحیت که این نگاه های بیمارگونه مذهبی از همان ابتدا در پی بزرگداشت برده داری بود.‏
‏ من در باب این موضوع هم صحبت کردم اما باز هم میکنم و باز هم میشه دربارش صحبت کرد.‏
‏ شاید در آتی هم در بابش یه برنامه مجزایی هم تولید کنیم.‏
‏ اینکه این نگاهی که بر پایه وجودیت یک خدای واحد و قدرتمندی است که قرار هست بندگان بیشماری رو در قبال اون خدا ‏تولید بکنه.‏
‏ قاعدتا این یک اشل و نمونه ای برای ادامه زیست این انسان ها میشه.‏
‏ یعنی قرار هست که این نوع نگاه به شما آموزش زیستن بده؟
‏ شما از این یک نمونه ای میگیرید تا زیستن.‏
‏ زندگی معمول خودتون رو هم پیش ببرید.‏
‏ این نگاه داره به شما میگه که خدای اون بالا هست و یک سری بندگان داره این بندگان در برابر اون خدا حقیرند.‏
‏ قرار است که فرمانبردار این فرمان های خداوندی باشند.‏
‏ قرار است اگر او فرمانی میدهد این ها با گوش و جان و دل بسپرند و انجامش بدن.‏
‏ حالا این نمونه در برابر به نوعی باید یک مابه ازای بیرونی در زیست معمول شما هم داشته باشه.‏
‏ و شما مواجه میشید با ساخته شدن اربابان بی شماری که حالا بردگان بی شماری دارند و این بردگان هم موظفند همون کار ‏بندگان رو بکنند.‏
‏ این ارباب به جای اون خدا میشینه.‏
‏ یعنی این خدا و این تصویر به شما آموزش داده که شما هم میتونید به اون جایگاه برسید فرای اون.‏
‏ وقتی شما اون ارباب رو در نوک دارید، اون خدا رو در اون نوک دارید و یک سری بندگان به دنباله روی از اون خدا دارن ‏زندگی میکنند.‏
‏ خب قاعدتا بعد از مدتی این حقارت درون رو میخوان یک پاسخی بهش بدن.‏
‏ یعنی شما باید بالاخره به این حقارتی که مدام دارید تحقیر میشید یه پاسخی بدید و این پاسخ تنها و تنها با حقارت دیگران ‏جوابگو است.‏
‏ یعنی شما حقارت خودتان را با حقارت دیگران پاسخ می دهید و این نظام بیمار شکل می دهد.‏
‏ این موضوع خیلی مهمی هست و خیلی میشه درباره اش صحبت کرد اما باز ما رو از موضوع اصلی شاید دور بکنه.‏
‏ موضوع اصلی در این باب بود که امروز جوامع اسلامی دارن چه جوری زندگی میکنن.‏
‏ بعد از اون شکسته شدن نظام برده داری در جهان.‏
‏ خب اینها ضربه بسیاری خوردند چرا که این برده داری براشون راه گشا بود.‏
‏ به شدت این رو مقدس می شمردند.‏
‏ اعتقادات مذهبی که در طول این سالیان گرفته بودند بر پایه این بزرگداشت و ترویج این نظام بیمار و برده داری بود.‏
‏ اصولا نظام فکری و کار این ها بر همین پایه بود.‏
‏ صحبت کردیم دربارش که در همون ابتدا و در صدر اسلام هم محمد و دار و دسته ای که به محمد باور داشتند در دورانی که ‏زیست معمول داشتند بر پایه برده داری نظام کاری خودشون رو را پیش می‌بردند، نظام اقتصادی خودشان را پیش می‌بردند.‏
‏ بردگانی بودند که بر گرده های دیگران سوار می شدند به واسطه سرمایه ای که داشتند.‏
‏ حالا اونها کار می کردند و اینها ثروت اندوزی می کردند.‏
‏ اگر تولیدی قرار بود باشه توسط این بردگان اتفاق می افتاد.‏
‏ بعد از شکسته شدن اینها دچار مشکل شدند.‏
‏ اما کم کم خواستن و توانستن جایگزینی داشته باشن.‏
‏ یعنی انسان ها رو باز هم به شکل همون برده بازآفرینی کردن.‏
‏ حالا این موضوع موضوع پیچیده ای هست و فقط و فقط به جوامع اسلامی هم برنمی گرده.‏
‏ یعنی تمام جهان تقریبا به همین شکل هست.‏
‏ به خصوص جوامع سرمایه داری که در این دیوانگی و جنون ید طولایی هم داره.‏
‏ اما وقتی امروز به این جوامع نگاه می کنیم مواجه میشیم با این پسرفت بزرگ و شما می بینید که در جهان کاری توسط این ‏مسلمون ها اتفاق نمی افته چرا که اون ریشه هایی که از این برده داری داشتند به نوعی شاید اونها رو عقب کشونده و فرای اون ‏این ایستا بودن و در برابر نوآوری بودن، در برابر پویایی بودن، در برابر بدعت بودن، اون ها رو هر روز داره بیشتر و بیشتر به این ‏اعماق و به این مرداب میکشونه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با جوامع امروزی اسلامی که ایستا هست، درجا هست، در زمینه کار کردن هیچ پیشرفتی رو کسب ‏نمیکنه.‏
‏ در زمینه کار کردنی که نهایتا قرار هست یک تبلوری در اقتصاد این کشورها داشته باشه.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با کشورهای اسلامی.‏
‏ مثلا همین ایران خودمون که در زمینه اقتصادی هیچ صحبتی برای گفتن نداره.‏
‏ نهایت صحبتی که این جوامع اسلامی دارند به واسطه اون نفت و گازی است که در این کشورها وجود داره که اون هم بر پایه ‏تولید و کار اونها شکل نگرفته.‏
‏ یک ثروتی است که در اختیارشون هست و اگر کشورهای عربی رو امروز میبینید که حالا یک ثروتی دارند باز هم به واسطه ‏کار نیست.‏
‏ یعنی کار در این کشورها بی ارزش است.‏
‏ نمونه هاش رو هم میتونید ببینید.‏
‏ حتی در این کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می بینید که خب کاری انجام نمیشه.‏
‏ اینها سعی میکنن بردگانی رو استخدام کنن و از کشورهای دیگه بیارن که در این کشور به سختی کار می کنن.‏
‏ اصلا نظام کاری که اونجا وجود داره تا چه حد بیمارگونه و منزجر کننده است؟
‏ شما این ایستا بودن رو در تمامی اشکال در این جوامع اسلامی می تونید ببینید.‏
‏ یعنی چه از تبلور این کار که در نهایت قرار هست به اقتصاد برسه که اقتصادهای بیمار و مرده ای رو دارند.‏
‏ همه این کشور ها در بند این فکر آلوده ای که در طول این سالیان وجود داشته گیر کرده اند و به هیچ پیشرفتی نمی رسند.‏
‏ فرای اون در زمینه مثلا قوانین کار در زمینه حمایت از کارگران، شما می بینید که بد در بدترین شکل ممکن هستند چرا که ‏اینها مورد این نظام برده داری بودند.‏
‏ یعنی اگر اینها رها باشند همین امروز هم باز برمیگردن به اون اصالت خودشان که در برده داری و ترویج این بیماری انسانی ‏هست.‏
‏ چرا که گفتم این ریشه های فکری از اسلام و قرآن گرفته میشه که به شدت با این موضوع سر همسازی دارد و همراهی دارد.‏
‏ در هر زمینه کاری که نگاه می کنید می بینید که این کشورهای اسلامی در عقب ماندگی کامل به سر میبرند.‏
‏ از نظر بدعت و نوآوری.‏
‏ کشورهای دیگر مدام در حال پیشرفت هستند.‏
‏ در زمینه کاری در زمینه اینکه بتوانند کارهای جدیدتری تولیدات بهتری را انجام دهند.‏
‏ اما کشورهای اسلامی در جا مانده اند و بیشتر کپی کردن از کار دیگران است.‏
‏ در نهایت کاری که انجام میدهند کپی و مونتاژ کارهای دیگران را میکند اما خودشان نمی توانند بدعتی بگذارند چرا که اصولا ‏این دین، دین ایستا بودن و درجا ماندن است.‏
‏ دین پویایی و پیشرفت نیست.‏
‏ دینی است که قرار است همه چیزش در جا باشد.‏
‏ وقتی نوع نگرش بر می گردد به اینکه این دین کامل ترین دین هست و این قرآن تمام ختم تمام صحبت ها هستش و دیگه ما ‏نیاز به چیزی نداریم و همه چیز رو میدونیم.‏
‏ قاعدتا ما به همین ایستایی میرسیم.‏
‏ هر چقدر ما پویا تر باشیم و در پی تغییر باشیم قاعدتا پیشرفت بیشتری هم میکنیم.‏
‏ اما این نگاه، نگاهی هستش که ایستا و درجا هست.‏
‏ در زمینه قوانین کاری و حمایت از کارگران هم خب شرایطی ندارن که بتونن دربارش صحبت کنن چرا که این نظام نظام برده ‏داری رو ترویج میداده.‏
‏ حالا امروز که کارگران یه حق و حقوقی دارن ما داریم در باب دورانی صحبت میکنیم که انسان ها رو به بردگی خرید و ‏فروش میکردن، فرزندان انسان ها رو خرید و فروش میکردن.‏
‏ ما داریم در باب دورانی صحبت میکنیم که این اسلام و این مسلمون ها در بزرگداشتش حرکت ها کردن در پیشرفت شرکت ‏ها کردن.‏
‏ یعنی من گفتم ما با اسلامی روبه رو هستیم که کارخانه تولید برده داشته که نه تنها در باب همون بردگان راه کاری انجام میداده ‏که خودش تولید کننده این نظام برده داری بوده یعنی شما مثلا مواجه میشید با مسیحیت.‏
‏ مسیحیت هم تا همین حد بیمارگونه در زمینه بردگان نظر داشت.‏
‏ یعنی وقتی مثلا در انجیل مواجه میشید با نگاه اینها نسبت به برده و برده داری این هست که این برده ها باید در برابر ارباب های ‏خود ساکت باشند.‏
‏ همون طوری که بندگان در برابر خدا ساکت هستند.‏
‏ یعنی همون نگاهی که دربارش صحبت کردم که خدای در آسمان هست و بندگانی بر زمین داره.‏
‏ حالا این بندگان به جایگاه اربابی می رسند و بعد دیگر انسان ها رو تبدیل به برده خودشون میکنند در تایید اون.‏
‏ مثلا در انجیل هم مواجه با این نگرش بیمارگونه میشویم.‏
‏ اما خب این انجیل و این حالا به ویژه خود مسیح رو صحبت میکنیم.‏
‏ حالا مسیح در دوران زیستن خودش قدرتی رو کسب نکرد تا بتونیم به درستی قضاوتش بکنیم.‏
‏ اما در پی این تولید نبود.‏
‏ ولی با محمدی رو به رو میشیم که در دوران زیستن خودش در پی تولید این بردگان بود و به نوعی کارخانه تولید برده رو ‏شکل داد که حالا می رفت و در غزوه های مختلف، در جنگ ها و جهاد های مختلف مردم را به اسارت می گرفت و در این ‏کارخانه تولید می کرد.‏
‏ برده ها و کنیزان بی شمار و.‏
‏ بعد در تجارتخانه مدینه شروع به فروختن این برده ها می کرد و این نظام فکری از اینجا نشات می گرفت.‏
‏ حالا شما با این مواجه می شوید و نمی توانید که در باب حق و حقوق کارگران صحبت بکنید.‏
‏ حق و حقوق کارگرانی که یک پله از این برده داری حداقل فاصله گرفتند.‏
‏ حالا خود این ریشه های اسلامی می خواهد اونها رو برگردونه دوباره به همون نظام برده داری.‏
‏ پس پیشرفت کردن در این نظام رسیدن به حقوق چیزی دور از ذهن هست.‏
‏ اصلا چیزی نیست که ما بتونیم در باره اش بحث بکنیم.‏
‏ حتی امروز هم این مسلمون های دوآتیشه و دگم در پی این ساختن دوباره این نظام احمقانه و وحشیانه برده داری هستند.‏
‏ این ایستا بودن رو در تمامی زوایا می تونیم ببینیم در زمینه اقتصادی این ایستا بودن کرات قابل مشاهده هست.‏
‏ این که این جوامع اسلامی هیچ پیشرفتی نمی تونن بکنن چرا که اون ابتدای ریشه هم دور بودن از کار و ارتزاق و هدف داشتن ‏هست.‏
‏ امروز دیگه جهان، جهان گذشته نیست که حالا اینا بتونن برن غزوه بکنن، جنگ بکنن، جهاد بکنن، بقیه کشورها رو از آن ‏خود بکنند، مال و اموال اینها رو تصاحب بکنند که اگر جهان به همون شکل بود قاعدتا نظام فکری این ها بر همون پایه بود.‏
‏ یعنی اگر امروز جهان اجازه میداد و یا اینکه حتی اینها جزو کشورهای قدرتمند جهان بودند، از نظر مثلا نظامی، از نظر سیاسی ‏جزو کشورهای قدرتمند بودند، قاعدتا همین راه رو پیش میرفتند.‏
‏ همانطور که امروز میبینیم چگونه از جنگ و ادامه جنگ دفاع میکنن و در برابر جنگ های جهان چه رویکردی دارن.‏
‏ مگر اینکه از نظر سیاسی با اهداف اونها دور باشه اما با اصول و اصالت وجود جنگ هم مشکلی نداره چراکه ریشه های افکار ‏برگرفته از همین نوع نگاه است.‏
‏ امروز هم در زمینه اقتصادی راه به جایی نمی برند چرا که اصولا در پی تولید نیستند و اصولا در پی کار کردن نیستند.‏
‏ اصلا اینها به نوعی بهشون آموخته نشده که کار بکنه.‏
‏ قرآنی که قرار بوده بزرگترین راهنما و راهبر اینها در جهان باشه هیچ وقت در باب کار کردن و ارزش کار کردن صحبتی ‏نکرده و امروز هم در همین منجلاب گیر کرده.‏
‏ خب قاعدتا صحبت پیرامون کار در اسلام ما رو به موضوعات بیشتری هم میبره.‏
‏ چه موضوع برده داری چه موضوع های اقتصادی در اسلام که من سعی میکنم در باب این موضوعات به صورت مجزا در این ‏ویژه برنامه صحبت کنم.‏
‏ و بیشتر از این این قسمت رو ادامه نمیدیم.‏
‏ در انتهای برنامه هم دوست دارم با شما درمیون بزارم که اگر دوست دارید در کنار من باشید و من رو در این راه همراهی کنید ‏می تونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بزارید.‏
‏ وقتی من صحبت از این صدا می کنم منظورم برنامه ای به نام جان و خلاصه در این برنامه نمیشه.‏
‏ من بیشتر از این آرا و افکارم باورهام رو به عنوان کتاب تحت عناوینی مثل شعر، داستان، داستان های کوتاه، مقالات و کتاب ‏های تحقیقی به رشته ی تحریر در آوردم و این آثار به صورت رایگان در وبسایت شخصی من جهان آرمانی در اختیار شما ‏هست.‏
‏ میتونید آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و مطالعه کنید و فرای اون اگر دوست داشتید این صدا شنیده بشه و جمع ‏بیشتری به این راه بیاین می تونید با به اشتراک گذاری این آثار، کتاب ها و همین برنامه به نام جان حتی برخی از آثار هم به ‏صورت صوتی منتشر شده.‏
‏ کتاب های صوتی هم منتشر شده با دیگران به اشتراک بزارید و من رو در این راه کمک کنید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.‏
‏ در پناه آزادی.‏