آیا تمرکز بیشازحد میتواند خطرناک باشد؟ نگاهی به مونومانیا در زندگی مدرن
تمرکز، در ذات خود، ابزار رشد است. اما وقتی به وسواس بدل شود، میتواند مرزهای تعادل را بشکند. مونومانیا، حالتیست که در آن فرد تمام هستی خود را وقف یک ایده، هدف یا هویت میکند—و در این مسیر، ممکن است خود را از دست بدهد.
وقتی هدف، همهچیز میشود
در مونومانیا، هدف دیگر یک مسیر نیست، بلکه مقصدی مطلق است. فرد دیگر نمیبیند، نمیشنود، و نمیپرسد—بلکه فقط پیش میرود. این پیشروی، گاه به قیمت فروپاشی روابط، اخلاق، و آرامش درونی تمام میشود.
انزوا درون تمرکز
تمرکز بیشازحد میتواند فرد را از جهان جدا کند. دیگران، که خارج از مدار هدفاند، بیاهمیت میشوند. این انزوا، نه فقط اجتماعی، بلکه روانیست—و گاه به شکل فروپاشی هویت ظاهر میشود.
هویت تکبعدی
وقتی فرد خود را فقط با یک نقش یا ایده تعریف میکند، انعطافپذیری از بین میرود. شکست در آن نقش، به معنای شکست کامل است. مونومانیا، هویت را به یک خط باریک تقلیل میدهد—و این خط، شکننده است.
مسیرهایی برای بازاندیشی
شاید لازم باشد دوباره به تعادل فکر کنیم—نه بهعنوان پراکندگی، بلکه بهعنوان چندلایگی انسان. برای تأمل بیشتر در این زمینه، این مسیر خاموش میتواند نقطهٔ آغاز باشد.