سرگردانی چیست و چرا انسان امروز بیهویت شده است؟
در جهانی که سرعت، مصرفگرایی و ساختارهای هویتی تحمیلی بر زندگی انسان سایه انداختهاند، سرگردانی دیگر یک احساس گذرا نیست؛ بلکه به وضعیت وجودی انسان مدرن تبدیل شده است. اما این سرگردانی از کجا میآید؟ و چرا انسان امروز بیش از هر زمان دیگری احساس بیهویتی میکند؟
تعریف سرگردانی؛ تعلیق میان بودن و معنا
سرگردانی صرفاً گمگشتگی در مکان نیست، بلکه تعلیق در معناست. وضعیتی که در آن انسان نه به گذشته تعلق دارد، نه به آینده امید دارد، و نه در اکنون آرامش مییابد. این حالت، نتیجهٔ گسست از زبان، تاریخ، و تجربهٔ اصیل زیستن است.
دلایل سرگردانی انسان در جهان امروز
- فروپاشی نظامهای معنابخش سنتی مانند مذهب، وطن، و خانواده
- غلبهٔ ایدئولوژیهای مصرفگرا و هویتهای برساخته
- فقدان زبان مشترک برای بیان تجربهٔ زیستن
- انزوا در میان انبوه ارتباطات سطحی و دیجیتال
سرگردانی بهمثابه اعتراض فلسفی
در برابر این وضعیت، سرگردانی میتواند به یک اعتراض فلسفی بدل شود؛ نه انفعال، بلکه امتناع از پذیرش هویتهای تحمیلی. انسان سرگردان، در جستوجوی زبانیست که از دل سکوت، معنا را بازسازی کند.
یک اثر تأملبرانگیز دربارهٔ سرگردانی
برای کسانی که با این تجربهٔ وجودی درگیرند، مطالعهٔ اثری فلسفی در این زمینه میتواند نقطهٔ آغاز باشد. این اثر با نگاهی هستیشناختی و انتقادی، سرگردانی را نه ضعف، بلکه امکان بازتعریف انسان معرفی میکند.
برای ورود به جهان این اثر، به صفحهٔ رسمی کتاب مراجعه کنید.