خب دوستان توی این قسمت مشخص ما میخوایم بیشتر در باب این نگاه برتری طلبانه صحبت بکنیم.‏
‏ قاعدتا در باب نژادپرستی وقتی میخوایم صحبت بکنیم ریشه ابتدایی و اصلیش از یک بن مایه فرهنگی و یک المان قدرتمند ‏در ساخت این فرهنگ نشات میگیره که اون فرهنگ برتری طلبانه است.‏
‏ فرهنگ ساختن طبقات است.‏
‏ ما در باب این مسئله صحبت کردیم که ریشه های این قاعدتا بر میگرده به نگاهی که ما تحت عنوان نگاه اسلامی میشناسیم.‏
‏ فارغ از نگاه اسلامی که در دل شیعه و سنی یکتا و یکسان هست، در دل صوفی گری هم به همین شکل رواج پیدا کرده که ‏اتفاقا بن مایه های اصلی فرهنگ ایرانی رو هم همین نگاه ها در کنار هم ساختن.‏
‏ اما وقتی به پیش از اسلام هم نگاه بکنید و زرتشتیت رو هم مورد کنکاش قرار بدید باز هم از عناصری از این نگاه روبرو میشید ‏که اتفاقا قدرتمند و پر رنگ بوده.‏
‏ حتی وقتی صحنه سیاسی و زندگی سیاسی مردم ایران هم که نگاه میکنید باز هم مواجه میشید با همین نگاه نگاهی که تحت ‏عنوان پادشاهی و امپراطوری باهاش روبرو هستیم و باز هم بیانگر این نوع نگاه برتری طلبانه هست.‏
‏ خب ما بارها و بارها در قسمت های مختلفی که در این ویژه برنامه ها و در برنامه به نام جهان بوده پیرامون این تفکر برتری ‏طلبانه صحبت کردیم.‏
‏ ریشه این نگاه رو معطوف به وجودیت خدا و این باور و معنای خدا دونستیم و صحبت کردیم که چگونه به واسطه اون ‏طبقاتی که خدا به وجود میاره از همون ابتدا خود در این نوک هرم قرار میگیره و میشه خدا بزرگترین بزرگان، پادشاه، پادشاهان ‏و القاب بلا منازع ای که در طول تاریخ به خودش داده در کتاب های مختلف مذهبی هم به خودش معطوف کرده.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با یک نوک هرمی که در آسمان هاست و این احساس برتری طلبی رو بوجود میاره.‏
‏ برتری طلبی که ما بارها دربارش صحبت کردیم.‏
‏ از هر دری که برتری وارد بشه برابری از میان برداشته میشه.‏
‏ این دو معنا هیچ وقت در کنار هم نمی تونن زندگی کنن، جریان داشته باشن، با ورود هر کدوم دیگری از میان برداشته خواهد ‏شد.‏
‏ و حالا ما مواجه هستیم با فرهنگی که در دل این نگاه و این معنای خدا وجود داره و ما تحت عنوان این برتری طلبی میشناسیم.‏
‏ حالا اگه نگاه برتری طلبانه ای بعد از حضور خودش در اون نوک هرم دوباره در پی بازتولید همین معنا و ادامه دادن این نوع ‏نگاه به جهان است.‏
‏ حالا بعد از گذر از نام خدا، شما مواجه می‌شوید با اشرف مخلوقاتی که تحت عنوان انسان ما می‌شناسیم.‏
‏ حالا این انسان هست که اشرف مخلوقات لقب می‌گیرد و بنده نظرکرده و سوگلی خدا به حساب می‌آید و او برتر و باارزش ‏تر از دیگر موجودات است.‏
‏ باز هم شما مواجه می‌شوید با این نگاه برتری طلبانه که حالا نقش کلیدی را باز هم ایفا می‌کند و در عین حال شما مواجه ‏می‌شوید با این ساخته شدن طبقات پیشرفته.‏
‏ حالا یک به یک معانی ها در دل ادیان مختلف، در دل نگاه به خدا و حتی فارغ از این نگاه های معطوف به خدا و ادیان روبه‌رو ‏می‌شویم.‏
‏ با ساختن طبقات.‏
‏ یعنی از یک سو شما مواجه می‌شوید با این نگاهی که در دل مذاهب به شدت قدرتمند هست و به مرد مثلا جایگاه والاتر و ‏بزرگتری داده نسبت به زنان و این حس برتری طلبی را برای مردان بزرگ و بزرگ تر کرده و یا اینکه حالا شما مواجه میشید ‏با جوامع مدرنی که بر پایه ثروت و موقعیت اجتماعی به مردم جایگاه و پایگاه میده و طبقات رو بوجود میاره و طبقه فرودست و ‏فرادستی بوجود میاد که ثمره همین نگاه برتری طلبانه است.‏
‏ حالا اینا ریشه دار هی هر روز بزرگ و بزرگتر میشن و ما شاهد این نگاه هستیم.‏
‏ و این ارزش فرهنگی ای هستیم که تقریبا در همه جوامع و در ایران هم به کرات قابل وضوح است.‏
‏ یک سیستم ارزشگذاری که مبدل شده به نگاه برتری طلبانه.‏
‏ حالا وقتی به در باب این موضوع نگاه میکنیم قاعدتا ثمره های بیشماری داره.‏
‏ یعنی شما وقتی این نگاه برتری طلبانه و این نگاه رقابتی آلوده رو میبینید، حالا مواجه میشید با هزاران برآیندی که از خودش به ‏بار آورده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با یک فرهنگ آلوده و بیماری که به واسطه این نگاه احمقانه دائما در حال خرد و حقیر کردن دیگران ‏هست.‏
‏ بزرگی که به واسطه این حقارت دیگران شکل می‌گیرد و شما شاهد این نگاه مسموم و بیمار هستید که در بین مردم به وجود ‏میاد.‏
‏ شما شاهد هستید مثلا پدر و مادری به وجود میاد که حالا این پدر و مادر ارباب و پادشاه و صاحب بر فرزند خودش هست.‏
‏ حتی شما وقتی وارد این نگاه اسلامی میشید مواجه میشید با پدری که حق کشتن فرزند خودش رو هم داره.‏
‏ جد پدری که همتای پدر میتونه اون فرزند رو از بین ببره، بکشه و در قبال هیچ کسی هم پاسخگو نباشه.‏
‏ همون اتفاقی که حتی در این دوران حکومت جمهوری اسلامی هم افتاده.‏
‏ حتی به کرات این اتفاق افتاده و ما مواجه شدیم با قتل های ناموسی که حالا کودکان خودشون دختران خودشون رو سر بریدند ‏و کشتند.‏
‏ آب از آب تکان نخورد و ما شاهد این نگاه های بیمار و مسموم هستیم.‏
‏ برآیند های بی شماری در دل این نگاه برتری طلبانه شکل میگیره اما یکی از این برآیند ها قاعدتا ساختن طبقات است.‏
‏ خب شما شاهد این طبقات مختلف هستید که حالا ما می تونیم مثال های بی شماری دربارش بزنیم و هر کس در زندگی خود ‏شاهد این طبقات بوده.‏
‏ یعنی این طبقاتی که تحت عنوان خدا در نوک هرم انسان به عنوان اشرف مخلوقات مرد با تمایز نسبت به زنان با دینان و ‏مومنان در قبال کفار و اهل کتاب و دیگران که باز یک طبقاتی در دل خود جای می دهند و الی آخر که حالا یک بار به واسطه ‏ادیان شکل می گیرد و یک بار هم به واسطه تفکر یک جماعتی شکل بگیرد.‏
‏ چرا که ما در باب این موضوع هم بارها صحبت کردیم.‏
‏ وقتی شما یک ارزشی را، یک اصلی را قبول می کنید، بعد از قبول این اصل مستدام در بین باور هایتان و در نگاه جمعی تان، ‏حال این که بعد از آن چه گروهی را در خودش پدید بیاورد در اختیار شما نیست.‏
‏ شما به اصل برتری طلبی باور آوردید.‏
‏ حالا این برتری طلبی که گاها به واسطه قدرت شکل میگیره میتونه یکبار در اختیار قدرتمند تازه ای قرار بده.‏
‏ حالا یک بار مسلمانان این قدرت رو در اختیار دارن و خود را برتر از دیگران میدونن و دیگران رو تحت عنوان کفار حتی ‏حاضر به کشتن و از میان بردنشون هستند و زنانشون رو صاحب میشن و مالک میشن و به عنوان برده و کنیز می فروشند.‏
‏ حالا یک بار میتونه این اتفاق برای مثلا مسیحیان بیفته، مسیحیان این قدرت رو بدست بگیرند یا یک حکومت لائیک در ‏جهان این قدرت رو بدست بگیره؟
‏ حالا با توجه و ایمان به این موضوع مشخص و این سیستم برتری طلبی و برتری طلبانه حالا فروم دیگه در اختیار شما نیست.‏
‏ حالا میتونه هر بار تغییر کنه و یک انسان تازه ای این سکان رو به اختیار بگیره و بواسطه قدرتی که در اختیار داره حالا هر ‏فضاحت و زشتی و خشونت و وحشیگری رو هم به پیش ببره و این دیگه در اختیار شما نیست.‏
‏ در باب ساختن طبقات هم به همین شکل هست.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با طبقاتی که مدام در حال ساخته شدن هست و حالا هر بار یک طبقه تازه ای هم بوجود میاد و در دل ‏این طبقات ما مواجه میشیم با طبقات نژادی ای که حالا به وجود میان طبقات که در راستای نگاه نژادپرستانه به جهان هست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید حالا یک طبقه ای تازه ای در جهان شناخته میشه که خب قاعدتا ریشه های تاریخی هم داره.‏
‏ یعنی شما اگر مواجه بشید با همون صدر اسلام هم حالا مواجه میشید با اون نگاهی که نسبت به عرب و عجم اتفاق افتاد.‏
‏ یا وقتی شما به نگاهی که تحت عنوان یهودیت میشناسید نزدیک میشید میبینید که یهودیان اصلا یک دین نژادی هستن.‏
‏ یعنی دینی نیستن که شما بتونید این دین رو برگزینید.‏
‏ مثل مثلا مسیحیت یا اسلام که شما وارد این دین بشید.‏
‏ شیعه یک دین نژادی است مختص به یک نژاد خاص.‏
‏ خب این همان نگاهی است که یک برتری و یک نگاه متمایزی رو نسبت به این نژاد میده.‏
‏ ریشه های تاریخی داره و هر بار هم در طول تاریخ بازآفرینی شده.‏
‏ یعنی شما مثلا وقتی مواجه میشید با اون نگاه دگم و آلوده ی هیتلر نسبت به یهودیان و حالا مواجه میشید با اون فجایع بزرگی ‏که در طول جنگ جهانی دوم اتفاق می افته.‏
‏ حالا این دوباره بازتولید همون نگاه برتری طلبانه هست که یک بار میتونه در زمینه مثلا یهودیان اتفاق بیفته.‏
‏ یک بار میتونه در زمینه نازی ها اتفاق بیفته، یک بار میتونه در خاک ایران اتفاق بیفته، یک بار میتونه در خاک فلان کشور ‏اروپایی اتفاق بیفته.‏
‏ با توجه به این سیستم ارزشگذاری و ساختن این طبقات و نگاه به این احساس برتری طلبانه، حالا شما شاهد فروع تازه ای در ‏این اصل مستدام هستید.‏
‏ هر بار می بینی که یک نگاه تازه، یک نظر تازه ای پدید می آید و این طبقات تازه را هم پدید می آورد.‏
‏ حالا وقتی ما نزدیک می شویم به این نگاه نژاد پرستانه در ایران که قاعدتا در ایران هم وجود دارد، شاید به مراتب کمتر از ‏خیلی از کشورهای جهان اما وجود دارد.‏
‏ قاعدتا یکی از آن ارکان فرهنگی است که در بین ایرانیان هم وجود دارد.‏
‏ یکی از المان های قدرت و بن مایه هایی که فرهنگ جمعی این مردم را ساخته، همین نگاه نژاد پرستانه است.‏
‏ خب قاعدتا شکل افسارگسیخته آن را شاید بیشتر و به کرات در مثلا اروپا ببینیم.‏
‏ جایی که مهد این نگاه ها به نوعی بوده و بیشتر بهش بال و پر داده شده و در نهایت یک فجایعی مثل فجایع جنگ جهانی دوم ‏هم پدید آورده.‏
‏ ثمره همین نگاه های مشخص.‏
‏ اما در ایران هم شما مواجه می شوید با این نگاه که بر اثر به وجود آوردن طبقات و میل به آن نگاه برتری طلبانه به وجود اومده.‏
‏ حالا شما مواجه هستید که یک نگاه پستی به دیگران میشه.‏
‏ حالا این نگاهی که در ایران شکل گرفته و ما تحت عنوان نژادپرستی باهاش روبرو هستیم یک نگاه متفاوتی است.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این که جماعتی رو پست و حقیر و نژاد کهتر به حساب می آورند و جماعتی رو نژاد برتر.‏
‏ ما در باب این طبقات صحبت کردیم، بارها و بارها صحبت کردیم.‏
‏ ما در باب یک موضوع مشخصی صحبت کردیم که انسان زمانی که تحقیر میشه حالا در پی پاسخ دادن به این حقارت خودش ‏هست.‏
‏ و اصولا وقتی در باب بزرگی صحبت میکنیم، در باب برتری صحبت میکنیم.‏
‏ این ها به واسطه حقارت دیگران به وجود میاد.‏
‏ یعنی شما بزرگی رو در جهان نخواهید داشت مگر اینکه که جماعتی در حقارت در برابر او کرنش کنند و اینها چه کسی ‏می‌تواند بزرگ شود؟
‏ شما مواجه هستید با یک جماعت حقیری که در برابر این قدرت اصلا قدرت او را معنا می دهند.‏
‏ بزرگ او را معنا می دهند.‏
‏ ضعف ماست که قدرت او را می سازد وگرنه شما مواجه نمیشید با این برتری و بزرگی.‏
‏ حالا این جماعتی که پر از احساس تحقیر و کوچک شدن شده حالا باید یک پاسخی برای این احساس تحقیر خودش داشته ‏باشد.‏
‏ همتای آن اتفاقی که در زندگی عادی انسان ها هم می افتد.‏
‏ شما در نظر بگیرید یک مردی که حالا سر کار هست، حالا یک کسی که مثلا در یک کارخونه ای داره به عنوان کارگر کار ‏می کند، حالا سر کارگری که مثلا در ازای یک اتفاق بر سر این فریاد می زنه.‏
‏ حالا اون آدم پر از این حس حقارت است.‏
‏ حالا باید این احساس حقارت را یک جایی بر سر یک نفر خالی بکند.‏
‏ یک بار مثلا بر سر یکی از همکاران خودش که ضعیف تر از او هست یا درجه ی پائین تری در این سیر طبقات داره خالی ‏میکنه و یک بار میاد خونشو سر همسرش و کودکش مثلا این فریاد رو می کشه یا حتی اون ها رو کتک می زنه.‏
‏ این به واسطه اون احساس تحقیری است که در وجود او لانه کرده.‏
‏ حالا باید یه پاسخی داشته باشه.‏
‏ حالا وقتی با همین نگاه این نگاه رو جمعی و گسترده تر می کنیم، حالا شاهد این نگاه می شیم.‏
‏ حالا وقتی یک دومینویی وجود داره که یک جماعتی شما رو تحقیر می کنه، شما هم در پی تحقیر کردن دیگران بر می آیید.‏
‏ حالا مواجه می شید با این نگاه که مثلا یک جماعتی در ایران مثلا افغانستانی ها رو موجودات پستی به حساب میارن، نژاد پست ‏تری به حساب میارن، در پی تحقیر اون ها هستن.‏
‏ چرا که مثلا در یک نقطه ای به عنوان جهان سومی هم به حساب اومدن و یک جماعتی باز اون ها رو تحقیر کردند و حالا در ‏پایه این حس تحقیر در پی ان هستن که این تحقیر خودشون رو بپوشونن با تحقیر کردن دیگری.‏
‏ و این نگاه مبدل به یک نگاه متفاوتی شده در ایران که این نگاه نژاد نژادپرستانه را به دو سو تقسیم می کند از یک سو جماعتی ‏را پست و حقیر و.‏
‏ ذلیل به حساب می آورد و از یک سو یک جماعتی را دارای ارزش و اعتبار و بزرگ می پندارد.‏
‏ یعنی نگاهی که اصولا در این کشور ایران شکل گرفته، همتای همین موضوعی است که داریم به آن اشاره می کنیم.‏
‏ از یک سو ما مواجه هستیم با یک سری از نژاد هایی که توسط ایرانیان پست و حقیر به حساب می آیند که میشه درباره اش ‏مثال زد.‏
‏ مثلا نگاهی که ایرانی ها به اعراب دارند.‏
‏ این که اعراب رو پست و حقیر می دونند و شما مواجه میشید با این نگاه فضاحت باری که وجود داره.‏
‏ حتی وقتی دارن در باب اسلام صحبت می کنند.‏
‏ شما مواجه میشید که حمله، حمله اسلام به ایران نیست.‏
‏ حمله یک باور تازه به ایران نیست.‏
‏ حمله اعراب و تازیان هست.‏
‏ یعنی این القابی است که برایش استفاده می کنند و به این سادگی معنا رو در همین حد خلاصه می کنند که این ها یک سری ‏عرب بودند که به ایران حمله کردند و حالا صحبت هایی که در قبال این موضوع میکنم بدون اینکه توجه کنند که این یک ‏فکر و یک باور و ایمان بوده که این مردم رو به این سمت و سو آورده.‏
‏ این تعلیمی بوده که اونها رو به این راه وادار کرده و اگر این تعلیم در کشوری مثل ایران هم اتفاق می افتاد قاعدتا همین برآیند ‏رو داشت.‏
‏ همین مردم همین کارها رو انجام دادند.‏
‏ همونطور که در طول تاریخ اگر این وحشیگری هایی که از دید برخی وحشی گری های اسلامی هست، مسلمانان در عربستان ‏مرتکب شدند، مسلمانان در ایران هم مرتکب شدند.‏
‏ اینها که کارهای دیگری انجام ندادند.‏
‏ اگر هم شما می بینید تفاوت ها و تمایز هایی هست، به واسطه باز هم تعالیمی است که اینها از گذشته متفاوت داشتند.‏
‏ یعنی اون نگاه سالم و به دور از تعصب و غرق شدن در این نگاه احمقانه برتری طلبانه رو اگر ما به کنار بزاریم و این ساختار ‏طبقاتی رو از میان برداریم حالا مواجه میشیم با انسانی که به واسطه تعالیمش هست که یک رفتارهای جمعی رو انجام میده.‏
‏ مثال های بی شماری که در دنیا میشه بهش اشاره کرد.‏
‏ یعنی شما اگر مواجه میشید با کشوری که امروز در اروپا هست مثلا تحت عنوان سوییس سوئد نمیدونم کشورهای حوزه ‏اسکاندیناوی که شرایط نرمال تری رو دارن حالا شما مواجه میشید اگر اونها فلان رفتار درستی رو نسبت به زندگی و زندگی ‏اجتماعی خودشون میکنن به واسطه ی تعالیمی است که دیده اند.‏
‏ اگر دور از یک سری رفتارهای وحشیانه و خشونت آمیز هستند، به واسطه ی تعالیمی است که دیده اند.‏
‏ اگر ما در این سمت از جهان مواجه میشیم با رفتارهای دهشتناک و خشونت آمیزی که مثلا پاکستانی ها دارن انجام میدن، حالا ‏شما برید ببینید تا چند تا از این مدارس حقانی و اسلامی در این کشور پاکستان وجود داره؟
‏ چگونه این کشور مبدل شده به آموزشگاهی برای طالبان و داعش و این نگاه های دگم و وحشتناک اسلامی.‏
‏ حالا این تعالیم هست که از این پاکستانی پاکستانی میسازه و از اون سوئدی سوئدی.‏
‏ حالا شما نزدیک میشین میبینی که در اون کشور سوئد مثلا نگاه های نژاد پرستانه ای هم وجود داره که خیلی هم وحشتناک و ‏دگم و احمقانه است.‏
‏ حالا میبینی که همون مردمی که در فلان رفتار مشخص شون خیلی کارهای اتفاقا درست و مثبتی دارن انجام میدن.‏
‏ اما وقتی به این مساله نژاد پرستی میرسه تا این اندازه دگم و احمقانه رفتار میکنن چرا که دوباره مورد اون تعالیم مشخص قرار ‏گرفتن دوباره با رویارویی با تعالیم تازه ای که دیده اند حالا یک رفتار مشخصی رو انجام میدن.‏
‏ حالا فارغ از اینکه ما وارد این مبحث و این نگاه ابلهانه نسبت به موضوعات بشیم که در تمامی ساختارهای برتری وارد شده و ‏طبقات ساخته شده، تمامی این طبقات احمقانه است.‏
‏ اصلا باور به این ساختن طبقات احمقانه است.‏
‏ باور به این نگاه برتری طلبانه است که احمقانه است.‏
‏ شما با مثال های بی حد و حصر از رو به رو میشید.‏
‏ یک جا نگاه نژادی هست که نگاه اصلی و نقش اصلی رو ایفا میکنه.‏
‏ یک بار نگاه به جنسیت هست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با حماقت بزرگی که در بین یک جماعتی از انسان ها وجود داره که حتی امروز هم باورمند به این ‏هستن که عقل مثلا مردها خیلی بالاتر از زنان هست.‏
‏ در صورتی که علم ثابت میکنه که رشد مغزی زنان حتی از مردان خیلی زودتر اتفاق می افته.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با جماعت مجنونی که به واسطه ساختن این طبقات و باور به این نگاه برتری طلبانه حتی در برابر علم ‏هم ایستادگی میکنند.‏
‏ اصلا چه اهمیتی میتونه داشته باشه یه همچین موضوعی؟
‏ هر نوع ساختاری رو شما بهش نگاه میکنید در دل این ساختار طبقاتی که بوجود اومده سراسر در حماقت و نادانی و کاهلی ‏مردم هست که این نگاه ها رو به وجود آوردند و به پیش بردند.‏
‏ اما از مبحث اصلی باز هم دور نشیم ما در این فرهنگ نژادپرستانه ای که در ایران هم قاعدتا وجود داره مواجه میشیم با ‏رفتارهای نژادپرستانه ای که در قبال مردم مختلف داره اتفاق می افته.‏
‏ گفتارهای نژادپرستانه ای که موجب آزار و اذیت به دیگران میشه.‏
‏ حالا شما مواجه هستید رفتارهایی که ایرانی ها در راستای نژادپرستی در قبال دیگران میکنن.‏
‏ یعنی یه بخشی از اون نگاه تاریخی و فرهنگی که برای مردم به وجود اومده و مبدل به یک المان و بنیان قدرتمند در نگاه های ‏فرهنگی هم شده.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این رفتارهایی که در قبال مثلا افغانستانی هایی که توی ایران هستند اتفاق می افته.‏
‏ شما مطمئنا اگر در یکی از شهرهایی که تعداد این افغانی ها زیاد تر هست زندگی کرده باشید شاهد این نوع رفتارهای ‏دهشتناک میشید.‏
‏ حالا شما مواجه میشید که به واسطه خطایی که یکی از این ها انجام میده کلیت این قومیت و نژاد را زیر سئوال می برند و می ‏روند در بالای کرسی قدرت و بزرگی خودشان می نشینند.‏
‏ به عنوان ایرانی اصیل آریایی که آمده برای بهتر کردن جهان هستی، آنجا هست که یک لیوان شرابی هم با هیتلر می خورند تا ‏در نهایت ریشه ی این نژاد پست را از زمین بردارند.‏
‏ یعنی شما مواجه می شوید با این رفتارهای بیمارگونه ای که در بین اینها وجود دارد و گفتم به هر نوع نگاه برتری طلبانه ای ‏وقتی نظر می کنید هر کدام از این طبقات را می بینید به نهایت سفاهت این نگاه ها می رسند.‏
‏ با دقیق شدن و نگاه درست و به دور از تعصب و ترس به جهان، با نگاه به دنیای واقعی و نزدیک شدن به واقعیات، هر چه قدر ‏خودتان را دورتر از حقیقت ساخت در ذهنتان بکنید.‏
‏ حالا می توانید به سادگی این نگاه ها را ببینید.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با این گفتارهای احمقانه ای که پیرامون مثلا همون اعراب اتفاق می افته، هیچکدوم از این جماعت ‏حتی یک بار به خودشون هم فکر نمیکنن که بزرگترین مردمی که در قبال اون نگاه محمد و نگاه اسلامی ایستادگی کرد همون ‏اعراب بودن.‏
‏ همون اعرابی بودن که شما ها در پی تحقیرشون هستید و اگر اعرابی رو امروز میبینید به واسطه ی تعالیمی ست که دیدند.‏
‏ به واسطه ی این تربیتی است که اتفاق افتاده.‏
‏ شما نمیتونید یه بچه ای رو بیارید تو خونه، صبح تا شب بهش فیلم های پر از خشونت نشون بدی و در برابرش حیوون ها رو ‏بکشید.‏
‏ انسان ها رو شکنجه بدید، هزاران رفتار دهشتناکی رو در برابر دیدگان این کودک اعمال بکنید.‏
‏ بعد این کودک رو ول بکنید.‏
‏ توقع داشته باشید این تبدیل به بزرگترین موجودی بشه که به جان ها احترام میذاره، به انسان دوست هستش و رفتارهای درستی ‏میکنه.‏
‏ خب قاعدتا به واسطه این تعالیمی که دیده از او هم چیزی فراتر از این قتل و جنایت و کشتار نمیتونید توقع داشته باشید؟
‏ همون مثال ساده ای که من بارها زدم.‏
‏ شما نمی تونید یک زمینی رو بکنید و در آن بذر گندم بکارید و بعد در انتظار برنج بنشینید.‏
‏ سال ها بگویید این برنجش کی در میاد ما استفاده بکنیم؟
‏ خب قاعدتا هر چیزی که در زمین بکارید همان را درو می کنید.‏
‏ حالا اگر مواجه می شوید با این نگاهی که وجود دارد مثلا در کشور پاکستان به واسطه آن تعالیمی که در طول این سالیان طول ‏و دراز به اینها داده شده، اینها هم برآیند همان تعالیم و همان نگاه هایی هستند که در طول این سالیان باهاش روبه رو شده اند و ‏حالا شما مواجه می شوید با این رفتارهای نژادپرستانه و این نگاه ها و گفتارهای نژادپرستانه که یک بار یکی از مثلا جماعت ‏بلند شد بگوید بله این عرب هایی که مثلا فلان هستند و فلان نیستند و حتی رفتارهایی هم در این قبال داشته باشند، جاهایی که ‏قدرت و اختیاری هم به نزدشان باشد، ما مواجه می شویم با یک نگاه ملی گرایانه و خاک پرستانه و نژاد پرستانه معیوبی که در ‏راستای نابود کردن دیگران هست.‏
‏ همان چیزی که ما در طول تاریخ هم بارها و به کرات در کشورهای مختلف دنیا دیدیم.‏
‏ یعنی همان نگاه آلوده و بیمارگونه ای که در بین نازی ها وجود داشت در راستای بزرگداشت آن ملت خود بود دیگر.‏
‏ در راستای این بود که حالا ما یک ملت واحده بزرگ آلمان و یک آلمان باشکوهی بسازیم.‏
‏ آلمان باشکوهی که هزینه اش را قرار است دیگران بدهند.‏
‏ ما بارها در باب این موضوع صحبت کردیم.‏
‏ گفتیم آزادی هیچ معنا و مفهومی نداره.‏
‏ اگر برابری رو ازش جدا بکنید هیچ چیزی در میان نیست.‏
‏ آزادی یعنی قدرت.‏
‏ یعنی آزادی را اگر بخواهید فرادا معنی بکنید که حق انتخاب و اختیار است.‏
‏ اگر برابری در آن اعمال نشود و به واسطه آن برابری ما به یک قانون و چارچوب مشخص تحت عنوان آزار نرساندن به ‏دیگران باور نداشته باشیم.‏
‏ حالا موضوع این هست انتخاب و اختیار برای کسی که قدرت بیشتری دارد و حالا همه دنیا قرار است اسیر آن جماعتی باشند ‏که قدرت بیشتری دارند.‏
‏ حالا شما به آزادی می‌رسید اما به قیمت و هزینه اسارت دیگران.‏
‏ حالا وقتی وارد این نگاه نژادپرستانه و در عین حال ملی گرایانه و این نگاه های ناسیونالیستی که در جهان هم شکل گرفته و در ‏ایران هم رگه هایی از آن را می‌بینیم تحت عنوان پان ایرانیسم و حالا پان های دیگری که حتی در ایران به وجود می آید.‏
‏ حالا شما مواجه می‌شوید با یک نگاه معیوبی که در پی یک اتفاق مشخص است.‏
‏ رسیدن به نهایت شکوه و جلال برای خویشتن در ازای نابودی دیگران.‏
‏ هزینه این شکوه را قاعدتا باید دیگرانی پرداخت کنند که با نابودی و از میان رفتنشان این هزینه را پرداخت می‌کنند.‏
‏ همتای آن آزادی‌ای که قرار است ما به آزادی برسیم اما در ازای اسارت دیگران.‏
‏ جمهوری اسلامی که امروز تیر و طایفه ای که در قدرت هستند و این قبیله ای که قدرت را در اختیار گرفته اند در نهایت ‏آزادی هستند اما به قیمت اسارت این جماعت 80 میلیونی 80 میلیون اسیر این ها هستند که این ها به آزادی هایشان برسند.‏
‏ نوع نگاهی که به جهان دارند و این نگاه اسلامی شیعی را پیش ببرند و ما همه و همه در اسارت این ها باشیم که این ها آزادی ‏هاشون رو بدست بیارن.‏
‏ پس حالا ما مواجه می شیم با یک فرهنگ آلوده ای که در این نگاه ها هم وجود داره، هر چند که تبدیل به فرهنگ غالبی ‏نشده، هر چند که همتای اون نگاه های دیگر اونقدر نتونسته قدرتمند بشه و به پیش بره.‏
‏ مثل خیلی از نگاه ها و المان ها و بنیان های.‏
‏ به نوعی فرهنگی که در ایران امروز وجود داره.‏
‏ این نگاه ملی گرایانه نتونسته تا اون اندازه قدرتمند بشه اما قاعدتا باز هم باید شناختش و در برابرش ایستادگی کرد چرا که می ‏تونه ما رو باز هم به یک وادی اسفناک و تازه ای هم پیش ببره.‏
‏ اما در باب نژادپرستی می بینیم که این رنگ و بو گاها به کررات هم دیده میشه و هم مبدل به ارزشی شده.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با این نگاه و رفتار وحشیانه ای که نسبت به نژاد های دیگه اقوام دیگه که حتی ریشه ها وقتی بهش نگاه ‏میشه تا چه اندازه ابلهانه و احمقانه هست که این کشور ها این نگاهی که شما به این نژاد ها دارید و خودتون رو متمایز و برتر از ‏اون ها میدونید چندین سال گذشته جزئی از شما و درون شما بوده.‏
‏ اما دقیقا موضوع مهم و اساسی در این فرهنگ بیمار پدید امده این هست که ما مدام در حال تکثیر این نگاه هستیم.‏
‏ یکی از موضوعات مهمی که در مبحث برتری طلبی و ساختن این طبقات ما شاهدش هستیم به نوعی یک بیماری مسری رو ‏داره برای شما تصویر میکنه که مدام در حال تکثیر هست مثل یک ویروس کشنده ای.‏
‏ حالا داره هی تکثیر میشه و هی از خودش تولد تازه ای رو بوجود میاره و دوباره در پی بازتولید خودش هست.‏
‏ یعنی شما شاهد هستید که این ارزش ها مدام در حال تکرار شدن هست؟
‏ جماعتی تحقیر میشن، جماعت دیگری رو تحقیر میکنن، به واسطه تحقیر شدن خودشون، جماعتی رو تحقیر میکنن.‏
‏ حالا هی این ساختار ها و این طبقه ها دوباره و دوباره شکل میگیره.‏
‏ یعنی شما مواجه هستید با ساختاری که در ایران وجود داره؟
‏ از یک سو یک ایران متشکل در کنار هم نیست که مثلا به عنوان مثال اعراب رو پست قلمداد کنه، افغانی ها رو پست و ‏کوچک و حقیر قلمداد میکنه.‏
‏ حالا وقتی این نگاه مسموم و بیمار وارد خود ایران میشه حالا سعی میکنه این طبقات رو درون خود ایران هم پیاده بکنه.‏
‏ یعنی شما شاهد این نگاه نژادپرستانه درون خودش هستین؟
‏ حالا این ویروس مهلک داره بازتولید میکنه.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم با تهرانی پایتخت نشین بزرگ و بر اون عرش و رسیدن در نوک قله و رسیدن به اون نوک هرم.‏
‏ این ساختار و این ساختمان این طبقات نژادی ساخته شده.‏
‏ حالا یک سری پست و حقیر هم در کنار این پایتخت نشین ها دارن زندگی میکنن.‏
‏ حالا اقوام کوچکی که هستند و این ها هم یه سری پست هایی هستن که در کنار ما بزرگان دارن حیات میکنن.‏
‏ حالا میبینیم کار به اینجا هم ختم نمیشه.‏
‏ میری در هر خطه ای در هر نقطه ای که زندگی کنید میبینید که این تحقیر کردن ها وجود داره.‏
‏ یعنی شما در شمال کشور زندگی کنید.‏
‏ میبینید که مثلا بین رشت و انزلی همچین نگاهی وجود داره.‏
‏ مثلا برید در بین آذربایجان غربی در اون سمت ها زندگی کنید.‏
‏ میبینید بین ترک و کرد کاملا وجود داره.‏
‏ ترک ها که خود رو برتر نسبت به کورد ها میدونن.‏
‏ یعنی اگر در یه شهری مثل مثلا ارومیه زندگی کرده باشید میتونید کاملا این رو حس کنید که چگونه جماعتی هستن که خود ‏رو برتر نسبت به کردها میدونن.‏
‏ ترک هایی که اونجا القاب بیشماری هم نسبت به این ها دارن و اصلا این نگاه وحشت ناک و بیمارگونه مدام در پی بازتولید ‏است.‏
‏ هر نقطه ای برای خودش یک موجود پستی رو پدید میاره.‏
‏ یک قومیتی رو از خودش پایین تر.‏
‏ یک منطقه جغرافیایی رو از خودش پایین تر به وجود میاره.‏
‏ اون منطقه ای یا اون نژادی که تحت این ظلم قرار گرفتند دوباره در پی یک جماعتی است که اون ها رو تحقیر کنه.‏
‏ یعنی همون صحبتی که در ابتدای برنامه کردیم.‏
‏ گفتیم وقتی ما پر از این احساس تحقیر میشیم، حالا سعی میکنیم این رو به دیگری پاسخ بدیم و اصولا ساخته شدن اون بزرگ ‏در آسمان ها و اون بزرگی که ساخته میشه، حالا چه در قالب این طبقات و چه در قالب اون خدای بزرگ به واسطه حقارت ‏ماست که پدید میاد.‏
‏ حالا ما پر از این احساس حقارت باید یک پاسخی نسبت به این موضوع داشته باشیم.‏
‏ حالا سعی میکنیم یه جماعتی رو پیدا بکنیم که اون ها رو تحقیر بکنیم.‏
‏ اون ها به همین شکل.‏
‏ و حالا ما مواجه میشیم با این نگاهی که تبدیل به یک بیماری مسری شده و مدام در حال بازتولید خودش هست و ما در جای ‏جای این.‏
‏ کشور وقتی نگاه میکنیم میبینیم که اینها هی دارن باز تکثیر میشن.‏
‏ یکبار در نگاه پایتخت نشینی که در نوک این قله قرار می‌گیره، یک بار در نگاه یک روستایی و دهاتی که در فلان جا هست و ‏اصلا این القابی که اتفاق می افته و این نگاه هایی که شکل می‌گیره و حالا هی مدام می‌بینیم که یکی نسبت به دیگری برتر، ‏یکی نسبت به دیگری کهتر به حساب میاد.‏
‏ حالا با تحقیر شدن دیگران رو تحقیر می‌کنه تا به این احساس تحقیر شدگی خودش پاسخ بده.‏
‏ در یک نگاه اجمالی و کلی در اون نگاه به ایران، حالا در قبال دیگر مللی که در اطرافش هستند این نگاه رو داره.‏
‏ حالا میاد و درون خودش هم همین نگاه رو به پیش می‌بره و این بیماری رو بزرگ و بزرگ‌تر می‌کنه.‏
‏ قاعدتا نژادپرستی هم یکی از اون نگاه هاییه که حالا می‌شه تعبیرهای متفاوتی نسبت بهش کرد.‏
‏ اما همه و همه برگرفته از همون حس برتری طلبی است.‏
‏ یعنی شما نژادپرستی رو بخواید بزارید.‏
‏ ملی گرایی رو بخواید بزارید عنوان خودتون.‏
‏ این نگاه کوچک کردن نسبت به دیگر اقوام رو بزارید ملاک خودتون.‏
‏ این ظلمی که در طول این سالها چه به صورت سیستماتیک و حکومتی در قبال اقوام ایرانی شده و حتی توسط مردم هم این ‏اتفاق افتاده.‏
‏ شما هر کدوم از این ها رو معیار و ملاک بخواید قرار بدید.‏
‏ یعنی نگاه بکنید به اتفاقاتی که برای مثلا شهر های مختلف ایران می افته.‏
‏ مثلا شما سیستان و بلوچستان رو دارید که هیچ رفاه اجتماعی برای این ها در نظر گرفته نشده و به صورت سیستماتیک داره ‏حکومت بدترین رفتار ها رو در قبال این ها میکنه و این ها از هیچگونه شرایط رفاهی در زندگی خودشون برخوردار نیستن.‏
‏ شما مواجه میشید با جنوب ایران که ثروت ایران رو در خودش جای داده و مهد این ثروت هست و کل زندگی اجتماعی این ‏مردم داره از قبال اون ها میگذره.‏
‏ حالا مواجه میشید حتی زندگی ساده و حتی گاهی آب آشامیدنی هم ندارند.‏
‏ یعنی حتی نیازهای ابتدایی شون هم پاسخ داده نمیشه.‏
‏ با اینکه این حجم از ثروت هم در اون کشورها وجود داره.‏
‏ خب این ها نگاه های وحشیانه ای است که در راستای همین نژاد پرستی میتونه تعریف بشه.‏
‏ حالا شما میتونید اسم های متفاوتی براش بذارید اما همه و همه برگرفته از همون نگاه و تفکر برتری طلبانه ایست که یکی از ‏ارکان قدرتمند در فرهنگ ایرانی بوده هست و امیدوارم که تغییر بکنه و ما باید در راستای تغییر این نگاه ها گام بعد قاعدتا ‏یکی از بنیان ها همین نگاه برتری طلبانه هست.‏
‏ همین ساختن طبقات هست که میتونید این رو گسترده بکنید به جای جای زندگی بگردونید برید ببینید که چگونه این ‏ساختارهای اجتماعی شکل گرفته این طبقات اجتماعی شکل گرفته.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این تحقیر کردن دیگران به واسطه شغل هاشون.‏
‏ حالا مواجه میشید با این گرفتن زندگی از این انسان ها به واسطه شغلی که دارند، شغلی که خیلی هم مفید هست اما ارزشی به ‏اون گذاشته نمیشه.‏
‏ همون سیستم ارزش گذاری که پیرامونش صحبت کردیم.‏
‏ حالا به واسطه این برتری طلبی و میل به این برتری طلبی تبعات بیشمار داره.‏
‏ یعنی شما یک جایی میتونید ببینید که نسبت به یک نژاد، نسبت به یک نقطه جغرافیایی دارای این نابرابری ها و ظلم ها اتفاق ‏می افته.‏
‏ یک بار میتونید حالا نظرتون رو عوض کنید ببینید در ساختار اجتماعی چگونه این طبقات شکل میگیره.‏
‏ چگونه این طبقاتی که به واسطه مشاغل اتفاق می افته به واسطه موقعیت اجتماعی اتفاق می افته و یک جماعتی دردمند همه ‏عمر دارند آزار و اذیت میشند و عذاب میکشن و از حقوقی برخوردار نیستن و سخت ترین کارها رو میکنن و هیچ جایگاهی ‏هم ندارن.‏
‏ جایگاهشون تمسخر و توهین و تحقیر هست.‏
‏ اما در برابر جماعتی که دارن به اون تکیه گاه بزرگ و اون تخت پادشاهی تکیه می‌زنند و اصولا بزرگی خودشان را به نسبت ‏حقارت این ها در اختیار دارند.‏
‏ پس وقتی ما در باب این نگاه نژادپرستانه و اصولا صحبت می‌کنیم باید نگاهمان نسبت به آن المان مهم فرهنگی که نگاه ‏برتری طلبانه است بیندازیم و حالا می‌توانیم مصادیق بی‌شماری را پیدا بکنیم و بهش نگاه بکنیم.‏
‏ قاعدتا برنامه به نام جان قصد دارد در باب معانی صحبت بکند و خیلی نزدیک به مصادیق نمی‌شود مگر اینکه بخواهد مثالی ‏بزند تا موضوعات قابل درک تر بشود.‏
‏ پس با توجه به این معنی مشخص معنایی که ما تحت عنوان برتری طلبی می‌شناسیم، حالا می‌توانیم مصادیق بی‌شماری را ‏برایش پیدا بکنیم که در زندگی اجتماعی چگونه نگاه برتری طلبانه مدام در پی ساختن طبقات مختلف است و این طبقات ‏مختلف برابری را از میان می‌برد و همگان را در اسارت و نابرابری مدفون می‌کند.‏
‏ قاعدتا میشه بیشتر از این‌ها در باب این موضوع صحبت کرد.‏
‏ اما با توجه به زمان مشخص ما سعی میکنیم که برنامه هارو در همین تایم تموم کنیم.‏