خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما میخوایم در باب عوامل سلطه گری جمهوری اسلامی، عوامل سلطه گری سیاسی ‏جمهوری اسلامی بر فضای سیاسی ایران صحبت بکنیم.‏
‏ عواملی که باعث شده نیروی جمهوری اسلامی قدرت داشته باشه و با تکیه به این عوامل مشخص قدرت سیاسی رو در اختیار ‏بگیره و به پیش ببره.‏
‏ خب قاعدتا عوامل بیشماری هست که این قدرت سیاسی رو به جمهوری اسلامی داده چه پیش از قدرت گیری و عواملی که ‏باعث شد این قدرت رو در اختیار بگیره و هواخواه بیشتری رو کسب کنه و بعد از اینکه قدرت رو گرفت و برای پیشبرد و به ‏نوعی مستدام کردن این نگاه سیاسی و ایدئولوژی سیاسی ازشون استفاده کرد.‏
‏ اما ما در این ویژه برنامه به چندین عامل مشخص اشاره خواهیم کرد.‏
‏ قاعدتا عوامل دیگری هم هست که حالا لابه لای این قسمت های ویژه برنامه بهشون اشاره خواهیم کرد و چه اینکه میتونه ‏عواملی باشه که ما اصلا نام نبردیم و باز هم دربارشون میشه بحث کرد که در آتی شاید دربارشون بحث کردیم.‏
‏ اما در این قسمت ابتدا ما سعی میکنیم به نوعی یک پیشگفتاری داشته باشیم نسبت به این بحث.‏
‏ مشخصا در این ویژه برنامه چند قسمتی و بعد هم به سراغ مسئله حجاب بریم که یکی از مسائل مهم در این تفکر سیاسی هست.‏
‏ اما پیش از اینکه وارد این مسئله بشیم بهتر هست که در باب این ویژه برنامه به خصوص در باب کلیت این ویژه برنامه مقداری ‏صحبت بکنیم.‏
‏ خب اصولا در اون نقطه ابتدایی هدف از ساختن این برنامه این هستش که ما بیشتر بشناسیم که جمهوری اسلامی به واسطه چه ‏عواملی هست که اصلا حیات خودش رو پیدا کرده.‏
‏ فرای این حیات عواملی بوده که باعث شده یک قشری رو همسوی خودش بکنه.‏
‏ قشری قسم خورده که تا پای جان همراهش باشن.‏
‏ یعنی کسانی که ایدئولوژی و باورهای خودشون رو در دل همین افکار جمهوری اسلامی جست و جو کردند در طول این سالیان ‏و اصولا این، اون قدرتی است که داره به جمهوری اسلامی میده که بتونه مستدام باشه.‏
‏ حتی اون نقطه ابتدایی هم وقتی شما به جمهوری اسلامی نگاه بکنید به شکل گیریش نگاه بکنید.‏
‏ از یک سری عواملی همواره استفاده کرده و تونسته انسان ها رو تهییج بکنه.‏
‏ شما مثلا با صحبت های خود خمینی روبه رو بشید که مثلا یک نگاه خیلی متفاوتی نسبت به جنگ داره که جنگ رو نعمت ‏میدونه.‏
‏ خب قاعدتا این یکی از اون ارکانی ست که ازش استفاده کرده برای قدرت گیری.‏
‏ یا اینکه مثلا شما حتما روبه رو شدید با نگاهی که نسبت به عاشورا و تاسوعا و.‏
‏ هیئت های عزاداری داره.‏
‏ و اصولا اون قوای فکری مذهبی که از بافت سنتی مردم سرچشمه گرفته بود.‏
‏ یعنی شما وقتی میرسید به نگاه این جمهوری اسلامی که در نوک هرم خودش خمینی رو داشته.‏
‏ حالا می بینید که وقتی با یک موضوعی مثل عاشورا تاسوعا روبرو میشه خب باورش این هست که این عاشورا، تاسوعا هست ‏که اسلام رو زنده نگه داشت.‏
‏ یعنی باز ما مواجه می شیم با یکی از اون عوامل مهم در شکل گیری جمهوری اسلامی و بعد از اون ادامه دار بودن جمهوری ‏اسلامی.‏
‏ یعنی شما وقتی امروز به فضای ایران نگاه میکنید میبینید که چگونه با دست آویزی این موضوع مشخص اون نیروی از دست ‏رفته، اون آن توان تحلیل رفته را سعی می کند پس بگیرد و در این ویژه‌برنامه مشخص ما سعی می‌کنیم در باب این عوامل ‏صحبت بکنیم.‏
‏ این عوامل در نکته ی ابتدایی این است که شناختش به ما کمک می کند برای بهتر شناختن جمهوری اسلامی و فرای آن ‏ضربه ای که میشه در برابر جمهوری اسلامی بوجود آورد.‏
‏ یک بخشیش می تونه در باب همین عواملی باشه که حالا به واسطه اون تونستن پدید بیان و بعد از آن توانستند مستمر حکومت ‏بکنند.‏
‏ پس قاعدتا شناخت این عوامل به ما خیلی کمک می کند در شناخت جمهوری اسلامی و مبارزه با جمهوری اسلامی.‏
‏ اما در این ابتدا ما یک مقدار یک تعریف مشخصی پیرامون هژمونی داشته باشیم.‏
‏ هژمونی ای که تحت عنوان سلطه گری سیاسی سلطه گری یک قشر مشخص بر اقشار دیگر جامعه تعریف شده و حالا ما این ‏را تعریف به چی می کنیم؟
‏ در این قسمتی که می خواهیم درباره اش صحبت بکنیم، در این ویژه برنامه ای که می خوایم واردش بشیم ما عواملی رو بر می ‏شماریم که این عوامل باعث شده که اصلا وجودیت و ماهیت جمهوری اسلامی به اونها گره بخوره.‏
‏ یعنی شما فارغ از اون المان ها نمی تونی جمهوری اسلامی رو تعریف کنی.‏
‏ یعنی به عنوان مثال شما در نظر بگیرید که همین حجاب مسئله حجاب گره خورده به ماهیت و وجودیت جمهوری اسلامی ‏یکی از اون عواملی است که اصلا جمهوری اسلامی رو تعریف می کنه.‏
‏ یعنی شما به یک جهان گسترده ای نگاه می کنید با کشور های متفاوت.‏
‏ حالا از این کشور های متفاوت یک جمع کثیری شون کشور های مسلمان هستند.‏
‏ خب همه ما میدونیم کشور های عربی که مسلمان هستند و اسلام به نوعی از این کشور ها اصلا به کشور های دیگه رسیده با ‏زور و کشتار و جنگ و جهاد و الی آخر.‏
‏ اما این ها به عنوان نماد و سمبل اسلام به حساب میان.‏
‏ اما حالا می بینید که خیلی متفاوت از جمهوری اسلامی هستند.‏
‏ یعنی مثلا سر مسئله ای مثل حجاب این ها آزادی عمل رو به مردم دادند.‏
‏ حالا آزادی و اختیار انتخاب نوع پوشش شد در اختیار مردم گذاشت اما جمهوری اسلامی همچین کاری نکرد و از همان نقطه ‏ابتدایی و نقطه صفرش سعی کرده این رو مبدل به یکی از اون عوامل سلطه گری سیاسی خودش قلمداد بکند.‏
‏ در کل جهان که ما کشورهایی که میشناسیم خوب میدانیم که فرای جمهوری اسلامی یک طالبانی هست که همچین نظری رو ‏داره در قبال پوشش زنان.‏
‏ بقیه کشورهایی که تحت عنوان کشورهای اسلامی می‌شناسیم چه کشوری مثل مثلا کشورهای عربی، چه کشوری مثل اندونزی ‏و کشورهای دیگری که جنبه ها و وجهه های اسلامی رو در خودشون دارن.‏
‏ حتی پاکستان با اون حجم از جنونی که در دلش جای داره باز هم می بینیم که نسبت به این موضوع مشخصه.‏
‏ به عنوان مثال حجاب اون تصویر گری که جمهوری اسلامی کرده رو نداره اون رو مبدل به یکی از ارکان اصلی قدرت گیری ‏و سلطه طلبی سیاسی خودش تصویر نکرده.‏
‏ پس ما مواجه میشیم با یک جمهوری اسلامی که یک سری المان های مشخص رو اخذ کرده از دل اسلام و حالا اونا رو مبدل ‏کرده به اون قدرت سلطه خودش.‏
‏ اون المان هایی که مبدل کرده رو به این جمهوری اسلامی که ما میشناسیم، بلافاصله با شنیدن جمهوری اسلامی هر کسی در هر ‏جای جهان که باشه یک تصویری از حجاب در ذهنش نقش میبنده.‏
‏ حجابی که اجباری هست.‏
‏ نه این که مثلا شما بخواید شما با شنیدن نام اسلام یعنی این.‏
‏ منظورم یک انسان نیست با هر ملیتی که داشته باشه در یک حد مشخصی دانشی داشته باشه، اطلاعاتی پیرامون جهان داشته باشه ‏با شنیدن اسلام.‏
‏ خب حجاب هم یکی از اون المان هایی هستش که توی ذهنش میاد و زنان محجبه ای که تصویر گر معنای اسلام هستن.‏
‏ اما شما وقتی در باب جمهوری اسلامی صحبت بکنید قاعدتا این حجاب خیلی پررنگ تر در ذهنتون تداعی میشه.‏
‏ چه ایرانی باشید چه غیر ایرانی.‏
‏ تا یه حدی با کشور های اسلامی و قدرت های اسلامی آشنایی داشته باشید.‏
‏ این حجاب تبدیل میشه به اون نقطه ابتدایی میره در نوک هرم.‏
‏ المان های سلطه طلبی این کشور قرار میگیره اونم نه یک حجاب معمولی که یک رسم اسلامی یا سنت اسلامی باشه بلکه یک ‏وجهه کاملا سیاسی به خودش میگیره و این وجهه سیاسی ای که به خودش گرفته بیانگر وجودیت اون جمهوری اسلامیست.‏
‏ یک حجابی که اجباری است و مردمی که مجبور به رعایت این حجاب هستند سعی در یکدست سازی انسان ها هست.‏
‏ سعی در یک شکل کردن انسان ها هست فرای اون معانی وجودی که در دل حجاب وجود داره.‏
‏ حالا این مبدل به یکی از اون راه ها و ارکان های اصلی برای شناخت ماهیت جمهوری اسلامی شده.‏
‏ یعنی شما وقتی نزدیک می شوید می بینید که تا چه اندازه حاضر هستند هزینه بکنند برای به چنگ و دندان گرفتنش از همان ‏نقطه ابتدایی.‏
‏ نقطه ابتدایی که خواستن یک همچین موضوعی را مبدل به قانون بکنند.‏
‏ در همان نقطه ابتدایی هم زنان بیشماری بودند و فعالان بیشماری بودند که در برابر این ظلمت ایستادگی کردند.‏
‏ اما از همان نقطه ابتدایی هم سرسختانه جمهوری اسلامی سعی کرد که ماهیت خودش را گره بزند با این مسئله مشخص اسلام.‏
‏ وقتی ما در باب این هژمونی صحبت می کنیم، مفهوم صحبت آن همین است.‏
‏ یعنی المانی که باعث سلطه گری یک قدرت شده و قدرت سیاسی را بهش داده و بعد حالا ماهیت خودش را گره زده با این ‏موضوع مشخص.‏
‏ یعنی حکومت وقت حالا سعی کرده ماهیت خودش را گره بزند.‏
‏ مثلا اگر بخواهیم در کشورهای دیگر یک نمونه هایی ازش معنی بکنیم مثلا کشور امریکا، حکومت امریکا، شما مواجه میشید ‏با یک حکومتی که ماهیت خودش رو گره زده با سرمایه داری.‏
‏ یعنی ما با سرمایه داری آمریکا رو میشناسیم.‏
‏ یعنی هر کسی در هر جای دنیا شاید یکی از المان های قدرتمند در شناخت آمریکا براش همون موضوع سرمایه داری باشه.‏
‏ تخطی از اون عواملی که در سرمایه داری وجود داره ماهیت حقیقی اون کشور رو هم از بین میبره.‏
‏ یه جوری به هم تنیده شدن و منظور ما از این هژمونی همین موضوع مشخص هست.‏
‏ موضوعی که ماهیت یک نظام رو با خودش گره زده باشه بیانگر حقیقت درونی اون نگاه سیاسی باشه.‏
‏ حالا با توجه به چیزی که ما در باب جمهوری اسلامی میشناسیم باید نزدیک بشیم به این ماهیتی که جمهوری اسلامی داره.‏
‏ ما داریم در باب یک نظامی صحبت میکنیم که در یک برهه ای از تاریخ مبدل به یک حزب سیاسی شده یا یک حزب ‏سیاسی که جنبه قانونی نداشته در اون دوران و سعی کرده تبدیل به یک نیروی سیاسی برای تغییر حکومت بشه.‏
‏ خب من در باب مسائلی که پیرامون انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت بود برنامه هایی داشتم و در بابش صحبت کردم.‏
‏ این رو گفتم که چگونه سه طیفی در ایران بودند که قدرت داشتند، قدرت سیاسی داشتند و میدان دار بودند.‏
‏ گروه جبهه ملی نگاه های چپ و مارکسیستی و اسلامی ها.‏
‏ ما در باب اینها صحبت کردیم و نمی خوایم تو این قسمت بریم و بپردازیم به اون موضوع.‏
‏ اما موضوعی که می خوایم دربارش صحبت بکنیم اون ماهیت ابتدایی است که نگاه های اسلامی وارد این چرخه سیاسی شد.‏
‏ خب قاعدتا کلیت ماهیت خودش رو این نگاهی که در نهایت مبدل به یک انقلاب شد و انقلاب در دل انقلاب قدرت رو به ‏دست گرفت، سراسر از دل اسلام میاد.‏
‏ یعنی چیزی فرای اسلام ارائه نمیده.‏
‏ یک برداشت مشخصی از اسلام رو داره برای ما تصویر میکنه که همین برداشت مشخص که گاها هم متضاد با دیگر نگاه های ‏اسلامی هست باعث میشه که این قدرت برای ما تعریف بشه.‏
‏ اما ریشه ی اصلی و ابتدایی و ماهیت اصلی خودش رو از دل اسلام میگیره.‏
‏ هر جایی ما بخواییم به جمهوری اسلامی نگاه بکنیم در نقطه ابتدایی باید نوک پیکان رو به سمت اسلام بگیریم.‏
‏ همون چیزی که من بارها دربارش صحبت کردم.‏
‏ اصولا ضدیت با جمهوری اسلامی فارغ از ضدیت با اسلام اصلا معنایی نداره.‏
‏ اما گاها میشنویم کسانی که در باب این صحبت میکنن که اسلام رو مجزا بکنید از جمهوری اسلامی.‏
‏ جمهوری اسلامی داره از اسلام سوء استفاده میکنه، از دین مردم استفاده میکنن.‏
‏ از این جور صحبت ها که قاعدتا شنیدید.‏
‏ این نقطه ایست که ما رو به وهم نزدیک میکنه.‏
‏ یعنی هیچ جنبه ای نداره.‏
‏ در باب واقعیت نزدیک به هیچ واقعیتی نمیشه.‏
‏ چرا که نماینده اصلی اسلام در ایران ما همون جمهوری اسلامیست.‏
‏ است چرا که این جمهوری اسلامی تمامی ماهیت و موجودیت خودش را از همین اسلام گرفته.‏
‏ هر چیزی که ما در دل جمهوری اسلامی دیدیم در طول این سالیان به واسطه ی همان نگاه اسلامی چیزی فراتر از اسلام را به ما ‏ارائه نداده.‏
‏ شاید برداشت هایش گاها متفاوت باشد و گاها جماعتی باشند تحت عنوان مثلا اهل سنت که به خیلی از سیاست ها، نگاه ها و ‏المان های اسلامی که در دل کشور ایران و به وسیله جمهوری اسلامی اعمال میشود نقد داشته باشند و انتقاد های بیکرانی داشته ‏باشند.‏
‏ اصلا شاید جماعتی در دل خود مسلمان های شیعه باشند که نسبت به سیاست هایی که اعمال میکنند نگاه مذهبی که دارند یعنی ‏منظور جمهوری اسلامی است.‏
‏ حالا انتقادهایی داشته باشند اون رو درست و صحیح ندونن.‏
‏ حتی میتوانند مراجع دینی باشند که اتفاقا مرجعیت دارند و به قول معروف اون علم لازم رو برای شناخت اسلام و شیعه گری ‏هم دارند.‏
‏ شاید حتی این ها هم بیایند و مخالفت هایی بکنند.‏
‏ اما این ها باعث نمیشه که ما بخواهیم رد کلیت اسلام رو نسبت به جمهوری اسلامی داشته باشیم.‏
‏ چون که این برداشت ها از طرف اون ها هم می تونه متناقض باشه.‏
‏ حالا جماعتی باشه که اون نگاه رو باور نداشته باشه اما ما وقتی نزدیک به کلیات میشیم نزدیک به اصل اصلی در دل اسلام ‏میشیم.‏
‏ می بینیم که همتا و همتراز با نگاه اسلامی است.‏
‏ حالا این که ممکنه که در بعضی از فرعیات متفاوت عمل کنه و متفاوت جهان رو نگاه کنه اما در اون نقطه ی ابتدایی همه چیز ‏رو از دل همون اسلام میبینه.‏
‏ وقتی شما نزدیک میشید به همون ابتدای امر، یعنی اون زمانی که حالا قرار بوده که این تفکرات شکل بگیره کم کم استارت ‏این نگاه بخوره و مبدل به یک ایدئولوژی بشه که در نهایت این ایدئولوژی قرار باشه که حکومت و سیاست رو در اختیار ‏بگیره.‏
‏ می بینید که همه چیز ماهیت و وجودیت خودش رو از دل اسلام گرفته.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید مثلا با گروه فدائیان اسلام.‏
‏ حالا این گروه فدائیان اسلام وظیفه خودش میدونه که اشخاصی که بی دین هستند و ضد مذهب هستند، کارهایی انجام ‏می‌دهند که بر خلاف اسلام هست را از میان ببرد.‏
‏ نمونه های بارزش را هم دیدیم و دیدیم که چگونه این گروه در پی از بین بردن کسانی بوده که از نظرش به اسلام خدشه وارد ‏می‌کرد.‏
‏ همین نگاه است که آن ماهیت و وجودیت اصلی جمهوری اسلامی را می‌سازد.‏
‏ شما وقتی نزدیک می‌شوید به اعتراضاتی که از طرف این قشر نسبت به حکومت به عنوان مثال پهلوی ارائه می‌شده، همواره در ‏راستای این بوده که شما دارید این دین اسلام را لکه دار می‌کنید.‏
‏ اسلام در خطر است، اسلام هست که دارد رو به نابودی می‌رود.‏
‏ اصولا هر صحبتی، هر نگاهی که ارائه شده در راستای همین نگاه های اسلامی بوده.‏
‏ گاها برای جذب مخاطبین بیشتر شاید سرکی به دیگر نگاه ها هم می‌زدند.‏
‏ همان طوری که ما در طول این تاریخی که منجر به انقلاب اسلامی شده، دیدید که چگونه پیوندی بین افکار مختلف با نگاه ‏های اسلامی که آن زمان قدرت اصلی را داشت اتفاق می افتد.‏
‏ یعنی شما شاهد نگاه های ملی مذهبی هستید که برگرفته از همان نگاه های جبهه ملی و افکار مصدق است که حالا با اسلام به ‏نوعی توامان می شود و گره می خورد و خودش را نزدیکتر به آن نگاه غالب اسلامی می کند.‏
‏ چه در به نوعی رودررویی با نگاه های مارکسیستی و نگاه های چپی که حالا می بینید.‏
‏ خیلی ساده مثلا یک گروهی مثل مجاهدین خلقی شکل می گیرد که حالا سعی می کند آن نگاه چپی را با نگاه اسلامی توامان ‏بکند.‏
‏ اینها همه خبر از یک چیز مشخص می دهد.‏
‏ قاعدتا سلطه گری سیاسی در آن نقطه از تاریخ در اختیار اسلام بوده و در اختیار اسلامی بوده که می خواسته وارد این چرخه ‏سیاسی بشود و تمامی گروه ها هم سعی کردند با نزدیکی با این اسلام، خودشان را وارد این چرخه سیاست که همان تعریف ‏مشخص از هژمونی که اون زمان قاعدتا هژمونی در اختیار اسلام بوده که حالا برای بیشتر مطرح شدن وارد این جریان شدن.‏
‏ خودتون رو نزدیک به یک همچین معنی میکردید که سلطه گری سیاسی رو در اختیار داشته.‏
‏ برای جذب بیشتر افراد میتونستید از این المان استفاده کنید و حالا وقت میبینید و نزدیک به خود ماهیت جمهوری اسلامی ‏میشه.‏
‏ میبینید که چیزی فرای اسلام با شما مطرح نمیکنه.‏
‏ هر چه هست در دل اسلام هست.‏
‏ شاید در برخی از موضوعات یک سری تفاوت هایی با نگرش های دیگران و تفسیر های دیگران که خود رو مسلمان میدونن ‏داشته باشه اما در نهایت در ریشه و اصل و اصالت همتا و مترادف با اسلام هست.‏
‏ قاعدتا عوامل بیشماری تاثیر گذار در جمهوری اسلامی بودن در شکل گیری جمهوری اسلامی بودن و این ویژه برنامه قصد ‏نداره در باب این مسائل صحبت کند که ما در ویژه برنامه های دیگری در باب این مسئله صحبت کردیم و در آتی هم شاید ‏صحبت بکنیم.‏
‏ اما قصد و هدف ما از این ویژه برنامه آن عواملی است که تا این اندازه باعث شکل گیری و قدرتمند شدن این جمهوری ‏اسلامی شد.‏
‏ خب در این قسمت مشخص با توجه به این پیشگفتاری که ما صحبت کردیم تا یک تعریف مشخصی پیرامون این سلطه گری ‏سیاسی داشته باشیم، حالا باید بیشتر نزدیک به مبحث حجاب بشویم.‏
‏ خب قاعدتا حجاب یکی از اون عواملی هست که ما برای شناخت اسلام بهش نزدیک میشیم.‏
‏ همون طور که اشاره کردم خب با هر کسی در باب اسلام صحبت بکنید یک تصویر قاعدتا در برابر داره پیرامون مسئله حجاب.‏
‏ یعنی شما با تصویر گری نسبت به اسلام نزدیک به این مبحث حجاب میشید.‏
‏ حجاب زنان که خود رو میپوشونن حتی گاها یک حجاب خیلی سرسختانه ای سرسختانه با روبنده و این ها که دیگه چیزی از ‏اون آدم هم دیده نمیشه و این یک نوعی معنا گر همون اسلام هست.‏
‏ اما حالا در دل جمهوری اسلامی نه تنها یک نماد اسلامی که مبدل به یک نماد سیاسی میشه.‏
‏ یعنی شما وقتی در این اتفاقات اخیر روبرو شدید با مسائلی که پیرامون زن، زندگی، آزادی و حرکت مردمی اتفاق افتاد مواجه ‏شدید؟
‏ با جملاتی که پیرامون این صحبت میشد که یه چیزی به عنوان بی حجابی نه تنها یک حرام شرعی است که حتی یک حرام ‏سیاسی است.‏
‏ وقتی شما نزدیک به این مساله میشید خیلی ساده میتونید به این مساله برسید که مساله حجاب مبدل به یکی از اون عوامل سلطه ‏گری سیاسی شده.‏
‏ یعنی باعث شده یک تصویری به خود بده، یک هویتی رو برای خودش جمهوری اسلامی بسازه که برگرفته از همین حجاب ‏اجباری است.‏
‏ از همین متحدالشکل کردن سیمای زنان هست.‏
‏ خب قاعدتا آرزوها و آرمان هایی که اینها در ذهن داشتند خیلی فرای این ها بود و این ها یک تصویری داشتند از یک سری ‏انسانی که یک سری زنانی که همه چادری هستند و به خیابان می آیند و یک تصویر یک دست و یک شکل از اون ابهت مثلا ‏خداوندی و اون نگرش سیاسی و اون سلطه سیاسی که در اختیار دارند خواهد داشت که با خیالات اونها دنیا به پیش نرفت.‏
‏ اما باز هم با تمام این تفاسیر یک تصویری دارند برای ارائه خودشون در جهان.‏
‏ یک تصویر سیاسی برای احاطه به دیگران و در سیمای داخلی هم به همین شکل هست.‏
‏ حالا برای اینکه این سلطه گری خودشون رو به مردم این کشور هم ثابت بکنند با یک دستاویزی مثل حجاب می تونن به این ‏غارتگری خودشون برسن.‏
‏ می تونن خودشون رو اثبات شده تصویر بکنند و حالا می بینید که تا چه اندازه خود را آویزان به مساله حجاب می کنند.‏
‏ مساله حجاب یکی از مسائل اسلامی در دل اسلام وجود داره.‏
‏ خب آیاتی ما در قرآن داریم که به صورت غیر مستقیم به حجاب اشاره کرده.‏
‏ در یکی از آیات هم به صورت مستقیم اشاره کرده.‏
‏ حالا من بارها و بارها درباره اش صحبت کردم که ذهن آدمی سطل آشغال نیست که بخواد اینها رو حفظ کنه و بدونه دقیقا ‏کدوم آیه هست و این مسائل.‏
‏ اما آیه مضمونش به این شکل بود که شما باید خود را بپوشانید.‏
‏ با یک کلمه ای که ترجمه به روسری شده، ترجمه به لچک شده که حالا حتی باید سینه های خودتون رو هم بپوشونه.‏
‏ این تنها آیه ای است که در قرآن پیرامون این مسئله. ذکر شده.‏
‏ و شما مواجه میشید با آیات دیگری که به صورت غیر مستقیم پیرامون حجاب صحبت میکنه.‏
‏ اما اون آیه ای که جنبه مستقیم داره و بهش خیلی استناد میشه همین آیه هستش که خب به واسطه اینکه من برنامه رو بداهه ‏اجرا میکنم برنامه ای به نام جان قصد داره که به زبان ساده و روان و بداهه اجرا بشه.‏
‏ الان دقیقا نمی دونم کدوم آیه هست ولی میشه خیلی ساده با یک جست و جوی ساده در دل اینترنت به اون آیه رسید.‏
‏ خب ما مواجه میشیم با یک مسئله ای که در دل اسلام به ویژه در دل اسلام در شرایط فعلی، حتی در شرایط گذشته، در شرایط ‏گذشته وقتی ما مواجه میشیم با حکومت هایی که قدرت رو در دل اسلام در اختیار گرفتند و به نوعی یک امپراطوری تشکیل ‏دادند، به واسطه اون حمله ای که کردند و کشور ها رو در اختیار گرفتند و بعد خیلی از این کشور هایی که در اختیار این ها بود ‏با دادن باج و خراج سعی کردند دین خودشون رو نگه دارند.‏
‏ به نوعی ما مواجه نشدیم با این تصویر برای حجاب اجباری.‏
‏ خب یکی از موضوعاتی که استناد می کنند مسلمان ها در باب مسئله حجاب هم همین هست.‏
‏ یعنی تاریخ اسلام.‏
‏ ما بارها دربارش صحبت کردیم برای شناخت اسلام ما یک کتاب داریم به اسم قرآن که منبع اصلی و اساسی اسلامی هست.‏
‏ فرای اون احادیث داریم زیست پیغمبر رو داریم و فتاوی که حالا آیت الله ها و یا مفتی ها در دل اسلام شیعی و یا سنی دادن و ‏حالا ما با این چهار اصل هست که میتونیم یک شناخت درستی نسبت به اسلام داشته باشیم.‏
‏ با توجه به این عوامل می بینیم که بعضی از کشورها که اسلامی هم هستند از این موضوع به حدی که جمهوری اسلامی داره ‏استفاده میکنه استفاده نمیکنه چرا که این رو مبدل به یکی از اون عوامل اصلی سلطه گری سیاسی خودشون تصویر نکرده اند.‏
‏ اما جمهوری اسلامی این رو مترادف با ماهیت و وجودیت خودش تعریف کرده.‏
‏ از همون ابتدا تمام کسانی که بر علیه این نگاه به خیابان آمدند رو به بدترین شکل سرکوب میکنه و حالا این رو مبدل به یکی ‏از ارکان اصلی حکومت خودش میکنه برای سلطه گری و برای اینکه بتونه اون قشری رو که در دل این نگاه ها به وجود آورده ‏و به نوعی به او وابستگی دارند و تمام وجودیت و باورهای خودشان را از همین نگاه جمهوری اسلامی می‌گیرند به او وفادار ‏باشند.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشوید با جمهوری اسلامی مواجه میشوید با یک قشری گرایی که در دل جمهوری اسلامی وجود دارد.‏
‏ جمهوری اسلامی برای خودش یک قوم برگزیده ای را پدید آورده، یک قومی که به او ایمان دارند، باور دارند جمهوری ‏اسلامی را و تمام آمال و آرمان های خودشان می دانند.‏
‏ قاعدتا تمام ما در ایران زندگی کردیم و این شرایط را دیدیم که یک قوم برگزیده ای برای جمهوری اسلامی وجود دارد.‏
‏ خیلی از فشارهایی که ما می بینیم اتفاق می افتد از دل همین اقوام هست.‏
‏ یعنی ما یک سری از حرکات را در ایران می بینیم که مثلا در برابر یک کنسرتی می آیند و یک سری شلوغی هایی می کنند.‏
‏ نمیزارن این کنسرت اتفاق بیفته به واسطه اینکه مثلا در شهر مقدس مشهد نباید همچین اتفاقی بیفتد.‏
‏ یعنی حتی یک جماعتی هستند که از خود جمهوری اسلامی هم رادیکال تر هستند.‏
‏ قاعدتا همچین اتفاقاتی را یا دیدید یا شنیدید.‏
‏ این قشر همون قشر و قوم برگزیده جمهوری اسلامی است.‏
‏ آن قومی است که قرار است اینها را نجات بدهد و نگاه جمهوری اسلامی از همان ابتدا هم بر پایه همین قوم برگزیده خود بوده ‏و سعی کرده این قوم را قدرتمند در ایران بکند و مشاغل را در اختیار اینها بگذار قدرت را در اختیار این ابزار قدرت سیاسی را ‏در اختیار اینها بگذارد و اصولا با یک نگاه قشری گرایی سعی کرده برای خودش یک قدرتی را پدید بیاورد.‏
‏ و حالا مسئله حجاب به شدت گره خورده با تقابل این قومی که برای خودش پدید آورده.‏
‏ حالا این قوم هست که میبینید سینه ستبر میکنه و میان تو خیابون حتی با شما روبرو میشید.‏
‏ تمام این افرادی که در خیابان به حجاب دیگران کار دارند و دخالت می کنند و سر در زندگی دیگران فرو برده اند عوامل ‏جمهوری اسلامی نیستند.‏
‏ حتی شما مواجه میشوید با کسی که مثلا هیچ نزدیکی و قرابتی از نظر مالی هم با جمهوری اسلامی ندارد، دارد یک زندگی ‏عادی ای رو برای خودش میکند و اتفاقا از اقشار ضعیف جامعه هم هست اما جزو اون قوم برگزیده است.‏
‏ حالا شاید از منافع استفاده نکنه، از منافع مالی استفاده نکنه اما از منافع معنوی داره استفاده میکنه.‏
‏ خودش رو نزدیک میدونه.‏
‏ به اون نگاه حاکم، به اون سلطه ای که در اختیار هست.‏
‏ حالا با توجه به آویزانی به اون هستش که برای خودش مثلا میخواد یک شخصیت اجتماعی هم بسازه هرچند که ضربه ‏خورده، لطمه خورده و این جایگاه کاملا از بین رفته اما باز هم خودرا مومن به اون نگاه متشخص میدونه.‏
‏ حالا ما مواجه میشیم که چگونه سر در زندگی دیگران فرو میبره و به حجاب دیگران هم کار داره.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی این قشری رو که برای خود پدید آورده و حالا اقشار مختلف جامعه که از جمهوری اسلامی دور و ‏دورتر شدند و کم کم مبدل به دشمنان جمهوری اسلامی شدند، تنها قشر باقی مونده براش همون قوم برگزیده ی ابتدایی است.‏
‏ حالا برای اینکه این مساله حجاب رو در همون نقطه ابتدایی خودش مبدل به یکی از عوامل سلطه گری سیاسی خود کرده، حالا ‏در تقابل با این قشر برگزیده این قوم برگزیده هم هست که راه چاره ای ندارد.‏
‏ یعنی بلافاصله اگر بخواهد یک نرمش قهرمانانه ای بکند و مسئله حجاب را بی ارزش قلمداد کند و در نهایت اجازه بده تا مردم ‏حجاب خودشان را انتخاب بکنند، حالا باید گلاویز بشود با آن قشر برگزیده، حالا تمام پایگاه اجتماعی اش را از دست می ‏دهد.‏
‏ ما وقتی در باب این هژمونی جمهوری اسلامی صحبت می کنیم، دقیقا نقطه انتهای ما همین چیزی است که الان دارد تسخیر ‏می شود.‏
‏ جمهوری اسلامی یک سری عوامل را تبدیل کرده به شناخت خودش تبدیل کرده به ماهیت و وجودیت خودش.‏
‏ یعنی شما جمهوری اسلامی را قاعدتا به واسطه همین المان ها می شناسید.‏
‏ حالا نه تنها جمهوری اسلامی به واسطه همین المان ها که یکی از آنها حجاب اجباری است تعریف شده.‏
‏ فرای آن شما مواجه می شوید با قشری که به عنوان قوم برگزیده برای خود پدید آورده و حالا این قوم برگزیده نسبت به این ‏موضوعات به شدت رادیکال عمل می کند.‏
‏ دگم است حاضر به هیچ نوع نرمشی در برابر این نگاه ها نیست.‏
‏ حالا اگر قرار باشد این عوامل سلطه گری را از دست بدهد، نه تنها در دل سیاست بی معنا می شود، بلکه همان درصد کوچکی ‏از مردم هم که هوادار و هواخواه اش هستند و به نوعی مومن به این ایمان هستند هم از دست خواهد داد.‏
‏ و حالا شما مواجه می شوید با موضوعی که می تواند مترادف با نابودی و از بین رفتن جمهوری اسلامی باشد.‏
‏ یعنی می تواند با از دست دادن این قشر دیگر چیزی برای ارائه نداشته باشد.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با قشر خاکستری ای که دارد به سادگی از کنار مسائل جمهوری اسلامی می گذرد اما با یک تلنگری ‏می تواند راه خودش را تغییر بدهد.‏
‏ در کنار آن قشری وجود دارند که با تمام وجود در برابر جمهوری اسلامی ایستاده اند و حاضرند تا آخرین قطره خون هم در ‏برابرش مبارزه کنند.‏
‏ در برابر اینها از یک گروهی که به عنوان قوم برگزیده انتخاب شده، حالا همتای اینها که حاضرند از جان خودشان بگذرند، ‏برای از میان رفتن جمهوری اسلامی حاضرند از جان خود بگذرند برای دوام جمهوری اسلامی.‏
‏ حالا این قشر نگاه دارد به همان المان هایی که از ابتدا ماهیت جمهوری اسلامی را تعریف کرده.‏
‏ حالا یک نرمش کوچک می تواند کلیت باورهای آنها را هم از میان ببرد.‏
‏ حالا حکومتی که تصویر کردن به عنوان حکومت اسلامی و یکی از عوامل مهم این حکومت اسلامی همین حجاب اجباری ‏است در صورتی که از کنارش رد بشه.‏
‏ خب این جماعت هم دیگه نمیتونن بهش باور داشته باشن و اصولا باور پیدا میکنن که این حکومت از جنبه اسلامی خودش ‏هم داره خارج میشه.‏
‏ حالا تک تک عواملی که ما در قسمت های آتی هم پیرامونش صحبت خواهیم کرد مبدل به یک همچین نگاهی شده.‏
‏ ما مواجه می‌شیم با جمهوری اسلامی که این حجاب رو مبدل به یک بخش مهمی از ایدئولوژی خودش کرد.‏
‏ حالا دیگه حجاب تصویرگر یک پوشش برای زنان نیست.‏
‏ تصویرگر ایدئولوژی جمهوری اسلامی هست.‏
‏ یعنی خیلی پا رو فراتر از مسائلی گذاشته که ما بخواهیم اون رو تقلیل به نوع پوشش بدیم.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی این رو مبدل به یک بخشی از ایمان خودش کرده.‏
‏ شما اگر جمهوری اسلامی رو بخواید تصویر بکنید به عنوان حکومتی که خود رو همتای خدا میدونه، رهبر خودش رو خدای ‏بر زمین میدونه، قوانین و قواعد خودش رو کتاب آسمانی تصویر کرده.‏
‏ حالا یکسری مناسک داره با کنار گذاشتن این مناسک، ایدئولوژی اون رو ساخته، ماهیت و وجودیت خودش رو از میان بر ‏خواهد داشت.‏
‏ و حالا ما تصویر در برابرمان به سادگی داره نشون میده که حجاب مبدل به یکی از ارکان این ایدئولوژی در جمهوری اسلامی ‏شد.‏
‏ حالا با توسل به این حجاب هست که گاها دندان نشون میده به مردم و سرکوب میکنه مردم رو.‏
‏ حالا سعی میکنه با سرکوب مردم قدرت خودش رو، سلطه خودش رو بیشتر تصویر کنه.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با یک چیزی مثل گشت ارشاد همه چیز خلاصه در همون اتفاق نمیشه که اینها بخوان بیفتن در ‏خیابان تا مردم به بهشت برن و گناه نکنن.‏
‏ خیلی تصویر بالاتر از این هست.‏
‏ یک بخش عمده ای دندان نشان دادن به مردم هست برای اینکه سلطه خودش رو نشون بده.‏
‏ یک بخشی اش وفاداری به اون المانی است که اینها رو به قدرت رسونده.‏
‏ وفاداری به مبانی اسلامی است که اینها رو به قدرت رسونده.‏
‏ یک بخش مهمش این هستش که حالا اون قوم برگزیده خود را راضی بکنند راضی نگه دارند.‏
‏ حالا این قوم برگزیده ای که مدام در خیابان هست، چرا خیابان ها این شکلی شده؟
‏ چرا زنان دارند بدون حجاب راه میروند؟
‏ وا مصیبتا اسلام از بین رفت.‏
‏ حالا این جماعت در انتظار کنش از آن رهبر و مراد خودشان هستند.‏
‏ این مریدان دست به دعا نشسته اند ببینند مراد چی کار می کنه و مرادی هست که با وحشیگری وارد خیابان ها می شود و مردم ‏را از زیر تیغ می گذراند.‏
‏ پس وقتی ما مواجه می شویم با یک سری تصاویری همتای این حتی ما با تصویرهای دهشتناکی روبرو می شویم که حالا می ‏میرند و یک زنی را می گیرند و به واسطه.‏
‏ این حجاب اجباری و رعایت نکردن شلاق می زنند.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید که این ها باز دوباره در این سلطه گری دارند خودشان را در گام نخست قرار می دهند تا قوم ‏برگزیده ی خودشون رو راضی بکنند تا وفادار به اون مبانی وحشیانه خودشون بمونن.‏
‏ پس ما مواجه هستیم با تصویری که حالا مبدل به یک بخشی از این ایدئولوژی جمهوری اسلامی شده.‏
‏ ایدئولوژی ای که یک سری مومن رو هم پدید آورده چه از گذشته چه تا به امروز حتی شاید گاها ما روبه رو بشیم با مومنان ‏تازه ای که به این صف هم اضافه میشن.‏
‏ ما در باب اینکه تعدادشون چقدر هست و این مسائل صحبتی نداریم چرا که ایران موقعیت این رو نداره تا ما بتونیم آمار دقیقی ‏نسبت به این موضوعات داشته باشیم و هر صحبتی گاها به واسطه علایق و آرزوهای ماست.‏
‏ یعنی قاعدتا منی که دوست دارم با تمام وجود جمهوری اسلامی وجود نداشته باشه و یا اگر وجود داره در یک بخش کوچکی ‏از جهان برای هم باوران خود باشه، خوب قاعدتا تصویری که میکنم یک تصویری ست که تمام ایران از جمهوری اسلامی ‏بیزارند و همه برای مبارزه آماده هستند و از اون طرف هم به همین شکل هست و اصولا نداشتن این آمارها هست که اصلا ما رو ‏تا این اندازه عقب انداخته نسبت به اتفاقات مهم و بزرگ.‏
‏ اما در مجموع ما مواجه هستیم با جماعتی که باورمند به این نگاه هستند و این هم یکی از اون المان های مهم هست.‏
‏ در قسمت های آتی هم سعی میکنیم در باب المان های دیگه ای که باعث شده جمهوری اسلامی شکل بگیره و مستدام بمونه ‏صحبت خواهیم کرد.‏