خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما در باب عواملی که باعث این سلطه گری سیاسی در جمهوری اسلامی شده ‏صحبت کردیم.‏
‏ گفتیم که این عوامل، عواملی است که به نوعی بدون این ها و با فقدان این ها جمهوری اسلامی معنایی نخواهد داشت.‏
‏ تک تک این عوامل باعث به وجود اومدن جمهوری اسلامی و بیشتر از این باعث باعث استحکام و مستدام بودن جمهوری ‏اسلامی شده.‏
‏ عواملی که ما سعی می کنیم در این ویژه برنامه به هر کدوم اشاره بکنیم و در باب هر کدوم از این مضامین هم صحبت بکنیم.‏
‏ خب قاعدتا یکی از عوامل مهم و تاثیر گذار در جمهوری اسلامی قاعدتا قوانین بوده.‏
‏ خب ما مواجه می‌شویم با جمهوری اسلامی که از همان ابتدا هم در پی همین شریعت اسلامی بوده.‏
‏ صحبت کردیم در قسمت گذشته پیرامون این که تمامی ریشه اصلی جمهوری اسلامی فقط اسلام هست، هیچ چیز دیگری ‏نیست.‏
‏ تمامی باورهای خودش را از همین اسلام داره می‌گیره.‏
‏ ما با جمهوری اسلامی روبه رو هستیم که عامل تاثیرگذار وجودیت او اسلام بوده.‏
‏ هیچ دلیل دیگری فرای اسلام برای وجود داشتن نداشته.‏
‏ در طول تاریخ وجودیت خودش و پیش از اون پیدایش خودش تمام سنگی که به سینه می‌زده و به میدان آمده بوده برای تغییر ‏در راستای همین اسلام و شریعت اسلامی بوده.‏
‏ حالا قاعدتا وقتی نزدیک به مفهوم قوانین میشیم، تمام این قوانین رو باید از دل اسلام استخراج بکنه.‏
‏ ما روبرو هستیم با قوانین اسلامی حاکم در ایران.‏
‏ قوانینی که حالا همه چیز زندگی انسان‌ها و حقوق شهروندی آن‌ها را تحت تاثیر خود قرار داده.‏
‏ حالا ما باز بیشتر و بیشتر نزدیک به این معنای مشخص می‌شویم که جمهوری اسلامی تماما یعنی اسلام.‏
‏ و تمامی عواملی که باعث این بدبختی و فلاکت جمعی مردم شده هم برگرفته از همین نگاه اسلامی است نه چیزی فراتر و ‏پست تر از این.‏
‏ همه چیز خلاصه در همین نگاه های اسلامی شده.‏
‏ حالا ما مواجه می‌شویم با جمهوری اسلامی که از همان ابتدا به واسطه وجودیت هم هدف خودش را بر پایه قوانین اسلامی ‏گذاشته، اصولا به میدان آمده تا این قواعد و قوانین اسلامی را به پیش ببرد.‏
‏ حالا ما مواجه هستیم با شرایطی که بلافاصله بعد از قدرت گیری حالا ما مواجه می‌شویم با اینکه این قواعد و قوانین اسلامی ‏حکمفرما بشود.‏
‏ یک تصویر مشخصی نسبت به جمهوری اسلامی داشته باشید.‏
‏ هر کدوم از قواعد و قوانینی که جمهوری اسلامی تحت عنوان این قاعده مشخص اسلامی مطرح کرده رو اگر از جمهوری ‏اسلامی بگیرید کلیت و نظام جمهوری اسلامی به زیر کشیده خواهد شد.‏
‏ یعنی شما در نظر بگیرید که جمهوری اسلامی اگر قرار باشه اعدام رو از قواعد و قوانین خودش حذف کنه دیگه هیچ سنخیتی ‏با اسلام نخواهد داشت.‏
‏ و این نداشتن سنخیت با اسلام باعث میشه.‏
‏ باعث فروپاشی این افکار میشه و اون ایدئولوژی رو از میان برمیداره.‏
‏ ایدئولوژی ای که باعث به وجود اومدن این نگاه شده باعث مستدام بودن این نگاه شده.‏
‏ یعنی شما وقتی نگاه میکنید به قشری که به جمهوری اسلامی باورمند هستند به واسطه همین قواعد و قوانین اسلامی هست که ‏جمهوری اسلامی رو ستایش می کنند و می پرستند.‏
‏ تنها عاملی که باعث شده اینها وفادار به این نگاه باشند همین عوامل اسلامی هست.‏
‏ ما با جمهوری اسلامی روبه رو هستیم و با عواملی از جمهوری اسلامی و با هواخواهانش از جمهوری اسلامی که خود را برده ‏وار در راه اسلام هزینه کردند.‏
‏ اینها جماعتی هستند که خود را برده و بنده ی خدا می دانند و برده و بنده ی این اسلام می دانند.‏
‏ و اصولا هدف از زیست آنها هدف زیستی جمعی آنها این هست که اسلام رو پر رنگ تر در جهان تصویر کنند.‏
‏ وقتی شما روبه رو می شوید با جماعتی که در جمهوری اسلامی صاحب منصب هستند، حالا وقتی با آنها روبه رو می شوید و ‏می خواهید باهاشون صحبت بکنید، پیرامون این عشقی که اینها به ایران و یا ایرانیت دارند و یا اسلام، خیلی ساده است از پیش ‏تعیین شده است که قاعدتا اینها اسلام محور اصلیشون هست.‏
‏ بارها و بارها به کرات ما این رو شنیدیم از زبان شخصیت هایی که در جمهوری اسلامی قدرت مند بودند.‏
‏ اینها همه چیز رو فدای اسلام می کنند.‏
‏ اصولا اسلام هست که موضوع ابتدایی و اصلی این ها خواهد بود.‏
‏ چیزی فرای این نیست.‏
‏ حالا با توجه به این میلی که نسبت به شیعه‌گری دارند در راستای ظهور امام زمان است که تلاش می کنند.‏
‏ هدف اصلی و غایی آنها پیشرفت مردم نیست.‏
‏ قرار نیست که مردم ایران بهتر زندگی کنند.‏
‏ قرار هست که اسلام زیباتر تصویر بشه.‏
‏ قرار هست که اسلام به درجات بالاتری برسد.‏
‏ قرار است که دوران شکوهمندی اسلامی پدید بیاید.‏
‏ در نهایت قرار است که امام زمان به واسطه اینها ظهور کند.‏
‏ کلیت سلطه سیاسی خودشان را به واسطه همین باورها می گیرند.‏
‏ اگر شما نزدیکی بکنید با هر کدام از این افراد، حالا اینها یک شیعه به عنوان مثال اهل لبنان را که باورمند به این افکار ‏جمهوری اسلامی و اسلام شیعی آنها هست را خیلی هم وطن تر می دانند نسبت به یک ایرانی که در ایران زندگی می کند و ‏حالا یک مذهب دیگری دارد و یک دین دیگری دارد و یا حتی مسلمان شیعی است که به اندازه اینها معتقد نیست، خیلی خود ‏را درگیر این مسائل نکرده و به واسطه دانشی که ندارد قاعدتا او خیلی دورتر از نگاه اینها هست و اون لبنانی که حالا باورمند به ‏افکار اینهاست هم وطن اوست که این در باب تمام مردم در سراسر جهان هم صدق میکنه.‏
‏ چرا که هویت رو انسان ها بیشتر به واسطه باور های خودشون میگیرن.‏
‏ حالا این که خیلی از انسان ها در جبر محکوم به این نگاه ها شده اند و اصولا جبرا بدون داشتن دانش و اطلاعات هویت را ‏پذیرفته اند.‏
‏ هویتی که مثلا اسلامی هست مثلا ایرانی هست اما جماعتی که به یک باوری با تمام وجود اعتقاد پیدا کرده اند حالا هویت ‏خودشون رو به واسطه همون باور میگیرن و حالا ما مواجه میشیم با جماعتی که در ایران تمام هویت خودش رو از اسلام میگیره ‏و خب قاعدتا نگاهش هم همین گونه خواهد بود.‏
‏ ما با جماعتی روبه رو هستیم که برده وار در راستای قدرتمند کردن راه اسلام به پیش هستند.‏
‏ هر حرکت و هر کنشی که این ها انجام میدن در راستای بزرگی و منزلت اسلام هست.‏
‏ حالا اسلامی که با این ها تصویری برای این ها به عرصه ظهور گذاشته که خود رو بنده و برده خدا بدونن.‏
‏ حالا این بندگان خدا قرار هست که برده وار در راستایی قدم بردارند که شوکت اسلامی هم به میان باشه.‏
‏ هدف و آرمان قاعدتا از همون ابتدا هم اسلام بوده.‏
‏ من در قسمت پیشین هم صحبت کردم چون این موضوع، موضوع به شدت مهمی هست.‏
‏ یعنی ما بزرگ ترین چیزی که در تقابل با جمهوری اسلامی باید بدونیم اسلام هست.‏
‏ اصولا اگر خود رو مبارز در برابر جمهوری اسلامی بدونیم باید در ابتدا اسلام رو بشناسیم، قرآن رو بخونیم، احادیث رو ‏بخونیم، فتاوی رو بخونیم، زیست پیغمبر رو بخونیم.‏
‏ ما باید با اسلام آشنا بشیم چون جمهوری اسلامی یکی از شعبات کوچک اسلام هست و تمام قدرت رو داره.‏
‏ از همون اسلام اخذ میکنه.‏
‏ ما در برابر اسلام باید صف آرایی بکنیم.‏
‏ این به خاطر این هستش که من بارها و بارها بهش اشاره میکنم.‏
‏ در قسمت گذشته درباره اش صحبت میکنم.‏
‏ در این قسمت هم دوباره تکرار میکنم و در تمامی قسمت ها در تمامی کتاب هام هم نسبت به این موضوع موضع میگیرم چرا ‏که بزرگترین موضوع قابل بحث ما امروز همین هست.‏
‏ هر صحبتی به غیر از این دور شدن ما از ریشه هاست.‏
‏ درگیر شدن ما با ساقه هاست.‏
‏ ما در برابر اون یک درخت تنومندی داریم که حالا همه ی زیست ما رو در بر گرفته.‏
‏ جمهوری اسلامی که داریم باهاش مبارزه میکنیم.‏
‏ حالا اگر قرار باشه ما هر روز با یکی از عوامل، یکی از شرایط، یکی از موقعیت هایی که جمهوری اسلامی پدید آورده مقابله ‏کنیم، دوباره میبینیم که موقعیت های تازه ای را پدید میاره.‏
‏ یک روز با حجابی مبارزه میکنیم، فردا دوباره حجاب دیگه ای رو تسخیر میکنه، یک روز برای احقاق یک بخشی از حقوق ‏زنان به میدان می آییم، فردا می بینیم یک حقوقی دیگری از آن ها مستثنا شده به واسطه اینکه آن ریشه در خاک دارد.‏
‏ ریشه ای که تماما اسلام هست، کلیت وجودی خودش رو داره از اسلام استخراج میکنه.‏
‏ هر قانون تبعیض آمیزی که ما داریم باهاش روبه رو میشیم به واسطه اسلام داره گفته میشه عرضه میشه.‏
‏ اگر حقوق زنان اینگونه داره پایمال میشه به واسطه این نگاه هایی است که از دل اسلام استخراج شده.‏
‏ حالا ممکن هست که ما در برابر اسلام موضعی نداشته باشیم، نسبت به جمهوری اسلامی موضع داشته باشیم و اصلا قرار هست ‏از دل این نگاه به کجا برسیم؟
‏ قرار هست که ما در نهایت کجا رو فتح بکنیم؟
‏ هر روز ساقه هایی رو از میان برداریم و برگ هایی رو هرس بکنیم تا در نهایت دوباره ساقه های قدرتمند تری در برابر ما شکل ‏بگیره و برگ های تنومند تری در برابر ما شکل بگیره.‏
‏ یا قرار هست که ما در برابر اون ریشه بایستیم تا بتونیم در نهایت این درخت آلوده رو از جا در بیاریم.‏
‏ حالا حق انتخاب برای ما دقیقا در همین نقطه است.‏
‏ به همین دلیل هستش که ما داریم در باب این مساله به کرات هم صحبت می کنیم.‏
‏ هدف و آرمان قاعدتا از همون اسلام نشات گرفته.‏
‏ از همون ابتدای وجودیت جمهوری اسلامی و آرمان اونها برپایی یک حکومت اسلامی بوده.‏
‏ بعد از اون در راستای پیشرفت این نگاه اسلامی و این حکومت اسلامی بوده و حال اینکه اینها تمام تلاششون رو بکنند تا مثلا ‏امام زمانی هم ظهور بکنه.‏
‏ اما همه این نگاه ها ما رو به یک نقطه مشخص میرسونه که از همون ابتدا تا به امروز و در آینده جمهوری اسلامی همه وجودیت ‏خودش رو از اسلام گرفته و حالا ما وقتی نزدیک به مسئله قانون میشیم می بینیم که تمامی ریشه های قانونی جمهوری اسلامی ‏از اسلام گرفته شده.‏
‏ شما قانون اساسی رو باز می کنید و مطالعه می کنید.‏
‏ می بینید که در تک تک بندها نسبت به این موضوع اسلامی بودن اشاره شد.‏
‏ خب ما با ماده قانونی روبه رو میشیم که ایران رو یک کشور شیعی.‏
‏ شیعه اثنی عشری معرفی میکنه.‏
‏ یک کشور مسلمان شیعه اثنی عشری.‏
‏ خب مذهب اصلی این کشور میشه همین دین مشخص.‏
‏ همین مذهب مشخص از دل اسلام.‏
‏ شما روبرو میشید با تمامی عواملی که مطرح شده که باز هم برگرفته از همون نگاه های اسلامیست و یا اینکه ما رو رجوع میده ‏به قواعد و قوانین اسلامی.‏
‏ اگر قرار هست که ما آزادی بیان داشته باشیم باید همسوی با نگاه های اسلامی باشه.‏
‏ اگر قرار هست ما قانون گذاری بکنیم باید همسو با موارد اسلامی باشه.‏
‏ حالا قرار هست که گروه های نظارتی تشکیل بشه تا ببینند آیا این قوانین همسو با قواعد اسلام هست یا نه.‏
‏ همون طور که در شورای نگهبان ما باهاش روبه رو هستیم.‏
‏ حالا اگر قرار باشه مردمی قانونی رو وضع کنند توسط نمایندگان خودشون حالا باید یک قوه بالادستی وجود داشته باشد تا ‏نظارت کند که مبادا ما از قواعد اسلامی دور شده باشیم.‏
‏ حالا فرضا این وقتی شما می رسید به مثلا قوانین جزایی ایران، حالا روبه‌رو می‌شوید با کتاب قانون مجازات اسلامی ایران.‏
‏ حالا تمامی این مجازات‌ها برگرفته از همان نگاه اسلامی است.‏
‏ اگر اوراق قوانین ایران را ورق بزنید، قوانین جزایی ایران را زیر نظر بگیرید.‏
‏ حالا مواجه می‌شوید با تمام آن قواعدی که در دل اسلام مطرح شده، چه در دل قرآن مطرح شده، چه در زیست پیامبر اجرا ‏شده، چه توسط احادیث نقل شده و چه فتاوی شخصیت های دینی اسلامی آن را تایید کردند.‏
‏ حالا شما روبه‌رو می‌شوید با بریدن دسته دزدان.‏
‏ حالا شما روبه‌رو می‌شوید با اعدام کردن.‏
‏ حالا شما روبه‌رو می‌شوید با کسی که سه بار شرب خمر کند و اعدام شود.‏
‏ حالا روبه‌رو رو میشید با بریدن دست و پای محارب.‏
‏ حالا اینکه اینها تا چه اندازه میتونن این قوانین رو به پیش ببرن به واسطه شرایط اجتماعی و شرایط بین المللی موضوعیست که ‏قابل بحث هست.‏
‏ شما وقتی روبرو میشید با زنای محسنه.‏
‏ حالا میبینید که چگونه قانونگذار در باب سنگسار صحبت میکنه و در نهایت در تبصره ای صحبت میکنه که اگر شرایط ‏سیاسی و اجتماعی نوعی بود میتونید این قانون و این مجازات رو تغییر بدید با اعدام.‏
‏ حالا میبینید که قواعد همه و همه برگرفته از همون نگاه اسلامیست.‏
‏ همون کتاب قرآن هست.‏
‏ همون زیستن پیامبر هست.‏
‏ چیزی فرای اون ها اضافه نشده.‏
‏ همون قوانین اسلامی رو شما میتونید ساختارمند تر در قوانین جمهوری اسلامی ببینید.‏
‏ چیزی که از ابتدا در بابش صحبت کردند و در نهایت هم عملیش کردند.‏
‏ چیزی که اصلا به واسطه اون به میدان اومدن.‏
‏ چیزی که اصلا باعث شد که اون جماعت باورمند به دلیل آن به آن باورمند بمانند.‏
‏ صحبت کردیم در باب قشری گرایی که جمهوری اسلامی پدید آورده یک قوم برگزیده ای را برای خودش بوجود آورده که ‏اینها به واسطه وجود همین قوانین اسلامی است که به او پایبند هستند.‏
‏ روزی که از این قوانین اینها پا رو کشور بگذارند قاعدتا آن پایگاه اجتماعی را از دست می دهند.‏
‏ دیگر آن قوم برگزیده هم آنها را همراهی نخواهد کرد.‏
‏ اصولا اگر قوانین جمهوری اسلامی از جمهوری اسلامی کشیده بشود، چیزی از جمهوری اسلامی باقی نمی ماند.‏
‏ حالا شما روبرو می شوید با دریایی از تبعیض های بی پایان در قوانین جمهوری اسلامی، قوانین تبعیض آمیزی که در قبال زنان ‏اعمال شده در قبال سایر ادیان و یا بی دینان اعمال شده.‏
‏ حالا شما وقتی به حق ارث می رسید می بینید که چگونه حقوق اینها پایمال می شود، حقوق زنان پایمال می شود.‏
‏ در باب دیه به همین شکل.‏
‏ در باب اشخاصی که حتی اهل کتاب شناخته می شوند یعنی کسانی که جمهوری اسلامی به عنوان دیندار و خداپرست قبول ‏کرده، مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان.‏
‏ حالا ببینید که این اهل کتاب را هم به سادگی از حقوقشان محروم می کنند.‏
‏ چه تبعیض هایی که در قبال اینها در این حقوق شهروندی اعمال می کنند.‏
‏ حالا شما مواجه می شوید با زنانی که حق انتخاب شدن در ریاست جمهوری ندارند، با افرادی که دین های مختلف دارند و ‏این حق را در اختیار ندارند.‏
‏ برای رهبری به همین شکل برای قوایی که قدرت را در اختیار دارند باز هم به همین شکل.‏
‏ حالا جایی متفاوت.‏
‏ زن ها در برخی از نقاط می توانند این کار را بکنند، در فلان جا نمی توانند بکنند و در مجموع ما مواجه می شویم با نگاه ‏تبعیض آلود بی پایان و نگاه وحشیانه و پر خشونتی که در دل قوانین جزایی وجود دارد.‏
‏ نگاه پر تبعیضی که در قوانین مدنی وجود داره و همه و همه این ها ریشه در قوانین اسلامی داره.‏
‏ ما مواجه می شیم با این نگاه اسلامی که حالا اومده تمام قدرت رو در اختیار گرفته.‏
‏ به واسطه همین المان مشخص اسلامی سلطه سیاسی رو به دست گرفته و حالا با این سلطه ای که در اختیار داره قوانینی رو به ‏وجود آورده.‏
‏ حالا به واسطه همین قوانین هست که داره دندون نشون میده به مردم ایران.‏
‏ حالا به واسطه همین قوانین هست که بلافاصله می بینید اگر یک اتفاقی در ایران بیفته جماعتی بیان و معترض باشن نسبت به ‏شرایط حاکم.‏
‏ حتی یک شرایطی مثل وضعیت اقتصادی.‏
‏ همون اتفاقی که در سال نود و هشت افتاد.‏
‏ یعنی مردمی که نه به واسطه عقاید مشخصی، نه به واسطه از ریشه برداشتن اسلام که به واسطه شرایط وحشتناک اقتصادی حالا ‏به خیابون اومدن، حالا اعتراض نسبت به گران شدن قیمت بنزین دارن اما به سادگی شما می بینید که از این قواعد اسلامی از ‏این هژمونی که در اختیار دارد استفاده می‌کند و فلانی را محارب تصویر می‌کند، مفسد فی الارض تصویر می‌کند.‏
‏ حتما روبه‌رو شدید با تصاویری که اینها صحبت می‌کند.‏
‏ ما باید برگردیم به صدر اسلام.‏
‏ اصلا اینها تصویرگری که دارند همین هست.‏
‏ میل اینها رسیدن به همان صدر اسلام هست.‏
‏ دوباره تصویر کردن صدر اسلام هست.‏
‏ قاعدتا تمام آرزوی آنها رسیدن به آن هزار و چهارصد سال گذشته و دورانی است که محمد قدرت را در اختیار داشته.‏
‏ حالا می‌بینید که چگونه گام هایی را برمی‌دارند به این سو.‏
‏ حالا صحبت های این ها و این مجانین را می شنوید.‏
‏ حتی من یکبار شنیدم که کسی می‌گفت بله اینها محارب هستند با دست و پاشون بریده بشه.‏
‏ اینها باید نفی بلد نه در یک شرایط معمول باید به یک جایی برن که آب و غذایی وجود نداشته باشد، اینها بمیرند. یعنی اینها.‏
‏ اون تصویری که انتظار دارند، اون قوم برگزیده ای که به وجود آورده اند دقیقا تصویرش در همین داستان تصویری است که ‏این ها بگیرند و آدم ها را سر ببرند در برابر دیگران.‏
‏ تصویری که نزدیک به همان داعشی که پدر معنوی اینها میتونه باشه دارند.‏
‏ پس شما مواجه میشید با یک ساختاری که تمام ریشه ی خودش رو از این نگاه اسلامی گرفته و در عین حال قوم برگزیده ای ‏رو برای خود پدید آورده که اونها باورمند هستند و گاها حتی رادیکال تر از اون نگاه حاکم هستند.‏
‏ حالا مواجه میشید با قوانینی که یکی از ارکان مهم جمهوری اسلامی برای پیدایش و بعد از اون برای ادامه دار بودن این نگاه ‏هست.‏
‏ و حالا این نگاه مشخص همه چیز خودش رو داره از اسلام میگیره.‏
‏ تک تک قوانین داره از نگاه اسلامی میاد.‏
‏ حتی قوانینی که قرار هست در آینده وضع بشه باید با نگاه به اسلام باشه.‏
‏ حالا باید یک هیئتی وجود داشته که به عنوان ناظر این نظارت رو بکنه که ما یه موقع مبادا از قواعد اسلامی دور بشیم.‏
‏ حالا تک تک قوانین رقت آمیز اتفاق می افته.‏
‏ خوندن یه کتابی مثل قانون مجازات اسلامی که قانون جزای جمهوری اسلامی رو تشکیل میده.‏
‏ همتای خوندن یک کتاب ترسناک هست.‏
‏ یک کتاب پر از خشونت و وحشیگری ای که شما باهاش روبه رو میشید.‏
‏ همتای همون خوندن قرآن که به همین سمت و سو ما رو میبره.‏
‏ شما وقتی روبرو با این کتاب ها میشید حالا میتونید بفهمید که تا چه اندازه این خشونت حاکم در جامعه از چه روی اتفاق ‏افتاده و چرا مردم به این سمت و سو کشیده شدن.‏
‏ چرا این فرهنگ غالبی که در طول این چهل سال قدرت رو به دست گرفته تا این حد مردم رو وحشی خویی تر کرده؟
‏ تا این حد این ها رو نزدیک به خشونت کرده؟
‏ چگونه ممکن هست که مردم تا این حد خشونت طلب باشن؟
‏ حالا میتونید خیلی راحت و ساده ریشه هاش رو از دل همین کتاب ها بگیرید.‏
‏ از دل قرآن بگیرید، از دل قوانین جزایی جمهوری اسلامی بگیرید.‏
‏ حالا میتونید خیلی ساده نزدیک بشید که تا چه اندازه این سیر دوار مردم رو تربیت کرده و تعلیم داده تا در نهایت تا این حد ‏در خشونت غرق باشند.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این صحنه های رقت آمیزی که جمهوری اسلامی در طول حیات خودش به وجود آورده.‏
‏ حالا میبینید در ملاء عام مردم رو شلاق میزنن، در ملاء عام انسان ها رو دار میزنند و به این خشونت عفونت وار در وجود ‏خودشون هم میبالند.‏
‏ حالا یک جماعتی میتونن بیان و فریاد بزنن نه اینها ارتباطی به اسلام نداره.‏
‏ اینها دستاویز قرار دادند.‏
‏ خب شما نیازمند مطالعه هستید، نیازمند هستید که اطلاعات رو به دست بیارید.‏
‏ نیازمند این هستید که برید و زیست و حیات محمد رو بخونید ببینید در طول حیات او چند بار همچین کارهایی کرد.‏
‏ قوانینی که در طول حیات او جاری و ساری بود چگونه بود؟
‏ اگر شما خود رو مسلمان میدونید این اسلام قرار هست که تا ابدیت ادامه پیدا کنه.‏
‏ قرار هست قواعد و قوانینش تا ابدیت ادامه دار اتفاق بیفته.‏
‏ محمد پیامبری است که پیرامون خاتم الانبیاء بودن صحبت کرده و قرار بوده که دیگه این راه و این طریقت رو ببنده.‏
‏ دیگه هیچ پیامبری پا به میدان نذاره تا هیچ اصلاحی هم صورت نگیره.‏
‏ حالا شما روبرو هستید با قواعدی که در دل اون اسلام بزرگ پنداشته شده و حالا جمهوری اسلامی داره همون رفتار رو انجام ‏میده.‏
‏ چیزی فرای اعدام کردن انجام میده.‏
‏ حتی شاید تصویرش رو بهتر کرده از اون سربریدن در ابتدای اسلام و صدر اسلام که سر انسان ها رو شما با شمشیر قرار بوده ‏ببرید، حالا به یک تصویری رسونده که حداقل اعدام کنه.‏
‏ کمتر خون و خونریزی رو میبینید.‏
‏ حالا این جماعتی که دور تا دورش جمع شدن تا این خشونت افسار گسیخته رو ببینن، حداقل خون رو دیگه نمیبینن تا باز ‏وحشی خون تر و دیوانه تر و مجنون تر بشن.‏
‏ پس شما روبرو هستید با یک حکومتی که ریشه های فکری خودش رو از اسلام گرفته و قوانین که یکی از مهمترین و ارکان ‏اصلی جمهوری اسلامی هست و یکی از ارکان اصلی برای سلطه سیاسی بوده هم به واسطه همین نگاه های اسلامی شکل گرفته.‏
‏ تک تک این قوانین را شما وقتی مورد مطالعه قرار می دهید همه ریشه اسلامی دارد.‏
‏ حالا گاها در دل خود قرآن مطرح شده مثل بریدن دست دزدان که آیه قرآنی دارد و یا اگر مثلا شما مواجه میشید با یک قانونی ‏تحت عنوان سنگسار.‏
‏ این هم بسته به زیست پیامبر هست.‏
‏ همون داستان معروفی که ما باهاش مواجه هستیم که یک یهودی رو نزدیکی بهش بردن که عمل زنا رو انجام داده بود و محمد ‏دست روی آیه ای گذاشت که در دل تورات اومده بود در راستای سنگسار و اون آدم رو سنگسار کرد.‏
‏ حالا شما به واسطه همین اتفاقات و این عقبه ها هست که یک شکل ساختارمند از قوانین رو میبینید که همه و همه برگرفته از ‏نگاه های اسلامیست.‏
‏ همه ریشه اسلامی داره و یکی از اون موضوعات مهمی است که جمهوری اسلامی به واسطه آن به وجود آمده، میل به داشتن ‏این قوانین اسلامی باعث به وجود آمدنش شده و حال هم اگر دارد مستدام به پیش می‌رود به واسطه همین قواعد و قوانین ‏هست.‏
‏ در سرکوب ها تا چه اندازه نقش بازی می‌کند؟
‏ انسان هایی که به خیابان می‌آیند چقدر ساده محارب شناخته می‌شوند و کشته می‌شوند.‏
‏ کسی که سطل آشغال رو آتیش زده و یک راه رو بند آورده رو به سادگی به عنوان محارب و مفسد فی الارض به واسطه همین ‏قواعد وحشیانه اسلامی اعدام می‌کنند و آب هم از آب تکون نمیخوره چرا که یکی از عوامل مهم سلطه گری خودش رو در ‏همین قواعد و قوانینی میگیره که ریشه در نگاه های اسلامی داره.‏
‏ از یک سو داره قدرت و توان رو از همون نگاه اسلامی میگیره و حالا با پایبندی به همون نگاه های اسلامی یک قشری رو هم ‏در دل خودش به وجود میاره.‏
‏ اون قوم برگزیده هستن که پشتوانه فکری این نگاه آلوده و خشونت بار رو دارن.‏
‏ ما هر روز بیشتر میل به رسیدن به صدر اسلام رو در دل اینها می بینیم.‏
‏ هر روز بیشتر می بینیم که دوست دارند مردم را در آن خفقان ابتدایی که اسلام به وجود آمد و مردم را در آن وحشیگری و ‏وحشی خویی به نوعی به خفقان رساند و خفه کرد و از میان برد، نزدیک بشوند و هر روز ما بیشتر این نزدیکی و این میل یک ‏میل افسارگسیخته ای در وجود جمهوری اسلامی و عوامل جمهوری اسلامی است.‏
‏ ایستادگی ما تنها در برابر اسلام معنا گر مبارزه ما با جمهوری اسلامی می شود.‏
‏ این موضوعی است که برای ما به شدت اهمیت دارد.‏
‏ من در باب عقاید و باورها و ایمان خودم بارها و بارها صحبت کردم.‏
‏ در کتاب هایی که نوشتم این عقاید و باورها را که تحت عنوان جان باور به جان، باور به آزادی و برابری هست، قانون، آزادی ‏و برابری است تصویر کردم.‏
‏ این تمام آرمان من برای رسیدن در جهان هست.‏
‏ رسیدن و میل به قلمرو آرمانی جهان آرمانی اینها باور من هست برای رسیدن.‏
‏ کنشی است که من باید برای رسیدن بهش تلاش بکنم.‏
‏ اما قاعدتا تمامی باور های من در برابر یک غول چند سری همتای خدا و اسلام داره و این اون دلیلی است که من بخشی از ‏عمر خود را صرف این کردم تا در برابر اسلام ایستادگی بکنم.‏
‏ چرا که این باور ها قاعدتا یک دشمن بزرگ همتای اسلام داشته.‏
‏ مایی که صحبت از اعدام نکردن و پرهیز از خشونت می کنیم، حالا در برابرمان یک دینی رو داریم که تمام وجودیت خودش ‏رو داره از دل همین خشونت میگیره.‏
‏ تمام هستی و ماهیت خودش رو از خشونت میگیره.‏
‏ اگر ما در برابر جنگ صحبت می کنیم، جهاد یکی از ارکان اصلی این دین هست و الی آخر که میشه ساعت ها درباره اش ‏صحبت کرد.‏
‏ اما در این ویژه برنامه و در این قسمت نمی خوام درباره اش صحبت بکنم.‏
‏ اما موضوع مهم و قابل عرض ما این است که ما تنها راه در برابر ایستادگی در برابر اسلام را داریم.‏
‏ ما با مبارزه در برابر اسلام می‌توانیم این هژمونی قدرتمند جمهوری اسلامی را از بین ببریم و اصولا هیچ راه چاره ای به جز ‏رسیدن به یک ایمان جمعی که در برابر نگاه‌های اسلامی و جمهوری اسلامی باشد، راهگشا برای ما نخواهد بود.‏
‏ جمهوری اسلامی را ما در برابر داریم که در پی نفی قوانین پیشرو است.‏
‏ هر قانونی در جهان تصویب بشود در راستای این که انسان ها بهتر زندگی بکنند.‏
‏ ما جمهوری اسلامی را می بینیم که با سینه ستبر در برابرش می ایستد.‏
‏ اگر انسان ها به واسطه پیشرفت های خودشان، به واسطه بیشتر فکر کردن و درست فکر کردن و رسیدن به یک اخلاق تازه و ‏نوینی که در برابر نگاه های آلوده الهی بوده، اگر انسان ها به یک مرتبتی رسیدند تا توانستند خودشان را از این دنیای پر خفقان ‏الهی دور کنند و حالا گام هایی رو برای زیستن بهتر و آزادانه تر و در برابری بیشتر برای خود بسازند و در نهایت خود رو به ‏اون مرتبتی رسیدن که اعلامیه حقوق بشر رو منتشر کنن.‏
‏ حالا یک جمهوری اسلامی هستش که با سینه ستبر در برابر این پیشرفت می ایسته.‏
‏ هر قانون پیشرفته ای رو در برابرش ایستادگی خواهد کرد.‏
‏ اگر کل جهان روزی به این مرتبت برسه که اعدام به جز عذاب و زشتی چیزی به وجود نمیاره و هیچ گاه باعث کم تر شدن ‏این جرم و جنایت نشده.‏
‏ حالا جمهوری اسلامی هستش که با سینه ستبر در برابرش می ایسته.‏
‏ حالا اگر انسان و انسانیت به مرتبه ای رسیده که کشتن دیگران و مجازات دیگران در ملا عام عواقب وحشتناکی رو برای ‏زندگی اجتماعی مردم داره جمهوری اسلامی هستش که در برابر اون می ایسته.‏
‏ حالا اگر جهان در باب شکنجه نکردن انسان ها صحبت می کند، جمهوری اسلامی است که با شلاق در دست در خیابان مردم ‏را شلاق می زند به واسطه خوردن مشروب.‏
‏ حالا ما با یک جمهوری اسلامی روبه رو هستیم که همه ریشه های فکری خودش را از اسلام هزاروچهارصد سال پیشی گرفته ‏که آن اسلام هزار و چهارصد سال پیش در باب خاتم الانبیاء بودن صحبت کرده و کل نقشه راه تا آخر جهان را به مسلمان ها ‏داده.‏
‏ حالا این مسلمان ها هستند که با همان قواعد 1400 سال پیش دارند پیش می روند و در برابر هر گونه پیشرفتی هم ایستادگی ‏خواهند کرد.‏
‏ هر قانونی که در راستای زندگی بهتر و در برابری برای انسان ها و یا دیگر موجودات باشد.‏
‏ جمهوری اسلامی با تمام وجود در برابرش می ایستد.‏
‏ و حال ما هیچ راهی به جز ایستادگی در برابر اسلام در برابر نمی بینیم.‏
‏ ریشه ی این نگاه برگرفته از این نگاه اسلامیست و ما باید مبارزه ای در راستای اسلام و از میان بردن جمهوری اسلامی داشته ‏باشیم.‏
‏ تا حالا با یک تصویر و یک ایمان جمعی برای فردایی روشن با برنامه های مشخص بتوانیم در برابر این نگاه بایستیم؟
‏ اگر ما از جهان آرمانی صحبت میکنیم، اگر از مبحث جهان صحبت میکنیم، اگر از برابری جان ها صحبت می کنیم، این که ‏انسان ها و حیوانات و گیاهان همتا و برابر هم هستند.‏
‏ ما باید به این نقطه مشخص برسیم تا جهان را برابری در بر بگیرد.‏
‏ اگر ما در باب آزادی صحبت می کنیم که به واسطه وجود قانون درون خودش می تواند به وجود بیاید و مستدام بماند، این که ‏دیگران را آزار نرسانیم، دیگرانی به وسعت تمام برابری جهان، حیوانات، گیاهان و انسان ها.‏
‏ حالا می دانیم که یک سد قدرتمندی در برابر ما هست.‏
‏ حالا می دانیم که اسلامی در برابر ما ایستاده که حاضر است جان ما را بگیرد چرا که ما را کافر می داند چرا که ما را حربی می ‏داند چرا که ما را مشرک می داند چرا که هزاران عناوین از مرتد برای ما خواهد گذاشت تا مشرک و ملحد تا سر از تن ما ببره ‏چراکه او ایستاده تا بگه انسان اشرف مخلوقات است.‏
‏ ایستاده تا در باب جان همه چیز را به نابودی بکشاند.‏
‏ ایستاده تا ارتداد رو به میان بیاره.‏
‏ حال مایی که مسلمان زاده هستیم رو به تیغ تیز بسپاره.‏
‏ حال اگر ما پیرامون ایستادگی در برابر جهاد صحبت بکنیم، اگر در باب.‏
‏ قوانینی صحبت بکنیم که در راستای تعلیم و تربیت انسان برای زیست بهتر باشه، او با قوانین و قواعد خودش سر همگان رو ‏خواهد برید.‏
‏ دست و پای محاربین رو جدا خواهد کرد، دست دزدان رو خواهد برید.‏
‏ قاعدتا اگر ما بخواهیم در باب قوانین وحشتناک و وحشیانه جمهوری اسلامی و اسلام صحبت بکنیم سر بی انتها داره.‏
‏ جمهوری اسلامی که به واسطه فساد توامانی که در دل خودش داشته، به واسطه این فساد پروری ای که در این نگاه آلوده ‏جمهوری اسلامی و اسلامی شکل می گیرد.‏
‏ حالا رو به رو هستید حتی با اینکه جمهوری اسلامی پایبند به قوانین نیم بند و وحشیانه خودش هم نیست.‏
‏ یعنی ما به کرات با این موضوعات هم روبه رو می شویم.‏
‏ به واسطه اینکه این نگاه آلوده در پی فساد آفرینی است.‏
‏ اصولا این نگاه فساد را به وجود می آورد.‏
‏ این نگاه آلوده در پی این هست که دوباره مفسدان بیشترو هم پدید بیاورد.‏
‏ این نگاهی که قدرت را می پرستد، قدرت را بزرگ می پندارد.‏
‏ حالا این نگاه قدرت پرستانه ای که انسان را در نوک هرم قرار می دهد که در بالای سر او قدرت یکتایی وجود دارد.‏
‏ حالا با این تصویرگری از بردگی در راه قدرت، حالا کسانی هستند که وارد دادگاه ها بشوند قاضی، قاضی القضات لقب ‏بگیرند.‏
‏ حالا همه دنیا خودشون هست.‏
‏ حالا حتما شما از این نجواها شنیدید که بازجو در برابر مجرمی که در اختیار داشته، متهمی که در اختیار داشته، شخصیت ‏سیاسی ای که در اختیار داشته و آزاده ای که به بند کشیده بوده، یاغی ای رو که به اسارت برده بوده فریاد میزده با صدای بلند ‏خدا اینجا من هستم.‏
‏ این ریشه های طبقاتی میل به قدرت و بردگی در راه قدرت هست که در نهایت چنین نظام فاسدی رو پدید میاره.‏
‏ و ما در دل این نظام فاسد روبه رو میشیم.‏
‏ حتی با قوانینی که خود نوشته اند پر از زشتی و نابودی و کثافات هست اما به اون هم پایبند نیستن.‏
‏ به اون خشونت افسار گسیخته هم پایبند نیستن.‏
‏ ما وقتی نزدیک به قوانین جمهوری اسلامی میشیم حالا نخواستیم در باب المان هاش صحبت بکنیم، در باب مواد مختلفش ‏صحبت بکنیم که شاید در آتی چنین برنامه ای هم ساختیم.‏
‏ ویژه برنامه ای که در باب قوانین جمهوری اسلامی باشه.‏
‏ هرچند که من در کتاب الله جبار زار در جلد چهارم آن که در باب قوانین هست در باب قوانین جمهوری اسلامی هم صحبت ‏کردم و مواد مختلفش رو اونجا ذکر کردم که میتونید با مطالعه اون بیشتر و بیشتر به این وحشی گری و وحشی خویی نزدیک ‏بشید.‏
‏ ما اگر بخوایم در باب این قواعد صحبت بکنیم ما روبرو با قوانینی هستیم که وحشیانه ترین رفتار های انسانی رو پاس میدارند.‏
‏ ما با قانونی روبه رو هستیم که در پی خیانت پا به میدان گذاشته و در پی کودک همسری پا به میدان گذاشته، زشت ترین رفتار ‏های انسانی رو مبدل به قانون کرده و این نهایت زشتی در جهان هست و سر بی انتها داره که میشه در بابش ساعت ها صحبت ‏کرد.‏
‏ تنها نگاه ما باید نگاه به این موضوع باشه که جمهوری اسلامی یعنی اسلام و مبارزه.‏
‏ ما باید در راستای هدفی برای از میان بردن این نگاه اسلامی با توجه به ایمانی که خود ساختیم برای آینده ای روشن آینده ای ‏که به دور از تمام این زشتی ها و ظلمت ها باشه.‏