در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
عزاداری حسینی در منظومه فکری جمهوری اسلامی، فراتر از یک آیین مذهبی، موتور محرکِ «سلطه گری سیاسی» است. در این قسمت از ویژهبرنامه «به نام جان»، نیما شهسواری به کالبدشکافی این پدیده میپردازد که چگونه نظام با وامگیری از مکتب عاشورا، هویتی بر پایه «مظلومیتِ کاذب» و «کینهتوزی مقدس» برای خود بنا کرده است. حاکمیت با استفاده از المانهای حسینی، از یک سو تودهها را در وضعیتِ مسخشدگی و ناله نگاه میدارد و از سوی دیگر، آنها را برای «انتقام» از هرآنچه غیرخودی میپندارد، بسیج میکند. این اپیزود، تبیینی است بر این واقعیت که چرا جمهوری اسلامی بدون این دستگاهِ عظیمِ تهییج احساسات، بخش بزرگی از توان سرکوب و نفوذ خود را از دست خواهد داد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما در باب عوامل سلطه گری سیاسی جمهوری اسلامی صحبت می کنیم و در این قسمت مشخص هم قرار هست در باب این فلسفه حسینی صحبت بکنیم.
این نگاهی که در دل اسلام شیعی گری به شدت قدرتمند هست و جمهوری اسلامی هم از همون بدو پیدایشش از این نمونه مشخص اسلامی و شیعه گری استفاده کرده و حالا سعی می کنیم توی این قسمت مشخص بیشتر و بیشتر در باب فلسفه وجودیش موجودیتش و چه قدرتی که پیش از انقلاب و بعد از انقلاب به واسطه این نگاه داشته. صحبت بکنیم.
اصولا ما در این ویژه برنامه داریم در باب عواملی صحبت میکنیم که جمهوری اسلامی به نوعی بدون آنها هیچ معنایی نخواهد داشت.
یعنی شما اگر قرار باشد جمهوری اسلامی را بدون این عوامل تصویر بکنید، دیگر چیزی از ماهیت جمهوری اسلامی باقی نمیماند.
همان طور که در قسمت های گذشته هم در باب این موضوعات صحبت کردیم، این یک نمونه هم همتای همان عوامل هست و در قسمت های آتی هم به همین شکل پیش می رویم.
وقتی در باب این عوامل صحبت میکنیم، این عواملی هستند که ماهیت جمهوری اسلامی و ذات جمهوری اسلامی را می سازند.
اصولا جمهوری اسلامی با همین عوامل مشخص معنا میشود.
با تکیه به همین عوامل مشخص است که موجودیت خودشان را به اثبات میرسانند.
هر زمانی که قرار باشد یکی از این عوامل را جمهوری اسلامی به کناری بگذارد، یک چیزی از ماهیت حقیقی خودش باقی نخواهد گذاشت.
همتای همان مباحثی که ما بارها و بارها درباره اش صحبت کردیم و گفتیم که به عنوان مثال کسانی که در دل جمهوری اسلامی به دنبال اصلاحات هستند، هیچ وقت نمی توانند خود را نزدیک به اصول حقیقی جمهوری اسلامی بکنند.
اصول اصلی که باعث پیدایش جمهوری اسلامی و دوام جمهوری اسلامی شده یعنی مثلا شما هیچ وقت نمی توانید در جمهوری اسلامی نزدیک به قانون اساسی بشوید یا قوانین جزایی و مدنی بشوید.
این ها ماهیت جمهوری اسلامی را ساختند.
مثلا مساله ولایت فقیه.
یا به عنوان مثال همین مساله حجاب.
همین نگاه به عزاداری حسینی و نگاه اسلامی و شیعی گری.
شما به هر کدام از این عوامل اگر بخواهید انتقادی داشته باشید، موجودیت جمهوری اسلامی را زیر سوال می برید و اصولا با نقض هر کدام از این عوامل دیگر جمهوری اسلامی وجود نخواهد داشت.
شما تصور بکنید اگر جمهوری اسلامی قرار باشد که از این مکتب شیعهگری خودش فاصله بگیره.
دیگه جمهوری اسلامی نیست که ما بخواییم دربارش صحبت بکنیم.
یعنی شما مواجه میشید با یک نگرشی که داره وجودیت خودش رو وام میگیره از یه سری از عوامل.
یه سری از عواملی که باعث شده این نگاه به وجود بیاد.
دلیل پیدایش ابتداییش هم همین موضوعات مشخص بوده.
یکی از این عوامل مهم و مشخص همین عزاداری های حسینی، همین نگاه شیعهگری به مساله حسین و کربلا هست.
خب قاعدتا ما وقتی نزدیک به این فلسفه عزاداری حسینی میشیم حالا میتونیم در دلش به خیلی از معانی برسیم.
خب ما با ائمه ای روبه رو بودیم که در دوران حیات خودشون به عنوان مثال پیش از حسین وقتی با علی بن ابی طالب رو به رو میشیم حالا تصویری که شیعیان دارن نسبت به علی میدن یه کسی است که حق خودش رو غصب شده دیده.
یعنی تصویر شیعهگری به این شکل هست که جانشین پیامبر به واسطه همان اتفاق غدیر و اصولا به واسطه قرابتی که او با محمد داشته و به نوعی این شیعیان هستند که او را محق ترین فرد برای جانشینی پیامبر می دانستند، او را جانشین بلاعزل و بلامنازع محمد تصویر کردند.
از همان ابتدا همه ما با این مسائل آشنا هستیم.
یعنی مبحث غدیر رو شنیدیم که چگونه محمد اومده و صحبت کرده که بله جانشین من همین علی است که شما دارید می بینید.
فارغ از این که ما بخوایم نزدیک به این معانی بشیم و بخواهیم در باب این موضوعات صحبت بکنیم، در ویژه برنامه های دیگری در بابش صحبت کردیم.
این که چگونه میشه اون حدیث رو و اون داستان رو به نوعی تفسیر کرد که تفسیر های مختلف شیعه و سنی هم دربارش متفاوت هست.
این که در چه روزگاری، در چه اتفاقی، وابسته به چه موقعیتی اون اتفاقات افتاده اما نگاه شیعی قاعدتا همین چیزیه که ما داریم صحبت می کنیم.
شخصی که محق بوده که جانشین پیامبر بشه و عده ای جایگاه او رو غصب کردن و خب داستان شیعه و سنی از همونجا شروع میشه.
اینکه حالا ما مواجه میشیم با اهل سنت که جانشین پیامبر رو ابوبکر و بعد هم عمر و بعد عثمان و در نهایت علی می دونن و حالا نگاه شیعه گری که اعتقاد داره این سه به نوعی خلیفه پیش از علی جایگاه غصبی رو به دست آوردن و اصولا حقشون نبوده که به این جایگاه برسن.
اما تصویری که از علی ارائه میشه در دل همین تفاسیری که حالا مطرح میشه، یه شخصیتی که سکوت میکنه در برابر این غصب حالا کار خاصی انجام نمیده حتی.
مثلا ما مواجه میشیم با داستان هایی که پیرامون کشته شدن فاطمه همسر علی هم نقل میشه که حالا عمر اومده و او رو ضربه بهش زده و پشت در پهلوی او رو شکسته و بعد شبانه این ها اومدن فاطمه رو دفن کردن اما باز هم ما مواجه نمیشیم با علی که حالا بخواد در برابر این قوم که قدرت رو غصب کردن مبارزه ای بکنه و پیش بیاد و جنگی رو ترتیب بده برای احقاق حقوق خودش و اصولا ما مواجه میشیم با یک شخصیت خنثی و ساکت حتی در طول حیات این.
خلیفه گانی که بعد از محمد قدرت رو به دست گرفتن.
ما شاهد همکاری های علی با اون ها هم هستیم.
پس یک تصویری داره در دل شیعه گری مطرح میکنه که حالا یک شخصیتی است محافظه کار که حالا قبول میکنه که سکوت بکنه و به نوعی به زیر این میز نظم نزنه و در برابر این اتفاقات نایسته.
بعد از اون ما مواجه میشیم با حسن فرزند علی که حالا نقل به چه شیعیان و چه اهل سنت.
خلیفه بعد از علی انتخاب میشه دیگه؟
یعنی حالا چه شیعیان که اعتقاد دارن امام دوم شیعیان هست و اهل سنتی که او را به عنوان خلیفه پنجم هم برخی اعتقاد دارند به وجودش.
حالا ما مواجه میشیم با حسنی که حاضر به صلح میشه با معاویه.
و حاضر میشه که در ازای امتیازاتی که میگیره و در نهایت به واسطه شروطی که قرار میده این خلافت رو در اختیار معاویه بذاره و به این جنگ ها به نوعی پایان بده.
جنگی که در دوران علی با معاویه اتفاق افتاد و تا زمانی که حیات داشت علی هم به پیش رفت و ما شاهد جنگ های بین این دو تفکر هم بودیم.
یعنی امویان از یک سمت و علی و اون نگاه شیعیگری هم از سمت دیگه.
اما با به قدرت رسیدن حسن و بعد از اون بیعت باز ما شاهد یک نگاهی هستیم در دل شیعیان که دوباره حاضر به صلح میشه و دوباره حاضر به سکوت میشه.
اما در نهایت با ظهور شخصی مثل حسین حالا پایان میده دهد.
به این سلسله ای که بر پایه سکوت و سکون تصویر شده در دل شیعی.
یعنی ما با یک شیعه گری روبه رو هستیم که اعتقاد راسخ به غصبی بودن جایگاه خلفا داشته اما در برابرش همواره سکوت میکرده و همکاری میکرده.
حالا حسنی هست که بیعت میکنه و با گذاشتن اون شروط مشخص سعی میکنه که اوضاع رو آروم کنه و باز به دنبال درگیری ها و جنگ و جهاد نیست.
اما به یکباره ما مواجه میشیم با حسینی که این چرخه رو تغییر میده.
پس یکی از اصول ابتدایی و اصلی فلسفه ی وجودیت حسینی همین نقطه ی متفاوت از سایر ائمه پیش از خودش هست.
یعنی در نگاه شیعی حالا ما روبه رو میشیم با اون نگاه و اون فلسفه ی قیام که حالا به واسطه شرطی که حسن قرار داده بوده در راستای اینکه بعد از خودش معاویه نمیتونه فرزند خودش رو به عنوان خلیفه انتخاب بکنه.
حالا حسینی که در برابر این ناملایمات ایستادگی میکنه همتای همون اتفاق هست.
در اون اتفاق ابتدایی که علی بوده که حالا احساس میکرده جایگاه او غصب شده.
جانشینی پیامبر برای اون علی بوده.
اما در دوران حیات خودش سکوت میکنه.
با همون خلفا همکاری میکنه.
روابط نزدیکی داشته.
حتی با تصور اینکه این خلفا بودند که همسر او رو کشتن باز هم با اونها نزدیکی و قرابت داشته و ما شاهد درگیری بین این اشخاص نبودیم.
اما حالا به یک باره ما شاهد حسینی هستیم که میخواد قیام بکنه.
داستان کربلا و این فلسفه حسینی و اتفاقاتی که افتاده رو من در یک ویژهبرنامه تک قسمتی دربارش صحبت کردم پیرامون محرم و عاشورا.
حالا میتونید با مراجعه به اون بیشتر در باب این مساله بدونید و فرای اون میتونید کتاب های تاریخی ای که در این راستا وجود داره دارد را مطالعه کنید تا با ماهیت اصلی آن بیشتر آشنا شوید و من تنها به نوعی پیشنهادی که به شما می کنم این است که از هر دو سمت یعنی چه از طرف شیعه و چه از طرف سنی بخوانید تا بهتر و بیشتر بتوانید به یک درک درستی نسبت به موضوع برسید.
نه تنها در باب این موضوع مشخص در باب هر موضوعی که می خواهید تحقیق کنید.
بهترین راه این است که حرف مخالفین و موافقین را بشنوید تا به یک برآیند درستی برسید.
یعنی وقتی ما نزدیک به مثلا مسئله انقلاب جمهوری اسلامی می شویم، حالا بهتر است که کتاب های تاریخی که هر دو سمت نوشته اند و آن هایی که کاملا موضع داشته اند را بخوانیم.
در کنارش اگر کسانی هستند که احساس می کنند موضعی ندارند، کتاب آنها را هم بخوانیم تا در نهایت به یک برآیند درست و مشخصی بتوانیم برسیم.
این که بخواهیم از یک طرف برویم و مثلا کسانی که طرفدار جمهوری اسلامی هستند این تاریخ را مطالعه کنیم، قاعدتا راضی از پیش قاضی بر می گردیم.
حالا فرای این پرانتزی که ما باز کردیم در این بحث.
برگردیم به مساله اصلی.
مساله اصلی دقیقا در این فلسفه حسینی در آن نقطه ابتدایی در این فلسفه قیام شکل میگیرد که حالا ما شاهد یک امامی هستیم که متفاوت از ائمه پیش از خودش دارد رفتار میکند.
حالا حاضر به سازش نیست.
حاضر نیست که صلح بکند.
این جنگ را ادامه ندهد.
حالا او قصد قیام داره.
خب داستان رو هم میدونیم دیگه.
اینکه مردم کوفه به او نامه ای میدهند که ما با تو حاضر به بیعت هستیم.
او کسی بود که حاضر به بیعت با یزید نشد.
به جز او شخصیت های دیگری هم بودند که حاضر به این بیعت نشدند.
اما سرسخت ترینشان همین حسین بن علی بود و حالا با اون نامه ای که از طرف کوفیان میآید، حسین قصد عزیمت به سمت کوفیان رو داره که پیش از اون هم حتما شنیدید که.
کسی رو میفرسته تا اونجا مطمئن بشه که آیا این ها اینها هستند یا نیستند و داستان های تاریخی که اتفاق می افتد.
اما موضوع مهم و قابل بحث ما همین نگاه به قیام است که در نهایت به واسطه این قیام و اتفاقی که می افتد و این فلسفه تازه را شکل می دهد که در دل شیعیان به شدت جاری و ساری می شود و مبدل به یکی از ارکان اصلی فلسفی این نگاه مشخص از دل اسلام می شود.
همین فلسفه قیام است.
همین حادثه تاسوعا و عاشورا و کربلا هست که حالا حسین می رود و آنجا حاضر هست تا آخرین قطره خون به همراه همراهان خودش بجنگد و از بین برود.
پس این نقطه ابتدایی این فلسفه عاشورایی است.
فرای این ما مواجه می شویم با مظلومیتی که او داشته.
اینکه داستان های بی حد و حصری در باب این مظلومیت ساخته می شود و پرداخته میشه و به کرات تکرار میشه از اینکه سر او را چگونه می برند.
دست و پای برادر او ابوالفضل را چگونه می برند و چگونه آب را روی این ها قطع می کنند و.
و چه سرنوشت دردناکی رو برای این ها می سازن؟
چگونه باقیمانده ها رو به اسارت میبرن و داستان هایی از این دست.
باز هم میگم ما در باب این بحث نمیکنیم.
در این قسمت مشخص که این ها تا چه اندازه درست هست.
ما بیاییم از نظر تاریخی دربارش صحبت کنیم.
ما میخوایم در باب این فلسفه وجودی حسینی در دل شیعیان بیشتر صحبت بکنیم تا اینکه حالا در باب راست و دروغش صحبت بکنیم و یا اینکه بخواییم نگاه مشخصی نسبت به این موضوعات داشته باشیم.
ما داریم در باب دو رکن اصلی که این فلسفه حسینی رو به وجود آورده صحبت میکند.
نکته ابتداییش قاعدتا همون نگاه به قیام هست که به نوعی یک نگاه جدید و تازه در دل شیعیان پدید میاره که حالا در قبال این ظلم ها شما نباید سکوت بکنید.
حالا شما باید ایستادگی بکنید و تا آخرین قطره خون تون مبارزه کنید و در نهایت هم حتی کشته بشوید.
فرای این نگاه و این میل به قیام که در دل شیعیان پدید میاره، حالا ما مواجه میشیم با برگه دوم این نگاه که مظلومیت اوست.
حالا مواجه میشیم با این دامن زدن به مظلومیت و در نهایت یک نقطه سومی داره که با حرکتی که مثلا شخصی مثل مختار انجام میده حالا ما مواجه میشیم با اون روحیه انتقام گری که در دل این نگاه شیعهگری و این فلسفه حسینی بیشتر و بیشتر پدید.
یعنی اگر ما بخواهیم به این فلسفه حسینی در دل شیعیان و بال و پر گرفتن اون دقت بکنیم با سه رکن اصلی در دل این فلسفه رو به رو میشه.
یک فلسفه قیام دوم این حجم از مظلومیت و دردمندی که وجود داره و در نهایت فلسفه انتقام و کینه که حالا قرار هست که ما بریم و دوباره حق خودمون رو برگردونیم که حتی اگر شما نگاه بکنید به حرکتی که کسی مثل مختار هم میکنه دوباره برگرفته از همون دو نگاهی است که این فلسفه حسینی در دل او به وجود آورده یعنی ما با مختاری رو به رو می شویم که در وهله اول آزموده شده و آموزش دیده که باید در برابر حق خودش برای گرفتن این حق به میدان بیاد، قیام بکنه و تا آخرین قطره خون هم ایستادگی بکنه و عامل تحریک کننده این کینه و انتقام هم همون مظلومیت حسین در صحرای کربلاست که مدام در حال تصویرگری بوده.
پس ما مواجه میشیم با یک نقطه ای که حالا در دل شیعیان یک راه تازه ای رو به وجود میاره و یک فلسفه جدیدی رو ایجاد میکنه.
خب قاعدتا با توجه به این نگاه فلسفی که نسبت به مبحث حسینی داشتیم، حالا ما روبرو میشیم با جمهوری اسلامی که پیش از قدرت گرفتن و در دوران پهلوی چگونه وارد عرصه سیاسی میشه؟
با میل و با نگاه به همین فلسفه حسینی؟
یعنی حالا ما مواجه میشیم با جمعیتی که از دل نگاه های مختلفی که در دل شیعه گری وجود داشته مثل مثلا نگاه به حسن یعنی برادر حسین.
حالا ما با او مواجه هستیم که حاضر هست مصالحه بکند.
حاضر هست که در برابر دشمن کوتاهی بکند، کنار بیاید با آن قدرتی که در اختیار گرفته.
اما در کنار او ما با فلسفه حسینی روبرو هستیم که قرار بر این دارد که قیام بکند.
قرار هست که وارد میدان بشود و تا آخرین قطره خون بجنگد.
حالا ما مواجه هستیم با جرقه ابتدایی که اصلا این نگاه و این میل به تغییر و انقلاب به واسطه همین نگاه حسینی اتفاق افتاده.
یعنی وقتی ما این را جزو آن المان ها و هژمونی اصلی جمهوری اسلامی برای سلطه گری سیاسی می دانیم، همین موضوع مشخص هست که این ها با استفاده از همین نگاه و همین نگاهی که تصویر شده در سه رکن در راستای قیام در راستای مظلومیت حسین و.
در راستای کینه ورزی و انتقام گیری حالا وارد میدان سیاسی میشه.
حالا ما مواجه هستیم با جماعتی که میگن ما باید قیام بکنیم باید در برابر حقوق از دست رفته و پایمال شده خودمون ایستادگی بکنیم.
حالا خود رو در موضع اون مظلوم قرار میدن که چگونه با ظلم های بیکرانی که مثلا پهلوی داره در قبالشون اعمال میکنه از بین میرن.
یعنی شما مواجه میشید دیگه در طول تاریخی که این جمهوری اسلامی در پی انقلاب بود چگونه استفاده میکرد؟
از همین احساسات و احساسات مردمی که در قبال مثلا حسین وجود داشت و این فلسفه رو در دل اونها به وجود آورده بود.
یعنی ما شاهد شهید سازی ها بودیم.
بلافاصله در پی این بودند که با این نقطه مشخص انسان ها رو احساساتی بکنند.
این تهییج احساسات رو در وجود اونها آنها بکارند.
میبینیم که چگونه در باب مثلا شکنجه ها صحبت میشود.
چقدر به اینها بال و پر داده می شود؟
چگونه در پی شهید سازی ها بودند؟
در صورتی که در دوران شاه با این ها بهترین رفتار ها می شد.
یعنی ما وقتی یک نگاهی به دوران پهلوی می کنیم می بینیم که در دوران پهلوی تریبون در اختیار همین اشخاص بوده.
این اشخاصی که مذهبی بودند و این فلسفه را به پیش می بردند، حالا مقاماتی هم در کشور داشتند، تریبون هایی را هم در اختیار داشتند، مساجدی بوده که همواره در پی همین صحبت ها و پیش بردن همین صحبت ها بوده.
حتی شما وقتی به دانشگاه های کشور و دانشگاه های مطرح کشور هم که رجوع می کنید می بینید که حتی اشخاصی از اینها که صلاحیت استاد شدن در آن دانشگاه را نداشتند مثل شریعتی هم وارد این چرخه می شود و می تواند حالا در آنجا آزادانه صحبت بکند و تریبون در اختیارش هست برای سخنرانی های بیشمار نه در اختیار او در اختیار تمام کسانی که این نگاه های اسلامی را در سر داشتند.
حالا شما مواجه میشوید با جمع کثیری که میتوانند آزادانه صحبت بکنند.
اما باز هم وقتی میخوان از خودشون بگن از اون نقطه مظلومیت خودشون میگن.
بیشتر سعی میکنن خودشون رو در قالب اون مظلوم تصویر بکنن.
من در باب این مسئله صحبت کردم.
در ویژه برنامه ای که در باب تاریخ صد ساله ایران بود.
اینکه چگونه به واسطه رفتار هایی که رضاشاه کرد و بعد از اون محمد رضا شاه کرد.
در نقطه ابتدا این جماعت رو در نقطه مظلومیت قرار داد.
حالا انسان ها با این ها سمپاتی ایجاد میکردند.
فرای فلسفه حسینی اصولا انسان ها با شخصی که مظلوم باشه و به نوعی زیر بار ظلم قرار گرفته باشه سمپاتی در خودشون ایجاد میکنن.
کسی سمت ظالم رو نمیگیره.
اصولا این ذات در وجود انسانی هست که بخوایم سمت مظلوم ماجرا باشیم.
حتی اگر میلی در انسان ها به شرارت هم وجود دارند.
اگر نگاه کنید باز هم آن شخصی است که مظلوم واقع شده، در برابر یک سیستمی قرار گرفته در برابر یک قدرت بزرگی قرار گرفته که حالا داره یک سری شرارت هایی رو هم از خودش نشون میده.
با توجه به ساختاری که پدید آمد در دوران پهلوی، در دوران پهلوی اول و حالا قلع و قمع هایی که مثلا کرد از این جماعت، اینها در نقطه ی مظلومیت قرار گرفتند و با میدان دادنی که پهلوی دوم برای اینها ایجاد کرد، حالا اینها تریبون ها را در اختیار داشتند که بتوانند آزادانه صحبت بکنند و این تفکرات خودشان را هم به پیش ببرند.
حالا با یک فلسفه ای مثل فلسفه ی حسینی خیلی ساده می توانستند جماعت رو به سمت و سوی خودشون بکشونن.
نقطه ی ابتدایی شون این بود که ما باید قیام بکنیم.
همتای سروری که برای خود تصویر کرده بودند.
همتای حسین باید به میدان بیاییم و قیام بکنیم و در برابر این ظلمت ها ایستادگی بکنیم.
فرای آن با تصویر گری خودشان در باب مظلومیت اینکه چگونه دارن شکنجه میشن؟
چگونه به زندان میرن؟
چگونه تبعید میشن؟
چگونه اعدام میشن؟
و ساختن شهید های بیشمار از خودشان.
شما مواجه می شوید با داستان هایی که این ها در باب شکنجه شدن هم تعریف کردند در اون دوران.
خب می بینید که چقدر با حقیقت می تونه فاصله داشته باشه.
اما برگرفته از همین نگاهی است که بر پایه ی مظلوم نمایی شکل گرفته و اون در پی انتقام و کینه ای هستن که بتونن انتقام این دوستانی که دارن در عذاب و ظلم قرار گرفتن رو هم بگیرن.
حالا ما مواجه میشیم با دوران پهلوی که این تریبون ها در اختیار این ها هست و می تونن قدرت رو به دست بگیرند و کم کم هم جامعه رو با خودشون همراه میکنن.
یعنی شما اگر نگاه بکنید به دوران پیش از انقلاب می بینید که چگونه کفه اسلامی سنگینی می کرد.
در اون دوران هر کسی با یک دید ساده ای هم بخواد به اون مسائل نگاه بکنه میتونه این رو به سادگی دریابد که چگونه این قوای اسلامی بود که قدرت اول را در اختیار داشت؟
یعنی شما یک بار با خودتان تصور کنید و با همین نگاه ساده ببینید که چگونه ملی ها از دل آن ملی مذهبی ها پدید می آیند.
کمونیست ها چگونه از دل شان مارکسیست های اسلامی بوجود می آیند؟
و این میل را شما می توانید ببینید که تریبونی وقتی در اختیار هست و در کنارش آن نقطه ای که در مظلومیت در دوران پهلوی اول بوده دست به دست هم میده تا این افکار بیشتر و بیشتر در دل مردم بوجود بیاد.
حالا شما یک تریبونی تحت عنوان مساجد دارید که در دوران پهلوی با قدرت در حال پیش رفتن بود.
این قوا در اختیار شماست و شما در نمازهای جمعه با مردم به صورت مستقیم صحبت بکنید.
همواره با اشخاصی که حالا وارد این میدان میشن صحبت بکنید.
در کنار این خمس و زکات این مردم رو بگیرید و از نظر مالی هم بتونید وارد این چرخه و این عرصه بشید.
با توجه به این عناوین ما در نهایت به نقطه ای رسیدیم که جمهوری اسلامی قدرت را به دست گرفت و بعد از قدرت به دست گیری هم باز ما شاهد این هستیم که این فلسفه حسینی قدرت نمایی که در دوران بعد از انقلاب.
حالا می بینیم که چگونه وارد این عرصه مشخص می شود و در عرصه سیاسی هم مدام دارد از همین فلسفه عاشورایی صحبت می کند.
گاها وقتی نیاز دارد تا قیامی بکند تا در برابر ظلم ها بایستد، بلافاصله می آید و یک تصویرگری از همین نگاه حسینی می کند و حالا طرف مقابل را تشبیه به یزید و ظالم می کند تا وارد این چرخه بشود برای جهاد و جنگ و ایستادگی بلافاصله اگر اتفاقی برایش بیفتد در این عرصه بین المللی و یا عرصه داخلی دست به دامان همان مظلوم نمایی ها می شود.
شما می توانید به کرات این تصاویر را ببینید که وقتی مثلا.
دفتر نخست وزیری فکر می کنم در دوران همان دهه شصت، اوایل دهه شصت یا حتی سال 90 دقیقا تاریخش خاطرم نیست.
وقتی اون بمبگذاری اتفاق می افته اولین حرفی که بیرون میاد تعداد اون هفتاد و دو نفر هست.
هفتاد و دو نفر از سران حکومت در اونجا از بین رفتند و کشته شدند.
شما باز هم دارید این فلسفه رو میبینید که چگونه سعی میکنه روی افکار عمومی تاثیر بزاره؟
یعنی با همون قراردادهایی که از پیش تعیین کرده با همون المان هایی که مدام در این اتفاقات عاشورا تصویرگری کرده.
حالا با استفاده از هموناست که دوباره وارد این چرخه میشه برای همون مظلوم نمایی ها.
حالا میبینید که چگونه از این المان ها داره استفاده میشه تا بتونه وارد عرصه ای بشه تا روی احساسات مردم بیشتر و بیشتر تاثیر بزاره.
و میبینید که چگونه این نگاه ها با هم گره میخوره تا بتونه در کنارش انتقام هم بگیره.
در کنارش وارد جنگ و جهاد هم بشه در کنارش وارد چرخه انتقام و کینه هم بشه.
اگر قرار هست یک رقیب سیاسی خودش رو از صحنه به دور کنه، با همین تهییج احساسات میتونه جماعتی رو همسو و هم باور با خودش بکنه.
جماعتی که در طول سالیان سال مدام همین موضوعات در گوششون خونده شده.
مدام همین فلسفه وجودی حسینی هست که برای اونها تکرار شده و با استفاده از اون چگونه میتونن وارد این چرخه بشن؟
شما مواجه میشید با این استفاده بی حد و حصر از احساسات مردم در جای جای موضوعات سیاسی.
یعنی ما باز شاهد یکی از اون المان های قدرتمند برای سلطه گری سیاسی هستیم.
فرای نگاه های مذهبی که در دل مردم داره رشد پیدا میکنه اما میبینید که چگونه در عرصه سیاست هم از اون استفاده میکنه.
با تهییج احساسات مردم یک دشمنی رو به وجود میارن.
حالا یک تصویر گری در باب ظالم بودن اون او میکند و حالا با مردم در میون میزارن که ما باید قیام بکنیم.
حالا بلافاصله اگر در عرصه سیاسی وارد یک چالش بزرگی بشن تصویر مقابل رو همتای یزید میارن و اون واقعه هم به سمت صحرای کربلا خواهند کشوند و این مظلوم نمایی ها و شهید نمایی ها دوباره پا به عرصه ظهور میذاره تا باز هم از احساسات مردم استفاده بشه.
تا حالا مردمی باشن که دوباره کینه طلب و انتقام جو وارد میدان بشن برای از میان بردن این جماعت.
حالا به سادگی بتونن از کشتار مردمی که هیچ ارتباطی به وقایع هم نداشتن دندان تیز بکنن تا گلوهای اینها رو بدرد.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با اون اتفاق وحشتناک و دهشتناک سال شصت و هفت، میبینید که چگونه پشت سر هم با استفاده از همین نگاه ها هست که میتونن مردم رو به سادگی در خواب فرو ببرن.
حالا میتوانند به واسطه همین انتقام، به واسطه همین کینه افرادی که هیچ نقشی در این موضوعات نداشته اند، تنها با یک جزوه مثلا به عنوان مثال دستگیر شدن رو هم اعدام کنید.
حالا میتونید حتی زن باردار رو هم اعدام کنید.
حالا میتونید زنان رو هم شلاق بزنید.
حالا میتونید به زنان هم تجاوز کنید.
چرا که با توجه به این فلسفه مشخص که یک نقطه اولیه در باب قیام داره حالا مدام در پی تصویر مظلوم سازی از خویشتن هست.
در نهایت به شما احساس کینه و انتقام میده.
حالا شما قادر خواهید بود که هر رفتار غیر قابل تحملی رو هم به پیش ببرید و احساسات مردم هم دست و پا بسته در اختیار شماست تا شما سوار بر این احساسات هر زشتی و ظلمتی رو هم به پیش ببرید.
شما مواجه میشید با رفتارهای ریز و درشتی که در طول این تاریخ اتفاق افتاده به دست جمهوری اسلامی فراری.
ما شاهد این هستیم که اینها برای قدرت نمایی سیاسی هم از همین موضوعات استفاده میکنن.
به عنوان مثال از یکی از این عناوین مثل این پیاده روی هایی که در اربعین دارند به سوی کربلا.
حالا شما مواجه می شوید که دوباره دارند از همین موضوع مشخص سلطه گری سیاسی خودشان را به نمایش می گذارند.
یکی از المان های قدرتمندی است که دارند از آن استفاده می کنند.
حتما مواجه شدید با آن جمله معروفی که خمینی در باب عاشورا دارد که این عاشورا و تاسوعا هست که اسلام را زنده نگه داشته.
خوب قاعدتا به همین اعتقاد دارند.
به همین باور دارند یکی از نکاتی است که با آن می توانند جماعت بیشماری را همسو با خود بکنند.
شما تصور بکنید اگر قرار بود به جای این موضوع مشخص عاشورا و تاسوعا در باب جنگ های محمد صحبت بشود که چه بلایی سر مثلا یهودیان آوردند؟
چگونه مثلا از یک اسیری، از یک زن اسیری وقتی محمد خوشش می آید دستور می دهد که همسر او را بکشند تا او صاحب بر اون اسیر بشه.
اگر قرار بود یه همچین تصویری رو از اسلام در اختیار مردم بزارن آیا این همسویی وجود داشت؟
آیا مردمی بودن که به این سمت و سو کشیده بشن؟
به جز افرادی که سایکوپت باشن و مجنون باشن فرای اونها یا کسانی بودن که وارد این وادی پر ظلمت بشن؟
اگر قرار بود به جای این موضوعات به جای موضوع کربلا و دستان بریده ی ابوالفضل بیاین و در باب جنگ های بی حد و حصری که مسلمانان انجام دادن، جنگ هایی که در برابر ایرانیان اتفاق افتاد و کشتارهایی که از اسرا در طول تاریخ اتفاق افتاد، رفتارها و وحشیگری هایی که محمد در طول حیات خودش انجام داد و قوانینی که اجرا کرد و مجازات هایی که به پیش برد صحبت کنن.
آیا جماعتی بودند که با اونها همسو بشن؟ قاعدتا نه.
انسان به دنبال مظلومان هست.
حالا یک تصویری از یک مظلومی رو دارن برای شما تصویر میکنن که خیلی قدرتمند هر روز در پی تصویرگری های تازه هم بر می آید.
هر روز یک نگاه جدیدی پیش می آید که حالا این ها در صحرای کربلا چه اتفاقاتی افتاده.
شما حتی مواجه می شوید با افرادی که حالا دارند این موضوع را هر روز به روز رسانی میکنند.
در میان این ناله و فغان هایی که میکنند و عزاداری هایی که به پا میکنند هر روز یک ورژن تازه ای رو ما باهاش روبه رو هستیم.
از اتفاقات کربلا انگار هر روز دارد به اینها خبر میرسد.
از آن اتفاقاتی که آنجا افتاده.
هر روز یک واقعه دردناک بیشتر، هر روز از آن ظلمت بی امان گفته اند و انسان ها را همسوی با خود کرده اند.
حالا انسانی که پر از این احساسات است، پر از این احساس خشم است.
حالا به سادگی خود را به نفرت هم وا میگذارد.
حالا به سادگی وارد وادی پر از کینه و انتقام میشود.
احساسات انسانی که پر از این خشم، پر از این درد پر از این رنج شده و یک طرف مظلومی برایش تصویر شده که در طول حیات و در نهایت زندگی بدترین رنج ها رو برده.
حالا پر از اون احساس خشم می تونه به سادگی خودش رو به عصبانیت، عصبیت، وحشیگری، انتقام، کینه و نفرت بفروشه.
به سادگی می تونه وارد این وادی بشه و این کاری ست که جمهوری اسلامی در طول این حیات خودش مدام در حال انجام دادنش هست.
ببینید چگونه سعی می کنه با شکوه این مراسم رو به پیش ببره.
چگونه ارزش و اعتبار بزرگ خودش رو در دل همین مراسم می دونه؟
چگونه این عنوان مشخصه اسلامی و شیعی رو گره زده با وجودیت خودش؟
با ماهیت خودش؟
چگونه سعی می کنه قدرت سیاسی خودش رو مثلا با پیاده روی مردم به سمت کربلا تصویر کنه؟
با دسته های عزاداری در خیابان؟
با خودزنی ها و وحشیگری هایی که اتفاق می افته در دل این دوران تصویر کنه.
چگونه هر بار سعی می کنه مردم رو با همین تصاویر اغوا بکنه؟
با گفتن داستان هایی از کربلا.
همسوی با خودش بکنه و حالا مبدل به این موضوع مشخص شده که بخشی از فرهنگ ایران و فرهنگ سیاسی ایران رو تسخیر کرده.
فرهنگی که برگرفته از همون فلسفه حسینی است که حالا داره در باب قیام صحبت میکنه و در باب عزاداری صحبت میکنه.
شما یک نگاه جزئی نسبت به همین موضوع هم داشته باشیم.
در انتهای برنامه وقتی ما در باب فرهنگ قیام صحبت میکنیم داریم در باب اون جنگ و جهاد و خونریزی و ظلم و ظلمتی صحبت میکنیم که در نهایت حاضر است هر قساوتی رو به پیش ببره.
حتی اگر نقطه ابتدایی و نقطه ای این ماجرا رو بزارید بر پایه اینکه ما یاغی هستیم و حاضریم از حق خود دفاع بکنیم اما با اون تصویرگری که پیرامون عزا و عزاداری حالا داره به شما مدام داده میشه از شما یک تصویر اخته ای رو پدید میاره که سر به پایین دارید و مدام در پی عزاداری هستید.
حالا اون نقطه شکل میگیره که شما بخواید مسخ بشید.
شما بخواید اغوا بشید که نتونید کاری از خودتون به پیش ببرید.
حالا در برابر سیستم حاکمی که قدرت را به دست گرفته و بدترین رفتارها را دارد، شما مسخ و اغوا شده و سکوت می کنید.
حالا این قدرت سلطه گر هست که به شما با توجه به این تصاویر یک تصویر واحد را عرضه می کند که انتقام و کینه هست.
حالا شما مبدل به اشخاصی شدید که مسخ شده در پی همین شخصیت ها به پیش می روید تا دیگران را از میان بردارید.
اتفاقی که در این سپهر سیاسی ایران توسط جمهوری اسلامی افتاده و ما شاهد این فلسفه هستیم که قدرتمندانه دارد به پیش می رود و ماهیت جمهوری اسلامی را هم همین نگاه می سازد.
ساختار قدرت در ایران مدرن، به شدت به بازتولیدِ مداومِ یک تراژدی تاریخی وابسته است. عزاداری حسینی به مثابه یک «هژمونی فرهنگی»، این امکان را به حاکمیت میدهد تا با دوگانهسازی میان «حسینیان» و «یزیدیان»، هرگونه مخالف سیاسی را در جایگاهِ دشمنِ ابدی دین قرار دهد. این فرآیند که نیما شهسواری آن را مهندسی احساسات مینامد، بر سه پایه استوار است: قیام، مظلومیت و انتقام.
نظام با استفاده از مفهوم «قیام»، از پیروان خود میخواهد که همواره در حالتِ آمادهباش برای جهاد باشند؛ اما همزمان با دامن زدن به «مظلومیت»، آنها را در موضعِ قربانی قرار میدهد تا هرگونه وحشیگری و خشونتِ بعدی تحت عنوان «انتقام»، توجیه اخلاقی پیدا کند. این همان سازوکاری است که اعدامهای سال ۶۷ یا سرکوبهای خیابانی را برای قشرِ وفادار (قوم برگزیده)، نه به عنوان جنایت، بلکه به مثابه ادای دین به خونهای ریخته شده در کربلا تصویر میکند.
در این میان، نقشِ «مسخشدگی» جامعه بسیار پررنگ است. آیینهای عزاداری با تکرارِ روایتهای رنج، اراده فردی را ذوب کرده و انسانی «سربهزیر و اخته» پدید میآورند که در برابر فقر و استبدادِ حاکم سکوت میکند، اما با یک اشارهی قدرت، به سوی «کفر» و «الحاد» یورش میبرد. جمهوری اسلامی با بهرهبرداری از این تضاد، از اربعین و دستههای سینهزنی به عنوان مانورِ قدرتِ سیاسی در سطح بینالمللی استفاده میکند.
در نهایت، باید دانست که مبارزه با این هژمونی، مستلزمِ عبور از سدِ احساساتی است که قرنهاست بر اندیشه ایرانی سایه افکنده است. تا زمانی که این «فلسفه کینه» برقرار است، قدرت میتواند به راحتی بر امواج عواطف مردم سوار شده و تاریکی را به نام نور عرضه کند.
برای درک عمیقتر از چگونگی ایستادگی در برابر این دستگاهِ مسخکننده، به مقالات تحلیلی در بخش مقالات سایت مراجعه کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.