یوهان ولفگانگ فون گوته، به مثابه پارادایمی در سپهر ادبیات جهانی، نه تنها بنیانی سترگ برای فرهنگ آلمانی رقم زد، بلکه دامنه تأثیرات فکری و زیباییشناختی او از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته، به بستر مکاتب فکری متنوعی راه یافت. در عصر گذار از راسیونالیسم روشنگری به شهودگرایی رمانتیک، گوته به مثابه معماری فکری، پلی دیالکتیکی میان این دو گفتمان بنیاد نهاد و متعاقباً مسیر را برای تکوین مفهوم ادبیات جهانی هموار ساخت. این اشاعه فکری، به ویژه در قلمرو اسکاندیناوی، جایی که در اواخر سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم، جنبش رمانتیک با دینامیسم خاصی در حال تبلور بود، به وضوح قابل رصد است. برای درک عمق این نفوذ ساختاری، لازم است ابتدا به ماهیت اپیستمولوژیک رمانتیسم اسکاندیناوی و بستر اجتماعی-فرهنگی آن بپردازیم و سپس از منظر تحلیل محتوایی آثار گوته، به تارهای نامرئی اما قدرتمندی که او را به کانون ادبیات و فلسفه این منطقه پیوند میداد، کاوش کنیم.
ماهیت رمانتیسم اسکاندیناوی و بستر نفوذ گوته
رمانتیسم اسکاندیناوی، گرچه ریشههایی مشترک با جنبش رمانتیک اروپایی داشت، اما ویژگیهای منحصر به فرد خود را از جغرافیای خاص، تاریخچه پیچیده و اساطیر باستانی منطقه وام گرفت. این جنبش که در دانمارک با آدام اوهلنشلگر و در سوئد با چهرههایی چون پر دانیل آمادئوس آتربوم و اسایاس تگنر به اوج خود رسید، با تأکید بر طبیعت بکر و شکوهمند، بازگشت به ریشههای ملی و فولکلوریک، ستایش احساسات عمیق و فردگرایی رادیکال، و جستجوی معنا در قلمروهای ماوراءطبیعی و آرمانگرایانه تعریف میشد. این نسل از نویسندگان و متفکران، که بسیاری از آنها مستقیماً از دانشگاههای آلمانی یا از طریق ترجمهها و مجلات ادبی با آثار گوته آشنا شده بودند، او را نه تنها یک شاعر بزرگ، بلکه یک فیلسوف، یک عالم طبیعی و یک راهبر معنوی میدانستند. در واقع، حضور گوته در بستر فرهنگی اسکاندیناوی، به نوعی حضور یک الگوی جامع و کمالگرا بود که ابعاد مختلف هستی انسان و جهان را در چارچوب آثار خود منعکس میساخت.
ورتر: کاتالیزور استورم و درانگ و شور فردیت
اولین و شاید انفجاریترین تأثیر گوته بر رمانتیسم اسکاندیناوی، از طریق رمان “رنجهای ورتر جوان” (Die Leiden des jungen Werthers) به وقوع پیوست. انتشار این رمان در سال ۱۷۷۴، موجی از “جنون ورتری” را در سراسر اروپا، از جمله در دانمارک و سوئد، به راه انداخت. ورتر، نمادی از روح حساس، شوریده و فردگرای عصر “اشتورم و درانگ” (Sturm und Drang)، با شور عشق نافرجام خود، ستایش طبیعت بکر و خودکشی ناشی از عدم تطابق با هنجارهای اجتماعی، طنین عمیقی در میان جوانان اسکاندیناوی پیدا کرد. این رمان، بیانیهای رادیکال علیه عقلگرایی خشک روشنگری و ستایشی از قدرت ویرانگر احساسات انسانی بود. نویسندگان جوان اسکاندیناوی، که خود در پی یافتن صدایی برای بیان هیجانات عمیق و هویتهای در حال شکلگیری خود بودند، ورتر را آینهای برای روح زمانه خود یافتند. اوهلنشلگر در دانمارک و دیگر رمانتیکهای اولیه، تحت تأثیر مستقیم این اثر، به پرداخت شخصیتهایی پرداختند که در مرزهای بین رؤیا و واقعیت، شور و ناکامی، و فردیت و اجتماع در نوسان بودند. این تأثیر نه تنها در مضامین عشق نافرجام و ارتباط عمیق با طبیعت، بلکه در شیوه بیان غنایی و اعترافگونه نیز آشکار بود.
فاوست: کاوشی هستیشناختی در مرزهای دانش و رستگاری
اما نفوذ گوته به “ورتر” محدود نمیشد و با انتشار “فاوست” (Faust) به اوج خود رسید. “فاوست”، با تمامیت فلسفی و ابعاد هستیشناسانه خود، به منبعی بینهایت از الهام برای متفکران و ادیبان اسکاندیناوی تبدیل شد. تراژدی فاوست، جستجوی بیامان انسان برای دانش، تجربه و معنا، پیمان او با مفیستوفلس، و در نهایت رستگاری او، مضامین عمیقی را برای تأملات رمانتیکها فراهم آورد. پرسشهایی درباره ماهیت شر و خیر، محدودیتهای دانش بشری، امکان فراتر رفتن از مرزهای مادی، و اراده انسان برای دستیابی به مطلق، همگی در قلب “فاوست” نهفته بودند و با جهانبینی رمانتیک اسکاندیناوی همخوانی داشتند. شخصیتهایی چون کای نروه در آثار اوهلنشلگر، نمونههایی از انسانهای فاوستگونه را به نمایش میگذارند که در پی تسخیر جهان و گشایش رازهای هستی هستند، حتی اگر بهای آن سقوط و ناکامی باشد. فاوست به نمادی از روح ابدی جستجوگر تبدیل شد که در ادبیات اسکاندیناوی، چه در درام و چه در شعر، بارها و بارها مورد اقتباس و بازآفرینی قرار گرفت.
گونهشناسی ادبی: از شعر غنایی تا رمان تربیتی (Bildungsroman)
علاوه بر آثار برجسته دراماتیک و رمانهایش، گوته در زمینه اشعار غنایی او و مفهوم “رمان تربیتی” (Bildungsroman) نیز اثری شگرف بر جای گذاشت. اشعار غنایی او، با تنوع بینظیر فرم، عمق احساس و ارتباط تنگاتنگ با طبیعت و زندگی روزمره، الگویی برای شاعران اسکاندیناوی فراهم آورد. از شعرهای عاشقانه گرفته تا اشعار طبیعت و مضامین فلسفی، گوته راه را برای بیان دقیق و مؤثر احساسات درونی و تأملات عمیق باز کرد. “سالهای کارآموزی ویلهلم مایستر” (Wilhelm Meisters Lehrjahre) نیز به عنوان نمونهای بارز از “رمان تربیتی”، بر نویسندگان اسکاندیناویایی تأثیر گذاشت تا به روایت داستانهایی بپردازند که محور آنها رشد و تکامل شخصیت فردی، کشف استعدادها و جایگاه فرد در جامعه بود. این نوع رمان، به ویژه در دورههای بعدی رمانتیسم و ملیگرایی رمانتیک، برای پرداخت به هویتهای فردی و جمعی در حال شکلگیری در کشورهای اسکاندیناوی بسیار مورد توجه قرار گرفت.
تأثیر در دانمارک: از اوهلنشلگر تا سنتز فرهنگی
در دانمارک، اوهلنشلگر (Adam Oehlenschläger)، که اغلب به عنوان پدر رمانتیسم دانمارکی شناخته میشود، نمونه بارزی از نفوذ عمیق گوته است. اوهلنشلگر در سال ۱۸۰۵ با گوته در وایمار دیدار کرد و این ملاقات تأثیری شگرف بر دیدگاه هنری و فلسفی او گذاشت. گوته، اوهلنشلگر را “پسری با موهای سر و شانههای یک وایکینگ” توصیف کرد که از شمالیترین سرزمینها آمده و شعری غنی و قوی به همراه دارد. اوهلنشلگر از گوته آموخت که چگونه از اساطیر و تاریخ ملی خود به شیوهای رمانتیک و جهانی استفاده کند. درامهای اوهلنشلگر، مانند “هکون یارل” (Hakon Jarl) یا “دیندران” (Dina Dram)، اگرچه ریشههایی عمیق در تاریخ و اساطیر نروژ و دانمارک دارند، اما از نظر ساختار، عمق شخصیتپردازی و مضامین، تحت تأثیر نمایشنامههای گوته و شیلر بودند. اوهلنشلگر توانست روحیه رمانتیک آلمانی را با میراث وایکینگی و اساطیر نوردیک درآمیزد و ادبیاتی نو و ملی اما با طنینی جهانی خلق کند.
انعکاس در سوئد: ایدهآلیسم و مکتب فسفریستها
در سوئد، نفوذ گوته به ویژه از طریق گروه “فسفریستها” (Phosphorists) و چهرهای چون پر دانیل آمادئوس آتربوم (Per Daniel Amadeus Atterbom) مشهود بود. این گروه، که در دهه ۱۸۱۰ فعال بودند، مدافع سرسخت رمانتیسم آلمانی و ایدهآلیسم فلسفی بودند و آثار گوته را به عنوان قلهای از دستاورد هنری میستودند. آتربوم با تأکید بر تخیل، رؤیا و دنیای ماوراءالطبیعه، اشعار و درامهایی خلق کرد که تأثیرپذیری عمیقی از نگاه گوته به طبیعت به عنوان تجلی روح جهانی و جستجوی معنا در قلمروهای نامرئی داشتند. اسایاس تگنر (Esaias Tegnér)، گرچه رویکردی کلاسیکتر به فرم داشت، اما درونمایههای آثار او، از جمله “حماسه فرتیوف” (Frithiofs Saga)، با ستایش از طبیعت، قهرمانپروری و ترکیب اساطیر با فلسفه رمانتیک، هنوز هم بازتابی از روح زمانه که گوته آن را شکل داده بود، ارائه میدهد. این نویسندگان کوشیدند تا با الهام از گوته، اما با پرداختن به مضامین و شخصیتهای ملی، ادبیات سوئد را در مسیر رمانتیسمی اصیل قرار دهند.
گوته و سنتز فلسفی: آشتی عقل و شهود
از جنبه فلسفی، گوته توانست پلی بین عقلگرایی روشنگری و شهودگرایی رمانتیک ایجاد کند که برای اسکاندیناوی، به ویژه دانمارک، بسیار جذاب بود. او به جای طرد کامل عقل، به اهمیت احساسات، تخیل و تجربه زیسته در کنار عقلانیت تأکید کرد. فلسفه طبیعت او، که ریشه در مفهوم یکپارچگی ارگانیک و پانتئیسم اسپینوزایی داشت، به شدت بر فیلسوفان و شاعران رمانتیک اسکاندیناوی، از جمله درک عمیقتر از طبیعت به عنوان موجودی زنده و سرشار از رمز و راز الهی، تأثیر گذاشت. ایدهآلیسم آلمانی، که گوته یکی از بزرگترین تجلیات هنری آن بود، به اسکاندیناوی سرازیر شد و چارچوبی برای درک وحدت روح و ماده، انسان و جهان فراهم آورد. این نگاه کلنگر و همهجانبهنگر، به رمانتیکهای اسکاندیناوی امکان داد تا در عین پرداختن به جزئیات ملی و محلی، ارتباط خود را با جهان بزرگتر و مفاهیم کلیتر هستی حفظ کنند.
پارادایم Weltliteratur و دیالکتیک محلی-جهانی
گوته همچنین مفهوم “ادبیات جهانی” (Weltliteratur) را مطرح کرد، ایدهای که در بستر رشد ملیگراییهای رمانتیک اسکاندیناوی، اهمیت ویژهای یافت. در حالی که نویسندگان اسکاندیناوی در پی خلق ادبیاتی ملی و متمایز بودند، گوته با تأکید بر تبادل فرهنگی و ارزشهای مشترک انسانی در ادبیات، چشماندازی وسیعتر را پیش روی آنها گشود. این پارادوکس، یعنی خلق یک ادبیات ملی از طریق جذب و بازآفرینی عناصر جهانی، به شیوهای پویا در اسکاندیناوی عمل کرد. آنها گوته را الهامبخش خود قرار دادند تا بتوانند آثاری خلق کنند که هم از نظر محلی ریشهدار باشند و هم از نظر جهانی طنینی بلند داشته باشند. این ارتباط دیالکتیکی میان محلی و جهانی، یکی از پیچیدهترین و غنیترین جنبههای تأثیر گوته بود.
جمعبندی: میراث گوته در شکلگیری هویت رمانتیک اسکاندیناوی
در نهایت، نفوذ گوته بر ادبیات رمانتیک اسکاندیناوی نه تنها در تقلید و اقتباس از مضامین و فرمها خلاصه نمیشود، بلکه به مراتب عمیقتر و بنیادیتر بود. او نه تنها راه را برای ورود ایدههای رمانتیک به این منطقه هموار کرد، بلکه به عنوان یک الگوی جامع هنرمند-فیلسوف، دیدگاهها و چشماندازهای جدیدی را برای درک جهان، انسان و جایگاه هنر در زندگی گشود. میراث او در اسکاندیناوی به معنای صرفاً تأثیر ادبی نیست، بلکه به معنای شکلدهی به یک ذهنیت، یک حساسیت زیباییشناختی و یک چارچوب فکری است که به نسلهای بعدی نویسندگان و متفکران این منطقه امکان داد تا با اعتماد به نفس و اصالت، صدای خود را در جهان ادبیات طنینانداز کنند. او به عنوان کاتالیزوری عمل کرد که استعدادهای بومی را شعلهور ساخت و به آنها امکان داد تا با ادغام میراث خود با جریانهای فکری جهانی، ادبیاتی غنی و ماندگار بیافرینند که تا به امروز نیز از ارکان فرهنگ این سرزمینها محسوب میشود. گوته، در تمام ابعاد وجودی خود، نه تنها یک آلمانی بزرگ، بلکه یک شهروند جهانی و یک معلم ابدی برای تمام بشریت بود، و اسکاندیناوی یکی از زمینهای حاصلخیزی بود که بذر اندیشههای او در آن به بهترین وجه ممکن شکوفا شد. برای تحلیلهای جامعتر در این زمینه، میتوانید به منابع مربوطه مراجعه فرمایید.
پرسش و پاسخ
پرسش: رمانتیسم اسکاندیناوی چه تفاوتهای بنیادینی با رمانتیسم اروپایی داشت؟
پاسخ: این جنبش، گرچه ریشههای مشترکی داشت، اما ویژگیهای منحصر به فرد خود را از جغرافیای خاص، تاریخچه پیچیده و اساطیر باستانی منطقه وام گرفت و بر طبیعت بکر، ریشههای ملی، احساسات عمیق و جستجوی ماوراءطبیعی تأکید ویژهای داشت.
پرسش: چرا رمان “رنجهای ورتر جوان” تأثیر انفجاری بر اسکاندیناوی گذاشت؟
پاسخ: ورتر نمادی از روح حساس و فردگرای عصر “اشتورم و درانگ” بود که با شور عشق نافرجام، ستایش طبیعت و خودکشی ناشی از عدم تطابق با هنجارها، طنین عمیقی در میان جوانان اسکاندیناوی که در پی بیان هیجانات خود بودند، ایجاد کرد.
پرسش: چگونه “فاوست” به منبع الهام فلسفی برای رمانتیکهای اسکاندیناوی تبدیل شد؟
پاسخ: “فاوست” با ابعاد هستیشناسانه و جستجوی بیامان انسان برای دانش و معنا، پرسشهایی درباره ماهیت خیر و شر، محدودیتهای بشری و اراده برای دستیابی به مطلق را مطرح کرد که با جهانبینی رمانتیک اسکاندیناوی همخوانی داشت.
پرسش: مفهوم “رمان تربیتی” (Bildungsroman) چه نقشی در ادبیات اسکاندیناوی ایفا کرد؟
پاسخ: این مفهوم که توسط گوته مطرح شد، به نویسندگان اسکاندیناوی کمک کرد تا داستانهایی درباره رشد و تکامل شخصیت فردی، کشف استعدادها و جایگاه فرد در جامعه خلق کنند که برای شکلگیری هویتهای ملی و فردی در آن دوران بسیار مورد توجه بود.
پرسش: گوته چگونه پلی میان روشنگری و رمانتیسم ایجاد کرد که برای اسکاندیناوی جذاب بود؟
پاسخ: او به جای طرد کامل عقل، بر اهمیت احساسات، تخیل و تجربه زیسته در کنار عقلانیت تأکید کرد. فلسفه طبیعت او و ایدهآلیسم آلمانی که او تجلی آن بود، چارچوبی کلنگر برای درک وحدت روح و ماده و انسان و جهان فراهم آورد.








