من و دنیای پر از فکر من و یاد رها
به جهان می‌نگرم، می‌نگرد او به شما

من و این ذهن کلنجار و من و رزم خدا
سر پر درد پر از فکر پر از نشر رها

ذهن من سوزد و آتش به سرم آه خدا
زِ جهان زشتی و آن ظلم زِ الله و ندا

همگان دور زِ دنیای من و خویش رها
به کسی کار ندارد تو شدی پور خدا

همه دنیای تو آزادی و آزاد خدا
همه دنیا به رهایی و رها در دل ما

پر از آن درد من از درد بگو زاده شدم
زِ تو و درد تو من آه که دیوانه شدم

پر از آن فکر به درد تو و دنیا و خدا
به کنش‌های شما من شده‌ام درد خدا

تویی و رنج و مصیبت تو و نشری زِ بلا
من و این دیدن آن درد منم درد خدا

تو و دیوانگی و خون و خداوندی و آه
من و این رنج جگر سوز زِ درد تو خدا

من و دنیای پر از فکر و من و یاد رها
به جهان می‌نگرم می‌نگرد او به شما