کفر در آیین ما آن ناامیدی است
بگو بر ما امید آن اصل گیتی است

بگو گر این جهان بر ضد ما است
امیدم این جهان را تکیه‌گاه است

اگر حتی نباشد ذره‌ای راه
امید ما کند دنیای همراه

به عزم خویش ایمان آور ای یار
امید دنیای ما دنیای گلزار

به سختی و به درد و باز تکرار
امید ما رهایی آورد یار

بگو کفر است در آیین ما کار
کجا عزم و امید آید به پیکار

به میدان و به جنگ و باز تکرار
رهایی از امید آید به اجبار

به جبر این را بگو و خوش نگهدار
امید ما رهایی آورد یار