صدایی بر زمین بشنو سپس خاموش باش
طالب حور و بهشتی پس بکش باهوش باش 

آیت و رمز و صدایی از خدا مخدوش فاش
رهرو بر جنت بکش پر خون و پس بر جوش باش 

آن ندای ظلم از پیغمبران خاموش باش
آن زبان و دست و پاها را ببر مدهوش باش 

خون بریزد جام یزدان خون قدسی نوش باش
کشتی و بخشنده آری جنتا مفروش باش

در تجاوز جسم بی‌جان را بدر چاووش باش
من بکش او را بسوزان جنتا مغرور باش 

این سرای شهوت است بر جنتا مفروش باش
صد غلام و حور جان‌ها را بدر مدهوش باش 

ناله‌ها در این زمین و آن زمان خاموش باش
تو بکش جان را بگیر تو آدم باهوش باش 

این صدای مرگ و این چامه به زر مفتوش‌باش
طالب حور و بهشتی پس بکش باهوش باش 

جام‌پرخون سوی جنت کشتن و در کوش باش
وای از این بیمار یزدان گفتم و رازی است فاش