نام هر زشتی به رویت اهرمن تن دور باد
دور بادا دوربادا ننگ تن ای گورزاد 

به فریبت همه در زشتی و در کار بدند
تو نباشی همه کار خوش خود را خود را بلدند 

زشتی و بدکارگی‌ها از تو آمد آن پدید
از تو و گفتار تو هر کس خودش بدکاره دید 

آن طرف زشتی تویی و هر چه کار بد گناه
این طرف خوش بودن و خوشحالی و به به خدا 

خویشتن با این‌چنین افسانه‌ها خوشحال و شاد
ما همه خوبی و اهریمن بگو او در عذاب 

او نشان پاکی و خوبی و هر کار خوش است
در برش اهریمن زشتی که او آدمکش است 

فکر خود را دور از اینان و نپرس آری چرا
هر کسی بر دشمنش تازد بگوید راست را 

این‌چنین مهمل مباف و دور بادا شک بگو
شاه دنیا آن خدا باشد همه نعمت از او 

در برش در خاک باش و حرف مفتی دم نزن
دوزخ و آتش بگو مرتد همه کافر بزن 

نام هر زشتی به رویت اهرمن تن دور باد
دور بادا دور بادا ننگ تن ای گورزاد 

لب نخندد در چنین مهمل‌سرایی گو چرا
آتش دوزخ بپا شد بد عَقابا آن خدا