خدا باشد نباشد هیچ تأثیری ندارد یار
که در دل‌هایِ انسان او پر از نقش و نگار و کار

به دل‌ها او چنین زندار و او زند است در دنیا
بدان سیل نسان ایمان بدین والانشینی‌ها

بگو او را اگر علم و همه دنیای در انکار
به قلبِ آدمان زندار و او پرکار

بگو حرفش بگو راهش بگو ایمان بدخواهش
به دنیا زندگی دارد بر آن ایمان و بر جاهش

چه ارزش دارد این پیکار که دنیا را بری در آن
خدا موجود و یا ناجود چه دارد بر من و تو سود

که دنیا و حقیقت جای در دل‌های انسان‌ها
وجودش این‌چنین ایمان و او زندار در دل‌ها

نهای این‌چنین عرضی بگو هیچ است و این تکرار
ندارد بر کسی این سود، خدا قهار و اینسان هار

بگو جنگ من و تو باید از عزل خدا باشد
خدا موجود و یا ناجود درا قدرت ردا باشد

بر این ارزش همه جان‌ها که دنیا می‌شود آزاد
اگر عزم همه دنیا بگو عزل خدا باشد

ندارد ارزشی بود و نبودش ما خدا تنها
که دنیا را رها از قدرت و نام خدا این کارمان باشد