وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

مقالات جهان آرمانی؛ دریچه‌ای به دنیای اندیشه و فلسفه
در جهان آرمانی، شما می‌توانید بخشی از این حرکت باشید و اندیشه‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

دایره‌ی جنون؛ از بت‌سازیِ خمینی در ۵۷ تا نبشِ قبرِ پهلوی

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
متن مقاله

میراث کینه و جنون قدرت؛ کالبدشکافی رفتار توده در بیابان جهل

 

در میان بیابانی طویل و عریض، توده‌ای بزرگ از انسان‌های هاج‌ و واج و مبهوت، به دنبال ماه می‌گشتند.
کسی فریاد زد: ماه را یافته‌ام
بی‌شماری به جستارِ او شتافتند و آخرش در میان عبایی پوسیده، روی کینه‌توز پلیدی را جستند که او را «ماه» می‌خواندند.
تا کنون ماه را دیده‌اید؟
کسی که این سوال را خواند، چشمانش را برون کردند و از عبایِ سیاه ملایِ کین پُر کردند تا بدانند ماه را دیده‌اند. آخر اینان درازسالایانی است که هیچ ندیدند؛ جایی برای دیدن نیست. از آن دورترانی که تنها «امر» در میانه بود، فرمان به ندیدن رسید و آخرش کسی ماه را ندیده است. ماه در دوردست‌هایی به هزاران سال از این جماعت دور مانده و آن‌ها تنها به تعقیبِ دیدنِ ماه، روزها و شب‌ها را می‌چرخند، می‌گردند، می‌کوبند و می‌لولند، اما هیچ نمی‌جویند
پیش از این ماه ننگین روی، ماهی آسمان را پر کرد که جنون ماه بودن داشت. هر چه دیگرانی کاشتند را برداشت و بر ناف خویش بست و به قلع، قمع را برید و بر خود کرد، او تاج بر سر برابر ماه نشست و شروع ندیدنها بود و حال توده، آویزان بر عبایِ مردِ سیاه‌پوش پیش رفت و دست و پایش را بوسه‌باران کرد؛ او را باد کرد و بزرگ بر سر نهاد و حالا همه می‌دانند که باید او را پرستید.

سجده بر سایه‌ی ماه؛ میراثِ حماقتِ ۵۷

 

«پیش از آنکه آن عبایِ پوسیده، خورشید را در محاق برد، توده در سایه‌ی بلندِ تاجی می‌لولید که گمان می‌کرد آسمان را به زمین دوخته است. در آن روزگارانِ دورتر، سکوت، آیینِ پرستش بود و جلالِ تاج، چشمان را به زمین می‌دوخت تا مبادا کسی به ارتفاعِ سردِ قدرت بنگرد. توده، رعیتی بود که در تلالویِ زرّینِ آن ماهِ آهنین، امنیتِ برده‌وارش را با “جانِ آزاد” معامله کرده بود. اما همان‌جا، در بطنِ آن ثباتِ گورستانی، نطفه‌ی آن کینه‌ی بزرگ بسته شد؛ کینه‌ای که بعدها در جستجویِ ماهی دیگر، به دامانِ عبایی چنگ زد که بویِ کین و حجره می‌داد.»
آخر هر بار کسی خواست ماه را نشان دهد داغ‌دارش کردند. توان دیدن ماه واقعی نبود و این حقیقت ماه ساخته بر دستانشان تمام معنای ماه را ساخت.

دورتر زمانی هم می‌دانستند باید تاج‌داری را پرستید. پرستیدن، ملاکِ داشتنِ آن ماه بود. بازیِ تاج‌دار بر ایشان خواند: «میل بر ماه دیدنتان را به امرِ من خواهید داشت» و آنان به امرش درازسالایانی رقصیدند تا آخرش ماه برایشان شد؛ ماهِ پیر و ریش‌داری که هیچ شباهتی به ماه نداشت. آخر جمعی از دوردستی باری شنیده‌اند که ماه، سپید‌روی و زیبا است.
ماهشان امر داد؛ یکایک را تنگ داد، رنگ داد و ننگ زاد و این‌گونه در میان همان بیابان، هر کس دیگری را سر برید و به زمین انداخت. آخر ماه می‌خواست در میان تلالویِ قرمزیِ خون، به شعاعِ بودنِ سرخیِ جنون طلوع کند، و طلوع کرده است.
حالا که بیشتر سالی از آن روزگاران گذشت، ماه پیراهن درید و صورت تغییر داد. افسانه‌ها در این بیابان و بر زبان توده‌ها می‌خوانند که ماه بر دیگری حلول کرده است. آنان نمی‌بینند، تنها حس می‌کنند و در این احساسِ غوطه‌وری در بیابان‌ها، تنها دانستند باز هم ماهی در میانه است که امر خواهد کرد. امرش جریح‌تر از دورتر بود؛ می‌کشت، می‌خورد، می‌خواست.
فریاد می‌زد این ماهِ تازه‌تصویر
بیایید، من گرسنه شده‌ام
فوج‌فوج توده‌ها می‌آمدند و به دهانش می‌ریختند. می‌خورد و باز ادامه می‌داد. ادامه داد، آن‌قدر خواست، آن‌قدر خورد و آن‌قدر کشت تا آخرش کسی از درد فریاد زد؛ اویی که در میان آرواره‌های ماهِ مجنون وامانده بود. ماهی کریه در بیابانِ مجانین باز گاز می‌زد و دوباره فریاد می‌زد. آن‌قدر خورد و پاره کرد تا آخرش توده‌ی نابینا در دل بیابان فریاد زدند و این مصیبت را نخواستند.
نمی‌دانم دیده‌اید اویی را که گفت: «چشم باز کنید و آسمان را بنگرید، ماه در آسمان است.
از او شنیده‌ای؟
او را در میان آسمان، در برابر دیدگانی که نباید می‌دید، به مانندِ ماه آویزان کرده‌اند و باز هم کسی نخواهد دید

بی‌ماهیان؛ جایگاه روشنفکر مستقل در تقابل با دوقطبی‌های سیاسی

اما در لبه‌هایِ تاریکِ این بیابان، شبح‌وارانی ایستاده‌اند که نافِ جانشان را از هر دو ماه بریده‌اند. اینان، نه بر عبایِ کین چنگ می‌زنند و نه در حسرتِ استخوان‌هایِ پوسیده‌یِ تاج، قبری را نبش می‌کنند. این «بی‌ماهیان»، مطرودانِ ابدیِ هر دو اردوگاه‌اند؛ چرا که جرمشان، نخواستنِ ارباب است. آنان در سکوتِ سردِ خویش، به آسمانی می‌نگرند که ماهش هنوز زاده نشده است. رنجِ اینان، رنجِ بینایی در شهرِ کوران است؛ آنجا که اگر به ماهِ ریش‌دار سجده نکنی، با تیغِ تاج‌داران دریده می‌شوی و اگر بویِ تاج را انکار کنی، در دهانِ ماهِ سیاه فرو می‌روی. اینان، تنهایانِ اصیلِ تاریخ‌اند

نبشِ قبرِ تاریخ؛ وقتی بویِ تاج جایگزینِ بینایی می‌شود

مشروطه‌خواهی یا سلطنت‌طلبی؟ واکاوی تضاد آزادی و بندگی

آخرش توده‌ی در خاک مانده، ماهِ تازه‌ای جسته است. او را از دل بیابان و در قعرِ قبری تلخ می‌خواند. اینان روزی تاج را به یاد آوردند و به گورها پناه بردند. ماه در میان گور است. کسی که این را خواند، بر دوش توده‌ها سوار شد و بالا رفت؛ او جماعت را خواند
بویِ تنِ مرا شنیده‌اید؟
آیا این بویِ همان تاجِ دوردست‌ها نیست؟

بویِ آشنایش را نشنیده‌اید؟

توده بو می‌کشید، لمس می‌کرد و به پیش می‌رفت. حالا کسی که بویِ تاج می‌داد، ماه است.

این ماهِ نوخاسته که از قعرِ گورها فراخوانده شد، بیش از آنکه از نور باشد، از غبارِ دروغ ساخته شده است. مجیزگویانش، بزک‌گرانِ جنازه‌اند؛ آنان با رنگِ شعار و لعابِ آمارهایِ خیالی، بر پیکرِ پوسیده‌یِ استبداد، قبایِ نجات می‌پوشانند. می‌گویند این ماه، شفابخش است، اما در چشمانشان تنها ولعِ غارت است. آنان از عدالتِ تاج قصه‌ها می‌بافند، در حالی که در دستانشان، تازیانه‌ای‌ست که از پدرانشان به ارث برده‌اند. این جماعت، مشروطه را مضحکه عوام کرده‌اند و برای مشروعیتِ زنجیرهایِ نوین می‌خواهند
اینان که امروز با نامِ مشروطه، بر طبلِ خودکامگی می‌کوبند، حقیقتِ قانون را در پایِ ارثیه پدری سر بریده‌اند؛ چرا که مشروطه، زنجیری بر گردنِ قدرت بود، نه ردایی بر تنِ ارباب
نمیفهمند؟
نمی‌دانند؟
ندیده‌اند آنان که بر مشروطه ماندند پس از تقسیم شروط را پذیرفتند و دیگر به خودکامی دوران‌ها کمتر کام بردند و اینان جریح‌تر برآمدند تا بدرند و توده را با رویایِ ماهی می‌فریبند که هرگز بر این بیابان نتابیده بود، بلکه تنها داغی بود که بر پیشانیِ نیاکانشان نشسته بود.
کسی فریاد زد:

ماه برای ما است!

و بی‌شمار توده‌ها در رقص و برپایِ شادی‌کنان می‌خوانند:

ماه این‌جا است.

آنان تمام گورها را کندند، راه‌ها را رفتند و ماه را دوباره جسته‌اند.

ماهِ امروز تنها بوی دیروز می‌داد و همین جماعت را بس است. می‌دانید، او تنها به بدیِ ماهِ ریش‌دار نبود؛ در میان توده هر بار از هر تن که می‌پرسی، می‌گوید: «این ماه به بدیِ ماهِ پیشین نیست.»

مبادا دیوانه شوید و بپرسید ماه است؟

زبانِ بازشده در دهان را از کآمِ برون به درون می‌بلعند. هزاران مجیزگویِ ماه،
ماه همه غنایم را برده است و هر چه از دور و دیر آمدند را به غنیمتی برای خود کرد.
بردگان ماه ریش‌دار برده‌ی تازه‌ای خواهند شد و خویش را به دستان ماه تاج‌دار خواهند سپرد، آخر اینان درس بردگی را برده‌اند و داغ هرزگی را خورده‌اند
او فرمان داد تا بشتابند و از میان سلاخ‌ها، قصاب‌ها، میدان‌دارها و کلاش‌ها بیاورند و بخواهند و بمانند. حالا ارتش ماهِ تاج‌دار که از قعرِ قبر برخاسته است، تکمیل است. به دیروز هر چه در پیش بود را از ریشه کندند، زبان‌ها را بریدند، تمامِ شرطِ مشروطه‌خواهان را شکستند و حالا مشروطه می‌خواهند!

در این دوّارِ جنون‌وار، اولین ندا را بو خواهند کشید؛ اگر بویِ مخالفت از نگاهت بیرون بود، جویده خواهید شد و بر تپه‌ی والای این بیابانِ دردآلودِ زندگی دوباره برده خواهید شد،
من باز توده را می‌بینم؛ توده‌ای که هر بار در تکاپوی ماهی برآمده است و بر ماه قربانی خواهد داد. و این ماهِ گذشتگان، این قعرِ قبرماندگان، در تکاپوی قربانیِ بیشترِ خویشتن است.
مادرش آماده‌اش کرد، لباسِ مهد بر تن، به سوی پدرش دوید. پدر با مویی زرد، در حالی که لبان را غنچه کرده بود گفت: «قول دادم می‌آیم و توده را برایت خواهم کرد.» آنگاه ماهِ تاج‌دار در برابر بی‌شماران این‌گونه خواند:

«بروید، بریزید و بجنگید که دستان پدرم در پشت شما خواهد بود.»

توده با نگاهی بر چشمانِ پدری زرد‌روی و ماهی کم‌روی، به پیش، در دهان ماهِ ریش‌دار بود و استخوانش تکه‌تکه می‌شد. از هزار خروار وجودِ این جان، تپه‌ها می‌ساخت؛ آویزان می‌کرد، جنازه را در بیابان پُر می‌کرد و روی هم مناره‌ها می‌ساخت. ماهِ پرریش، جاهش را می‌خواست و تا جان بر تن داشت همه را می‌کشت؛ او برای بودن در این جایگاه از روی همه خواهد گذشت. و حالا ماهِ تاج‌دار در حالی که مادرش، پدرش و حتی بی‌بی‌اش در کنارش هستند می‌خواند:

«من توده می‌خواهم؛ توده‌ی مرا به من دهید!»

توده‌اش در میان کیسه‌های سیاه، مچاله و خونین است. توده‌اش پیش از مرگ، سرود مرگ را به گوش مادرش خوانده است و وای که باز هم خواهند مرد و بازیِ تاج‌داران تازه در آغازِ ماه‌شدگی است
این جماعت در خون توده‌ی تو نیست مجنون و من در میان دالان بزرگ بودن‌ها در دل آن مچالگی سیاه خواستنها هزاری ماه دیده‌ام، ماهی که از خویشتنش گذشت و جانی را یافت جانی را کاشت و این ماه در آسمان می‌تابد و چهره نقره‌فام بودن را بدین زندگی دوزخی جهل‌خواهان می‌نماید و آنان هستش را به میان کیسه‌های جنون برده‌اند
چندبار و چند تن را به گلوله بستند بی‌آب کشتند زیر شکنجه داغ‌دار و خونین به سال شصت در میان تابستان داغ در دل زمستان سرد از آبان تا دی از مرگ تا پی چند تن را کشتند و دوباره خواهند کشت
در ندای تب‌دار فرزند کسی بودن تا صدای رعدار طناب بی صاحب همگی را کشته‌اند و هزاری خون در میانه است تا تاح‌داران ادعای خدایی کنند
تخت این دهشت از تیغ است جانش را کسی داد شلاقش را کسی خورد زندانش را کسی رفت و حالا ماهش برای کسی است که حتی دکانی را اداره نکرد
تو بگو دکان‌های زنجیره‌ای لامروتان این خون جمع است و به حلقوم هیچ تن نباید داد نمیفهمید؟
اینان که امروز برای تاجِ گمشده مویه می‌کنند، همانانی هستند که فردا، اولین گلوها را برایِ اثباتِ بندگیِ خویش خواهند برید. برایِ اینان، ماه تنها بهانه‌ای‌ست تا دوباره در پناهِ سایه‌ای بزرگ، از مسئولیتِ خویش بگریزند. آنان آزادی را نه در رهایی، که در یافتنِ اربابی تازه‌تر می‌جویند؛ اربابی که به‌جای تازیانه‌ی چرمی، با دستکشِ مخملین بر سرشان بکوبد
حالا مدام زجه می‌زند مویه می‌کند و از پدرش می‌خواهد به مادرش خواهش می‌کند که توده‌اش را بدهند و پدر می‌خواند برو آمده‌اند با تو بازی کنند و هر روز در کیان جعبه‌ی جادو با لباسی تازه بازی خواهد کرد حرف خواهد زد تا بیشتر بدانند کیست و در شهوت این بودن دیوانه‌وار شادان است. او توده‌ هم دارد اما بیشترش را می‌خواهد
سیلِ بی‌شمار از بردگانِ ماه در پیش‌اند تا همه را سلاخی کنند؛ آنان آزموده بدین راه خواهند بود و این‌گونه میلِ فردا را در آرزویِ دیروز، به پیوند با خون خواهند خورد.

من از بالای تپه فریاد زدم:

جانان! ماه این‌جا است، بنگرید!

با فریاد به سویم پیش آمدند، مرا به میله‌ای بستند و در برابر خود نشاندند. هر که ماهِ خود را نشانم می‌داد. ریش‌داران در حال ستایشِ ماهِ خویش، فریادِ شاهیِ خویشتن را سر دادند و تاج‌داران، یوغِ رعیت بودن را به دستانِ اربابِ خویش دادند و ماه همه را می‌دید.

شهادت بینایی؛ چرا آزادی تنها با شکستنِ بتِ کثرت آغاز می‌شود؟

من در میان لغزشِ اولین تیغه بر گلویم، از زبان ماه که فریاد می‌کشید خواندم:
جان و آرمان پیشکشتان؛ این پیشکشِ کورانی‌ست که به قصابِ خویش، تیغِ جراحی هبه می‌دهند. من در انحنای این تیغِ بر گلو، می‌بینم که چشمانتان از تماشایِ ماه عاجز است و تنها به ستایشِ حفره‌هایِ خالیِ آسمان خو گرفته‌اید. اگر توانِ دیدنِ خورشید در میانه نیست، دست‌کم این ماهِ نوظهور را در قفسِ آهن محبوس کنید. بر دست و پایِ این بُتِ نو‌تراش، نه بوسه، که زنجیرِ قانون ببندید. مگذارید این ماه، ابدی شود؛ او را به چرخه‌ی فصول بدل کنید، به رهگذری که تنها چند صباحی بر بیابانِ شما بتابد و سپس در محاقِ زوال فرو رود. انقلاب در این بیابان، بویِ جگرهایِ سوخته می‌دهد؛ ضیافتِ مداومِ خون است. هر روز را نباید به پایِ سرنگونیِ یک ماه و برکشیدنِ ماهی دیگر به لجن کشید. هزاری جانِ شیفته در آرواره‌هایِ این جابه‌جایی، مچاله و بی‌نام خواهند شد. اگر نمی‌توانید به آسمانِ رهایی بپرید، دست‌کم تسمه‌ای بر گردنِ این صاحبانِ قدرت ببندید تا هر پانزده چرخه‌ی مدام، آنان را از تختِ ماه‌شدگی به خاکِ پاسخگویی فرو بکشید. پیش از آنکه دوباره در دهانِ ماهی جدید فرو روید، او را سهم‌بندی کنید؛ پیش از آنکه او شما را ببلعد، شما بر قامتِ او بندِ محدودیت بتنید.
اما آنان باز هم ندای خود را می‌خوانند؛ آنگاه که تیغشان بر گلویم است، آنگاه که برای سلاخی در میدان‌اند می‌خوانند:
با ماهِ ما متحد باش!
آمد و سنگ بر سرمان فرود خواستیم همدست شویم و فردا در میان ماهتان کسی نوشت که احمق‌ترین ملت‌ها حماقتش را آذین کرد
ماهتان دروغین است
ماه واقع در آسمان است
آمد و فردا پیروزی کسی فریاد واژگونی تخت و تاج داد آنگاه چه خواهد شد؟
اینبار شما ما را اشرار و در میان سوله‌ها به دل کیسه‌ها و در اعماق خاک‌ها خواهید کرد
شاید فریاد کثرت زدید و ما به اعماق مستی همه‌ی آمارتان را پذیرفتیم
کثرت میخواهید
آن هیولای نیم سبیل هم کثرت داشت داس خواهان و چکش خوران هم به میان گور رفتن اقیانوس کثرت داشتند و همین ماه پیشین گور به گورش کثرت داشت
ما را به چوب کثرت نهراسید که رای جمعتان به باد بهاری مانند است و ما در طوفان‌ها ایستاده‌ایم برابر سیل نام انسان ایستاده‌ایم و این وزش نسیم بودنتان بی معنا است
آخرش اینان نمی‌دانند من ماه را دیده‌ام؛ من هزاره‌هاست چشمانم باز است. من چشمان شما خواهم بود، حتی اگر گردنم را بریده باشید؛ باز هم چشمانم در سرِ بریده خواهد دید و نمی‌دانید که آن بریده‌سر، بیناییِ همه‌ی شما در آتیه است. به فردایی که با چشمان من، دنیایی را خواهید دید که در دلش، ماه تنها آزادی است.

مشخصات اثر : دایره‌ی جنون؛ از بت‌سازیِ خمینی در ۵۷ تا نبشِ قبرِ پهلوی
بیشتر از نیما شهسواری بدانید
نیما شهسواری
شاعر و نویسنده
nima.shahsavarri.1990@gmail.com

برخی از مقالات منتشر شده از همراهان وب‌سایت جهان آرمانی

به سوی جهانی آرمانی؛ مکانی برای تفکر و تغییر

آگاهی، آزادی، برابری و جان در مسیر جهانی آرمانی

اینجا مکانی است برای تفکر و تغییر. جایی که ایده‌ها، باورها و آرمان‌ها به شکلی هماهنگ با طبیعت و جانام جهان شکل می‌گیرند. در این سفر به سوی جهان آرمانی، با ما همراه باشید

جهان آرمانی؛ جایی برای خلق نواندیشی

 

جهان آرمانی وب‌سایت رسمی نیما شهسواری است که با هدفی فراتر از انتشار آثار ادبی و فکری شکل گرفت. این وب‌سایت در سال ۱۴۰۰ با نگاهی تازه به مفاهیمی بنیادین همچون جان‌پنداری، آزادی، برابری و همزیستی انسان با دیگر جانان جهان بنا شد و به تدریج به بستری برای تعامل، آگاهی و تحول تبدیل گشت. در این فضا، تلاش می‌شود تا چارچوب‌های کهن شکسته شوند و راهی تازه برای دستیابی به جهانی به وسعت رویاهایمان ساخته شود.

برخی از باورهای محوری جهان آرمانی

 

  1. احترام به تمامی جان‌ها: قلب فلسفه ما بر این باور است که تمامی موجودات زنده، اعم از انسان‌، حیوان و گیاه، شایسته احترام در جهانی بدون جبر هستند.
  2. آزادی و برابری: “جهان آرمانی” مأموریت خود را در ایجاد جامعه‌ای آزاد می‌بیند که در آن هر فرد بتواند بدون محدودیت یا تبعیض زندگی کند 
  3. رهایی از جبر و ساختارهای ناعادلانه: نقد ساختارهای قدرت، مذهب و تبعیض که آزادی و عدالت را محدود می‌کنند، یکی از اهداف اصلی است.

آنچه “جهان آرمانی” ارائه می‌دهد:

 

  1. کتاب‌ها و مقالات: آثار فلسفی، داستانی و تحقیقی نیما شهسواری، از جمله کتاب‌هایی که با نقد اجتماعی و باور به جان‌پنداری به نگارش درآمده‌اند.

  2. پادکست‌ها: گفتگوها و تحلیل‌هایی پیرامون مفاهیمی مانند آزادی، نقد ساختارهای قدرت و مسیر و باوری تازه برای ریست اجتماعی و فردی

  3. محتوای تعاملی: بستری برای ارتباط و تبادل افکار میان کاربران، جایی که ایده‌ها و تفکرات به اشتراک گذاشته می‌شوند.

چرا “جهان آرمانی” 

“جهان آرمانی” فراتر از یک وب‌سایت است؛ اینجا ما برای ساختن یک جامعه فکری پیش می‌رویم و قصد داریم تغییر را از طریق آگاهی آغاز کنیم.
فلسفه ما شما را دعوت می‌کند تا مرزها و ترس‌های خویشتن را بشکنید و در سفری به سوی آینده‌ای آزاد و برابر با ما همراه باشید.

جهان آرمانی
به سوی جهانی که جان والاترین ارزش آن است

همراه ما در وب‌سایت جهان آرمانی باشید و بنویسید

فرصتی برای شنیدن صدای شما

اگر ایده، مقاله، یا محتوایی ارزشمند دارید که می‌تواند به ساختن جهانی آرمانی کمک کند، ما آماده‌ایم تا به اشتراک بگذاریم و صدای شما را منتشر کنیم. بیایید با هم تغییر بیافرینیم

ارسال پست و مشارکت

با ثبت‌نام در وب‌سایت جهان آرمانی، افکار، ایده‌ها و آثار هنری شما فضایی برای شکوفایی پیدا می‌کنند. این بستر فرصتی است برای به اشتراک گذاشتن نگاشته‌های ارزشمند و همکاری در خلق آینده‌ای روشن‌تر. فراتر از انتشار پست‌ها، جهان آرمانی شما را دعوت می‌کند تا در مسیر تغییر و آگاهی همراه شوید و آثار خود را در زمینه‌های مختلف ادبی، هنری و فکری با دیگران به اشتراک بگذارید. ما در این راه، به باورهای شما احترام گذاشته و بستری فراهم می‌آوریم که صدای شما به گوش جهان برسد. اینجا مکانی است که ایده‌ها به جنبش بدل می‌شوند.

برای شروع همین حالا کلیک کنید
اشتراک در خبرنامه

با ثبت ایمیل خود، به جریان تازه‌ترین آثار و محتواهای منتشر شده در وب‌سایت جهان آرمانی بپیوندید. از مقالات، کتاب‌ها، پادکست‌ها و رویدادهای ویژه باخبر شوید و بخشی از این حرکت فکری و الهام‌بخش باشید. اطلاعات شما نزد ما محفوظ خواهد ماند و با نهایت احترام به حریم خصوصی شما رفتار می‌شود.

تازه‌ترین نگاشته‌های همراهان ما، اندیشه‌های شما، جهان آرمانی را می‌سازد

تازه‌ترین پست‌ها و مقالات مخاطبان جهان آرمانی را بخوانید؛

جایی که ایده‌های شما به جنبش تبدیل می‌شوند. همراهان ما با افکار و نوشته‌های خود، مسیر آگاهی و تغییر را هموارتر می‌کنند. شما هم بخشی از این مسیر باشید

جهان آرمانی؛ روایت‌های نیما شهسواری از کلمات تا صدای اندیشه
سفری در دنیای هنر و فلسفه برای تغییر با آثار نیما شهسواری

از کتاب‌ها و کتاب‌های صوتی که روایتگر داستان‌ها جان‌پنداری است، تا اشعار و اشعار صوتی که که ندایی برای برخواستن است.
با پادکست (به نام جان) به جهان فلسفه، اندیشه و تفکر نزدیک‌ شوید
جهان آرمانی پذیرای ذهن‌های کنجکاو و و کسانی است که برای تغییر آماده‌اند

وب‌سایت جهان آرمانی، به عنوان خانه‌ای برای خلاقیت‌های ادبی و هنری نیما شهسواری به راه تغییر و اشاعه‌ی باور جان‌پنداری، مجموعه‌ای  از آثار را ارائه می‌کند.
از کتاب‌ها و کتاب‌های صوتی که ئذیچه‌ای برای ساختن و تغییر دنیا است، تا اشعاری که فرباد آزادی را گاه نوشته و گاه به اشعار صوتی به میان آورده است.
در کنار این آثار، پادکست «به نام جان» فضایی برای تأمل و تحلیل مسائل فلسفی و اجتماعی فراهم کرده است.

جهان آرمانی، پلی است میان هنر، ادبیات و اندیشه برای هر کسی که به کشف ناشناخته‌ها علاقه‌مند است.

توضیحات پیرامون درج نظرات

پیش از ارسال نظرات خود در وب‌سایت رسمی جهان آرمانی این توضیحات را مطالعه کنید.

برای درج نظرات خود در وب‌سایت رسمی جهان آرمانی باید قانون آزادی را در نظر داشته و از نشر اکاذیب، توهین تمسخر، تحقیر دیگران، افترا و دیگر مواردی از این دست جدا اجتناب کنید.

نظرات شما پیش از نشر در وب‌سایت جهان آرمانی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در صورت نداشتن مغایرت با قانون آزادی منتشر خواهد شد.

اطلاعات شما از قبیل آدرس ایمیل برای عموم نمایش داده نخواهد شد و درج این اطلاعات تنها بستری را فراهم می‌کند تا ما بتوانیم با شما در ارتباط باشیم.

برای درج نظرات خود دقت داشته باشید تا متون با حروف فارسی نگاشته شود زیرا در غیر این صورت از نشر آن‌ها معذوریم.

از تبلیغات و انتشار لینک، نام کاربری در شبکه‌های اجتماعی و دیگر عناوین خودداری کنید.

برای نظر خود عنوان مناسبی برگزینید تا دیگران بتوانند در این راستا شما را همراهی و نظرات خود را با توجه به موضوع مورد بحث شما بیان کنند.

توصیه ما به شما پیش از ارسال نظر خود مطالعه قوانین و شرایط وب‌سایت رسمی جهان آرمانی است برای مطالعه از لینک‌های زیر اقدام نمایید.

بخش نظرات
می‌توانید نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق فرم زبر با ما و دیگران در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب‌هایی برای اندیشه و تغییر

در این بخش، به‌صورت تصادفی با عنوان‌هایی از کتاب‌های نیما شهسواری آشنا شوید.

برای دریافت و مطالعه‌ی تمامی کتب از طریق لینک زیر اقدام کنید

به نام جان؛ پادکستی برای تغییر نگاه‌ها

پادکست «به نام جان»، سفری به باورها و فلسفه‌ای به پا خواسته از دل جان است. با نیما شهسواری و مفاهیمی چون جان‌پنداری، آزادی و برابری، همراه شوید و دوباره جهان را بنگرید.
هر قسمت از این مجموعه، دعوتی به پرسش و تأمل در باب زندگی و جهان است

پادکست «به نام جان»، صدایی از عمق جان و اندیشه‌ای برای تغییر است.
نیما شهسواری، با باور به آزادی، برابری و جان‌پنداری، به نقد ساختارهای قدرت، مذهب و مفاهیم اساسی زندگی می‌پردازد.
هر قسمت از این مجموعه به موضوعات خاصی می‌پردازد؛ از بررسی مفهوم آزادی و برابری، تا واکاوی نقدهای عمیق بر مذهب، خدا و ساختارهای اجتماعی.
در این پادکست، ویژه‌برنامه‌هایی مانند «خدا» و «شناخت اسلام» نیز ارائه شده‌اند که هر کدام در چندین قسمت با نگاه دقیق و جامع به موضوعات این عناوین و مفاهیم پرداخته‌اند.
شما می‌توانیدتمامی قسمت‌های این پادکست را به صورت آنلاین گوش دهید، دانلود کنید و در تمامی پلتفرم‌های معتبر پادکست‌گیر و کانال‌های تلگرام، یوتیوب و … دنبال کنید

درباره‌ی نیما شهسواری
راه‌های ارتباط با نیما شهسواری

پیوندهای فراتر از دیالوگ

در این پیوندها، نیما شهسواری اندیشه‌ها و آرمان‌های خود را در بسترهای دیگری به اشتراک می‌گذارد.
تازه‌ترین کتاب نیما شهسواری

می‌توانید با کلیک بر روی تصویر تازه‌ترین کتاب نیما شهسواری، این اثر را دریافت و مطالعه کنید

به جهان آرمانی، وب‌سایت رسمی نیما شهسواری خوش آمدید

نیما شهسواری، نویسنده و شاعر، با آثاری در قالب  داستان، شعر، مقالات و آثار تحقیقی که مضامینی مانند آزادی، برابری، جان‌پنداری، نقد قدرت و خدا را بررسی می‌کنند

جهان آرمانی، بستری برای تعامل و دسترسی به تمامی آثار شهسواری به صورت رایگان است

راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

در دسترس نبودن لینک

در حال حاضر این لینک در دسترس نیست

بزودی این فایل‌ها بارگذاری و لینک‌ها در دسترس قرار خواهد گرفت

در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید

راهنما
راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود مستقیم فایل‌ها از سرورهای وب‌سایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در  این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد. 

شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما می‌توانید به این متن دسترسی داشته باشید

در صورت مشاهده‌ی هر اشکال در وب‌سایت از قبیل ( خرابی لینک‎‌های دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه می‌توانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.

راهنما
راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این صفحه دارای لینک‌های بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.

در پیش روی شما چند گزینه به چشم می‌خورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان می‌دهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخش‌ها دسترسی داشته باشید،

شما می‌توانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینک‌های مختلف دریافت کنید.

بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.

فرای این بخش‌ها شما می‌توانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرم‌ها بشنوید و یا تماشا کنید.

بخش نظرات و گزارش خرابی لینک‌ها از دیگر عناوین این بخش است که می‌توانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال می‌توانید در بهبود هر چه بهتر وب‌سایت در کنار ما باشید.

شما می‌توانید آدرس لینک‌های معیوب وب‌سایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسان‌تر عمومی وب‌سایت تلاش کنیم.

در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسش‌های بیشتر می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید.

راهنما
راهنمایی‌های لازم برای استفاده از لینک‌های موجود در صفحه...

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود مستقیم فایل‌ها از سرورهای وب‌سایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است،  با کلیک بر روی این گزینه شما می‌توانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.

این آیکون در صفحه‌ی پیش رو برای مطالعه‌ی آنلاین در بستر وب‌سایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعه‌ی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید می‌توانید از این بستر استفاده کنید.

شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، می‌توانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحث‌ها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.

در صورت مشاهده‌ی هر اشکال در وب‌سایت از قبیل ( خرابی لینک‎‌های دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه می‌توانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.

ارسال گزارش خرابی
توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید

تا ما با شناخت مشکل در برطرف‌ کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.

در صورت تمایل می‌توانید آدرس ایمیل خود را درج کنید

تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.

آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!

این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد

فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:

https://idealistic-world.com/poetry

در متن پیام می‌توانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وب‌سایت به ما ارائه دهید.

با کمک شما می‌توانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیح‌تر سایت گام برداریم.

با تشکر ازهمراهی شما

وب‌سایت رسمی جهان آرمانی

ثبت آثار
توضیحات

پر کردن بخش‌هایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.

در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است

بخش ارتباط، راه‌هایی است که می‌توانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است می‌توانید در بخش توضیحات شبکه‌ی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.     

شما می‌توانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمت‌هایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،

در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحله‌ی ابتدایی فرم پر کرده‌اید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.

پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعه‌ی قوانین و شرایط وب‌سایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینک‌های زیر اقدام کنید.