‏ خب دوستان تا اینجای این ویژه برنامه انقلاب ایران ما در باب موضوعات مختلف و معانی مختلفی صحبت کردیم.‏
‏ در مجموع اگر بخوایم بهش نگاه بکنیم ما در نهایت به یک شکل مشخصی رسیدیم که حالا برای رسیدن به پیروزی در ‏انقلاب، راهکار و مسیری که ما انتخاب میکنیم قاعدتا یک حرکت مدنی به دور از خشونت و مسالمت آمیز است.‏
‏ حالا توی این قسمت می خواهیم در باب این بازوانی که می تونه ما رو به پیروزی در این راه برسونه صحبت بکنیم.‏
‏ بیشتر این رو مورد کنکاش قرار بدیم و به یک معنای مشخصی در این موضوع برسیم.‏
‏ پیش تر از اون میشه درباره یک سری موضوعاتی که تا اینجا مطرح شده به صورت تیتروار اشاره کرد که یک مفهوم کلی رو ‏در نظر داشته باشیم تا این ها بیشتر برامون معنی دار بشه.‏
‏ صحبتی که امروز می خوایم بکنیم بیشتر معنی دار باشه.‏
‏ ما در باب این صحبت کردیم که در نهایت فرای موضوعاتی که مطرح شد مثل ساختن یک ایمان جمعی که با داشتن اون ‏ایمان مشخص جمعی هست که نیروها بیدار میشن، تغییرات رو شکل میدن، تغییرات در دل افراد شکل میگیره و اون انقلاب ‏ابتدایی در دل مردم هست که شکل میگیره.‏
‏ حالا ارزش ها تغییر کرده، ارزش های جمعی تغییر کرده، ارزش های گذشته تبدیل به ضد ارزش و حالا یک سری ارزش های ‏تازه هستش که میداندار هست.‏
‏ یک ایمان مشخصی فردای روشنی را نوید می دهد که مدام با تزریق این امید مردم بیشتر و بیشتر وارد این میدان تغییر می ‏شوند تا در نهایت با این تغییری که در بین مردم شکل گرفته، ما به نوعی شاهد این تغییر سیاسی هم باشیم.‏
‏ انقلابی که در بین مردم، در بین فرهنگ مردم، در بین نوع زیستن مردم شکل گرفته، یک نمود سیاسی هم پیدا خواهد کرد.‏
‏ ما اینها را درباره اش صحبت کردیم و در نهایت به این مرحله رسیدیم که حالا برای پیروز شدن در این انقلاب چند استراتژی ‏در برابر ما هست.‏
‏ راه هایی هست برای اینکه عوامل بیگانه و به نوعی عواملی خارج از حیطه قدرت مردم بخواهد تاثیرگذار باشد.‏
‏ مثل اینکه کودتایی شکل بگیرد و فروپاشی درونی درون حکومت شکل بگیرد و یا نیروهای متخاصم خارجی بخواهند حمله ‏بکنند و با جنگ این قدرت را از بین ببرند.‏
‏ برای اینکه شما بخواهید به پیروزی برسید و آن قدرت حاکم و آن قدرت مستبد را از بین ببرید.‏
‏ دو راه مردمی وجود دارد.‏
‏ بیشتر از این دو راه را هم کسی نمی شناسد.‏
‏ یکیش این است که شما بخواهید جنگ مسلحانه بکنید و دومی این است که شما بخواهید از طریق یک حرکت مدنی به دور ‏از خشونت پیروز شوید و پیروز این میدان بشوید.‏
‏ خب ما در وهله ی اول صحبت کردیم که با توجه به ایمان و باوری که ما به آن معتقد هستیم، قاعدتا تنها راه رسیدن به پیروزی ‏همین حرکت مردمی و مدنی به دور از خشونت است.‏
‏ چرا که باورهای ما دارد به ما منع ظلم و آزار دیگران را نوید می دهد چرا که ما باور داریم که مسیر و هدف همتا و یکسان ‏هستند.‏
‏ هر رفتاری که از ما نشان داده می شود بیانگر همان ایمان و هدف راستین ما هست.‏
‏ اما فرای اینکه وابسته به باورها، ما به این مسیر رسیده ایم و مسیر مشخصی برای رسیدن به پیروزی حرکات مدنی دور از ‏خشونت هست، از نظر عقلانی و منطقی هم درباره اش صحبت کردیم و گفتیم تحقیقاتی که به عرصه ظهور رسیده شامل این ‏هستش که حرکات مدنی بیشتر مواقع به پیروزی رسیده اند تا حرکاتی که بخواد مسلحانه باشه و خشونت طلب باشه.‏
‏ یعنی در یک نگاه کلی شما میتونید به این معنا برسید اما فرای اون برای این جنگ مسلحانه و این حرکت مسلحانه جمعی نیاز ‏به یک سری پیش زمینه هایی هست.‏
‏ یعنی نیاز دارید که شما یک گروهی رو آموزش بدید.‏
‏ یک گروه قسم خورده ای که تحت یک فرماندهی مشخص با یک ایمان مشخص در کنار هم هستند.‏
‏ حالا باید این نیروهایی که هدف مشخص رو دارند، ایمان دارند، عضو یک گروه هستند، فرمانبرداری لازم رو برای پیشبرد ‏اهداف دارند آموزش ببینند.‏
‏ بعد از آموزش نظامی دیدن برای اینکه بتونن جنگ های پارتیزانی و جنگ های خیابانی بکنند، حالا این ها نیاز دارن که ‏ادوات هم داشته باشن، تفنگ داشته باشند و اسلحه داشته باشند برای اینکه بتوانند با آن حاکمیت مبارزه بکنند و فرای آن در ‏نهایت هم باید برنامه ریزی مشخص و درستی داشته باشند.‏
‏ یک فرماندهی واحدی داشته باشند که حالا به آنها فرمان های مختلفی را بدهد برای پیروز شدن بدانند که باید چه عملیاتی ‏انجام بدهند.‏
‏ عملیات نباید کور باشد، نباید به ضررشان باشد، باید در راستای رسیدن به پیروزی باشد.‏
‏ و ما می بینیم که در سپهر سیاسی ایران همچین شرایطی اصلا وجود ندارد.‏
‏ و بیشتر در این راستا حرکت می کنند که حرکت مسالمت آمیز مردمی را مصادره به مطلوب برای خود بکنند و مبدل به یک ‏تصویر از جنگ های مسلحانه بکنند.‏
‏ مدام در پی تزریق این نگاه های دور از واقع هستند.‏
‏ یعنی شما واقعیت در برابر را می بینید.‏
‏ می بینید که مردمی که در خیابان هستند که چریک نیستند، آموزش که ندیدند نمی توانند که در یک همچین میادینی شرکت ‏بکنند.‏
‏ ادوات لازم برای این کار را ندارند اما مدام دارند به اینها به نوعی آویزان می شوند که افکار خودشون رو نشر بدن در صورتی ‏که حاضر نیستن برای این طریقت و این منشی که مطرح میکنن یه راهکاری داشته باشن، حرکتی بکنن، آموزشی بدن گروهی ‏تشکیل بدن و بعد هدفمند و برنامه ریزی شده به نوعی این رفتارها رو پیش ببرن که در نهایت ما رو به پیروزی برسونه.‏
‏ در نهایت ما قرار نیست که یک تخلیه هیجانات داشته باشیم با هزینه های سنگین.‏
‏ هزینه سنگینی که یک جوونی داره میده که هیچ شناخت درستی هم نسبت به موضوعات نداره.‏
‏ و ما باید در نهایت به این نقطه فکر بکنیم که هزینه ها رو پایین بیاریم، مسیر پیروزی رو هموار تر بکنیم، زمان رسیدن به اون رو ‏سریع تر بکنیم.‏
‏ یک هدف روشنی رو مطرح بکنیم که با امید به اون حرکت رو به پیش ببریم.‏
‏ ما در کنار این مطرح کردیم گفتیم که حالا یه حکومتی مثل جمهوری اسلامی بزرگترین آرزوش رسیدن مردم به سلاح است.‏
‏ مسلح شدن مردم از جنگ های مسلحانه است چرا که نیروهای آموزش دیده ای دارد با تعداد بیشتری.‏
‏ سالها هزینه کرده برای آموزش آنها حالا این نیروها را می تواند به میدان بیاورد و بدتر آنها را سرکوب کند، نیروهای مبارز را ‏بدتر و بدتر بکشد و از بین ببرد.‏
‏ حکم های اعدام بیشتری بده.‏
‏ به سرعت در پی سرکوب این ها بربیاید.‏
‏ حالا آن نیروهای سرکوبگر با دیدن این سرنوشتی که برایشان ساخته می شود خیلی دیر تر حاضرند از بدن جدا بشوند.‏
‏ وقتی دارند به چشم می بینند که محکوم به مرگ هستند در همین دوران.‏
‏ فردایی که قدرت در اختیار گروه مقابل باشد که آینده بدتری را برای خودشان تصور می کنند.‏
‏ و این هی دارد ضربه می زند به آن بدنه حرکت و اون حرکت رو به عقب میندازه. یعنی چه؟
‏ از بعد باوری در باب این مساله صحبت می کنیم چه از بعد عقلانی و نتیجه ای که حاصل خواهد کرد.‏
‏ به این نتیجه می رسیم که تنها راه پیروزی همین حرکت مدنی و دسته جمعی است.‏
‏ همین حرکت به دور از خشونت است، همین بیداری عمومی است، همین بیدار کردن یک ایمان جمعی است.‏
‏ تنها راه پیروزی این است.‏
‏ حالا توی این قسمت خاص می خوایم در باب بازوانی که وجود داره برای رسیدن به پیروزی از این روش خاص صحبت ‏کنیم.‏
‏ در ابتدا تیتروار در باب عناوینش صحبت می کنیم و بعد در باب هر کدوم از این ها بیشتر موضوع رو می شکافیم و صحبتمون ‏رو به پیش می بریم.‏
‏ خب قاعدتا چند بازو در این حرکات مدنی وجود داره.‏
‏ شاید کم و بیش همه درباره اش شنیده باشیم اما سعی می کنیم بیشتر نزدیک به این مفاهیم بشیم و بدونیم با چه روش هایی ‏میشه.‏
‏ با چه بازوانی میشه به این پیروزی رسید.‏
‏ یکی از این عوامل قاعدتا اعتراضات است.‏
‏ یعنی راهپیمایی هست، تظاهرات خیابانی هست، تظاهرات خیابانی قاعدتا یکی از روش های پیروزی مسالمت آمیز هست.‏
‏ یعنی شما مواجه می شید با یک جمعیتی با تعداد بالا که اصلا وجود این جمعیت با تعداد بالا باعث کمتر شدن خشونت می ‏شود.‏
‏ یعنی یکی از عواملی که صحنه های اعتراضی را به خشونت می کشاند کم بودن تعداد معترضین است.‏
‏ هر چقدر از تعداد معترضین کمتر باشد شما شاهد حرکات خشونت آمیز بیشتر می شود چرا که این خشونت را قاعدتا ‏حکومت و نیروی سرکوبگر حکومت آغاز می کند.‏
‏ وقتی این نیروی در خیابان کم هستند، حالا اینها متوسل به خشونت می شوند تا آنها را پراکنده بکنند.‏
‏ وقتی که جمعیت هزار نفری دوهزار نفری توی خیابان هست، حالا این نیروی سرکوبگر دویست نفری هم وقتی در برابر اینها ‏قرار بگیرد، حالا شروع می کند به قلع و قمع کردن آنها.‏
‏ به آنها حمله می کند تا آنها را وارد خشونت بکند و بعد نیروی خودش هم با خشونت بیشتری آنها را متفرق بکند و از میدان به ‏در بکند.‏
‏ اما وقتی ما به یک تعداد بالایی برسیم این قدرت در اختیار نیروهای سرکوبگر نیست.‏
‏ نه به واسطه اینکه همسوی با مردم باشند که حتی قاعدتا می توانند باشند.‏
‏ از دیدن این موج خروشان می توانند به این سمت بیایند و راه خودشان را عوض بکنند.‏
‏ وقتی ببینند این تعداد داره بیشتر میشه، خب قاعدتا سعی می کنند اونها هم وارد همین کشتی ساخته شده بشوند تا از این امواج ‏و طوفان ها در امان بمانند.‏
‏ اما فرای این موضوع حالا اونها یک وحشتی دارن از این سیل خروشان، از این تعداد بی شمار که میدونن اگر با اونها بخوان به ‏خشونت رفتار بکنن محکوم به نابود شدن هستند.‏
‏ حالا اگر یک جمعیت یک میلیونی توی خیابون باشه کدوم نیروی سرکوبگر میتونه به سمت اونها هجوم بیاره؟
‏ قاعدتا فردای خوشی رو برای خودش نمیبینه و حتی به واسطه ترس و وحشت هم که شده سعی میکنه که دور وایسته و وارد ‏این تجمع نشه.‏
‏ پس وقتی ما در باب تظاهرات صحبت می‌کنیم.‏
‏ این تظاهرات وابسته به یک تعداد بی شماری هست.‏
‏ نیازمند داشتن این تعداد بی شمار هست که حالا بیشتر سعی می‌کنیم در آینده درباره‌اش صحبت بکنیم.‏
‏ تو همین قسمت مشخص.‏
‏ فرای اون شما با یک موضوع دیگه ای روبرو میشید در این اتفاقات به اسم تحصن.‏
‏ حالا تحصن هم یکی از بازوان قدرتمندی است که می تونه ما رو در این مسیر کمک بکنه.‏
‏ اینکه شما وقتی مواجه میشید با اتفاقاتی که در کشور های مختلف در طول پیروزی های انقلابشون افتاده با این تصویر از ‏تحصن روبرو میشید.‏
‏ یعنی اتفاقی که توی مصر به عنوان مثال افتاد.‏
‏ تحصن های بی شماری که گاندی در طول حیات خودش و مبارزه سیاسی خودش انجام داد.‏
‏ اینها اون تصویر از تحصن هست که ما رو به سمت و سوی پیروزی سوق میده و این قدرت تحصن هم باز هم به تعداد و بی ‏شمار بودن مردم بستگی داره و بعد می تونه ما رو به خواسته هامون برسونه.‏
‏ چه خواسته های کوتاه مدت و میان مدت و چه بلند مدت که در نهایت سرنگونی جمهوری اسلامی باشد اما قاعدتا باید ‏هدفمند انجام شود.‏
‏ حالا پیش تر که برویم در باب هرکدام صحبت بکنیم می رسیم به این مفهوم تحصن که قرار است ما با هدف مشخص تک ‏تک این کارها را انجام بدهیم.‏
‏ هر کدام از این اتفاقات باید به پشتوانه یک هدف مشخص انجام بشود که می تواند آن هدف رسیدن به یک خواسته کوتاه ‏مدت ما باشد و یا بلند مدت و در نهایت سرنگونی.‏
‏ اما باید این هدف در نهایت پشتوانه این حرکت ها باشد.‏
‏ فرای تحصن ما به یک موضوعی به اسم نافرمانی مدنی می رسیم نافرمانی مدنی که در جای جای جهان در طول این اتفاقات و ‏تغییرها و دگرگونی ها همواره کمک حال تمام معترضین و انقلابیون بوده.‏
‏ نافرمانی که گاها می تواند جنبه نمادین داشته باشد برای بیدار کردن عموم برای به میدان کشیدن اقشار خاکستری، قدرتمند تر ‏کردن گروه هایی که مخالف هستند و جزو انقلابیون به حساب می آیند به نوعی یک نوع تبلیغات می تواند باشد به صورت ‏میدانی برای جماعت انقلابی و فرای آن می تواند ضربه زننده باشد به حکومت حاکم.‏
‏ حالا می تواند با توجه به این نافرمانی مدنی شما ضربه هم بزنید چه از بعد اقتصادی، چه از بعد ارزشی و باوری و یا موضوعات ‏دیگری.‏
‏ پس نافرمانی مدنی هم یکی از بازوان قدرتمند است که حالا باید هم درباره اش صحبت بکنیم و این هدفمند بودنش را بیشتر ‏مورد بحث قرار دهیم و در نهایت هم یکی از قدرتمندترین بازوان برای پیروز شدن در انقلاب موضوع اعتصابات است که آن ‏هم قاعدتا همه درباره اش شنیدیم اما باید در باب این اعتصابات بیشتر صحبت بشود.‏
‏ اصلا این مفهوم اعتصاب را باید ما بیشتر درباره اش صحبت بکنیم تا به یک نتیجه و یک شناخت درستی نسبت به اعتصابات ‏برسیم.‏
‏ حالا سعی می کنم درباره اش بیشتر هم صحبت کنم.‏
‏ پس ما این چهار بازوی قدرتمند در حرکات مدنی را شناختیم.‏
‏ از تظاهرات میلیونی، تحصن، اعتصاب و نافرمانی مدنی.‏
‏ اما در باب هر کدام از این چهار تا باید صحبت شود تا یک شناخت بهتری را نسبت به موضوعات داشته باشیم.‏
‏ وقتی شما در باب راهپیمایی و تظاهرات صحبت می کنید، باید این تظاهرات را اصولا هدفمند بکنید.‏
‏ همان طوری که من بارها در باب این موضوع صحبت کردم و گفتم اصولا انسان ها برای انجام هر کاری نیاز به یک هدف ‏مشخص دارند.‏
‏ شما به عنوان یک انسان وقتی می خواهید آب بخورید تشنه تان هست.‏
‏ یک هدفی را مشخص می کنید که بخواهید آب بخورید.‏
‏ وقتی این هدف برای شما مشخص است، حالا شما بلند می شوید.‏
‏ کارهایی که نیاز هست برای رسیدن به این رفع عطش انجام می دهید.‏
‏ یعنی شما یک هدفی دارید که اون رفع عطش تون هست.‏
‏ حالا پس تصمیم می گیرید، باید حرکت بکنید، بلند شید برید دم یخچال، آب رو بردارید و بخورید تا در نهایت به پیروزی ‏برسید.‏
‏ اون حرکت رو انجام بدید.‏
‏ پس ما نیازمند این هدف و هدف گذاری هستیم.‏
‏ در تمام موضوعات چه انقلاب به مفهوم کلی و کامل اون که گفتیم باید هدفی وجود داشته باشه که این هدف تبدیل به یک ‏ایمان جمعی بشه تا قوه محرکه ای برای بیداری عمومی باشه.‏
‏ حالا چه خود تظاهرات و خود تظاهرات هم باید هدفمند باشه.‏
‏ تو این مدتی که به صحنه های داخل ایران نگاه میکنه یک سری موضوعات تازه رو ما باهاش روبرو میشیم که اینها باید مورد ‏بررسی قرار بگیره.‏
‏ وقتی ما صحبت از این تظاهرات محله محور میکنیم که امروز هم خیلی دربارش صحبت میشه، این که نباید زمان و مکان ‏مشخصی داشته باشه.‏
‏ این یک شکل از تظاهرات هست که سعی میکنه نیروهای سرکوبگر رو به نوعی خسته بکنه و به نوعی نامتمرکز بکنه.‏
‏ به دلیل تکثر زیادی که این تظاهرات داره، اونها نتونند یک سمت و سو رو را سرکوب کنند، بلافاصله از یک محله به یک ‏محله دیگر باشد و این نیروها مدام در حال جابجایی و تحلیل رفتن باشند.‏
‏ اما هدف کلی که این تظاهرات به این شکل در بر دارد یک نوع اعتراض است.‏
‏ یعنی در نهایت شما فقط به یک شکل از اعتراض می‌رسید.‏
‏ حالا در یک محله یک تعدادی بیرون می آیند، شعار می دهند و بعد بلافاصله خودشان هم جمع میشن و میرن خونه هاشون.‏
‏ دوباره یک بخش دیگه.‏
‏ حالا چه سودی به حال این حرکت داره؟
‏ چه ضرری به حال ما داره؟
‏ سودش بیان همون اعتراض است که حالا بدونن که در محلات مختلف، در جاهای مختلف عده ای هستند که در برابر این ‏رژیم حضور دارن اما ضرری که می رسونه خب این نیروهای سرکوبگر میایند و اینها رو قلع و قمع می کنن یا اینکه به سادگی ‏اینها بعد از یک ساعتی، نیم ساعتی، دو ساعتی بعد از یک زمان مشخصی جمع میشن و به خونه هاشون میرن.‏
‏ یعنی ما یک هدف مشخصی را دنبال نکردیم به یک معنای کلی در نهایت نرسیدیم.‏
‏ این تظاهرات به یکباره شروع و به یکباره هم به پایان می رسد بدون اینکه یک ضربه مشخصی را به سیستم وارد کند و بعد ‏مدام این تکرار می شود که این تخم لق شکسته شده و مدام داره بهش اصرار میشه که تظاهرات در نهایت نباید هیچ جای ‏مشخص و هیچ زمان مشخصی داشته باشه.‏
‏ یعنی ما بیشتر و بیشتر از این هدف اصلی دور میشیم.‏
‏ یعنی باز هم هیچ هدفی مشخص نیست.‏
‏ تنها یک چهره نمادین از یک اعتراض هست که حالا میتونه به واسطه کم بودن تعداد بلافاصله باعث بشه که یک جماعتی را ‏دستگیر کنن و به زندان بندازن و یا نیروهای سرکوبگر به واسطه اینکه نیروی در برابرشون کم هست به این تجمعات حمله ‏بکنند و اینها را قلع و قمع بکنند و سرکوب بکنند و ما شاهد این رفتارهای وحشیانه و دهشت انگیز هم باشیم و این خشونت ‏افسارگسیخته را ببینیم.‏
‏ حالا این خشونت به واسطه اینکه تعداد کم هست ما در موردش صحبت کردیم.‏
‏ گفتیم راهپیمایی هر چه هرچقدر تعداد بیشتری داشته باشه کمتر به خشونت کشیده میشه.‏
‏ جنبه ی منطقی و عقلانی هم داره.‏
‏ هر چه قدر این تعداد کمتر باشه بیشتر دچاره خشونت میشه.‏
‏ حالا نیروی سرکوبگر نیرویی در اختیار داره برای سرکوب کردن اون ترس و واهمه ای هم نداره.‏
‏ از تعداد بی شمار اونها هم نمی ترسه و بلافاصله نزدیک میشه برای سرکوب کردن.‏
‏ حالا قاعدتا بر پایه ی دفاع هر کسی از خودش دفاع می کنه و این خشونت بیشتر و بیشتر هم بسط پیدا می کنه.‏
‏ حالا با به نوعی انتشار تصاویر خشونت بار باعث میشه که بیشتر و بیشتر قشر خاکستری داخل برن تو لاک خودشون فرو برن ‏حتی از بدنه ی انقلابی ها هم کمتر بشه چرا که دارن این صحنه رو پر از خشونت میبینن و این یک ذات انسانی است.‏
‏ یعنی اصلا ترس یک مفهومی است که انسان باهاش زاده میشه، باهاش زندگی می کنه و اصولا هر چه قدر این ترس و رعب و ‏وحشت بیشتر تصویرگر بشه، بیشتر در میدان باب بشه، صحبت کردن دربارش و یا دیدنش باز.‏
‏ فرو رفتن درون خودش میشه و بیشتر باعث میشه که شما دورتر و دورتر از این صحنه ها قرار بگیرید.‏
‏ در صورتی که هرچقدر این قدرت به نمایش گذاشته بشه این تعداد زیاد به نمایش گذاشته بشه حالا جذب بیشتری هم خواهد ‏داشت.‏
‏ جذب حداکثری هم خواهد داشت.‏
‏ مفهوم از این قدرت هم نمایش این قدرت در تعداد هست نه به مفهوم این که حالا شما بیایید صحنه های خشونت باری که ‏مردم رقم زدن در دفاع از خودشون رو نشر بدید.‏
‏ در باب این موضوع اما صحبت کردیم.‏
‏ گفتیم این لطمه بزرگ رو به اون حرکت مدنی مردم میزنه. لطمه ای.‏
‏ شما وقتی یک صحنه ای رو باهاش مواجه میشید، یک حرکت خشونت باری که از سوی مردم اتفاق افتاده، این یک تصویر ‏تخطئه شده و بریده شده است از اون اصل اتفاق.‏
‏ اصل ماجرا رو کسی به شما نمیگه که اون نیروی سرکوبگر چه کار وحشیانه ای انجام داده که حالا این جماعت تا این حد ‏خشمگین شدند.‏
‏ شما مواجه میشید با همون تصویر خشونت باری که مردم رقم زدن.‏
‏ حالا باید ببینید برآیند این تصویر چه نتیجه ای می دهد.‏
‏ این چه برآیندی را خواهد ساخت برای نیروهای معترض و انقلابی؟
‏ آیا از همان دل جماعت انقلابیون به تعدادشون کمتر میشه یا بیشتر میشه؟
‏ حتی دیدن اون صحنه.‏
‏ چرا که ما قدرت رو وقتی به اشتباه با خشونت توامان معنی کنیم، شجاعت رو با خشونت معنی کنیم و انقلابی گری رو با ‏خشونت معنا بکنیم، دچار این استیصال هم میشیم.‏
‏ هیچ نزدیکی معنایی بین انقلابی بودن، یاغی بودن، طغیانگری مفاهیمی از این دست، شجاعت هیچ کدوم از اینها هیچ سنخیت ‏و نزدیکی با مفهوم خشونت ندارند.‏
‏ اما شما مواجه میشید با اینکه برای اینکه بخوان یک تصویر انقلابی رو ترسیم کنند، بلافاصله دستاویز شون همین خشونت ‏مردمی ست.‏
‏ حالا دیدن این خشونت جماعتی هست که حضور داره، انقلابی هست، با تمام وجود باور به اینکه نباید این حکومت وجود ‏داشته باشه اما با تمام وجود هم در برابر خشونت است.‏
‏ اصلا باوری که به وجود آمده و به نوعی در برابر جمهوری اسلامی ایستاده، به واسطه همین خشونت است.‏
‏ خشونتی که جمهوری اسلامی در طول این سالیان نسبت به مردم قائل شده است که باعث شده او به خیابان بیاید و در برابرش ‏اعتراض کند.‏
‏ حالا با دیدن این چهره خشونت‌بار آیا حاضر است دوباره به میدان بیاید؟
‏ آیا خط مشی فکری خودش را جدا نمی‌کند؟
‏ حالا در باب قشر خاکستری صحبت می‌کنیم که آیا با دیدن این تصاویر بیشتر به لاک خودش فرو می‌رود یا نمی‌رود؟
‏ حالا وقتی ما با این تصویر بریده شده از اصل ماجرا روبه‌رو هستیم که هیچ قبل و بعدی ندارد تا ما بدانیم که چه اتفاقی افتاده ‏که منجر به این صحنه شده و یک حرکت به نوعی اجتناب ناپذیر را شکل داده.‏
‏ وقتی شما این را مدام دارید تکرار می‌کنید، از این بدنه دارید هی کمتر می‌کنید.‏
‏ شما دارید آب را به آسیاب جمهوری اسلامی می‌ریزید.‏
‏ برای اینکه آن حرکت به صورت واقعی و حقیقی این اتفاق نیفتاد.‏
‏ در صورتی که بازنشر یک تصویر با تعداد بالا، شکوهمند، دور از خشونت با رفتارهای درست تا چه اندازه می تواند بدنه جامعه ‏را بیشتر نزدیک و همپوشان کند؟
‏ با این حرکت انقلابی تا چه اندازه تصویر گری از جماعتی که حالا در کنار هم یک فریاد مغرورانه ای را می زنند که یک ‏حرکت جمعی را به پیش می برند؟
‏ به دور از خشونت در راستای رسیدن به یک اهدافی دور از خشونت، تصویر یک جهانی به دور از خشونت تا چه اندازه می ‏تواند قشر خاکستری را بیدار کند؟
‏ تا چه اندازه می تواند انقلابیون را مصمم تر، مغرور تر در جای خودشان قرار دهد؟
‏ اما خارج از بحث اصلی نشویم.‏
‏ گفتیم این بازوانی که وجود دارد برای پیروز شدن یک تظاهرات است.‏
‏ اما این تظاهرات باید هدفمند باشد.‏
‏ یعنی شما باید هدف مشخصی را مبنا قرار دهید.‏
‏ یک جای مشخصی را در یک ساعت مشخص به عنوان مبنای آن تظاهرات قرار دهید.‏
‏ اینکه شما بخواهید مدام در باب این صحبت کنید که نیروهای سرکوبگری وجود دارند که نمی‌گذارند این اتفاقات بیفتد.‏
‏ همه جای دنیا این نیروهای سرکوبگر وجود دارند.‏
‏ همه انقلاب‌ها در برابر یک حکومت مستبد و ظالمی که به شدت سرکوبگرانه عمل کرده، اتفاق افتاده است.‏
‏ یعنی ما مواجه با هیچ حکومتی در جهان نیستیم که در برابر معترضین خودش بخواهد مماشات بکند و سکوت بکند.‏
‏ بگذار آنها حرکت خودشان را انجام بدهند.‏
‏ مخصوصا وقتی هدف کلیت آن نظام هست و سرنگونی آن نظام هست.‏
‏ وقتی ما به مفهومی به نام انقلاب رسیدیم، دیگر داریم در باب به نوعی اصلاحات و تغییر و اعتراض صحبت نمی‌کنیم.‏
‏ داریم در باب انقلاب صحبت می‌کنیم.‏
‏ پس هر حکومتی قاعدتا تا دندان مسلح در برابر این حرکت خواهد ایستاد.‏
‏ اما مهم این است که این حرکات هدفمند پیش برود.‏
‏ یعنی شما وقتی دارید در باب یک تظاهرات صحبت می‌کنید.‏
‏ ما وقتی به آن مرحله برسیم که این بر پایه اتفاقات نباشه و اتفاقات رو ما رقم بزنیم یعنی وارد اون پروسه اصلی انقلابی شدیم.‏
‏ یعنی حالا رسیدیم به اون مرحله ای که ما میتونیم به سمت و سوی پیروزی در انقلاب قدم برداریم.‏
‏ قرار نیست که یک اتفاقی که اون ها رقم زدن حادثه ما رو به وجود بیاره.‏
‏ قرار هست که ما این حادثه رو رقم بزنیم.‏
‏ قرار نیست در انتظار چهلم کسی بنشینیم.‏
‏ قرار هست که گروه ها و احزاب و تشکل هایی وجود داشته باشند که قدرت بسیج گری داشته باشند.‏
‏ توی قسمت های مختلف در بابش صحبت کردیم، در باب احزاب صحبت کردیم، گفتیم ما نیازمند داشتن این احزاب هستیم ‏برای قدرت بسیج گری، برای قدرت جمعی.‏
‏ پس ما به یک سری پیش ساخت هایی نیاز داریم.‏
‏ باید اینها رو بسازیم.‏
‏ عوض تکرار کردن حرف های دیگران به صورت طوطی وار باید حرکات عملی رو انجام بدیم.‏
‏ باید وارد اون مرحله ای بشیم که حالا به صورت عملی راه رو به پیش ببریم.‏
‏ حالا ما نیاز به اون رسانه داریم.‏
‏ به عنوان مثال رسانه ای که قرار باشه حرف ما رو بزنه حالا باید حرکاتی به وجود بیاد برای ساختن این رسانه های مستقل.‏
‏ امروز از فضای مجازی میشه به همون اندازه استفاده کرد حتی به مراتب بیشتر از فضایی که در اختیار ماهواره ها و شبکه ها ‏وجود داره.‏
‏ همین امروز میشه به اون مرحله ای رسید که شما این ساختار رو داشته باشید.‏
‏ هر چند که حتی این رسانه ها هم دارن.‏
‏ در همین راستا حتی رسانه هایی که خیلی هم بهشون نقد وارد هست به واسطه رفتارها و کارها و منشی که دارند.‏
‏ اما گاها میبینید که مواجه میشید که حالا سعی میکنن این فراخوان ها رو منتشر بکنند و یه همچین فضایی برای ما وجود داره و ‏ما باید حداکثر استفاده رو از این فضای موجود ببریم و در عین حال باید خودمون این فضاها رو به وجود بیاریم.‏
‏ وقتی به اون مرحله ای برسیم که از این جنبه عکس العملی به حالت عمل برسه یعنی ما وارد اون مرحله انقلابی شدیم.‏
‏ حالا قرار نیست که منتظر بمونیم تا اتفاقی رو رقم بزنن.‏
‏ خودمون این اتفاق رو به نوعی رقم میزنیم.‏
‏ حالا نیاز هست که هدفمندانه این تظاهرات اتفاق بیفته.‏
‏ محل محور می تونه باشه اما این محله ها باید هدف مشخصی رو در برابر دیدگان خودشون داشته باشن.‏
‏ حالا اگر قرار هست ما یک تظاهرات مشخصی در یک ساعت معینی به عنوان مثال در میدان آزادی می خواهیم یک تظاهراتی ‏داشته باشیم، خب همه مردم که در میدان آزادی یهویی به وجود نمی آیند.‏
‏ تمام این ها قرار هست از محلات خودشون برن.‏
‏ حالا همه این محلات باید تظاهراتی رو شروع کنن اما با داشتن یک هدف مشخص از نقطه ای که قرار هست که برسند به نقطه ‏ای.‏
‏ حالا این تظاهرات محله محور با یک هدف مشخص باعث می شه که این تظاهرات رنگ و بوی حقیقی به خودش بگیره که ‏در نهایت ما یک دریایی رو در برابر اون داشته باشیم، یک رودخانه ای رو داشته باشیم، یک اقیانوسی رو داشته باشیم.‏
‏ شما با یک سری رودهای متنوعی روبه رو هستید از محلات مختلف که حالا قرار هست همه اینها سرازیر بشن توی یک محل ‏مشخص.‏
‏ حالا همه این ها هدفی رو در برابر دارن.‏
‏ اصلا این شلوغ کردن، این بیرون آمدن قرار است هدفمند باشد.‏
‏ یعنی شما از محلات مختلف بیرون می آیید.‏
‏ حالا حرکت می کنید به سمت اینکه برسید خودتان را به مثلا میدان آزادی.‏
‏ حالا تمام نکات مثبتی که در آن تظاهرات محله محور بدون زمان، بدون فراخوان مشخص، بدون مکان مشخص شکل می ‏گیرد، تمام آن المان های مثبتش را در این تظاهرات هم شما شاهدش هستید.‏
‏ یعنی شما شاهد این هستید که نیروی سرکوبگر دست و پایش را گم می کند، نمی داند دقیقا به کجا حمله بکند، با کی ها ‏روبرو شود.‏
‏ همان تصویر ارائه می شود اما با این تفاوت که اینها یک هدف مشخصی دارند.‏
‏ شاید نیروی سرکوبگر بتونه یک بخشی از این تظاهرات را از بین ببره، یک محله ای را سرکوب بکنه.‏
‏ اما وقتی ما صحبت از یک حرکت جمعی و کلی می می‌کنیم.‏
‏ حالا قرار است از تمام محلات مختلف این حرکت شکل بگیرد و همه خودشان را به نقطه مشخصی برسانند.‏
‏ حتی می‌شود برای بخش‌های مختلفی فراخوان متفاوتی داد.‏
‏ یعنی به عنوان مثال در یک شهر بزرگی مثل تهران می‌شود مکان‌هایی را در شمال، در جنوب، در غرب و شرق تهران چهار نقطه ‏را انتخاب کرد.‏
‏ یا در دیگر شهرها اما یک مکان های مشخصی برای رسیدن.‏
‏ حالا محلاتی که در آن حواشی وجود دارند هر کدام یک تعدادی را پانصد نفر، هزار نفر جمع می‌کنند به سمت آن محل ‏مشخص حرکت می‌کنند.‏
‏ این آن نقطه ابتدایی است که شما یک هدف مشخصی در برابر دارید.‏
‏ یعنی آن قوه عملی حقیقی به شما می‌دهد.‏
‏ شما یک محله مشخصی دارید.‏
‏ اصلا هدفی دارید برای این تجمع مشخص.‏
‏ پس وقتی ما داریم در باب این تظاهرات صحبت می‌کنیم، به عنوان یکی از بازوان قدرتمند در حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز ‏باید برایش هدف مشخصی رو تعریف بکنیم.‏
‏ حالا این راه پیمایی ها میتونه برای رسیدن به یک نقطه مشخص باشه اما محله محور باشه یعنی محلات مختلف.‏
‏ حالا همه با هم برای رسیدن به یک هدف مشخص که مثلا یک نقطه ای هستش در تهران به عنوان مثال یا دیگر شهر ها.‏
‏ حالا حرکت رو به این سمت میبرن.‏
‏ تمام نکات مثبتی که در اون تظاهرات محله محور هست رو اینجا شما دارید اما با یک هدف مشخصی که قرار هست یک ‏دریایی از مردم رو شکل بده.‏
‏ یک تظاهرات چند صدهزار نفری یا میلیون نفری رو شکل بده که حالا این محلات مختلف همه سرازیر میشن به نقاط ‏مشخص.‏
‏ حالا قدرت در اختیار مردم قرار میگیره.‏
‏ حالا اگر ما صحبت مشخصی داریم در باب اینکه نیروهای سرکوبگر اگر مکان مشخص رو بدونن شروع به سرکوب میکنن، ‏خب در محلات مختلف وقتی این اتفاق می افته اینها نمی دانند باید چی کار بکنن و به کجا بروند.‏
‏ همون اتفاق توی این اتفاق مشخصی هم که ما داریم درباره‌اش صحبت می‌کنیم می‌افتد اما با این تفاوت که حالا قرار است ‏همه به یک نقطه سرازیر بشوند.‏
‏ همه قرار است یک نقطه را نشان‌دهنده آن قدرت مردمی بکنند و این تصویر مشخص روزی که شکل بگیرد، قاعدتا قشر ‏خاکستری را بیشتر به میدان می‌آورد.‏
‏ حالا وقتی ببینند که یک جماعت چند صدهزار نفری در خیابان هستند، قاعدتا پر نیرو می‌شوند برای پیوستن به آنها.‏
‏ تمام اتفاقاتی که من بارها هم توی این قسمت های مختلف ویژه برنامه انقلاب ایران صحبت کردم، تمام آرزوهایی که مدام ‏دارد مطرح می‌شود در هر زمینه ای از زمینه این که حالا کشورهای خارجی بیایند موضع بگیرند نسبت به جمهوری اسلامی.‏
‏ نمی‌دانم سفارت ها را ببندند یا هر خواسته دیگر و هر آرزوی دیگری که دارد مطرح می‌شود.‏
‏ با شکل گیری چند تظاهرات چند صد هزار نفری و یا میلیون نفری در ایران.‏
‏ تمام آن آرزوها در برابر دیدگان است و در نهایت خیلی بزرگتر و محکم تر و آرزومندانه تر یعنی پیروز شدن.‏
‏ در آن انقلاب هم به واسطه همین اتفاقات رخ خواهد داد.‏
‏ این تخم لقی که مدام شکسته شده در باب یک موضوع مشخص مثل تظاهرات محله محور بدون زمان و بدون مکان هیچ ‏کمکی به این انقلاب و پیروز شدن در این انقلاب نمی کند.‏
‏ یعنی شما مدام روبه رو میشوید با یک جماعتی که بیرون می آیند حالا نیروی سرکوبگر بهشون حمله میکنه، خشونت اعمال ‏میکنه، این خشونت ها ادامه پیدا می کنه.‏
‏ با توجه به دفاعی که مردم می کنند در برابر اون خشونت ایستادگی می کنند.‏
‏ تصاویری هم در کنارش منتشر میشه.‏
‏ در نهایت یه تعدادی از اینها دستگیر میشه و یک تعدادی هم بر می گردند به خونه خودشون.‏
‏ حالا از تعداد این نیروها کم شده.‏
‏ دیدن این خشونت باعث شده که بیشتر به لاک خود فرو بروند. برن.‏
‏ ترویج صحنه هایی که به نوعی انتشار اون صحنه هایی که اتفاق افتاده باعث شده بیشتر قشر خاکستری به درون بره، به درون ‏لاک خودش بره و در مجموع باعث شده که این تظاهرات از اون شکل خودش دور بمونه و در نهایت هر روز ما شاهد زایش ‏این اتفاق نباشیم و هر روز ما شاهد نباشیم که به تعداد آن ها زیاد میشه.‏
‏ هرچند که داریم میبینیم که کم تر داره میشه.‏
‏ پس این یعنی یک جای کار ما اشکال داره یا ما قرار هست که همه عمرمون بیاییم و شروع بکنیم به تعریف و تمجید کردن از ‏خودمون، از اون اتفاقی که داره می افته.‏
‏ یا قرار هست که واقع بینانه به موضوعات نگاه بکنیم و وقتی واقع بینانه نگاه کردیم نقد مشخص و درستی داشته باشیم و بر پایه ‏اون نقد در نهایت ما به یک راه حل برسیم.‏
‏ یعنی با مطرح کردن دردها به یک درمان مشخص برسیم.‏
‏ وقتی داریم در باب این مساله صحبت میکنیم میگیم یک موضوع مشخص مثل محل محور بودن تظاهرات نقطه عطفی است.‏
‏ نقطه ای است که میشه بهش تکیه کرد اما با داشتن یک هدف مشخص حالا تمام این به نوعی محلات مختلف یک نقطه ‏مشخص و یک هدف مشخصی را داشته باشند برای رسیدن به آن نقطه.‏
‏ حالا همه حرکت بکنند در طول مسیر تعداد بیشتری بهشون اضافه خواهد شد و مدام اینها در حال زایش هستند و این رودخانه ‏ها در نهایت به یک دریایی خواهند رسید.‏
‏ اگر نیروهای سرکوبگر قرار باشه اون منطقه رو ببندند، خب نیروها و نیروهای انقلابی دارن از نقاط مختلف خودشون رو ‏میرسونن.‏
‏ مجبورند که این نیروهای سرکوب به این محلات برن.‏
‏ وقتی این تعداد محلات بیشتر باشه خب قاعدتا اینها بیشتر پخش میشن و قدرتشون هی کمتر میشه.‏
‏ شاید یک محله یا دو محله یا سه محله رو با تمرکز روش بتونن سرکوب بکنند اما محلات دیگر حالا دارند پیشروی میکنند به ‏اون نقطه مشخص میرسند.‏
‏ حالا وقتی این اتفاق به صورت سراسری باشه، در شهرهای مختلف باشه، حالا این نیروها هی دارن پخش و پخش تر میشن ‏حالا هی داره از قدرتشون کمتر و کمتر میشه و یک جرقه برای شکل گیری یکی از این تجمعات می تونه ما رو به اون نقطه ای ‏برسونه که حالا قدرت خودمون رو نشون بدیم.‏
‏ اما این ها گفتن نقطه ابتدایی اش مستلزم این هست که یک ایمان جمعی شکل بگیره.‏
‏ بعد از شکل گیری حالا مردمی باشن که می خوان این هدف رو به پیش ببرن.‏
‏ حالا باید با برنامه ریزی حرکت بکنن.‏
‏ با هدف گیری باید به نوعی شرکت بکنن.‏
‏ حالا قرار هست این تظاهرات یک ریل مشخصی رو برای ما تصویر بکنه.‏
‏ در واقع این راهپیمایی ها مهم ترین بخش همین هدفمند بودنش هست.‏
‏ اتفاقا تعیین نقطه مشخص هست.‏
‏ اما با توجه به این موضوع که باید محل محور باشه حالا محله های مختلف خودشون رو به اون نقطه نهایی برسونن.‏
‏ اما ما نیاز داریم که یک بیداری عمومی رو به وجود بیاریم.‏
‏ یک هدف و ایمان مشخص و واحدی رو تصویر بکنیم.‏
‏ اون آینده روشن موتور محرکه ای است برای بیرون آمدن، برای همه گیر شدن، برای فراگیری عمومی در بین همه مردم.‏
‏ حالا اگر این المان ها را در کنار هم داشته باشیم از این بازو می توانیم به راحتی و نهایت استفاده را ببریم.‏
‏ اما فارغ از این قضیه، تظاهرات که ما را باید در نهایت برساند به آن تظاهرات میلیونی و آن تظاهرات با تعداد زیاد که هم باعث ‏ساقط کردن جمهوری اسلامی بشود هم باعث بیدارتر شدن مردم بشود.‏
‏ قشر خاکستری بیشتر به خیابان بیایند، قدرت نشان داده بشه.‏
‏ حالا تمام خواسته ها و آرزوها و فردایی که تصور میکنیم در نهایت بهش برسیم.‏
‏ فرای ما باید نگاهی هم به تحصن ها داشته باشیم.‏
‏ تحصن هایی که همتای همین تظاهرات گفتم.‏
‏ نقطه ابتداش این هست که ما به آن مرحله ای برسیم که از حالت عکس العمل به عمل رسیدیم.‏
‏ یعنی حالا دیگه قرار نیست یک اتفاقی را جمهوری اسلامی رقم زده باشه تا ما بریم بهش اعتراض کنیم.‏
‏ حالا قرار هست که ما اتفاق رو رقم بزنیم.‏
‏ اما گفتم اینها نیاز به اون بازو ها داره.‏
‏ بازو هایی که تو قسمت های مختلف دربارش صحبت کردن نیاز به گروه ها داره، تشکل ها داره، احزاب داره که ما باید شکل ‏بدیم.‏
‏ یعنی منتظر این نباشیم که اینها همینجوری در آسمان شکل بگیرن.‏
‏ منتظر مدام پیروی از هیجانات خودمون نباشیم و برنامه ریزی مشخص داشته باشیم برای رسیدن به این موضوعات.‏
‏ حالا قرار هست که عمل رو ما شکل بدیم در انتظار عمل اونها و عکس العمل نباشیم.‏
‏ اتفاق رو ما داریم شکل میدیم.‏
‏ حالا فکرش رو بکنید که این تحصن میتونه تا چه اندازه به ما کمک بکنه.‏
‏ شکل گیری یکی از همین تظاهراتی که دربارش صحبت کردیم گفتیم اگر نقطه مشخصی داشته باشه و سرازیری از محلات ‏مختلف در نهایت ما رو برسونه به یک نقطه مشخصی.‏
‏ حالا تصور کنید که اون جمعیتی که به یک تعدادی رسیده با تحصن میتونه چگونه آتش این انقلاب رو قدرتمند تر و ‏مستحکم تر بکنه.‏
‏ حالا تصور کنید که اگر صد هزار نفر، دویست هزار نفر در یک نقطه ای هستند، اینها بخواهند تحصن بکنند. چه جوری؟
‏ مدام ما شاهد اضافه تر شدن مردم به این جماعت هستیم؟
‏ حالا این تحصن میتونه چه قدرتی داشته باشه؟
‏ یعنی ما باید یک دومینویی رو تصویر بکنیم تا در نهایت به اون پیروزیه مد نظرمون برسیم و یا فرای اون تحصن خودش به ‏نوبه خودش تا چه اندازه میتونه برای ما قدرت بخش باشه؟
‏ تا چه اندازه میتونه به ما جسارت بیشتر و غرور بیشتر و هموار شدن این مسیر پیروزی رو هماهنگ برامون به نوعی بکنه.‏
‏ شما در نظر بگیرید که این تحصن ها تا چه اندازه قدرتمند هستند.‏
‏ خب گاها ما روبرو با این میشیم که اگر کسی خواسته مشخصی را مطرح بکنه در این راه انقلاب بلافاصله محکوم به این میشه ‏که حالا رفتار اون به نوعی سازش با حکومت است.‏
‏ یعنی اگر جماعتی باشند که خواستار آزادی یک شخص باشند هم باز عده ای هستند که بیایند صحبت بکنند و این ما را از ‏مسیر دور می کند.‏
‏ یا اگر کسی استاد یا استاد دانشگاه خواستار این بشود که دانشجویان زندانی را آزاد کنید، حالا اینها باید متهم بشوند به اینکه از ‏مسیر انقلاب دور می شوند؟ نه.‏
‏ خیلی ساده است.‏
‏ شما وقتی با یک کشور متخاصم هم در جنگ هستید، حتی با آن کشور هم وارد مذاکره می شوید، با آن قرارداد و معاهده امضا ‏می کنید چرا که گاها می بینید این معاهده و قرارداد به نفع مردم شماست.‏
‏ مثلا مسئله ای سر آب وجود دارد که آب آشامیدنی به مردم نمی رسد.‏
‏ حالا شما حاضرید با آن دشمن مذاکره بکنید حتی امتیازاتی را بدهید تا آب به روی مردم شما باز بشود.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با یک حکومتی که در پی اعدام جوانان شماست، در پی آزار و اذیت بیشتر و زندانی کردن بیشتر مردم ‏هست.‏
‏ زندان های بزرگ سیاسی ای را به وجود آورده که بیشتر افرادی که در آن دوران حبسشان را سپری می‌کنند، زندانی سیاسی ‏هستند، جزو معترضین و انقلابیون هستند.‏
‏ حالا اگر شما تحصنی را برپا بکنید با یک هدف مشخص و آزاد کردن این زندانی ها هیچ نوع سازشی با جمهوری اسلامی ‏نیست.‏
‏ هیچ معنایی ندارد.‏
‏ مترادف با این که شما از ریل به نوعی سرنگونی دور شدید.‏
‏ اگر جمهوری اسلامی در قبال این تحصن سر خم بکند، ضربه محکمی به خودش زده، بیشتر و بیشتر به خودش ضربه زده و این ‏پوشالی بودن قدرتش بیشتر هم به نمایش گذاشته می‌شود.‏
‏ حالا مردم بیشتر امیدوار می‌شوند برای به دست آوردن پیروزی ها.‏
‏ رسیدن به این پیروزی مشخص هر چند که مقطعی و کوتاه مدت باشد باز هم به ما نیروی بیشتری میده، قوای مقابل را ضعیفتر ‏نشون میده و به نوعی نیروی آنها را کمتر می‌کند.‏
‏ اگر آنها بخواهند با دندان به نوعی تا دندان مسلح در برابر خواسته شما بایستند، خب قاعدتا باز هم میتونه باعث بیداری بیشتر ‏بشه.‏
‏ حالا جماعت بیشتری هم به اون تعداد بپیوندند، در کنار اونها باشن و مدام میشه هی به این تعداد اضافه بشه و هی نیروی کمر ‏شکن تری رو برای جمهوری اسلامی در برابر خودش ظاهر کنه.‏
‏ من درباره این موضوع صحبت کردم که جمهوری اسلامی امروز به یک نقطه ای رسیده که هر کاری که بکنه به ضررش تموم ‏خواهد شد.‏
‏ اگر با معترضین کنار بیاد و مصالحه باهاشون بکنه.‏
‏ حاضر باشه اصلاحاتی رو هر چند کوچک یا بزرگ شکل بده و زندانیان رو آزاد کنه به خودش ضربه میخوره.‏
‏ اگر بخواد در برابرشون ایستادگی بکنه و باز هم با خشونت استعفا بده، به نوعی روش خودش رو پیش ببره، باز هم به ضررش ‏تمام خواهد شد.‏
‏ تمام حکومت ها، حکومت های استبدادی که در نهایت به انقلاب ختم میشن به یک نقطه ای میرسن که هر رفتاری ازشون ‏منجر به سرزنش شون میشه.‏
‏ گاها نیروهای انقلابی خودشون رو از دست میدن به واسطه یک نرمش قهرمانانه ای که میکنن و گاها هم به واسطه طی این ‏نرمش امید بیشتری به معترضین و مخالفین میدن.‏
‏ این حرکت باعث میشه که نیروی در برابرشون قدرتمند تر جلوه کنه و به خودش امیدوار تر بشه.‏
‏ یک مسیری از این پیروزی رو بیشتر طی بکنه و یا اگر بخواد از طریق خشونت و اعمال خشونت دست به سرکوب بزنه حالا ‏باعث میشه که جماعت بیشتری وارد این وادی بشن که بفهمند حتی این جمهوری اسلامی حاضر نیست کوچکترین امتیازی رو ‏هم بده کوچکترین کوتاهی هم بیاد.‏
‏ یعنی هر رفتار اونها به ضررشون هست.‏
‏ اما ما باید این رو مد نظر داشته باشیم که تمام این اتفاقات باید هدفمند باشه.‏
‏ باید یک هدف مشخصی رو مطرح کنه.‏
‏ این هدف ها میتونن هدف های کوتاه مدت باشن.‏
‏ یعنی به عنوان مثال اینکه شما خواستار آزاد شدن دانشجویان زندانی باشید و یا زندانیان سیاسی باشه.‏
‏ این یک خواست کوتاه مدته ولی میشه براش تحصن با تعداد بالا کرد.‏
‏ تحصن میلیونی کرد.‏
‏ به راحتی جمهوری اسلامی باید سر خم کنه در برابر خواسته شون.‏
‏ خواسته ای که وقتی شما بهش به نوعی به پیروزی برسید حالا یک قوای مستحکمی برای شما خواهد شد که شما چشم ‏امیدتون به آینده بیشتر و بیشتر باشه.‏
‏ شما وقتی به یکی از خواسته هاتون رسیدید حالا می دونید که می تونید هر خواسته ای رو هم به پیش ببرید و این به هیچ عنوان ‏به مفهوم مماشات با جمهوری اسلامی و دور شدن از فضای انقلابی و سرنگونی نیست.‏
‏ این یک حرکتی است برای رسیدن به یک خواسته کوتاه مدت.‏
‏ یک هدف کوتاه مدت.‏
‏ هدف بلند مدت قاعدتا از بین بردن جمهوری اسلامی است.‏
‏ حالا وقتی شما یک تمرین در این زمینه بکنید و به پیروزی برسید، حالا این یک تمرین ابتدایی است برای رسیدن به اون ‏پیروزی بزرگتر.‏
‏ هر چقدر در این وادی بیشتر تلاش کنید و بیشتر تجربه کسب کنید، بیشتر به اون معنای پیروزی نهایی هم نزدیک تر میشید.‏
‏ حالا می تونید مدام این حرکت رو ادامه بدید. دهیم.‏
‏ پس وقتی ما در باب این محسنات صحبت می کنیم این محسنات به شدت گره گشا هستند.‏
‏ حکومت های مستبد و قدرتمندی با استفاده از همین تحصن ها از کار کنار رفتند و قدرت در اختیار مردم قرار گرفته.‏
‏ قدرت بزرگی مثل بریتانیا در برابر این تحصن های یکپارچه ای که اتفاق افتاد در هندوستان کمرش شکست و فلج شد و ‏نتوانست در برابرشان ایستادگی کند.‏
‏ پس ما نباید این قدرت تحصن ها را دست کم بگیریم.‏
‏ اما موضوع مهم همواره در تمام حرکات باید هدف مشخص باشد.‏
‏ هدف هایی که نه تنها یک هدف بلند مدت را تصویر می کند، یک ایمان مشخص برای فردای آزادی را تصویر می کند که ‏لاجرم مجبور است برای رسیدن به آن آزادی ها، جمهوری اسلامی را کنار بزند.‏
‏ فرای این موضوع باید هدف های کوتاه مدتی را هم مشخص کند.‏
‏ مثل آن تظاهراتی که در نهایت قرار است محل محور ما را به یک نقطه مشخص برساند.‏
‏ یعنی هدف مشخص رسیدن به فلان مکان است.‏
‏ حالا دو بار تمرین کردن این کار می‌شود هدف را ضربه زدن بیشتر به جمهوری اسلامی مد نظر قرار داد.‏
‏ اما در نهایت با این نشانه گیری ها است که ما هی نزدیک تر و نزدیک تر به پیروزی نهایی خواهیم شد.‏
‏ در باب تحصن ها هم می تواند یک تحصن با هدف بزرگ سرنگونی جمهوری اسلامی در نهایت شکل بگیرد اما در این مسیر ‏می تواند تحصن های بیشماری برای هدف های کوتاه مدت هم اتفاق بیفتد.‏
‏ شما وقتی خواستار یک زندانی مشخص هستید، اگر با یک تحصن چند صد هزار نفری در برابر زندان و یا مکان هایی که حالا ‏نیرو در اختیار جمهوری اسلامی هست می توانید به آن خواسته ی مشخص برسید و تمرین کردن و دو بار پیروز شدن در این ‏میادین ما را هی غرور مند تر و راغب تر در این حرکت می کند.‏
‏ یکی دیگه از این بازوان قدرتمند هم نافرمانی های مدنی هست.‏
‏ نافرمانی های مدنی هم که قاعدتا باید از دو سمت به سویش نگاه کرد.‏
‏ یا باید این نافرمانی های مدنی در جهت بیدار سازی و آگاهی رساندن به مردم باشه، در جهت تبلیغ باورهای خودمون باشه، در ‏جهت ساختن ایمان باشه.‏
‏ این نافرمانی های مدنی یعنی نمونه های مشخصی که ما شاهدش هستیم.‏
‏ اینکه زنان ایران با این نافرمانی مدنی روسری از سر بر میدارن و حاضر نیستند که این فرمان تبعیض آلود و منع کننده آزادی ‏رو دنباله روی کنن، با این نافرمانی مدنی به نوعی تبلیغ می کنند.‏
‏ این حرکت رو به نوعی بیداری رو می سازند برای جماعتی.‏
‏ پس می تونیم به این دو تصویر نگاه بکنیم.‏
‏ یک بخشی از این نافرمانی های مدنی می تونه جنبه ی آگاهی رسانی داشته باشه.‏
‏ جنبه تبلیغاتی داشته باشد که در اشکال مختلف اما با هدف مشخصی باید به پیش برود.‏
‏ همان طور که تمام این اتفاقات ما از تحصن تا تظاهرات درباره اش صحبت کردیم که باید هدفمند باشد، پس باید یک هدف ‏مشخصی را پیش ببرد و در عین حال می تواند ضربه زننده باشد.‏
‏ این نافرمانی های مدنی یک اتفاق خیلی بزرگ و باشکوهی اتفاق می افتد.‏
‏ همین تحریم کردن کالاهای میهن است که خب همه درباره اش شنیدیم.‏
‏ این یک نافرمانی مدنی شکوهمندی است که دقیقا دارد این قدرت را نشان می دهد.‏
‏ حالا می تواند به نیروهایی که در این بدنه حرکت انقلابی هستند یک امید مضاعفی بدهد.‏
‏ هزینه بر به هیچ عنوان نیست.‏
‏ تمام نافرمانی های مدنی باید به همین سمت و سو باشد که هزینه ای نداشته باشد تا بتواند اکثریت را درگیر خودش کند و این ‏قدرت اکثریت مدام به ما برساند که قدرت در اختیار ما هست.‏
‏ کثرت در اختیار ما هست، ما هست که همه چیز را در میدان داریم.‏
‏ اینها امید بخش هستند برای فرا اینکه میتوانند ضربه بزنند به جمهوری اسلامی.‏
‏ اقتصاد جمهوری اسلامی.‏
‏ هر کدام از این نافرمانی های مدنی به اشکال مختلف که می شود در باب مصادیقش ساعت ها هم صحبت کرد و مدام برایش ‏مثال آورد.‏
‏ اما چیزهایی که ما امروز داریم می بینیم همین دو نمونه دو وجه متفاوت دارد.‏
‏ اما باید مدام در حال جریان باشد.‏
‏ برای رسیدن به این نافرمانی ها برای به نوعی باب کردنی باید از تمام ابزار استفاده کرد.‏
‏ نقطه ابتدایی گفتیم در بابش این هست که ما گروه های مختلف، تشکل های مختلف، احزاب مختلفی را شکل بدهیم که اینها ‏قدرت داشته باشند، قدرت بسیج گری داشته باشند صحبتشان.‏
‏ یک جماعتی هم قسم داشته باشد که این کارها را انجام بدهند و بعد حالا شما می توانید شاهد این تحریم های متفاوت باشید.‏
‏ این نافرمانی های مدنی به اشکال مختلف باشد.‏
‏ هر چقدر این بازو قدرتمند تر بشود، امید را بیشتر در جریان خواهد گذاشت و مردم بیشتری را وارد این وادی خواهد کرد.‏
‏ مردم بیشتر به خودشان مصمم خواهند شد و غرور بیشتری در دلشان بیدار خواهد شد و ما باید از این نافرمانی مدنی چه برای ‏ضربه زدن به جمهوری اسلامی و چه برای بالا بردن روحیه خودمان و شناخت بهتر استفاده کنیم.‏
‏ حتی فردای ما باید برای شناخت بهتر نیروی خودمان هم از این پتانسیل استفاده کنیم.‏
‏ باید بدانیم که دقیقا در این میدان ما چه نیرویی داریم؟
‏ چه تعدادی هستند؟
‏ حالا با شناخت این تعداد می‌توانیم در راستای بیدار کردنشان، در راستای چیدن راه هایی راه حل هایی برای رسیدن به یک ‏برنامه مشخص حرکت کنیم.‏
‏ حالا باید مدام با توجه به اینکه تعداد را می شناسیم برنامه هایی بریزیم که تعداد بیشتری در این اقدامات وارد شوند.‏
‏ باید هر چه قدر که می دانیم از هیجانات و احساسات این حرکت را دور کنیم.‏
‏ بیشتر و بیشتر به سمت منطق و استدلال حرکات را بکشانیم.‏
‏ یعنی با ایجاد هدف برنامه ریزی در نهایت به آن پیروزی فقط می توانیم برسیم.‏
‏ پس نافرمانی های مدنی هم می تواند از دو جنبه به ما کمک کند ضربه بزند و یا تبلیغ کند.‏
‏ برای ما و اهدافمان نیروی بیشتری به ما بده و باید به شدت هم تلاش کرد، برایش برنامه ریزی کرد، نیروها را بیدار کرد.‏
‏ اما همه اینها باز هم بر می گردد به همان ساختن یک هدف جمعی و در کنار ان.‏
‏ اما مبحث اعتصابات و اعتصابات هم به شدت ما در باره اش داریم صحبت می کنیم و شنیدیم و جائی هم در باب این ‏اعتصابات صحبت کردیم.‏
‏ نکته اول شناخت این اعتصابات است.‏
‏ ما وقتی در باب اعتصابات صحبت می کنیم باید بدانیم که منظور و مفهوم از این اعتصاب دقیقا چه نقطه ای هست.‏
‏ همتای نافرمانی مدنی این هم می تواند دو جنبه داشته باشد.‏
‏ اما قوای اصلی اعتصابات در ضربه زدن به نظام حاکم هست که استفاده میشه.‏
‏ یعنی شما یک جایی به صورت نمادین میتونید از کسبه و بازاریان توقع اعتصاب داشته باشید.‏
‏ اما بردی که این اعتصاب داره فقط و فقط به عنوان همون تبلیغ منش و روش هست فقط و فقط به عنوان.‏
‏ دادن نیرو و امید به نیروهای در میدان هست.‏
‏ در نهایت این هستش که اون بازاری ها هم قرار هست که به نیرویی در میدان تبدیل بشن و به میدان بیایند.‏
‏ اما اعتصاب یک هدف مشخص دیگه ای رو دنبال میکنه.‏
‏ هدف مشخص اون ضربه زدن به نیروی حاکم هست.‏
‏ اینکه بازاریان قرار باشه اعتصاب بکنند چه سودی به حرکت انقلابی خواهد داشت؟
‏ چه ضرری متوجه جمهوری اسلامی میشه؟
‏ فکر کنید یک سال هم کسبه مثلا همه اعتصاب کنند.‏
‏ خب جمهوری اسلامی چه ضربه ای میبینه؟
‏ هیچ ضربه ای نمیبینه.‏
‏ اون مالیاتش رو هم خواهد گرفت.‏
‏ داراییش رو هم خواهد گرفت و سود خودش رو را خواهد برد.‏
‏ هیچ نوع ضربه اقتصادی را نخواهد دید.‏
‏ وقتی در باب اعتصابات صحبت می کنیم، اعتصاب یعنی ارکان دولتی، بانک ها، پالایشگاه ها، صنعت نفت.‏
‏ اینها وارد چرخه اعتصاب بشوند.‏
‏ اعتصاب کسبه هیچ وقت نمی تونه کمک بکنه در تمام حرکات انقلابی.‏
‏ ما باید از نیروی کسبه به عنوان کمک کننده به این خانواده ها و کسانی که وارد اعتصابات ضربه زننده و فلج کننده جمهوری ‏اسلامی و یا هر حکومتی شده اند استفاده بکنیم.‏
‏ یعنی کسبه باید جنبه مالیشون کمک کننده باشه برای یک حرکت انقلابی نه اعتصابشان.‏
‏ اعتصاب شون ضربه ای نخواهد زد.‏
‏ شاید یک بار اعتصاب کلی اونها به نوعی این هم پیمانی و هم کنار و کنار هم بودن و این اتحاد رو نشون بده و یک نیرویی به ‏ما بده امیدی رو در دل ما زنده بکنه.‏
‏ اما قاعدتا اعتصاب برای فلج کردن اقتصاد یک حکومت ظالم است.‏
‏ شما تصور کنید وقتی در یک کارخانه ای جماعتی کارگر حالا دارند کار می کنند، وقتی اعتراضی دارند، وقتی این ساختار را ‏میخواهند تغییر بدهند، وقتی اعتصاب بکنند کارخانه فلج می شود.‏
‏ وقتی این اعتصابات به صورت سراسری باشه، دیگه اون کارخانه وجود خارجی نخواهد داشت.‏
‏ حالا در باب جمهوری اسلامی هم به همین شکل است.‏
‏ ارکانی که در اختیار جمهوری اسلامی هست، ارکانی که کمک کننده به جمهوری اسلامی هست.‏
‏ هر وقتی وارد این اعتصابات بشود، ما داریم در باب اعتصابات صحبت می کنیم.‏
‏ هدف اصلی فقط و فقط معطوف به همین اعتصاب در این راستا بشود.‏
‏ یعنی وقتی ما داریم در باب احزاب صحبت می کنیم که باید حزب وجود داشته باشد، تشکل وجود داشته باشد، گروه هایی ‏وجود داشته باشد که امروز ساختنش اصلا سخت نیست.‏
‏ اگر فکر ما رسیدن به پیروزی در انقلاب هست باید المان های لازم براش را بسازیم.‏
‏ قرار نیست که تا عمر عمر داریم فقط و فقط در باب همین انقلاب صحبت بکنیم و به نوعی با حلوا حلوا کردن در انتظار ‏شیرین شدن دهنمون بشینیم.‏
‏ ما باید به سمت و سوی این حرکت به پیش بریم.‏
‏ باید این تشکل ها ساخته بشه.‏
‏ باید اون گروه ها ساخته بشه.‏
‏ که حالا از بدنه نیروهایی است که در ارکان مختلف دولتی دارن کار میکنن.‏
‏ این تشکل ها روزی که ساخته بشه حالا با یک بیانیه مشخص.‏
‏ کسانی که بهش باورمند هستند همه دست از کار خواهند کشید.‏
‏ پس ما باید این شبکه سازی ها رو بکنیم.‏
‏ این گروه ها باید ساخته بشه.‏
‏ حالا یه حزبی تشکیل میشه گفتیم دربارش در اون قسمت مشخص.‏
‏ این حزب یک خط مشی فکری مشخص داره و یک مانیفست مشخصی رو نشسته، یک آینده مشخصی رو تصویر کرده.‏
‏ یک راهی هم برای رسیدن مشخص کرده.‏
‏ حالا تعداد بیشماری وارد این حزب میشن.‏
‏ هم قسم با این حزب میشن و قدرت جمعی خودشون رو به عرصه ظهور میزارن.‏
‏ حالا تعدادی از همون کارکنان ارکان های دولتی و پتروشیمی و صنعت نفت و دیگر مراکز قدرت اقتصادی جمهوری اسلامی ‏هم در این احزاب حضور دارند.‏
‏ حالا وقتی این حزب فرمان به اعتصاب می دهد، بیشماران هستند در هر جایگاهی وارد این چرخه می شوند.‏
‏ پس ما نیاز به این زیرساخت ها داریم.‏
‏ باید این زیرساخت ها ساخته بشود برای پیروز شدن.‏
‏ انقلاب بر پایه برنامه ریزی های مشخص باید شکل بگیرد و ما باید در راستای ساختن این برنامه ها به پیش برویم.‏
‏ هر کس در هر جایگاهی هست باید در راستای این بیداری، این آگاهی رسانی و این برنامه ریزی حرکت بکند.‏
‏ مدام بیان کردن احساسات هیچ کار و به نوعی به هیچ جایی نخواهد برد.‏
‏ وقتی ما در باب اعتصاب صحبت می کنیم باید در باب اعتصابات هدفمند صحبت بکنیم.‏
‏ اعتصابی که ضربه می زند و آن حکومت را فلج می کند.‏
‏ یک اعتصابات یکپارچه در ایران تصورش رو شما داشته باشی که تا چه اندازه می تونه این حکومت رو به زانو دربیاره.‏
‏ اقتصادی که دیگه قابلیت چرخش نداشته باشه.‏
‏ اما وقتی ما بخواهیم در باب این اعتصابات صحبت بکنیم که تمام ارگان های دولتی دارند کار خودشون رو انجام میدن.‏
‏ پالایشگاه ها صنعت نفت داره با قدرت کار خودش رو به پیش میبره.‏
‏ اون ثروت رو داره میرسونه به جمهوری اسلامی.‏
‏ اون ابزار رو داره بهش میرسونه.‏
‏ این اقتصاد هم چرخش داره و حد اقل برای جمهوری اسلامی میچرخه.‏
‏ و تنها کسانی که ضربه میخورند مردم عادی هستند.‏
‏ و حالا شما انتظار داشته باشید که کسبه بخوان بیان اعتصاب کن.‏
‏ خب این اعتصاب کسبه در چه راستایی چه هدفی رو دنبال میکنه؟
‏ و این اون نقطه ای است که ما باید این ها رو بشناسیم و در باب این موضوعات درست صحبت بکنیم و برنامه ریزی داشته ‏باشیم.‏
‏ ما باید اعتصابات رو فقط به همون سمتی بکشانیم که فلج میکنه جمهوری اسلامی رو.‏
‏ و اون در راستای درستی قرار میگیره و ما میتونیم به اون هدف خودمون نزدیک تر بشیم.‏
‏ با توجه به موضوعاتی که تا اینجا توی این ویژه‌برنامه انقلاب ایران مطرح شد، ما باید به این نتیجه گیری کلی برسیم که ‏نیازمند یک ایمان جمعی هستیم.‏
‏ ایمان جمعی که نقاط روشن و فردای روشن رو برای ما بیان میکنه.‏
‏ ما نیاز داریم که بیدار بکنیم عموم مردم رو.‏
‏ این بیداری عمومی با توجه به آگاهی رسانی اتفاق خواهد افتاد.‏
‏ آگاهی که بر پایه بیان درد و درمان باشه یعنی توامان در کنار هم باشه نقطه سیاه.‏
‏ جمهوری اسلامی باید یک نقطه روشن در برابر داشته باشه که حالا بتونه جماعت رو به میدان بکشونه.‏
‏ بعد از اینکه ما به این مرحله رسیدیم و این تحولات رو درون مردم دیدیم که حالا میخواد به نوعی جلوه سیاسی داشته باشه و ‏حالا اون قدرت سیاسی رو از بین ببره، حالا ما از طریق و از اون دریچه مسیر مسالمت آمیز و حرکت مدنی قرار هست که بهش ‏برسیم.‏
‏ حالا این بازوان رو میشناسیم.‏
‏ اعتراضات و تظاهرات میلیونی رو میشناسیم.‏
‏ تحصن رو میشناسیم.‏
‏ نافرمانی مدنی و اعتصابات رو میشناسیم.‏
‏ اما تمام این ها، این بازوان باید به صورت هدفمند و برنامه ریزی شده ازشون استفاده بشه.‏
‏ اگر ما در باب نافرمانی مدنی صحبت میکنیم باید از این نافرمانی مدنی استفاده بکنیم.‏
‏ یک بخشی برای اینکه آگاهی بدیم، بیداری به وجود بیاریم، تبلیغ بکنیم، نیروی خودمون رو بیشتر به رخ بکشیم.‏
‏ احساس غرور در ما زنده بشه و فراوان بتونیم به جمهوری اسلامی و اون حکومت ظالم هم ضربه بزنیم.‏
‏ وقتی داریم در باب اعتصاب صحبت میکنیم باید کفه ترازوی ما روی ضربه زدن و فلج کردن جمهوری اسلامی معطوف بشه.‏
‏ حالا ما باید فقط و فقط این اعتصابات رو به سمت و سویی ببریم که ارگان های دولتی وارد این اعتصاب بشن.‏
‏ حالا ما باید با استفاده از گروه هایی که تشکیل دادیم، احزابی که به وجود آوردیم و تشکل هایی که قدرتمند کردیم، این ‏نیروی بسیج گری رو داشته باشیم که این اعتصابات جنبه سراسری بگیره.‏
‏ حالا از هر تریبونی باید استفاده بکنیم برای این اعتصاباتی که هدفمند باشه.‏
‏ هدف مشخصش از بین بردن بازوان قدرتمند جمهوری اسلامی در زمینه اقتصادی باشه.‏
‏ حالا لطمه رو ما اونجا بهش می زنیم.‏
‏ یعنی همون طوری که از نافرمانی مدنی باید بیشتر برای قدرت گیری و نشون دادن قدرتمون استفاده بکنیم، به همون اندازه باید ‏بیشتر از اعتصابات برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی استفاده بکنیم.‏
‏ با تحریم ها می تونیم وارد این وادی بشیم که جمهوری اسلامی رو بیشتر و بیشتر فلج بکنیم و قدرت خودمون رو بیشتر به ‏نمایش بزاریم.‏
‏ احساس امید رو در خودمون بیشتر زنده بکنیم.‏
‏ با تحصن های میلیونی می تونیم به خواسته های مشخص مون که حتی کوتاه مدت هم باشد برسیم برای آزادی فلان زندانی ‏مشخص.‏
‏ ما نیاز به یک تحصن چند صد هزار نفری داریم.‏
‏ حالا این خواسته کوتاه مدت مشخص با وجود یک تحصن کنندگانی که حالا تعدادشان به یک تعداد قابل قبولی میرسد، ‏جمهوری اسلامی هیچ کاری ندارد به جز عقب نشینی و این به معنای این نیست که شما عدول کردید از سرنگونی، بلکه ‏جمهوری اسلامی با قبول خواست شما قبول کرده که قدرت دست کم تر را دارد.‏
‏ امید را در شما بیشتر و بیشتر زنده خواهد کرد.‏
‏ شما بیشتر به مرحله پیروزی نزدیک خواهید شد.‏
‏ پس باید این تحصن ها چه هدف کوتاه مدت و چه هدف بلند مدت داشته باشد.‏
‏ یعنی در نهایت ما میتوانیم با یک تحصن میلیونی جمهوری اسلامی را از بین ببریم.‏
‏ همان طور که شاهدش بودیم در سراسر جهان همانطوری که توی مصر مردم با تحصن کردن تا چه اندازه توانستند این ‏حکومت را از بین ببرند و قدرتش را لگدمال بکنند، وقتی در باب تظاهرات صحبت می‌کنیم.‏
‏ این تظاهرات باید هدفمند باشد.‏
‏ باید از یک نقطه به یک نقطه دیگر ختم شود.‏
‏ شما باید این نقطه را داشته باشید.‏
‏ محل محور باشید که نیروهای سرکوبگر نتوانند شما را با آن مقابله کنند و نتوانند همه را به نوعی سرکوب کنند.‏
‏ اما در عین حال باید به یک نقطه مشخصی ما را ختم کند که یک تبدیل به یک حرکت قدرتمند در برابر جمهوری اسلامی ‏بشود، بتواند ضربه بزند.‏
‏ یعنی شما در نهایت به دنبال این هستید که این حکومت را ساقط کنید.‏
‏ پس باید از برنامه هایی استفاده کنید که این قدرت خودتان را نشان بدهید.‏
‏ قدرت را در اختیار خود بگیرید.‏
‏ حالا قرار است که این محله های مختلف در نهایت ختم شود به یک مکان مشخص در یک زمان مشخص.‏
‏ حالا هر کسی که به خیابان می آید.‏
‏ حالا هر کسی که در محله خودش یک جماعتی را به وجود می آورد داره میره تا برسه به اون نقطه مشخص.‏
‏ این رودخانه ها به هم بپیوندند و یک اقیانوس عظیمی رو به وجود بیارن که حالا قدرت اجرایی خواهند داشت.‏
‏ حالا می تونن با یک تحصن بعد از اون تظاهرات حالا خواستار یک خواسته ی مشخصی بشن.‏
‏ حالا مدام به تعدادشون اضافه بشه.‏
‏ حالا بیشتر و بیشتر تبلیغ بکنن از وجودیت خودشون.‏
‏ حالا بیشتر فریادشان رو برسونن.‏
‏ تمام آرزوهایی که دنبال میکنن به واسطه همین رفتارها محقق خواهد شد و در نهایت به پیروزی هم خواهیم رسید.‏
‏ پس ما این بازوان رو باید بشناسیم و باید ازشون به صورت هدفمند استفاده بکنیم و براشون برنامه ریزی بکنیم.‏
‏ اما همه اینها مستلزم این هست که اون ایمان جمعی شکل بگیره و تحول درون مردم اتفاق بیفته تا این ساختار سیاسی رو هم از ‏بین ببرن.‏
‏ باز هم میشه ساعت ها در باب این موضوعات صحبت کرد.‏
‏ شاید در آتی هم بازهم دربارشون صحبت بکنیم و در نهایت به این مرحله برسیم که حالا بخواهیم در باب مصادیق هم بیشتر و ‏بیشتر و نمونه ها هم بیشتر صحبت بکنیم.‏
‏ اما تا همین جا به نظرم این بازوان قدرتمند حرکت مدنی رو شناختیم اما شناخت کافی هم برای ما کافی نخواهد بود.‏
‏ ما باید هر چقدر می‌توانیم به سمت هدفمند شدن این حرکات به پیش برویم تا در نهایت به پیروزی نهایی برسیم.‏
‏ باید برنامه داشته باشیم برای رسیدن به این پیروزی.‏
‏ در این استفاده از این بازوان قدرتمند باید برنامه ریزی های مشخصی را مدام مطرح کنیم.‏