خوب دوستان تو این قسمت مشخص ما قرار هست که یک روخوانی از اعلامیه حقوق بشر داشته باشیم و در کنار اون جاهایی ‏که نیاز هست یه تفسیری هم در باب این متن داشته باشیم و بیشتر در باب این مواد مندرج شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر ‏صحبت بکنیم.‏
‏ در قسمت پیشین سعی کردیم یک مقدمه و پیشگفتاری در باب این مسئله مشخص و اصولا حقوق بشر داشته باشیم.‏
‏ حالا سعی بکنیم موجز در باب موضوعاتی که برای ما قابل عرض و اهمیت هست صحبت بکنیم.‏
‏ یه اشارت کوتاهی پیرامون این موضوع داشته باشم و بعد برویم سراغ مواد مندرج شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر.‏
‏ خوب قاعدتا با اون تعریفی که ما نسبت بهش داشتیم یک تصویر مشخصی از جهانی را دادیم که حالا انسان ها در طول این ‏تاریخ متمادی خودشان هیچگاه در پی تصویر گری در باب حقوق برای خود نبودند.‏
‏ همواره انسان ها به واسطه ادیان، به واسطه فرهنگ هایی که وابسته به آن نگاه بالادستی و قدرتمندانه در آسمان ها بوده، برای ‏خود وظیفه تراشی کردند و به این سمت و سو نرفتند که بخواهند حقوقی را برای خودشان متصور بشوند.‏
‏ خوب قاعدتا ما کورسوهای امید و شمع های کوچکی در این جهان عظیم خودمان، در این شب بزرگی که جهان را در بر ‏گرفته بود داشتیم.‏
‏ همتای کوروش و همتای قوانینی که در این جهان باستانی وضع شده بود، همتای اتفاقاتی که در یونان باستان و آن تفکرات ‏اتفاق افتاده بود و در نهایت از گذر از این شب طولانی ما به نقطه ای رسیدیم که در رنسانس و دوران روشنگری هم پیرامون ‏این مباحث صحبت شد و در انتهای امر با آن فجایعی که بعد از جنگ جهانی اول و دوم اتفاق افتاد، حالا انسان به این سمت و ‏سو رفت که باید چنین مواد قانونی در جهان وجود داشته باشد و حالا این مواد قانونی به نوعی مبدل به یک قانون جهانشمول ‏برای این باشد که تمامی کشورهای دنیا به آن پایبندی داشته باشند و در راستای رعایت آن هم همت داشته باشند و در نهایت ما ‏را به نقطه ای رساند که حالا در سازمان ملل سعی بشود یک همچین اعلامیه ای جنبه رسمی به خودش بگیرد که حالا سعی می ‏کنیم بعد از اینکه این مواد را صحبت کردیم پیرامونش در باب یک اشارت کوتاهی هم نسبت به سازمان ملل و جنبه اجرایی و ‏حواشی که پیرامون این اعلامیه حقوق بشر هست هم داشته باشیم.‏
‏ خوب میرسیم به ماده اولی که تحت این اعلامیه جهانی حقوق بشر منتشر شده.‏
‏ تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند.‏
‏ عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.‏
‏ خوب نکته ابتدایی که ما باید دربارش صحبت بکنیم این هستش که ما قرار نیست این اعلامیه جهانی حقوق بشر رو به عنوان ‏یک سند قدسی در نظر بگیریم و در بابش به عنوان نگاهی که همتای باورمندان به ادیان نسبت به کتاب آسمانی خودشون ‏داشتن نگاه بکنیم.‏
‏ منظور نظر این هستش که خوب قاعدتا این مواد میتونه تغییر بکنه، میتونه اصلاح بشه، میتونه بهتر نوشته بشه.‏
‏ از نظر نگارشی میتونه مورد بحث قرار بگیرد و از نظر محتوایی و معنایی هم می‌تواند مورد بحث قرار بگیرد.‏
‏ در نکته ابتدایی ما باید به این باور داشته باشیم که قرار است انسان همواره در پی پیشرفت باشد.‏
‏ همواره باید سعی کند که زیست جمعی خودش را بهتر و بهتر ببرد.‏
‏ همواره قرار هست که این نگاه متعصبانه از او دور و دورتر شود.‏
‏ همواره قرار هست که به همه چیز شک کند.‏
‏ این روحیه پرسشگری را در برابر تمامی عناوین داشته باشد.‏
‏ پس وقتی ما رجوع می‌کنیم به موادی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام شده، قرار نیست که به او به یک جنبه قدسی ‏بدهیم و قرار نیست که از کنار آن به سادگی هم بگذریم.‏
‏ قاعدتا نقدهای بی‌شماری هم می‌توانیم نسبت به او داشته باشیم و می‌توانیم هم مطرح کنیم.‏
‏ اما در این ویژه برنامه سعی شده بیشتر یک روخوانی نسبت بهش داشته باشیم.‏
‏ این توضیح ابتدایی را هم پیرامون این دادم که خیلی قرار نیست موشکافانه در بابش صحبت بکنیم و قرار و نگاه هم نگاهم بر ‏این پایه هستش که ما با اون روحیه پرسشگری خودمون همواره به تمامی موضوعات نگاه کنیم و نقد های خودمون رو هم ‏مطرح کنیم.‏
‏ خب در اون نقطه ی ابتدایی ما در باب این آزاد زاده شدن بشر صحبت رو میشنویم که برگرفته به نوعی از همون تصادمی ست ‏که پیرامون برده داری و آزاد بودن انسان ها اتفاق می افته.‏
‏ ما با یک جهانی روبرو هستیم که در طول سالیان مدید این خفت و ننگ و وحشیگری رو بر پیشانی خودش مهر کرده که حالا ‏نه تنها جانداران دیگر حتی ابنای خودش رو هم به اسارت و بردگی برده.‏
‏ حالا ما با یک ماده قانونی روبه رو هستیم که در این تعریف تازه برای حقوقی که بر مبنای بر ابنای بشری شمرده شده، انسان ‏رو آزاد تصویر میکنه، به نوعی برده داری رو محکوم میکنه.‏
‏ حالا انسان هایی هستند که باید این حقوق آزاد زاده شدن اون ها در نظر گرفته بشه.‏
‏ فرای آن در حقوق و حرمت برای اونها برابری قائل میشه.‏
‏ برابری ای که انسان ها در قبال قانون باید داشته باشن در قبال حقوق باید داشته باشن.‏
‏ بعد از اون میرسیم به این عقلانیت و وجدانی که انسان به انسان ها ارزانی شده.‏
‏ حالا این همون نکاتی است که ما میتونیم در انشای این اعلامیه صحبت بکنیم که حالا انشای این میتونه دارای مشکلاتی باشه ‏و یا حتی محتوایی که داره ارائه میده که شاید در برگیرنده ی افکاری باشه که به نوعی از اون افکار پوسیده ی گذشتگان نشات ‏گرفته شده و در نهایت به اون نقطه ای که در برابر با یکدیگر باید برادرانه رفتار کنند هم به اوج این افتضاح میرسه که حالا ‏قرار هست دوباره ما در اون وادی گذشتگان گام برداریم و باز هم با اون نگاه های پوسیده حالا به این سمت و سو بریم که ‏تعریفمون از یک رفتار درست اخلاقیه با هم دیگه اون رفتار برادرانه باشه.‏
‏ همه اینها نکاتی است که اگر ما بخواهیم در بابش صحبت بکنیم ساعت ها باید برنامه ضبط بکنیم و در باب همین متن و همین ‏یک جمله هم میشه صحبت کرد.‏
‏ اما باید به نوعی به اون شرایط و به اون اتفاقات هم نگاه کرد.‏
‏ شما وقتی میرسید به اتفاقاتی که در انقلاب فرانسه هم می افته، خب شعار اصلی و کلیدی اونها آزادی، برابری و برادری بود.‏
‏ اما شاید امروز بخواهیم با اون جماعت صحبت بکنیم مفهومی از برادری و صمیمیت رو قلمداد می کردند.‏
‏ در اینجا هم شاید همچین معنایی رو بشه ازش استخراج کرد.‏
‏ گفتم در باب انشاء این قوانین میشه ساعت ها صحبت کرد اما مفهوم کلی ای که داریم از این ماده مشخص میگیریم در باب ‏آزاد بودن انسان ها هست و این برابری که در حرمت و حقوق دارن و در نهایت هم رفتاری که باید با همدیگه در اوج صمیمیت ‏انجام بدن.‏
‏ ماده دوم به این قرار هست که همه انسان ها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشد اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، ‏عقاید سیاسی یا هر عقیده دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، دارایی، محل تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی ‏حقوق و آزادی های مطرح در این اعلامیه اند.‏
‏ به علاوه، میان انسان ها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروی قضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق ‏است، فارغ از این که سرزمین وی مستقل، تحت قیومیت، غیر خودمختار یا تحت هر گونه محدودیت در حق حاکمیت خود ‏باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.‏
‏ خب ما با ماده دومی روبه رو می شویم که به نظرم کامل ترین ماده پیرامون این برابری در حقوق است.‏
‏ یعنی یک ماده‌ای که سعی کرده در باب تمامی عناوین صحبت بکند و چیزی را به عنوان جای خالی قرار ندهد در دل خودش ‏که ما وقتی داریم در باب این مواد مندرج در این اعلامیه مشخص صحبت می‌کنیم، داریم در باب برابری همه پیرامون این ‏حقوق در همه جای دنیا و همه ابنای بشر صحبت می‌کنیم که این واقعا قابل احترام هست و از آن نکاتی است که ما را دارای ‏یک پله بالاتر می‌برد.‏
‏ یعنی ما با انسانیتی روبه‌رو می‌شویم که حالا نگاه و میل به پیشرفت دارد برای زیست بهتر در کنار هم که حالا می‌تواند این ‏همین‌گونه به پیش برود و بالاتر و بالاتر برود و ما را به آن مبحث مهم و بزرگ جان برساند که مسئله مهمی است که در نهایت ‏ما باید به آن ترقی و به آن پیشرفت و بزرگی برسیم.‏
‏ در ماده سوم هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.‏
‏ خب این هم حق زیستن برای انسان حق آزادی و امنیت فردی را تعریف می کند.‏
‏ خوب ما می بینیم که چگونه در کشور های مختلف به زیر پا گذاشته میشه.‏
‏ در ماده چهارم هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگه داشته شود.‏
‏ بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکل باید بازداشته شده و ممنوع شود.‏
‏ خب ما پیرامون این هم یه اشارتی کردیم.‏
‏ ما داریم در باب جهانی صحبت می کنیم که چند ده سال گذشته اش انسان هایی رو داشته که به بردگی گرفته می شدند.‏
‏ انسان هایی که تحت عنوان کنیز و برده در اختیار دیگران بودند و این ننگ و فاجعه بزرگ انسانیت که هیچ وقت این لکه از ‏پیشانی اش پاک نخواهد شد.‏
‏ هزاران سالی که انسان ها در این جنون و دیوانگی بودند و این ماده قانونی هم خوب داره به صورت محکم و قدرتمندی ‏پیرامون این مساله صحبت میکنه.‏
‏ هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بی رحمی و آزار یا تحت مجازات غیر انسانی و یا رفتاری قرار گیرد که منجر به تنزل ‏مقام انسانی وی گردد.‏
‏ خوب در ماده پنجم ما میبینیم که داره صحبت از شکنجه نکردن انسان ها و آزار نرساندن به انسان ها می کنه حتی تا حدی به ‏پیش میره که نباید منجر به تنزل مقام انسانی گردد.‏
‏ حالا در باب این هم میشه بحث کرد و میشه انتقادات رو بهش وارد کرد.‏
‏ در باب مسئله ی جان و اعتقاداتی که ما داریم.‏
‏ اما فارغ از این، به خاطر این که این بحث خیلی طولانی نشه، ما حالا رو به رو میشیم با اون درجه ای که حالا داره در باب ‏شکنجه نکردن و بی رحمی که در جهان جاری و ساری بوده و همچنان هم هست.‏
‏ یعنی شما به جمهوری اسلامی نگاه میکنید، به کشورهای مجنون دیگری که همتای جمهوری اسلامی در اسلام غرق شده اند و ‏دست و پا میزنند.‏
‏ نگاه میکنی که چگونه انسان ها را به راحتی و سادگی شکنجه میکنند.‏
‏ حتی ما مواجه میشویم با قوانینی که وضع شده پیرامون این شکنجه.‏
‏ یعنی شما وقتی با قانون شلاق روبه رو میشوید شلاق رسما شکنجه کردن انسان هاست.‏
‏ حالا این جنبه قانونی دارد.‏
‏ یعنی فارغ از این که در زیرزمین های مخوف تمام کشور ها چه اتفاقاتی دارد، با مخالفانشان با دشمنانشان رخ میدهد.‏
‏ حالا ما داریم با یک حکومت هایی روبرو میشویم که این را مبدل به قانون کردند.‏
‏ شکنجه و آزار دیگران مبدل به قانون شد و حالا ما در این ماده شاهد این بودیم که در این اعلامیه مشخصا در باب این موضوع ‏چه موضعی را اتخاذ کرده.‏
‏ ماده ششم هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.‏
‏ خب این هم باز در راستای هم برابری در برابر این قانون هست و هم احترام به فردیت انسان ها هست.‏
‏ یعنی فارغ از هر نگاه و هر هویت تراشیده شده برای اون فرد.‏
‏ حالا ما یک نگاهی نسبت به فردیت اون آدم داشته باشیم.‏
‏ اگر قرار هست که برای او اون رو در برابر قانون مسئول بدونیم و یا وظیفه ای به دوش او بگذاریم و یا مجازاتی در قبال او ‏تصویر و تصور کنیم، به واسطه فردیت و رفتارها و کنش های فردی اش اون شخص هست.‏
‏ ماده هفتم همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور مساوی در پناه قانون باشند.‏
‏ همه انسان ها محق به پاسداری و حمایت در برابر هر گونه تبعیض که ناقض این اعلامیه است.‏
‏ همه باید در برابر هر گونه هرگونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شود.‏
‏ خب قانونگذار داره اینجا دوباره به کرات اشاره می کنه در قبال اینکه باید این حقوق برای این انسان ها به رسمیت شناخته بشه.‏
‏ خب قاعدتا ما جهانی پر از این نابرابری ها داریم.‏
‏ اینقدر این نابرابری ها در سراسر جهان حتی در جهان مدرن داره اتفاق می افته که قانونگذار چندین بار به کرات داره در باب ‏این مسئله صحبت می کنه و باز هم با وجود این قوانین باز هم ما شاهد این تبعیض ها و نابرابری ها هستیم.‏
‏ حالا در حواشی که پیرامون این اعلامیه جهانی حقوق بشر دارن بیشتر در موردش صحبت می کنن.‏
‏ ماده هشتم هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی موثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذی صلاح ملی در برابر نقض حقوق ‏اولیه است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.‏
‏ خوب قاعدتا انسان ها در کشور هایی که زندگی میکنند گاها روبه رو میشن با حقوق ابتدایی که ازشون داره نقض میشه.‏
‏ به عنوان مثال در این اعلامیه حقوقی که برشمرده شده خب شما اگر بخواهید بهش نگاه بکنید در نهایت ما رو رجوع میده به ‏دادگاه هایی که ذی صلاح ملی هستند.‏
‏ یعنی در اون کشور صلاحیت دارند که این باز اون نقطه تناقض بزرگ هست که در این قوانین ما شاهد هستیم.‏
‏ یعنی شما مثلا تصور کنید که یک انسان ایرانی که در ایران به دنیا اومده قوانینی در علیهش وضع شده که اون حقوق ابتدایی ‏اش رو زیر پا میزاره.‏
‏ قانون حجاب، حجاب اجباری.‏
‏ خب این از اون قوانین ابتدایی و اولیه ای هست که در این اعلامیه بهش رجوع داده شده محق شمرده شده و یا همون موضوعی ‏که ما پیرامون شلاق صحبت کردیم پیرامون دست بریدن پیرامون شکنجه هایی که قانونا داره اتفاق می افته.‏
‏ حالا ما قرار هست که این.‏
‏ احقاق حقوق اولیه خودمون رو از اون دادگاه ذی صلاح ملی داشته باشیم.‏
‏ این ها هم نقاط تناقضی است که در این قانون وجود داره.‏
‏ اما نمیشه بهش به نوعی انتقاد شدیدی کرد.‏
‏ چرا که ما داریم در باب یک قانون گذاری صحبت میکنیم که به نوعی پیش فرض اصلی خودش این بوده که ما در جهانی ‏خواهیم بود که این قوانین محترم شمرده خواهد شد.‏
‏ قانون نهم هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.‏
‏ خب ما باز هم داریم در باب همین مسائل میشنویم که جنبه اجرایی نمیتونه داشته باشه.‏
‏ یعنی بزرگترین نقدی که نسبت به اعلامیه جهانی حقوق بشر میتونه بشه این هست که این بیشتر جنبه توهمی که میتونه داشته ‏باشه.‏
‏ یعنی این قوانین وضع شده در سازمان ملل میره در اون بخش حواشی قرار میگیره که حالا ما باید درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ اینکه شما وقتی روبرو میشید با چنین مواد قانونی بیشتر جنبه های توهمی اش رو دارید در دلش استخراج میکنه.‏
‏ اینکه این اتفاقات به کرات داره در سراسر جهان میفته و این اعلامیه هم نمیتونه راهگشا باشه چرا که قدرت اجرایی و بازوی ‏اجرایی رو نداره.‏
‏ ماده دهم هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی علنی و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است ‏تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.‏
‏ خب در این قانون مشخص هم ما داریم در باب دادگاه علنی صحبت میکنیم که حالا باید یک دادگاه بی طرف و مستقلی باشه ‏که در برابر اتهامات اون شخص بتونه از خودش دفاع بکنه.‏
‏ یعنی چیزی که ما تحت عنوان دادگاه های امروزه در سراسر جهان در کشور های متمدن می شناسیم که تا حد زیادی در خیلی ‏از این کشور ها سعی میشه همچین اتفاقاتی به درستی به پیش بره.‏
‏ حالا وقتی میرسیم به کشور های دیگه هم روبرو میشیم که تا چه اندازه این حقوق زیر پا گذاشته میشه. ماده یازدهم.‏
‏ بند اول هر شخص متهم به جرم کیفری سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون در محکمه ای علنی که ‏تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.‏
‏ بند دوم هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی در زمان وقوع آن ‏حاوی جرمی کیفری نباشد نمی بایست مجرم محسوب گردد.‏
‏ همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم در قانون قابل اعمال بود بر فرد تحمیل گردد.‏
‏ خب دوباره ما در این ماده و در دو بندی که در آن مطرح شده پیرامون دادگاه شایسته داریم صحبت می کنیم.‏
‏ پیرامون این دادگاه شایسته ای که در ابتدای امر باید طبق همان قوانین باستانی بیگناهی فرد مفروض باشد.‏
‏ حالا قرار هست که شاکی بتواند به نوعی این گناهکار بودن و مجرم بودن او را ثابت کند و فرایند روبه رو میشیم.‏
‏ با اینکه حالا اون قوانین مملکتی که داره وضع میشه و یا قوانین بین المللی، کسی که از اون قوانین تخطی نکرده هم نباید مورد ‏سو به نوعی مجازات قرار بگیره.‏
‏ ماده ی دوازدهم هیچ احدی نمی‌بایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی تحت مداخله ‏خودسرانه قرار گیرد.‏
‏ به همین سیاق، شرافت و آبروی هیچ کس نباید مورد تعرض قرار گیرد.‏
‏ هر کس سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضات است.‏
‏ فرای موارد پیشین، حالا ما رسیدیم به آن نقطه ای از حقوق و قائل شدن حقوق برای ابنای بشر که حالا ما با واژه شرافت و آبرو ‏هم روبرو می شویم.‏
‏ حالا قرار است که فرای قوانین و قواعدی که قرار هست به ما حقوقی قائل بشه، فرای در قبال شرافت و آبروی ما هم حقوقی ‏برای ما قائل شود.‏
‏ کسی نباید در قلمروی خصوصی و خانوادگی و محل زندگی کسی مداخله ای داشته باشه از این ها به نوعی استفاده بکنه برای ‏از میان بردن آبرو و شرافت چیز هایی که در کشوری مثل ایران در حد یک توهم هست.‏
‏ ماده سیزدهم بند اول.‏
‏ هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابجایی، حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر و اقامت در هر نقطه ای درون مرزهای ‏مملکت است.‏
‏ بند دوم هر انسانی محق به ترک هر کشوری از جمله کشور خود و بازگشت به کشور خویش است.‏
‏ یکی از حقوق مندرج دیگر در این اعلامیه هم همین مبحث است که انسان ها آزاد هستند برای جابه جایی چه در کشور ‏خودشون و چه گذشتن از کشور خودشان و دوباره بازگشتن به ماده چهاردهم بند اول.‏
‏ هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناهنده دهنده در برابر پیگرد قضایی است.‏
‏ بند دوم چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشا غیر سیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول ‏ملل متحد باشد، ممکن است مورد استثنا قرار نگیرد.‏
‏ ما مبحث پناهندگی در این ماده مشخص ماده چهاردهم اعلامیه حقوق بشر با آن روبه رو هستیم که این حق را به انسان ها ‏میدهد که اگر مورد پیگردی هستند به واسطه اعتقاداتشان، باورهایشان و موضوعات سیاسی می توانند پناهنده شوند به کشور ‏هایی که پناهنده دهنده هستند و خب آن تبصره ای هم که قائل میشه در راستا این هستش که نمی‌توانند به واسطه جرایم جنایی ‏که کردند این پناهندگی را داشته باشند.‏
‏ کسی که حالا قتل و جنایتی میکنه نمیتونه بره و پناهنده بشه و باید در راستای همون باورها و اعتقادات و مباحث سیاسی ای که ‏وجود داره و یا مباحث اجتماعی که وجود داره میتونه این پناهندگی رو برای خودش داشته باشه و این جزو اون حقوقی است ‏که باز هم در این قانون بهش اشاره شده. ماده پانزدهم. بند اول.‏
‏ هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیت و ملیت است.‏
‏ بند دوم هیچ احدی را نمی‌بایست خودسرانه از تابعیت خویش محروم کرد و یا حق تغییر تابعیت را از وی دریغ نمود.‏
‏ خوب این هم به نوعی ارزش گذاشتن و حقوق قائل شدن برای تابعیت و ملیت افراد هست که کشورهای مختلف و قوانین ‏مختلف نمی تونن این تابعیت رو از او منع کنن.‏
‏ یعنی بواسطه خاکی که درش بدنیا اومده خب قاعدتا تابعیت و ملیت اون کشور رو داره و تا ابد هم همراهش خواهد بود. ماده ‏شانزدهم. بند اول.‏
‏ مردان و زنان شاغل بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ‏ای بنیان نهند.‏
‏ همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند. بند ‏دوم.‏
‏ عقد ازدواج نمی بایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران.‏
‏ که خواهان ازدواج اند.‏
‏ بند سوم خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله جامعه و حکومت. ‏نگهداری شود.‏
‏ ما مواجه هستیم در حقوقی که برای ازدواج در اعلامیه جهانی حقوق بشر.‏
‏ صحبت شده است.‏
‏ یکی از نکاتی که خیلی میشه بهش نقد کرد این قرار ندادن سن ازدواج هست که میتونه دست رو باز بذاره برای جماعت ‏جنون‌آمیزی که با تجاوز در پی ازدواج هستن.‏
‏ یعنی ما چیزی که در اسلام باهاش روبرو هستیم و داریم میبینیم در کشور های مختلف.‏
‏ حالا با این همه فشارهایی که اتفاق می افته در نهایت جمهوری اسلامی سن ازدواج رو به سیزده سال می رسونه اما باز هم رو به ‏رو هستیم.‏
‏ خوب در اون بند اول ما مواجه می شیم با این که زن و مرد می تونن بدون از هر گونه تفاوتی که دارن به صلاحدید خودشون با ‏هم ازدواج کنن.‏
‏ چیزی که در گذشته ما باهاش روبرو بودیم که ادیان مختلف در قبال این نوع نگاه ها تا چه اندازه ای از خودشون رفتارهای ‏دهشتناکی رو نشون می دادن و اینگونه در برابر این ازدواج ها می ایستادند و حالا ما با یک حقوقی برای انسان روبه رو هستیم ‏که اون میل و اختیار و آزادی اون فرد هست که این ازدواج رو تعیین می کنه و در بند دوم هم به صراحت به این موضوع سعی ‏می کنه که اشاره بکنه و این رو هم تا رضایت اون دو نفر برای ازدواج بدونه یعنی این که باید اون دو نفر رضایت داشته باشن ‏نه فشارهای اجتماعی و الی آخر.‏
‏ و بند سوم هم به نوعی داره به حکومت های جهان در راستای پاسداری از این خانواده.‏
‏ اشارتی میکنه و به نوعی نصیحتی میکنه.‏
‏ ماده هفدهم بند اول هر انسانی به تنهایی یا با شراکت بادیگران حق مالکیت دارد.‏
‏ بند دوم هیچکس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.‏
‏ یکی از حقوق دیگری هم که در این ماده داره بهش اذعان میشه پیرامون همین حق مالکیتی که انسان ها میتونن داشته باشن و ‏کسی هم نمیشه از این حق مالکیت دور کرد.‏
‏ خب قاعدتا نقد پیرامون این موضوع که برای کسی که هم تایم فکر میکنه بسیار بیش از حد هست و میشه در باره اش صحبت ‏کرد.‏
‏ اما اینجا به نظرم در این قسمت مشخص جایی براش نیست.‏
‏ ماده هجدهم هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است.‏
‏ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب و آزادی علنی، آشکار کردن آیین و ابراز عقیده چه به صورت تنها، چه به ‏صورت جمعی یا به اتفاق دیگران در قالب آموزش، اجرای مناسک عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی ‏است.‏
‏ این ماده هژدهم پیرامون آزادی اندیشه و دین هست که داره صحبت میشه.‏
‏ چیزی که در جوامع مختلف از گذشته و حتی در امروز ما مواجه میشیم با واژه ای مثل ارتداد که کماکان قدرتمند به عنوان ‏مثال در قوانین جزایی جمهوری اسلامی هم وجود داره و هیچ حقی قائل نیست برای اینکه انسان ها بتونن این باور خودشون رو ‏تغییر بدن و حالا پا رو فراتر میزاره و این اجازه رو به انسان ها و این حق رو برای اونها محترم میشه که حالا این تغییر ادیان رو ‏حتی به مرحله عمومی خودش هم برسونن و بتونن این مناسک رو در عموم هم اجرا بکنن و یا به نوعی تبلیغ اون ادیان ‏خودشون رو بکنن.‏
‏ این اون ماده ای ست که امروز اروپا به نوعی با قبول کردنش در این هچل بزرگ هم گرفتار شده.‏
‏ یعنی شما وقتی مواجه میشید با کشورهایی که پناهنده قبول میکنن از کشور های مسلمان در نهایت حالا اون ها اون ها رو ‏پناهنده میکنن در کشور خودشون به نوعی پناه به این ها میدن و با توجه به این ماده مشخص حالا دست اون ها رو باز میزارن ‏برای هر گونه تبلیغ و در نهایت از دل این تبلیغ ها هست که حالا تندرو هایی هم در اون کشور باز پا به عرصه میزارن و این ‏اتفاقات رو هم رخ میدن.‏
‏ خب روحیات و ماهیت این نگاه و این ماده قانونی قابل ستودن هست.‏
‏ قابل احترام و جزو پیشرفت های انسانی هست.‏
‏ اما با توجه به اعتقادات و باورهایی که ما داریم خب قاعدتا ما نیازمند جهانی متشکل و منظم تر هستیم.‏
‏ فارق از این نگاه ها که حالا میگم باز هم جاش در این بحث مشخص نیست.‏
‏ حالا ما در آتی در ویژه برنامه هایی که پیرامون جهان آرمانی، پیرامون قلمرو آرمانی و باورهای خودمون داریم بیشتر صحبت ‏میکنیم.‏
‏ در ماده نوزدهم ما مواجه می‌شویم با این بند که می‌گوید هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است و این حق شامل آزادی ‏داشتن باور و عقیده بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت و حق جست و جو دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ‏ای بدون ملاحظات مرزی است.‏
‏ خب نه تنها این آزادی عقیده و بیان محترم شمرده شده بود در ماده گذشته حالا در این بیشتر هم به آن بال و پر داده می‌شود و ‏به نوعی در برابر مزاحمان و مداخلات هم از آن دفاع می‌کند و فرای آن حق انتشار و اینکه این افکار را از طریق رسانه ها بدون ‏داشتن مرز هم انتشار بده دارد بیان می‌شود.‏
‏ این هم جزو آن مواد قابل احترام هست.‏
‏ موادی است که انسان را به نوعی دارد به پیشرفت بشری می‌رساند در راستای اینکه نه تنها بتوانند اعتقادات خودشان را تغییر ‏بدهند حتی آزادانه بتوانند در باب این اعتقادات هم صحبت کنیم.‏
‏ ماده بیستم بند اول.‏
‏ هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکل انجمن های مسالمت آمیز است.‏
‏ بند دوم هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.‏
‏ خب ما در ماده بیستم هم روبه رو هستیم با آزادی تشکیل انجمن ها، آزادی داشتن این انجمن ها برای این گردهمایی ها که ‏تحت عنوان باورها و اعتقادات خودمان اتفاق می افتد و در بند دوم هم داره از این تحمیل و زوری که اگر قرار باشه این ‏جماعت رو درون اون نقش ببندند و به نوعی عضو اون بکنند هم صحبت میکنه.‏
‏ یعنی شما در متن اعلامیه حقوق بشر مواجه میشی در این چند بند انتهایی که من داشتم درباره اش صحبت می کردم حالا از ‏آزادی بیان صحبت می کنه و حالا جایگاهی میده برای اینکه این آزادی بیان بتونه مطرح بشه و کسی نتونه درش مداخله داشته ‏باشه.‏
‏ و در نهایت ما را به نقطه ای میرسونه که حالا میتونید تشکل و انجمنی رو هم برای خودتون به وجود بیارید.‏
‏ و در نهایت قرار هست که فقط درش جبر و زوری وجود نداشته باشه.‏
‏ یعنی ما پله به پله در مواد مختلف داریم نزدیک میشیم.‏
‏ بیشتر و بیشتر به این مبانی پیرامون آزادی بیان و نه تنها خلاصه کردن آزادی بیان در راستای یک ماده قانونی که هر کسی ‏میتونه آزادی بیان داشته باشه که سعی کرده نزدیک تر به مبانی ای بشه که بشه قابل فهم تر باشه و تفاسیر مختلفی نشه از دلش ‏برون آورد.‏
‏ یکی از نکات کلیدی که در دل این متن اعلامیه حقوق بشر هم وجود داره همین به نوعی صریح صحبت کردن هست که در ‏بعضی از مواد به شدت قابل احترام هست و این باز کردن موضوعی که میشه ازش برداشت های مختلف کرد.‏
‏ خب متن اعلامیه حقوق بشر شامل 12 ماده هست.‏
‏ ما 12 ماده رو در این قسمت دربارش صحبت کردیم و 10 ماده آخری رو هم در قسمت بعدی این ویژه برنامه در موردش اش ‏صحبت میکنیم که زمان این برنامه هم خیلی زیاد نشه.‏