در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
آزادی بدون برابری، تنها واژهای فریبنده برای مشروعیت بخشیدن به سلطه است. در جهانی که قدرتمداران، آزادی را در گروی فقر و اسارت تودهها تعریف میکنند، پادکست «به نام جان» در این ویژهبرنامه، نقاب از چهره دو بازوی استبداد مدرن یعنی لیبرالیسم و کمونیسم برمیدارد.
این متن، مانیفستی است برای آنان که دریافتهاند آزادی و برابری دو بال جدانشدنی از پیکره آگاهی هستند؛ حقایقی که در ساختارهای فعلی قدرت، به نفع سرمایه یا دولتهای پلیسی مصادره شدهاند. ما اینجا از رهایی سخن میگوییم؛ رهاییای که مرز آن، آزار ندیدن هیچ جانی در این جهان است.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان هست با شماست.
این قسمت دوم از ویژه برنامه نقد لیبرالیسم و کمونیسم هست و ما قراره تو این قسمت در باب آزادی و برابری صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان تو این ویژه برنامه مشخص که ما در باب لیبرالیسم و کمونیسم صحبت میکنیم میرسیم به مبحث اصلی و مهم یعنی آزادی یا برابری.
دو مفهوم مهمی که هر دوی این نگاه ها در بارهاش صحبت دارن و به نوعی ما دربارش صحبت کردیم که هر دو با قربانی کردن دیگری سعی در به کرسی نشاندن معنای خود دارن.
یعنی وقتی ما در باب لیبرالیسم صحبت میکنیم تا آزادی رو میدان دار و در برابرش برابری رو به قربانگاه ببرن، دقیقا بر عکس همین نگاه در کمونیسم وجود داره.
یعنی کمونیستی که حالا قرار هست برابری رو میدان دار کنه و آزادی رو به قربانگاه ببره.
با هزینه کردن یکی از این دو معنا، معنای دیگری رو صاحب و مالک جهان خود بکنه.
اینکه تا چه اندازه تونسته هر کدوم از این معانی رو میدان دار بکنه موضوع مهمی در این قسمت مشخص نیست.
حالا در قسمت های آتی سعی میکنیم در باب لطماتی که هر کدوم از این دو نگاه بوجود آورده اند صحبت بکنیم که در اونجا بیشتر درباره اش صحبت میکنیم.
اما در این قسمت مشخص ما سعی میکنیم در باب همین مساله آزادی فردی و منافع جمعی و اصولا مساله مهم آزادی و برابری صحبت بکنیم.
موضوعی که اصولا این ویژه برنامه هم به خاطر اون بوجود اومده یعنی ویژه برنامه لیبرالیسم و کمونیسم در راستای ادغام دو معنای آزادی و برابری است.
اون چیزی که من بارها دربارش صحبت کردم اصولا آزادی بدون برابری معنایی نخواهد داشت.
تمام صحبت ما هم در این ویژه برنامه پیرامون همین مفهوم مشخص است که ما باید بدانیم که آزادی بدون برابری معنایی نخواهد داشت.
تمام آزادی یعنی بر اصول آزادی و برابری دو معنای به هم گره خورده هستند چراکه ما آزادی بدون برابری نمیتوانیم معنا بکنیم.
یعنی هرجایی که آزادی به تنهایی بخواهد میدان دار بشود.
ما داریم صحبت قدرت میکنیم.
کسی که قدرت بیشتری دارد، کسی که میتواند از ضعف دیگران استفاده بیشتری ببرد، قاعدتا آزاد خواهد بود.
آزادیای که به مفهوم اسارت دیگران هست به هزینه اسارت دیگران به وجود می آید.
یعنی وقتی شما به جهان پیرامونی خودتان نگاه میکنید، اگر حذف آزادی را داشته باشید و بخواهید آزادی را بلا قید و شرط تصور بکنید، آن کسی که قدرت بیشتری دارد به قیمت آزار رساندن به دیگران و از میان بردن آزادی آنها آزاد خواهد بود.
پس وقتی ما درباب آزادی صحبت میکنیم، میدانیم که باید در ابتدا باورمند به برابری باشیم با پیش فرض باورمند بودن به برابری.
اینکه آزادی برای همگان یکسان هست.
حالا بیاییم وارد میدان و تعریف مشخصی در باب آزادی داشته باشیم.
پس قاعدتا این موضوع و این قسمت موضوع مهمی است چرا که پیوند خورده به باورهای ماست و اصولا نقد لیبرالیسم و کمونیسم هم گره خورده به همین مفهوم مشخص است.
خوب اگر بخواهیم در باب این مسئله بیشتر صحبت بکنیم و با مصادیق بیشتری هم جلو ببریم باید برویم و در باب فردگرایی و در باب این نگاهی که در لیبرالیسم تحت عنوان آزادی وجود دارد صحبت بکنیم.
شما وقتی با نگاه لیبرالیسم روبرو میشوید خب گفتیم در اون نقطه مشخص تاریخی و اون نگاه انسان گرایانه ای که در برابر اون نگاه تقدیرگرایانه خداپرستان وجود داشت نقطه کلیدی بود.
یکی از اون پله ها برای رسیدن ما به پیش تر بود.
اما در باب این مسئله من بارها صحبت کردم.
شما اگر قرار باشه با اون فرهنگ ضدیتی که ما دربارش صحبت کردیم یعنی وقتی انسان یک نیروی متخاصم در برابر داره که ازش اتفاقا احساس نفرت میکنه و حالا قدرت و توان ایستادگی در برابر اون رو نداره، در نهایت بعد از گذر از اون با فرهنگ ضدیت سعی میکنه هر چیزی که اون گفته رو در برابرش عمل کنه، فرهنگ ضدیت رو میداندار بکنه و هر چیزی که اون میگه رو دروغ بپندارد.
راست و دروغ تصویر چیزی که ما مثلا امروز در ایران و جمهوری اسلامی میبینیم کسانی که مخالفت با جمهوری اسلامی دارند، گاها هر چیزی که جمهوری اسلامی بگه رو برعکس تعبیر به حقیقت و درستی میکنند.
هر حرف اونها رو مترادف با زشتی و پلیدی میدونند.
گاها حرفشون درست هست اما مواجه میشیم با موضوعاتی که انگار دارند اشتباهن.
حالا وقتی روبرو میشیم با اون نگاه اومانیستی و انسان گرایانه هم داستان به همین شکل هست.
اون مشیت الهی، اون مشروعیت آسمانی، اون نگاه الهی، در این اون نگاه معنوی که ما میشناختیم، حالا وقتی میاد در فرهنگ انسان گرایی قرار میگیره انگار فقط و فقط در پی تغییر جایگاه هست.
انگار اون خدای بر تخت عزل میشه تا بجاش انسان به کرسی بنشیند.
فارغ از تمام مفاهیمی که ما پیرامون آزادی و برابری جان ها داریم و بارها هم بهش اشاره کردیم و بخوایم در باب این برابری میان انسان ها و حیوانات و گیاهان و زندگی آزاد برای همۀ اینها صحبت بکنیم.
حتی وقتی وارد این قضیه به دور از این نگاه ها میشیم، می بینیم که این انسانگرایی تعریف و تعبیر شده، گویی که همون فرهنگ ضدیت با فرهنگ خدایی است.
من در باب آتئیست هم این صحبت رو کردم گفتم کسانی که خودرا ضد خدا میدونن بیخدا میدونن گاها خود رو به جای خدا نشوندن یا باورهای خود رو یا اون کسی که به آن باورمند هستن رو به جای خدا نشاندند.
در این نگاه انسان گرایانه هم داستان به همین شکل است.
گویی که آن نگاه معنوی و آسمانی برداشته شده و خدا تاج و تخت را داده تا انسان به سر بگذارد و در بالا بنشیند.
این یکی از آن نقاطی است که ما وقتی در باب لیبرالیسم و در باب فردگرایی صحبت می کنیم به آن نقطه می رسیم.
حالا فردی که مبدل به همه چیز جهان میشه، همه چیز گویی که برای او هست.
خب در اون نقطه ابتدایی نقطه روشنی بوده.
پله ای برای ترقی بوده تا ما از زیر استبداد و خودکامگی خدا و فرهنگ الهی دور بشیم.
اما با برگرفتن اون فرهنگ ضدیت انگار جای ها فقط تغییر کرده.
مانند انقلابی که مثلا ایرانی ها در سال 57 انجام می دن.
خب در اون نقطه ابتدایی کسانی که زیر یوغ و استبداد نظام پادشاهی پهلوی بودند خیلی خوشحال بودند.
شادمان بودند اما بعد از گذر زمان کوتاهی فهمیدند که شرایط همون هست.
حتی چه بسا بدتر و وحشتناک تر چرا که فقط تاج سر جاش هست.
سر در میان تاج رو تغییر دادن.
محمدرضاشاه پهلوی رفت.
به جاش خمینی قرار گرفت.
تاج سر جاش هست.
مقام و جایگاه قدرت تمام ساختارها و حتی چه بسا بدتر.
و حالا سر بریدن یک سر تازه به جاش گذاشتن و مشکل کماکان سر جاش هست.
وقتی در باب لیبرالیسم هم صحبت میکنیم و میرسیم به اون نگاه انسان گرایانه، انگار داستان به همین شکل هست.
سر خدا برداشته شد و سر انسان به جاش قرار گرفته و این فردگرایی در امتداد این نگاه آلوده هست که مدام تکرار میشه، ادامه پیدا میکنه و دیگه از فردگرایی و آزادی فردی میرسه به مرز دیگران میرسه برای آزار دادن به دیگران وارد میدان میشه تا آزادی دیگران رو از میان ببره.
یعنی شما وقتی در باب آزادی ها صحبت میکنید، حالا وقتی لیبرالیسم داره در باب آزادی فردی صحبت میکنه، در باب بازار آزاد صحبت میکنه، دیگه صحبتش در باب آزادی یک فرد نیست.
آزادی فردی او به قیمت از میان بردن آزادی دیگران.
یعنی شما امروز وقتی نگاه میکنید یک سرمایه داری که نشسته و توی کارخونه ای رو مثلا برای خودش زده، حالا داره به واسطه سرمایه اش از کار این کارگران بیشمار مثل زالو میخوره.
حالا تعبیر میشه به آزادی های فردی.
وقتی وارد این بازار آزاد میشیم، اگر تعداد زیادی کارگر وجود داشته باشه و کاری نداشته باشن اونها میتونن بی جیره و مواجب با دستمزد بسیار اندک کار بکنن.
بلافاصله هم تعبیر بر این میشه بله آزادی های فردی وجود داره.
اینها میتونن انتخاب بکنن، انتخاب خودشون هست.
حالا اگر خود اون کارفرما شرایطی را پدید بیاره که کار کم بشه و کارگر زیادی وجود داشته باشه موضوع به چه شکل است؟
و قص علی هذا.
میشه تا صبح دربارش صحبت کرد و از این عناوین مثال آورد.
اما این ویژه برنامه و اصولا برنامه ای به نام جهان پیرامون مصادیق نیست.
در باب این معانی صحبت میکنیم.
معانی مشخصی که در نهایت با تغییر دادن جایگاه خدا و انسان و اون انسان گرایی و درنهایت اون فردگرایی، همون جایگاه رو در مبنای از میان بردن آزادی دیگران و اصولا هزینه کردن آزادی دیگران برای آزادی خویشتن ما رو به این نقطه مشخص رسونده.
و در نهایت وقتی شما دارید مرور میکنید این نگاه لیبرالیسم رو می بینید که چگونه آزادی هم مبدل به یک بهانه میشه.
اصلا ساختار تشکیل شده در راستای حفظ آزادی اون جماعت ثروتمند و سرمایه دار هست.
اصولا قرار هست همه هزینه بشن برای آزاد تر زندگی کردن اون ها.
نمونه هاش خیلی بارز و عیان هست دیگه.
شما به کشورهای سرمایه داری وقتی نگاه میکنید این سیل دوپارگی رو میتونید به رویت ببینید که چگونه تفاوت میان این ها از زمین تا آسمان هست.
نمونه هاش در ایران خودمون هم قابل رویت است.
با اینکه گفتیم که جمهوری اسلامی و اصولا نگاه اسلامی یک سردرگمی را در بین لیبرالیسم و کمونیسم و خودش هم نمیدونه چی هست و یک چیز هچل هفتی از این وسط به وجود آورده که از تمام نقاط منفی هر دوی این نگاه ها داره سوءاستفاده میکنه.
یعنی نه آزادی رو به میدان آورده و در برابرش از اون دیکتاتوری و خودکامگی مثل کمونیسم داره استفاده میبره.
از اون سلب مالکیت و میدان دار کرده.
اما مالکیت برای کسانی که اتفاقا به دولت وصل هستند و اون فساد سرشار در نهایت یه بلبشویی رو بوجود آورده و شما باهاش روبرو میشید.
اما این تفاوت ها رو میتونید ببینید.
یعنی وقتی با اون قشر سرمایه دار روبرو میشید به واسطه این فردگرایی و آزادی های فردی است و از میان بردن آزادی دیگران هست که به اسارت یک جماعت چند میلیونی این جماعت هستند که ثروتمند هستند.
در مهد این نگاه های لیبرالیسم و سرمایه داری یعنی کشور آمریکا و کشورهایی از دست امریکا مثل انگلستان و دیگر کشور ها هم شما میتونید این شرایط رو ببینید که چگونه جماعتی قربانی راه این سرمایه داران میشوند.
اصولا همه به عنوان ابزاری تصویر شده در این نگاه آلوده.
پس ما وقتی در باب این فردگرایی و ازادی صحبت میکنیم گویی هیچ معنایی از آزادی در خود نهفته ندارد.
این آزادی انتخابی است برای قدرتمندان.
همان تعریفی که من ارائه دادم و گفتم اگر آزادی و برابری رو از هم جدا کنید، چیزی به نام آزادی وجود نخواهد داشت.
اصولا قدرتمندانی هستند که آزاد خواهند بود.
همتای جمهوری اسلامی که تمام قبیله حاکم آزادترین مردم در تاریخ هستند اما به قیمت و هزینه اسارت هشتاد و پنج میلیون ایرانی، 80 میلیون ایرانی.
تمام این مردمان در اسارت هستند تا آن جماعت آزاد باشند.
پس آزادی آنجا وجود دارد.
با این تعریف مشخص اما اگر قرار بر این باشه که ما آزادی رو درست تعریف کنیم در محور ابتدایی و اون پیشفرض نخستین، ما باید باور به برابری باشه چرا که اونجاست که آزادی معنا پیدا میکنه.
اما در این نگاه سرمایه داری اون فردگرایی در نهایت به مرز دیگران میرسه و دیگران رو لگدمال میکنه.
برای اینکه آزاد باشن از اون سر طیف وقتی به کمونیسم هم نزدیک میشید میبینید که برابری چگونه داره از میان میره و خود برابری رو هم حتی از میان میبره.
با یک تعاریف احمقانه ای که داده میشه.
یعنی از یک سو شما مواجه میشین با برابری ای که انگار داره همسان با یکسانی میشه.
یعنی شما در تعریفی از برابری میدونید که ما وقتی در باب برابری صحبت میکنیم یعنی حقوقی که قرار هست برابری تعریف بشه و اینو همه ما میدونیم که همه با هم یکسان نیستیم.
وقتی من درباب برابری انسانها و آزادی همه جانداران صحبت میکنم میدونم که تمام جانداران با هم برابر نیستند.
یعنی یک درخت، یک انسان و یک حیوان همسان نیستند، یکسان با هم نیستن اما در حقوق.
حقوق اولیه زندگی آزار ندیدن باید یکسان باشند.
باید یکسان انگاشته بشن اما گاها اینقدر این معنای برابری رو بی ارزش میکنه.
همون نگاه کمونیستی که انگار از حیز انتفاع درمیاد دیگه مبدل به جوک و طنز و بذله میشه.
دیگه اون معنای حقیقی خودشو نداره.
برابری رو همسان با یک نگاه یکسان احمقانه تصور میکنن که میتونه تمام خلاقیت هارو از بین ببره.
یکی از بزرگ ترین نقد هایی که نسبت به کمونیسم و این نگاه های کمونیستی هست چیست؟
اینکه انسان و نبوغش به واسطه شرایط آزاد است که شکل میگیرد.
بله، وقتی که شما قرار بر این داشته باشید که برابری رو تا این حد فاجعه بار و مبتذل تعریف کنید و در نهایت به یک یکسانی برسید، خب میتونه اینگونه هم این مفاهیم، این مفهوم بزرگ برابری هم از میان بره.
اما تنها و تنها هم موضوع فقط همین نیست.
فارغ از این برابری و دریده شدن برابری با یک مفهوم به اسم یکسانی شما در دل این نگاه کمونیستی مواجه میشوید با این اقتدارگرایی.
یعنی از یک سو در فردگرایی لیبرالیسم شما دارید در باب از بین بردن آزادی های دیگران و وارد مرز دیگران میشوید اما از اون سر طیف وقتی نزدیک به نگاه های کمونیستی میشید حالا قضیه فرق میکنه.
حالا یک دولت اقتدارگرایی است که به واسطه همین اقتداری که داره، به واسطه این خودکامگی ای که داره حالا میتونه هزاران هزار فساد به وجود بیاره.
حالا نه تنها برابری رو با اون مفهوم یکسانی که حتی برابری حقیقی رو هم لگدمال بکنه.
چرا که اصولا ما میدونیم ما انسان رو می شناسیم.
ما میدونیم که انسان ها میل به خودخواهی دارند، برای خودشون، برای بقای خودشون تلاش میکنن.
پس ما باید ساختارهایی رو فراهم کنیم که در برابر این بی بند و باری ها ایستادگی بکنیم.
در برابر این فساد بتونیم ایستادگی بکنیم.
وقتی در باب قدرت صحبت میکنیم، در باب تخصیص قدرت صحبت میکنیم، در باب تقسیم قدرت صحبت میکنیم.
تمام مبنای فکری ما همین است که در برابر این فسادهایی که قاعدتا میتواند وجود داشته باشد و اجتناب ناپذیر است، در ذات انسان هست.
ما بتوانیم در برابر این ها سد ها و رفتار ها و رفتارهای کارآمدی به وجود بیاوریم.
وقتی در باب سیستم نظارتی صحبت میکنیم، موضوع همین نظارت بر این آلودگیها هست.
ما در باب نابودی برابری در لیبرالیسم صحبت میکنیم.
خب وقتی شما روبرو میشوید با این نگاه سرمایه داری میبینید که برابری برایش ذره ای ارزش ندارد.
حاضره همه چیز رو فدای اون رسیدن به پیشرفت بکنه.
یکی از اون عمده نگاه های آلوده ای که در سرمایه داری وجود داره همین ابزار سازی هاست.
باز در این نگاه هم اینها همسان هستند.
یعنی هم کمونیست، هم لیبرالیسم هر دو داره انسان رو در نهایت مبدل به یک ابزار میکند.
هر دوی اینها میخوان از انسان ها برای اون پیشرفت غایی که اصلا مشخص نیست کجا هست، به کدوم نقطه قراره برسن برسونن.
این حرص و ولع و آزی که وجود داره، این رقابت دیوانه واری که مثلا در همون دوران جنگ سرد وجود داشت، از تمام این مردم در نهایت بردگانی به وجود آورد برای رسیدن به امیال یک عده احمق.
یه عده احمقی که احساس میکردن دنیا و پیشرفت رو در یک سری از مسایل مشخص میدیدن حالا هر کدوم این جماعت رو به نوعی برده خود کردن.
این زندگی برده وار در هر دوی این نگاه ها به چشم میخوره.
از یک سو با اون بازار آزاد و اون تعاریف و حالا کارگری که مبدل به یک ابزار شده و حالا باید مدام در پی ساختن باشه.
اصولا این بازار آزاد و این نگاهی که منفعت طلب هست و سود طلب هست در نهایت ناخوداگاه انسان ها رو مبدل به ابزار میکنه.
از اون سر طیف هم اون نگاه احمقانه ای که در دل کمونیست ها وجود داشته کار رو مقدس شمردند و در نهایت با اون شعارهایی که همه دربارش شنیدیم.
شعارهایی که می دادند و اون نوع نگاهی که تزریق می کردند و به نقطه ای رسیدند که حالا.
مردم مبدل به بردگانی شدند برای اینکه این عوامل رو به پیش ببرند و در نهایت به پیشرفتی که هیچ.
نقطه مشخصی هم نداشت برسند.
زندگی رو فدای اون تصویر برابری در دل لیبرالیسم از میان میرود.
اما در عین حال در کمونیسم هم از میان میره.
در کمونیسم هم با فساد از میان میره، با بی معنا کردن مفهوم برابری از بین میره، با خودکامگی و استبداد از بین میره، با این زندگی یکسان و ماشینی از بین میره، با این برده ساختن ها از بین میره.
از اون سر در دل نگاه های سرمایه داری هم به همین شکل هست.
جماعتی برده وار برای اون سرمایه دار باید کار بکنند.
باید اون اوامر رو به پیش ببرند.
حالا این میدان منفعت خواهی که در اینجا وجود داره هم قاعدتا هر روز کارگران تازهای را پدید میاره.
کارگران روزمزدی رو به وجود میاره.
کارگران از کشور های دیگه رو به وجود میاره و اینها هیچ چهارچوب مشخصی رو هم براش قائل نیستن.
همه چیز رو در همون فردگرایی و منفعت فردی تصور میکنن.
همه چیز رو در اون آز و حرص و پیشرفتی که اصلا مشخص نیست به کجا هم تعریف میکنن و هر دو هم به همین شکل هست.
از این سو شما مواجه میشید با دولتی که معلوم نیست حافظ آزادی و ابزار سرکوب هست.
شما در نگاه به این دولت ها هم همین مفاهیم رو میبینید.
یعنی از یک سو وقتی به دولت های کاپیتالیستی رو به رو میشید میبینید که چگونه ابزار رو فراهم کردن برای اون پیشرفتی که خودشون مد نظر دارن.
در تمامی این دولت های سرمایه داری که امروز هم باهاش مواجه میشید همین شکلی هست.
یعنی اگر چیزی تحت عنوان مالیات وجود داره اتفاقا از اون قشری گرفته میشه که بیشترین کارو میکنن و کمترین سود رو میبرن.
حالا اون جماعتی که سرمایه بالایی دارن و بیشتر ثروت اون کشور رو هم از آن خود کردن اتفاقا مالیاتی هم نمیدن.
اتفاقا بدون مالیات قرار است در راستای رسیدن به پیشرفت بیشتر رو برده خودشون بکنند.
چون اصلا مشخص نیست این دایره رقابت در کجاست.
حتی ذره ای ارزش برای زندگی و زیستن به انسانها داده نمیشه.
کل هدف رسیدن به یک فردای نامشخص و رسیدن به پیشرفت و اعتلا است.
یک حرص و آز بی انتهایی که راه به جایی نمیبره.
از اون سمت هم شما مواجه میشید با یک دولت تا دندان مسلح که همه چیز رو از میان میبره برای اینکه در اختیار خودش بگیره.
یعنی شما با حکومت های کمونیستی وقتی روبرو میشید میبینید که تا چه اندازه مستبد هستند، تا چه اندازه حرف خودشون رو به پیش میبرند.
و من بارها در باره اش صحبت کردم.
این قدرت افسار گسیخته وقتی در اختیار هر گروه و طیف انسانی قرار بگیره ثمره مشخصی داره.
ثمره مشخص از میان بردن آزادی هاست.
نابود کردن برابری است و والاتر از تمام این ها فساد بی حد و حصری است که ما همواره در طول تاریخ شاهدش بودیم چرا که انسان اصولا به ذات همینگونه هم هست.
پس حالا شما مواجه میشوید با دولتی که حالا یک ابزار سرکوب هست.
وقتی در باب آزادی بیان در این دو نگاه صحبت میکنیم، در گذر زمان مواجه میشویم.
خب این نگاه پلیسی و سرکوب گرایانه ای که در نگاه کمونیستی وجود دارد که ثمره اش مشخص است.
یعنی شما وقتی در طول تاریخ مد نظر قرار بدید تمام این دولت های کمونیستی رو مواجه میشید با این دولت های پلیسی که تشکیل شدند از شوروی.
در نظر بگیرید از چین در نظر بگیرید مخالفان رو چگونه قلع و قمع کردند و چه تبعات تاریخیای رو به وجود آوردند.
حالا در قسمت های آتی بیشتر سعی میکنیم در باب این عناوین صحبت بکنیم.
اما اشارت در این مفهوم هم به همین شکل قابل رویت هست.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با این نگاه کمونیستی میبینید که چگونه دولت به وجود اومده، تنها و تنها ابزاری است برای سرکوب، ابزاری است برای از میان بردن آزادی بیان رو هم قاعدتا لگدمال خواهد کرد.
از اون سر طیف در جامعه های سرمایه داری هم داستان به همین شکل است.
شما با دولت هایی مواجه می شوید که باز مبنای اصلی به وجود آمدنشان هم موضوع سرمایه است.
یعنی شما یک نگاه مثلا به حکومت هایی مثل حکومت آمریکا بکنید.
اصولا انتخابات ریاست جمهوری آنجا را ثروت بیشتر برنده می شود.
اصولا ورود به مجلس سنا را کسی می برد که ثروت بیشتری دارد.
اصولا این جامعه تشکیل شده در سیاست کسانی هستند که جزء بزرگ ترین سرمایه داران آن کشور به حساب می آیند.
شما دارید می بینید که مبنای اصلی دولت به وجود آمده هم بر پایه سرمایه داری است.
منافع را هم سرمایه داران برای سرمایه داران حفظ خواهند کرد.
یعنی شما وقتی مثلا به یک مفهوم مواجه می شوید مثل حمل اسلحه در آمریکا، خوب می دانید که این قدرت سرمایه داری است که اجازه نمیده یه همچین موضوعی حل بشه.
و شما انگار یک عده بربر روبرو هستید که مگه ممکنه؟
شما باید در باب دنیایی صحبت بکنید که حتی نیروی امنیتیش هم سلاح نداشته باشه چه برسه به اینکه مردم سلاح های اتومات و سلاح های کشتار جمعی در اختیار داشته باشن.
تا چند روز دیگه فکر کنم بمب هم تو خونه هاشون نگه دارن.
خب شما دارید میبینید که چگونه نقش سرمایه وارد این میدان میشه و همه چیز رو در اختیار میگیره.
یعنی ثروت هست اونجا صحبت اصلی رو میکنه.
آزادی فردی هم برای کسی است که ثروت بیشتری داره.
حکومت هم در راستای کسب و انتخاب کسی است که ثروت بیشتری داره.
تمام ساختارهای سیاسی بر همین مبنا شکل گرفت.
از اون سمت هم ما با دولتی روبه رو هستیم در دولت های کومونیستی که با ابزار سرکوب با این اختناقی که بوجود میارن، با به دست گرفتن تمام قدرت و این سیستم استبدادی که پدید آوردن تمام آزادی ها رو از میان خواهند بود، در دل حکومت های سرمایه داری هم داستان به همین شکل هست.
آزادی بیان هم در این کشور ها معنایی نداره.
اصولا همه چیز در اختیار سرمایه و ثروت است.
یعنی شما وقتی با همین جوامع سرمایه داری روبه رو می شوید شاید آزادی بیان به شکلی که ما بتوانیم در موردش صحبت بکنیم وجود داشته باشد اما برای وارد شدن و ورود به این آزادی بیان هم باز شما نیاز به سرمایه دارید.
یعنی مثلا شما اگر فیلم ساز باشید و بخواهید در یک کشوری مثل امریکا فیلم بسازید نیاز به چه دارید؟
نیاز به سرمایه دارید؟ ثروت دارید؟
اگر قرار باشد یک تلوزیون داشته باشید تا صحبت بکنید نیاز به سرمایه داری یعنی همه دالان های آزادی هم بر می گردد دوباره به ثروت.
دوباره به سرمایه.
پس باز شما شاهد این هستید که همه چیز داره قربانی راه همان ثروت اندوزی میشه و اون نگاه آزمندانه میشه.
شما وقتی در باب حق مالکیت صحبت میکنید حالا این حق مالکیت یک ابزاریست برای آزادی، ابزاری است برای سلطه.
کسی که مالکیت بیشتری داشته باشد، سلطه گری بیشتری هم خواهد داشت.
رییس جمهور اون کشور هم میتونه بشه.
وارد مجلس سنا هم میتونه بشه وارد این ارکان سیاسی میتونه بشه و اصولا سرمایه و همین حق مالکیت هست که در نهایت همه چیز رو تصویر میکنه.
شما وقتی به این دولت های سرمایه داری نگاه میکنید میتونید به راحتی رد پای سرمایه و ثروت و اصولا قدرتی که به واسطه ثروت بوجود میاد رو ببینید.
این موضوع قابل انکار نیست و همواره هم قابل رویت هست.
از اون سمت هم تمام آزادی قربانی خواهد شد.
در حکومت کمونیستی که همه قدرت رو در اختیار گرفته و مستبدانه قرار هست که پادشاهی و امپراتوری بر دیگران بکنه.
موضوع مهم و اساسی همواره در دل مفهوم لیبرالیسم و کمونیسم، آزادی بدون برابری یا برابری بدون آزادی است.
هر دوی این حکومت ها فرای اینکه خود مفهوم آزادی در لیبرالیسم هم لکه دار و بی معنا میشه، با اون تعریف مشخصی که من نسبت به آزادی دارند و اصولا آزادی واقعی هم همین است.
می دانیم که خود آن مفهوم را هم لگدمال می کنند.
اما فارغ از آن، قرار بر این دارند تا با قربانی کردن مفهوم در برابر یعنی برابری را به قربانگاه برده اند.
حالا این نیمچه آزادی که مفهومی از آزادی ندارد را به جماعت بدهند و بخورانند در حقیقت.
چرا که ما در باب آزادی صحبت کرده ایم.
قاعدتا وقتی شما دارید درباب آزادی صحبت می کنید، نمی توانید این آزادی را به دور از مفهوم برابری تصور کنید چرا که با از بین بردن برابری دیگر چیزی از آزادی به میدان نمی ماند.
به همین شکل هست که وقتی در باب حکومتهای سرمایه داری صحبت می کنیم هم آزادی ست.
اینجا لگدمال شده و از آن معنایی نمانده و هم اصولا قرار بر این هست که برابری را به قربانگاه ببرند تا آزادی وجود داشته باشد.
یعنی شما می دانید که به صراحت در باب این صحبت می کنند که اگر ما یک نیاز به پیشرفت داریم، این نیاز به حرص و ولع و آبی که در وجودمون هست.
برای اینکه در این رقابت جانفرسا نفر اول باشیم و کشور اول باشیم و به بهترین جایگاه ها برسیم باید برابری از میان بره چراکه ما نیاز داریم تا باج بدیم، مردمی باشن، فکر کنن کار جدید بوجود بیارن، حالا اینها ثروت بیشتری هم داشته باشن و یه عده هم قربانی باشن.
برابری در میان نباشه.
حالا دارن خودشون هم این رو اذعان میکنن.
یا در برابر این نگاه وقتی در باب کمونیسم صحبت میکنیم داستان به همین شکل هست.
حالا اینها میان میگن بله برای اینکه ما بخواییم برابری داشته باشیم باید آزادی رو از میان ببریم.
برای داشتن امنیت باید آزادی سلاخی بشه.
حالا میان دولت پلیسی تشکیل میدن و همه قدرت رو برای خودشون میگیرن.
با اقتدار به پیش میرن و این خودکامگی را به پیش میبرن تا برابری رو به وجود بیارن.
اما برابری ای رو هم که بوجود آوردن ارزش و معنایی نداره چراکه این برابری به نوعی یک شکل ازبین رفته برابری است، یک تصویر مخدوش از یکسانی است، اون هم یک ثانیه ای که گاها به واسطه اون فساد سرشار و اون قدرت در نوک هرم میتونه به جماعتی داده بشه.
میتونه هم نشه بسته به فرمان و امر اون قدرت یکتا هست.
همتای تمام مفاهیمی که ما در باب معنای خدا هم داشتیم.
ما وقتی داریم در باب رسیدن به فردای روشن صحبت میکنیم، مهم اصل و موضوع اصلی ما این هست که بتونیم ساختار هارو تغییر بدیم تا اشخاص میداندار نباشن تا فرد در نوک هرم موضوعی رو بوجود نیاره.
باید سیستمی ساخته بشه که این سیستم بتونه خودش حرکت کنه.
حالا با انتخاب چندین نفر با تفکر جمعی و در کنار هم بود.
پس قاعدتا وقتی در باب آزادی و برابری صحبت میکنیم میدونیم که چه حکومت های لیبرالیستی و چه حکومت های کمونیستی هر دوی اینها در وهله اول معنایی رو که بهش باور دارند رو از حیطه معنا بی اثر میکنند.
اگر به آزادی باور دارند در نقطه ابتدایی آزادی رو بی ارزش می کنند؟
اگر به برابری باور دارند، برابری را لگدمال می کنند و فرای آن.
حالا اگر وارد چرخه ای برای به کرسی نشاندن این مفهوم می شوند، با قربانی کردن معنای در برابر این کار را انجام می دهند و تمامی معنا را هم از میان می برند.
کل صحبت پیرامون لیبرالیسم و کمونیسم هم در همین معناست.
معنایی که ما باید بیشتر بهش نزدیک بشویم.
بدانیم که آزادی و برابری همسان با هم هستند، غیر قابل جدا شدن از هم هستند.
دو وسیله ای اند که اگر از هم جداشون کنید اون کسی که تنها می مونه هم بی معناست.
این دو با هم و در کنار هم معنا میشن و ما باید به این معنا در کنار همه این ها برسیم که آزادی یعنی آزار نرساندن به دیگران.
دیگرانی که همه جان های جهان رو تشکیل میدن.
انسان، حیوان و گیاه و این مفهومی است که آزادی و برابری رو در هم پیوند میده و حال دریچه ای باز هست به دور از آزار رساندن به دیگران.
هر چیزی که هر کسی می میخواد رو میتونه تعبیر به آزاد کنه اما به دور از این معنا.
ما معنایی برای آزادی نمی توانیم متصور باشیم و همینگونه است که حکومت های سرمایه داری و کمونیستی در طول تاریخ هر دوی این معانی رو از حیطه انتفاع تهی کردند.
در این انتهای برنامه دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید ام رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.
تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت ناسا رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدای تغییر شکل بگیره و اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.
در پناه آزادی.
آیا ممکن است مفهومی والاتر از آزادی بدون برابری برای توجیه استثمار وجود داشته باشد؟ وقتی از لیبرالیسم سخن میگوییم، با جهانی روبرو هستیم که در آن فردگرایی تا مرز دریدن حقوق دیگران پیش میرود. در این ساختار، آزادی به ابزاری در دست سرمایهدار مبدل شده تا از نبوغ و عرقِ جبین کارگر، کاخهای قدرت خود را بنا کند. در مقابل، کمونیسم با ادعای برابری، انسانیت را در چرخدندههای یکسانیِ اجباری و دولتهای تا دندان مسلح پلیسی خرد میکند.
پرسش اساسی اینجاست: چرا همواره یکی از این دو معنا باید به قربانگاه دیگری برود؟ تحلیل نیما شهسواری در این اثر نشان میدهد که هر دو نظام، انسان را تنها به مثابه یک «ابزار» برای رسیدن به پیشرفتی نامعلوم میبینند. در نظامهای سرمایهداری، حتی آزادی بیان نیز تابعی از ثروت است؛ دالانهای رسانهای تنها به روی کسانی گشوده میشود که سرمایه را در اختیار دارند. این یعنی در عمل، چیزی به نام آزادی وجود ندارد، مگر برای قبیله حاکم و صاحبان ثروت.
حقیقت این است که آزادی و برابری مفاهیمی گرهخوردهاند. هر جا که برابری حقوقی میان جانداران (اعم از انسان، حیوان و گیاه) نادیده گرفته شود، آزادی به اسارتِ جمعی مبدل میگردد. نظامهای فعلی جهان، چه با نقاب دموکراسی سرمایهمحور و چه با استبداد کمونیستی، تنها جایگاه قدرت را تغییر دادهاند؛ گویی تاج را از سر خدایان باستانی برداشته و بر سر «انسانِ خودخواه» یا «دولتِ مقتدر» نهادهاند، بدون آنکه ساختار ستم تغییر کند.
ما نیازمند بازگشت به معنای اصیل جان هستیم. رهایی حقیقی زمانی آغاز میشود که بدانیم:
در نهایت، دعوت ما به سوی آگاهی است. برای عبور از این بنبست تاریخی، باید به دنبال سیستمی بود که در آن آزار نرساندن به دیگران، بنیادِ اصلی آزادی و برابری باشد.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.