سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان است. با شماست.‏
‏ این قسمت اول از ویژه برنامه سرانجام ایران هست و ما قراره توی این قسمت یه مقدمه ای نسبت به این موضوع داشته باشیم.‏
‏ ممنون که همراه من هستید.‏
‏ خب دوستان تو این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب ایران دوباره صحبت بکنیم.‏
‏ خب من در این پادکست به نام جان در ویژه برنامه های مختلف بارها و بارها در باب ایران صحبت کردم چرا که موضوع مهمی ‏است و زندگی روزمره ما رو هم تحت تاثیر خودش قرار داده.‏
‏ مسئله ای است که همیشه باهاش درگیر هستیم و حالا توی این ویژه برنامه مشخص قرار هست ما در باب اون سرانجام ایران ‏صحبت بکنیم.‏
‏ اتفاقاتی که میتونه و محتمل هست برای آینده ایران بیفته.‏
‏ بعد از وجود این جمهوری اسلامی و تمام فجایعی که به بار آورده در طول این سالیان درازی که در قدرت بوده، حالا باید این ‏ایران در نهایت یه سرانجامی هم داشته باشد.‏
‏ نهایت حضور این جمهوری اسلامی باید به یک جایی ختم بشه.‏
‏ در اون ویژه برنامه ای که تحت عنوان انقلاب ایران بود من صحبت کردم و گفتم که قاعدتا شرایط در ایران اینطوری نخواهد ‏موند.‏
‏ یعنی اینگونه نیست که مثلا ما بخوایم تصور کنیم که جمهوری اسلامی یک حکومتی باشه که سالیان درازی بتونه قدرت را در ‏اختیار بگیره و اصولا از نظر منطقی و عقلانی هم جور در نمیاد.‏
‏ چرا که خب ما داریم در باب یک قبیله ای صحبت میکنیم که با یک اعتقاد جزمی که دارند حالا اومدند قدرت رو در اختیار ‏گرفتند.‏
‏ در یک جمع کثیری که اتفاقا هم متکثر الفکر هست.‏
‏ یعنی شما وقتی به صحنه ایران نگاه میکنید میبینید که تفکرات مختلفی در ایران وجود داره.‏
‏ از نگاه های مختلفی که در ایران جاری و ساری هست، حتی همون نگاه شیعی که به عنوان مثال امروز در جمهوری اسلامی ‏قدرت داره هم میبینید که اختلافات بی حد و حصری درش وجود داره و اصولا جامعه ایران که درش تفکرات مختلفی وجود داره ‏و این کار رو سخت میکنه برای هر نوع تفکری که بخواد تفکر خودش رو غالب بر دیگران بکنه و بر این جماعت مغلوب و ‏فرمانبردار بتونه فرمانروایی بکنه.‏
‏ اصولا این کار، کار سختی است چرا که ایران متشکل از تفکرات مختلف و نگاه های مختلف است و اینکه ما بخواهیم به اون ‏نقطه برسیم که تصور بکنیم جمهوری اسلامی است که دائما میتونه بر این جامعه ایران حکومت بکنه، یک فکری دور از ذهن ‏هست و من اونجا هم گفتم در اون ویژه برنامه اصولا به این موضوع اعتقاد دارم که ما وقتی در باره ایران صحبت میکنیم ‏میدونیم که آینده ایران متفاوت از چیزیست که امروز بر آن حاکم است.‏
‏ دلایل عمده ای هم داره اما اینکه چه زمانی این اتفاقات رخ خواهد داد و چگونه این اتفاقات رخ میده موضوع قابل بحثی است و ‏موضوعی است که باید حالا به واسطه اون حد از عملی که ما از خودمون نشون میدیم، تفکراتی که ما به وجود میاریم، گروه ‏هایی که ما به وجود می آوریم، در نهایت اون رو میتونیم تسریع کنیم و خارج از این تسریع کردن بتوانیم با هزینه کمتر به ‏سرانجام برسانیم و اصولا نوعی به سرانجام برسانیم که مد نظر خودمان هست برای فردای بهتر به نوعی ایران را آماده کنیم.‏
‏ اما اینکه شرایط متفاوت خواهد بود موضوعی است غیر قابل کتمان.‏
‏ هر کس با هر نگرشی اگر بخواهد عقلانی به موضوع نگاه بکند، خارج از تعصبات بخواهد نگاه بکنه میتونه بفهمه که ایران ‏نمیتونه این شرایط رو داشته باشه و حالا ما قرار هست که در باب این مسایل در این ویژه برنامه صحبت بکنیم، صحبت بکنیم که ‏حالا چه احتمالاتی وجود داره این آینده ایران و سرانجام ایران به چه سمت و سویی خواهد رفت و می تونه بره؟
‏ حالا اینکه در باب هر کدوم از این احتمالات در هر کدوم از قسمت های این ویژه برنامه صحبت بکنیم و حالا به یک برآیند کلی ‏نزدیک به واقعیتی برسیم که شاید در آتی همچین روندهایی در ایران اتفاق بیفتد.‏
‏ و گفتم موضوع مهم در این مساله یعنی وقتی شما به مسئله سرانجام ایران نگاه می‌کنید این است که در نهایت ما بتوانیم با شناخت ‏درستی که نسبت به موضوعات ایران داریم، بتوانیم یک راهی برای فردای خودمون بسازیم، سرانجامی رو خودمون رقم بزنیم و ‏اصولا حالا ما فعلیتی داشته باشیم در این مساله و در این تغییری که قرار است در فردای ایران اتفاق بیفتد، حالا قرار نباشد که ما ‏به نوعی با یک نگاه وهم آلود در خود مانده و اسیر این توهمات در انتظار سرنوشتی باشیم که برایمان از پیش تری نوشته اند و ‏به نوعی موضوعی که مقدر شده و در آینده هم اتفاق خواهد افتاد.‏
‏ ما قرار هست که با شناخت درست واقعیت و نزدیک شدن به این واقعیات در نهایت جهان را و حالا شرایط ایران خودمان را به ‏سمت و سویی ببریم که آینده ای که خودمان بهش نیاز داریم و بهش فکر کردیم و آرمان هامون به نوعی بهش گره خورده، اون ‏آینده رو براش بسازیم.‏
‏ حالا توی این ویژه برنامه هم سعی میشود که این موضوعات محتمل را درباره اش صحبت بکنیم.‏
‏ در این قسمت ابتدایی هم اصولا دوست داریم که یه مقداری موضوع رو باز کنیم.‏
‏ مثلا به عنوان مثال اینکه دلیل اینکه ما قرار هست در باب این مسئله صحبت بکنیم چیست؟
‏ خب قاعدتا موضوع ایران موضوع مهمی است برای تمام ماهایی که در ایران به دنیا اومدیم و زندگیمون گره خورده با مسائل ‏ایران هست.‏
‏ حتی اگر فرسنگ ها هم از شرایط ایران دور باشیم با توجه به جهانی که درش زیست می کنیم، جهانی که قواعد و قوانین از پیش ‏تعیین شده ای داره و ما هم مکلف به نوعی به پیروی از این قوانین هستیم.‏
‏ خب ما قاعده ای تحت عنوان ایران رو می شناسیم و درش بزرگ شدیم و زندگی کردیم و موضوع مهمی است.‏
‏ قاعدتا موضوعی است کتمان ناپذیر.‏
‏ نمیشه از زندگی خودمون حذفش کنیم.‏
‏ نمی تونیم خودمون رو دور از این تفکرات بکنیم.‏
‏ خواه ناخواه زندگی ما گره خورده با مسائل ایران هست.‏
‏ قاعدتا همه ما آرزویی برای فردای ایران داریم و باید داشته باشیم.‏
‏ باید رویایی برای این فردای ایران در ذهنمون داشته باشیم تا بتونیم بهش نزدیک بشیم تا فردای ایران رو رقم بزنیم.‏
‏ خب دلیل اصلی که ما در باب این مساله صحبت می‌کنیم و در باب این سرانجام ایران و موضوعات محتمل در باب این سرانجام ‏ایران صحبت می‌کنیم هم قاعدتا همین موضوع مشخص است.‏
‏ آن آرزویی که برای فردای ایران در سر دارم اینکه دوست دارم ایرانی را ببینم که آزاد هست که نه فقط انسان‌ها که نه فقط زنان ‏که همه جان‌ها در آن برابر هستند زندگی راحت و آسوده ای در رفاه دارند.‏
‏ اینکه ارزش های جمعی مردم ایران تغییر کرده، ساختار سیاسی ایران قاعدتا تغییر کرده، ساختار اقتصادی ایران قاعدتا نزدیک به ‏برابری شده و انسان ها دارن توش راحت و آزاد و برابر زندگی می کنن و جان ها جانشون محترم شمرده میشه و از آزار و اذیت ‏از دیگران دور هستن و موضوعاتی که ایمان و آرمان من رو ساخته.‏
‏ خب قاعدتا در ایران و در باب ایران هم بهش فکر میکنم و دلیل اصلی که در باب این مساله صحبت میکنیم هم همین موضوع ‏هست.‏
‏ اما فارغ از این آرزو و رویایی که ما در دلمون در باب آینده ی ایران داریم، موضوع موضوعیست که ما می بینیم که حالا این ‏آینده می تونه دگرگون بشه.‏
‏ یعنی شما وقتی به مسائل ایران نگاه می کنید می تونید بفهمید که فردای ایران متفاوت هست.‏
‏ ما قاعدتا نمی تونیم سالیان دراز این شرایط رو در ایران شاهدش باشیم.‏
‏ تمام اتفاقاتی که داره می افته در سطح جهان، اتفاقاتی که در منطقه خاورمیانه می افته، اتفاقاتی که در سراسر جهان داره نسبت به ‏ایران می افته و ایران نسبت به جهانیان داره.‏
‏ فارغ از اون اتفاقاتی که در داخل ایران در طول این سالیان افتاده، این مقابله ای که بین مردم، بخشی از مردم و بخش عمده ای از ‏مردم با حکومت وجود داره و حالا اون بخشی که خود رو منتسب به این قبیله ی حاکم در ایران می دونن.‏
‏ شرایط اسفناکی که اینها پدید آورده اند، همه ی اینها داره به ما از فردای متفاوتی صحبت می کنه.‏
‏ همون نگاه ساده به ایران و شرایط ایران می تونه به ما نوید این رو بده که قاعدتا با این نگاه بسته و جزمی که جمهوری اسلامی ‏داره، با این نگاه دگمی که حاکم بر رفتارها و اعتقادات و قانون و قانون گذاری جمهوری اسلامی هست، ما میتونیم این رو بفهمیم ‏که فردای ایران قاعدتا باید متفاوت باشه.‏
‏ یک فردایی باید باشه که با شرایط الان صد و هشتاد درجه تغییر در خودش ببینه.‏
‏ چرا که اینها نمی تونن اون نیازهای ابتدایی مردم رو قاعدتا پاسخگو باشن در تمام مسائل.‏
‏ شما در باب مسائل فرهنگی نگاه بکنید، در باب مسائل اقتصادی نگاه بکنید، در باب مسائل سیاسی نگاه بکنید.‏
‏ یعنی شما وقتی به گذشته ی ایران مثلا دوران پهلوی نگاه میکنید، خب همه ما میدونیم که یکی از اون موضوعات عمده ای که ‏مردم رو به ستوه آورده بود در برابر اون حکومت مسائل سیاسی بود.‏
‏ آزادی سیاسی ای که مردم طالبش بود.‏
‏ حالا شما وقتی این رو با شرایط حاضر می سنجید و مورد قیاس قرار میدید میبینید که یک دریایی از اون استبداد و اون نگاه ‏استبدادی حاکم بر ایران شده که حتی بدیهیات زندگی را هم از این مردم دریغ کرده.‏
‏ حالا فارغ از آن آزادی سیاسی که از این مردم به یغما برده شده، حتی در باب آزادی های فردی و آزادی های اجتماعی و آزادی ‏های ساده و بدیهی که در همه جای دنیا محترم شمرده می شود هم خبری نیست.‏
‏ پس قاعدتا با یک نگاه ساده به این مسائل می توانیم به نوعی نتیجه بگیریم که فردای ایران فردایی متفاوت است.‏
‏ اما باید در باب این فردا و این سرانجام صحبت کرد و حالا به واسطه این صحبت ها کم کم نزدیک شد به آینده ای که قرار باشد ‏خودمان رقم بزنیم.‏
‏ یکی از مهم ترین موضوعات در این مسئله نگاه به واقعیت است.‏
‏ یعنی ما هر چقدر در باب این مسئله مشخص ایران و یا هر موضوع دیگری در جهان به واقعیت نزدیک بشویم، قاعدتا فردای ‏بهتری را برای خودمان و دیگران می سازیم.‏
‏ من در یکی از قسمت های برنامه به نام جان در قسمت های معمول برنامه ای به نام جان در باب واقعیت و ارزش واقعیت ‏صحبت کردم.‏
‏ فارغ از اون در مباحث دیگری که داشتم هم بارها و بارها در باب این واقعیت صحبت کردم و در قسمت های آتی هم قاعدتا ‏صحبت می کنم چرا که موضوعی به شدت مهم است.‏
‏ موضوعی حیاتی برای ما.‏
‏ در باب نگاه به دنیا و تغییر دنیا هست.‏
‏ اینکه ما واقع بینانه به جهان نگاه بکنیم.‏
‏ در چند قسمتی که پیرامون مسائل ایران داشتم و صحبت کردم، در باب این توهمی که پیرامون رهایی ایران وجود داره اونجا هم ‏صحبت کردم.‏
‏ اینکه ما مواجه هستیم با جماعتی که واقعیات غیرقابل انکاری که در برابرشون هست رو هم انکار می کنن.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید با جماعتی که تمامی واقعیات رو زیر پا می گذاره برای اون چیزی که به عنوان اون توهم خودش نسبت ‏به رهایی داره در باب ایران با دیگران مطرح می کنه، به موضوع متوهمانه ایمان آورده و حالا به دنبال دلایلی است تا این توهم ‏خودش رو جنبه های واقعی بهش ببخشه حتی با زیر پا گذاشتن واقعیت.‏
‏ وقتی ما در باب مساله ای تحت عنوان واقعیت و حقیقت صحبت کردیم.‏
‏ بارها گفتیم واقعیت اون چیزایی نیست که ما در جهان پیرامون خودمون می بینیم و باهاش روبه رو میشیم.‏
‏ یعنی به عنوان مثال اینکه هوا الان مثلا آفتابیست یا الان روزه.‏
‏ این یک واقعیتی است که ما قابل رویت برامون هست و هیچ کسی در جهان نمی تونه این رو کتمان کنه.‏
‏ اما چیزی که به سادگی می تونه این واقعیت رو تحت تاثیر قرار بده اون حقیقتی است که مردم بهش باورمند میشن.‏
‏ حالا وقتی در باب حقیقت صحبت می کنیم، اصولا وقتی نزدیک به این معنا و مفهوم می شیم، موضوع مشخص این هستش که ‏حقیقت اون چیزیست که باید باشه.‏
‏ اما این باید رو کی تعیین می کنه؟
‏ قاعدتا کسانی که بهش باورمند هستند.‏
‏ حالا دیگه ما صحبت از واقعیت نمی کنیم.‏
‏ چیزی که وجود داره خوب و بد بودن واقعیت موضوع مهم نیست.‏
‏ موضوع اون چیزی است که وجود داره.‏
‏ اما وقتی نزدیک به حقیقت میشیم، حالا اون چیزیست که باید وجود داشته باشه و این باید هم تحت نگاه های انسانی شکل میگیره.‏
‏ با معانی انسانی، با اخلاقیات انسانی، با فلسفه انسانی شکل میگیره حالا میتونه متفاوت باشه.‏
‏ حالا میتونیم ما مواجه بشیم با حقیقت هایی که در برابر واقعیت می ایستند.‏
‏ حالا کاملا با واقعیات عینی که ما داریم می بینیم در تضاد هستن.‏
‏ گاها می تونن موضوعات خوبی باشند اما خیلی از اوقات هم می تونند بد باشند.‏
‏ اما موضوع مهم در رسیدن به فردای درست در نقطه ابتدایی دیدن واقعیات است.‏
‏ حتی اگر مخالف با حقیقت هایی است که ما بهش باور داریم.‏
‏ یعنی باید اون نقطه ابتدایی رو در جایی قرار بدیم که ما بتونیم واقعیت رو ببینیم.‏
‏ وقتی داریم در باب ایران صحبت می کنیم بدونیم که ایران چه شرایطی داره.‏
‏ یعنی اگر مخالفین جمهوری اسلامی این مقدار هستند مثلا چمیدونم ده هزار نفر هستند کسانی که فعالانه حاضرند در خیابان باشند، ‏ما همین ده هزار نفر رو ببینیم.‏
‏ حالا خودمون رو در اون حقیقت ساخته در ذهن غرق نکنیم.‏
‏ مدام برای خودمون داستان سرایی بکنیم.‏
‏ من گاها حتی روبرو میشم با جماعتی که دارن در باب این مسئله صحبت میکنن.‏
‏ وقتی کسی صحبت از 50 درصد مخالف جمهوری اسلامی هم میگه و به نوعی دم می زنه که هشتاد و پنج درصد از مردم با ‏جمهوری اسلامی مخالف هستند و فریاد وامصیبتا میده که بله شما خودفروخته هستید.‏
‏ این جماعت بالای نود و پنج درصد هست و نود و پنج درصد از مردم ایران با جمهوری اسلامی مخالف هستند.‏
‏ خب این اون حقیقت و اون بایدی است که شما دوست دارید وجود داشته باشه اما چقدر با واقعیت در تضاد هست؟
‏ حالا فارغ از این که چقدر به واقعیت نزدیک هست یا نزدیک نیست، اگر نزدیک نباشه و واقعیت به نوعی با این متفاوت باشه تا ‏چه اندازه میتونه ضربه بزنه؟
‏ ما برای جنگیدن با اون دشمن در برابر آیا نقطه ابتدایی نیاز نداریم که واقعیت رو بدونیم؟
‏ آیا میشه با حقیقت های ساخته در ذهنمون به مصاف دشمن در برابر بریم؟
‏ آیا اصلا شدنی هست؟
‏ یعنی شما تصور کنید ما از دشمن در برابر بیزاریم.‏
‏ حالا بشینیم بگیم دشمن که ارزشی نداره، قدرتی نداره، ارتشی نداره، اصلا چیزی نداره.‏
‏ یک سری آدم های احمق دست و پا چلفتی بیچاره ای هستن که دور هم جمع شدن و یک حکومتی تشکیل دادن اما ما به واسطه ‏آن علاقه و عرقی که نسبت به آن جماعت و قبیله خودمان داریم حالا شروع کنیم.‏
‏ ما مردمی هستیم فوق‌العاده شجاع و دلیر.‏
‏ استثنایی غیر قابل فهم.‏
‏ حالا بنشینیم با این توهمات خودمان را باد بکنیم، باد بکنیم و در نهایت وقتی روز مصاف رسید ببینیم که نه، این از این خبرها ‏نیست.‏
‏ واقعیت چیز دیگری است.‏
‏ اتفاقا جمعیت در برابر حتی حاضرند از جان خودشان بگذرند چرا که به یک چیزی باور دارند و حاضرند جان خودشان را در ‏این ایمان بدهند.‏
‏ اینکه این واقعیت درستی است، غلطی است، این حقیقت درستی است.‏
‏ موضوع بحث ما نیست، موضوع نگاه به واقعیت است.‏
‏ خوب و بد بودن در این مسأله اصلا موضوع مهم نیست.‏
‏ موضوع نگاه درست نسبت به واقعیت داشتن است و اصولا وقتی من در باب ایران و سرانجام ایران صحبت می کنم، یکی از ‏مهم ترین موضوعات در دل این مسأله همین نگاه واقع بینانه است.‏
‏ اینکه اگر ما قرار است فردای بهتری را برای ایران بسازیم، نیازمند این هستیم که در نقطه ابتدایی واقع بینانه به جهان نگاه ‏بکنیم، به شرایط ایران نگاه کنیم و حالا با این نگاه واقع بینانه بخوایم اون حقیقتی که بهش باور داریم رو پیش ببریم.‏
‏ اون حقیقت ما غیرقابل عدول هست.‏
‏ تغییری درش به وجود نمی آید اما ما برای رسیدن به آن حقیقت در آن نقطه ابتدایی نیاز داریم که واقعیات را ببینیم.‏
‏ نیاز داریم که با نگاه واقع بینانه و عاقلانه حالا پیش بریم.‏
‏ فارغ از این نگاه به مسئله واقعیت و موضوع مهمی که باید به آن اتکا کرد و به نوعی با اتکاء به این واقعیت فردای ایران را ‏شناخت و در آن تلاش کرد.‏
‏ در این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب مسائلی صحبت بکنیم و موضوعاتی که محتمل هست در فردای ایران ‏اتفاق بیفتد.‏
‏ یعنی وقتی ما به صحنه ایران نگاه می کنیم می بینیم که فردای ایران متفاوت از الان هست.‏
‏ حالا سعی می کنم یک شمای کلی نسبت به این قسمت ها داشته باشم تا بدانید که در آینده قرار هست در این ویژه برنامه چه ‏اتفاقاتی رخ بده.‏
‏ خب ما می دانیم که قاعدتا یکی از موضوعات محتمل همین کودتاست.‏
‏ یعنی ما میتوانیم مواجه بشویم با کودتا؟
‏ همتای خیلی از کشورهای دیگر دنیا که قاعدتا با کودتا شرایط سیاسی را درش دگرگون کردند.‏
‏ ما قاعدتا در یکی از قسمت های این ویژه برنامه در باب کودتا صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اینکه چه اندازه این کودتا در ایران محتمل هست، اصلا اتفاق افتادنش محتمل است.‏
‏ اینکه تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است و اصولا در باب مسئله کودتا صحبت بکنیم و اینکه در ایران چقدر محتمل بودنش ‏هست و مسائلی از این دست، قاعدتا باید در باب فروپاشی صحبت بکنیم.‏
‏ فروپاشی که ما در جای جای جهان رو به رو باهاش بودیم که اتفاقاتی افتاده در جهان که باعث فروپاشی حکومت های قدرتمندی ‏شده است.‏
‏ خب قاعدتا اولین گزینه ای که به یاد همه ما می افتد اتحاد جماهیر شوروی است که با فروپاشی شرایط تازه ای در این کشور و ‏در کشورهایی که به نوعی مستعمره این کشور هم بودند اتفاق افتاد.‏
‏ خب در باب این مسئله هم باید صحبت بکنیم آن هم یکی از این مسائل محتمل هست که در آینده ایران اتفاق می افتد اما قرار است ‏که ما با یک نگاه واقع بینانه نسبت به هر کدام از این عناوین نگاه بکنیم.‏
‏ اینکه آیا تا چه اندازه این ها محتمل هست در ایران اتفاق بیفتد و ما حالا قرار هست که در باب این ها با نگاه واقع بینانه یک ‏برآیند درستی را نسبت به فردای ایران داشته باشیم.‏
‏ در باب قاعدتا اصلاحات هم باید صحبت بکنیم.‏
‏ همواره در سراسر جهان وقتی اعتراضاتی شکل می گیرد، یکی از آن سرانجام ها همین مسئله اصلاحات هست.‏
‏ اینکه اصلاحات هم در ایران از همان ابتدا هم وجود داشته، از همان دورانی که مردم تظاهرات هایی را شکل دادند و به نوعی با ‏این حکومت فاسد در قدرت گلاویز شدند، ما همواره شاهد نگاه ها اصلاح طلبانه بودیم.‏
‏ حال این که تا چه اندازه محتمل است که این اصلاحات بتواند پیروز در میدان فردای ایران بشود.‏
‏ اینکه باز هم قرار هست ما واقع بینانه به این مسائل نگاه بکنیم، قرار نیست که با یک نگاه یک طرفه با توجه به اینکه با همه ‏وجود از این موضوع بیزار هستیم و نگاه منفی نسبت به موضوع اصلاحات داریم.‏
‏ قرار نیست که با این پیش‌داوری وارد این مبحث بشویم.‏
‏ قرار است که با یک نگاه درست و مشخصی حالا سعی بکنیم واقع بینانه فردایی را تصحیح بکنیم که آیا احتمال دارد که در آن ‏اصلاحات پیروز این میدان بشود یا نه؟
‏ قاعدتا موضوع مهم و قابل عرض و قابل فهم هم برای ما انقلاب هست.‏
‏ انقلابی که همه ما بهش نظر داریم و چشم داریم و دوست داریم فردایی را تصویر بکنیم در ایران که آن انقلاب درش شکل ‏بگیرد.‏
‏ انقلابی که حالا هر کس می‌تواند آرزوها و رویاهای خودش رو درش تصویر بکند.‏
‏ انقلابی که قرار هست دگرگونی به وجود بیاره و همه چیز رو به نوعی کن فیکون بکنه و 180 درجه تغییر به وجود بیاره.‏
‏ قرار هست که ارزش های ساخته به دست گذشتگان رو تغییر بده، تبدیل به ضد ارزش بکنه و حالا ارزش های تازه ای رو ‏بیافرینه و باعث بشه که انسان ها نوع دیگری به جهان نگاه بکنه.‏
‏ نه تنها حکومت ساختار سیاسی اقتصادی رو تغییر بده، ساختار اجتماعی و فرهنگی رو تغییر بده.‏
‏ حتی انسان ها رو در این کشور تغییر بده.‏
‏ قاعدتا همه ما خواهان همچین آینده ای برای ایران هستیم و قاعدتا حالا در یکی از این قسمت ها باید در باب مبانی ای که می ‏تونه ما رو کمک بکنه تا به این انقلاب برسیم هم صحبت می کنیم و اصولا هم قرار هست در این ویژه برنامه ما در باب مسائلی ‏صحبت بکنیم که در نهایت ما رو به اون نقطه ای برسونه که در انتظار سرنوشت نباشیم که قرار باشه چیزی که مقدر بوده اتفاق ‏بیوفته.‏
‏ به واسطه همین موضوع قاعدتا من در باب قدرت های خارجی و اینکه قدرت های خارجی بخوان ایران رو به دست بگیرن و ‏شرایط رو تغییر بدن صحبت مستقیمی نخواهم کرد.‏
‏ یعنی یک قسمت مشخصی رو نسبت به این موضوع اختصاص نخواهم داد.‏
‏ نه به واسطه اینکه من نگاه واقع بینانه خودم رو از دست دادم و یا به واسطه حقیقتی که بهش معتقد هستم بخوام این نگاه رو دور ‏می‌کنم به واسطه این که این قدرت های خارجی و این آینده ساخته شده.‏
‏ در این بخش بندی ای که من در ذهن خودم انجام دادم نمیگنجد.‏
‏ یعنی ما داریم در باب ایران صحبت میکنیم و شرایط منتسب به خود ایران و اتفاقاتی که درون ایران قرار است بیفتد و این نوعی ‏خارج از ایران و خارج از آن حیطه اختیارات و قدرت خود مردم و شرایطی است که مردم بخواهند درش سهیم باشند.‏
‏ اما قاعدتا در قسمت های مختلف نسبت به این موضوع هم اشاراتی خواهم داشت و در باب محتمل بودن این موضوع هم صحبت ‏خواهم کرد.‏
‏ اما یک قسمت خاص در این ویژه برنامه نخواهد داشت.‏
‏ شاید در آتی در باب این مسئله در یک ویژه برنامه های مشخصی صحبت بکنیم و در باب اینکه حالا فردای ایران اگر قدرت ‏های خارجی قرار باشد درش نقشی داشته باشند چه اتفاقاتی خواهد افتاد و یا میتواند بیفتد و مباحثی از این دست.‏
‏ هر چند که من در ویژه برنامه هایی به نام جان و اصولا در برنامه جان کمتر در باب مصادیق صحبت کردم و سعی کردم بیشتر ‏در باب مفاهیم صحبت بکنم و حالا اینکه قدرت های خارجی رو هم ما بخوایم نزدیک بهش بشیم اصولا ما رو به سمتی میبره که ‏باید حالا در باب ریز این مسائل صحبت بکنیم و بیشتر نزدیک بشیم به مصادیقی که حالا میتونه فردا رو بسازه.‏
‏ یعنی مثلا موضوعاتی که در حول و حوش ایران در همین خاورمیانه امروز داره اتفاق می افته.‏
‏ حالا ما باید در باب این مصادیق صحبت بکنیم تا بتونیم یک برآیندی رو نسبت به فردای ایران داشته باشیم.‏
‏ اما شاید در آتی در باب این مسائل هم صحبت کردیم.‏
‏ قاعدتا ما هدف اصلیمون هستش که این احساس نیاز برای ساختن آینده رو در خود و دیگران به وجود بیاریم که ما نیاز داریم آینده ‏ای رو برای ایران بسازیم.‏
‏ ما نیاز داریم که بیشتر در باب این آینده صحبت بکنیم، بیشتر در باب این سرانجام صحبت بکنیم تا این ها کورسوی امیدی بشه ‏برای ساختن این آینده در فردا.‏
‏ ما نیاز داریم که مردم رو به فکر در راستای این آینده بکشانیم.‏
‏ اینکه مردم فکر بکنن برای فردای خودشون در باب خواسته های خودشون.‏
‏ یعنی ما باید گذر بکنیم از اون دورانی که فقط و فقط نه خواسته هامون رو میدونیم.‏
‏ ما میدونیم که جمهوری اسلامی رو نمیخوایم.‏
‏ همتای اون چیزی که در اتفاقاتی که پیش از جمهوری اسلامی و انقلاب جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، یعنی در دوران پهلوی هم ‏مردم میدونستند که پهلوی رو نمیخوان اما چیزی فرای این نمیدونستن.‏
‏ حالا امروز ما باید از این موضوع گذر بکنیم.‏
‏ ما باید در خودمون احساس نیاز به فردا رو بسازیم.‏
‏ اینکه حالا چی میخوایم اصلا موضوع خواسته های ماست.‏
‏ یعنی گاها من روبرو میشم با این جملاتی که مردمی که در ایران هستند چیزی برای از دست دادن ندارند.‏
‏ این جملات اوج حقارت و بی مفهومی است.‏
‏ یعنی اوج رذالتی است که ما میتونیم بهش معترف باشیم.‏
‏ اصلا قرار هست که این مردم به واسطه خواسته هاشون به واسطه آرزوهاشون وارد یک میدان بشن؟
‏ نه به واسطه نداشته هاشون، نه به واسطه از دست دادن هاشون.‏
‏ حالا قرار هست مردمی باشند که به واسطه آرزوهاشون وارد یک میدان شده باشند به واسطه نیازی که برای فردا و آینده در خود ‏دارند.‏
‏ حالا تصاویر و رویاهایی برای فردا و آینده ساختن که قرار است فرزندانشان در آن شرایط زندگی کنند.‏
‏ قرار است که زندگی بهتری را برای خود و فرزندانشان و خانواده شان رقم بزنند.‏
‏ حالا قرار است با میل به این آرزو وارد میدان شوند و ما قرار است که این میل را به وجود بیاوریم.‏
‏ قرار است که این نیاز را برای ساختن به آینده به وجود بیاوریم.‏
‏ این که قاعدتا زندگی ما گره خورده با شرایط جمعی در ایران هست.‏
‏ اینکه ما می دانیم زندگی مان با ایران و شرایطش گره خورده و حالا باید نگاهی به آینده داشته باشیم و بدانیم که این سرانجام ‏سرانجام محتملی که می تواند با هر کدام از این عناصری که من درباره اش صحبت کردم رقم بخورد.‏
‏ موضوع مهم این است که ما باید گزینه ای باشیم که به این گزینه ها اضافه کند.‏
‏ ما قرار است که این گزینه ها را قدرتمند کنیم.‏
‏ ما قرار است که نقش این گزینه ها را کمرنگ و پررنگ بکنیم.‏
‏ قرار است در نهایت ما در کنار هم بتوانیم گزینه انقلاب را تبدیل به گزینه اصلی بکنیم.‏
‏ مردمی که در کنار هم این قدرت را در خود دارند که بتوانند موضوع انقلاب را تبدیل به موضوع اصلی برای خودشان و ‏دیگران بکنند.‏
‏ در این ویژه برنامه مشخص، سرانجام ایران قرار است که ما در باب این موضوعات محتمل صحبت بکنیم تا در نهایت به آن ‏نقطه مشخص که قاعدتا انقلاب هست و رسیدن به اون انقلاب هست صحبت بشه.‏
‏ در این انتهای قسمت هم دوست دارم باهاتون در باب همین مساله ای که پیرامون حمله خارجی بود صحبت بکنم.‏
‏ خب قاعدتا یکی از سرانجام هایی که ایران میتونه داشته باشه همین حمله قدرت های خارجی است.‏
‏ خب قاعدتا گفتم من یک قسمت مشخصی رو برای این موضوع در نظر نگرفتم چرا که خیلی دور از ماست.‏
‏ یعنی خیلی از این فردایی که قرار هست ما بسازیم دور و دورتر هست.‏
‏ خب قاعدتا می دونیم امروز شرایط جهان به نوعی داره پیش میره که موضوع، موضوع محتمل نیست که حالا یکی از این ‏کشور های خارجی قرار باشه به ایران حمله کنه و این جنگ و جنون و ویرانی و دیوانگی رو به مرزهای ایران هم بکشونه.‏
‏ در این جنونی که ساختن رو دارن به پیش میبرن و همه جا رو به نابودی بکشونه.‏
‏ خب ما می دونیم که فردایی که از دل این خون ریزی و جنگ و شقاوت شکل بگیره فردای روشنی نیست.‏
‏ برای هیچ کشوری در جهان نبوده، برای ما هم نیست.‏
‏ پس قاعدتا دوست نداریم در باب این مساله فکر بکنیم.‏
‏ اما آیا این ما رو دور می کنه از واقع بینی؟
‏ میشه درباره اش صحبت کرد؟
‏ میشه احتمالات رو در نظر گرفت اما قاعدتا به واسطه اینکه این ویژه برنامه پیرامون سرانجامی است که در نهایت مردم ایران ‏رقم بزنند هست که من خیلی نزدیک به این مساله نشدم.‏
‏ گفتم می تونیم در یک ویژه برنامه مشخص درباره اش صحبت بکنیم اما قاعدتا موضوعی نیست که آدم بخواد بهش نزدیک بشه.‏
‏ قاعدتا کسانی که در پی فروش این نوع نگاه ها به دیگران هستند، نگاه آلوده و بیماری دارند.‏
‏ یعنی نگاهی که قرار باشه آزادی رو از دل جنگ و خونریزی آن هم از یک قدرت خارجی شکل بده، قاعدتا ما را به یک نقطه ‏مشخص و روشنی نخواهد بود.‏
‏ همان طوری که در سراسر جهان هم نبرد، همان طوری که قرار بود ما شاهد افغانستان آزاد و آباد باشیم که بیست سال جنگ و ‏خون و خونریزی و دوباره تکرار این سیکل وحشی و بیمارگونه و دوباره برگشتن به نقطه ابتدایی، دوباره همان طالبان، دوباره ‏همان قوانین، دوباره همان جنون و همه چیز به نقطه ابتدایی برگشت.‏
‏ تنها ما شاهد خونریزی های بیشتر بودیم.‏
‏ جنگ های مدرنی که بیشتر هم می تواند آدم ها را بکشد و از بین ببرد بیشتر می تواند مخالفت هایی را بوجود.‏
‏ پس قاعدتا موضوعی نیست که ما در باب سرانجام ایران بخواهیم درباره اش صحبت کنیم.‏
‏ قاعدتا وقتی به کودتا و فروپاشی و مسائل دیگر صحبت می کنیم، محتمل با شرایطی است که در ایران وجود دارد.‏
‏ حالا سعی می کنیم در باب واقعی بودن و اینکه تا چه اندازه توهمی هست هم صحبت بکنیم.‏
‏ در مجموع قرار است که در این ویژه برنامه ما به سمت و سویی نگاه داشته باشیم که فردای ایران را خودمان رقم بزنیم.‏
‏ به آن نقطه ای برسیم که با شناخت موضوعات مختلف پیرامون فردای ایران، فردایی که خود آرزو داریم را برای ایران رقم ‏بزنیم.‏
‏ در این انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره.‏
‏ می تونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.‏
‏ من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا، افکار، عقاید، ایمان و باور خودم رو تحت عناوین ‏کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.‏
‏ تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ میتونید با مراجعه به این وب سایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدا شنیده بشه این راه ‏تغییر شکل بگیره و اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزاد.‏