پیغمبر آزادی این خلق کجا است
آن کیست که بر جام جهان او نگران است

فریاد بر این بردگی و بنده‌نوازی
تا کی همگی در پی اوهام و خیال است

آن کیست که فریاد دلش جمع و عیان است
پر شور به ضد تو خداوند گران است

هر عزم و همه کار و همه همت او این
آزاد جهان و همه آزاد به جان است

این تخت پر از قدرت الله که خان است
نابود و دگرباره جهان را نگران است

آغاز چنین و تو به فرجام بگو راد
هر قدرت دنیای به تقسیط و به جان است

پیغمبر آزادی این خلق عیان است
آزاد جهان و همه آزاد به جان است

پیغام و همه همت او اینکه تو آزاد
او زاد هزاران نفر آزاد جهان است

این گفت و شنود و همه پیغام از آن است
یک صد شد و صدها به هزاران که عیان است

دیروز یکی بود و پیام‌آور آزاد
امروز هزار و همه آزاد به جان است