ای سپیدار فرا بر آسمان غم رها
ای نفس ده ناجی جان و همه دنیای ما

آن تویی آن مایه‌ی آرامش جاندارگان
آن تویی آن زندگی بر ما و بر هر آدمان

ای چه والا و چه زیبایی تو ای جانان جان
ای سپیدار فرا بر آسمان غم رها

دیدنت بر این جهان فخر و‌ همه ‌زیبایی‌است
آن وجودت آب و جان و مایه‌ی‌بیداری‌است

سایه‌ات آرامش کرار در گرمای ماه
ای درختم تن به والا ای شکوه و شاهراه

آن وجودت را نباشد ظلمتی بر این جهان
تو مثال هیچ جانی نیستی در این جهان

این ببین آن آدمان قاتل به راهت جان تو
ای علمداران کشتار و هزاران راه نو

آن بزن تیشه به جانت بر نفس بر جان تو
او نفس از خود برد جان و نفس از راه تو

ای چه زیبایی و افرا آن فروغ از جان تو
تو نفس بودی رها جان و نفس از جان تو

تو بمان با من ببین جام جهان بر کام تو
من رها هم تو رها حیوان رها از راه نو

ای چه والا و چه زیبا و تویی اشجر فرا
ای سپیدار کرا بر آسمان غم رها